جمع بندی زبان و جغرافیای اسلام

تب‌های اولیه

9 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
زبان و جغرافیای اسلام

با سلام و خسته نباشید
سوال من درباره زبان و موقعیت جغرافیایی اسلام است
زبان قران عربیست و البته میدونم دلایل منطقی زیادی داره مثل فصاحت و بلاغت این زبان و البته فهم دقیق کلمات به خاطر وجود فتحه و کسره و ... و تجوید یا نوع بیان حروف که باعث فهم بهتر کلمات و غیر قابل تغییر بودنش میشه
.
ولی سوال من کلی هست بدون در نظر گرفتن عربی بودن یا نبودن قران اینکه زبان یک دینِ جهانی چرا باید تحت تاثیر یک زبان و یک موقعیت جغرافیایی باشه؟
حتی اگر زبان اسلام به فارسی یا زبان دیگری هم بود باز هم این ایراد وارد بود
.
این موضوع باعث میشه کسانی که هیچ آشنایی با اون زبان و اون خط ندارن برای ایمان آوردن و هدایت کار خیلی سخت تری داشته باشند
و این رو هم در نظر بگیرید که یک غیر عرب زبان نه تنها از زبان و خط اسلام چیزی نمیفهمه بلکه ممکنه از نظر جغرافیایی دین دیگه ای داشته باشه و دین مادریش که با اون بزرگ شده کاملا متفاوت از اسلام باشه و این موضوع کار رو برای اسلام آوردن اون فرد خیلی خیلی سخت تر میکنه
آیا این تبعیض نیست؟
تغییر آیین مادری به این دلیل که از کودکی توی ذهن ناخود آگاه فرد به عنوان یک حقیقت و آیین راستین پذیرفته شده بسیار سخته و وقتی آیین جدید هیچ نشانی از زبان و خط مادری هم نداشته باشه کار رو به مراتب سخت تر میکنه.

واقعا چرا یک دین بزرگ که جهانیه و خدا دینی رو به جز اون دین از بنده اش قبول نمیکنه و تنها دین درست و تنها راه هدایت تا پایان بشریته باید هم زبان یا حداقل هم خط بعضی از انسان ها باشه و یا از اون مهم تر دین مادری بعضی باشه که به راحتی از کودکی پذیرفته بشه و برای بعضی از افراد که بدون تردید تعداد بسیار بیشتری رو تشکیل میدن این همه مانع بزرگ برای درک و فهم و در نهایت پذیرفتن اون دین وجود داشته باشه؟
باید قبول کنیم انکار کردن و کنار زدن دینی که ذهن ناخودآگاه از کودکی به عنوان حقیقت پذیرفته و جایگزین کردن اون با دینی که چیزی از زبان و خطش نمیفهمی کار راحتی نیست گرچه خیلی ها که به دنبال حقیقت بودن راه رو پیدا کردند ولی اون عده در مقابل کسایی که شرایطی مشابه اونها داشتن و دست از دین خودشون نکشیدن خیلی انگشت شمارن و البته باز هم میگم کار واقعا سختیه با اینکه شاید خیلی از اونها تشنه راه حقیقت باشند ولی دین خودشون رو به عنوان حق پذیرفتن و نسبت به عمل کردن به دین خودشون بسیار هم جدی هستند
چگونه همچین تبعیض بزرگی که میتونه زندگی ابدی فرد در آخرت رو تحت تاثیر قرار بده میتونه وجود داشته باشه؟
ممنون میشم جوابی رو که سخت به دنبالشم از شما بشنوم
.
اللهم عجل لولیک الفرج

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد صدیق

[TD][/TD]

