جمع بندی زنان پیامبر اسلام (ص)

تب‌های اولیه

42 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد عماد

amir_j;976044 نوشت:
سئوالم در مورد زنان پیامبر اسلام (حضرت محمد)صلی الله علیه و آله هست لطفا میشه توضیح دهید

سلام علیکم
سوالتان واضح نیست زیرا از جهات مختلف می توان به سوال شما پاسخ داد.
منظورتان تعداد آنها است؟
یا علت ازدواج با برخی از آنها؟
یا شخصیت آنها؟
و..
لذا بفرمائید منظورتان از این پرسش به کدام بحث فوق مربوط می شود

عماد;976237 نوشت:
سلام علیکم
سوالتان واضح نیست زیرا از جهات مختلف می توان به سوال شما پاسخ داد.
منظورتان تعداد آنها است؟
یا علت ازدواج با برخی از آنها؟
یا شخصیت آنها؟
و..
لذا بفرمائید منظورتان از این پرسش به کدام بحث فوق مربوط می شود

سلام بر شما. من استارتر بحث نیستم، ولی این تاپیک را برای سؤالاتم مناسب می بینم. اگر ممکن است بفرمایید هر یک از زنان پیامبر، در زمان ازدواج چند ساله بوده اند.

متشکرم

חסר משמעות;976238 نوشت:
سلام بر شما. من استارتر بحث نیستم، ولی این تاپیک را برای سؤالاتم مناسب می بینم. اگر ممکن است بفرمایید هر یک از زنان پیامبر، در زمان ازدواج چند ساله بوده اند.

اگر اجازه دهید ابتدا استارتر سوال اصلی خود را بپرسند ممنون می شوم . ان شاءالله پس از آن خدمت شما هم خواهم بود. البته در مورد پرسش شما در همین سایت به تفکیک برخی از همسران، پاسخ داده شده است و از طرفی سن برخی از همسران خود تاپیک جداگانه ای می طلبد زیرا قطعا پیرامون آن بحث شدت خواهد گرفت مثل سن حضرت خدیجه سلام الله علیها و سن عایشه هنگام ازدواج

دیروز یک نفر این پیام را برای من فرستاده، می دونم از رو دشمنی و غرض این متن نوشته شده و اما جواب علمیش چیه؟

*لیست کامل زنان حضرت محمد«ص»:*

1-خدیجه دختر خویلد
2-سوده دختر زمعه بن قیس
3-عایشه دختر ابوبکر
4-ام سلمه دختر امیه
5-حفصه دختر عمر بن الخطاب
6-زینب دختر جحش الاسدیه
7-جویریه دختر حارث
8-رمله دختر ابوسفیان بن الحرب
9-صفیه دختر حیی بن اخطب
10-میمونه دختر حارث الهلالیه
11-فاطمه دختر سریح
12-هند دختر یزید
13-عصما دختر سیاء
14-زینب دختر دیگر یزید
15-قتیله دختر قیس و خواهر اشعث
16-اسماء دختر نعمان بن شراحیل
17-فاطمه دختر صحاک
18-ماریه دختر شمعون قبطی
19-ریحانه دختر زید قرظی
20-غزیه از کنیزان محمد
21-صنعا یا سبا دختر سلیم
22-قضیه دختر جابر
23-زینب دختر خزیمه
24-هاجر دختر خلیفه الکلبی
25-عالیه دختر ظبیان
26-قوتیله بنت قیس
27-خوله بنت الهذیل
28-لیلی بنت الخطیم پیر زنی بود از قبیله بنی خزرج
29-ام هانی دختر ابوطالب
30-ضباعه دختر عامر بن قرط، که پیغمبر اورا از پسرش بخواست اما پسرش به پیامبر گفت مادرم پیر است و پیامبر دست او را صیغه کرد
31-صفیه دختر بشامه عنبری که از اسرای افتاده به دست مسلمانان بود
32-ام حبیبه دختر عباس بن عبدالمطلب، پیغمبر اورا به زنی خواست، عباس گفت یا رسول الله او با تو شیر خورده است و بعد آن پیامبر فقط صیغه اش کرد

33-جمرهدختر حارث بن ابی حارثه
34-ثمر زنی که نامی از وی باقی نمانده است طلاق داد زیرا وی چشم چرانی میکرد و به مردانی که از مسجد خارج میشدند زیر چشمی نگاه میکرد
35-ملیکه اللیثیه دختر زید
36-ملیکه دختر کعب
37-شنباء دختر عمر الغفریه
38-ملائکه دختر داوود
39- عمیره دختر یزید
40-سناء بنت سفیان
41-جمیله دختر اشعث
42-محلن دختر الجهال
43-دوبه دختر امیر
44-عماره یا عمامه دختر حمزه
45-سنی دختر صلت
46-تکانه نام زنی دیگر است که مجلسی در مورد وی نوشته است دختر سیاهپوستی بود که «مقدوس» پادشاه مصر همچون ماریه قبطیه به محمد هدیه داده بود !
از موارد بالا نه تای آن رسمی و مابقی صیغه محمد ابن عبدالله بودند !
.....................
برخاتم الانبیاءمحمدصلوات.

این شبهه همان طور که فرمودید با غرض ورزی و روحیه اسلام ستیزی نوشته شده است.
اما پاسخ در قالب چند نکته:
نکته اول: نامی در تاریخ از بسیاری از این افراد نیست و جعلی است. همسران پیامبرصلی الله علیه واله عبارتند از
حضرت خدیجه
سوده
عایشه
حفصه
زینب بنت جحش
صفیه بنت حی بن اخطب
ام حبیبه
زینب بنت خذیمه
جویریه
میمونه
و
کنیزی به نام ماریه قبطیه
ام سلمه
بنابراین از 46 نفر تنها 12 نفر صحیح است و چهار برابر کردن این افراد نشان از نهایت تلاش دشمنان اسلام در جعل چنین شبهاتی را بازگو می کند

نکته دوم:

می دانیم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) با 25 سالگی ازدواج نکرده و در 25 سالگی نیز با حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ازدواج کرد. ایشان نیز بنابر برخی از اقوال در هنگام ازدواج چهل سال(1) و بنابر برخی از اقوال کمتر داشت از جمله برخی سن ایشان را 28 سال داشت(2) پیامبر(صلی الله علیه واله) تا آخر عمر این بانوی گرامی ازدواج مجددی نداشته با آنکه می توانستند بهترین زنان را به عقد خود در آورند چون قریش حاضر بود هر چه ایشان می خواهد در اختیارش قرار دهد(3)

1.ابن سعد، محمد بن سعد بن منیع الهاشمی البصری، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، بیروت، ‌دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۷۴؛ طبری، أبوجعفر محمدبن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمدأبوالفضل ابراهیم، بیروت، ‌ دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق، ج۲ ، ص۲۸۰.
2. بلاذری، أحمدبن یحیی بن جابر، جمل من انساب الأشراف، تحقیق: سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ‌ دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق، ج۱، ص۹۸: «وتزوّج رسول الله صلی الله علیه و سلم خدیجة و هو ابن خمس و عشرین سنه، وهی ابنة أربعین سنه.».
3. ابن هشام (م 218)،زندگانى محمد(صلی الله علیه وآله) پيامبر اسلام، ترجمه سيد هاشم رسولى، تهران، انتشارات كتابچى، چ پنجم ، 1375ش.

نکته سوم: نگاه به زندگی نامه همسران پیامبر (صلی الله علیه واله) این مطلب را بازگو می کند که بجز عایشه همه همسران پیامبر (صلی الله علیه واله) بیوه بوده و برخی سن بالایی هنگام ازدواج داشتند. صحابه پیامبر(صلی الله علیه واله) آنقدر ارادت به ایشان داشتند که در صورت درخواست ایشان بهترین دختران را با التماس به عقد ایشان در می آورند. اما پیامبر(صلی الله علیه واله) چنین نکرده و اکثر همسران خود را از بیوه ها انتخاب کردند این خود گویای آن است که حضرت اهداف والای دیگری را در پس این ازدواج ها در نظر داشتند که هر یک از همسران متفاوت است.

