جمع بندی زندگی اجتماعی و بازخواست تنهایی

تب‌های اولیه

70 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

مضطرب;986970 نوشت:
پس تضمینی وجود ندارد.دقت کنید که امید واهی هم از دام های شیطان است.

اینکه از تمام کلام بنده فقط این قسمت آن هم با این دقت مورد توجه شما قرار گرفته نشان دهنده اوج منفی نگری و ناامیدی طلبی در افکار شماست!!
اما باید عرض کنم اولا اینکه گفتم شاید مورد رحمت الهی قرار بگیرد منظورم بدون توبه بود، وگرنه با توبه هر گناهی بخشیده میشود؛ یعنی به جز شرک ورزیدن، هر گناهی حتی بدون توبه هم ممکن است از سوی خدا مورد بخشش قرار گیرد(نساء:48)

وقتی خود خداوند وعده داده این دیگر امید واهی نیست! امید واهی در جایی است که هیچ وعده ای در کار نباشد، اما وقتی خدا می گوید من به غیر از شرک ممکن است برخی بندگان را بدون توبه هم ببخشم اینجا امید بستن، امید به وعده خود خداست.
نباید بگویید خداوند گفته شاید، پس معلوم نیست ببخشد، خب امید هم در جایی است که تحقق چیزی 100درصد نباشد، وگرنه اگر 100درصد باشد که دیگر امید معنا ندارد، آنجا یقین است.
کسی نمی گوید من امید دارم این آتشی که روشن می کنم داغ باشد! خب داغ بودن آتش یقینی است! امید در جایی است که یقین در کار نباشد اما از آن طرف منتفی هم نباشد.

نمی شود وعده تناقض داشته باشد خداوند محکم و صریح در جایی تاکید کرده و در جای دیگر تاکید نکرده و رد کرده. نمی شود که فقط تاکید کرده ها را ببینیم و رد شده ها را نبینیم.

بنده متاسفانه هنوز قانع نشدم معلول ، مظلوم ، بدبخت ژنتیکی و بدبخت مالی و ... چرا باید زجر بکشند و عده ای عشق دنیا را ببرند.

[SPOILER]
یاد جمله ی بهشت بهترین بهانه برای جهنم کردن دنیا می افتم.
[/SPOILER]

مضطرب;987199 نوشت:
بنده متاسفانه هنوز قانع نشدم معلول ، مظلوم ، بدبخت ژنتیکی و بدبخت مالی و ... چرا باید زجر بکشند و عده ای عشق دنیا را ببرند.

بنده خواستم در چند پست اگر امکان دارد پاسخ این سوال شما را بدهم اما قانع نشدید؛ پرداختن بیش از این مقدار در این تاپیک که موضوعش نوع حسابرسی است مقدور نیست؛ اگر هنوز قانع نشده اید باید تاپیک جدیدی تاسیس کنید و از چرایی تفاوت ها در دنیا سوال کنید.

این تاپیک فقط در خصوص این موضوع هست که آیا خداوند این کاستی ها و تفاوت ها را در حسابرسی دخالت می دهد یا خیر که با ذکر آیات وروایات متعدد عرض کردیم بله، چنین خواهد شد.

سلام.روی حرفهایتان بیشتر فکر می کنم.
۱- چرا موسی در محیط فاسد و طاغوت پیغمبر می شود اما یزید در محیط فاسد شقاوتمند می شود؟
آیا خداوند مستقیم در این مسائل ورود کرده است؟

۲- پدر و مادر هم در قبال فرزند بازخواست خواهند شد ؟

۳- خداوند که جبار است چرا اصلاح امور را برای برخی افراد انجام داده و برای برخی دریغ می کند؟

سلام

مضطرب;987299 نوشت:
۱- چرا موسی در محیط فاسد و طاغوت پیغمبر می شود اما یزید در محیط فاسد شقاوتمند می شود؟
آیا خداوند مستقیم در این مسائل ورود کرده است؟

