جمع بندی زندگی اجتماعی و بازخواست تنهایی

تب‌های اولیه

70 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
زندگی اجتماعی و بازخواست تنهایی

سلام.
چرا خداوند انسان را در بستر خانواده قرار می دهد برادران و خواهران در کودکی با هم زندگی می کنند و شادی می کنند بزرگ می شوند هر کس به فکر منفعت خود خواهد بوددر اجتماع تحت تاثیر هر گونه افکار و رفتار قرار می گیرند در آخر تنها می میرند تنها بارخواست می شوند درحالی در اجتماع وابسته شدند به طوری خداوند می گوید مادر از فرزند و فرزند از مادر گریزان است؟ انسان که معتاد به اجتماع است و افکار و کردار دیگران روی تاثیر دارد چرا تنها بازخواست می شود؟

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

مضطرب;981580 نوشت:
چرا خداوند انسان را در بستر خانواده قرار می دهد برادران و خواهران در کودکی با هم زندگی می کنند و شادی می کنند بزرگ می شوند هر کس به فکر منفعت خود خواهد بوددر اجتماع تحت تاثیر هر گونه افکار و رفتار قرار می گیرند در آخر تنها می میرند تنها بارخواست می شوند درحالی در اجتماع وابسته شدند به طوری خداوند می گوید مادر از فرزند و فرزند از مادر گریزان است؟ انسان که معتاد به اجتماع است و افکار و کردار دیگران روی تاثیر دارد چرا تنها بازخواست می شود؟

درست است که انسان ها تنها می میرند و ممکن است تنها بازخواست شوند اما به این معنا نیست که رفتارهای مثبت و منفی دیگران روی انسان، و یا رفتارهای مثبت و منفی انسان ها روی دیگران در حسابرسی نادیده گرفته شود.

انسان ها قطعا متناسب با امکاناتشان از جمله شرایط جامعه، تربیت و خانواده و مانند آن امتحان میشوند، و توقع خداوند از انسان در این امتحان الهی هم متناسب با همین امکانات است، همانطور که قرآن کریم می فرماید:

«وَ هُوَ الَّذي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ في‏ ما آتاكُم‏»؛ اوست كسى كه شما را در زمين، جانشينان [نسل‏هاى گذشته‏] قرار داد، و (از نظر امکانات) برخى از شما را از برخى ديگر بالا برد، تا شما را در آنچه به شما عطا كرده بيازمايد.(انعام:165)

بنابراین عواملی که بر روی انسان تأثیرگذار هستند و هدایت را برای او سخت یا آسان میکنند در حسابرسی او نقش دارند، و از آن طرف کسانی که تأثیرگذار باشند چه منفی و چه مثبت در ثواب و گناه شریک خواهند بود.

در منابع دینی ادله فراوانی بر این مطلب وجود دارد، به عنوان نمونه قرآن کریم می فرماید:
«لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلا ساءَ ما يَزِرُون‏»؛ سرانجام روز قيامت بار گناهانشان را به طور كامل و بخشى از بار گناهان كسانى كه از روى بى‏دانشى گمراهشان مى‏كنند، به دوش مى‏كشند. آگاه باشيد! بد بارى است كه به دوش مى‏كشند.(نحل:25)

و پیامبر(ص) نیز در روایتی می فرمایند:
«مَن یَشفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً، أو أمَرَ بمَعروفٍ ، أو نَهى عَن مُنكَرٍ ، أو دَلَّ على خَیرٍ ، أو أشارَ بهِ، فهُو شَریكٌ . و مَن أمَرَ بسُوءٍ ، أو دَلَّ علَیهِ ، أو أشارَ بهِ ، فهُو شَریكٌ»(بحارالانوار، ج2، ص24)
ترجمه: هر كس براى كارى نیك وساطت كند یا به كارى نیك فرمان دهد یا از كارى زشت باز دارد یا به كارى نیك راهنمایى كند و یا در هنگام مشورت آن را نشان دهد، چنین كسى [در انجام آن كار ]شریك است و هر كه به كارى بد و زشت فرا خواند یا به آن راهنمایى كند و یا در هنگام مشورت آن را توصیه كند، او در آن كار شریك است

