جمع بندی روش تحقیق

تب‌های اولیه

55 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
روش تحقیق

سلام
امیدوارم مه خوب و خوش و سلامت باشید

یکی از مشگلاتی که با اساتید سایت برخورد می‌کنم این هستش که روش‌های تحقیق من با اونها متفاوت هست

بنابراین این موضوع رو ایجاد کردم تا نظر ایشان را در این موارد بپرسم

1. اینکه از نظر ایشان راه درست تحقیق چی هست
2. راه تشخیص صحت یا سقم یک صحبت چی هست
3. چه چیزی سند محسوب میشه ‌چه چیزی سند محسوب نمیشه

متشکرم

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد مسلم

[TD][/TD]

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و عرض ادب

بنده هم برای شما حال خوب و خوشی را آرزو می کنم

فرشته برمیگردد;1024488 نوشت:
یکی از مشگلاتی که با اساتید سایت برخورد می‌کنم این هستش که روش‌های تحقیق من با اونها متفاوت هست

بنابراین این موضوع رو ایجاد کردم تا نظر ایشان را در این موارد بپرسم

1. اینکه از نظر ایشان راه درست تحقیق چی هست
2. راه تشخیص صحت یا سقم یک صحبت چی هست
3. چه چیزی سند محسوب میشه ‌چه چیزی سند محسوب نمیشه

خدا به شما خیر بدهد، خیلی موضوع خوبی را ایجاد کرده اید، از آن موضوعاتی است که بنیادی ترین عامل اختلافات را نشانه رفته است.
روش تحقیق و اعتبار سنجی اسناد از مهم ترین مباحث در حیطه تحقیق است که درست پیمودن آن میتواند بسیاری از گره ها را باز کند. بنده به برخی عوامل که در اعتماد و بی اعتمادی به منابع نقش اساسی دارند اشاره میکنم، اما خوب است که شما هم اگر ملاکی در ذهنتان است و به آن پایبند هستید بیان کنید تا به بحث و نظر گذاشته شود.
اما آنچه اجمالا میتوان به عنوان ملاک اعتبار سنجی میتوان بیان کرد این گزینه هاست:

اول: عدم اعتماد به منابع بی تقوا در صدور اخبار

قرآن کریم تصریح می فرماید اگر انسانی نزد شما آمد که ازگناه ابایی ندارد و خبری برای شما آورد در خصوص آن خبر تحقیق کرده و بدون تحقیق آن را نپذیرید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ»؛ اى اهل ايمان! اگر فاسقى خبرى برايتان آورد، خبرش را بررسى و تحقيق كنيد تا مبادا از روى ناآگاهى گروهى را آسيب و گزند رسانيد و بر كرده خود پشيمان شويد.(حجرات:6/49)

شما می بینید که امام حسین(علیه السلام) علی رغم اینکه چندین هزار نامه از کفه آمده بود که ایشان را به کوفه دعوت کرده بودند آنها را بدون تحقیق نپذیرفته و مسلم بن عقیل را ابتدا به کوفه فرستادند، و به مسلم فرمودند زمانی که نامه تو مبنی بر پایبندی مردم کوفه به عهد و پیمانشان به دست من رسید من به سمت کوفه حرکت خواهم کرد.
البته امام از همان ابتدا نسبت به پیمان شکنی کوفیان آگاه بودند، فقط در مقام الگودهی به ما نشان دادند که نباید بدون تحقیق حرف و ادعای کسی را پذیرفت.

دوم: عدم اعتماد به منابع دشمن

شاخصه دیگری که بسیار مهم است دشمن شناسی و بی اعتمادی به دشمنان است، کسی که در میانه ی میدان جنگ، خاکریز دوست و دشمن را گم کند ممکن است به دشمن اعتماد کرده و به خاکریز دوست حمله کند. بنابراین پیش از هر تصمیمی ابتدا باید دوست و دشمن را تشخیص دهد، و البته تشخیص این امر هم به سادگی نیست،

امیرالمومنین(علیه السلام) در خصوص دوست و دشمن دو روایت جالب دارند:
«أَوْهَنُ الْأَعْدَاءِ كَيْداً مَنْ أَظْهَرَ عَدَاوَتَه‏»؛ سست ترین دشمنان کسی است که عداوتش را آشکار ساخته است.(غررالحکم، ص209)
«شَرُّ الْأَعْدَاءِ أَبْعَدُهُمْ غَوْراً وَ أَخْفَاهُمْ مَكِيدَة»؛ بدترین دشمنان کسانی اند که حیله خود را بیشتر پنهان می دارند.(غررالحکم، ص415)

بنابراین دشمن خیلی بید احمق باد که دشمنی اش را با ما اشکار کند، لذا نباید منتظر دشمن آشکار باشیم، دشمن را باید از گذشته اش شناخت؛ همان کسانی که هشت سال با تمام توان از صدام حمایت کردند، با تمام توان از منافقین حمایت کرده و می کنند، هواپیمای مسافربری ما را زدند، بیش از چهل سال است ما را تحریم کرده اند و حتی به عهد و پیمان خویش هم وفادار نیستند، اینهاست که نشان دهنده دشمن حقیقی است.

