جمع بندی زمان و مکان در عالم مجردات

تب‌های اولیه

82 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

استوار;443356 نوشت:
سلام و عرض ادب.

جناب رئوف، لطفا پست شماره 25 حقیر را پاسخ دهید. :Gol:



با سلام خدمت شما دوست گرامی

- مجرد طبق تعریف بر موجودی اطلاق می شود که عاری از جسم باشد و این مسئله طبق سلسله مراتب وجود که در فلسفه اسلامی از آن بحث می شود، بیان شده است. برای این اساس همچنان که در پاسخ قبلی عرض کردم، موجودات مجرد، موجوداتی هستند که جسم ندارند و از همین رو از عوارض جسم نیز مانند حرکت و زمان عاری هستند.

- در مورد تشکیک که یکی از بحث های مهم فلسفه اسلامی است باید به این مسئله توجه داشته باشید که تشکیک یکی از ویژگی های وجود است و اگرچه ما در مورد ماهیات نیز تشکیک می بینیم ولی بعد از اثبات اصالت وجود، می توان گفت که تشکیک تنها در وجود رخ می دهد. در هر صورت در این باره خارج از موضوع اصلی ماست.

- در مورد حرکت مجردات نیز در پاسخ قبلی توضیحاتی خدمت شما و دیگر کاربران عرض کردم، لطفا مراجعه کنید.

موفق باشید

چالشگر;443379 نوشت:
با عرض سلام خدمت جناب رئوف
جسارتا من هم درخواست میکنم سوال پست 33 را پاسخ بدهید.
با تشکر

با سلام خدمت شما دوست گرامی

- روح انسان در هنگام تعلق به جسم و همراهی با آن مقید و محدود به جسم می شود فلذا بالتبع زمان مند و مکان مند می شود. از این رو وقتی که روح انسان به طور مثال در عالم رویا از بدن جدا می شود، می تواند از این محدودیت ها رهایی یابد. مثال کامل تر آن هنگام مرگ است که روح از تقیدات عالم مادی رها می شود.

- مسئله دیگر در مورد جنیان و دیوها است. منظور از دیوها را دقیقا نمی دانم چه موجودی است فلذا اگر ممکن است برایتان توضیح دهید. اما در مورد جنیان باید گفت که آنها نیز موجوداتی مادی هستند که مانند انسان ها دارای تکلیف هستند و دارای مسلمان و کافراند. آنها نیز اگرچه در نحوه جسم داشتن با ما متفاوت اند ولی به صورت کلی مادی هستند(1)

- مطلب دیگر اینکه با توجه به گستره سوالات، لطفا تنها سوالاتی مطرح کنید که در چارچوب موضوع اصلی قرار بگیرد.

موفق باشید

1. برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به : معارف قرآن، استاد مصباح یزدی، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین، ص 310،

تشکر فراوان از سرکار yanoor

فقط یک سوال باقی موند، تفدم و تاخر در خلقت فرشتگان نشان از زمان مند بودن آنها نیست؟ چگونه این مساله رو با لازمانی توجیه می کنید؟

بی نظیر;443711 نوشت:
و لینکی که اوردم در قبول مطالب ان نیست بخاطر بررسی نظرات دیگر و رسیدن به حقیقت است

[="#006400"]پاسخم رو قبلا خدمتتون عرض کردم .
کاملتر و خلاصه کارد دو لبه ای هست که به دست هر کسی نمیدن اما برای بدست اوردن یا ساختنش راهنمایی میکنن
اگر بر خلاف جهت یا تند حرکت نکنیم راهنمایی در راه بوده و هست .[/]
بی نظیر;443711 نوشت:
نمونه بسیار واضحی از اشتباه و برداشت غلط از مطالب من منظورم اینجا از ذن
ذن نبود بلکه گفتم شما در فکر و خیال خودتان گمان بد دارید و این گمانهای بد بسیاریش گناه می باشد
ایه قرانه نقل به مضمون موفق باشید

[="#006400"]بازم اشتباه از جانب شما بوده .
این ذنه ! اون ظنه !!
مجی...
ما که گذشت میکنیم
البته متوجه منظور شما شدم اما گفتم با یک تیر دو نشان بزنم و بگم که ...
موید باشید
ختم کلام حقیر .[/]

سلام و عرض ادب.

رئوف;443784 نوشت:
مجرد طبق تعریف بر موجودی اطلاق می شود که عاری از جسم باشد و این مسئله طبق سلسله مراتب وجود که در فلسفه اسلامی از آن بحث می شود، بیان شده است.

رئوف;443325 نوشت:
در عالم ماده جسم وجود دارد و به تبع آن زمان و مکان حاصل می شود. در عالم مثال برخی از امور عالم ماده مانند رنگ و حجم وجود دارد ولی جسم مادی وجود ندارد. در عالم مجردات هیچ امری اعم از مادی یا مثالی وجود ندارد.

رئوف;443325 نوشت:
موجود مجرد برای تصرف در عالم مادی، به صورت جسمانی و صورت مثالی در می آید

رئوف;443325 نوشت:
در این حالت دارای برخی از ویژگی های عالم مادی مانند حجم و رنگ می باشد ولی کاملا مادی نیستند.

جناب رئوف، متاسفانه به این نتیجه رسیدم که ایجاد این تاپیک یک اشتباه محض از جانب حقیر بود.
تعاریف و نظریاتی که شما از فلاسفه مسلمان ارائه میدهید، عمدتا مبهم و موهوم است.
تعریف جوهر، عدم وجود ماده در عالم مثال و ملکوت ولی در عین حال وجود حجم و رنگ و برخی اعراض ماده، عالم جبروت و وجود صادر اول، حرکت جوهری و ... بسیاری تعاریف و نظریات مبهم و موهوم دیگر.
اگر عقل بشر توانسته به اینها دست یابد، چرا ابهام و غیر قابل فهم بودن و پارادوکس درونی این نظریات اینقدر چشمگیر و فزون است؟
و صد البته در بعضی موارد تعارض آنها با قرآن مشهود میباشد.

همچنین متاسفانه باعث شدم کار بعضی کاربران به بحث و جدل کشیده شود. که از این بابت نیز عذرخواهی میکنم.

موفق باشید.

Mohammad2db;443901 نوشت:
بازم اشتباه از جانب شما بوده .
این ذنه ! اون ظنه !!
مجی...
ما که گذشت میکنیم
ان بزنم و بگم که ...
موید باشیدلبته متوجه منظور شما شدم اما گفتم با یک تیر دو نشا
ختم کلام حقیر .

