جمع بندی رعایت اصول دینی در بازاریابی و فروش

تب‌های اولیه

20 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد بدیع

[TD][/TD]

dotaak;1007380 نوشت:
با سلام
متاسفانه برخی از فروشندگان برای فروش محصولات و خدمات دست به هر کاری می زنند و تلاش می کنند به هر طریق محصول را به مشتریان بفروشند، که این گونه فروش ها در حوزه بازاریابی مورد پذیرش نمی باشند.
رعایت اصول دینی در بازاریابی و فروش چگونه و به چه میزان تاثیر گذار است؟
ممنونم

با سلام خدمت شما و همه اعضای فهیم انجمن

در ساده ترین حالت بازاریابی به معنای ایجاد یک پل ارتباطی در میان صاحب کالا و خدمات و دریافت کننده و متقاضی آن می باشد. این کار میتواند دارای ارزش های مثبتی همچون ایجاد رونق اقتصادی، کمک به رفع احتیاجات مردم به کالا و خدمات و نوعی اطلاع رسانی و آگاهی بخشی و مشاوره اقتصادی باشد.

اما در عین حال معضلات و مشکلاتی نیز در برخی از انواع بازاریابی و برخی از بازاریاب ها وجود دارد که آن را با حرمت شرعی و یا چالش اخلاقی روبرو میکند. برخی از این چالش ها عبارت اند از:

ایجاد نیاز کاذب در مشتری نسبت به خرید و ترویج مصرف گرایی
افزایش واسطه های فروش و بالابردن قیمت تمام شده
اکل مال به باطل(دریافت پول در برابر کار نکرده)
تبلیغات گمراه کننده و توسل به دروغ و فریب
استفاده ابزاری از زنان برای تبلیغ کالا
احتکار و ایجاد شبکه انحصاری توزیع
اجبار مشتری به خرید

ان شا الله به مرور زمان درباره این موارد صحبت خواهیم کرد. از شما و کاربران محترم نیز دعوت میکنم در بحث شرکت کنید و اگر به معضل خاصی در این شغل برخوردید آن را مطرح کنید تا درباره آن بحث شود.

بدیع;1007577 نوشت:
ایجاد نیاز کاذب در مشتری نسبت به خرید و ترویج مصرف گرایی

یکی از آفاتی که در بازاریابی ممکن است به وجود بیاید استفاده از تبلیغات و روش های اغواکننده برای تاثیرگذاری و متقاعد سازی مشتری برای خرید است. این در حالی است که ممکن است مشتری نیازی به آن کالا و یا خدمات نداشته باشد. تنها این تبلیغات باعث شده است یک نیاز کاذب در او نسبت به آن کالا ایجاد شود و اقدام به خرید کند. چنین چیزی باعث ترویج مصرف گرایی و مصرف زدگی خواهد شد. چنین فرهنگی روحیه حرص و زیاده خواهی را تقویت و انسان را از قناعت دور میکند.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرمایند:

«مَنْ أَكَلَ‏ مَا يَشْتَهِي‏ وَ لَبِسَ مَا يَشْتَهِي وَ رَكِبَ مَا يَشْتَهِي لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ حَتَّى يَنْزِعَ أَوْ يَتْرُكَ؛هر كس هر چه [دلش]‌ خواست بخورد، هر چه دوست داشت بپوشد و هر چه از مركبها [نظرش را گرفت] سوار شود، خداوند [با نظر لطف آميز] به او ننگرد، تا او را مرگ فرا رسد يا آن كارها را وانهد.»(1)

پی نوشت:
1. تحف العقول، ص38.

بدیع;1007577 نوشت:
تبلیغات گمراه کننده و توسل به دروغ و فریب

با سلام
تبلیغات و وعده های فریبنده یکی از شیوه های بازاریابی برای جذب مشتری است. وعده پایین ترین قیمت در کل بازار، وعده خدمات پس از فروش ویژه، وعده کارایی فوق العاده کالا، تعلق گرفتن جایزه به خریدار و ... در صورتی که حتی کمی فراتر از واقعیت باشد خرید و فروش را با اشکال شرعی روبرو میکند.

امام صادق(علیه السلام) میفرمایند:
«إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِلرَّجُلِ هَلُمَّ أُحْسِنْ بَيْعَكَ يَحْرُمُ‏ عَلَيْهِ‏ الرِّبْح؛ هرگاه شخصى به ديگرى بگويد: بيا تا در فروش به تو نيكى كنم(معامله خوبی با تو انجام دهم)، براى وى سود، حرام است»‏.(1)

پی نوشت:

  1. الكافی، ج‏5، ص152.