نکته چهارم:
شاید کسی تصور کند که همین تعداد نیز زیاد است اما این مطلب به عرف و فرهنگ آن زمان عرب بر می گردد. دشمنان پیامبر(صلی الله علی و آله) به ایشان انواع و اقسام تهمتها را زدند. ایشان را جن زده(1) ساحر، دروغگو و ... خطاب کردند اما هیچ کدام اعتراض نکردند که چرا همسران زیادی اختیار کرده ای. زیرا خود نیز چند همسر داشتند. در فرهنگ عرب آن زمان و حتی غیر عرب تعدد زوجات امری رایج بود و در این امر فرقی بین فقیر و غنی دیده نمی شد.

1.ابن هشام (م 218)،زندگانى محمد(صلی الله علیه وآله) پيامبر اسلام، ترجمه سيد هاشم رسولى، تهران، انتشارات كتابچى، چ پنجم ، 1375ش.

عماد;976373 نوشت:
نکته چهارم:
شاید کسی تصور کند که همین تعداد نیز زیاد است اما این مطلب به عرف و فرهنگ آن زمان عرب بر می گردد. دشمنان پیامبر(صلی الله علی و آله) به ایشان انواع و اقسام تهمتها را زدند. ایشان را جن زده(1) ساحر، دروغگو و ... خطاب کردند اما هیچ کدام اعتراض نکردند که چرا همسران زیادی اختیار کرده ای. زیرا خود نیز چند همسر داشتند. در فرهنگ عرب آن زمان و حتی غیر عرب تعدد زوجات امری رایج بود و در این امر فرقی بین فقیر و غنی دیده نمی شد.

1.ابن هشام (م 218)،زندگانى محمد(صلی الله علیه وآله) پيامبر اسلام، ترجمه سيد هاشم رسولى، تهران، انتشارات كتابچى، چ پنجم ، 1375ش.

من این عکس رو در اینترنت یافتم درصورت صحت منابع ظاهرا این موضوع را هم عنوان کرده اند.

صـادق خان;976467 نوشت:
من این عکس رو در اینترنت یافتم درصورت صحت منابع ظاهرا این موضوع را هم عنوان کرده اند.

بله یهود به پیامبر صلی الله علیه وآله اشکال کردند اما نه اشکال به خاطر تعداد زنان بود بلکه اشکال به خاطر مسائل دینوی بود. در نگاه آنان پیامبر باید فوق بشر باشد شئون بشری نداشته باشد لذا اشکال کردند تا خداوند این آیه را نازل کرد

وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ ذُرِّيَّةً وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ (1)
ما پيش از تو (نيز) رسولانى فرستاديم؛ و براى آنها همسران و فرزندانى قرار داديم؛ و هيچ رسولى نمى‏توانست ا (ز پيش خود) معجزه‏اى بياورد، مگر بفرمان خدا! هر زمانى نوشته‏اى دارد (و براى هر كارى، موعدى مقرّر است)!

قرطبی در تفسیرش در توضیح این مطلب بیان می کند که یهود گفتند« لو كان نبيا لشغله أمر النبوة عن النساء، فأنزل الله هذه و- الآية، و- ذكرهم أمر داود و- سليمان فقال: (وَ- لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ- جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ- ذُرِّيَّةً) أي جعلناهم بشرا يقضون ما أحل الله من شهوات الدنيا، و- إنما التخصيص في الوحي. »(2)
ترجمه: اگر این شخص پیامبر بود امر زنان او را مشغول نمی کرد. خداوند این آیه را نازل کرد و جریان داود و سلیمان را به آنان یادآور شد.(بیان آیه) یعنی خداوند انبیاء را از جنس بشر برگزید و کارهای امور دنیوی را برای آنان حلال کرد فقط در وحی از دیگر انسانها ممتاز شدند.

در برخی منابع نیز در توضیح اشکال یهود آمده«و المعنى كانوا بشرا يأكلون و يباشرون النساء و يلدون الاولاد،»(3) معنای اشکال آنها این است که چرا پیامبر مثل بشر غذا می خورد و با زنان مباشرت دارد و از ایشان اولاد به عمل می آید

اگر به جواب قرآن نیز نگاه کنیم آیه بحث ذریه را هم آورده پس بحث امور دنیوی، زن و فرزند و اینگونه مسائل است نه اشکال به تعداد زن گرفتن

1.سوره رعد، آیه 38
2.قرطبی، جامع الاحکام، ناصر خسرو، ایران، 1364ش، چاپ اول، ج9، ص327
3. میبدی، احمد بن محمد، امیرکبیر، تهران، 1371ش، چاپ پنجم، ج5، ص204

در تفسیر مقاتل بن سلیمان- از جز قدیمی ترین تفاسیر - بیان شده ، این آیه در جواب کفار مکه بود که به پیامبر(صلی الله علیه واله) این اشکال را کردند(1) می دانیم که در مکه پیامبر(صلی الله علیه واله) تنها با حضرت خدیجه سلام الله علیها ازدواج کرده و همسری دیگری بر نگزید لذا به خوبی مشخص است بحث، بحث امور دینوی است اصل ازدواج منظور است نه تعداد آن

1.تفسير مقاتل بن سليمان، ج‏2، ص: 382

hemmattby;976465 نوشت:
ما پذیرفتیم که این عرف بوده و پیامبر هم باید طبق عرف رفتار می کرده اند. اینکه پیامبر همان محدودیت چهار همسری کهتعیین کرده اند را هم خودشان رعایت نمیکنند

در بحث علمی رعایت ادب مناسب است.
همه ی زنان آن حضرت پیش از آن که آیه ی مربوط به حرمت بیش از چهار زن، در اواخر سال هشتم هجری در مدینه نازل شود(1)به عقد ایشان درآمده بودند(2)

1.نساء، 3.
2 آخرین ازدواج پیامبر(ص) در جریان عمرة القضا در سال هفتم هجری بود.در صوریتکه نزول آیه فوق به بعد از این تاریخ بر می گردد

hemmattby;976465 نوشت:
جالب است و اینکه زنان خودشان را به ایشان هبه می کرده اند از آن هم جالب تر است.

پیامبر صلی الله علیه واله محبوبیتی بین مردم داشتند که برخی زنان و برخی پدران با اصرار می خواستند نسبت فامیلی با آن حضرت بر قرار کنند. تعداد مراجعات که زیاد شد خداوند این آیه را نازل کرد تا جلو اصرار ها را بگیرد و پیامبر صلی الله علیه وآله بتواند در مقابل اصرار های صحابه بگوید خداوند منع کرده است.
شما تصور کنید اگر امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف الان حضور پیدا کنند آیا مشتاقان ایشان نمی به دامادی ایشان افتخار نمی کنند و آیا ایشان می توانند همه خواسته ها را برآورده کنند
این داستان از این قبیل است

عماد;976500 نوشت:
پیامبر صلی الله علیه واله محبوبیتی بین مردم داشتند که برخی زنان و برخی پدران با اصرار می خواستند نسبت فامیلی با آن حضرت بر قرار کنند. تعداد مراجعات که زیاد شد خداوند این آیه را نازل کرد تا جلو اصرار ها را بگیرد و پیامبر صلی الله علیه وآله بتواند در مقابل اصرار های صحابه بگوید خداوند منع کرده است.
شما تصور کنید اگر امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف الان حضور پیدا کنند آیا مشتاقان ایشان نمی به دامادی ایشان افتخار نمی کنند و آیا ایشان می توانند همه خواسته ها را برآورده کنند
این داستان از این قبیل است

آن عبارتی که نشان از بی ادبی داشته را حتما تذکر بدهید.
منع کرده است؟!
دختر عمه ها و دختر عموها، دختر دایی ها و دختر خاله ها که مهاجرت کردند، زنانی که به نکاح درآوردی یا زنانی که به
کنیزی گرفتی، و همچنین زنانی که خودشان را به تو میبخشند (با این شرط که تو هم خوشت بیاید) همه بر تو حلال
هستند تا برای تو هیچ زحمتی نباشد و این امتیاز فقط مختص تو است.
دقیقا چه منعی مدنظر شماست برای من روشن نیست. این آیه ی بالا، درواقع چراغ سبزی است برای آن ابراز تمایل ها و
خواسته هایی که شما می فرمایید. در واقع اینکه زنان خودشان را به پیامبر هبه کنند در آیه ی بالا مورد تایید قرار میگیرد.