درسته من ظن و اشتباه ذن نوشتم و غلط املایی داشتم

ولی وقتی به جمله نگاه کنید

که نوشته بودم این ذن و گمان شماست که اینگونه فکر می کنید

هرکسی متوجه می شد که منظورم ذن یوگایی نیست بلکه منظورم همان گمان است

این حرف شما هم شبیه حرف معلمی هست که چیزی رو اشتباه می گه بعد که دانش اموزان
درستش و می گن
می گه من عمدا اشتباه گفتم ببینم کی می فهمه

همچنین ختم کلام حقیر
و موفق و موید باشید

[="3"]همچنین من هم از جناب رئوف بخاطر پاسخ بسیار کامل و جامع به پستهایم و سوالاتم در این تاپیک تشکر می کنم

[SPOILER]فقط نمی دونم چرا چشم بصیرت برای دیدن انها ندارم [/SPOILER][/]

سلام و عرض ادب

استوار;444548 نوشت:
جناب رئوف، متاسفانه به این نتیجه رسیدم که ایجاد این تاپیک یک اشتباه محض از جانب حقیر بود.

چرا اشتباه؟
برای من مروری بود که آنچه را قبلاً استنباط کرده بودم پربیراه نبوده و بیدلیل به این موارد بی اعتنا نشدم

سلامت و سرافراز باشید

استوار;444548 نوشت:
سلام و عرض ادب.
جناب رئوف، متاسفانه به این نتیجه رسیدم که ایجاد این تاپیک یک اشتباه محض از جانب حقیر بود.
تعاریف و نظریاتی که شما از فلاسفه مسلمان ارائه میدهید، عمدتا مبهم و موهوم است.
تعریف جوهر، عدم وجود ماده در عالم مثال و ملکوت ولی در عین حال وجود حجم و رنگ و برخی اعراض ماده، عالم جبروت و وجود صادر اول، حرکت جوهری و ... بسیاری تعاریف و نظریات مبهم و موهوم دیگر.
اگر عقل بشر توانسته به اینها دست یابد، چرا ابهام و غیر قابل فهم بودن و پارادوکس درونی این نظریات اینقدر چشمگیر و فزون است؟
و صد البته در بعضی موارد تعارض آنها با قرآن مشهود میباشد.

همچنین متاسفانه باعث شدم کار بعضی کاربران به بحث و جدل کشیده شود. که از این بابت نیز عذرخواهی میکنم.

موفق باشید.



با سلام خدمت شما دوست گرامی

واقعیت این است که این بحث ها همان طور که پیش از این نیز خدمت شما عرض شد، نیازمند بحث های مفصل فلسفی هستند و هنگامی که تنها نتیجه یک بحث فلسفی (بنا به اقتضای بحث در این تاپیک) گفته می شود ممکن است به نظر مبهم بیاید. پیشنهاد من به شما این است که اگر واقعا در پی درک عمق مطالب مطرح شده هستید، فرصتی را جهت شرکت در کلاس های فلسفه اسلامی و یا مطالعه عمیق برخی از آثار فیلسوفان اسلامی اختصاص بدهید. برای تک تک این موضوعات، مباحث مفصلی شکل گرفته است ولی باید به این مسئله توجه کرد که نمی توان حجم زیادی از اطلاعات را در یک تاپیک و در قالب چند جمله بیان کرد و گاهی لازم است که پرسشگر محترم، تلاش بیشتری بکنند و برای سوالات مهم خود، وقت بیشتری اختصاص بدهند.

موفق باشید

بی نظیر;443437 نوشت:

سلام

گفتید موجودات مجرد برای تصرف در عالم مادی باید بصورت جسمانی و مثالی در ایند ایا این در مورد خداوند هم صادق است ؟
واگر صادق است ایا برای همین است که خداوند اداره امور را به فرشتگان واگذار کرده ؟
و سوال دیگر اینکه ایا خداوند می تواند خود را تنزل داده و به دنیای مادی وارد شود ؟ اگر می تواند چرا هرگز این کار را نکرده ؟

سوال دیگر اینکه تعریف دقیقی از لامکانی و لازمانی ارایه دهید ؟

و مورد دیگر اینکه فکر کنم منظورتان از حجم تصویر باشد
چون اگر چیزی در عالم مادی حجم داشته باشد باید کاملا مادی باشد

موفق باشید



با سلام خدمت شما دوست گرامی

پیش از پرداختن به سوالات شما باید عرض کنم که گاهی از اوقات حجم بالایی از سوالات در سایت مرکز وجود دارد که واقعا فرصت رسیدگی به تمام پرسش ها را در یک شب فراهم نمی کند، در چنین مواقعی ممکن است تا میزانی که ممکن است سوالات پاسخ داده شود و ما بقی آنها در اولین فرصت پیگیری شود. با این حال از تاخیر در پاسخ به سوال شما پوزش می خواهم.

در مورد سوالات شما باید عرض کنم که سوالات متعددی مطرح کرده اید و ای کاش یک به یک این سوالات طرح می شد، با این حال:

- تصرف خداوند در امور طبیعت از طریق اسباب و لوازم آن است و از همین رو بسیاری از اموری که در جهان اتفاق می افتد، اموری هستند که توسط فرشتگان هدایت می شوند.

- بحث در مورد خداوند و وجود او پیچیده تر از آن است که به این نحو مطرح شود. خداوند وجود است نه موجود. تقسیم مادی و مجرد برای موجودات است. خداوند به تمام ساحات وجود تسلط تام دارد و همه ساحات وجودی نسبت به او اضافه ای اشراقی محسوب می شوند یعنی تنها نسبت محض هستند و هیچ وجودی و ثبوتی از خود ندارند. با این حال، همان طورکه عرض شد، تصرف خداوند در عالم، از طریق اسباب و علل است.

- بدون زمان و بدون مکان بودن به این معناست که موجود در بند تاریخ و جغرافیا نباشد. به عبارت دیگر تمام زمان ها و تمام مکان ها برای چنین موجودی یکسان است و وجود او مقید به حدودات عالم مادی نیست. به طور مثال ما در تاریخ مشخصی به دنیا می آیم و در تاریخ مشخصی نیز از دنیا می رویم. ما نمی توانیم در تاریخ سال 3000 میلادی باشیم و نیز نمی توانیم در تاریخ بعثت پیامبر حضور داشته باشیم ولی موجود مجرد چنین محدودیتی ندارد. در مورد مکان نیز چنین است. شرق و غرب عالم برای موجود مجرد، یکسان است و همچنان که می تواند الان در تهران باشد، همزمان می تواند در مکه نیز باشد.

- منظور از حجم همان تصویر است.

