روابط ناسالم همسر سابق در گذشته و ترس از ازدواج بعدی

تب‌های اولیه

33 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]

یاس...;663070 نوشت:
همیشه هم همینطور نبوده....عاقلانه انتخاب شده و هیچ وقت عشقی پیش نیومده....تو همین اسک دین خوندم

وقتي مي گويم عاقلانه انتخاب كنيد به معناي اين نيست كه عشق و علاقه را ناديده بگيريد.
در كنار توجه به تناسب و همتايي فرد بايد به دل هم بنشيند و بعد ازدواج كنند[/][/][/]

بزرگوار شما جواب را خودت دادی. اینکه نمیتونی فراموشش کنی میتواند به این خاطر باشه که شما تابحال به غیر از ایشون با هیچ خانمی رابطه ی عاطفی و نزدیک ای نداشته اید و بخاطر نیاز به ازدواج این تمایل به ایشان طبیعی است. خلاصه بگم تنها همینکه شریک زندگی آدم صداقت نداشته باشه، کافیه که آدم بفهمه او همراه مورد اطمینانی برای زندگی نیست.

حامی;662829 نوشت:
البته الان براي ازدواج كمي زود است مدتي صبر كنيد كه ذهن تان را از گذشته غبار روبي كنيد و براي پذيرش مهمان جديد آماده كنيد
سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش با تشکر از راهنماییها وزحماتو مشاوره های مفید استاد گرامی :Gol: بزرگوار بنده درچندین مورد از مشاهداتم در میان دانشجویان و حتی دوستان محترم، دراین صبر کردن موفقیت شیطان را تجربه کرده ام پسر هایی که به هردلیل ( موجه وغیر موجه ) پس از این گونه تجربه ها به دام شیطان افتاده اند ! پسرهایی راهم دیده ام که با ازدواج عجولانه طعم زندگی را به شیوه های دیگر بر کام خود تلخ کرده اند . آیا راه کار مناسب تر از صبر کردن وتهی کردن از محبت وعلاقه ی ذهن برای دلی که شیطان پشت درش بی صبرانه در کمین است وجود دارد ؟ شما بهتر از بنده می دانید که اکنون عنصر نا امیدی و نتیجه ی آن که انتقام از زندگی است در ذهن وفکر این جوان با عنصر نیاز و نتیجه ی آن که فقر عاطفی و بی قراری در تصمیم گیری است آماده ی دست در دست شیطان نهادن می باشد .:Gol:

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]

••ostad••;663184 نوشت:
سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش با تشکر از راهنماییها وزحماتو مشاوره های مفید استاد گرامی بزرگوار بنده درچندین مورد از مشاهداتم در میان دانشجویان و حتی دوستان محترم، دراین صبر کردن موفقیت شیطان را تجربه کرده ام پسر هایی که به هردلیل ( موجه وغیر موجه ) پس از این گونه تجربه ها به دام شیطان افتاده اند ! پسرهایی راهم دیده ام که با ازدواج عجولانه طعم زندگی را به شیوه های دیگر بر کام خود تلخ کرده اند . آیا راه کار مناسب تر از صبر کردن وتهی کردن از محبت وعلاقه ی ذهن برای دلی که شیطان پشت درش بی صبرانه در کمین است وجود دارد ؟ شما بهتر از بنده می دانید که اکنون عنصر نا امیدی و نتیجه ی آن که انتقام از زندگی است در ذهن وفکر این جوان با عنصر نیاز و نتیجه ی آن که فقر عاطفی و بی قراری در تصمیم گیری است آماده ی دست در دست شیطان نهادن می باشد .