بدیع;1007577 نوشت:
اجبار مشتری به خرید

یکی دیگر از آفات اخلاقی و اشکالات شرعی برخی معاملات، اجبار مشتری به خرید است. این اجبار در شرکت های هرمی و به نوعی در بازاریابی شبکه ای اتفاق می افتد. بازاریاب به خاطر ماندن در سیستم و ارتقا پیدا کردن باید تعدادی زیرشاخه پیدا کند. به این انگیزه هم خود مجبور به خرید بیشتر از شرکت میشود و هم زیرمجموعه خود را مجبور به خرید میکند.

امام صادق(علیه السلام) میفرماید:

«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ عَضُوضٌ‏ يَعَضُّ كُلُّ امْرِئٍ عَلَى مَا فِي يَدَيْهِ وَ يَنْسَى الْفَضْلَ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ‏ يَنْبَرِي‏ فِي‏ ذَلِكَ‏ الزَّمَانِ قَوْمٌ يُعَامِلُونَ الْمُضْطَرِّينَ هُمْ شِرَارُ الْخَلْقِ؛ زمانى بسيار گزنده و سخت براى مردم خواهد رسيد هركس به آنچه در اختيار دارد به شدت می ‏چسبد و بخشش را فراموش می كند، در حالى كه خداوند می فرمايد: «بخشش و رحمت را در ميان خود فراموش نكنيد.» سپس در آن زمان گروهى با مضطرّان به معامله می ‏پردازند؛ آنان بدترين خلق هستند.»(1)

مرحوم کلینی قدس سره اين حديث را بر كسى حمل كرده كه ديگرى را با اجبار و اكراه ناچار به معامله می كند، پس معامله با چنين كسى جايز نيست.

پی نوشت:
1. الکافی، ج5، ص310.

ادبی فراموش شده از آداب تجارت

از امام صادق(علیه السلام) سوال شد:

«فِي رَجُلٍ عِنْدَهُ بَيْعٌ فَسَعَّرَهُ سِعْراً مَعْلُوماً فَمَنْ سَكَتَ عَنْهُ مِمَّنْ يَشْتَرِي مِنْهُ بَاعَهُ بِذَلِكَ السِّعْرِ وَ مَنْ مَاكَسَهُ وَ أَبَى أَنْ يَبْتَاعَ مِنْهُ زَادَهُ‏ قَالَ لَوْ كَانَ يَزِيدُ الرَّجُلَيْنِ‏ وَ الثَّلَاثَةَ لَمْ يَكُنْ بِذَلِكَ بَأْسٌ فَأَمَّا أَنْ يَفْعَلَهُ بِمَنْ أَبَى عَلَيْهِ وَ كَايَسَهُ وَ يَمْنَعُهُ مِمَّنْ لَمْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَا يُعْجِبُنِي إِلَّا أَنْ يَبِيعَهُ بَيْعاً وَاحِد؛ فروشنده ‏اى براى كالاى خود نرخى مشخص می كند و هر يك از مشتريان كه سكوت كند، به همان قيمت به وى می فروشد و هركس با وى‏ چانه زَنَد و حاضر نشود به آن نرخ از وى خريد كند، بر مقدار جنس می ‏افزايد. امام عليه السلام فرمود: اگر براى دو سه نفر بيفزايد، اشكال ندارد ولى اگر نسبت به هركس كه از خريد خوددارى كند و با وى چانه زَنَد اين گونه رفتار كند و هر كسى كه چنين نكند به وى تخفيف ندهد، پس من از اين كار خوشم نمی آيد مگر آن‏كه همه كالايش را به صورت يك جا بفروشد.»(1)

بنابر این روایت نباید میان مشتریان در قیمت بر اساس چانه زدن و نزدن آنها تفاوت قائل شد. شاید کسی نداند قیمت جنسی که میخرد جای چانه زنی دارد و یا به فروشنده در قیمت گذاری اعتماد کرده است. یا حتی ممکن است روی چانه زنی نداشته باشد.

پی نوشت:

  1. الكافی، ج‏5، ص152.

بدیع;1007577 نوشت:
افزایش واسطه های فروش و بالابردن قیمت تمام شده

یکی از آسیب هایی که ممکن است شغل بازاریابی بر سلامت و رفاه اقتصادی مردم داشته باشد، بالابردن قیمت تمام شده کالا است. هر چقدر واسطه های بیشتری در میان تولید کننده و خریدار وجود داشته باشد کالا با قیمت بیشتری به دست مصرف کننده خواهد رسید. چراکه درآمد و سود دلالی نیز به قیمت کالا اضافه میشود.