به عشق خدا;1002535 نوشت:
زبان یک دینِ جهانی چرا باید تحت تاثیر یک زبان و یک موقعیت جغرافیایی باشه؟
حتی اگر زبان اسلام به فارسی یا زبان دیگری هم بود باز هم این ایراد وارد بود
.
این موضوع باعث میشه کسانی که هیچ آشنایی با اون زبان و اون خط ندارن برای ایمان آوردن و هدایت کار خیلی سخت تری داشته باشند
و این رو هم در نظر بگیرید که یک غیر عرب زبان نه تنها از زبان و خط اسلام چیزی نمیفهمه بلکه ممکنه از نظر جغرافیایی دین دیگه ای داشته باشه و دین مادریش که با اون بزرگ شده کاملا متفاوت از اسلام باشه و این موضوع کار رو برای اسلام آوردن اون فرد خیلی خیلی سخت تر میکنه
آیا این تبعیض نیست؟

باسلام و عرض ادب و تسلیت بابت ایام عزاداری اهل بیت علیهم السلام

به صورت خلاصه من میتوانم پرسش شما را بدین صورت بیان کنم.
ادیان ابراهیمی با زبان یک قوم وارد میشوند و فهم اموزه های این ادیان برای کسانی که به آن زبان آشنایی ندارند سخت است. بنابراین چرا خداوند دین و پیام خود را اینگونه نازل کرده است.

پاسخ به این سوال وابسته به توجه به چند مقدمه است.

م1. خداوند پیام خویش را برای هدایت انسانها میفرستد.
م2. این پیام، باید به صورتی باشد که مخاطبان آن متوجه آن بشوند. بنابراین لازم است در قالب الفاظ فرستاده شود.
م3. گیرنده بدون واسطه این پیام(یعنی پیامبران)، لازم است انسان باشند نه هیچ موجود دیگری.
م4. پیامبران، از بین افراد یک امت انتخاب میشدند.
م5. تعیین امتی که قرار است پیامبری به سوی آنان فرستاده شود از جانب خداوند است و ما دلیل این انتخاب را نمیدانیم.
م6. پیام الهی لازم است به زبان مخاطبان اولیه پیامبران نازل شود.
م7. اگر انسان توانایی آنرا داشت که به صورتی خاص و بدون محدود شدن به الفاظ و زبانی خاص با پیام الهی اشنا شود، قدرت خداوند محدودیت ندارد و این کار را میکرد. ولی این توانایی برای غالب انسانها وجود ندارد و انسانها از طریق الفاظ با مراد یکدیگر اشنا میشوند.
م8. این پیام برای دیگر کسانی که با آن زبان آشنایی ندارند، نیاز به تفسیر دارد.
م9. مفسر پیام خداوند، خود پیامبران و اوصیای ایشان هستند.

بر اساس این مقدمات مشخص میشود که
اولا: همانطور که خود شما نیز بیان کردید، دین اسمانی و پیام الهی اگر قرار است به سوی انسانها نازل شود، نیاز است در قالب الفاظی خاص ریخته شود و این الفاظ قاعدتا در یک زبان است نه همه زبانها.
ثانیا: این مسئله، امری لاجرم است و مشکل اولیه نفهمیدن پیام برای تمام کسانی که به آن زبان تکلم نمیکنند، امری است مسلم ولی گریز ناپذیر.
ثالثا: مشکل از جانب گیرنده پیامها و محدودیت ظرف ادراکی اوست نه از جانب خداوندی که قادر متعال است.
رابعا: مشکل نقصان درک بقیه انسانها که به زبان اولیه پیام فرستاده شده آشنایی ندارند از طریق تفسیر کسانی که معصومیت و خطاناپذیری شان از جانب خداوند تضمیمن شده است برطرف میشود.