سعادت و شقاوت در گرو رفتار خود انسان است، و خداوند اگرچه سرنوشت انسان ها را رقم میزند، اما نه بی قاعده، بلکه با توجه به رفتار خودشان، فکر می کنم این آیات کافی باشد:

«الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»؛ کسانی که در راه ما تلاش کنند قطعا آنها را به راه هایمان هدایت خواهیم کرد.(عنکبوت:69)
«مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها وَ ما رَبُّكَ بِظَلاَّمٍ لِلْعَبيد»؛كسى كه كار شايسته انجام دهد، به سود خود اوست، و كسى كه مرتكب زشتى شود به زيان خود اوست، و پروردگارت به بندگان ستم نمی کند‏(فصلت:46)
«إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم‏»؛ خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که آنچه که مربوط به خودشان است را تغییر دهند.(رعد:11)

بنابراین می بینید هم مومنانی داریم که در خانواده بد رشد یافته اند، هم مومنانی که در خانواده خوب پرورش یافته اند، هم فاسقانی که درخانواده بد رشد یافته اند، و هم فاسقانی که در خانواده خوب رشد یافته اند اما مسیر انحراف را پیموده اند؛ چون اینها هیچ کدام تمام علت نیست، آنچه که بیشترین نقش را دارد اراده خود انسان است.

مضطرب;987299 نوشت:
۲- پدر و مادر هم در قبال فرزند بازخواست خواهند شد ؟

قطعا چنین است.
مهمترین حق فرزند بر عهده پدر و مادر تربیت نیکوی اوست، لذا اگر در این وظیفه کوتاهی کرده باشند در قبال آن بازخواست می شوند، روایات متعددی داریم مانند آن روایتی که پیامبر(ص) می فرماید وای بر پدران آخرالزمان! سوال میشود غیر مسلمانان؟ پیامبر(ص) می فرمایند: خیر؛ پدران از امت من که به نیازهای مادی کودکشان بیش از نیازهای دینی و تربیتی او توجه می کنند.
البته سند روایت را فرصت نکردم پیدا کنم تا من دقیق آن را بیاورم غرضم این بود که بدانید چنین روایاتی هست. اگر خواستید بفرمایید تا نمونه هایی را با سند عرض کنم.

مضطرب;987299 نوشت:
۳- خداوند که جبار است چرا اصلاح امور را برای برخی افراد انجام داده و برای برخی دریغ می کند؟

هرگز خداوند بی قاعده و ناعادلانه رفتار نمی کند، خدا که با کسی خویشاوندی ندارد! هر چیزی در عالَم اتفاق می افتد تحت علل و عوامل مادی و فوق مادی است.
مثلا خداوند می فرماید: من هر کسی را بخواهم هدایت می کنم! خب ناید گمان شود این خواستن خداوند مثل خواستن ها ماست که مثلا می گوییم به هر کسی که بخواهم پول قرض می دهم و فقط به خویشان و آشناهای خودمان پول قرض دهیم!!!
خود خداوند در لابلای آیات ملاک کارهایش را بیان فرموده، مثلا اگر در جایی گفته من هر کسی را بخواهم هدایت می کنم: «اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاء»(بقره:272) در جای دیگر به صورت جزئی تر گفته که خواست خداوند برای هدایت به چه کسانی تعلق می گیرد و به چه کسانی تعلق نمی گیرد:

مثلا در مورد اصحاب گهف می فرماید: «ِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدى‏»؛ آنها جوانمردانی بودند که به پروردگارشان ایمان آوردند و ما بر ایمان و هدایتشان افزودیم.(کهف:13)
می بینید که استارت هدایت از سوی خود ایشان بوده است، آنها به سمت خدا رفتند و خداوند هم دست ایشان را گرفته است، و کسانی که از هدایت محروم میشوند هم استارت این گمراهی توسط خود ایشان می خورد همانطور که خداوند می فرماید ایتکه خداوند اصلاحشان نمی کند چون خودشان به سمت کفر و ظلم و فسق رفته اند:

«إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ»؛ خداوند کافران را هدایت نمی کند.(مائده:67)
«اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمين‏»؛ خداوند ظالمین را هدایت نمی کند. (آل عمران:86)
«اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقين‏»؛ خداوند فاسقان را هدایت نمی کند.(مائده:108)

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

مسلم;987439 نوشت:
مثلا خداوند می فرماید: من هر کسی را بخواهم هدایت می کنم! خب ناید گمان شود این خواستن خداوند مثل خواستن ها ماست که مثلا می گوییم به هر کسی که بخواهم پول قرض می دهم و فقط به خویشان و آشناهای خودمان پول قرض دهیم!!!

شاید ترجمه این آیه این باشد: من هرکس را هدایت بخواهد، یا لایق هدایت باشد هدایت میکنم[/][/][/]

سلام علیکم.
اما در مورد حضرت موسی در سوره قصص آیاتی دیده می شود :
[SPOILER]
وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ

و به مادر موسی وحی کردیم که : شیرش بده و اگر بر او بیمناک شدی به دریایش بینداز و مترس و غمگین مشو، او را به تو باز می گردانیم و در شمار پیامبرانش می آوریم

وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ

مادر موسی طاقت از دست بداد و اگر دلش را قوی نکرده بودیم که از مؤمنان باشد، نزدیک بود که آن راز را فاش سازد

فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ

پس او را نزد مادرش برگردانیدیم تا چشمان آن زن روشن گردد و غمگین نباشد و بداند که وعده خدا حق است ، ولی بیشترینشان نمی دانند

وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ

چون به حد بلوغ رسید و برومند شد، او را فرزانگی و دانش دادیم و، نیکوکاران را چنین پاداش می دهیم

[/SPOILER]
در آیات بالا نقش مستقیم خداوند وجود دارد.چرا برای من مستقیم وارد نمی شود؟
متاسفانه این سعی و تلاش بهانه ای شده برای سرکوب حقوق ضایع شده.نمی دانم خط کش بین سعی و تلاش و تخفیف خداوند کجاست ؟ تا می گوییم مشکل اینجاست فوری سعی و تلاش را وسط می کشید.دیگه کسی که کاری انجام می دهد خود انجام داده خداوند دیگر کجاست ؟! اگر تلاش بیهوده باشد وقتی که خداوند نخواهد چیزی نمی شود؟پس مرا بخوانید تا اجابت کنم بیهوده است ؟!
کسی را که می گویید باید لایق باشد تا هدایت پیدا کند این لیاقت از کجا پیدا می شود؟

نقش دانش و آگاهی و عقل و شعور خدادای در بدبختی و سعادت انسان چیست؟

حال در مورد این هم توضیح دهید :

بگو (ای پیغمبر): بار خدایا، ای پادشاه ملک هستی، تو هر که را خواهی ملک و سلطنت بخشی و از هر که خواهی ملک و سلطنت بازگیری، و هر که را خواهی عزت دهی و هر که را خواهی خوار گردانی، هر خیر و نیکویی به دست توست و تنها تو بر هر چیز توانایی.(آل عمرا ۲۶)

سلام علیکم و رحمة الله

مضطرب;987815 نوشت:

اما در مورد حضرت موسی در سوره قصص آیاتی دیده می شود
در آیات بالا نقش مستقیم خداوند وجود دارد.چرا برای من مستقیم وارد نمی شود؟

من قبلا هم عرض کردم هیچ کجا تبعیضی وجود ندارد، هر کجا خدا مستقیما وارد شده چون زمینه و ظرفیتی از قبل وجود داشته است، وگرنه حضرت موسی(ع) که نعوذبالله با خدا خویشاوندی نداشته است.