در روایات تحت عنوان تلقی رکبان به این موضوع پرداخته شده است. در گذشته تجار در قالب یک کاروان تجاری به سیر و سفر و خرید و فروش می پرداخته اند. عده ای نیز بودند که در شهر ساکن می شدند و خود برای خرید کالا به شهرهای دیگر سفر نمی کردند. اما وقتی خبر نزدیک شدن کاروان تجاری به شهر را می شنیدند زودتر به استقبال آن میرفتند و به صورت یکجا همه کالاهای موجود در کاروان را میخریدند و بر اساس نظر خود قیمت گذاری و در شهر به فروش می رساندند.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرمایند:

«لَايَتَلَقّى‏ أَحَدُكُمْ تِجَارَةً خَارِجاً مِنَ الْمِصْرِ، وَ لَا يَبِيعُ حَاضِرٌ لِبَادٍ، وَ الْمُسْلِمُونَ‏ يَرْزُقُ اللَّهُ بَعْضَهُمْ مِنْ بَعْض‏؛ كسى براى خريد گندم، از شهر به استقبال آورندگان آن خارج نشود، و شهرى براى روستایی متصدّى خريد و فروش نگردد، مردم مسلمان را به حال خود واگذاريد خداوند برخی را به سبب برخی دیگرديگر روزى مى‏رساند.»(1)

امام صادق(علیه السلام) میفرمایند:

«لَا تَلَقَّ وَ لَا تَشْتَرِ مَا تُلُقِّيَ وَ لَا تَأْكُلْ مِنْه‏؛ برای خرید زودتر به بیرون شهر نرو و از آنهایی که چنین کاری انجام میدهند چیزی نخر و از متاع آنها نخور.»(2)

پی نوشت ها:
1. كافی، ج‏10، ص67.
2. الكافی، ج‏5، ص168.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]سلام

واسه پروژه ای که در دست دارم نیاز به بازاریاب حلال و صادق دارم

داشتم به این فکر میکردم که چجوری احکام و اخلاق رو رعایت کنم که با این تاپیک مواجه شدم

چند روز پیش داشتم نمونه کارهای رقبا رو بررسی میکردم واقعا خندم گرفته بود

زیر اپلیکیشن صد ها کامنت با اکانت های فیک بود که همگی میگفتن این اپلیکیشن عالی هست حتما نصبش کنید

اکانت های فیک با اسم های فاطمه علی دکتر مهندس محمد و .....

یکی از اکانت ها خیلی باحال بود اسمش "حتما نصبش کنید خیلی عالیه" بود

یعنی اکانت رو ساخته بود که فقط همین نظر رو بده و بره Lol

یا برخی وعده میدن که اگر راضی نبودی بیار پس میگیرم ولی صد سال همچین کاری نمی کنن.

یا یه سایتی پانزده هزارتومان اشتراک ویژه یک ماهه میگرفت. بعد وقتی هزینه اش رو پرداخت کردم دیدم شش ماهه سایت بروزرسانی نشده

و بخش زیادی از کاربرهاش رو از دست داده بود و عملا کارایی نداشت

منم توی دلم گفتم حرومت بشه Fool

اما ما چجوری با رعایت اصول اخلاقی بازاریابی کنیم ؟

1- اول از همه دنبال تولید محصول با کیفیت و درجه یک باشید. محصول با کیفیت خودش بهترین تبلیغ هست

2- بازار هدف خودتون رو مشخص کنید و تعداد کاربرانی که قراره محصول شما رو بخرند رو برای خودتون دقیقا مشخص کنید.

مثلا من یه شامپوی درجه یک برای موهای خشک تولید کردم. هزینه تولید 20 هزارتومان. قیمت فروش 30 هزارتومان

قراره روی هر شامپو 10 هزارتومان سود کنم. با خودم میگم خوب من برای این شامپو دو هزار مشتری با موهای خشک در نظر گرفتم

که میشه بیست میلیون سود خالص و حلال.

اینجوری کاملا هدفتون شفاف و واضح میشه و با خیال راحت می تونید تعداد فروشتون رو برای هر روز یا هفته مشخص کنید.

