جمع بندی روش تحقیق

تب‌های اولیه

55 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

فرشته برمیگردد;1024851 نوشت:
این شبکه به نظر من اخبار دروغی رو منتشر نمیکنه ؛ و حساسیت زیادی رو روی این مساله داره

مسلم;1024854 نوشت:
همیشه بحث صدق و کذب نیست... مواضع دوگانه...

من برای روشن شدن این مواضع دوگانه در bbc به یک مورد اشاره میکنم تا ببینید انتخاب الفاظ چقدر نقش دارد:

یکی آشوب نامیده میشود و یک اعتراض!

سلام مسلم گرامی
برای خبرگزاری هایی مثل bbc اعتبار خیلی مهمه و اگر اخبار دروغ زیادی رو منتشر کنند براشون گران تموم میشه. اما جهتگیری در خصوص بزرگنمایی یا کوچکنمایی اخبار یا شگردهای مشابه رو دارند. خبرگزاری های دیگه اما علاوه بر داشتن بازیهای رسانه ای، ممکنه به اعتبارشون هم اهمیت کمتری بدن.

خبرگزاری های داخلی رو ببینید: در هر موردی که با مردم مصاحبه می کنند همه نظر موافق میدن. خب مشخصه که این نظرات گلچین شده است و واقعی نیست. همه هم این رو می دونند اما انگار عادی شده و براشون اهمیتی نداره.

مسلم;1024855 نوشت:

یکی آشوب نامیده میشود و یک اعتراض!

اینجا یکی بیداری نامیده میشه یکی فتنه

هر دو رسانه جهتگیری دارند فقط جهتها فرق داره

سلام فروردین عزیز

فروردین;1024886 نوشت:
اینجا یکی بیداری نامیده میشه یکی فتنه
هر دو رسانه جهتگیری دارند فقط جهتها فرق داره


بله، قطعا همینطور است و البته این اتفاقا کاملا منطقی است که هر رسانه ای در راستای اهدافش گام بردارد.
بنده هم به همین خاطر به خانم فرشته عرض کردم که ما نمی توانیم جهت گیری رسانه ها را ملاک صدق و کذب قرار دهیم، بالاخر رسانه ها هر کدام اسپانسری دارند که باید مطابق دیدگاه او اخبار را برگزیده یا کمرنگ و پررنگ کنند.

اما مهم این است که کدام جهت به نفع ماست؟ بزرگنمایی ها و کوچک نمایی های کدام رسانه در راستای منافع یا در تضاد با منافع ماست؟
کدام رسانه را به خاطر جهت گیری هایش دنبال کنیم بدون آنکه به پیروی از او به مرور زما به ما آسیب نزند؟

اینجاست که بدون شک شناخت دوست و دشمن و پرهیز از بنگاه های خبرپراکنی وابسته به دشمن یک شاخص کاملا منطقی جلوه خواهد نمود.

سلام ...
ببینید جناب مسلم ...

شما خودتون در درون مباخثتون عنوان کردید که برای این انقلاب خونهای زیادی ریخته شده و اگر کسی بخواد عوضش کنه باید بابتش خون بده ... ببینید این یک جمله خیلی خطرناکی هست ؛ چون مطمینا یک وجه دیگر این صحبت این هستش که ای کسایی که اعتراض دارید ... هیچ راه حلی به غیر از خون ریختن ندارید .

ببینید ...
در درون کشوری مانند انگلیس ... بین آشوب و اعتراض فرق وجود داره ... آدمها میتوانند طبق بستر قانون اعتراض کنند ... و تا آنجا اعتراض کنند که سیستمهای بنیادین کشورشون رو تغییر بدهند . ولی در درون ایران اینجوری نیست هر کسی که به سیستم اعتراض داره باید خون بریزه ....

بنابراین ... اعتراض در درون ایران اگر وجهی مانند خشونت و آتش زدن به خودش بگیره .... نمیشه بابتش کسی رو مقصر دونست ؛ چون راه حل قانونی براش وجود نداره .
یک آخوند میره بالای منبر و صحبتی رو میکنه ؛ و چون هیچ تریبونی برای مخالفت وجود نداره ... یک سری آدم میرن و میزنند و اون شخص رو میکشند ؛ چون به قول خودتون هیچ راه حل دیگه ای نیست ؛ میخواید مخالفت کنین بزنین بکشین .... ما هم میزنیم و می کشیم .