سلام بر شما
وقتي ذهن و قلب مرد يا زن درگير عشق و علاقه به فردي است و با ديگري ازدواج مي كند در واقع ظلم به فردي است كه بي خبر وارد زندگي شده است. فرد عاشق چون دل و قلبش اشغال است نمي تواند بر تازه وارد سرمايه گذاري عاطفي و رواني كند. گاهي خسته است و گاهي ناهشيار بهانه مي گيرد و اين فرد بايد بسوزد به خاطر چيزي كه خبر ندارد.
بنابراين مشاوران ازدواج براي درمان توصيه به ازدواج درماني نمي كنند فرد بايد ابتدا درمان شود و بعد ازدواج كند
براي مقابله با شيطان هم مانند افراد مجرد بايد عمل كند و به تعبير قران شريف عفاف بورزد[/][/][/]

نگران نباشید مثل شما تو جامعه زیاد هست .باید بیخیال باشید توکل بر خدا کنید و برای آخرتتون تلاش بکنید .

صبرکن برادر مطمن باش آدم خوب پیدا میشه خدا با صابرین هست [emoji120]

[="Indigo"]سلام

وقتی موضوع تایپیک رو خوندم فکر کردم که برای یه خانوم این مشکل پیش اومده بعد که خوندم واقعا متاسف شدم:Ghamgin:

به نظر من هم یکم صبر کنید حتما یه مورد خوب براتون پیدا میشه. این خانوم هم تاجایی که شما وظیفتون بوده براشون کار انجام دادید (شاید بیشتر از وظیفه) برا همین نگرانشون نباشید. اگه بخواید بهشون فکر کنید تا آخر عمر زندگی رو به کام خودتون تلخ کردید. من اطرافم این مدلی دیدم، اصولا باید خودشون به نتیجه برسن که کارشون اشتباهه.

من اگه بودم براش دعا هم نمیکردم چون باعث میشد به یادش باشم.:Gig:

[SPOILER] البته اینا همه در حد تئوریه. برا شما که وسطشی حتما سخته.[/SPOILER][/]

این داستان به احتمال زیاد حقیقت دارد !!!!
هی خدا این کنجکاوی رو از من نگیر
الهی امین
این متن رو من تو اینترنت سرچ کردم
دقیقا دو روز پیش یک کاربر با همین نام در سایت دینی دیگری همین پرسش را مطرح میکند
نکته جالب اینجاست که شش ماه قبل از طلاق ( مرداد ماه ) این خانم در ان سایت عضو میشود و درد و دلی میکند
این متن رو با دقت بخونید تا دیگر هیچوقت زود قضاوت نکنید
باشد که رستگار شویم !!!!
متن آن خانم

سلام

مدت یک سال است که عقد کرده ام، اکنون زندگیم به جایی رسیده که جدایی روبروی آن است.

من در گذشته با پسران ارتباط تلفنی و جنسی داشتم، البته با قصد ازدواج بود و بعد پشیمان شدم و توبه کردم

بسیار به خدا و قرآن معتقدم و حجاب دارم.

در ماه اول عقدم توسط یکی از آن افرادی که تماس تلفنی داشتم، گذشته ام برای همسرم رو شد و مجبور شدم نیمی از گذشته ام را برای او بگویم، چون میترسیدم اگر کامل بگویم او برود

او از من مدتی را وقت خواست تا ببنید می تواند ادامه دهد یا نه، که بعد از مدت کوتاهی گفت باشد ادامه می دهیم

چون پرونده دادگاهی برای آن فردی که اقدام به این کار کرده بود تشکیل داده بودیم، مجبور بودم طوری پیش ببرم که همسرم دیگر متوجه گذشته ام نشود، برای همین مجبور می شدم چندین به او دروغ بگویم و قسم دروغ بخورم و او که من را زیر نظر داشت اینها را برایم رو کرد و گفت دیگر نمی تواند با من بماند.

من التماسش کردم و ازش فرصت خواستم، واو گفت پیش مشاور می رویم اگر گفت فرصت بده، من میدهم، اما من دیگر میلی به این زندگی ندارم و میخواهم جدا شوم چون به هیچ وجه به من اعتماد ندارد. و میگوید که به من علاقه جنسی دارد.