موفق باشید

سلام
جناب رئوف، بنده مطالبی که دوستان و جنابعالی نوشته بودین رو مطالعه کردم، از قبل هم کمی مطالعه فلسفی داشتم، این مطلب رو هم در مورد دهر مطالعه کردم ولی هیــــــــچ کدوم برای رسیدن به پاسخ این سوال که "تقدم و تاخر در خلقت فرشتگان نشان از زمان مند بودن آنها نیست؟ چگونه این مساله رو با لازمانی توجیه می کنید؟" کمکی نکرد.
لطفا به این سوال پاسخ دهید:soal:

با سلام خدمت جناب استوار
گفتم بنده هم نظری در مورد پست 25 شما بدهم.

استوار;443002 نوشت:
جناب رئوف، شما میفرمائید موجود مجرد جسم ندارد. بر چه اساس؟

بر اساس تعریف.
موجود مجرد یعنی موجودی که جسم مادی ندارد.
حال اگر شما می فرمایید چنین موجودی وجود ندارد می توانید ثاپیکی جداگانه بزنید و اثبات وجود موجود مجرد را بخواهید.
استوار;443002 نوشت:
اگر همه موجودات مجرد جسم لطیف داشته باشند، چه؟

موجودات محرد طبق تعریف جسم مادی ندارند. منتها وجود غیرمادی دارند. حال نمی دانم به این وجود می توان نام جسم گذاشت یا نه؟
استوار;443002 نوشت:
وقتی توصیفات قرآن و روایات را از فرشتگان می‌خوانیم، با یک موجود مجرد بدون جسم روبرو نیستیم.

توصیفات قرآن اعلب از سوی مفسران فیلسوف مشربی چون علامه طباطبایی تاویل گشته اند. در این زمینه هم تاپیکهای متعددی وجود دارد. مانند تاپیک فرشتگان چند بال دارند.
استوار;443002 نوشت:
شما مفاهیمی را پذیرفته‌اید که بر آن مبنا، موجود مجرد فاقد جسم است. مکان‌مند نیست و میتواند در آن واحد همه جا باشد. و زمان‌مند هم نیست چون حرکت ندارد.
این مفاهیم شاید درست نباشد.
اگر یک موجود با جسم لطیف، قابل مشاهده نباشد، کمالاتش همه بالفعل باشد، قادر باشد با سرعت زیاد (و نه آنی) جابجا شود، و امور و وظائفی را که بر عهده دارد به انجام برساند، پس چرا او فرشته نباشد؟!

خوب شما هم یک سری مفاهیم علمی در ذهن دارید. می خواهید موجود مجرد را بر همان چیزی که علم فیزیک به آن رسیده یا نزدیک شده منطبق گردانید. حال شاید این آن نباشد و چیز دیگری باشد.
استوار;443002 نوشت:
هر موجودی لطیف اگر بتواند با سرعت زیاد حرکت کند، گذر زمان را کندتر درک میکند. این خودش میتواند یک مرتبه وجودی باشد.
به عبارت دیگر، شدت لطافت بیشتر ==> توانائی حرکت با سرعت بیشتر ==> گذر زمان کندتر.

این هم یک نمونه از همان مفاهیمی که شما در ذهن دارید. شما سعی دارید موجود مجرد را بر یافته های علمی تظبیق دهید. خوب شاید این انطباق اشتباه باشد. شاید چیزی که علم به آن رسیده علی رغم شباهت های زیاد همان موجود مجرد یا همان فرشته نباشد.
نکته و حاشیه : مطالب بنده در جهت تایید وجود موجودات مجرد نیست.
و من الله توفیق

بی نظیر;444571 نوشت:
این حرف شما هم شبیه حرف معلمی هست که چیزی رو اشتباه می گه بعد که دانش اموزان

[="#006400"]هوالعالم
حقیقت این شاگرد همان ست که بود
حقیر با توهین و تهمت دیگران دروغگو نمی شم ولی شما گناه بزرگی میکنید و خدا رو خوش نمیاد بخاطر اصرار بر خود خواهی و خود پسندی باعث بر هم زدنه جو دوستانه محیط بشیم .

استوار;444548 نوشت:
همچنین متاسفانه باعث شدم کار بعضی کاربران به بحث و جدل کشیده شود. که از این بابت نیز عذرخواهی میکنم.

حلال کنید .
بحث شیرین و گواراست و اگر ما زیاده گویی کردیم فقط به این دلیل بوده که بحث با زبان ساده و کاملا همه پسند دنبال بشه
که انشاالله منبعد پیش نمیاد ...

هیچ بحث و جدل مخربی در کار من یکی نبوده که به نفع بحث و موضوع نباشه ...
بازم از شما خوبان طلب عفو دارم و میخوام که در راه خیر به موانعی که از سر جهل مثلا من ایجاد میشه توجهی نکنید چون از طرف هر انسانی که باشه ناخواسته یا ندانسته اس ...

ارسال بزودی حذف میشه .[/]

سلام و عرض ادب.

رئوف;444748 نوشت:
پیشنهاد من به شما این است که اگر واقعا در پی درک عمق مطالب مطرح شده هستید، فرصتی را جهت شرکت در کلاس های فلسفه اسلامی و یا مطالعه عمیق برخی از آثار فیلسوفان اسلامی اختصاص بدهید. برای تک تک این موضوعات، مباحث مفصلی شکل گرفته است

ضمن تشکر از شما استاد عزیز.
اما هر مبحث مفصلی، لزوما نباید نتایجش صحیح باشد.
روش صرفاً عقلی و بدون بهره‌مندی از دانش روز، برای پاسخ به چراهای جهان کفایت نمیکند.
از دیدگاه حقیر، فلاسفه مسلمان بهتر است در نظریاتی بنیادین مانند جوهر، حرکت جوهری، جسمانیة الحدوث بودن نفس، عدم وجود جسم و زمان و مکان در عالم مثال و ملکوت، وجود عوالم جبروت و لاهوت و وجود صادر اول و ... بازنگری کنند و از دانش نوین امروزی در کنار روشهای عقلی، برای کشف مجهولات هستی بهره ببرند.

موفق باشید.

شریعت عقلانی;444766 نوشت:
با سلام خدمت جناب استوار
گفتم بنده هم نظری در مورد پست 25 شما بدهم.

سلام بر شما جناب شریعت عقلانی. ممنون که گفتید. :ok:

شریعت عقلانی;444766 نوشت:
بر اساس تعریف.
موجود مجرد یعنی موجودی که جسم مادی ندارد.

از دیدگاه حقیر، آن تعریف اشتباه است.
مجرد به معنای هر چیز خالص، و نیز در مقابل محسوس میباشد.
هیچ کجا مجرد به معنای عاری از جسم نیست.
بلکه به معنای منزه از ماده آمده. و ماده طبق تعریف همان عنصر میباشد. (قبلا عناصر اربعه و اکنون عناصر جدول تناوبی)
بنابراین، مجرد همان منزه از ماده و غیر محسوس است. به این معنا که از عناصر تشکیل نشده و واحد سازنده آن کوچکتر از اتم است!