مضطرب;987815 نوشت:
بگو (ای پیغمبر): بار خدایا، ای پادشاه ملک هستی، تو هر که را خواهی ملک و سلطنت بخشی و از هر که خواهی ملک و سلطنت بازگیری، و هر که را خواهی عزت دهی و هر که را خواهی خوار گردانی، هر خیر و نیکویی به دست توست و تنها تو بر هر چیز توانایی.(آل عمرا ۲۶)

باز هم در سابق عرض کردم وقتی خداوند می گوید هر کسی را خواستم...، نباید گمان کنیم که خداوند خواستن خدا بی قاعده و بی ضابطه است، بلکه ضوابط و قواعد آن را در آیات دیگر بیان کرده است.
مثلا اینجا که می فرماید: هر کس را بخواهم عزت می بخشم نه اینکه بی ضابطه بلکه در آیات دیگر فرموده است: «مَنْ كانَ يُريدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَميعا»؛ كسى كه عزت مى‏خواهد، پس [بايد آن را از خدا بخواهد، زيرا] همه عزت ويژه خداست‏.(فاطر:10) یا می فرماید: «إِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا»؛قطعاً كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏ اند،[خداى‏] رحمان براى آنان [در دل‏ها] محبتى قرار خواهد داد (مریم:96)

مضطرب;987815 نوشت:
کسی را که می گویید باید لایق باشد تا هدایت پیدا کند این لیاقت از کجا پیدا می شود؟
نقش دانش و آگاهی و عقل و شعور خدادای در بدبختی و سعادت انسان چیست؟

هر چیزی در دنیا بها دارد، خداوند بی ضابطه و بی قاعده هیچ چیزی به کسی نمی دهد، چون همه انسان ها در برابر او یکسان هستند، اصلا معنا ندارد مخلوقین برای خالقشان تفاوت کنند!
پس هر چیزی که یکی دارد و دیگری ندارد ناشی از علل پیشینی است، نه اعطاء بی ضابطه و مستقیم از سوی خدا
پس هر دارایی قیمتی دارد، البته ممکن است این تلاش را خود انسان بکند و این قیمت را خود او بپردازد، و نیز ممکن است دیگری بهای آن را بپردازد؛ مثل پدری که کار می کند و برای فرزند خود پول و سلامتی به ارث می گذارد، و پدری که تنبلی می کند و برای خانواده اش فقر و استعداد دیابت بر جای می گذارد.

هرگز نباید گمان کنیم خداوند بی قاعده بین این دو تفاوت گذاشته است

پرسش:
چرا با وجود تفاوت های انسان ها چه از لحاظ امکانات و استعدادها و توانایی ها، و چه از لحاظ خانواده و جامعه اما انسان ها در آخر تنها می میرند و تنها بارخواست می شوند؟ در حالی که این عوامل در رشد و جهت گیری آنها نقش داشته اند. برخی انسان ها در محیطی رشد می کنند که چیزی جز شقاوت سرنوشتشان نمی شود. حال اگر این ها بگویند تربیت ما این بلا را سر ما آورد آیا خداوند واقعا قبول می کند؟ یک راست به جهنم فرستاده می شوند!


پاسخ:

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول: تفاوت ها حکیمانه است

تمامی تفاوت هایی که بین نوع بشر وجود دارد مبتنی بر علل پیشینی بوده و حکیمانه است، خداوند هرگز بی جهت کسی را بر کسی برتری نداده است. اگر علی رغم تفاوت انسان ها در تغذیه سالم، تحرّک، مراقبت های بارداری، استفاده از غذاهایی که موجب تقویت یا ضعف حافظه میشود، استفاده یا عدم استفاده از سیگار و الکل و مانند آن...، اگر با وجود این تفاوت ها همه بچه ها یکسان به دنیا می آمدند آن موقع بود که ظلم بود، نه وقتی که زمینه های پیشینی متفاوت هستند!!

یا باید مقدمات و نتیجه هر دو یکسان باشند، یا هر دو متغیر! نمیشود مقدمات متفاوت باشند و نتیجه یکسان حاصل شود، این ظلم است! و نمیشود مقدمات مشابه باشند و نتیجه متفاوت باشد، این هم ظلم است.

