جمع بندی رفتار مردم ظاهربین

تب‌های اولیه

28 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Hadi99g;510123 نوشت:

جسارت نباشه ولي اونطور که از حرفاتون برمياد شما هم مثل اينکه با اين مذهبي ها مشکلاتي داريد؟!

نه من با هـيچ كس مشكل ندارم
چون همه انسان هستند و با هم برابر
حالا هر عقيده اي ميخوان داشته باشن، مذهبي بودن يا نبودن ربطي به من نداره!
من فقط اون چيزي كه هست رو گفتم

به نام خدا
سلام

اینکه مردمانی نسبت به مذهبیان آلرژی پیدا کرده اند و همین که دوست گرامی فرمودند دید غیر مثبتی به مذهبیان دارند بخاطر وجود افراطیانی بین مذهبیان است.
بنده خودم در یکی از بزرگترین هیئات مذهبی در تهران فعالیت میکردم.طبق سیاست هیئت ما تمامی جوانان خوب منطقه که دیگران به آنها میگویند ارازل را جذب هیئت کردیم زمانی که مسئول هیئت عوض شد باافراطی گری باعث شد نه تنها به اصطلاح ارازل آنجا را ترک کنند بلکه خود مذهبیان نیز فراری شدند.و این باور غلط از مذهبیان در ذهن خیلیها نقش بسته است.اگر خود مذهبیان با افراطیها برخورد کنند مشکلات برطرف میشود.
تقصیر خودمان است قبل از اینکه از رحمت خدا بگوییم از غضب خدا میگوییم.قبل از اینکه از بهشت سخن بگوییم از جهنم سخن میگوییم.به کودک میگوییم اگر اینکار را بکنی خدا تورو دوست ندارد.من کودک وقتی چندبار ببینم هرکاری میکنم خدا دوستم ندارد میگویم این چه خدایی است من هم دوستش ندارم.
وقتی بیاییم به کودک بگوییم اگر فلان کار را بکنی و این کار را نکنی خدا تو را دوست دارد. کودک برای اینکه مورد توجه خدا قرار بگیرد کار خوب را انجام میدهد.
اگر به جای اینکه به جوان غیر مذهبی که سر کوچه ایستاده بگوییم گمشو اینجا واینستا... بیاییم و با او رفیق شویم او را به هیئت های مذهبی دعوت کنیم و......نتیجه اش زیبا تر است. ووووو!

آنوقت دید منفی تبدیل به دید مثبت میشود.

یازهرا:Gol:

خادم ولایت;510144 نوشت:
بخاطر وجود افراطیانی بین مذهبیان است....

موافقم.

البته از يک جهت هم ممکنه حکومت اسلامي روي اين جريان، تأثيرگدار باشه، منظورم اينه که مثلاً بعضي افراد از حکومت، دل خوشي ندارند يا ناراضيند، بعدش ميان اون رو سر مذهب و مذهبيان خالي مي‌کنند.

بعضي ها حتّي وقتي يه نفر مذهبي رو مي‌بينند فوري فکر مي‌کنند که يارو مأمور اطّلاعاته! در حالي که بنده خدا اصلاً نميدونه که اطّلاعات چي هست!

اصن يه وضي!!

Ezio;510131 نوشت:
جدي؟
پس من ايران نيستم!
اينجا يه جاي ديگه ست!
گويا در ايران افرادي كه تيپ مذهبي دارن رو كتك مي زنن!
اين جايي كه من هستم (تهران) برعكسه
اصلاً چيزي نيست كه اين دوستمون (صاحب تاپيك) ميگه
با اين حساب، يا من ايران نيستم، يا شما؟!
اصلاً داريم هـمچين چيزي؟!

ببين اصلاً همين حرفهاي شما از سرتاپاش مي‌باره که شما هم نسبت به مذهبيان ديد مثبتي نداري، ديدت منفيه، «کتک مي زنن، ايران نيستم، ....»

تقصير شما هم نيست دوست عزيز، يه عدّه جرياناتي اتّفاق افتاد که شما حق داريد. من درکتون ميکنم و حق رو به شماها ميدم.