سلام و عرض ادب
دوست عزیز استوار گرامی
در تعابیری که شما برای مجرد و ماده اوردید با شما موافق نیستم
بر طبق معادله معروف نسبیت e=m*c^2
ذرات و میدانهای زیراتمی هم ماده هستند
اینکه تنها بعد از شکل گیری اتمها و مولکولها تقسیم بندی ماده را آغاز کنید بدون انکه زیر ساختهای آن را خارج از ماده فرض بگیرید باید بحث شود و دلایل شما را ملاحظه کرد
بله ذرات ریز اتمی غیر محسوس هستند ولی خود موکولها و اتمها و پیوندهای بین مولکولی هم غیر محسوس هستند
البته شما باید تعریفی جدید از محسوس بودن ارائه دهید
باید دایره احساس را تعریف کنید مراد شما ملموس بودن است
یا اینکه اندازه گیری و یا پیگیری آثار را هم در نظر دارید
همین مدت قبل ذره بوزون هیگز را توانستند آشکار کنند این جزو محسوسات و عالم ماده محسوب نمیشود؟

به هر روی از دید من تعاریف قدیم از انواع موجودات به هنگام ریزبینی ، دقت در تعاریف و مقایسه آنها با منقولات دینی همخوانی ندارند
یا باید به قول شما تعریف های جدیدی برای احیاء این نظرات مرده ارائه شود که بنده منتظر ارائه نظر شما هستم
یا با دیده اغماض بندزنی و ماله کشی مطالبی ارائه داد و در هنگام ارائه دلیل خود را پشت متون دینی و یا مقدسات پنهان کرد که مشخصاً چنین امری را شاهد هستیم

شاد و تندرست باشید

رئوف;443802 نوشت:
- مسئله دیگر در مورد جنیان و دیوها است. منظور از دیوها را دقیقا نمی دانم چه موجودی است فلذا اگر ممکن است برایتان توضیح دهید. اما در مورد جنیان باید گفت که آنها نیز موجوداتی مادی هستند که مانند انسان ها دارای تکلیف هستند و دارای مسلمان و کافراند. آنها نیز اگرچه در نحوه جسم داشتن با ما متفاوت اند ولی به صورت کلی مادی هستند

با عرض سلام
منطورم از دیوها همان موجوداتی است که گفته میشود یکی از آنها در زمان حضرت سلیمان انگشتر حضزت را ربوده بوده... آیا آنها مادی هستند یا خیر؟
در مورد جنیان، اگر آنها مادی هستند، شیطان نیز باید مادی باشد. چون ظاهرا شیطان نیز از جنیان بوده است. آیا این برداشت درست است؟
با تشکر

A.Afshin;444764 نوشت:
سلام
جناب رئوف، بنده مطالبی که دوستان و جنابعالی نوشته بودین رو مطالعه کردم، از قبل هم کمی مطالعه فلسفی داشتم، این مطلب رو هم در مورد دهر مطالعه کردم ولی هیــــــــچ کدوم برای رسیدن به پاسخ این سوال که "تقدم و تاخر در خلقت فرشتگان نشان از زمان مند بودن آنها نیست؟ چگونه این مساله رو با لازمانی توجیه می کنید؟" کمکی نکرد.
لطفا به این سوال پاسخ دهید:soal:


با سلام خدمت شما دوست گرامی

اینکه فرشتگان در زمان های مختلفی خلق شده اند، به معنای این نیست که مقید به زمان هستند. به عبارت دیگر لزومی ندارد که موجود مجرد، قدیم باشد بلکه موجودات مجرد نیز می توانند حادث باشند و این مسئله منافاتی با تجرد ندارد. تنها باید به این مسئله توجه کرد که پس از خلقت ایشان، در رتبه ای وجودی قرار دارند که مقید به زمان و مکان نیستند.

موفق باشید

چالشگر;445198 نوشت:
با عرض سلام
منطورم از دیوها همان موجوداتی است که گفته میشود یکی از آنها در زمان حضرت سلیمان انگشتر حضزت را ربوده بوده... آیا آنها مادی هستند یا خیر؟
در مورد جنیان، اگر آنها مادی هستند، شیطان نیز باید مادی باشد. چون ظاهرا شیطان نیز از جنیان بوده است. آیا این برداشت درست است؟
با تشکر


با سلام خدمت شما دوست گرامی

در مورد دیوها باید خصوصیات وجودی آنها معلوم باشد تا بتوان در مورد آنها نظر داد.

شیطان همان طور که در قرآن بیان شده است، از آتش خلق شده است که موجودی مادی است، هرچند شکل آن با دیگر مواد متفاوت است.

موفق باشید

[="#006400"][="#006400"]هوالعالم

دیو
میتونه حتی خصلت یا صفت یک انسان باشه با تعریفی مشخص
این اسامی بیشتر اشاره به صفت یا خصوصیات یک موجود داره
بی نظر به ماهیت ... [/][/]

[="3"]سلام به استاد معزز رئوف

استاد چگونه ثابت میشه فرشتگان مجردند ؟

همچنین گفتین شیطان مادی است پس چگونه با فرشتگان مجرد نشست و برخاست می کرده ؟

ممنون [/]

مرسل;445798 نوشت:
سلام به استاد معزز رئوف

استاد چگونه ثابت میشه فرشتگان مجردند ؟

همچنین گفتین شیطان مادی است پس چگونه با فرشتگان مجرد نشست و برخاست می کرده ؟

ممنون



با سلام خدمت شما دوست گرامی

- اثبات اینکه فرشتگان مجرداند، خارج از موضوع اصلی ما در این سایت است. لطفا در قالب سوالی مجزا این مطلب را مطرح کنید.

- اینکه شیطان موجودی مادی است، منافاتی با این ندارد که با فرشتگان در ارتباط باشد، چنان که برخی از انسان ها که به مقامات والا می رسند، چنین امکانی برایشان فراهم می شود.

موفق باشید

نقل قول:
با عرض سلام
منطورم از دیوها همان موجوداتی است که گفته میشود یکی از آنها در زمان حضرت سلیمان انگشتر حضزت را ربوده بوده... آیا آنها مادی هستند یا خیر؟
در مورد جنیان، اگر آنها مادی هستند، شیطان نیز باید مادی باشد. چون ظاهرا شیطان نیز از جنیان بوده است. آیا این برداشت درست است؟
با تشکر
[="#006400"]هوالعالم
اینها داستان بوده و شاید زبان مثال در تشبیه موجودی دیو صفت .