مثلا هفته ای 50 شامپو می خوام بفروشم

وقتی هدفتون شفاف و واضح مشخص کنید گره های ذهنیتون باز میشه و مسیرتون رو به وضوح می بینید

اینکه الکی بگیم هرچی خدا بخواد تا ببینیم چی میشه هیچ کمکی بهمون نمی کنه

3- هنگام تولید محصول نقاط ضعف و قوت محصولتون رو بنویسید و خودتون رو جای مشتری بزارید

و به این پرسش پاسخ بدید که چرا مشتری ها باید محصول من رو بخرند ؟ چه مزیت هایی داره ؟

اگر دلایلتون قانع کننده نیست و ویژگی که جلب توجه کنه و ارزش خرید رو داشته باشه نداره

باید تغییراتی توی محصولتون بدید و کیفیتش رو بالا ببرید

اگر این نکات رو رعایت کنید اتوماتیک از پا گذاشتن روی اخلاق و شرع برای رسیدن به پول بیشتر بی نیاز میشید

و در چهارچوب اخلاق و شرع می تونید به درآمدهای خیلی خوبی برسید

متاسفانه توی کشور ما به جای اینکه به تولید با کیفیت محصول توجه کنیم

سعی میکنیم از صدها ترفند و نیرنگ برای فروش جنس بنجل استفاده کنیم

برای همین به دختران سانتی مانتال و روابط عمومی بالا ( از اون روابط ها ) متوسل میشن

که با آرایش غلیظ و قهقهه زدن برای مشتری ، مشتری رو قانع کنند که برای جنس هزار تومانی ده هزار تومان هزینه کنه

هووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووف[/][/][/]

بدیع;1007577 نوشت:
اکل مال به باطل(دریافت پول در برابر کار نکرده)

خداوند متعال میفرماید:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِل‏؛ ای کسانی که ایمان آورده اید اموال یکدیگر را از طرق نامشروع و بدون دادو ستد نخورید.»(1)

اصولا وجه تسمیه و حرمت قمار به «میسر» همین نکته است که به آسانی و بدون داد و ستد، مالی از کسی به دیگری منتقل میشود. مبنای فقهایی که بازاریابی شبکه ای را تحریم کرده اند نیز عمدتا همین اکل مال به باطل است. در این نوع از بازار یابی سرشاخه ها بدون اینکه کاری انجام دهند در سود زیرشاخه ها شریک میشوند.

پی نوشت:
1. نساء، 29.

با سلام

صداقت یکی از بایسته های اخلاقی است که رعایت نشدن آن از طرف فروشنده میتواند به بطلان معامله و حرام شدن مبلغ دریافت شده منجر شود. فروشنده ممکن است در موارد مختلفی در یک داد و ستد آلوده به دروغگویی شود که یکی از آنها مربوط به بیان قیمت خرید و سود حاصله از معامله است. در منابع دینی از یک نوع بیع به نام مساومه نام برده شده است. مساومه بیعی است که فروشنده قیمت خرید را به خریدار نمی گوید. این نوع داد و ستد نه تنها اشکالی ندارد بلکه از سایر انواع بیع نیز ارجحیت دارد. چراکه اگر قرار بر گفتن قیمت خرید باشد باید صادقانه بیان شود در غیر این صورت معامله اشکال پیدا میکند.

بنابراین فروشنده وظیفه ای در قبال گفتن قیمت خرید ندارد اما اگر گفت باید دقیق بگوید. به عبارت دیگر اگر بیع مساومه نباشد باید برای اینکه یک بیع شرعی باشد تحت عنوان یکی دیگر از اقسام بیع قرار گیرد. اقسام دیگر بیع در این تقسیم بندی عبارت اند از:

بیع تولیت: هرگاه فروشنده قیمت خرید کالا را به مشتری خبر دهد و به همان قیمت، بدون نفع و ضرر، آن را بفروشد، چنین بیعی را بیع تولیت گویند.

بیع مرابحه: اگر بایع قیمت خرید خود (رأس المال) را به مشتری اعلام کند و در عقد بیع مقدار معینی بر مبلغ آن بیفزاید، این بیع را مرابحه می‌نامند.

بیع مواضعه: اگر هنگام عقد بیع، بایع قیمت خرید را به خریدار اعلام کند و برمبنای آن درصدی به مشتری تخفیف دهد، آن بیع را اصطلاحاً مواضعه یا وضیعه و نیز بیع محاطّه یا مخاسره گویند.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]سلام استاد بدیع عزیز

من تقریبا هر هفته یه سری به کتاب فروشی های بزرگ میزنم و کتاب ها رو یه نگاهی میندازم

چند وقت پیش بخاطر پروژه ای که دارم انجام میدم توجهم به کتاب های بازاریابی و فروش جلب شد که قبلا به ندرت نگاهشون میکردم

بدیع;1012300 نوشت:

صداقت یکی از بایسته های اخلاقی است که رعایت نشدن آن از طرف فروشنده میتواند به بطلان معامله و حرام شدن مبلغ دریافت شده منجر شود.