بنابراین آتش زدن و آدم کشتن و .... در درون کشوری مانند ایران با اعتراض کردن برابری میکنه .
ولی
آتش زدن و آدم کشتن و ... در درون کشوری مانند انگلستان با آشوب برابری میکنه .

مسلم;1024894 نوشت:

اما مهم این است که کدام جهت به نفع ماست؟ بزرگنمایی ها و کوچک نمایی های کدام رسانه در راستای منافع یا در تضاد با منافع ماست؟

کسی که بخواد مستقل فکر کنه، هیچ منفعتی برای قرار گرفتن در بازی رسانه ای نداره

با سلام و احترام

فرشته برمیگردد;1024899 نوشت:
شما خودتون در درون مباخثتون عنوان کردید که برای این انقلاب خونهای زیادی ریخته شده و اگر کسی بخواد عوضش کنه باید بابتش خون بده ... ببینید این یک جمله خیلی خطرناکی هست ؛ چون مطمینا یک وجه دیگر این صحبت این هستش که ای کسایی که اعتراض دارید ... هیچ راه حلی به غیر از خون ریختن ندارید .

ببینید ...
در درون کشوری مانند انگلیس ... بین آشوب و اعتراض فرق وجود داره ... آدمها میتوانند طبق بستر قانون اعتراض کنند ... و تا آنجا اعتراض کنند که سیستمهای بنیادین کشورشون رو تغییر بدهند . ولی در درون ایران اینجوری نیست هر کسی که به سیستم اعتراض داره باید خون بریزه ....

بنابراین ... اعتراض در درون ایران اگر وجهی مانند خشونت و آتش زدن به خودش بگیره .... نمیشه بابتش کسی رو مقصر دونست ؛ چون راه حل قانونی براش وجود نداره .
یک آخوند میره بالای منبر و صحبتی رو میکنه ؛ و چون هیچ تریبونی برای مخالفت وجود نداره ... یک سری آدم میرن و میزنند و اون شخص رو میکشند ؛ چون به قول خودتون هیچ راه حل دیگه ای نیست ؛ میخواید مخالفت کنین بزنین بکشین .... ما هم میزنیم و می کشیم .

بنابراین آتش زدن و آدم کشتن و .... در درون کشوری مانند ایران با اعتراض کردن برابری میکنه .
ولی
آتش زدن و آدم کشتن و ... در درون کشوری مانند انگلستان با آشوب برابری میکنه .



100 درصد اشتباه متوجه سخنان بنده شدید و خدا رو شکر می کنم که این مسئله را اینجا مطرح کردید تا روشن شود وگرنه در جای دیگری این سخنان را به ما نسبت میدادید و داستان میشد!!
امکان اصلاح قانون حتی قانون اساسی در هر کشوری وجود دارد، در ایران هم چندین مرتبه اتفاق افتاده است، اصلا فلسفه مجلس و پارلمان در کشورها همین است، و البته در مورد قانون اساسی همواره رضایت بالاترین مسئولین در هر کشوری لازم است.
اصلاح مسئولین هم از طریق انتخابات بوده و این هم در تمام کشورهای جمهوری ممکن است.

اما انقلاب به معنای تغییر یک نظام، تغییر ماهیت یک نظام، این را هیچ کشوری بر نمی تابد؛ دقت کنید خواهش می کنم؛ محال است شما بتوانید از طریق قانونی در انگلستان مثلا جمهوری اسلامی راه بیندازید!! انقلاب به معنای تغییر ماهیت نظام در هیچ کشوری جز با جنگ و جدا امکان پذیر نخواهد شد.