همچنین دشمن را باید از مواضع دوگانه اش شناخت، کوتاه آمدن در برابر بمب های هسته ای اسرائیل، و محروم کردن ایران از انرژی صلح آمیز آن! بزگ کردن کوچک ترین مسائل حقوقی اعم از حقوق زن و حقوق بشر در ایران، و سکوت در برابر بزرگترین نقض های حقوق زن و حقوق بشر در عربستان، بزرگ کردن اعدام قاچاقچیان و تروریست ها در ایران و سکوت در برابر جنایات عربستان در یمن و مانند آن، این مواضع دوگانه است که دشمن را به ما میشناساند.

اینها راه شناخت دشمن است، وگرنه لبخند دشمن از پشت شبکه های ماهواره ای هرگز ملاک درستی برای تشخیص دوست و دشمن نیست. شبکه های متعدد ماهواره ای، سایت های متعدد، و کانال های بی شمار در فضای مجازی که همگی با لبخند با ما سخن می گویند، اما این بدین خاطر است که قبلا با جنگ و خونریزی نتوانسته اند اهداف خود را پیاده کنند و امروز به لبخند از پشت شیشه های رسانه ای روی آورده اند.

بنابراین طبق آنچه گذشت ما باید نسبت به شبکه های ماهواره ای، و رسانه های دشمن خصوصا آنها که اصلا اعتبار برایشان اهمیتی ندارد مثل آمدنیوزها نهایت بدبینی را داشته باشیم، و اصل را بر عدم صحت گزاره های ایشان بدانیم، مگر آنکه بعدا خلاف آن ثابت شود.

سوم: ضرورت تخصص محوری
یکی دیگر از ملاک های مهم در اسناد این است که حرف هر کسی در حیطه تخصصش اعتبار دارد، و ما در همان راستا مجازیم به سخن او استناد کنیم، من هرگز نمیتوانم اینجا برای یک مطلب پزشکی به سخنان یا آثار مراجع تقلید استناد کنم مگر آنکه ایشان از کتب پزشکی و تجربی آدرس داده باشند، بنابراین تخصص محوری یکی از بدیهیات در عرصه اعتبار سنجی استنادات است؛ اما متاسفانه امروز خصوصا در فضای مجازی این مسئله رعایت نمیشود.

خصوصا آفتی به نام سلبریتی محوری که امروز به شدت گریبان جامعه ما را گرفته است که افراد مشهور که حتی در بسیاری اوقات به لحاظ سواد در سطح پایین تری از عموم اقشار جامعه هستند، رهبری افکار عمومی را بر عهده گرفته اند و قشر عظیمی از مردم صرفا به خاطر شهرت ایشان در بازیگری پست های ایشان را لایک و فالو می کنند! در حالی که این رفتارها به لحاظ علمی و تحقیقی کاملا مردود هستند.

شما دیدید همین اخیرا یکی از سلبریتی ها، ندیده و نشناخته یک پستی را منتسب به روحانیون منتشر کرد و به راحتی موجب کشت شدن یک روحانی شد! در حالی که من که خودم نزدیک به 20 سال است در حوزه هستم میدانم هیچ روحانی ای چنین حرفی نمی زند مگر آنکه وابسته به دشمن باشد! خب فارغ از پاسخگویی اخروی این خانم بازیگر به خاطر چنین انتساباتی در آخرت، به لحاظ علمی هم چنین سخنانی دارای ارزش و اعتبار محسوب نمیشوند.

چهارم: عدم اعتماد به اسناد ظنی
انسان عالم و اهل تحقیق و اهل دقت هرگز پایش را جای لغزنده نمیگذارد، و تا چیزی برایش یقین آور نشده به آن استناد نمی کند، این خیلی مهم است، این که ما هر خبر یا هر کلیپ یا هر تصویری در فضای مجازی ببینیم اصل را بر صحّت گذاشته و فوری فوروارد می کنیم بزرگترین دردی است که گریبان مردم ما را در فضای مجازی گرفته است، این درد است که اکثر ما اگر بپرسند چرا فلان حرف را زدی؟ چرا فلان ادعا را کردی باید به سایت های متفرقه و پست های اینستاگرامی و اقوال این و آن استناد کنیم و این از نظر یک انسان محقق بسیار مایه نکوهش است. بنابراین یکی دیگر از شاخص های مهم در تحقیق این است که تا چیزی برایمان مسلّم نشده است آن را نپذیرفته، و نقل نکنیم.

پنجم: کنترل عوامل روان شناختی
یکی دیگر از عواملی که به شدت در امر تحقیق رهزن است تمایلی پیشینی به یک طرف است که حتی یکی از آفت های علوم تجربی نیز دانسته شده است، چه برسد به علوم انسانی و اجتماعی.