بله. کاملا قابل تصور است که پدرانی بخواهند دخترانشان را به پیامبر پیشنهاد کنند، یا زنانی خودشان را. همانطور که
پادشاهانی که حرمسرا داشته اند هم احتمالا خواهان زیاد داشته اند.

hemmattby;976465 نوشت:
همانطور که استاد رائفی پور بزرررگ فرموده اند

وقتی شما نامی از کسی می برید به تمسخر وی را (بزرررگ) خطاب می کند نشان از چیست؟
شما از اول تا آخر عبارت خود را یکبار دیگر بخوانید. گاهی تمسخر در کلمات است و گاهی کلمات عادی به کار می رود اما نحوه خواندن و نوشتن خود نشان از نیش دار بودن کلام است. آیا کلام زیر شما نیش دار نیست؟

hemmattby;976465 نوشت:
اینکه پیامبر همان محدودیت چهار همسری که تعیین کرده اند را هم خودشان رعایت نمیکنند جالب است و اینکه زنان خودشان را به ایشان هبه می کرده اند از آن هم جالب تر است.


hemmattby;976743 نوشت:
منع کرده است؟! آن آیه ای که الآن در ذهن من هست درواقع موانع و محدودیت ها را برای پیامبر برمیدارد.

مگر قرآن همان یک آیه را دارد. دو آیه بعد از آیه مذکور را بخوانید
لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ وَ لا أَنْ تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْواجٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلاَّ ما مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَ كانَ اللَّهُ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ رَقِيباً (احزاب 52)
بعد از اين ديگر زنى بر تو حلال نيست، و نمى‏توانى همسرانت را به همسران ديگرى مبدّل كنى [بعضى را طلاق دهى و همسر ديگرى به جاى او برگزينى‏] هر چند جمال آنها مورد توجّه تو واقع شود، مگر آنچه كه بصورت كنيز در ملك تو درآيد! و خداوند ناظر و مراقب هر چيز است
(و با اين حكم فشار قبايل عرب را در اختيار همسر از آنان، از تو برداشتيم).

hemmattby;976743 نوشت:
درمورد توجیهتان هم من متوجه نشدم الآن این دلیل برای تعداد زیاد همسران پیامبر است؟ که همسران زیادشان به خاطر این بوده که خواهان زیاد داشته اند؟ در این صورت پادشاهانی که حرمسرا داشته اند هم لابد خواهان زیاد داشته اند. این چه توجیهی است؟! و یا شاید منظور دیگری داشته اید.

هر گردوی گرد است اما هر گردی گردو نیست
گفتیم پیامبر صلی الله علیه وآله از طرف افراد و قبائل زیادی مورد فشار بودند. زیرا افتخار می کردند که پیامبر صلی الله علیه واله دامادشان باشد.
کی گفتیم که هر پادشاهی زیاد زن داشته پس از اطراف تحت فشار بوده است.
پیامبرصلی الله علیه و آله به بانویی از انصار که می خواست خود را بر حضرت هبه کند فرمود
« َّ قَالَ يَا أُخْتَ الْأَنْصَارِ جَزَاكُمُ اللَّهُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ خَيْراً فَقَدْ نَصَرَنِي رِجَالُكُمْ وَ رَغِبَتْ فِيَّ نِسَاؤُكُمْ »(1)
ای خواهر انصاری، خداوند به شما جزای خیر عطا کند مردانتان مرا یاری کردند و زنانتان به من رغبت پیدا کردند

1. شیخ کلینی، کافی، اسلامیه، تصحیح علی اکبر غفاری و آخوندی، تهران، 1407، چاپ چهارم، ج5، ص568

hemmattby;976759 نوشت:
در مورد افرادی مثل علی اکبر رائفی پور و حسن عباسی که به عقیده ی من ناشران یک بیماری مسری صعب العلاج
به نام توهم توطئه بودند، امیدوارم در جایی مناسب صحبت شود. در مورد آقای عباسی که حرف از نیش و کنایه
گذشته و ایشان با کلام زننده و توهین آمیز خودشان به خوبی میزان ادب و متانت این مکتب فکری را نمایانده اند.
بگذریم...

بحث آقای رائفی پور و ... نیست بحث این است که ما داریم در اینجا بحث علمی می کنیم نیش و کنایه زیبنده بحث علمی نیست وگرنه بنده خود نیز انتقاداتی به این افراد دارم . اما در جائیکه با کسی بحث علمی می کنم با الفاط و حرکات تمسخر آمیز به کسی نیش و کنایه نمی زنم

سید معصوم;976763 نوشت:
استادhemmattby بزررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگ
ظاهرا آقای رائفی پور رای شما را محدود کرده ناراحت نباش رای شما را بیشتر می زنیم حتی تا دلت بخواد گ به شما می اقزائیم که زیر گ بمانی
ضمنا جناب کارشناس نفرمود که مرد 12 زن داشته نه یکی کمتر نه یکی بیشتر که ریاضی خود به رخ ما می کشی بگذار ریاضی جای دیگر به درت می خوره

بله شما هم ناشر بیماری اسلام ستیزی هستی که صعب العاجلتر از بیماری امثال رائفی پوره

سید معصوم گرامی، لطفا پستتان را خودتان زحمت بکشید ویرایش و یا حذف بفرمایید. در غیر این صورت از ناظران محترم انجمن،
تقاضامندم بابت این پست سراسر توهین، هر طور که در قوانین انجمن ذکر شده اقدام کنند.

در مورد بحث هم خوشحال میشوم نظراتتان را مطرح بفرمایید، اما از چیزهایی که نوشتید به نظر میرسد برداشت
درستی از صحبت ها و سوالاتی که مطرح شد ندارید. یک بار دیگر مطالعه بفرمایید، سپس در خدمتتان خواهم بود.

از جنابان hemmattby گرامی و سید معصوم عزیز تقاضا دارم رعایت بحث علمی را داشته باشند وگرنه مجبور می شویم پستهایی که توهین به پیامبر صلی الله علیه وآله، اشخاص و کاربران می شود را حذف کنم.
جناب آقای hemmattby نحوه ورود شما به بحث و پیش کشیدن نام افراد آن هم با شیوه تمسخر کار صحیحی نبود ان شاء الله در ادامه تاپیک تنها نکات علمی، اشکالات و شبهات محترمانه مطرح و بحث می شود
جناب سید معصوم اشکال شما به hemmattby وارد است اما شیوه بیان شما خود پر از اشکال است در قران داریم و جادلو بالتی هی احسن
لذا عاجزانه از هر دو بزگوار تقاقضا داریم رعایت بحث علمی را کرده و در ادامه بحث ما را یاری نمایند

hemmattby;976759 نوشت:

سوال من این است: اینکه زنان خودشان را به پیامبر هبه کنند و این کار مورد تایید پیامبر و قرآن هم باشد را چگونه
میبینید؟ این کار صرفا به خاطر مصالح اسلام بوده و خلاف میل باطنی پیامبر؟ پس چطور است خداوند در همین آیه
ای که نوشتید از عبارت "جمالشان مورد توجه تو واقع شود" استفاده می کند. در روایات، در پذیرش زنانی که خودشان
را هبه می کرده اند، پیامبر به ظاهر آن ها و زیبایی شان توجه می کرده اند. این را در کنار داشتن کنیز و برده توسط پیامبر
و کسی که از جانب خدا آمده بگذارید. در کنار همان 12 همسری که خودتان میفرمایید بگذارید. در کنار سن و سال
بعضی از همین همسران بگذارید. آیا اینها حقیقتا بیشتر برای اسلام نفع داشته اند یا آنکه بیشتر باعث مورد نقد
قرار گرفتن آن شده اند. و یا حتی اگر منفعت این موارد بسیار بیشتر بود، آیا هدف، وسیله را توجیه میکند؟

با سلام و عرض ادب

ما در ایران زندگی میکنیم و اطلاعی از ان دوران نداریم

طب تحقیقات در کتب تاریخی

عرب رسمی داشته که اگر زنی را به کسی هدیه می کرد و او آن را نمی پذیرفت

به این نتیجه می رسید که عیب در ان زن است و برخورد هایی بسیار غیر معقول (گاها قتل آن زن) اتخاذ می کرد ...

حال شما خود را جای پیامبر بگذارید

اما در مورد جمال

شما 12 زن دارید(به جز همسر اول که تا زمان حیات تنها همسر پیامبر بود)

که ان ها را انتخاب نکرده اید و همه به شما تحمیل شده اند

آیا این دوازده زن غریضه زیبا طلبی شما را ارضا خواهد کرد؟؟؟؟

پیامبر نیز بشری است مانند من و شما
(با این تفاوت که به او وحی می شود و در ابلاغ وحی معصوم است...)

***********************************

این اصل را در مورد دیگران به کار ببرید

خود را در همان تاریخ ، طبق همان شرایط در نظر بگیرید

و بعد قضاوت کنید

در پناه حق تعالی

انصاف را رعایت کنید تا بحث علمی روال منطقی پیدا کرده و ادامه یابد
شما نام برخی را آوردید و کنایا مسخره کردید. شاید بنده نیز نسبت به برخی سخنان و موضعگیری های این افراد انتقاد داشته باشم. اما سر جایش و بدور از نیش و کنایه نه
در پی پست تمسخر آمیز شما بنده نیز تذکر دادم جناب سید معصوم نیز همان اشکال بنده را کرد اما روش صحیحی در نظر نگرفته و سخنان ایشان پر از اشکال بود این هم عین کلام بنده!!!

عماد;976848 نوشت:
جناب سید معصوم اشکال شما به hemmattby وارد است اما شیوه بیان شما خود پر از اشکال است


چگونه شما از کلام بنده استنباط کرده اید که
hemmattby;976868 نوشت:
توهین آمیزترین پستی که شخصا تا به امروز در انجمن دیده ام را "انتقاد صحیح" عنوان میکنند و درمقابل، محترمانه ترین کلمات من
(حتی در پاسخ به همان پست توهین آمیز) را اهانت به رائفی پور تشخیص میدهند.

کجا من کلام سید معصوم را انتقاد صحیح نامیده ام؟ عین عبارت بنده موجود است
کجای کلام شما محترمانه است عین کلام شما موجود است دقت بفرمائید

hemmattby;976465 نوشت:
روی این حساب، تعداد زنان عربستان در آن زمان باید 12 برابر مردان بوده باشد که هر مردی بخواهد 12 زن بگیرد.
یا همانطور که استاد رائفی پور بزرررگ فرموده اند در آن زمان تعداد زنان 4 برابر مردها بوده و به همین خاطر جواز چهار همسری
به مردان داده شده.
اصلا باشد. ما پذیرفتیم که این عرف بوده و پیامبر هم باید طبق عرف رفتار می کرده اند. اینکه پیامبر همان محدودیت چهار همسری که
تعیین کرده اند را هم خودشان رعایت نمیکنند جالب است و اینکه زنان خودشان را به ایشان هبه می کرده اند از آن هم جالب تر است.

بنده عرض کردم که نسبت به آقایانی که شما نام برده اید بنده نیز ملاحظاتی دارم اما چه ربطی دارد به این بحث؟ چرا اینگونه؟؟

شروحیل;976858 نوشت:

عرب رسمی داشته که اگر زنی را به کسی هدیه می کرد و او آن را نمی پذیرفت

به این نتیجه می رسید که عیب در ان زن است و برخورد هایی بسیار غیر معقول (گاها قتل آن زن) اتخاذ می کرد ...

حال شما خود را جای پیامبر بگذارید


سلام شروحیل گرامی
مسئله اینه که برخی زنان، خودشان به صورت هبه با پیامبر رابطه برقرار می کردند نه اینکه یک مرد آنها را هدیه دهد. مطمئنا اسلام هم با شیء انگاشتن زنان مخالفه.

تاپیک زیر خیلی خوب و خلاصه به دلیل تفاوت قوانین ازدواج برای پیامبر پرداخته است:
http://www.askquran.ir/showthread.php?t=29819

[="Arial"][="3"]سلام
حضرت رضا فرمودند: سه چیز از سنت پیامبران است :عطر زدن، زدودن موهای زائد بدن و آمیزش زیاد با همسران
سنن النبی (آداب ،سنن و روش رفتاری پیامبر گرامی اسلام ) نوشتۀ علامه طباطبایی و ترجمه حسین استاد ولی از انتشارات پیام آزادی فصل هشتم ص 83.
حضرت رضا (ع) فرمود: در خروس پنج خصلت از خصال انبیاء وجود دارد: آشنایى به اوقات نماز و غیرت و سخاوت و زیاد آمیزش و جماع کردن.
مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، سید ابراهیم، ج‏1، ص: 246، ناشر فراهانى‏. نرم افزار گنجینۀ روایات.
چندين حديث از پيامبراكرم(ص)نقل شده است.از جمله حديثي به اين مضمون:حبب الي من دنياكم ثلاث:الطيب,النساءوقره عيني الصلات از دنياي شماسه چيز نزد من محبوب گردانيده شده است:بوي خوش,زن ونور چشمم,يعني نماز
[/][/]

متحیر;976923 نوشت:
سلام
حضرت رضا فرمودند: سه چیز از سنت پیامبران است :عطر زدن، زدودن موهای زائد بدن و آمیزش زیاد با همسران
سنن النبی (آداب ،سنن و روش رفتاری پیامبر گرامی اسلام ) نوشتۀ علامه طباطبایی و ترجمه حسین استاد ولی از انتشارات پیام آزادی فصل هشتم ص 83.
حضرت رضا (ع) فرمود: در خروس پنج خصلت از خصال انبیاء وجود دارد: آشنایى به اوقات نماز و غیرت و سخاوت و زیاد آمیزش و جماع کردن.
مکارم الأخلاق-ترجمه میر باقرى، سید ابراهیم، ج‏1، ص: 246، ناشر فراهانى‏. نرم افزار گنجینۀ روایات.
چندين حديث از پيامبراكرم(ص)نقل شده است.از جمله حديثي به اين مضمون:حبب الي من دنياكم ثلاث:الطيب,النساءوقره عيني الصلات از دنياي شماسه چيز نزد من محبوب گردانيده شده است:بوي خوش,زن ونور چشمم,يعني نماز

این احادیث را در گروه حدیث سایت مطرح کرده تا کارشناسان محترم حدیث از نظر محتوایی، معنایی و سندی بررسی کنند

شروحیل;976858 نوشت:
به این نتیجه می رسید که عیب در ان زن است و برخورد هایی بسیار غیر معقول (گاها قتل آن زن) اتخاذ می کرد ...