یه کتابی بود که یه سری تکنیک های فروش رو آموزش داده بود

یکی از تکنیک هاش ایجاد ترس در دل مشتری بود Fool

یعنی باید کاری بکنی که مشتری از نخریدن محصول تو بترسه و حس کنه اگر الان خرید نکنه طلوع خورشید فردا رو نمی بینه Fool

اگرچه تکنیک های موثری مثل خوش خلقی و ایجاد حس خوب در مشتری که اغلب دستورات اسلام هستند هم وجود داشت

ولی اغلب این کتابها بیشتر از آنکه به تکنیک ها و اصول بپردازند به ترفند ها و حقه ها می پردازند و اسمش رو هم هوش و ذکاوت و فن میزارن

یه روانشناس مومن و خداجو که همین مباحث رو تدریس میکنه یه مطلبی از یکی از کلاس هاش توی اینستاگرامش در مورد فروش و بازاریابی گذاشته بود

که میگفت مشتری در وحله اول باید شخصیت شما رو بخره تا بعدش جنس شما رو بخره

متاسفانه این چیزها توی ایران خیلی رعایت نمیشه

یه سوالی که ازتون داشتم اینه که

چرا بعضی انسان های شرافتمند با اینکه از نظر علمی و صداقت در گفتار کم نظیر هستند

محصولاتشون بسیار کمتر از کسانی که سواد کمی دارند و فقط حرفهاشون رنگ و لعاب زیبا داره فروش میره

مثلا یه مدرس موفقیت که من از نوجوانی میشناسمش و می دونم هیچی حالیش نیست

کلی طرفدار داره و محصولاتش فروش میره

ولی اون کسی که از نظر علمی واقعا پر مغز هست و تمام حرفهاش درست و حقیقت زندگی هستند طرفداران کمتری داره

پس تاثیر صداقت و یک رنگی کجا می خواد خودشو نشون بده و برتریش رو نسبت به باطل نشون بده[/][/][/]

Im_Masoud.Freeman;1012305 نوشت:
یه سوالی که ازتون داشتم اینه که
چرا بعضی انسان های شرافتمند با اینکه از نظر علمی و صداقت در گفتار کم نظیر هستند
محصولاتشون بسیار کمتر از کسانی که سواد کمی دارند و فقط حرفهاشون رنگ و لعاب زیبا داره فروش میره
مثلا یه مدرس موفقیت که من از نوجوانی میشناسمش و می دونم هیچی حالیش نیست
کلی طرفدار داره و محصولاتش فروش میره
ولی اون کسی که از نظر علمی واقعا پر مغز هست و تمام حرفهاش درست و حقیقت زندگی هستند طرفداران کمتری داره
پس تاثیر صداقت و یک رنگی کجا می خواد خودشو نشون بده و برتریش رو نسبت به باطل نشون بده

با سلام و احترام
این قضیه کلیت نداره اما به هر حال حتی اگر یک نمونه هم باشه باید دلیلی داشته باشه
افرادی که علم و دانش را به خاطر زیبایی و اهمیتش دنبال کردند با رسیدن به آن احساس کفایت و رضایت میکنند و شای کمتر برای ارائه خود یا علم خود تلاش کنند. اما افرادی که از علم هدفی جز علم داشتند برای رسیدن به آن هدف ممکنه هر کاری بکنند. اون ها عالم شدن براشون جذابیتی ندارد. عالم خوانده شدن براشون جذابه.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]سلام مجدد خدمت استاد بدیع عزیز

یک سوالی می خواستم ازتون بپرسم

فرض کنید من می خوام یه کتابی تولید کنم که از نظر عقل و منطق مباحثش کاملا درست است ولی ظاهر تلخی دارد و فریبنده نیست

یعنی هر انسان عاقلی آن را می پذیرد و حاضر است آن را بخرد. ولی کسی که به دنبال وعده های خوش رنگ و لعاب است آن را نمی خرد.