اما فرار انسان ها از یکدیگر که در آیه 34 تا 36 عبس به آن اشاره شده است برای این است که هر کسی چنان دچار هول و هراس خود شده است که اصلا فرصت فکر کردن به دیگران و اطرافیان را ندارد همانطور که در آیه بعدی، یعنی 37 به آن اشاره شده است:
«لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه‏»؛ در آن روز هركسى از آنان را كارى است كه او را به خود مشغول مى‏كند.
وگرنه نقش های مثبت و منفی که نسبت به یکدیگر داشته اند قطعا در حسابرسی لحاظ میشود، اینطور نیست که انسان ها جزیره ای قضاوت شوند!

همچنین اینکه دادگاه هایی مثل دادگاه های دنیا تشکیل نمیشود تا این عوامل تأثیرگذاری و مانند آن اثبات شود به این خاطر است که حساب و کتاب ها روشن است، خداوند سریع الحساب است و ثواب و پاداش ها هم تکوینی هستند نه قراردادی! یعنی ای تأثیرات و میزان دخالت عوامل و مانند آن در همان دنیا حساب شده است و در آخرت ظهور یافته است.
خلاصه اینکه برای حسابرسی این عوامل، محاکمه اجتماعی لازم نیست بلکه همین مقدار که پاداش ها و عذاب ها متناسب با این تأثیرات اجتماعی باشد کافیست، که در قیامت این مسئله لحاظ خواهد شد.

سلام.
۱-فرمودید رفتار و اعمال دیگران در حسابرسی در نظر گرفته می شود درصورتی در دنیا مجازات ها در تمام ادیان و دادگاه ها کشورهای مذهبی بر اساس حکم خداوند داده می شود و اگر خداوند می خواست در مجازات ها خود نقش رفتار و اجتماع را در نظر بگیرد در این دنیا در نظر می گرفت.
۲- به یاد دارم حدیثی از حضرت علی درباره مرگ خوانده بودم هر چی گشتم نتونستم دوباره پیدا کنم و متن دقیقش رو اینجا بنویسم:
فرموده بودند: هنگامی که مرگ آدمی می رسد و مرگ بر او چیره شد به اطراف خود نگاه می کند که خانواده وی در حال گریه و زاری هستند و می بیند که کاری از پیش نمی برد و کم کم اعضا و جوارح وی در حال از کار افتادن است و دیگر کسی صدای وی نمی شنود و او اموالش را برای خانواده گذاشت و لذت آن را نصیب آن ها کرد و حال خود تنها باید جواب اموال اکتسابی اش را بدهد !!

دقت کنید لذت را دیگران می برند دیگرانی که روزی با عشق و علاقه در کنار هم زندگی می کردند‌.آیا عذابی از این دردناک تر هست؟؟

۳- آیه ۲۵ نحل که فرمودید در آیه ۱۷ نسا خداوند می فرماید که توبه اعمال جهالت گونه را می پذیرد ((( پذیرش توبه از سوی خدا ، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می دهند ، سپس زود توبه می کنند. خداوند ، توبه چنین اشخاصی را می پذیرد و خدا دانا و حکیم است.))))
در صورتی در آیه سوره نحل بی دانشی را در نظر نمی گیرد!!! در صورتی که انسان طبق خواست خداوند و تحقیر گونه جاهل آفریده شده است.

۴- در مورد دادگاه سریع خداوند که فرموید اما خداوند در آیه زیر زمان زیاد برای قیامت در نظر گرفته است. یک روز قیامت معادل ۵۰ هزار سال !
4 سوره‎ی معارج می فرماید: (تَعْرُجُ الْمَلائِكَهُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَهٍ)؛ «فرشتگان و روح (فرشته‎ی مخصوص) ‌به سوی او عروج می كنند؛ در آن روز كه مقدارش 50 هزار سال است .»