در بیان شما و کارشناس بحث، پیامبر، تحت فشار و با اکراه به این تقاضاها تن می داده اند. دلیل شما این است که اگر
آن ها پذیرفته نمیشدند، کشته می شدند. بحث من این است که اگر این کار ممنوع می شد که دیگر هبه ای درکار نبود.
اگر موردی بود هم به راحتی با توجه به حکم حرمت این کار، میشد از آن سرباز زد. مشکل اینجاست که این کار نه تنها تقبیح
نمیشود، که در آیه ی ذکر شده، مورد تایید هم قرار میگیرد. لذا نمی توانید ادعا کنید که پیامبر از این کار راضی نبوده اند.

سید معصوم;976931 نوشت:
این عبارت اگر چه به خیال تو سوال است اما توهین از تمام کلماتش می بارد.

اگر به جای به راه انداختن این نمایش ها، می گفتید از آن کلمه ناراحت شدید، حتما ویرایش میکردم.
سوالات جایگزینتان هم بیشتر به طنز می خورد و برای کتاب های پاسخ به شبهات مناسب است. نه یک بحث از جایگاه
برابر. از این به بعد هم جوابی به شما نخواهم داد. مگر آنکه ادبیات مناسب و به تبع آن ارزش کافی را داشته باشد.

عماد;976921 نوشت:
کجا من کلام سید معصوم را انتقاد صحیح نامیده ام؟

همانطور که از پاسخ ایشان به شما مشخص است، ایشان اساسا قصدش فحاشی بوده، نه نقد؛ و از شما هم انتظار
فحاشی داشته اند! اگر شما از لابه لای آن فحش ها، نقد پیدا میکنید و آن را وارد می دانید، با همین رویکرد با پستهای
دیگران هم برخورد کنید. به هر صورت من قصد ناراحت کردن کسی را ندارم و تاجایی که میتوانستم پست قبلی را ویرایش
کردم.

همچنان منتظر پاسخ شما به پرسش آخر هستم.

hemmattby;976947 نوشت:
همچنان منتظر پاسخ شما به پرسش آخر هستم.

تشکر از اینکه قسمتی از ادبیات غیر علمی خود را ویرایش کردید، ان شاءالله بقیه را نیز ویرایش کنید و الگویی شوید برای جناب سید معصوم گرامی و دیگر دوستان از جمله بنده
اگر دوباره به لحن آرام و نوشتاری متین پرسش خود را تکرار کنید تشکر می کنم

hemmattby;976947 نوشت:
در بیان شما و کارشناس بحث، پیامبر، تحت فشار و با اکراه به این تقاضاها تن می داده اند. دلیل شما این است که اگر
آن ها پذیرفته نمیشدند، کشته می شدند. بحث من این است که اگر این کار ممنوع می شد که دیگر هبه ای درکار نبود.
اگر موردی بود هم به راحتی با توجه به حکم حرمت این کار، میشد از آن سرباز زد. مشکل اینجاست که این کار نه تنها تقبیح
نمیشود، که در آیه ی ذکر شده، مورد تایید هم قرار میگیرد. لذا نمی توانید ادعا کنید که پیامبر از این کار راضی نبوده اند.

با سلام وعرض ادب و احترام

این امر پس از مدتی با نزول آیه تحریم ازدواج پیامبر صورت گرفته

تا قبل از اون مسائل سیاسی و اجتماعی مطرح بوده
عرب اون زمان از خویشاوندانش دفاع می کرده و برای تبلیغ دین اسلام نیاز بوده که پیامبر با عشیره های مختلف رابطه برقرار کنه

اگر به گفته شما صرفا مسائل جنسی مطرح بود (نه تبلیغ دین) ایه تحریم ازدواج هیچ وقت نازل نمی شد

در پناه حق تعالی

hemmattby;976947 نوشت:
اگر به جای به راه انداختن این نمایش ها، می گفتید از آن کلمه ناراحت شدید، حتما ویرایش میکردم.
سوالات جایگزینتان هم بیشتر به طنز می خورد و برای کتاب های پاسخ به شبهات مناسب است. نه یک بحث از جایگاه
برابر. از این به بعد هم جوابی به شما نخواهم داد. مگر آنکه ادبیات مناسب و به تبع آن ارزش کافی را داشته باشد.

گاهی کلمه مشکل نداره بلکه این ادبیاته که مشکل داره. یک کلمه نیست که ویرایش کنید باید لحن نوشتار عوض بشه.
شما گویا در قهوه خانه در مورد اوست ولی دارید صحبت می کنید
اگر به رفتار پیامبر نازنین ما نیز اشکال دارید یا نمی توانید هضم کنید می توانید که مودبانه صحبت کنید. امروز دنیای متمدن دورغین اروپا نیز از شخصی که بیش از یک ملیارد نفر احترامش را دارند با احترام یاد می کنه البته اشکالاتش را هم مطرح می کنه
بنابراین قیافه حق به جانب و مظلومانه نگیرین. با ادبیات بی ادبانه خود بحث را به حاشیه کشانده اید و طلبکار نیز شده اید.

چرا؟ 3992;977000 نوشت:
گاهی کلمه مشکل نداره.

بله بله. این بخشی از تاریخ است که مشکل دارد. شما احتمالا تجربه ی
حضور در مباحثه های آکادمیک را ندارید. یک فیلم از یوتیوب از
بحث های آکادمیک همان اروپا که میفرمایید پیرامون تاریخ اسلام را
مشاهده بفرمایید تا مطمئن شوید که در یک فضای بیطرفانه (و نه یک
محیط مذهبی مثل اینجا) کسی با شما شوخی ندارد و حتی پیامبر را هم
"محمد" نام میبرند و از نسبت دادن هیچ امری به ایشان ابایی ندارند.
این که میفرمایید اروپا احترام میگذارد را بد به اطلاعتان رسانده اند.
احترام میگذارند ولی این صرفا یعنی مثل دوست شما فحاشی نمیکنند.
درواقع فحاشی تنها خط قرمز است و به سرعت فرد خاطی اخراج میشود.
اسم برخی از اتهاماتی که اروپاییان به ایشان نسبت میدهند را نمیتوانم
اینجا ببرم. خودتان یک سرچ بفرمایید، انشاالله روشن خواهید شد.

hemmattby;977003 نوشت:
بله بله. این بخشی از تاریخ است که مشکل دارد. شما احتمالا تجربه ی
حضور در مباحثه های آکادمیک را ندارید. یک فیلم از یوتیوب از
بحث های آکادمیک همان اروپا که میفرمایید پیرامون تاریخ اسلام را
مشاهده بفرمایید تا مطمئن شوید که در یک فضای بیطرفانه (و نه یک
محیط مذهبی مثل اینجا) کسی با شما شوخی ندارد و حتی پیامبر را هم
"محمد" نام میبرند و از نسبت دادن هیچ امری به ایشان ابایی ندارند.
این که میفرمایید اروپا احترام میگذارد را بد به اطلاعتان رسانده اند.
احترام میگذارند ولی این صرفا یعنی مثل دوست شما فحاشی نمیکنند.
درواقع فحاشی تنها خط قرمز است و به سرعت فرد خاطی اخراج میشود.
اسم برخی از اتهاماتی که اروپاییان به ایشان نسبت میدهند را نمیتوانم
اینجا ببرم. خودتان یک سرچ بفرمایید، انشاالله روشن خواهید شد.

با سلام و عرض ادب

تهمت زدن دلیل بر درست بودن ادعا نیست

کما اینکه علی(سلام بر او) بر روی منبر های مسلمانان تا سال ها لعن می شد !!!!

اما اکنون علی کجاست و معاویه کجا ؟؟؟!!!!!!!

حقیقت تا ابد مخفی نخواهد ماند

روزی که حقیقت آشکار شود و حجت بر همه تمام شود دیگر راهی برای بازگشت و جبران گذشته نخواهد بود !!!!!