نگرش پیشینی انسان به اشخاص، جبهه ها، جناح ها، کشورها، شخصیت ها، بسیار بسیار در نتیجه گیری پسینی در خصوص گفتار و رفتار آنها نقش دارد و میتواند به کلی انسان را در امر قضاوت از حق منحرف سازد. به عنوان مثال اگر در توصیف یک انسان بسیار صادق، درستکار، مهربان، صمیمی و دلسوز، به شما بگویند او جاسوس است و به شما نزدیک میشود تا از شما اطلاعات بکشد، و شما این را باور کنید، این پیش فرض اشتباه موجب میشود شما تمام رفتارهای او را به اشتباه تحلیل کنید. همین که با شما سلام و احوال پرسی می کند به خودتان می گویید میخواهد صمیمی شود تا جاسوسی اش را آغاز کند، او هر چه بیشتر از سر صداقت به شما نزدیک شده و بیشتر صمیمی میشود شما بدبینی تان نسبت به او شدت پیدا می کند، و همین که از کار و بارتان سوال کند این را به نیز نشانه درستی پیش فرض هایتان تلقی کرده و به خود می گویید: ببین درست گفته بودند، جاسوسی اش شروع شد!

من اگر حس خوبی نسبت به روحانیت نداشته باشم، حس خوبی نسبت به افراد مذهبی نداشته باشم، حس خوبی به تمامی مسئولین نداشته باشم، به شبکه های داخلی نداشته باشم، به رسانه داخلی نداشته باشم، هر چه که حتی خوب از ایشان ببینم آن را تحلیل های منفی خواهم کرد، و اگر حس خوبی نسبت به غرب داشته باشم، به مسیحیت داشته باشم، به شبکه های غربی داشته باشم، به اشخاص منتقد نظام داشته باشم حتی نقطه های منفی ایشان را هم مثبت تحلیل خواهم کرد.
بنابراین در تحقیق این بسیار مهم است که دل و عاطفه و احساسمان را از وابستگی های پیشینی جدا کنیم، که البته این در گفتار آسان است، و در عمل بسیار دشوار و نیاز به تمرین بسیار دارد تا ملکه انسان شود، اما بالاخره برای کسی که میخواهد واقعا حق را درک کند چاره ای از آن نیست. باید دل را در مقام بحث علمی از حب و بغض ها خالی کرد.

سلام مسلم گرامی
ما یک لیست سیاه بایستی داشته باشیم از رسانه های فاقد اعتبار. بعضی رسانه ها مثل آمد نیوز اصلا به اعتبار اخبارشون اهمیت نمیدن. اما در مقابلش هیچ رسانه کاملا معتبری نداریم.

در حقیقت هیچ خبرگزاری بی طرفی وجود نداره. همون طور که به خبرگزاری های خارجی نمیشه صد در صد اعتماد کرد، خبرگزاری های داخلی هم کاملا قابل اعتماد نیستند و هر دو می تونند دارای خبرهای صحیح یا غلط باشند.

تقوا هم همیشه نمی تونه مانع از دروغ بشه به خصوص که دروغ یا توریه در برخی موارد جایز در نظر گرفته میشه. حتی اقلیتی از علما (مثل آقای هاشمی شاهرودی) بهتان زدن را در شرایطی جایز دانسته اند:
https://www.khabaronline.ir/news/417841/آیا-تهمت-زدن-به-اهل-بدعت-جایز-است-پاسخ-متفاوت-مراجع-تقلید

به نظر می رسه اعتماد کامل به هیچیک از رسانه ها صحیح نباشه و برای پی بردن به واقعیت نیازمند رجوع به رسانه های متفاوت و جمعبندی بین اونها داشته باشیم. گاهی لازمه به دنبال منابع دست اول بریم و اصل چیزی که ازش نقل قول شده رو بررسی کنیم.

فروردین;1024740 نوشت:
ما یک لیست سیاه بایستی داشته باشیم از رسانه های فاقد اعتبار. بعضی رسانه ها مثل آمد نیوز اصلا به اعتبار اخبارشون اهمیت نمیدن. اما در مقابلش هیچ رسانه کاملا معتبری نداریم.

در حقیقت هیچ خبرگزاری بی طرفی وجود نداره. همون طور که به خبرگزاری های خارجی نمیشه صد در صد اعتماد کرد، خبرگزاری های داخلی هم کاملا قابل اعتماد نیستند و هر دو می تونند دارای خبرهای صحیح یا غلط باشند.

تقوا هم همیشه نمی تونه مانع از دروغ بشه به خصوص که دروغ یا توریه در برخی موارد جایز در نظر گرفته میشه. حتی اقلیتی از علما (مثل آقای هاشمی شاهرودی) بهتان زدن را در شرایطی جایز دانسته اند

سلام فروردین عزیز
بله کاملا درست می فرمایید، ممنونم از این که ابهام موجود رو مطرح کردید تا بحث روشن تر بشه

بنده عمدا به همین خاطر ملاک ها رو سلبی مطرح کردم، نه ایجابی، یعنی به جای اینکه بگویم عدالت که در شخص بود باید اعتماد کرد، عرض کردم که بی تقوایی علت عدم اعتماد است، تا گمان نشود تقوا علت تامه در اعتماد است، اما اگر تقوا وجود داشت منبع خبر از این جهت مشکلی ندارد و باید به سایر شاخصه ها توجه داشت، شاید یک تحلیل دلسوزانه اما نادرست است.