به عشق خدا;1002535 نوشت:
با سلام و خسته نباشید
سوال من درباره زبان و موقعیت جغرافیایی اسلام است
زبان قران عربیست و البته میدونم دلایل منطقی زیادی داره مثل فصاحت و بلاغت این زبان و البته فهم دقیق کلمات به خاطر وجود فتحه و کسره و ... و تجوید یا نوع بیان حروف که باعث فهم بهتر کلمات و غیر قابل تغییر بودنش میشه
.
ولی سوال من کلی هست بدون در نظر گرفتن عربی بودن یا نبودن قران اینکه زبان یک دینِ جهانی چرا باید تحت تاثیر یک زبان و یک موقعیت جغرافیایی باشه؟
حتی اگر زبان اسلام به فارسی یا زبان دیگری هم بود باز هم این ایراد وارد بود
.
این موضوع باعث میشه کسانی که هیچ آشنایی با اون زبان و اون خط ندارن برای ایمان آوردن و هدایت کار خیلی سخت تری داشته باشند
و این رو هم در نظر بگیرید که یک غیر عرب زبان نه تنها از زبان و خط اسلام چیزی نمیفهمه بلکه ممکنه از نظر جغرافیایی دین دیگه ای داشته باشه و دین مادریش که با اون بزرگ شده کاملا متفاوت از اسلام باشه و این موضوع کار رو برای اسلام آوردن اون فرد خیلی خیلی سخت تر میکنه
آیا این تبعیض نیست؟
تغییر آیین مادری به این دلیل که از کودکی توی ذهن ناخود آگاه فرد به عنوان یک حقیقت و آیین راستین پذیرفته شده بسیار سخته و وقتی آیین جدید هیچ نشانی از زبان و خط مادری هم نداشته باشه کار رو به مراتب سخت تر میکنه.

واقعا چرا یک دین بزرگ که جهانیه و خدا دینی رو به جز اون دین از بنده اش قبول نمیکنه و تنها دین درست و تنها راه هدایت تا پایان بشریته باید هم زبان یا حداقل هم خط بعضی از انسان ها باشه و یا از اون مهم تر دین مادری بعضی باشه که به راحتی از کودکی پذیرفته بشه و برای بعضی از افراد که بدون تردید تعداد بسیار بیشتری رو تشکیل میدن این همه مانع بزرگ برای درک و فهم و در نهایت پذیرفتن اون دین وجود داشته باشه؟

سلام.این سوال خیلی هاست که چرا عربی؟ چرا مثلا ما که فارسی میخونیم و مینویسیم باید مثلا عبادت رو به زبان عربی بگوییم؟
درباره اینکه اصلا چرا عربی است.سوال درستی نیست.چون پیش از آن مثلا عبرانی بوده.یا زبانهای دیگر.الآن هم بخواهیم در امور علمی تحقیق کنیم فلان کتاب ماخذ مثلا انگلیسی است.باید ترجمه بشه یا اون زبان رو بلد باشیم تا استفاده کنیم.پیامبر اسلام (ص) در میان اعراب برانگیخته شدند.پس باید زبان دین زبان عربی بود برای ارتباط رسول با قومش.انتخاب اعراب هم دلیل های زیادی داره که بعضیهاش رو تابحال ذکر کردند مثل جهالت زیادشون و بدور از تمدن بودنشون و ... و خیلی هاش واقعا مانند راز و رموزی میمونه که ما آگاه نمیشیم تا وقتی که کسی که علم بی پایانی داره بگه.مثلا تعداد حروف الفبای عربی و تفاوتش با بقیه زبانها.نوع تلفظش.یا رموز عددی.که مهمترین دلیلش برمیگرده به حروف رمزی و مقطع قرآن مجید.یا خود بسم الله الرحمن الرحیم که در ابندای سوره هاست بجز سوره برائت برابر 19 فرشته نگهبان دوزخ که در قرآن بیان شده شامل نوزده حرفه.که بصورت اعجاب آوری در سوره نوزدمه بعد از برائت که حذف شده در داخل سوره نمل تکرار شده.یا رازهای اعداد چهل و 72 در زبان عربی.در مورد خود قرآن مثلا در سوره ق که از دو سوره با نام تک حرفی است برای رعایت تعداد حروف ق در یکی از آیات بجای لفظ قوم لوط از لفظ اخوان لوط استفاده شده.که چون این سوره با قسم به قرآن مجید شروع شده تعداد حروف قاف در این سوره و سوره دیگری که در حروف رمزی اش حرف قاف وجود دارد یعنی سوره حم عسق به 114 قاف برسد که تعداد سوره های قرآن مجیده.میبینید که همه این حروف بصورت رمزی وار ارتباط عجیبی با هم دارند که جلوی تحریف رو گرفته و علمش پیش ائمه اطهار بوده و نتونستند تحریفش کنند.از پیشگویی ها و دانش بشری هم که باز نیاز به علم تأویل قرآن داره.وشاید بعضیها بمقدار کمی بهش دست پیدا کنند.تا خود امام زمان (ع) ظهور کنند.
(پیشنهاد میکنم در مورد رموز آیه الکرسی که رازهای زیادی درش نهفته است حتی در چینش جملات و تعداد و غیره تحقیق کنید.پاسخ تحریف گران یهود هم البته یکی از رموزش هست)