۵- فرض کنیم خداوند اعمال و رفتار دیگران و اجتماع هم طبق گفته شما درنظر بگیرد .دادگاه الهی برقرار می شود و خداوند می خواد تاثیرات اجتماع را در نظر بگیرد هر کس اعمال خود را گردن دیگری می اندازد هر فردی نسل قبل را مقصر می داند و همین طور به عقب می روند ، می روند و به آغاز خلقت می رسند و می بینند همه چیز به خداوند می رسد که خود آفریننده این اجتماع و ویژگی های دنیا است همانطور که شیطان لعین گناه خود را به گردن خداوند انداخت و محکوم به طرد شدن از درگاه الهی شد و خداوند قادر است چیزی به گردن نگیرد! آیا غیر از این است؟

ناصر خسرو شعری در این باره دارد که احتمالا شما می دانید کدام بیت را می گویم!

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

مضطرب;981580 نوشت:
سلام.
چرا خداوند انسان را در بستر خانواده قرار می دهد برادران و خواهران در کودکی با هم زندگی می کنند و شادی می کنند بزرگ می شوند هر کس به فکر منفعت خود خواهد بوددر اجتماع تحت تاثیر هر گونه افکار و رفتار قرار می گیرند در آخر تنها می میرند تنها بارخواست می شوند درحالی در اجتماع وابسته شدند به طوری خداوند می گوید مادر از فرزند و فرزند از مادر گریزان است؟ انسان که معتاد به اجتماع است و افکار و کردار دیگران روی تاثیر دارد چرا تنها بازخواست می شود؟

سلام
تنها بازخواست می شود تا کسی شرمندگی او را وقتی اعمال زشتش را می بیند نبیند
تنها بازخواست می شود تا کسی از رنج دیدن اعمال زشتش با خبر نشود
تنها بازخواست می شود چون انسان دوست ندارد دیگران از بدیها و زشتی هایش با خبر شوند
اما این را هم بدانید که سوال و بازخواست ( که خود انسان در آن محور است) انتهای راه نیست بلکه بخشی مهم از مسیر بازگشت به خداست.
یا علیم[/][/][/]

مسلم;981947 نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

درست است که انسان ها تنها می میرند و ممکن است تنها بازخواست شوند اما به این معنا نیست که رفتارهای مثبت و منفی دیگران روی انسان، و یا رفتارهای مثبت و منفی انسان ها روی دیگران در حسابرسی نادیده گرفته شود.

انسان ها قطعا متناسب با امکاناتشان از جمله شرایط جامعه، تربیت و خانواده و مانند آن امتحان میشوند، و توقع خداوند از انسان در این امتحان الهی هم متناسب با همین امکانات است، همانطور که قرآن کریم می فرماید:

«وَ هُوَ الَّذي جَعَلَكُمْ خَلائِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ في‏ ما آتاكُم‏»؛ اوست كسى كه شما را در زمين، جانشينان [نسل‏هاى گذشته‏] قرار داد، و (از نظر امکانات) برخى از شما را از برخى ديگر بالا برد، تا شما را در آنچه به شما عطا كرده بيازمايد.(انعام:165)

بنابراین عواملی که بر روی انسان تأثیرگذار هستند و هدایت را برای او سخت یا آسان میکنند در حسابرسی او نقش دارند، و از آن طرف کسانی که تأثیرگذار باشند چه منفی و چه مثبت در ثواب و گناه شریک خواهند بود.

در منابع دینی ادله فراوانی بر این مطلب وجود دارد، به عنوان نمونه قرآن کریم می فرماید:
«لِيَحْمِلُوا أَوْزارَهُمْ كامِلَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ مِنْ أَوْزارِ الَّذينَ يُضِلُّونَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلا ساءَ ما يَزِرُون‏»؛ سرانجام روز قيامت بار گناهانشان را به طور كامل و بخشى از بار گناهان كسانى كه از روى بى‏دانشى گمراهشان مى‏كنند، به دوش مى‏كشند. آگاه باشيد! بد بارى است كه به دوش مى‏كشند.(نحل:25)