در مورد رسانه ها هم همینطور، بنده هم هرگز معتقد نیستم که ما در مقام اعتبار سنجی رسانه ها اونها رو به داخلی و خارجی تقسیم کنیم، اینجا هم باز سلبی معنا کردم که دشمن بودن یک رسانه زمینه برای بی اعتمادی است، اما لزوما دوست بودن رسانه به معنای صادق بودن نیست، بلکه به معنای این است که مانع دشمن در میان نیست، اما باید سایر شاخصه ها مورد توجه قرار گیرد.

در مورد بهتان به اهل بدعت هم این دیدگاه که اشاره فرمودید دیدگاه شاذی است که خود ایشان هم آن را امروزه جایز نمیداند، به نظر میرسد برداشت شهید مطهری، و آیت الله سبحانی صحیح تر باشد، با سایر آیات و روایات هم سازگاری بیشتری دارد

فروردین;1024740 نوشت:
به نظر می رسه اعتماد کامل به هیچیک از رسانه ها صحیح نباشه و برای پی بردن به واقعیت نیازمند رجوع به رسانه های متفاوت و جمعبندی بین اونها داشته باشیم. گاهی لازمه به دنبال منابع دست اول بریم و اصل چیزی که ازش نقل قول شده رو بررسی کنیم.

بله در این مورد کاملا با شما موافق هستم، اما نکته ای که هست نمیتوان همه را به دیدن و شنیدن اخبار از منابع موثق و غیر موثق، دوست و دشمن ارجاع دارد، چون برخی وقعا قدرت تشخیص استدلال از مغالطه، صورت سازی از مقدمه چینی و تحریک احساسات از براهین علمی را ندارند و ممکن است فریب بخورند.
بنابراین میتوان برای چنین افرادی، تکیه به افراد مورد اعتماد و مشورت خواهی از نخبگانی که صداقت، تقوا، و بصیرت آنها را باور داریم جایگزین ساخت.

سلام ...
ببخشید جناب مسلم ...

من به صورت مبسوط در مورد روش تحقیق کردن خودم توضیح میدم .
میخواستم ببینم ؛ شما چگونه تحقیق میکنید ؛ چگونه به اخبار دسترسی پیدا میکنید ؛ چگونه اونها رو سبک و سنگین میکنید ؛ و چگونه براشون اعتبار سنجی میکنید .

بحثم هم فقط اخبار نیست .
مثلا شما می گوئید کتاب مقدس مسیحی ها اعتبار نداره ؛ ولی قرآن اعتبار داره و صد در صد بدون ایراد هستش و از سمت خدا هستش .

میخواستم ببینم اصول شما برای کشف این مسایل چجوری هستش .
مرسی .

با سلام و احترام

فرشته برمیگردد;1024747 نوشت:
بحثم هم فقط اخبار نیست .

ببینید روش تحقیق در ر موضوعی بستگی به آن موضوع دارد، تا موضوع روشن نشود نمیشود روش تحقیق ارائه کرد، به عنوان مثال روش تحقیق در علوم تجربی خب آزمایش و تجربه است، روشن تحقیق در علوم تاریخی مطالعه منابع تاریخی است، و سایر علوم هم همچنین
یعنی نمیشود با آزمایش در آزمایشگاه تشخیص داد که مثلا نارالدین شاه چند همسر داشته است!! یا اینکه صرفا با مطالعه نمیشود کشف کرد که فلان گیاه برای فلان بیماری خوب است!!

بنابراین برای روش تحقیق در هر زمینه ای باید آن زمینه به صوت شفاف روشن شود، بنده در پست پیشین گمان کدم شما منظورتان اخبار است لذا در آن فضا شرایط را عرض کردم، اما در مورد متون مقدس:

فرشته برمیگردد;1024747 نوشت:
مثلا شما می گوئید کتاب مقدس مسیحی ها اعتبار نداره ؛ ولی قرآن اعتبار داره و صد در صد بدون ایراد هستش و از سمت خدا هستش .