پس تا اینجا فهمیدیم معجزه دین اسلام کتابش هست و کتابی که به زبان عربی است با رموز و روابطی که درونش هست.و انسانها باید برای فهمش و ایمان آوردن بهش تفکر و تحقیق کنند.

به عشق خدا;1002535 نوشت:
باید قبول کنیم انکار کردن و کنار زدن دینی که ذهن ناخودآگاه از کودکی به عنوان حقیقت پذیرفته و جایگزین کردن اون با دینی که چیزی از زبان و خطش نمیفهمی کار راحتی نیست گرچه خیلی ها که به دنبال حقیقت بودن راه رو پیدا کردند ولی اون عده در مقابل کسایی که شرایطی مشابه اونها داشتن و دست از دین خودشون نکشیدن خیلی انگشت شمارن و البته باز هم میگم کار واقعا سختیه با اینکه شاید خیلی از اونها تشنه راه حقیقت باشند ولی دین خودشون رو به عنوان حق پذیرفتن و نسبت به عمل کردن به دین خودشون بسیار هم جدی هستند
چگونه همچین تبعیض بزرگی که میتونه زندگی ابدی فرد در آخرت رو تحت تاثیر قرار بده میتونه وجود داشته باشه؟
ممنون میشم جوابی رو که سخت به دنبالشم از شما بشنوم
.
اللهم عجل لولیک الفرج

مهم نیست از این کره خاکی با چند میلیارد انسان چه تعدادشون به حقیقت پی ببرند.برای خداوند این مهمه که کسی که متوجه این حقیقت شد اون رو انکار نکنه.حالا ممکنه بپرسی بزرگان کفر و طاغوت از این حقیقت آگاهند و جلوی نشرش رو میگیرند گناه اون افرادی که آگاه نیستند چیه.خداوند بار تکلیفی روی دوش اونها قرار نداده.ملاک اونها عمل صالحشونه که نشانه مبارزه نکردن با خداست.و کسانی که از حقیقت آگاهند وظیفه اونها نشر حقیقت و مبارزه با بزرگان طاغوتیان و کافرینه تا افراد بیشتری به حقیقت برسند.مثلا بزرگان یهودیت و مسیحیت تلاش بسیاری کردند تا یهودیان و مسیحیان به حقیقت دست پیدا نکنند با هر شیوه ای حتی تحریف کتابهاشون.جوری که خدا میگه اونها پیامبر اسلام رو جوری میشناختند که فرزندان خودشون رو میشناختند!ولی انکار کردند.نتیجه اینکه انسانها وقتی عقلی و شعوری به حقیقت یقین پیدا کردند براشون تکلیف ایجاد میشه.

به عشق خدا;1002535 نوشت:

ولی سوال من کلی هست بدون در نظر گرفتن عربی بودن یا نبودن قران اینکه زبان یک دینِ جهانی چرا باید تحت تاثیر یک زبان و یک موقعیت جغرافیایی باشه؟
حتی اگر زبان اسلام به فارسی یا زبان دیگری هم بود باز هم این ایراد وارد بود
.
این موضوع باعث میشه کسانی که هیچ آشنایی با اون زبان و اون خط ندارن برای ایمان آوردن و هدایت کار خیلی سخت تری داشته باشند
و این رو هم در نظر بگیرید که یک غیر عرب زبان نه تنها از زبان و خط اسلام چیزی نمیفهمه بلکه ممکنه از نظر جغرافیایی دین دیگه ای داشته باشه و دین مادریش که با اون بزرگ شده کاملا متفاوت از اسلام باشه و این موضوع کار رو برای اسلام آوردن اون فرد خیلی خیلی سخت تر میکنه
آیا این تبعیض نیست؟