علاوه بر اینکه در همان سیاست ها هم آنگونه که شما گمان می کنید در غرب راه اصلاح وجود ندارد! الان مسلمانان فرانسه حدود 15 سال است دارند به نداشتن حق حجاب در مدارس اعتراض می کنند؟ آیا این مسلمانان امید داشته باشند که به لحاظ قانونی شرایطشان را اصلاح کنند تا بتوانند با حجاب ادامه تحصیل دهند؟

اصلا اعتراضاتی که در کشورهای اروپایی میشود مگر برای تغییر نظام است؟ روشن است که نیست، پس اگر راه حل قانونی دارد چرا دست به اعتراض می زنند؟ و چرا پلیس این ها را اینگونه سرکوب می کند؟
الان شما فرانسه را ببینید که به عنوان مهد دموکراسی مطرح است، هر هفته چقدر حادثه خونین توسط پلیس رقم میخورد؟! پس چه ساز و کار قانونی ای وجود دارد که رضایت ایشان را فراهم نمی آورد؟

فروردین;1024902 نوشت:
کسی که بخواد مستقل فکر کنه، هیچ منفعتی برای قرار گرفتن در بازی رسانه ای نداره

بحث سر بازیچه شدن نیست برادر من!!
شما الان اخباری که نیاز دارید رو کاملا خودتون تحقیق می کنید؟ یعنی مثلا برای آگاهی از زلزله کرمانشاه رفتید کرمانشاه، برای آگاهی از سیل خوزستان و لرستان به این استان ها سفر کردید و برای آگاهی از استعفای ترزامی بنا دارید به انگلستان بروید؟

بالاخره باید اخبار را از یک شبکه ای گرفت، سخن در این اخبار است، صدا و سیما حالا ممکن است اعتراض چند نفر در فلان جا را پخش نکند خب این چه آسیبی به من و شما می زند؟ اما بی بی سی به مرور از انسان یک انسان بدبین به نظام، ناامید، و در نهایت ضد انقلاب می سازد!

مسلم;1024916 نوشت:
بالاخره باید اخبار را از یک شبکه ای گرفت، سخن در این اخبار است، صدا و سیما حالا ممکن است اعتراض چند نفر در فلان جا را پخش نکند خب این چه آسیبی به من و شما می زند؟ اما بی بی سی به مرور از انسان یک انسان بدبین به نظام، ناامید، و در نهایت ضد انقلاب می سازد!

هر دوی این رسانه هایی که مثال زدید، تنها خبرها رو به ما انتقاد نمیدن بلکه می خوان به ما بگن که چطور فکر کنیم و چطور فکر نکنیم. نکته مهم اینه که ما بتونیم اخبار رو بدست بیاریم بدون اینکه اجازه کنترل ذهنمون رو به رسانه ها بدیم که این نیازمند شناخت بازیهای رسانه ای و تشخیص اخبار صحیحه.
تحقیق درست در مورد اخبار می تونه خیلی زمان بر باشه، پس قبلش باید ببینیم که اطلاع دقیق از چه اخباری رو لازم داریم. اطلاع دقیق از بعضی اخبار خیلی مورد نیاز ما نیست و می تونیم کنارشون بگذاریم.

مسلم;1024915 نوشت:
با سلام و احترام


100 درصد اشتباه متوجه سخنان بنده شدید و خدا رو شکر می کنم که این مسئله را اینجا مطرح کردید تا روشن شود وگرنه در جای دیگری این سخنان را به ما نسبت میدادید و داستان میشد!!
امکان اصلاح قانون حتی قانون اساسی در هر کشوری وجود دارد، در ایران هم چندین مرتبه اتفاق افتاده است، اصلا فلسفه مجلس و پارلمان در کشورها همین است، و البته در مورد قانون اساسی همواره رضایت بالاترین مسئولین در هر کشوری لازم است.
اصلاح مسئولین هم از طریق انتخابات بوده و این هم در تمام کشورهای جمهوری ممکن است.

اما انقلاب به معنای تغییر یک نظام، تغییر ماهیت یک نظام، این را هیچ کشوری بر نمی تابد؛ دقت کنید خواهش می کنم؛ محال است شما بتوانید از طریق قانونی در انگلستان مثلا جمهوری اسلامی راه بیندازید!! انقلاب به معنای تغییر ماهیت نظام در هیچ کشوری جز با جنگ و جدا امکان پذیر نخواهد شد.