کتب مقدس از دو جهت قابل بررسی است، اول سندی و دوم محتوایی که بنده فعلا به اعتبار سنجی محتوایی که بحث مفصلی است اشاره نمی کنم، اما روش تحقیق برای اعتقاد به برتری قرآن به لحاظ سندی در قالب دو نکته عرض میشود:

اول: اعتبار سنجی متون تاریخی

اعتبار سنجی متون تاریخی به لحاظ سندی در گرو فاکتورهای متعددی است، اما آنچه که در متون مقدس بیشتر مورد توجه قرار می گیرد بحث تواتر سندی آن است، اگر یک متن تاریخی به تواتر برسد یقین آور خواهد بود در غیر این صورت یقین آور نخواهد بود. به عنوان مثال ما هیچ کدام کریم خان زند را ندیده ایم اما به خاطر کثرت اخبار در خصوص او میدانیم چنین شخصیتی وجود داشته است.
در مورد قرآن و کتاب مقدس مسیحیت هم بحث همینطور است، ما باید به عنوان دو شخص که نه مسیحی هستیم و نه مسلمان به صورت کاملا علمی و بی طرفانه در خصوص آنها تحقیق کنیم:

ما قرآن را درتمام طبقات به صورت متواتر داریم یعنی در هر قرنی از قرون گذشته تا زمان پیامبر(ص) انسان های زیادی بوده اند که تک تک آیات قرآن را بدون اختلافی گزارش کرده اند، اما چنین تواتری در تمام طبقات در خصوص کتاب مقدس و خصوصا عهد قدیم وجود ندارد. چون مربوط به تاریخ دور است و جنگ هایی که بخت النصر داشته و قتل عام هایی که در میان بنی اسرائیل کرده است سند متواتری بر جای نمانده است.
البته این مسئله ای است که خود غربی ها هم به آن اشاره کرده اند که تنها چیزی که با اعتقاد جازم میتوان پذیرفت وجود خود عیسی(ع) است، اما هیچ گزاره تاریخی که به لحاظ سندی متواتر باشد از او نداریم.

دوم: اعتبار سنجی مصونیت از خطا

روشن است که سخن ما فعلا از اصل نبوت پیامبر اسلام(ص) و حضرت مسیح(ع) نیست، سخن بر سر کتاب های آسمانی ایشان است، بنابراین فرض بر این است که نبوت پیامبر اسلام(ص) و عیسی(ع) هر دو اثبات شده است.

حالا تفاوت اینجاست که قرآن از جانب خداوند بدون واسطه بر پیامبر(ص) نازل شده و او مستقیما به مردم ابلاغ نموده، یعنی تنها واسطه میان خدا و مردم برای این پیام، پیامبر(ص) است که معصوم است؛ اما اناجیل علاوه بر حضرت عیسی(ع) که معصوم است، یک واسطه دیگر هم خورده است و آن حواریونی هستند که این اناجیل را بعد از عیسی(ع) نوشته اند، چون همان طور که می دانید اولین انجیل یعنی مرقس 30 سال بعد از عیسی(ع) نوشته شده است، اگرچه در عصمت خود عیسی(ع) به خاطر پیامبر بودنش تردیدی نیست، اما در عصمت آن حواریون چه؟! تا زمانی که عصمت حواریون با دلیل معتبر اثبات نشود خطاناپذیر بودن این اناجیل اثبات شدنی نیست، از آن طرف برای عصمت ایشان نمیشود به خود اناجیل استناد کرد، چون اعتبار خود اناجیل در گرو اثبات اعتبار و عصمت این نویسندگان است.

گام بعدی این است که قرآن همواره از زمان صدر اسلام تا به امرو همان قرن بوده و بشر در این میان فقط نقش راوی را ایفا کرده است اما در خصوص اناجیل یک جای دیگر هم نقش بشر وجود دارد، و آن انتخاب چهار انجیل از میان ده ها اناجیل است که باز اعتبار این انتخاب در گرو اعتبار انتخاب کنندگان است. باید عصمت این انتخاب کنندگان اثبات شود تا بتوانیم قاطعانه بگوییم نها در انتخاب این اناجیل چهارگانه دچار خطا نشده اند.

سلام ...
جناب مسلم منظورم از روش تحقیق ... این هستش که شما چگونه متوجه می شوید که خبری که در درون جامعه داره پخش میشه ؛ حقیقی هستش یا غیر حقیقی .

من فکر میکنم که شما ملاحظاتی دارید و نمیتونید در مورد روشهای تحقیقتون صحبت کنید ؛ به هر حال من در مورد روشهای تحقیقم صحبت میکنم ؛

اولا اینکه به دلایلی برخی از خبرگذاری ها رو معتبر تر از دیگر خبرگزاری ها می دونم ؛ مثلا به نظره من بین خبرگزاری های معمولی که برای ایران برنامه دارند : من ابتدایا bbc رو از همه پر اعتبار تر میدونم و اگر بخوام بهش نمره بدم بهش نمره 98رو میدم ؛ بعدش صدای آمریکا رو از همه پر اعتبار تر می دونم و مثلا بهش نمره 40 می دم ؛ و در نهایت خبر گذاری های ایران رو پر اعتبار می دونم و بهشون نمره 35 تا 40 می دم .

اینی هم که چرا به چنین اعتقادی رسیدم ؛ به این علت بوده که خبرهای متفاوتی رو دیدم ؛ جهت گیری های متفاوت این برنامه ها و این خبر گزاری ها رو دیدم و در نهایت به این باور رسیدم که مثلا bbc نسبت به سایر خبرگزاری ها از اعتبار بیشتری برخوردار هست .