اگرچه من دلایل منطقی و عقلانی محکمی دارم که این کتاب نیاز هست و از اون دلایل برای تبلیغات استفاده میکنم

با این وجود می خواستم در مورد روش های متقاعد کردن دیگران در چهارچوب شرع و اخلاق ازتون بپرسم

که به صورت کلی بر فرض صداقت و درستی و بهترین بودن محصول ما،چجوری می تونیم دیگران رو متقاعد کنیم که محصول ما رو بخرند ؟[/][/][/]

Im_Masoud.Freeman;1012928 نوشت:
سلام مجدد خدمت استاد بدیع عزیز
یک سوالی می خواستم ازتون بپرسم
فرض کنید من می خوام یه کتابی تولید کنم که از نظر عقل و منطق مباحثش کاملا درست است ولی ظاهر تلخی دارد و فریبنده نیست
یعنی هر انسان عاقلی آن را می پذیرد و حاضر است آن را بخرد. ولی کسی که به دنبال وعده های خوش رنگ و لعاب است آن را نمی خرد.
اگرچه من دلایل منطقی و عقلانی محکمی دارم که این کتاب نیاز هست و از اون دلایل برای تبلیغات استفاده میکنم
با این وجود می خواستم در مورد روش های متقاعد کردن دیگران در چهارچوب شرع و اخلاق ازتون بپرسم
که به صورت کلی بر فرض صداقت و درستی و بهترین بودن محصول ما،چجوری می تونیم دیگران رو متقاعد کنیم که محصول ما رو بخرند ؟

سلام و عرض ادب
اگر تلخ بودن کتاب از باب حقیقت تلخ است باشد اشکال ندارد. چاره ای نیست. کسی که دغدغه شرعی بودن کار را دارد نمی تواند به خاطر ذائقه مخاطب دست از اصول بردارد.(همانطوری که متاسفانه این اتفاق در فیلم های سینمایی و تا حدی تلوزیونی می افتد) البته میتوان بیان را تلطیف نمود. اما اگر تلخی از باب رعایت نکردن حداقل های ظاهری و شکلی باشد مقصر در نپذیرفتن کتاب یا محصول خود ما هستیم. ما حق نداریم بگوییم چون محتوا حق است مخاطب باید آن را در هر قالب و ادبیاتی بپذیرد. قرآن به فصیح ترین ادبیات نگاشته شده است و معصومین(علیهم السلام) نیز در اوج فصاحت بودند. همه این ها ار اب تسهیل مسیر هدایت و جذب حداکثری است.
اینکه محصول و محتوای خود را در چه قالبی میخواهید ارائه دهید در گزینش روش های متناسب موثر است. هر محصول اقتضائات خاص خود را دارد. مثلا در کتاب طراحی جذاب و حرفه ای طرح جلد خیلی مهم است. ویراستاری ادبی مناسب و به کارگیری الفاظ شیوا و بدیع در عبارت پردازی نیز اهمیت دارد. مقدمه ای از یکی از بزرگان نیز میتواند کتاب را زینت دهد.
ممکن است موارد دیگری نیز باشد.
......

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

بدیع;1012932 نوشت:
سلام و عرض ادب
اگر تلخ بودن کتاب از باب حقیقت تلخ است باشد اشکال ندارد. چاره ای نیست. کسی که دغدغه شرعی بودن کار را دارد نمی تواند به خاطر ذائقه مخاطب دست از اصول بردارد.(همانطوری که متاسفانه این اتفاق در فیلم های سینمایی و تا حدی تلوزیونی می افتد) البته میتوان بیان را تلطیف نمود. اما اگر تلخی از باب رعایت نکردن حداقل های ظاهری و شکلی باشد مقصر در نپذیرفتن کتاب یا محصول خود ما هستیم. ما حق نداریم بگوییم چون محتوا حق است مخاطب باید آن را در هر قالب و ادبیاتی بپذیرد. قرآن به فصیح ترین ادبیات نگاشته شده است و معصومین(علیهم السلام) نیز در اوج فصاحت بودند. همه این ها ار اب تسهیل مسیر هدایت و جذب حداکثری است.
اینکه محصول و محتوای خود را در چه قالبی میخواهید ارائه دهید در گزینش روش های متناسب موثر است. هر محصول اقتضائات خاص خود را دارد. مثلا در کتاب طراحی جذاب و حرفه ای طرح جلد خیلی مهم است. ویراستاری ادبی مناسب و به کارگیری الفاظ شیوا و بدیع در عبارت پردازی نیز اهمیت دارد. مقدمه ای از یکی از بزرگان نیز میتواند کتاب را زینت دهد.
ممکن است موارد دیگری نیز باشد.
......

سلام مجدد

ممنونم از پاسخگویی تون

بله دقیقا منظورم از تلخ بودن حقیقت است.