Ezio;510134 نوشت:
نه من با هـيچ كس مشكل ندارم
چون همه انسان هستند و با هم برابر
حالا هر عقيده اي ميخوان داشته باشن، مذهبي بودن يا نبودن ربطي به من نداره!
من فقط اون چيزي كه هست رو گفتم

سلام علیکم،
خیلی انسان شریفی هستید الحمد لله ولی نمی‌دانم چرا همه‌اش باید با شما مخالفت (البته ان شاء الله سازنده) کنم، خلاصه‌اش اینکه به دل نگیرید:

ای برادر تو همه اندیشه‌ای ... مابقی تو استخوان و ریشه ای
گر گل است اندیشه‌ات تو گلشنی ... ور که خار است آن تو هیمه گلخنی
(مولوی)

انسان‌ها از چند نظر عیناً مشابه هم هستند، یکی فطرته، دیگری هم صورته که یعنی بشر بودن (بشر از واژه‌ی بشره می‌آید که یعنی پوست و خلاصه ظاهر):

قَالَتْ لَهُمْ رُ‌سُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُكُمْ وَلَـٰكِنَّ اللَّـهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ... [ابراهیم، ۱۱]
گفتند برایشان فرستادگان خداوند بر ایشان که هرآینه ا نیستیم مگر بشرهایی (نه انسان‌هایی) مثل شما ولی خداوند منت می‌گذارد بر هر یک از بندگانش که می‌خواهد ...

ما هم به بشر بودن همه احترام می‌گذاریم اما انسان بودن برخی از افراد لایق احترام نیست، اینکه برخی فکر .می‌کنند باید به نظرات همه‌ی افراد احترام گذاشت (چون نظر هر کسی برای خودش محترم است) این دیگر از آن حرفهاست، فکر کنید مثلاً یک پیامبر بخواهد به نظرات یک بت‌پرست احترام بگذارد!؟!
البته روال کار هم انجام بی‌احترامی نیست، بی‌احترامی برای شیطان خاکریز و جبهه درست می‌کند، در عوض باید مخالفت سازنده کرد: امر به معروف و نهی از منکر
دست آخر هم بشر بودن همه قابل احترامه. شیخی بود که به هر مؤمن و کافر فقیری که به درب خانه‌اش می‌آمد تکه نانی غذا می‌داد، به او گفتند به کفار هم می‌دهی؟ پاسخ داد «آنکه نزد خالق به جان ارزد، نزد بوالحسن به نان ارزد».

مصطفی93;492563 نوشت:
سلام.من یه جوونم که تیپمرتب وساده ای دارم
حالا چون ساده است وقتی داخل مغازه ای میشم یابه شرمتی میرم خیلی
رفتارشون بامن فرق داره بااونکسی که لباس های عجیب وغریب ومدل موفش دارن.
انگارکه اونافرشته هستن.
چیکارکنم همین تیپی بمونم؟؟؟

سلام علیکم مؤمن،
دوستان هر چه نظر خوب بوده را دادند، این پست جنبه‌ی تأکیدی دارد! Smile
چیکار کنید که همین تیپی بمونید/ اگر تیپتون تو ذوق نمی‌زنه، تمیز و مرتب و ساده هستید، ساده است فقط به تیپتون افتخار کنید. کسی که به داشته‌اش افتخار کند ملامت‌گران به او راهی نخواهند یافت.
یا علی

owari;510343 نوشت:
سلام علیکم،
خیلی انسان شریفی هستید الحمد لله ولی نمی‌دانم چرا همه‌اش باید با شما مخالفت (البته ان شاء الله سازنده) کنم، خلاصه‌اش اینکه به دل نگیرید:

ای برادر تو همه اندیشه‌ای ... مابقی تو استخوان و ریشه ای
گر گل است اندیشه‌ات تو گلشنی ... ور که خار است آن تو هیمه گلخنی
(مولوی)

انسان‌ها از چند نظر عیناً مشابه هم هستند، یکی فطرته، دیگری هم صورته که یعنی بشر بودن (بشر از واژه‌ی بشره می‌آید که یعنی پوست و خلاصه ظاهر):

قَالَتْ لَهُمْ رُ‌سُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلَّا بَشَرٌ‌ مِّثْلُكُمْ وَلَـٰكِنَّ اللَّـهَ يَمُنُّ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ ... [ابراهیم، ۱۱]
گفتند برایشان فرستادگان خداوند بر ایشان که هرآینه ا نیستیم مگر بشرهایی (نه انسان‌هایی) مثل شما ولی خداوند منت می‌گذارد بر هر یک از بندگانش که می‌خواهد ...