بنابراین خیلی وقتها میشه که خبری رو در درون bbc میبینم دیگر به دنبال صحت و سقم اون نمیرم .
ولی اگر خبری دیگر رو در درون خبرگزاری های دیگر ببینم در مورد صحت و سقم اونها تحقیق های بیشتری میکنم .

فکر میکنم تا همینجاش با هم مشگل داشته باشیم . اگر اینگونه هست ؛ توضیح بیشتر بدم ؛ در غیر اینصورت از روی مساله رد بشم .

با سلام و احترام

فرشته برمیگردد;1024842 نوشت:
من فکر میکنم که شما ملاحظاتی دارید و نمیتونید در مورد روشهای تحقیقتون صحبت کنید ؛ به هر حال من در مورد روشهای تحقیقم صحبت میکنم

بنده هم اتفاقا بدون ملاحظه سخن گفتم، بنده هم واهمه ای ندارم از این که مثلا bbc رو با صدا و سیمای خودمان مقایسه کنم، اما سخن در این است که ملاک ترجیح چی هست؟
من هم در همین فضا صحبت کردم و از ملاک هایی گفتم که میشه اونها رو برای ترجیح بین شبکه ها به کار برد، تا قاعده روشن بشه و بحث ضابطه مند و قاعده مند پیش بره.

فرشته برمیگردد;1024842 نوشت:
من ابتدایا bbc رو از همه پر اعتبار تر میدونم و اگر بخوام بهش نمره بدم بهش نمره 98رو میدم ؛ بعدش صدای آمریکا رو از همه پر اعتبار تر می دونم و مثلا بهش نمره 40 می دم ؛ و در نهایت خبر گذاری های ایران رو پر اعتبار می دونم و بهشون نمره 35 تا 40 می دم .

قطعا بنده نظر مخالف شما دارم، و این که تاکید کردم باید قاعده و ملاک پیش از ورود به مصادیق روشن بشه از همین بابت است، من و شما باید ابتدا روشن کنیم که چه ملاکی برای ترجیح و تشخیص رسانه ها کارآمد بوده و قابل اعتناست، که البته شما در ادامه فرمایشتان اشاره کوتاهی داشته اید که به آن خواهم پرداخت

فرشته برمیگردد;1024842 نوشت:
اینی هم که چرا به چنین اعتقادی رسیدم ؛ به این علت بوده که خبرهای متفاوتی رو دیدم ؛ جهت گیری های متفاوت این برنامه ها و این خبر گزاری ها رو دیدم و در نهایت به این باور رسیدم که مثلا bbc نسبت به سایر خبرگزاری ها از اعتبار بیشتری برخوردار هست .

بنابراین خیلی وقتها میشه که خبری رو در درون bbc میبینم دیگر به دنبال صحت و سقم اون نمیرم .
ولی اگر خبری دیگر رو در درون خبرگزاری های دیگر ببینم در مورد صحت و سقم اونها تحقیق های بیشتری میکنم

شما نوشته اید که ملاک اعتمادتان به bbc و voa جهت گیری های متفاوت این خبرگزاری هاست، خب این کاملا نشان میدهد که ملاک شما نشأت گرفته از یک سری پیش فرض هاست. یعنی شما یک جهتی را از قبل درست دانسته اید و آن خبرگزاری ای را صادق می دانید که در همان جهت سخن بگویند در حالی که به لحاظ منطقی این اصلا ملاک درستی برای سنجش صدق و کذب نیست!!

این وابستگی پیشینی به یک جریان و به تبع آن یک شبکه موجب میشود که انسان در برابر آنها افسون شده و هیچ نقدی بر علیه ایشان را نپذیرد، و هر کسی علیه ایشان نقد کند خودش تخریب میشود!! حتی اگر آن شخص یک تحلیل گر سابق bbc مثل علی علیزاده باشد! بنابراین شما قطعا باید در ملاکتان تجدید نظر کنید چرا که این ملاک هرگز مورد تایید عقل نیست و نخواهد بود.

اما علت بی اعتمادی بنده به این دو شبکه، و شبکه های مشابه این است که اینها وابسته هستند به آمریکا و انگلیس، و بنده در دشمنی این دو کشور با ایران تردیدی ندارم، تاریخ مملکت ما از قاجار و تحمیل عهدنامه های پاریس و مانند آن تا کنون نشان دهنده دشمنی این دو کشور با ماست، جنگ تحمیلی و حمایت های بی دریغ این دو کشور از صدام اوج آن بود، و امروز هم تحریم ها و عهد شکنی ها و دشمنی ها آشکارتر از آن است که انکار شود، طبیعتا هیچ منطقی نمی پذیرد که انسان اخبار خودش را از دشمنش جویا شود!

سلام ...
جناب مسلم bbc که خاله و عمه من نیست .

در ایران خبرها و شایعه های زیادی پخش میشه ؛ و این شبکه به نظر من اخبار دروغی رو منتشر نمیکنه ؛ و حساسیت زیادی رو روی این مساله داره که به صحت اخباری که پخش میکنه توجه داشته باشه ؛

ببینید مثال هاش زیاد هست .