مشاور گفت که سه ماه فرصت بدهد تا هم بتوانم اعتماد سازی کنم و هم بتوانم علاقه اش را دوباره بدست بیاورم.(البته مشاور به من گفت که او اصلا نسبت به من نفرت ندارد و فقط دل چرکین است)

در این سه ماه قرار است با هم زندگی کنیم، تا مشخص شود که بماند یا طلاق بگیرد.(من مهریه ام را نیز برای حفظ زندگی ام بخشیده ام)

البته او می گوید من قولی نمی دهم که بعد از سه ماه بمانم و به من میگوید که بهتر است جدا شوم. چون به من اعتماد ندارد و می گوید که او زن پاکدامن میخواسته ومن پاکدامن نیستم تا بتواند از من بچه دار شود.(اما من از چندین مرجع و کارشناس دینی پرسیدم که اگر فرد توبه کرده باشد و برنگردد به او پاکدامن گفته می شود.)

اما من میدانم که اهل خیانت نیستم و بسیار به او علاقه دارم و به دنبال زندگی درست و خدایی هستم و مطمئنا خدا این رابطه را اگر من عملم درست باشد حفظ خواهد کرد.

حال از شما عاجزانه کمک می خواهم که به این حقیر بگویید که چگونه و با چه روش هایی علاقه همسرم را که بسیار مرا دوست داشت و باورم داشت را برگردانم و بتوانم دوباره او را علاقه مند به خود کنم و دیگر اینکه چگونه و با چه رفتارهایی در این مدت اعتماد را به او برگردانم و برایش اعتماد سازی کنم؟!

تا حالا به این فکر کردیم؟
که 12 میلیون مرد و زن مجرد تو ایران داریم
تا حالا به این فکر کردیم ایا واقعا همه اینها صبر پیشه می کنند؟
یا پنهانی گناه می کنند، پنهانی توبه می کنند، پنهانی توبه می شکنند...
واقعا کی مقصره؟ کی مقصره که ماها نمی تونیم نمی تونیم و نمی تونیم ازداوج کنیم چون پول نداریم چون کار نداریم چون بجا اینکه مردها شاغل باشند زن ها شاغل هستند
اگر مسئله اشتغال جوانان حل نشود ابلیس خود را بازنشسته می کند و مردم خودشان به صراطش می روند
فقط تو مسجد محله خودمون من 15 نفر لیسانس بیکار سراغ دارم
اینهمه پول خرج کردند و بدبختی و درس آخرش که چی؟
که ی نفر با دپیلم (اما پارتی) بره جاشو بگیره

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]آخ خدااااااا..
.
چقدررررررررررر دلم می سوزه واسه بعضی پسرهای ساده و دل پاک که فریب همچین حیواناتی رو می خورند..
.
یه سری دخترها هستند..کاری نیست که نکرده باشند..همه جا رفتن..همه کاری کردن..بعد یه پسر سالم و پدر و مادر دار که می بینند..واسش...مودبانه اش میشه واسش ادای انسان های پاک رو در میارن..
.
به نظر من این یه هشدار از طرف خدا برای شماست که بدونی خوب بودن و پاک بودن و سالم بودن کافی نیست..آدم باید خیلی هشیار هم باشه و آگاهیشو بالا ببره..
.
اینکه خدا همیشه در نظرت باشه خیلی خوبه..ولی دلیل نمیشه همیشه و همه جا این خدا بیاد از تو کوچه جمعت کنه..خودت باید آگاهی و شناختت رو از جامعه و آدمها بالا ببری..
.
یکی از پسرهای دانشگاه ما هم همینجوری شده..پسره صاف و ساده و مظلوم..یه دختری رو که من خیلی خوب میشناسمش اول باهاش دوست شده..
.
این پسره ی ساده چون تا حالا چنین روابطی رو تجربه نکرده و خیلی هم شوووووووووووووتهههه
.
از اینکه این دختر که همه دنبالشن بین این همه پسر ( بعد از سرویس دادن به کل شهر ) فقط با اون حرف میزنه و میاد و میره احساس غرور میکنه..
.
از اینکه همه دوست دارند با اون باشن و این دختر فقط به این پا میده توی عرش سیر میکنه..حالا هم که ازدواج کردند خریتش بهم ثابت شد فقط مونده عر عر کنه..
.
هوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووف
[/][/][/]

موضوع قفل شده است