مثلا اگر نهایت پولی که در یک ماه میشه در آورد پنج میلیون تومن باشه

بعد یه نفر بیاد برای خراب کردن بازار راهکارهای دروغین بده که شما به صد میلیون در ماه برسی

دیگه شما به پنج میلیون تومنی که من صادقانه بهت میگفتم راضی نمیشی و میگی کمه

در حالی که خیلی هم زیاد هست ولی اون افراد سودجو ذهنیت شما خراب کردن و الکی توقع شما رو بالا بردن.

یه سوال دیگه دارم.

آیا می توان برای ترغیب مشتری به خرید، مشتری را از عواقب تهیه نکردن کتاب ترساند ؟

به این صورت که واقعا حرف ما واقعا از نظر عقلی و شرعی و اخلاقی کاملا درست است

و ما به مشتری اینطور القا میکنیم که جز روشی که ما می گوییم واقعا روش بهتری وجود ندارد

و او چاره ای جز عمل کردن به متد ما ندارد و در حقیقت هم ما راست می گوییم

ولی خوب نیت ما فروش بیشتر است[/][/][/]

Im_Masoud.Freeman;1012937 نوشت:
آیا می توان برای ترغیب مشتری به خرید، مشتری را از عواقب تهیه نکردن کتاب ترساند ؟
به این صورت که واقعا حرف ما واقعا از نظر عقلی و شرعی و اخلاقی کاملا درست است
و ما به مشتری اینطور القا میکنیم که جز روشی که ما می گوییم واقعا روش بهتری وجود ندارد
و او چاره ای جز عمل کردن به متد ما ندارد و در حقیقت هم ما راست می گوییم
ولی خوب نیت ما فروش بیشتر است

با سلام
اثبات خود به وسیله نفی دیگری و تبلیغ خود به قیمت تخریب دیگری ممکن است مصداق دروغ قرار گیرد. چراکه نمی توان به طور حتم گفت خرید از ما تنها گزینه پیش روی مشتری و یا بهترین آنها است.

[="Times New Roman"][="Black"][="3"]

بدیع;1013044 نوشت:
با سلام
اثبات خود به وسیله نفی دیگری و تبلیغ خود به قیمت تخریب دیگری ممکن است مصداق دروغ قرار گیرد. چراکه نمی توان به طور حتم گفت خرید از ما تنها گزینه پیش روی مشتری و یا بهترین آنها است.

سلام

اگر شرایط به گونه ای باشد که واقعا محصول ما بهترین گزینه پیش روی مشتری باشد

و این بهترین بودن بخاطر این باشد که نقاط ضعف محصول رقبا را ندارد

و آپشن های اضافه تری دارد

مقایسه محصول خود با رقبا برای مشتری نه به صورت تخریب که بگیم ما خوبیم اونا بد هستن

بلکه به صورت منطقی و عقلانی مقایسه کنیم

ایراد داره؟[/][/][/]

Im_Masoud.Freeman;1013048 نوشت:
سلام

اگر شرایط به گونه ای باشد که واقعا محصول ما بهترین گزینه پیش روی مشتری باشد

و این بهترین بودن بخاطر این باشد که نقاط ضعف محصول رقبا را ندارد

و آپشن های اضافه تری دارد

مقایسه محصول خود با رقبا برای مشتری نه به صورت تخریب که بگیم ما خوبیم اونا بد هستن

بلکه به صورت منطقی و عقلانی مقایسه کنیم

ایراد داره؟

با سلام
فروشنده حق دارد مزیت های محصول خود را نسبت به محصولات مشابه بیان کند و در صورتی که اغراق و دروغ نباشد اشکال ندارد.

پرسش: متاسفانه برخی از فروشندگان برای فروش محصولات و خدمات دست به هر کاری می زنند و تلاش می کنند به هر طریق محصول را به مشتریان بفروشند. در حوزه بازار یابی چه چالش های شرعی و اخلاقی وجود دارد؟

پاسخ: در ساده ترین حالت بازاریابی به معنای ایجاد یک پل ارتباطی در میان صاحب کالا و خدمات و دریافت کننده و متقاضی آن می باشد. این کار میتواند دارای ارزش های مثبتی همچون ایجاد رونق اقتصادی، کمک به رفع احتیاجات مردم به کالا و خدمات و نوعی اطلاع رسانی و آگاهی بخشی و مشاوره اقتصادی باشد.