با سلام

خداوند در آیه 44 سوره فصلت جواب شما را داده است، می فرماید:

و اگر [اين كتاب را] قرآنى غير عربى گردانيده بوديم، قطعاً مى‌گفتند: «چرا آيه‌هاى آن روشن بيان نشده؟ كتابى غير عربى و [مخاطب آن‌] عرب زبان؟» بگو: «اين [كتاب‌] براى كسانى كه ايمان آورده‌اند رهنمود و درمانى است، و كسانى كه ايمان نمى‌آورند در گوشهايشان سنگينى است و قرآن برايشان نامفهوم است، و [گويى‌] آنان را از جايى دور ندا مى‌دهند! (فولادوند)

بطوری که ملاحظه می فرماید، زبان تأثیرچندانی در ایمان آوردن ندارد، اگر اینگونه نبود اعراب می بایستی ره یافته ترین انسانها باشند که نیستند و اکثریت آنها حاضر نشده اند دست از دین مادری خود بردارند و اهل تسنن باقی مانده اند و با اینکه زبانشان عربی است، از قرآن بی اطلاع هستند.
قرآن یک کتاب معمولی نیست و هر کسی، حتی اگر اجازه خواندن آن را پیدا کند، در صورتی که از شرایط لازم برخوردار نباشد و به اندازه لازم خود را تطهیر نکرده باشد موفق به فهم آیاتش نخواهد شد و این از شگفتیهای بارز این کتاب عظیم و خارق العاده است.
قرآن به تصویری سه بعدی می ماند که با ید مطابق دستور العمل به آن نگاه کنی والا بجز یک شکل درهم و آشفته چیزی دستگیرت نخواهد شد ، این یک حقیقت شگرف و معجزه ای بس بزرگ است که مانندش در هیچ کتاب دیگری پیدا نمی شود.

به عشق خدا;1002535 نوشت:

آیا این تبعیض نیست؟
تغییر آیین مادری به این دلیل که از کودکی توی ذهن ناخود آگاه فرد به عنوان یک حقیقت و آیین راستین پذیرفته شده بسیار سخته و وقتی آیین جدید هیچ نشانی از زبان و خط مادری هم نداشته باشه کار رو به مراتب سخت تر میکنه.

واقعا چرا یک دین بزرگ که جهانیه و خدا دینی رو به جز اون دین از بنده اش قبول نمیکنه و تنها دین درست و تنها راه هدایت تا پایان بشریته باید هم زبان یا حداقل هم خط بعضی از انسان ها باشه و یا از اون مهم تر دین مادری بعضی باشه که به راحتی از کودکی پذیرفته بشه و برای بعضی از افراد که بدون تردید تعداد بسیار بیشتری رو تشکیل میدن این همه مانع بزرگ برای درک و فهم و در نهایت پذیرفتن اون دین وجود داشته باشه؟

خداوند زبان را خلق کرد و آن را به انسانها آموخت تا بتوانند با یکدیگر ارتباط بر قرار کنند، از این رو برگردان زبانهای بیگانه به زبان مادری کار زیاد مشکلی نیست و اینگونه نیست که فارس زبانان یا افراد با زبانهای دیگر نتوانند به قرآن( بعنوان یگانه مرجع دین) دسترسی پیدا کنند.
در اینجا مشکل اصلی این نیست بلکه سیطره دین مادری است که بزرگترین مانع فهم حقیقت و دین الهی است و آنقدر ریشه دوانیده که به سختی بتوان از قید آن خود را رهانید.
می دانی چرا خداوند مسلمانان را امت وسط قرار داده و صلاة الوسطی را از همه صلوات بیشتر ارج نهاده است؟
برای اینکه شاهد آیات الهی باشند و رسالات الهی را از رسول بستانند و به مردمان دیگر ابلاغ نمایند اما متأسفانه کسانی که موق بشوند دست از دین مادری خود بشویند و از قرآن بیاموزند و آموزش دهند بسیار اندکند و از طرفی اقامه صلاة الوسطی بس خطر ناک و خوفناک است.
چه بسیار انبیاء و شهدایی که در حین اقامه این صلات باشکوه مورد حمله پیروان ادیان مادری قرار گرفتند و جان به جان آفرین تقدیم کردند.

لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا ۖ كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَىٰ أَنْفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ(5:70)
ما از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم و پيامبرانى به سوى آنها فرستاديم، هرگاه پيامبرى آئینی برای آنها آورد كه عقاید و باورهای بی اساس( آئین مادری) آنها سازگاری نداشت، گروهى را دروغگو شمردند و گروهى را كشتند.


پرسش:
زبان یک دینِ جهانی چرا باید تحت تاثیر یک زبان و یک موقعیت جغرافیایی باشه؟ حتی اگر زبان اسلام به فارسی یا زبان دیگری هم بود باز هم این ایراد وارد بود. این موضوع باعث میشه کسانی که هیچ آشنایی با اون زبان و اون خط ندارن برای ایمان آوردن و هدایت کار خیلی سخت تری داشته باشند. آیا این تبعیض نیست؟

پاسخ:
به صورت خلاصه من میتوانم پرسش شما را بدین صورت بیان کنم.
ادیان ابراهیمی با زبان یک قوم وارد میشوند و فهم اموزه های این ادیان برای کسانی که به آن زبان آشنایی ندارند سخت است. بنابراین چرا خداوند دین و پیام خود را اینگونه نازل کرده است.

پاسخ به این سوال وابسته به چند مقدمه است.

م1. خداوند پیام خویش را برای هدایت انسانها میفرستد.
م2. این پیام، باید به صورتی باشد که مخاطبان آن متوجه آن بشوند. بنابراین لازم است در قالب الفاظ فرستاده شود.
م3. گیرنده بدون واسطه این پیام(یعنی پیامبران)، لازم است انسان باشند نه هیچ موجود دیگری.
م4. پیامبران، از بین افراد یک امت انتخاب میشدند.
م5. تعیین امتی که قرار است پیامبری به سوی آنان فرستاده شود از جانب خداوند است و ما دلیل این انتخاب را نمیدانیم.
م6. پیام الهی لازم است به زبان مخاطبان اولیه پیامبران نازل شود.
م7. اگر انسان توانایی آنرا داشت که به صورتی خاص و بدون محدود شدن به الفاظ و زبانی خاص با پیام الهی اشنا شود، قدرت خداوند محدودیت ندارد و این کار را میکرد. ولی این توانایی برای غالب انسانها وجود ندارد و انسانها از طریق الفاظ با مراد یکدیگر اشنا میشوند.
م8. این پیام برای دیگر کسانی که با آن زبان آشنایی ندارند، نیاز به تفسیر دارد.
م9. مفسر پیام خداوند، خود پیامبران و اوصیای ایشان هستند.

بر اساس این مقدمات مشخص میشود که
اولا: همانطور که خود شما نیز بیان کردید، دین اسمانی و پیام الهی اگر قرار است به سوی انسانها نازل شود، نیاز است در قالب الفاظی خاص ریخته شود و این الفاظ قاعدتا در یک زبان است نه همه زبانها.
ثانیا: این مسئله، امری لاجرم است و مشکل اولیه نفهمیدن پیام برای تمام کسانی که به آن زبان تکلم نمیکنند، امری است مسلم ولی گریز ناپذیر.
ثالثا: مشکل از جانب گیرنده پیامها و محدودیت ظرف ادراکی اوست نه از جانب خداوندی که قادر متعال است.
رابعا: مشکل نقصان درک بقیه انسانها که به زبان اولیه پیام فرستاده شده آشنایی ندارند از طریق تفسیر کسانی که معصومیت و خطاناپذیری شان از جانب خداوند تضمیمن شده است برطرف میشود.

موضوع قفل شده است