و پیامبر(ص) نیز در روایتی می فرمایند:
«مَن یَشفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً، أو أمَرَ بمَعروفٍ ، أو نَهى عَن مُنكَرٍ ، أو دَلَّ على خَیرٍ ، أو أشارَ بهِ، فهُو شَریكٌ . و مَن أمَرَ بسُوءٍ ، أو دَلَّ علَیهِ ، أو أشارَ بهِ ، فهُو شَریكٌ»(بحارالانوار، ج2، ص24)
ترجمه: هر كس براى كارى نیك وساطت كند یا به كارى نیك فرمان دهد یا از كارى زشت باز دارد یا به كارى نیك راهنمایى كند و یا در هنگام مشورت آن را نشان دهد، چنین كسى [در انجام آن كار ]شریك است و هر كه به كارى بد و زشت فرا خواند یا به آن راهنمایى كند و یا در هنگام مشورت آن را توصیه كند، او در آن كار شریك است

اما فرار انسان ها از یکدیگر که در آیه 34 تا 36 عبس به آن اشاره شده است برای این است که هر کسی چنان دچار هول و هراس خود شده است که اصلا فرصت فکر کردن به دیگران و اطرافیان را ندارد همانطور که در آیه بعدی، یعنی 37 به آن اشاره شده است:
«لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه‏»؛ در آن روز هركسى از آنان را كارى است كه او را به خود مشغول مى‏كند.
وگرنه نقش های مثبت و منفی که نسبت به یکدیگر داشته اند قطعا در حسابرسی لحاظ میشود، اینطور نیست که انسان ها جزیره ای قضاوت شوند!

همچنین اینکه دادگاه هایی مثل دادگاه های دنیا تشکیل نمیشود تا این عوامل تأثیرگذاری و مانند آن اثبات شود به این خاطر است که حساب و کتاب ها روشن است، خداوند سریع الحساب است و ثواب و پاداش ها هم تکوینی هستند نه قراردادی! یعنی ای تأثیرات و میزان دخالت عوامل و مانند آن در همان دنیا حساب شده است و در آخرت ظهور یافته است.
خلاصه اینکه برای حسابرسی این عوامل، محاکمه اجتماعی لازم نیست بلکه همین مقدار که پاداش ها و عذاب ها متناسب با این تأثیرات اجتماعی باشد کافیست، که در قیامت این مسئله لحاظ خواهد شد.

سلام استاد.
خسته نباشید.happy
برای من هم سوال شده..
را جامعه به سمتی رفته که هرکسی در درجه اول بفکر منافع خودش هست،کمتر به فکرکمک یا همراهی همدیگر هستند.
همه داریم در یک جامعه زندگی میکنیم،زندگی بدون همدیگه معنا و تنوع وجذابیتی نداره...
پس چرا انقدر رحم ومروت کم شده؟؟
انسانی که بدون اجتماع مطمئنا نمیتونه زندگی خوبی داشته باشه
حرف زدن بدون عمل چه فایده؟؟

با سلام و احترام

مضطرب;981973 نوشت:
۱-فرمودید رفتار و اعمال دیگران در حسابرسی در نظر گرفته می شود درصورتی در دنیا مجازات ها در تمام ادیان و دادگاه ها کشورهای مذهبی بر اساس حکم خداوند داده می شود و اگر خداوند می خواست در مجازات ها خود نقش رفتار و اجتماع را در نظر بگیرد در این دنیا در نظر می گرفت.

قضاوت های دنیا بر عهده انسان هاست؛ درست است که احکام از سوی خداوند تعیین شده اما قاضی انسان است؛ لذا اینکه بتواند تمام تاثیرات خانوادگی و محیط و مانند آن را متناسب با شدت و ضعف و تعیین درصد و مانند آن در حکم دخالت دهد نشدنی است! الان که طبق ظواهر میخواهند حکم کنند ببینید چقدر دشوار است!
آیا امکان دارد برای صدور یک حکم محیط و خانواده و نوع تربیت و درصد تأثیرگذاری و اینها را یک قاضی تشخیص دهد؟! چنین قضاوتی یک آگاهی فوق بشری میخواهد و در دنیا شدنی نیست.