شروحیل;977013 نوشت:
با سلام و عرض ادب

تهمت زدن دلیل بر درست بودن ادعا نیست

کما اینکه علی(سلام بر او) بر روی منبر های مسلمانان تا سال ها لعن می شد !!!!

اما اکنون علی کجاست و معاویه کجا ؟؟؟!!!!!!!

حقیقت تا ابد مخفی نخواهد ماند

روزی که حقیقت آشکار شود و حجت بر همه تمام شود دیگر راهی برای بازگشت و جبران گذشته نخواهد بود !!!!!


بله البته. پیامبر اسلام به عنوان یک شخصیت مهم و تاثیرگذار تاریخی و آوردن دومین دین پرطرفدار جهان، طبیعی است که اتهامات غیرمنصفانه و نادرستی درموردشان طرح شود. شکی در این باره نیست.

از دوستان تقاضا داریم به جایی حاشیه به اصل بحث بپزدازند
جناب hemmattby

برای بار دوم عرض می کنم
اگر دوباره به لحن آرام و نوشتاری متین پرسش خود را تکرار کنید تشکر می کنم

سید معصوم;977060 نوشت:
8-> هه هه هه هه
من از اون اول فهمیدم که آقا چهارتا پیام تو تلگرام خونده و فکر کرده الان می تونه تمام مذهبی ها را زمنیگیر کنه. دیگه کسی حریفش نیس پاسخشو بده
اونوقت جنابعالی تصورت این بوده که آقا فرهیخته استتتتت
از دایره المعارف سخن می گوئید. بابا از اولش معلومه که طرف یوتیوبیه نه دایرالمعارفی.
برا همین بود که من از اول در خور شخصیتش وارد شدم

با سلام وعرض ادب و احترام

«إِذْهَبا إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏، فَقوُلا لَهُ قَوْلًا لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشى‏»

به‌سوى فرعون بروید که طغیان کرده است! اما به‌ نرمى با او سخن بگویید شاید متذکّر شود، یا (از خدا) بترسد!

یک مسلمان حتی اجازه توهین به بت ها و ظالمان را ندارد ، انسان که جای خود دارد...

در پناه حق تعالی

hemmattby;977135 نوشت:
!

با سلام و عرض ادب

اگر سوالی در موضوع تاپیک باقی مانده مطرح بفرمایید تا پاسخ ان را دریافت کنید

در پناه حق تعالی

چرا؟ 3992;977058 نوشت:

بفرمائید مطالعه کنید تا ما نیز متوجه شویم که سری در کتابها جنبانده اید.

سلام دوست گرامی
در ایران انتشار کتابها نیاز به مجوز داره. در نتیجه با مطالعه کتاب فقط می تونید نظر یک طرف ماجرا رو ببینید. ضمن اینکه به خاطر نبودن قابلیت سرچ در کتابهای کاغذی، پیدا کردن کتابی که دقیقا به موضوع مورد نظر بپردازه سخت میشه. شما در همین سایت گفتگوی دینی بحثهایی رو می بینید که شاید به سادگی نتونید در کتابها پیدا کنید.

ضمن اینکه قرار نیست همه بحثهای سایت "آکادمیک" و دانشگاهی باشند. برای دوستان سوال پیش اومده و بهتره این سوال مطرح بشه و در موردش گفتگو بشه.

از جناب hemmattby هم درخواست می کنم تا جای ممکن از ادبیات و کلمات مناسب استفاده کنند.


[/HR]
اما برگردیم به اصل موضوع.

یه نکته برای من مبهم مونده: این هبه کردن زن به چه صورت انجام میشده؟
آیا خود زن می اومده و درخواستش رو پیش پیامبر مطرح می کرده؟ یا یک مرد اون زن را می آورده و هدیه می داده؟

نه زن رو قبول کنیم. هبه رو قبول کنیم، ازدواج با کودکان رو قبول کنیم.
خب این سوال میشه که اصلا به فرض که همه اینها (نه اکثرشان) برای گسترش اسلام و ایجاد پیوند بوده، آیا پیامبر برای گسترش اسلام مجاز به استفاده از هر وسیله ای است؟ همین الان روا است برای تحکیم ایجاد ارتباط با کشورهای دیگر رهبر یک جامعه از آنها زن بگیرد؟ چطور این همه مصلحت در زمینه زنان رخ داده است؟ (از یک طرف نه زن، از یک طرف هبه، از یک طرف ازدواج با شش ساله، )؟!

از همه دوستان تقاضا دارم مباحث خود را بدور از جدل، نیش و کنایه و با منطق علمی بیان کنند
ضمنا از هر سه بزرگواری که مجبور شدیم پستهای غیر علیمشان را پاک کنیم پوزش می طلبم

سعدی شیرازی;977188 نوشت:
در ایران انتشار کتابها نیاز به مجوز داره. در نتیجه با مطالعه کتاب فقط می تونید نظر یک طرف ماجرا رو ببینید.

جناب سعدی شیرازی، امید وارم همانند سعدی که شاعر محبوب بنده است حکیمانه بحث کنیم
بحث با کاربر گرامی بر سر اروپائیان و نگاهشان به پیامبر صلی الله علیه واله بود بنابراین اصلا بحث کتابهای چاپ شده در غرب بود که در برخی از آنها در سایتها و کتابخانه ای دیجیتال خودش موجود است
برفرض که منظور کتابهای تاریخی خودمان باشد این کتابها نیز چاپ ایران، قاهره، بیروت و حتی کتشورهای اروپائی دارد هنگامیکه وارد بحث شدیم مثلا بنده مطلبی را از تاریخ طبری چاپ ایران مطرح می کنم شما می فرمائید نه در چاپ بیروت نیست یا حذف شده است
مطلب دیگر اینکه وقتی به چاپ کتابها در ایران اعتماد نباشد چگونه به چاپ های کسانی که بدترین فیلمها را بر علیه پیامبرصلی الله علیه واله ساخته اند اعتماد است. پس باید
اولا خودمان اهل فن شویم زیرا کتابهای تاریخی روزنامه نیست که بخوانیم و پیش رویم. ابزار خاص خود را دارد. علم رجال ، درایه، ادبیات عرب و ...
و ثانیا نظر هر دو طرف را نگاه کنیم نه تنها نظر غربی ها را. هم کتابهای خودمان و هم کتاب های غربی ها. از طرف هم خودمان اهل خبره شده ایم به بررسی می پردازیم و نظر خود را ارائه می دهیم

سعدی شیرازی;977188 نوشت:
یه نکته برای من مبهم مونده: این هبه کردن زن به چه صورت انجام میشده؟
آیا خود زن می اومده و درخواستش رو پیش پیامبر مطرح می کرده؟ یا یک مرد اون زن را می آورده و هدیه می داده؟

در شان نزول آیه اختلافات فراوان است. برخی گفته اند که این آیه مصداق خارجی ندارد و تنها می گوید در صورتیکه اتفاق افتاد حلال است. بعضى همچون ابن عباس و برخى ديگر از مفسران معتقدند كه پيامبر ص با هيچ زنى به اين كيفيت ازدواج نكرد، بنا بر اين حكم بالا فقط يك اجازه كلى براى پيامبر ص بود كه هرگز عملا مورد استفاده قرار نگرفت.(1)
برخی نیز از زنان مختلف یاد کرده اند که طبق این آیه با پیامبر صلی الله علیه وآله ازدواج کرده اند. اما نه اینکه همه آنها بلکه اختلاف در شخص است
تفسیر مقاتل بن سلیمان آورده است که:این زن ام شریک دختر جابر بود که شوهرش ابوالفکر از دنیا رفت و خود را به پیامبرصلی الله علیه واله هبه کرد.(2)
این مطلب را نیز متذکر می شویم که تفاوت این ازدواج با ازدواج های دیگر فقط در این است که مهریه ندارد(3) والا همانند عقد دائم است یعنی همانطور که در ازدواج های دائم عرف است در اینجا نیز چنین است.
1. تفسیر نمونه، ج17، ص379
2.تفسير مقاتل بن سليمان، ج‏3، ص: 501
3. فراء، یحیی بن زیاد(207)، معانی القرآن، محقق نجار، الهیئه المصریه العامه للکتاب، قاهره، 1980م، چاپ دوم، ج2، ص345

صـادق خان;977207 نوشت:
نه زن رو قبول کنیم. هبه رو قبول کنیم، ازدواج با کودکان رو قبول کنیم.