1. مثلا در درون ماجراهای سال 88 بود که از صدا و سیمای خودمون تصاویری رو نشون دادند که یک سری آدم رفتند و مسجد لولاگر که در خیابون جمهوری هست رو دارند با مواد آتش زا آتش میزنند ؛ و کلا داشت به گونه ای رفتار می کرد که تمامی معترضین ... آدمهای کثیفی هستند و خونه خدا رو به آتش میکشند و از این جور حرفها ....

من همون موقع زدم bbc ؛ ببینم که bbc چی میگه ... Bbc داشت ویدیویی رو پخش می کرد که یکی از تماشاچیان این شبکه ؛ برای شبکه bbc فرستاده بود که بسیجی ها رفتند بالای قسمتی از مسجد و دارند بدون هدف به سمت جمعیت مردم شلیک میکنند و مردم هم ریختند به سمت مسجد و دارند به سمت بسیجی ها ککتلملوتوف و سنگ و .... پرتاب میکنند ؛

2. یا در مورد ماجرای انتخابات .... که یکی از کاندیداها در درون رادیو صحبت میکرد ؛ که اون زمان میخواستند به دانشجویان تعرض بکنند و بهشون حمله بکنند و ایشون اجازه ندادند ؛ و با این کارش داشت برای خودش اعتبار بدست میاورد ... تقریبا یک ساعت بعدش بی بی سی در درون اخبار خودش صحبتی از ایشون رو پخش کرد که در جایی دیگر داره سخنرانی میکنه و داره در مورد حمله گاز انبری و .... صحبت میکنه و اینکه در درون اون مسایل خودش باتوم به دست بوده و ....

مسایل از این دست زیاد هستند .... وقتی تعدادشون زیاد میشه ... دیگه ناخودآگاه انسان هیچ اعتباری برای صدا و سیمای کشور خودش قایل نمیشه ...

سلام

فرشته برمیگردد;1024851 نوشت:
جناب مسلم bbc که خاله و عمه من نیست .
این شبکه به نظر من اخبار دروغی رو منتشر نمیکنه ؛ و حساسیت زیادی رو روی این مساله داره که به صحت اخباری که پخش میکنه توجه داشته باشه

ببینید مثال هاش زیاد هست .

1. مثلا در درون ماجراهای سال 88 بود که از صدا و سیمای خودمون تصاویری رو نشون دادند که یک سری آدم رفتند و مسجد لولاگر که در خیابون جمهوری هست رو دارند با مواد آتش زا آتش میزنند ؛ و کلا داشت به گونه ای رفتار می کرد که تمامی معترضین ... آدمهای کثیفی هستند و خونه خدا رو به آتش میکشند و از این جور حرفها ....

من همون موقع زدم bbc ؛ ببینم که bbc چی میگه ... Bbc داشت ویدیویی رو پخش می کرد که یکی از تماشاچیان این شبکه ؛ برای شبکه bbc فرستاده بود که بسیجی ها رفتند بالای قسمتی از مسجد و دارند بدون هدف به سمت جمعیت مردم شلیک میکنند و مردم هم ریختند به سمت مسجد و دارند به سمت بسیجی ها ککتلملوتوف و سنگ و .... پرتاب میکنند ؛

2. یا در مورد ماجرای انتخابات .... که یکی از کاندیداها در درون رادیو صحبت میکرد ؛ که اون زمان میخواستند به دانشجویان تعرض بکنند و بهشون حمله بکنند و ایشون اجازه ندادند ؛ و با این کارش داشت برای خودش اعتبار بدست میاورد ... تقریبا یک ساعت بعدش بی بی سی در درون اخبار خودش صحبتی از ایشون رو پخش کرد که در جایی دیگر داره سخنرانی میکنه و داره در مورد حمله گاز انبری و .... صحبت میکنه و اینکه در درون اون مسایل خودش باتوم به دست بوده و ....

مسایل از این دست زیاد هستند .... وقتی تعدادشون زیاد میشه ... دیگه ناخودآگاه انسان هیچ اعتباری برای صدا و سیمای کشور خودش قایل نمیشه ..

میدانم خواهر گرامی، میدانم که bbc خاله و عمه ی شما نیست، اما باور کنید بسیاری از ابراز نظرهای ما در خصوص اشخاص، یا همینمنابع خبری نشأت گرفته از پیش فرضها و قضاوت های پیشینی ما در خصوص آنهاست به گونه ای که حتی گاهی از اعتماد به عمه و خاله هم فزونی می گیرد.