مضطرب;981973 نوشت:
۲- به یاد دارم حدیثی از حضرت علی درباره مرگ خوانده بودم هر چی گشتم نتونستم دوباره پیدا کنم و متن دقیقش رو اینجا بنویسم:
فرموده بودند: هنگامی که مرگ آدمی می رسد و مرگ بر او چیره شد به اطراف خود نگاه می کند که خانواده وی در حال گریه و زاری هستند و می بیند که کاری از پیش نمی برد و کم کم اعضا و جوارح وی در حال از کار افتادن است و دیگر کسی صدای وی نمی شنود و او اموالش را برای خانواده گذاشت و لذت آن را نصیب آن ها کرد و حال خود تنها باید جواب اموال اکتسابی اش را بدهد !!
دقت کنید لذت را دیگران می برند دیگرانی که روزی با عشق و علاقه در کنار هم زندگی می کردند‌.آیا عذابی از این دردناک تر هست؟؟

خب بله این درست است اما متوجه ربط ن به بحث مان نشدم!
خود انسان هم میتواند به بهترین وجه از آن بهره دنیوی و اخروی ببرد، این حسرت برای کسانی است که از هر طریقی جمع کرده اند و حالا حسابرسی اش با ایشان و لذتش برای دیگران است؛ احتمالا روایتی هم که می فرمایید این باشد:

«سُئِلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَنْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَسْرَةً قَالَ مَنْ رَأَى مَالَهُ فِي مِيزَانِ غَيْرِهِ وَ أَدْخَلَهُ اللَّهُ بِهِ النَّارَ وَ أَدْخَلَ وَارِثَهُ بِهِ الْجَنَّةَ»؛ از امیرالمومنین(ع) سوال شد بیشترین حسرت (در قیامت) برای کیست؟ فرمود: کسی که مالش را (که از هر راهی به دست آورده) در نامه اعمال دیگری ببیند(که آن دیگری با این مال کار خیر انجام داده) پس خداوند او را به خاطر مالش وارد دوزخ میکند و آن وارث را به خاطر آن مال وارد بهشت میسازد.(بحارالانوار، ج70، ص142)

وگرنه اگر کسی مالش را در راه هم لذت های حلال دنیوی و هم انفاق و خمس و زکات و سایر حقوق اخروی خرج کند هرگز چنین رنجی نخواهد داشت؛ اینکه هم پولش را خرج رفاه خانواده اش کند و هم برای رفاه آنها به ارث بگذارد هرگز موجب عذاب نخواهد شد در صورتی که تا در دنیا هست در دخل و خرج آن مدیریت درستی داشته باشد.

مضطرب;981973 نوشت:
آیه ۲۵ نحل که فرمودید در آیه ۱۷ نسا خداوند می فرماید که توبه اعمال جهالت گونه را می پذیرد ((( پذیرش توبه از سوی خدا ، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می دهند ، سپس زود توبه می کنند. خداوند ، توبه چنین اشخاصی را می پذیرد و خدا دانا و حکیم است.))))
در صورتی در آیه سوره نحل بی دانشی را در نظر نمی گیرد!!! در صورتی که انسان طبق خواست خداوند و تحقیر گونه جاهل آفریده شده است.

اینجا جهل در مقابل علم نیست، که بگوییم کسانی که حکم حرام بودن را میدانستند و مرتکب شدند دیگر توبه شان قبول نمیشود! اینکه اصلا منطقی نیست! چون معنایش این خواهد شد که فقط کسانی که نمی دانستند مثلا فلان کار گناه است و انجام دادند توبه شان پذیرفته میشود! در حالی که اگر نمیدانستند که گناهی بر ایشان نیست تا با توبه بخشیده شوند!
اینجا جهل در مقابل عناد و لجاجت است؛ یعنی کسانی که از روی فریب نفس و ضعف اراده و مانند آن گناه کنند توبه شان بخشیده میشود، نه کسانی که از روی علم و آگاهی و عامدانه و به نیت طغیان و ایستادن در برابر دین خدا گناه میکنند.(برای اطلاع بیشتر به تفاسیر قرآن ذیل این آیه شریفه مراجعه کنید)

مضطرب;981973 نوشت:
در مورد دادگاه سریع خداوند که فرموید اما خداوند در آیه زیر زمان زیاد برای قیامت در نظر گرفته است. یک روز قیامت معادل ۵۰ هزار سال !
سوره‎ی معارج می فرماید: (تَعْرُجُ الْمَلائِكَهُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَهٍ)؛ «فرشتگان و روح (فرشته‎ی مخصوص) ‌به سوی او عروج می كنند؛ در آن روز كه مقدارش 50 هزار سال است .»