آنچه ما در جهان می بینیم اتفاقا عین عدالت است، چرا که هر کسی متناسب با مقدماتی که در زندگی محقق میسازد، نتیجه می گیرد، به همین خاطر علوم طبیعی و پزشکی و مانند آن ایجاد شده، وگرنه اگر خداوند میخواست مثل برخی بندگان احساساتی شده و بی ضابطه و بی قاعده تصمیم گیری کند اساس همه علوم و قوانین عالم بر باد میرفت!

نکته دوم: کیفیت حسابرسی

درست است که انسان ها تنها می میرند و ممکن است تنها بازخواست شوند اما به این معنا نیست که بدون توجه به تفاوت ها، و تأثیرگذاری دیگران بر آنها حسابرسی شوند، ادله متعددی بر این مسئله دلالت می کند که می توان در قالب چند دسته بیان نمود:

دسته اول:
توقع خداوند متناسب با امکانات دنیوی
انسان ها قطعا متناسب با امکاناتشان از جمله شرایط جامعه، تربیت و خانواده و مانند آن امتحان میشوند، و توقع خداوند از انسان در این امتحان الهی هم متناسب با همین امکانات است، همانطور که قرآن کریم می فرماید:

«وَ هُوَ الَّذي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ في‏ ما آتاكُم‏»؛ اوست كسى كه شما را در زمين، جانشينان [نسل‏هاى گذشته‏] قرار داد، و (از نظر امکانات) برخى از شما را از برخى ديگر بالا برد، تا شما را در آنچه به شما عطا كرده بيازمايد.(1)

و نیز می فرماید: «لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعيم‏»؛ در آن روز از نعمت ها بازپرسى خواهيد شد.(2)
وقتی قرار است از نعمت ها سوال شود طبیعتا هر کسی که نعمت های بیشتری را در اختیار داشته باید بیشتر پاسخ گو باشد و توقع از او بیشتر خواهد بود.

دسته دوم:
تناسب حسابرسی اخروی با امکانات دنیوی
طبق نکته پیشین روشن میشود که خداوند در قیامت متناسب با آنچه که در دنیا به بندگان داده است از ایشان حسابرسی خواهد نمود، روایات متعددی بر این مسئله دلالت دارند از جمله روایت امام باقر(علیه السلام) که می فرمایند: «إِنَّمَا يُدَاقُ‏ اللَّهُ الْعِبَادَ فِي الْحِسَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى قَدْرِ مَا آتَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِي الدُّنْيا»؛ جز این نیست که خداوند در روز قیامت به اندازه عقلی که در دنیا به بندگان عطا کرده در حسابرسی شان دقت به خرج خواهد داد. (3)

و نیز امام صادق(ع) فرموده اند: «إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ لَيَعْتَذِرُ إِلَى عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ الْمُحْوِجِ فِي الدُّنْيَا كَمَا يَعْتَذِرُ الْأَخُ‏ إِلَى‏ أَخِيهِ‏ فَيَقُولُ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا أَحْوَجْتُكَ فِي الدُّنْيَا مِنْ هَوَانٍ كَانَ بِكَ عَلَيَّ فَارْفَعْ هَذَا السَّجْفَ فَانْظُرْ إِلَى مَا عَوَّضْتُكَ مِنَ الدُّنْيَا قَالَ فَيَرْفَعُ فَيَقُولُ مَا ضَرَّنِي مَا مَنَعْتَنِي مَعَ مَا عَوَّضْتَنِي‏»(4)
ترجمه: همانا روز قیامت خداوند از بنده مؤمن که در دنیا فقیر و محتاج بوده دلجویی می‌کند چنان که برادری از برادرش عذر می‌خواهد. خداوند به او می‌فرماید: به عزت و جلالم سوگند! تو را به خاطر اهانت و خوارکردن در نظرم محتاج کردم؛ پس پرده‌ها را بردار و ببین به جای دنیا چه چیزها به تو داده‌ام. پس پرده‌ها را بردارد و آنچه را که خدای متعال از عوض دنیا به او داده بنگرد و به خدای عزوجل می‌دارد: پروردگارا! با این پاداش عظیمی که به من عطا فرمودی، من زیان نکرده ام نسبت به آنچه از دنیا مرا محروم کردی.