بنده هرگز نمیگویم که این شبکه ها همواره دروغ می گویند، این که روشن است که منطقی نیست چون هیچ شبکه ای اینگونه به اعتبارش چوب حراج می زند مگر آنکه درک و فهمش چیزی در حد مدیر آمدنیوز باشد! اما این پیش فرض که "بی بی سی اخبار دروغی را منتشر نمی کنه؛ و حساسیت زیادی روی این مسئله داره" چطور اثبات میشود؟

روشن است که ما برای قضاوت در میزان صادق بودن شبکه های خبری نمیتوانم در خصوص تک تک اخبار آنها تحقیق کنیم! با استناد به صداقت آنها در چند خبر هم نمیشود به این اعتماد رسید که پس در همه اخبارشان راست می گویند! خودش ما هم هرگز از کسی که ده بار راست شنیده اید نتیجه نمیگیرد که پس همواره راست می گوید.

بنابراین ما برای اعتماد به یک شبکه خبری باید به اهداف و وابستگی آن شبکه نظر کنیم، نه به اخبار آن. باید ببینیم به کجا وابسته است و چه اهدافی را دنبال می کند؟ روشن ست که bbc و voa و سایر رسانه ها دلسور ما مردم ایران نیستند که این بودجه عظیم را صرفا جهت این که ما آگاه باشیم هزینه کنند!
آیا شما در دشمنی آمریکا و اسرائیل با ایران شک دارید؟

نگذارید بی دلیل به یک طرف خوش بین باشید، در دشمنی های این دو کشور با مردم ایران تفکر کنید، در مورد دروغ های bbc کمی در اینترنت جستجو کنید، سخنان انسان هایی که خیلی انقلابی نیستند مانند شهرام همایون، علی علیزاده و دیگران را در خصوص bbc ببینید و بشنوید.

علاوه بر اینکه همیشه بحث صدق و کذب نیست، بحث بر سر گزینش اخبار و پررنگ و کمرنگ کردن حوادث هم هست، این که شبکه خبری چه اخباری را انتخاب کند، یا چه چیزی را پررنگ و چه چیزی را کمرنگ کند اینها خیلی مهم است، بگذارید مثال بزنم، آیا رویکرد bbc و voa در مورد اعدام چند قاچاقچی یا تروریست با کشته شدن 37 نفر از شیعیان در عربستان یکسان است؟

آیا پوشش رسانه ای حوادث 88 با پوشش رسانه ای آنچه امروز در فرانسه اتفاق می افتد قابل مقایسه است؟
این مواضع دوگانه از چه نشأت می گیرد؟

رسانه بی طرف نقاط مثبت و منفی، پیشرفت ها و پس رفت ها، موفقیت ها و ناکامی ها را همه با هم می گوید، به هر دو اشاره می کند، اما آیا تا به حال یک خبر از بی بی سی شنیده اید که از پیشرفت علمی ایران بگوید؟ چرا دائما وقتی دلار و ارز قیمت صعودی به خود می گیرد آنها آن را به صورت گسترده پوشش خبری می دهند، اما وقتی سیر نزولی می گیرد از اخبار مهم خارج میشود؟

چرا هر چه بوی ناامیدی میدهد در بی بی سی پررنگ شده و هر حرکتی که بوی امید بدهد یا نادیده گرفته میشود یا این که بسیار مختصر عبور میشود؟ تا به حال به این پررنگ و کمرنگ مطرح شدن اخبار در بی بی سی و صدای آمریکا دقت کرده اید؟

من کلیپ های متعددی ار برنامه صدای آمریکا می بینم که به سخنان برخی روحانیون اشاره کرده و آنها را به تمسخر می گیرد، اما این سوال پیش نمی آید چرا به سخنرانی هایی که مثبت هستند اشاره ای نمیشود؟ چر ا فقط آنچه که دوپهلو بوده و میشود برای تخریب روحانیت از آنها بهره برد استفاده میشود؟ آیا اینها نباید علامت سوال برای ما ایجاد کند؟

همین اخیرا در bbc خبری را دیدم که از قول علی مطهری تیتر زده بود با این مضمون: رهبری در ماجرای برکناری فردوسی پور نقش ندارد! خب یک نقل قول از یک نماینده مجلس برای رد یک شایعه چرا باید تیتر بزرگ در bbc شود؟ چون هر کسی که اندک تحلیل رسانه ای داشته باشد می داند که bbc می خواهد شائبه دست داشتن رهبری در این ماجرا را تقویت کند!

سرکار خانم من با کسانی که کار و اشتغالشان در عرصه رسانه است گفتگو داشته ام، و میدانم چقدر ظرافت های حاشیه ای دارد، نوع تیتر، رنگ صفحه، بزرگی و کوچکی تصاویر، انتخاب نوع تصاویر، نوع بیان، همه اینها می تواند زبان های غیر گفتاری یک رسانه باشد.

مطمئن باشید یک گروه عظیم با کار سازماندهی شده و رعایت کامل نکات روانشناختی و رسانه ای پشت این شبکه ها هستند تا منافع این کشورها را تأمین کنند، وگرنه این کشورهایی که کوچک ترین منفعتی برای سایر کشورها را بر نمیتابند، نمی آیند چنین بودجه عظیمی را برای آگاه سازی مردم آن کشورها هزینه کنند.

کمی روی این مسائل باید فکر کنیم.

موضوع قفل شده است