این حسابرسی طولانی مدت خودش بخشی از عذاب انسان هاست؛ نه اینکه روال عادی بررسی باشد که سریع تر از آن ممکن نباشد! اولا در روایات بسیاری داریم که برخی انسان ها مثل برق و بدون معطلی برای حسابرسی وارد بهشت میشوند!
ثانیا برخی روایات داریم که تصریح میکنند این معطل کردن و طول دادن حسابرسی خودش عذاب است:
پیامبر(ص) فرمودند : «مَنْ‏ حُوسِبَ‏ عُذِّبَ»؛ هر کسی حسابرسی شد، عذاب شده است.(ج7، ص263)

اصلا خداوند که برای دانستن و حسابرسی نیازمند زمان نیست! وگرنه علم او محدود خواهد شد!
بنابراین اینطور نیست که خود بررسی اعمال نیاز به زمان داشته باشد؛ و این پنجاه هزار سال به این معنا نیست که تک تک انسان ها 50 هزار سال معطل میشوند! بلکه این روز 50 هزار سال طول خواهد کشید.

مضطرب;981973 نوشت:
۵- فرض کنیم خداوند اعمال و رفتار دیگران و اجتماع هم طبق گفته شما درنظر بگیرد .دادگاه الهی برقرار می شود و خداوند می خواد تاثیرات اجتماع را در نظر بگیرد هر کس اعمال خود را گردن دیگری می اندازد هر فردی نسل قبل را مقصر می داند و همین طور به عقب می روند ، می روند و به آغاز خلقت می رسند و می بینند همه چیز به خداوند می رسد که خود آفریننده این اجتماع و ویژگی های دنیا است همانطور که شیطان لعین گناه خود را به گردن خداوند انداخت و محکوم به طرد شدن از درگاه الهی شد و خداوند قادر است چیزی به گردن نگیرد! آیا غیر از این است؟

برادر من به گفتن که حکم نمیکنند! به صرف اینکه من بگویم مثلا گناه من تقصیر تربیت پدر و مادرم است که گوش نمیکنند و طبق آن حکم نمیکنند! آخرت را نباید مانند دنیا در نظر بگیریم!
آنجا بر دهان ها مهر میزنند و خودشان بررسی میکنند که آیا چند درصد تربیت نقش داشته؟ چون درصد تربیت و محیط و اینها یک درصد حداکثری نیست؛ بالاخره انسان عقل و اختیار دارد، قرآن و کتب آسمانی هستند!
انسان که نمیتواند بهانه بیاورد!
من و شما خوب میدانیم که هر جوری که تربیت شده باشیم بالاخره خوب و بد را در بسیاری از اعمال تشخیص میدهیم و توان انجام هر دو را داریم!
تربیت خوب و بد و سایر فاکتورها نهایتا یک نقش کمکی را دارند و درصد آنها در این حسابرسی نهایی لحاظ میشود اما قرار نیست انسان همه گناهان را به گردن آنها بندازد و خدا هم بپذیرد!!