اما خود دیو ممکنه موجودی افسانه ای باشه مثل اژدها !
و چیزی بین گاو و میمون و خوک ! که در هر زمان و داستانی تعریف و خصوصیات متفاوتی داشته
سلطانی به شکل دیو یا انسان و شاهی با صفات دیو ...
و ده ها معانی و تعریف مختلف که شاید باید به دست فراموشی سپرده بشه !

چون یک دلیل وجود نجاست در وهابیت و اوارگی در یهود و انواع و اقسام شر و بلا
در زمین زیاده روی در این امور بوده که خودش باید درس عبرتی باشه برای ما ...
به خود آمدن مهمتر از به دیگری پرداختن ست .[/]

با عرض سلام
هر چند شما تذکر داده اید و سوال من هم به بحث مربوط نمی شود اما لطفا اگر ممکن است پاسخ کوتاهی بدهید:

رئوف;445768 نوشت:
در مورد دیوها باید خصوصیات وجودی آنها معلوم باشد تا بتوان در مورد آنها نظر داد.

با توجه به اینکه به هر حال نام موجودی به اسم دیو جد اقل در دوران حضرت سلیمان آمده است، به نظر می رسد باید موجودی با قابلیت های خاص وجود می داشته که نام او را نه انسان ونه جن گذاشته اند و نام اختصاصی دیو را به او اطلاق کرده اند. آیا منابعی برای شناختن بیشتر این موجودات احتمالی وجود دارد؟ آیا اصولا چنین موجودی وجود دارد یا قبلا وجود داشته و یا افسانه ای بیش نیست؟ و اگر وجود ندارد چرا از چنین موجوداتی در رابطه با حضرت سلیمان نام برده شده است ؟

رئوف;446093 نوشت:
- اینکه شیطان موجودی مادی است، منافاتی با این ندارد که با فرشتگان در ارتباط باشد، چنان که برخی از انسان ها که به مقامات والا می رسند، چنین امکانی برایشان فراهم می شود.

گفته می شود شیطان شش هزار سال که به تعبیر حضرت علی (ع) ممکن است معادل شش هزار سال زمینی هم نباشد، عبادت کرده تا هم مقام فرشتگان گردیده. با توجه به اینکه علیرغم برتری انسان نسبت به شیطان، انسان برای کمال، تعالی و قرب به خداوند نیاز به پیامبر دارد، چگونه شیطان میتوانسته بدون داشتن پیامبر عبادت پویایی را انجام دهد که این عبادت مقام او را بالا تر برده و افزایش دهد، تا جاییکه به مقام فرشتگان برسد و نهایتا این عبادت منجر به آن شود که موجودی از جنس ماده، هم تراز مجردات شود؟ چون ظاهرا حتی فرشتگان که مقصد نهایی تلاش و عبادت شیطان بوده اند نیز از عبادت آنچه را انجام می دهند که به آن حکم شده اند و هیچ تلاش مضاعف و خلاقانه ای در عبادت و قرب به خداوند نمی توانند داشته باشند.

با تشکر

متحیر;444963 نوشت:

بر طبق معادله معروف نسبیت e=m*c^2
ذرات و میدانهای زیراتمی هم ماده هستند
اینکه تنها بعد از شکل گیری اتمها و مولکولها تقسیم بندی ماده را آغاز کنید بدون انکه زیر ساختهای آن را خارج از ماده فرض بگیرید باید بحث شود و دلایل شما را ملاحظه کرد
بله ذرات ریز اتمی غیر محسوس هستند ولی خود موکولها و اتمها و پیوندهای بین مولکولی هم غیر محسوس هستند
البته شما باید تعریفی جدید از محسوس بودن ارائه دهید
باید دایره احساس را تعریف کنید مراد شما ملموس بودن است
یا اینکه اندازه گیری و یا پیگیری آثار را هم در نظر دارید

همین مدت قبل ذره بوزون هیگز را توانستند آشکار کنند این جزو محسوسات و عالم ماده محسوب نمیشود؟

به هر روی از دید من تعاریف قدیم از انواع موجودات به هنگام ریزبینی ، دقت در تعاریف و مقایسه آنها با منقولات دینی همخوانی ندارند
یا باید به قول شما تعریف های جدیدی برای احیاء این نظرات مرده ارائه شود که بنده منتظر ارائه نظر شما هستم
یا با دیده اغماض بندزنی و ماله کشی مطالبی ارائه داد و در هنگام ارائه دلیل خود را پشت متون دینی و یا مقدسات پنهان کرد که مشخصاً چنین امری را شاهد هستیم


سلام و عرض ادب.
دوست عزیزم جناب متحیر، ضمن تشکر از دقت نظر جنابعالی، مطالبی را بعرضتان میرسانم:
اگر از دید یک فیلسوف به قضیه نگاه کنیم، طبیعتاً هر نشانه و اثری نمیتواند متعلق به ماده باشد.
به عبارت دیگر وقتی موجودی مجرد و غیر مادی میتواند وارد عالم ناسوت گردد، پس ممکن است آثاری داشته باشد که آن آثار مربوط به یک موجود مادی نخواهد بود.

وقتی در تعریف می‌گویند مجرد مقابل محسوس است، چون حقیقتا ذرات بنیادی محسوس نیستند پس بر اساس تعریف مجردند و نه ماده.
چه در تعاریف فیزیکی و چه تعابیر فلسفی، ماده میتواند از حالتی به حالت دیگر تبدیل شود. که این تعاریف شامل ذرات بنیادی نمیگردد.

بنابراین بر اساس تعاریف:
ماده در مقابل مجرد، همان عنصر هست که به عبارتی از واحد اتم تشکیل شده.
و ذرات زیر اتمی، در تعریف ماده نمیگنجند.

اگر تعاریف ماده هم در فیزیک و هم در فلسفه را بررسی کنید، متوجه خواهید شد که هر دوی آنها، ماده را طوری تعریف نموده‌اند که کوچکترین واحد سازنده آن اتم است.