علاوه بر اینکه در همان سیاست ها هم آنگونه که شما گمان می کنید در غرب راه اصلاح وجود ندارد! الان مسلمانان فرانسه حدود 15 سال است دارند به نداشتن حق حجاب در مدارس اعتراض می کنند؟ آیا این مسلمانان امید داشته باشند که به لحاظ قانونی شرایطشان را اصلاح کنند تا بتوانند با حجاب ادامه تحصیل دهند؟

اصلا اعتراضاتی که در کشورهای اروپایی میشود مگر برای تغییر نظام است؟ روشن است که نیست، پس اگر راه حل قانونی دارد چرا دست به اعتراض می زنند؟ و چرا پلیس این ها را اینگونه سرکوب می کند؟
الان شما فرانسه را ببینید که به عنوان مهد دموکراسی مطرح است، هر هفته چقدر حادثه خونین توسط پلیس رقم میخورد؟! پس چه ساز و کار قانونی ای وجود دارد که رضایت ایشان را فراهم نمی آورد؟

سلام ...
جناب مسلم ما چیزی داریم به نام "ظرف" و چیزی هم داریم به نام "مظروف" ... مخالفت کردن با "ظرف" اسمش میشه مخالفت با سیستم که اشتباه هست . ولی مخالفت کردن با مظروف میشه مخالفت کردن به نوع نگرش و جهانبینی دیگران که اصلا هم اشتباه نیست .

ببینید جناب مسلم ...
اجازه بدید من در مورد برنامه کاری خودم یک توضیح بدم ؛ منظورم رو متوجه می شید .

ما چیزی داریم با عنوان سیستم سازی ؛ و چیزی هم داریم با عنوان ایدیولوژی و اهداف و استراتژی های زندگی .

من متوجه شده ام که بدنم به نوع خاصی کار میکنه ؛ مثلا بدن من اینجوری کار میکنه .

1. اگر صبح ها که از خواب بیدار میشم ؛ دقیقا همون موقع به چیز خاصی قکر کنم ؛ تا آخر اون روز Background مغز من میشه فکر کردن به اون موضوع .

2. روشی در درون کار کردن وجود داره با عنوان Focus ؛ روش اینجوری هستش که در درون انجام دادن کارها ؛ می بایست تمام وقفه های زندگی رو غیر فعال کنی ؛ به هیچ چیز فکر نکنی ؛ به مدت 25 دقیقه با تمرکز کامل یک مدل کار رو انجام بدی ؛ بعدش 5 دقیقه ؛ فوکوس رو از روی مغزت برداری و multitasking بشی .

3. شبها وقتی که من میخوام بخوابم ؛ به هر چیزی که فکر کنم ؛ تا صبح مغز من به اون چیز فکر میکنه ؛ و مغز سعی میکنه که در مدت زمان خوابیدن اطلاعات کسب شده روز رو به صورت درست و صحیح در درون مغز جانشانی کنه .

4. برای عادت سازی بهترین کار این هستش که در 5 دقیقه هایی که از فوکوس بر می گردم ؛ چک لیستی داشته باشم و ببینم که در اون مدت 25 دقیقه ها عادت هایی که باید داشته باشم رو رعایت کردم یا نه .

5. هر مهارت جدیدی رو که یاد میگیرم باید یک زمانبند داشته باشم که وقتی زمانش فرا رسید اون مهارت جدید رو دوباره انجام بدم تا از مغزم بیرون نره .

و ...

من انسان هستم و به علت اینکه انسان هستم اینگونه ساخته شدم ؛ بنابراین میام و یک سیستم رشد فردی برای خودم درست میکنم ؛

بنابراین وقتی که از خواب بیدار میشم . میدونم که باید چه مدل کارهایی رو انجام بدم و چه مدل هایی رو انجام ندم . بنابراین .

1. تندی تختم رو مرتب میکنم .
2. تندی لباسهای خوابم رو عوض میکنم .
3. تندی یک لیوان آب گرم و لیمو میخورم .
4. برنامه ای که دیروز نوشته ام و یک بار قبل از خواب مرورش کردم رو یک بار دیگر مرور می کنم .
5. یک موسیقی انرژی بخش گوش می دم .
6. کمی یوگا کار میکنم و عود روشن میکنم .
7. قرص های فشار خونم رو میخورم .
7. کمی صبحانه میخورم .
8. میرم و در حدود یک ساعت در پارک ورزش میکنم .
9. بر میگردم خونه و میرم دوش میگیرم .
10. یک چرت کوچکی می زنم .
11. صبحانه کاملم رو میخورم .
12. میرم روبروی آینه و از خودم میپرسم اگر امروز آخرین روز زندگیت باشه چی کار میکنی .