تاریخ پر است از انسان هایی که در بدترین خانواده ها به کمال رسیدند و انسان هایی که در بهترین خانواده ها سقوط کردند!

smart star;982060 نوشت:
برای من هم سوال شده..
را جامعه به سمتی رفته که هرکسی در درجه اول بفکر منافع خودش هست،کمتر به فکرکمک یا همراهی همدیگر هستند.
همه داریم در یک جامعه زندگی میکنیم،زندگی بدون همدیگه معنا و تنوع وجذابیتی نداره...
پس چرا انقدر رحم ومروت کم شده؟؟
انسانی که بدون اجتماع مطمئنا نمیتونه زندگی خوبی داشته باشه
حرف زدن بدون عمل چه فایده؟؟

سلام، بله متاسفانه هجوم برای خرید کالاهای کمیاب، یا هجوم برای خرید دلار و ارز، احتکار، کم فروشی، کلاهبرداری ها، رحم نکردن های اقتصادی و اجتماعی و بسیاری از علائم ناخوشایند دیگر نشان میدهد که خودخواهی و عدم توجه به دیگران رواج یافته است.
اما نمیشود یک علت برای این امر بیان کرد، بلکه نیازمند بررسی یک تحلیل عمیق جامعه شناسی و روان شناسی است که آن هم از موضوع تاپیک خارج بوده و در حیطه کلام و عقائد هم نیست.

[="Black"][="3"]

smart star;982060 نوشت:
سلام استاد.
خسته نباشید.happy
برای من هم سوال شده..
را جامعه به سمتی رفته که هرکسی در درجه اول بفکر منافع خودش هست،کمتر به فکرکمک یا همراهی همدیگر هستند.
همه داریم در یک جامعه زندگی میکنیم،زندگی بدون همدیگه معنا و تنوع وجذابیتی نداره...
پس چرا انقدر رحم ومروت کم شده؟؟
انسانی که بدون اجتماع مطمئنا نمیتونه زندگی خوبی داشته باشه
حرف زدن بدون عمل چه فایده؟؟

بسم الله
سلام به شما و همه بزرگواران.
عبادات شما و همه قبول درگاه حق.
بله این سوال منم بود که چرا رحم کم شده و همه از هم فراری شدن؟
این سوال چند ماه هست که تو ذهن من هست.و اذیت کننده.خیلییی
من از طرف یک دوست این بی رحمی را درک کردم حس کردم اینکه میگید حرف زدن بدون عمل چه فایده؟
من اینو خیلی خوب میفهمم.و از طرف یک دوست درک کردم و این دوست هیچگونه تقصیری نداره هم رحم داره هم مروت داره و هم مرام.
گاهی اطرافیان باعث این میشن یعنی یکی دوست داره هم حرف بزنه و هم عمل کنه ولی با چند حرف منصرف میشه مثلا چند نفر بهش میگن به این عمل نکن سودی برات نداره و این باعث میشه که طرف به حرفایی که زده پشت کنه بر خلاف میل باطنیش و فقط با حرفا چند دوست خودشو راضی کنه.
باید پرسید در اینجا ادم باید به حرف دلش گوش بده و تمام مرامش رو بزاره یا نه حرف دوستان و اطرافیانش.
شما فرض کنید یکی اعتیاد به سیگار داره و یه دوست داره ... حرف دل دوست ...کمک به ایشون هستش ولی حرف دوستانش نه اینه که از ادم سیگاری دور باش که مثلا گرفتار نشی و سودی هم برات نداره و طرف تحت تاثیر حرفای دوستاش این دوست سیگاریشو ول میکنه در صورتی که میتونی محکم بمونه و به حرف دلش گوش کنه و باعث ترک دوستش بشه و کمک های دگه.
یه انسان خیلی میتونه رحم و مروت نشون بده ولی بهتر ترحم نکنه اگر ترحم باشه خب باعث میشه دوستش بدتر بشه ولی اگر نه مرام واقعی باشه میتونه دست دوستشو بگیره و نجاتش بده.
به نظر من ول کردن دست دوست در روز های سخت خیلی میتونه آسیب بزنه به زندگی یک انسان.
و این هم هست که گاهی دست دوستو یا اعضا خانواده را برا کمک میگیری ولی اون پس میزنه دستو که در این مورد کمی تحمل.
.
خیلی هم شنیدیم که میگن رحم کن تا خدا بهت رحم کنه. در اصل کمک به کسی که درخواست کمک داره هم کمک ب ایشونه هم کمک به خود ادم.
واقعا زندگی بی ارزش میشه که ادم همیشه به بهانه های مختلف از دوست یا عزیزانش فراری باشه.
خیلی خوبه که انسان دست دوستانش را ول نکند و معرفت را در حقشون تمام کند.
خیلی ها دوست دارن کمک کنند اگر بعضی بزارن.
گاهی ی لبخند زندگی بخشه.
.
زندگی عالیست اگر دیگران بزارن.
.
من حس میکنم از هدف اصلی تاپیک دور شدیم.
به هر حال حرف دلی بود ک‌ به زبان اوردم.
خیلی ممنون از شما
التماس دعا
یا حق و یا علی ع[/][/]