لطفا یکی یکی مطرح بفرمائید خدمتتان هستیم اگرچه همه اینها در سایت پاسخ گویی شده و تنها یک جستجو نیاز دارد
اما بحث نه زن را که در صفحات اولیه همین تاپیک پاسخ داده شد. هبه نیز تفاوتی با ازدواج دائم ندارد الا در مهریه
ازدواج با کودکان نیز تهمتی است که در تاپیک های مختلف این سایت بررسی شده است. فقط شما با عنوان سن عایشه هنگام ازدواج جستجو کنید.

صـادق خان;977207 نوشت:
خب این سوال میشه که اصلا به فرض که همه اینها (نه اکثرشان) برای گسترش اسلام و ایجاد پیوند بوده، آیا پیامبر برای گسترش اسلام مجاز به استفاده از هر وسیله ای است؟

اولا همه اینها برای گسترش اسلام نبوده و هر کدام دلیل خاص خود را دارد
ثانیا: هر کاری نه کاری که خداوند مجاز بداند.

صـادق خان;977207 نوشت:
همین الان روا است برای تحکیم ایجاد ارتباط با کشورهای دیگر رهبر یک جامعه از آنها زن بگیرد؟

چه اشکال دارد در جایئکه شرع اجازه می دهد. بسیاری از ازدواج هایی در تاریخ اتفاق افتاده که مصالح حکومتی در آن مطرح است. اگر الان مثلا پسر یکی از مقامات کشور ما با دختر پادشاه عربستان ازدواج کند تا مشکلات به حدالاقل برسد اشکال دارد؟

صـادق خان;977207 نوشت:
چطور این همه مصلحت در زمینه زنان رخ داده است؟

تنها در زمنیه زنان نیست. دشمنان فقط همین مورد را بزرگ نمائی کرده اند و برخی تصور دارند که تنها همین مورد بوده است
برای گسترش اسلام پیامبر صلی الله علیه واله
یک: مهاجرت کردند
دو: با قبایل مختلف از جمله یهودیان مدینه پیمان عدم تخاصم بستند.
سه: صیغه برادری بین انصار ومهاجرین جاری کردند
چهار: بحث مولفه قلوبهم را جاری کردند و حتی امثال ابوسفیان و معاویه نیز تحت چتر این عنوان در آمدند که سالها با پیامبر صلی الله علیه واله و مسلمانان می جنگیدند
پنج:اخلاق نیکوی ایشان به طوری خدواند به ایشان دستور می دهد رعایت تعادل را کنند آنجا که می فرماید
«
لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنينَ (شعراء آیه 3)» گويى مى‏ خواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست دهى بخاطر اينكه آنها ايمان نمى ‏آورند!
شش: نامه به سران کشورهای مختلف
هفت: برخورد خوب با اسیران به طوری که در جنگ هوازن 6000 اسیر در یک لحظه آزاد شدند. در 16 جنگ اسیر گرفته شد و 12 جنگ همه آنها آزاد شدند. اما از آنجا که منبع مطالعاتی ما تنها نوشته های شبهه افکنان است فقط از بنی قریظه اطلاع داریم که آنهم در تاپیک های مختلف پاسخ گویی شده است

صـادق خان;977207 نوشت:
از یک طرف ازدواج با شش ساله،

لطفا تاپیک های سن عایشه هنگام ازدواج در همین سایت را مطالعه کنید
سن عایشه هنگام ازدواج

پیامبر اسلام چطور با یک طفلی که بین 6 تا 14 ساله ازدواج میکند؟

چرا در هیچ روایتی سن دقیق عایشه در زمان ازدواج مشخص نیست؟

عائشه، در چند سالگي با رسول خدا (ص) ازدواج كرده است؟


پرسش:
آیا پیامبر (ص) 46 همسر داشت؟ حتی بیشتر از 4 زن برخلاف نص قرآن است، آیا صحیح است که یهودیان در مورد این تعداد حضرت را سرزنش کردند؟

پاسخ:
عدد 46 صحیح نیست بلکه پیامبر (صلی الله علیه وآله) در طول زندگی با 11 نفر ازداوج کرده اند که برخی از آنها همزمان نبوده اند: این همسران عباتند از : حضرت خدیجه(علیها السلام)، سوده، عایشه
حفصه، زینب بنت جحش، صفیه بنت حی بن اخطب، ام حبیبه، زینب بنت خذیمه، جویریه، ام سلمه، میمونه که یازده نفر هستند و کنیزی به نام "ماریه قبطیه" .
بنابراین تنها 11 نفر همسر و یک نفر کنیز است و چهار برابر کردن این افراد نشان از نهایت تلاش دشمنان اسلام در جعل چنین شبهاتی را بازگو می کند.

در مورد این تعدد زوجات نیز می دانیم که پیامبر (صلی الله علیه وآله) تا 25 سالگی ازدواج نکرده و در 25 سالگی نیز با حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ازدواج کرد. ایشان نیز بنابر برخی از اقوال در هنگام ازدواج چهل سال(1) و بنابر برخی از اقوال کمتر داشت از جمله برخی سن ایشان را 28 سال داشت(2) پیامبر(صلی الله علیه واله) تا آخر عمر این بانوی گرامی، ازدواج مجددی نداشته با آنکه می توانستند بهترین زنان را به عقد خود در آورند. چون قریش حاضر بود هر چه ایشان می خواهد در اختیارش قرار دهد(3)
نکته بعدی اینکه نگاه به زندگی نامه همسران پیامبر (صلی الله علیه واله) این مطلب را بازگو می کند که بجز عایشه همه همسران پیامبر (صلی الله علیه واله) بیوه بوده و برخی سن بالایی هنگام ازدواج داشتند. صحابه پیامبر(صلی الله علیه واله) آنقدر ارادت به ایشان داشتند که در صورت درخواست ایشان بهترین دختران را با التماس به عقد ایشان در می آورند. اما پیامبر(صلی الله علیه واله) چنین نکرده و اکثر همسران خود را از بیوه ها انتخاب کردند این خود گویای آن است که حضرت اهداف والای دیگری را در پس این ازدواج ها در نظر داشتند که هر یک از همسران متفاوت است.

و آخرین نکته اینکه شاید کسی تصور کند که همین تعداد نیز زیاد است اما این مطلب به عرف و فرهنگ آن زمان عرب بر می گردد. دشمنان پیامبر(صلی الله علی و آله) به ایشان انواع و اقسام تهمتها را زدند. ایشان را جن زده(4) ساحر، دروغگو و ... خطاب کردند اما هیچ کدام اعتراض نکردند که چرا همسران زیادی اختیار کرده ای. زیرا خود نیز چند همسر داشتند. در فرهنگ عرب آن زمان و حتی غیرعرب تعدد زوجات امری رایج بود و در این امر فرقی بین فقیر و غنی دیده نمی شد.
اما در مورد اینکه چرا بیشتر از چهار همسر اختیار کردند، پیامبر (صلی الله علیه وآله) از طرف افراد و قبائل زیادی مورد فشار بودند. زیرا افتخار می کردند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) دامادشان باشد.