چالشگر;446570 نوشت:
با عرض سلام
هر چند شما تذکر داده اید و سوال من هم به بحث مربوط نمی شود اما لطفا اگر ممکن است پاسخ کوتاهی بدهید:

با توجه به اینکه به هر حال نام موجودی به اسم دیو جد اقل در دوران حضرت سلیمان آمده است، به نظر می رسد باید موجودی با قابلیت های خاص وجود می داشته که نام او را نه انسان ونه جن گذاشته اند و نام اختصاصی دیو را به او اطلاق کرده اند. آیا منابعی برای شناختن بیشتر این موجودات احتمالی وجود دارد؟ آیا اصولا چنین موجودی وجود دارد یا قبلا وجود داشته و یا افسانه ای بیش نیست؟ و اگر وجود ندارد چرا از چنین موجوداتی در رابطه با حضرت سلیمان نام برده شده است ؟

گفته می شود شیطان شش هزار سال که به تعبیر حضرت علی (ع) ممکن است معادل شش هزار سال زمینی هم نباشد، عبادت کرده تا هم مقام فرشتگان گردیده. با توجه به اینکه علیرغم برتری انسان نسبت به شیطان، انسان برای کمال، تعالی و قرب به خداوند نیاز به پیامبر دارد، چگونه شیطان میتوانسته بدون داشتن پیامبر عبادت پویایی را انجام دهد که این عبادت مقام او را بالا تر برده و افزایش دهد، تا جاییکه به مقام فرشتگان برسد و نهایتا این عبادت منجر به آن شود که موجودی از جنس ماده، هم تراز مجردات شود؟ چون ظاهرا حتی فرشتگان که مقصد نهایی تلاش و عبادت شیطان بوده اند نیز از عبادت آنچه را انجام می دهند که به آن حکم شده اند و هیچ تلاش مضاعف و خلاقانه ای در عبادت و قرب به خداوند نمی توانند داشته باشند.

با تشکر



با سلام خدمت شما دوست گرامی

دوست گرامی برای اینکه به سوالات شما به خوبی پرداخته شود، باید آنها را به صورت مجزا مطرح کنید تا به نحو کامل تری بدان ها پرداخته شود. طرح آنها در این تاپیک نه تنها به نتیجه مطلوب در مورد سوالات شما نمی رسد، بلکه بحث فعلی را هم منحرف می کند.

در مورد بخشی از سوالات شما (مخصوصا بخش دوم) مباحثی نیز پیش از این در سایت انجام شده است که می توانید با جستجو آنها را بیابید.

موفق باشید

سلام علیکم،
آیا این سؤال و جواب می‌تواند کمکی به جزیان بحث کند؟

الف) چه موجوداتی زمان ندارند؟
۱. موجودی که معلول هیچ علتی نباشد: چنین موجودی اولاً باید بسیط باشد، ثانیاً باید ازلی و ابدی باشد، ثالثاً هیچ تحول و تغییری ندارد. چنین موجودی فقط خداوند است که خارج از محدوده‌ی این جهان است.
۲. موجودی که اگرچه معلول خداوند است و به لحاظ امکانی می‌تواند تغییر کند ولی تغییر و تحول زمانی ندارد، مثل اینکه «... فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّـهِ تَبْدِيلًا ۖ وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّـهِ تَحْوِيلًا»، [فاطر، ۴۳]. موجودی که تحول زمانی نداشته باشد می‌تواند هم مستقل از زمان در نظر گرفته شود. مثلاً تا ساختار جهان همین است که هست ساختار منطق و عقل هم یکسان خواهد بود. در مورد عقل که حقیقت وجودی رسول خداست می‌توان گفت که آن هم تغییری ندارد. در مورد نفس او که امیرالمؤمنین است هم مطابق با حدیث علم می‌باشد آن هم تغییر نخواهد داشت. اینکه باطن اهل بیت علیهم السلام بدون تحول زمانی باشد و اینکه ایشان در نهایت در هیئت انسان پا به حیات دنیایی گذاشتند این ایده را می‌دهد که باطن تمامی انسان‌ها در نهایت موجودی ثابت و مستقل از زمان باشد، شاید این همان باشد که از آن تعبیر به روح مجرد می‌شود، شاید. از این حدیث که «و تزعم أنّك جـرم صغيـر، وفيك انطوي العالم الأكبـر، وأنت الكتاب المبين الذي، بأحرفـه يظـهر المضمر» و این حدیث که «من عرف نفسه فقد عرف ربه» نیز شاید بشود ادعا کرد که مطلب همینطور است. اگر این مطالب درست باشد روح به عنوان باطن نهایی انسان را می‌توان مجرد و مستقل از زمان در نظر گرفت. اگر عالم اکبر که درون هر انسان هست را هم در نظر بگیریم می‌توان روح انسان را مستقل از مکان هم در نظر گرفت، موجودی که نسبت به همه جا همزمان هوشیاری دارد دیگر رفتنش از جایی به جای دیگر برای آن معنایی نخواهد داشت. این بلاتشبیه مانند این است که گفته شود خداوند در همه جا هست، بدون اینکه برای خداوند جایی را در نظر گرفته باشیم یا فکر کنیم او جایی هست و مکان‌های دیگر از او خالی است یا او جایی است و فضا توسط او اشغال شده است.

... اما سایر موجودات که هم معلول هستند و هم تحول دارند را دیگر نمی‌شود مستقل از زمان در نظر گرفت و مراتب وجودی انسان و فرشتگان و ... بعد از عبور از عالم امر هم ظاهراً به همین مطلب می‌رسد. نفس می‌تواند اثر بگیرد و تحول دارد، مثل تحول از نفس اماره به لوامه و در نهایت به مطمئنه. فرشتگان هم مطابق با قرآن و روایات احتمالاً زمان خواهند داشت، مثلاً در نظری که نسبت به خلقت آدم علیه‌السلام دادند خداوند از آنها سؤال می‌پرسد و آنها جواب را نمی‌دانند اما بعد از خلقت آدم علیه‌السلام که حضرت به ایشان آموزش می‌دهند دیگر یاد می‌گیرند و این یعنی تحول. در روایت است که حتی حضرت جبرئیل علیه‌السلام که از أعاظم فرشتگان است تا قبل از نزول آیه‌ی ۹۱ سوره‌ی یونس علیه‌السلام همیشه با چهره‌ی تاریک و گرفته به خدمت حضرت رسول صل الله علیه و آله می‌رسید ولی آن روز که این آیه نازل شد صورتش درخشان بود، حضرت که علت را می‌پرسند در جواب می‌گوید چون آن موقع که به فرعون در حال غرق گفتم آیا الآن که عذاب را دیدی میخواهی ایمان بیاوری ترسیدم که نکند خداوند میخواسته بر او رحم کند و من به اشتباه این را گفته باشم اما الآن که این آیه نازل شد دانستم که این مطابق رأی خداوند بوده است. این هم یعنی او چیزی را نمیدانسته و بعد فهمیده است که یعنی باز محدود و محصور به زمان است.