دسته سوم:
عوض داشتن در برابر کاستی ها و نواقص
شاهد دیگری که بر جبران کمبودها در آخرت گواهی می دهد آیات و روایاتی است که می فرماید کمبودهای انسان در آخرت جبران خواهد شد، یعنی اصلا صحبت از پاداش در برابر عمل نیست، بلکه صحبت از عوض در برابر کمبودها و کاستی هاست به شرط آنکه انسان صبور باشد:
«وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرين‏»؛ قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏ كنيم و بشارت ده به استقامت‏ كنندگان‏(5)

و نیز می فرماید: «وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُون‏»؛ و صابرینی که در برابر محروميتها و بيماريها استقامت به خرج مى‏ دهند اينها كسانى هستند كه راست مى ‏گويند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اينها هستند پرهيزكاران‏(6)

و در موضع دیگری می فرماید:
«وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ * الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّابرِِينَ عَلىَ‏ مَا أَصَابهَُم‏» بشارت ده به متواضعان و تسليم‏ شوندگان، همانها كه چون نام خدا برده مى ‏شود، دلهايشان پر از خضوع مى ‏گردد و در برابر مصيبتهايى كه به آنان مى ‏رسد صبر می کنند.(7)

دسته چهارم:
دشواری اعمال، پاداش مضاعف دارد
در دنیا مزد و پاداش به نتیجه عمل است، یعنی اگر کسی تلاشش در کنکور بیشتر باشد اما استعدادش کمتر باشد ممکن است هیچ نتیجه ای نگیرد، یا نتیجه ای که می گیرد پایین تر از آن کسی باشد که تلاشش کمتر بوده اما استعدادش بیشتر. اما آخرت در تمامی این ویژگی ها با دنیا تفاوت دارد؛ اولا مزد و پاداش به نتیجه نیست، به تلاش است، اگر کسی تلاش کند اما اصلا به هیچ نتیجه ای نرسد او به اندازه تلاشش پاداش خواهد داشت:
«لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏»؛ انسان بهره ای جز سعی و تلاشش ندارد.(8)
به همین خاطر اعمال و عبادات او هر چقدر دشوار تر و در کمبود امکانات باشد ارج و قرب بیشتری خواهد داشت، همان طور که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده اند: «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ أَحْمَزُهَا»؛ برترین اعمال دشوارترین آنهاست.(9)

بنابراین انسان هایی که از نظر هوش و استعداد و چهره و توانایی جسمی، و توانایی مالی و مانند آن از دیگران کمتر باشند هرگز در حسابرسی شان ضرر نمی کنند، چون مزد متناسب با تلاش است، نه نتیجه! و تلاش هم هر چقدر سخت تر و در امکانات کمتر باشد ارزشش بیشتر و مزد آن افزون تر است. پس کسی در دنیا چیزی از دست نمیدهد.

امام صادق(علیه السلام) در روایت مفصلی فرموده اند:
«وقتی روز قیامت فرا رسد، دو تن از بندگان با ایمان که هر دو اهل بهشتند، برای حسابرسی نگهداشته می شوند که یکی از آن دو در دنیا فقیر و دیگری غنی و ثروتمند بوده اند، بنده فقیر به زبان می آید و عرض می کند: ای پروردگار من! چرا بمانم؟ به عزتت سوگند! که تو خود می دانی که ولایتی به من ارزانی نداشتی که بخواهم به عدل و داد یا جور و ستم، فرمان برانم، مال و ثروتی به من ندادی که حقوق آن را بپردازم یا نپردازم. و رزق و روزی چنانکه خود دانسته و مقدر فرموده بودی، جز به قدر کفایت نبود، پس خدای عزیز و گرامی می فرماید: بنده ام راست گفت، راهش را باز کنید تا داخل بهشت شود و دیگری (بنده ثروتمند) به حال خود باقی می ماند تا اینکه عرق زیادی از بدنش جاری می شود که هر گاه چهل شتر از آن بنوشند، آنها را بس است»(10)