سلام.
عامل به وجود آمدن یک بچه دو نفراند.بچه در محیطی رشد می کند که چیزی جز شقاوت سرنوشتش نمی شود.چیزی که میلیاردها سال در نتیجه ی تربیت مفسدان و فاسقان و ... می بینیم.
حالا اگر این ها بگویند تربیت ما این بلا را سر ما آورد خداوند واقعا قبول می کند؟؟ خیلی از نتایج تربیت هاددر بزرگسالی ترمیم نمی شوند.این فرد با این تربیت وارد اجتماع می شود و دنیایی می بیند که اگر در جهت اکثریت دنیا حرکت نکند اگر آن راه هم اشتباه باشد یا رسوا می شود یا از گرسنگی می میرد و قاعدتا راهی جز مردن ندارد و خودش هم نمی تواند سربه نیست کند چون کاری حرام است. و حال وقتی مرد می پرسند چرا این راه را که همه رفتن تو هم رفتی و جواب می دهد چون چاره نداشتم! آیا خداوند قبول می کند؟؟ ( سپس یک راست به جهنم فرستاده می شود !! )
ایکاش خداوند هم بازخواست می شد تا خودش که عامل همه ی افعال است ببینیم چه بهانه ای دارد.

مضطرب;983660 نوشت:
سلام.
عامل به وجود آمدن یک بچه دو نفراند.بچه در محیطی رشد می کند که چیزی جز شقاوت سرنوشتش نمی شود.چیزی که میلیاردها سال در نتیجه ی تربیت مفسدان و فاسقان و ... می بینیم.
حالا اگر این ها بگویند تربیت ما این بلا را سر ما آورد خداوند واقعا قبول می کند؟؟ خیلی از نتایج تربیت هاددر بزرگسالی ترمیم نمی شوند.این فرد با این تربیت وارد اجتماع می شود و دنیایی می بیند که اگر در جهت اکثریت دنیا حرکت نکند اگر آن راه هم اشتباه باشد یا رسوا می شود یا از گرسنگی می میرد و قاعدتا راهی جز مردن ندارد و خودش هم نمی تواند سربه نیست کند چون کاری حرام است. و حال وقتی مرد می پرسند چرا این راه را که همه رفتن تو هم رفتی و جواب می دهد چون چاره نداشتم! آیا خداوند قبول می کند؟؟ ( سپس یک راست به جهنم فرستاده می شود !! )
ایکاش خداوند هم بازخواست می شد تا خودش که عامل همه ی افعال است ببینیم چه بهانه ای دارد.

با سلام و عرض ادب

الاعمال بالنیات

مهم این هست نیت شخص هنگام انجام گناه چی باشه

هر کس به سمت خدا فرار کنه از گناه بدون شک راه چاره ای پیدا میکنه

حتی مرگ با عزت در راه خدا بهتر از زندگی با ذلت خواهد بود ...

حتی در بدترین محیط ها هم انسان تفاوت رذیلت اخلاق و فضیلت اخلاقی رو تشخیص می ده
به خاطر ودیعه ای به نام وجدان که خداوند در انسان قرار داده

این که یه نفر به طور کل وجدان رو کنار میزاره انتخابی هست نه اجبار جامعه ...

چون وجدان در سخت ترین شرایط مرگ خوب و در راه حق رو به زندگی ذلت بار ترجیح می ده

اما شخص گناه کار وجدانش رو خاموش می کنه و ترجیح می ده به همین زندگی نکبت بار ادامه بده ...

موضوع قفل شده است