ما هم به بشر بودن همه احترام می‌گذاریم اما انسان بودن برخی از افراد لایق احترام نیست، اینکه برخی فکر .می‌کنند باید به نظرات همه‌ی افراد احترام گذاشت (چون نظر هر کسی برای خودش محترم است) این دیگر از آن حرفهاست، فکر کنید مثلاً یک پیامبر بخواهد به نظرات یک بت‌پرست احترام بگذارد!؟!
البته روال کار هم انجام بی‌احترامی نیست، بی‌احترامی برای شیطان خاکریز و جبهه درست می‌کند، در عوض باید مخالفت سازنده کرد: امر به معروف و نهی از منکر
دست آخر هم بشر بودن همه قابل احترامه. شیخی بود که به هر مؤمن و کافر فقیری که به درب خانه‌اش می‌آمد تکه نانی غذا می‌داد، به او گفتند به کفار هم می‌دهی؟ پاسخ داد «آنکه نزد خالق به جان ارزد، نزد بوالحسن به نان ارزد».

همين كه من رو بي شرف و عوضي نمي دونيد،
من از شما تشكر مي كنم
ولي بحث احترام به انسانيّت شد، پس اگر از ديد فردي انسانيّت شما مشكل داشت، و بر خوردي با شما كرد، نبايد ناراحت شويد

خادم ولایت;510144 نوشت:
اینکه مردمانی نسبت به مذهبیان آلرژی پیدا کرده اند و همین که دوست گرامی فرمودند دید غیر مثبتی به مذهبیان دارند بخاطر وجود افراطیانی بین مذهبیان است.
بنده خودم در یکی از بزرگترین هیئات مذهبی در تهران فعالیت میکردم.طبق سیاست هیئت ما تمامی جوانان خوب منطقه که دیگران به آنها میگویند ارازل را جذب هیئت کردیم زمانی که مسئول هیئت عوض شد باافراطی گری باعث شد نه تنها به اصطلاح ارازل آنجا را ترک کنند بلکه خود مذهبیان نیز فراری شدند.و این باور غلط از مذهبیان در ذهن خیلیها نقش بسته است.اگر خود مذهبیان با افراطیها برخورد کنند مشکلات برطرف میشود.

سلام

مذهبیان افراطی که تعداشان هم بسیار زیاد است
به نظر حقیر حداقل دو حالت دارد
یا لا مذهبانی هستند که با نقاب مذهب می خواهند به اهداف شوم و مادی خود برسند
و منافعشان در همین است

یا بی سوادان مذهب هستند که درک درستی از مذهب نمی توانند بدست اورند
و طوطی وار یک سری مسائل را از کتابها خوانده اند و حفظ کرده اند بدون اینکه به
فهم عمیق معارفی که خوانده اند پی ببرند فقط خوانده هایشان را طوطی وار تکرار می کنند

یا لطیف

به نام خدا
سلام

دل ارام;510365 نوشت:
سلام

مذهبیان افراطی که تعداشان هم بسیار زیاد است
به نظر حقیر حداقل دو حالت دارد
یا لا مذهبانی هستند که با نقاب مذهب می خواهند به اهداف شوم و مادی خود برسند
و منافعشان در همین است

یا بی سوادان مذهب هستند که درک درستی از مذهب نمی توانند بدست اورند
و طوطی وار یک سری مسائل را از کتابها خوانده اند و حفظ کرده اند بدون اینکه به
فهم عمیق معارفی که خوانده اند پی ببرند فقط خوانده هایشان را طوطی وار تکرار می کنند

یا لطیف

:Gol::Gol::Gol::Gol::Gol:

یازهرا:Gol:

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
این تاپیک هر چند ربطی به افراط ندارد،ولی بحث افراط نوعی توجیه شده برای بی دینی و دین گریزی برخی.تقریباً همه افرادی که درباره دین اندیشه کرده اند،به این مسئله برخورد کرده اند:فردی کار نادرستی انجام می دهد و برخی این را به حساب دین می گذارند و می گویند بفرما،ببین دین چیزی بدی است.به چیزی چیزی دستور می دهد و . ...معمولاً در پاسخ به این مسئله گفته می شود ملاک این که دین چه می گوید،عمل افراد عادی نیست.حال قضیه تاثیر افراط بر دین گریزی هم همینطور است.در اینجا چند نکته مهم است:
1-اگر دقت کنید،فردی که مشابه بالا استدلال می کند،به این مسئله تاکید می کنید که ببین فلانی کار بد کرد و فلانی دین دار است،پس دین به بدی توصیه کرده.در اینجا نکته ظریفی وجود دارد و آن هم این است که معیار فرد برای بد بودن عمل دیندار،مشخصاً چیزی غیر از دین است.و گرنه این استدلال را نمی کرد.یعنی فرد برای خودش یکسری گزاره های اخلاقی دارد که آن ها را از دین نگرفته،چون اگر از دین گرفته بود متوجه می شد که عمل دین دار،مطابق آن گزاره اخلاقی دینی نیست.
پس تا اینجا نتیجه می گیریم کسی که چنین استدلالی می کند و افراط را برای دین گریزی موجه می داند،معیار های اخلاقی اش غیردینی است.
2-در یک جامعه سالم از نظر فکری،استدلال غلط بالا را نخواهیم داشت.یعنی یک جامعه که از نظر فکری و عقیدتی و اخلاقی سالم باشد،این را درک می کند که معیار دین چنین افرادی نیستند و لذا با دین فاصله پیدا نخواهد کرد.
3-اختیار در اینجا خیلی مهم است.آیا محال است یک انسان افراطی نزد انسان باشد،ولی انسان دین خود را حفظ کند؟خیر محال نیست.پس در واقع صرف وجود افراطی باعث دین گریزی نیست.بلکه اختیار انسان هم در اینجا نقش دارد.فرض کنید به فرد در قیامت بگویند چرا نماز نخواندی.بگوید فلانی من را از دین گریزان کرد.آیا به او گفته نخواهد شد مگر تو عقل نداشتی و نمی توانستی تدبر کنی و ببینی فلانی عملش غیردینی است؟
یا به او نمی گویند که اصلاً معیار تو چه بود که از دین گریزان شدی؟از کجا معلوم آن فرد دیندار بوده،ولی تو به خاطر معیار های غلطت او را افراطی فرض کرده ای؟

در کل افراطی را می توان یک برچسب دانست که کاربرد های فراوان دارد.چون کسی که از دین به خاطر افراط گریزان می شود،همانطور که گفته شد دو حالت دارد:
1-معیارش دینی باشد.
2-معیارش دینی نباشد.
اگر معیارش دینی باشد دو حالت است:
1-بررسی می کند و می بیند که عمل فرد طبق دین است،پس دیگر جایز نیست به او بگوید افراطی.
2-بررسی می کند و می بیند که عمل فرد طبق دین نیست،در اینصورت گریزان شدنش از دین موجه نیست چون می فهمد که بین رفتار آن فرد و دین فاصله وجود دارد.فقط گریزان شدنش از آن فرد موجه است.
اگر معیارش دینی نباشد،اگر فرد را افراطی دانست،این افراطی دانستنش ارزشی ندارد.چون با ملاک غیردینی آمده.چنین فردی ممکن است به خاطر تشکیل دادن دسته عزاداری به گروهی بگوید افراطی که این هم به واسطه همان معیار های غیردینی است.

حال جماعتی که معیارشان دینی نباشد،مطمئن باشید روزی به واسطه شراب نخوردن به شما خواهند گفت افراطی.روزی به خاطر نماز خواندن به شما خواهند گفت افراطی.همانطور که امروز به خاطر رعایت حجاب به شما می گویند افراطی.این را بنده به شما وعده خواهم داد مگر این که حضرت صاحب الزمان (عج) تا آن موقع ظهور کند (ان شاء الله).
یک نفر هم درباره بی سواد های دینی حرف زد.بی سواد دینی کسی است که در هیچ شاخه فقهی یا کلامی یا فلسفی یا ... تخصصی ندارد و با خواندن یکسری کتب عادی می خواهد درباره هر موضوعی اظهار نظر کند و حتی اولیات منطقی را هم بلد نیست (مثلاً عدم نتیجه گیری را با نتیجه گیری عدم یکی می گیرد).این چیزی بود که استاد و معلمم شهید مرتضی مطهری (ره) به من آموخت.به یاد شهید مرتضی مطهری (ره) که به خاطر همین حرف ها ترور شد.توسط بی سوادان دینی ای به نام گروهک فرقان که برای خودشان جلسات تفسیر قرآن تشکیل می دادند.بدون ذره ای آگاهی از علوم دینی.

خلاصه آن که افراط توجیه بی دینی نمی شود.شاید بشود گفت هیچ چیزی توجیه بی دینی نمی شود.

لبیک یا مهدی
و من الله التوفیق

موضوع قفل شده است