دسته پنجم:
حسابرسی تأثیرگذاری بر دیگران
علاوه بر آنچه گذشت از آیات و روایات بر می آید عواملی که بر روی انسان تأثیرگذار بوده، و هدایت را برای او سخت یا آسان میکنند در حسابرسی او نقش دارند، و از آن طرف کسانی که تأثیرگذار باشند چه منفی و چه مثبت در ثواب و گناه شریک خواهند بود، به عنوان نمونه قرآن کریم می فرماید:
«لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلا ساءَ ما يَزِرُون‏»؛ سرانجام روز قيامت بار گناهانشان را به طور كامل و بخشى از بار گناهان كسانى كه از روى بى‏دانشى گمراهشان مى‏كنند، به دوش مى‏كشند. آگاه باشيد! بد بارى است كه به دوش مى‏كشند.(11)

و پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز در روایتی می فرمایند:
«مَن یَشفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً، أو أمَرَ بمَعروفٍ ، أو نَهى عَن مُنكَرٍ ، أو دَلَّ على خَیرٍ ، أو أشارَ بهِ، فهُو شَریكٌ . و مَن أمَرَ بسُوءٍ ، أو دَلَّ علَیهِ ، أو أشارَ بهِ ، فهُو شَریكٌ»؛ هر كس براى كارى نیك وساطت كند یا به كارى نیك فرمان دهد یا از كارى زشت باز دارد یا به كارى نیك راهنمایى كند و یا در هنگام مشورت آن را نشان دهد، چنین كسى [در انجام آن كار ]شریك است و هر كه به كارى بد و زشت فرا خواند یا به آن راهنمایى كند و یا در هنگام مشورت آن را توصیه كند، او در آن كار شریك است.(12)

بنابراین به اندازه همان درصدی که شما برای تربیت، محیط، ژنتیک و مانند آن نقش و تاثیرگذاری قائل هستید، به همان اندازه انسان مجرم در مجازاتش تخفیف خواهد داشت؛ پس جای نگرانی از بابت این تفاوت ها وجود ندارد.

نکته سوم: نقش انسان در سرنوشتش
اینکه گمان کنیم همه چیز در گرو علل پیشینی است و انسان امکان تغییر شرایط را ندارد هم بر خلاف عقل است، وهم بر خلاف آیات و روایات. ما به روشنی می بینیم انسان هایی را که در فقر و محدودیت یا معلولیت رشد کرده اند و به انسان های بزرگی تبدیل شده اند.
قرآن کریم هم از سنت الهی می گوید که تغییر شرایط در گرو تغییر انسان است: «ِإِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»؛ خدا سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنچه که مربوط به خودشان است را تغییر دهند(13)

یا می فرماید: «أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏»؛ برای انسان بهره ای نیست مگر آنچه که سعی و تلاش نموده.(14)
و نیز می فرماید: «وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»؛ و کسانی که در راه ما تلاش و مجاهدت کنند آنها را به راه های خویش هدایت می کنیم.(15)

خب این آیات و آیات مشابه داد میزنند که کار دست خود بشر است، پس نباید چشم روی این آیات شفاف ببندیم و دو تا آیه را که موافق با نظر ماست را بگیریم و گمان کنیم سرنوشت انسان از پیش تعین شده است و قابلیت تغییر آن را ندارد، و کسی که در بدبختی به دنیا آمده حتما باید در بدبختی بمیرد!