پیامبر(صلی الله علیه وآله)به بانویی از انصار که می خواست خود را بر حضرت هبه کند فرمود:«قَالَ يَا أُخْتَ الْأَنْصَارِ جَزَاكُمُ اللَّهُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ خَيْراً فَقَدْ نَصَرَنِي رِجَالُكُمْ وَ رَغِبَتْ فِيَّ نِسَاؤُكُمْ »(5)
ای خواهر انصاری، خداوند به شما جزای خیر عطا کند مردانتان مرا یاری کردند و زنانتان به من رغبت پیدا کردند.

در مورد سوال دوم، بله یهود به پیامبر (صلی الله علیه وآله) اشکال کردند اما نه اشکال به خاطر تعداد زنان بود بلکه اشکال به خاطر مسائل دینوی بود. در نگاه آنان پیامبر باید فوق بشر باشد و شئون بشری نداشته باشد لذا اشکال کردند تا خداوند این آیه را نازل کرد
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ ذُرِّيَّةً وَ ما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ (6)
ما پيش از تو (نيز) رسولانى فرستاديم؛ و براى آنها همسران و فرزندانى قرار داديم؛ و هيچ رسولى نمى‏توانست ا (ز پيش خود) معجزه‏ اى بياورد، مگر بفرمان خدا! هر زمانى نوشته ‏اى دارد (و براى هر كارى، موعدى مقرّر است)!

قرطبی در تفسیرش در توضیح این مطلب بیان می کند که یهود گفتند« لو كان نبيا لشغله أمر النبوة عن النساء، فأنزل الله هذه و- الآية، و- ذكرهم أمر داود و- سليمان فقال: (وَ- لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ- جَعَلْنا لَهُمْ أَزْواجاً وَ- ذُرِّيَّةً) أي جعلناهم بشرا يقضون ما أحل الله من شهوات الدنيا، و- إنما التخصيص في الوحي. »(7)
ترجمه: اگر این شخص پیامبر(صلی الله علیه وآله) بود امر زنان او را مشغول نمی کرد. خداوند این آیه را نازل کرد و جریان داود و سلیمان را به آنان یادآور شد.(بیان آیه) یعنی خداوند انبیاء را از جنس بشر برگزید و کارهای امور دنیوی را برای آنان حلال کرد فقط در وحی از دیگر انسانها ممتاز شدند.

در برخی منابع نیز در توضیح اشکال یهود آمده«و المعنى كانوا بشرا يأكلون و يباشرون النساء و يلدون الاولاد،»(8) معنای اشکال آنها این است که چرا پیامبر مثل بشر غذا می خورد و با زنان مباشرت دارد و از ایشان اولاد به عمل می آید.
اگر به جواب قرآن نیز نگاه کنیم آیه بحث ذریه را هم آورده پس بحث امور دنیوی، زن و فرزند و اینگونه مسائل است نه اشکال به تعداد زن گرفتن
در تفسیر مقاتل بن سلیمان- از جز قدیمی ترین تفاسیر - بیان شده ، این آیه در جواب کفار مکه بود که به پیامبر(صلی الله علیه واله) این اشکال را کردند(9) می دانیم که در مکه پیامبر(صلی الله علیه واله) تنها با حضرت خدیجه (سلام الله علیها) ازدواج کرده و همسری دیگری بر نگزید لذا به خوبی مشخص است بحث، بحث امور دینوی است اصل ازدواج منظور است نه تعداد آن

در شان نزول آیه اختلافات فراوان است. برخی گفته اند که این آیه مصداق خارجی ندارد و تنها می گوید در صورتی که اتفاق افتاد حلال است. بعضى همچون ابن عباس و برخى ديگر از مفسران معتقدند كه پيامبر (صلی الله علیه وآله) با هيچ زنى به اين كيفيت ازدواج نكرد، بنا بر اين حكم بالا فقط يك اجازه كلى براى پيامبر (صلی الله علیه واله) بود كه هرگز عملا مورد استفاده قرار نگرفت.(10)

اما در مورد هبه کردن زنان، در قرآن آمده است که«يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۗ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»(11)

ترجمه:«ای پیغمبر (گرامی) ما زنانی را که مهرشان ادا کردی بر تو حلال کردیم و نیز کنیزانی را که به غنیمت خدا تو را نصیب کرد و ملک تو شد و نیز دختران عمو و دختران عمّه‌ها و دختران خالو و دختران خاله‌هایت را آنها که با تو از وطن خود هجرت کردند و نیز زن مؤمنه‌ای را که خود را به رسول (بی‌شرط و مهر) ببخشد و رسول هم به نکاحش مایل باشد، که این حکم (هبه و بخشیدن زن و حلال شدن او) مخصوص توست دون مؤمنان، که ما حکم زنان عقدی و کنیزان ملکی مؤمنان را (که پیشتر با شرایط و عدد و حقوق آنها بر شوهر همه را بیان کردیم) می‌دانیم که چه مقرر کرده‌ایم. (این زنان همه را که بر تو حلال کردیم و تو را مانند مؤمنان امّتت به احکام نکاح مقیّد نکردیم) بدین سبب است که بر وجود (عزیز) تو در امر نکاح هیچ حرج و زحمتی نباشد. و خدا را (بر بندگان، خصوص بر تو) مغفرت و رحمت بسیار است.»

تفسیر مقاتل بن سلیمان آورده است که:این زن "ام شریک" دختر "جابر" بود که شوهرش " ابوالفکر" از دنیا رفت و خود را به پیامبر(صلی الله علیه واله) هبه کرد.(12)
این مطلب را نیز متذکر می شویم که تفاوت این ازدواج با ازدواج های دیگر فقط در این است که مهریه ندارد(13) والا همانند عقد دائم است یعنی همانطور که در ازدواج های دائم عرف است در اینجا نیز چنین است.

منابع
1.ابن سعد، محمد بن سعد بن منیع الهاشمی البصری، الطبقات الکبری، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، بیروت، ‌دار الکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۰ق، ج۸ ، ص۱۷۴؛ طبری، أبوجعفر محمدبن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمدأبوالفضل ابراهیم، بیروت، ‌ دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق، ج۲ ، ص۲۸۰.
2. بلاذری، أحمدبن یحیی بن جابر، جمل من انساب الأشراف، تحقیق: سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، ‌ دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ ق، ج۱، ص۹۸: «وتزوّج رسول الله (صلی الله علیه و سلم) خدیجة و هو ابن خمس و عشرین سنه، وهی ابنة أربعین سنه.».
3. ابن هشام (م 218)،زندگانى محمد(صلی الله علیه وآله) پيامبر اسلام، ترجمه سيد هاشم رسولى، تهران، انتشارات كتابچى، چ پنجم ، 1375ش.
4.ابن هشام (م 218)،زندگانى محمد(صلی الله علیه وآله) پيامبر اسلام، ترجمه سيد هاشم رسولى، تهران، انتشارات كتابچى، چ پنجم ، 1375ش.
5. شیخ کلینی، کافی، اسلامیه، تصحیح علی اکبر غفاری و آخوندی، تهران، 1407، چاپ چهارم، ج5، ص568
6.سوره رعد، آیه 38
7.قرطبی، جامع الاحکام، ناصر خسرو، ایران، 1364ش، چاپ اول، ج9، ص327
8. میبدی، احمد بن محمد، امیرکبیر، تهران، 1371ش، چاپ پنجم، ج5، ص204
9. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1423ق، چاپ اول، ، ج‏2، ص: 382
10. آیه الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1371ش، چاپ دهم، ، ج17، ص379
11. آیه 50 سوره احزاب
12.تفسير مقاتل بن سليمان، پیشین، ج‏3، ص: 501
13. فراء، یحیی بن زیاد(207)، معانی القرآن، محقق نجار، الهیئه المصریه العامه للکتاب، قاهره، 1980م، چاپ دوم، ج2، ص345

موضوع قفل شده است