ب) آیا می‌توان روح را تنها موجود مستقل از زمان و مکان بعد از ذات خداوند دانست؟
به نظر می‌رسد همان‌طور باشد. روح اگر اصل وجود و حیات در نظر گرفته شود این اصل ثابت است و آنچه تغییر دارد کیفیت و عوارض این وجود داشتن و زنده بودن است. البته شاید هم اشتباه کنم و به هر حال فهم روح با توجه به قرآن ممکن و یا ساده نیست «وَ يَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّ‌وحِ ۖ قُلِ الرُّ‌وحُ مِنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا» [الإسراء، ۸۵] که یعنی «و تو را از حقیقت روح می‌پرسند، جواب ده که روح از (عالم) امر خداست (و بی‌واسطه جسمانیات به امر الهی به بدنها تعلق می‌گیرد) و (شما پی به حقیقت آن نمی‌برید زیرا) آنچه از علم به شما دادند بسیار اندک است.» اما شاید هم روح تنها موجود متعلق به عالم امر نباشد و در نتیجه تنها موجود مجرد واقعی نباشد. صحبت عرفا در این باره را متوجه نشدم که بتوانم درست اینجا بازگو کنم.

ج) آیا عالم برزخ و جسم برزخی به واقع مجرد هستند؟ آیا انسان در رؤیای صادقه و یا فرشتگان و جنیان مجرد هستند؟ تعامل این‌ها با یکدیگر چگونه است اگر برخی مجرد هستند و برخی مادی هستند؟
در جواب به این سؤالات ابتدا باید ماده به درستی شناخته شود. در این پست از وبلاگ توضیحی درباره‌ی ماهیت حقیقی ماده از نگاه عقل داده شده است. اصراری ندارم که این مطلب درست باشد ولی اگر درست باشد بیان می‌کند که آنچه ما از ماهیت ماده در نظر داریم تنها ناشی از درک حواس محدود ما می‌باشد مگرنه نور و تمام موجودات نورانی (از جمله فرشتگان) هم می‌توانند مادی به حساب آیند. جنیان که به وضوح ماده هستند چنانکه خداوند منشأ خلقت آنها را «نَّارِ‌ السَّمُومِ» در [الحجر، ۲۷] و «مَّارِ‌جٍ مِّن نَّارٍ‌» در [الرحمن، ۱۵] معرفی نموده است و هر دو ماده هستند، آتش هم ظاهراً همان گاز ملتهب است اگرچه شاید هم اینطور نباشد. فرشتگان لزومی ندارد ماده باشند اگر بشود آن‌ها را به عالم امر و به عقل مجرد نسبت داد و هیچ تحولی را برای آنها در صورت اصلی خودشان متصور نشد (همان‌طور که در قرآن هم آمده که برای آنها مقامی معلوم است و تکامل رتبه‌ای ندارند)، لیکن این یک گفته‌ی معروف است که جسم از روح تبعیت می‌کند و البته دلیل برای آن هم زیاد است. برای مثال می‌دانیم که حضرت علی علیه‌السلام یک بار به صورت ۴۰ بدن متمایز در یک اتاق حاضر بودند. این تبعیت جسم از روح در بحث جسمانی بودن قیامت هم مورد استفاده قرار می‌گیرد. فرشتگان هم هر وقت بخواهند با انسان‌ها و یا حتی در صورت لزوم جنیان تعامل داشته باشند می‌توانند به صورت یک جسم کوچک یا بزرگ در بیایند، همان‌طور که برای حضرت مریم سلام الله علیها متمثل شدند، یا همان‌طور که خداوند فرموده: «وَلَوْ جَعَلْنَاهُ مَلَكًا لَّجَعَلْنَاهُ رَ‌جُلًا وَلَلَبَسْنَا عَلَيْهِم مَّا يَلْبِسُونَ» [الأنعام، ۹] که یعنی «و چنانچه رسول را فرشته‌ای قرار می‌دادیم باز هم او را به صورت مردی در می‌آوردیم و بی‌شک سبب می‌شدیم که همان اشتباهی که برای دیگران پیش می‌آوردند برای خودشان پیش آید.» در مورد جسم برزخی یا جسم انسان در حالت رؤیا هم این جسم اگرچه به علت لطافت بیشتر مانند مثلاً بدن جنیان آزادی حرکتی بیشتری داشته باشد ولی هم محدود به زمان است و هم مکان. اینکه در رؤیا نه تنها زمان‌های قبل که زمان‌های بعد هم دیده می‌شود به معنی سفر آن جسم در زمان و بازگشت آن نیست، بلکه یا الهامی است به واسطه‌ی روح که محدود به زمان نیست به صورت برداشته شدن حجاب‌ها در پیش چشم آن جسم و یا نشان دادن تمثیلی از آن حوادث آینده که فهم آن نیز نیاز به علم تأویل الأحادیث خواهد داشت. اثبات اینکه حتی موجودات برزخی هم زمان دارند و مکان مشکل نیست. موجودات برزخی نمی‌توانند در زمانی زندگی کنند و از آن درک داشته باشند که هنوز از این دنیا رحلت نکرده بودند و در حال لذت بردن یا سختی کشیدن در این دنیا بوده‌اند و البته اثبات دیگرش این آیه‌ی قرآن است که خداوند در زمان مرگ خلقت جدیدی را در انسان انجام می‌دهد: «نَحْنُ قَدَّرْ‌نَا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ وَمَا نَحْنُ بِمَسْبُوقِينَ / عَلَىٰ أَن نُّبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ» [الواقعة، ۶۰ و ۶۱] که یعنی «ماییم که مرگ را میان شما مقدّر کردیم، و هیچ چیز ما را [در جاری کردن مرگ بر شما] مغلوب نمی کند. / [آری، مرگ را مقدّر کردیم] تا امثال شما را جایگزین شما کنیم و شما را به صورتی که نمی دانید آفرینشی تازه و جدید بخشیم.» همچنین کسی در برزخ نمی‌تواند تا قیامت پیش رود و بدون عبور از قیامت وارد آخرت گردد. یعنی موجودات برزخی هم محدود بین دو زمان مرگ خود (قیامت صغری) و قیامت کبری هستند. حتی در مورد فرشتگان أعظم خداوند هم داریم که آنها نیز قبل از قیام قیامت خواند مرد. اگرچه عارفی این مردن را به معنای قطع موکل بودن این ملکها بر امور متفاوت این جهان می‌دانستند ولی از ظاهر حدیث مربوطیه این طور بر می‌آید که آنها هم مرگی مشابه مرگ انسان و جن را تجربه خواهند کرد. پس آیا آنها هم جسم دارند؟ بدیهی است که روح نه ما و نه آنها نمی‌میرد (یعنی اصل وجود و حیاتمان شاید) ولی عوارض و کیفیت زندگی همه‌ی ما تغییر می‌کند. پس اگر از اصل وجودها (ارواح) بگذریم احتمالاً تمامی مراتب پایین‌تر وجود هم جسمانیت دارند و هم وابستگی به زمان و هم مرگ. اما در باره‌ی وابستگی به مکان چه میشود گفت؟ وابستگی به مکان جنیان که واضح است، سرعتشان زیاد است ولی بینهایت نیست که بشود گفت در آن واحد همه جا هستند و اثبات قرآنی آن آوردن تخت بلقیس به نزد حضرت سلیمان علیه‌السلام است که این کار توسط حضرت آسف خیلی سریع‌تر از جنیان انجام گرفت. در مورد فرشتگان شاید بشود به این مطلب از سوره‌ی معارج پرداخت که خداوند فرموده «تَعْرُ‌جُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّ‌وحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُ‌هُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ». به نظر نمی‌رسد این عروج مرتبه‌ای باشد و چون تعامل با انسان و جن هم در آن مطرح نیست راحت نخواهد بود انجام این ادعا که آن‌ها ابتدا به صورت جسم متمثل شده‌آند و بعد این عروج صورت گرفته (مثل اینکه بگوییم هبوط آنها در شب قدر بر امام عصر علیه‌السلام به این دلیل مکان دارد، یا هبوط آنها برای نزول وحی یا رساندن عذاب به اقوا خطاکار و ... در تعامل با انسان‌ها بوده است). در مورد جسم برزخی و در عالم رؤیا هم که این اثبات‌ها راحت‌تر است. مثلاً جسم برزخی کسی که در صحرای برهوت در عذاب است مطمئنا نمی‌تواند همزمان در دارالسلام نجف در حال لذت بردن از نعمت‌های بهشت برزخی باشد. همچنین در عالم رؤیا همه دیده‌ایم که در هر لحظه ممکن است سریع جابجا شویم (مثل طی الأرض) ولی همزمان همه‌جا نیستیم. البته اهل بیت علیهم‌السلام و خیلی از عرفا و اولیاء به این قدرت می‌رسند که در همه جا بتوانند سریع حاضر شوند یا بروند یا همه جا را تحت نظر داشته باشند ولی این با رسیدن به مراتب بالاتر وجودی خود است و معرفت نفس و دقت به این ننکته از حدیث که فيك انطوي العالم الأكبـر.