آنچه که به انسان ضربه میزند کم پولی و کم استعدادی و کمبودهای مادی دیگر نیست! بلکه حس ناامیدی و اضطراب است که انسان را از تلاش و حرکت باز میدارد، منفی نگری است که انسان را زمین گیر می کند. عمده انسان هایی که گمان می کنند به خاطر کمبودها از دیگران عقب افتاده اند وقتی پای سخنانشان می نشینی میفهمی در قفس افکار منفی خودشان اسیر شده اند.
امام رضا(علیه السلام) در روایتی با سند صحیح می فرمایند:
«أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ بِي إِنْ خَيْراً فَخَيْراً وَ إِنْ شَرّاً فَشَرّا»؛ به خداوند گمان نیکو برده و حُسن ظن داشته باش، پس به درستی که خداوند می گوید من نزد گمان بنده ام هستم، اگر به من گمان نیک داشته باشد همان خیر و نیکی را برای او رقم میزنم، و اگر گمان بد ببرد همان را برای او مقدر میسازم.(16)

نکته چهارم: میانه روی در ترس و امید
نکته پایانی اینکه در لابلای کلام شما بوی ناامید و اضطراب احساس میشود، یعنی خوف و ترس شما از عذاب الهی بر امید و اتکاء به رحمت خداوند فزونی یافته! در حالی که رحمت خداوند بر غضب او سبقت رفته است:
«يَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه‏»؛ ای کسی که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است.(17)

پس رحمت خداوند را نادیده نگیرید؛ پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرموده اند:
«مَنْ‏ وَعَدَهُ‏ اللَّهُ‏ عَلَى‏ عَمَلٍ‏ ثَوَاباً فَهُوَ مُنْجِزُهُ لَهُ وَ مَنْ أَوْعَدَهُ عَلَى عَمَلٍ عِقَاباً فَهُوَ فِيهِ بِالْخِيَار»؛ کسی که خداوند به او وعده ثواب برای عملی را داده است به آن عمل خواهد کرد، و کسی را که خداوند تهدید به عذاب کرده است برای عذاب کردن او اختیار دارد.(18)

طبق فرمایش امام صادق(علیه السلام) این رحمت الهی در قیامت آنقدر گسترده خواهد شد که شیطان هم در آن طمع میکند:
«إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَشَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى رَحْمَتَهُ حَتَّى يَطْمَعَ إِبْلِيسُ فِي رَحْمَتِه‏» (19)

روشن است که با بخشیده شدن من و شما شیطان طمع نمی کند، تصور کنید چه کسانی در قیامت بخشیده میشوند که شیطان هم طمع می کند! باید مراقب باشیم که خوف ما بر امید ما غلبه نکند و ما را به ناامیدی و ترس بیش از حد نکشاند که این موجب میشود انسان از زندگی اش لذتی نبرده و دچار افسردگی شود، همه چیز باید در حالت تعادل باشد.

پی نوشت ها:
1. انعام:165/6.
2. تکاثر:8/102.
3. کلینی، محمد، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج1، ص11.
4. الکافی، ج2، ص264.
5. بقره:155/2.
6. بقره:177/2.
7. حج:22/ 34و35.
8. نجم:39/53.
9. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي‏، بیروت، چاپ دوم، 1403ق، ج67، ص191.
10. صدوق، محمد بن علی، الأمالی، نشر كتابچى‏، تهران، چاپ ششم، 1376ش، ص360.
11. نحل:25/16.
12. بحارالانوار، ج2، ص24.
13. رعد:11/13.
14. نجم:39/53.
15. عنکبوت:69/29.
16. الکافی، ج2، ص72.
17. طوسى، محمد بن الحسن‏، مصباح المتهجد، موسسه فقه الشیعه، بیروت، چاپ اول، 1411ق، ج2، ص442.
18. صدوق، محمد بن علی، التوحید، نشر جامعه مدرسين‏، قم، چاپ اول، 1398ق، ص406.
19. الأمالی صدوق، ص205.

موضوع قفل شده است