بعدش میرم در درون فاز برنامه ریزی روزانه ؛ میبینم که چه کارهایی دارم ؛ لیست کارهام رو میبینم ؛ اونهایی که دیروز تصمیم گرفتم انجامشون بدم رو میبینم ؛ لیست Appointment های روزانه ام رو میبینم ؛ وضعیت آب و هوا رو میبینم ؛ وضعیت تعطیلی های هفته رو میبینم ؛ و بعد تصمیم میگیرم که امروز چه کارهایی رو باید انجام بدم .

وقتی هم که شب میشه ... میبینم که چه مهارتهایی رو باید دوره بکنم ؛ قبل از خوابیدن یک بار اونها رو مرور میکنم ؛ و بعدش میخوابم .

فرض کنین این سیستمی هستش که یک شخص برای زندگی خودش درست کرده .... این میشه یک ماشین ... ماشینی که شخص رو به هدفش میرسونه ؛ حالا یکی از این سیستم به نوعی استفاده میکنه و شخصی دیگر به نوعی دیگر .

مثلا : استیو جابز یک صحبت داره که میگه : هر روز که از خواب بیدار میشم اولین سوالی که از خودم میپرسم این هستش که باید چی کار کنم ( احتمالا میخواد دستگاه جدیدی بسازه و یک جوری دنیا رو مشعوف کنه ) و حضرت علی هم همین حدیث رو دارند : که میگویند اگر امروز آخرین روز زندگیت باشه ؛ چی کار میخوای بکنی ( نقل به مضمون )

مثلا : استیو جابز برنامه ای برای مرور کردن مهارتهاش قبل از خواب داشت ؛ حضرت محمد هم حدیث دارند که اگر کسی قبل از خواب سه بار قل هوالله بخونه مثله اینی هست که اون شب قرآن رو ختم کرده ؛ آیت الله قاضی هم وقتی میخواسته نماز شب بخونه ... دو رکعت نماز میخونده ... بعدش چرت میزده ... بعدش بلند میشده ... دوباره دو رکعت میخونده ... دوباره چرت میزده و دوباره 2 رکعت میخونده ... دوباره چرت میزده و ...

ببینید ...
یک کشور میاد و سیستم سازی میکنه ...
برای اینکه نیاز به ماشینی داره که بتونه اون رو به اهدافش برسونه .

مثلا انگلیس میاد و مجلس عوامش رو درست میکنه ؛ بدیهی هستش که مخالفت کردن با ساختار مجلس = آشوب ؛
مشخصا اگر شما برای نذری دادن ... از سیستم صف استفاده میکنید ... مخالفت کردن با صف .... یعنی آشوب ... ( اسمش اعتراض نیست )

ولی حالا فرض کنین که یکی بیاد و بگه مظروف باید همین باشه ؛ نه هیچ چیز دیگه ؛
این شخص میاد و زرنگی میکنه و ظرف و مظروف رو یکی میکنه ... مثلا میگه .... مجلس شورای اسلامی .

این شخص میاد سیستم و مظروف رو قاطی پاتی میکنه و میگه فقط این ایدیولوژی ... فقط این بایدها و نباید ها ... فقط این دین ... فقط این مذهب ... هر چیزی هم که غیر از این هستش باید نابود بشه ...

در درون کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه و ... شما نمیتونید سیستم رو عوض کنین ... ولی میتونید مظروف رو عوض کنین .
همونطور که میدونید در درون این کشورها حزب وجود داره و مردم میتونند به حزبی که دوست دارند رای بدهند و اون رو قدرتمند کنند و اونجوری که دوست دارند زندگی کنند .

ولی در درون ایران سیستم رو طوری چیندن که مظروف رو به خورد مردم بدن ....
و این دقیقا یعنی دیکتاتوری ...

در درون کشورهایی مانند انگلیس و فرانسه ... هر نوع اعتراضی با آشوب برابری میکنه ؛
ولی در درون کشورهایی که دیکتاتوری باشن ... نمیشه چنین ضحبتی رو کرد ... بستگی داره ؛ اگر اعتراضشون به مظروف باشه ... که حق مسلمشون هست .

موضوع قفل شده است