یا علی

[="Tahoma"][="3"]سلام و عرض ادب.

رئوف;442868 نوشت:

زمان امر منتزع از ماده است و بر اساس حرکت امر مادی، زمان به دست می آید و قبل و بعد حرکت موجب ایجاد زمان می شود. با توجه به این مسئله موجود غیر مادی، زمان مند نخواهد بود.
زمان در مجردات وجود ندارد فلذا اساسا بحث تشکیک در زمان در مجردات مطرح نیست.

محی الدین;442537 نوشت:
در مراتبی از عالم مجردات که خواص مادی همچنان باقی است نحوی از ادراک زمان هم همچنان باقی است اما هرچه از خواص مادی در مراتب مجردات دورتر میشویم ادراک زمان کمتر میشود

کدام را پذیرا باشم؟ بحث تشکیک در زمان در مجردات مطرح است یا خیر؟[/][/]

استوار;481406 نوشت:
سلام و عرض ادب.

کدام را پذیرا باشم؟ بحث تشکیک در زمان در مجردات مطرح است یا خیر؟



با سلام خدمت شما دوست گرامی

مجردات به دو دسته تقسیم می شوند، مجردات تام و مجردات غیر تام. مجردات تام مجرداتی هستند که هیچ وجه مادی ندارند و از همین جهت نه دارای زمان هستند و نه دارای مکان (در این باره پیش از این توضیحاتی عرض شد)
مجردات غیر تام مجرداتی هستند که به نحوی به جهان مادی تعلق دارند و مجرد تام و کامل نیستند مانند نفس انسان که اگرچه ذاتا مجرد است ولی از آن جایی که به بدن انسان تعلق دارد، خواص مادی نیز در او راه دارد زیرا بدن انسان مادی است. بنابراین نفس به عنوان یک مجرد غیرتام، به تبع بدن مادی انسان، عوارض مادی مانند زمان و مکان را نیز می پذیرد.

موفق باشید

[="#008080"]هوالعالم[/]

[="#2F4F4F"]اما برای دوستان مایل به درک بهتر احوال مجردات
[="#000080"]میتونیم توصیه کنیم که در زمانی مناسب زمانی که درگیری و گرفتاری مادی و خیالات کمتری دارند
حالا در حال استراحت یا حرکت
با نیت قربت و کسب معرفت
مشغول به ذکر لااله الا الله بشن
و سعی کنند به چیزی غیر از ذکر و معنای ذکر توجه نکنند ...

[="#008080"]این سعی و تلاش در حفظ تمرکز روی خالق
[/]خودش تمرینی میشه که برای تمرکز روی خدا نیازی به سعی و تلاش زیادی نباشه
و کلا این عادت توجه بی دلیل و بیش از حد به محیط , ترک و یا کمتر بشه ..

دلم روشنه 99 درصد افرادی که با رعایت اصول بر این ذکر مداومت دارند برای مدتی هر چند کوتاه خود رو جدا از عادات و امیال و وابستگی های مادی خواهند دید . به طوری که ممکنه زمان و مکان استراحت یا حرکت رو بخاطر نیارید .[/]
[/]

پرسش:
1) آیا در تمامی مراتب عالم مجردات، با لازمانی و لامکانی روبرو هستیم.؟
2) آیا لازمانی و لامکانی به معنی عدم وجود حرکت و پویائی در عالم مجردات است.؟


پاسخ:
-مجردات به دو دسته تقسیم می شوند، مجردات تام و مجردات غیر تام. مجردات تام مجرداتی هستند که هیچ وجه مادی ندارند و از همین جهت نه دارای زمان هستند و نه دارای مکان (با توجه به این که زمان مند و مکان مند بودن، از نتایج مادی بودن است).
مجردات غیر تام مجرداتی هستند که به نحوی به جهان مادی تعلق دارند و مجرد تام و کامل نیستند مانند نفس انسان که اگر چه ذاتا مجرد است ولی از آن جایی که به بدن انسان تعلق دارد، خواص مادی نیز در او راه دارد زیرا بدن انسان مادی است. بنا بر این نفس به عنوان یک مجرد غیرتام، به تبع بدن مادی انسان، عوارض مادی مانند زمان و مکان را نیز می پذیرد.

- منظور از این که حرکت در مجردات وجود ندارد این است که حرکت به معنای فلسفی آن وجود ندارد. حرکت به معنای تبدیل قوه به فعل است و بدین معنا، حرکت در مجردات وجود ندارد زیرا هر حرکتی نیازمند ماده است که حمل کننده قوه باشد و با توجه به این که مجردات فراتر از ماده هستند، بنا بر این حامل قوه نیز نیستند فلذا حرکت در آن ها معنا ندارد.

موضوع قفل شده است