اما در عین حال معضلات و مشکلاتی نیز در برخی از انواع بازاریابی و برخی از بازاریاب ها وجود دارد که آن را با حرمت شرعی و یا چالش اخلاقی روبرو میکند. برخی از این چالش ها عبارت اند از:

ایجاد نیاز کاذب در مشتری نسبت به خرید و ترویج مصرف گرایی
یکی از آفاتی که در بازاریابی ممکن است به وجود بیاید استفاده از تبلیغات و روش های اغواکننده برای تاثیرگذاری و متقاعد سازی مشتری برای خرید است. این در حالی است که ممکن است مشتری نیازی به آن کالا و یا خدمات نداشته باشد. تنها این تبلیغات باعث شده است یک نیاز کاذب در او نسبت به آن کالا ایجاد شود و اقدام به خرید کند. چنین چیزی باعث ترویج مصرف گرایی و مصرف زدگی خواهد شد. چنین فرهنگی روحیه حرص و زیاده خواهی را تقویت و انسان را از قناعت دور میکند.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرمایند:
«مَنْ أَكَلَ‏ مَا يَشْتَهِي‏ وَ لَبِسَ مَا يَشْتَهِي وَ رَكِبَ مَا يَشْتَهِي لَمْ يَنْظُرِ اللَّهُ إِلَيْهِ حَتَّى يَنْزِعَ أَوْ يَتْرُكَ؛ هر كس هر چه [دلش]‌ خواست بخورد، هر چه دوست داشت بپوشد و هر چه از مركبها [نظرش را گرفت] سوار شود، خداوند [با نظر لطف آميز] به او ننگرد، تا او را مرگ فرا رسد يا آن كارها را وانهد».(1)

افزایش واسطه های فروش و بالابردن قیمت تمام شده
یکی از آسیب هایی که ممکن است شغل بازاریابی بر سلامت و رفاه اقتصادی مردم داشته باشد، بالابردن قیمت تمام شده کالا است. هر چقدر واسطه های بیشتری در میان تولید کننده و خریدار وجود داشته باشد کالا با قیمت بیشتری به دست مصرف کننده خواهد رسید. چراکه درآمد و سود دلالی نیز به قیمت کالا اضافه میشود.

در روایات تحت عنوان تلقی رکبان به این موضوع پرداخته شده است. در گذشته تجار در قالب یک کاروان تجاری به سیر و سفر و خرید و فروش می پرداخته اند. عده ای نیز بودند که در شهر ساکن می شدند و خود برای خرید کالا به شهرهای دیگر سفر نمی کردند. اما وقتی خبر نزدیک شدن کاروان تجاری به شهر را می شنیدند زودتر به استقبال آن میرفتند و به صورت یکجا همه کالاهای موجود در کاروان را میخریدند و بر اساس نظر خود قیمت گذاری و در شهر به فروش می رساندند.

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) میفرمایند:
«لَايَتَلَقّى‏ أَحَدُكُمْ تِجَارَةً خَارِجاً مِنَ الْمِصْرِ، وَ لَا يَبِيعُ حَاضِرٌ لِبَادٍ، وَ الْمُسْلِمُونَ‏ يَرْزُقُ اللَّهُ بَعْضَهُمْ مِنْ بَعْض‏؛ كسى براى خريد گندم، از شهر به استقبال آورندگان آن خارج نشود، و شهرى براى روستایی متصدّى خريد و فروش نگردد، مردم مسلمان را به حال خود واگذاريد خداوند برخی را به سبب برخی دیگر روزى می رساند.»(2)

امام صادق(علیه السلام) میفرمایند:
«لَا تَلَقَّ وَ لَا تَشْتَرِ مَا تُلُقِّيَ وَ لَا تَأْكُلْ مِنْه‏؛ برای خرید زودتر به بیرون شهر نرو و از آنهایی که چنین کاری انجام میدهند چیزی نخر و از متاع آنها نخور.»(3)

اکل مال به باطل(دریافت پول در برابر کار نکرده)

خداوند متعال میفرماید:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِل‏؛ ای کسانی که ایمان آورده اید اموال یکدیگر را از طرق نامشروع و بدون دادو ستد نخورید.»(4)

اصولا وجه تسمیه و حرمت قمار به «میسر» همین نکته است که به آسانی و بدون داد و ستد، مالی از کسی به دیگری منتقل میشود. مبنای فقهایی که بازاریابی شبکه ای را تحریم کرده اند نیز عمدتا همین اکل مال به باطل است. در این نوع از بازار یابی سرشاخه ها بدون اینکه کاری انجام دهند در سود زیرشاخه ها شریک میشوند.

تبلیغات گمراه کننده و توسل به دروغ و فریب
تبلیغات و وعده های فریبنده یکی از شیوه های بازاریابی برای جذب مشتری است. وعده پایین ترین قیمت در کل بازار، وعده خدمات پس از فروش ویژه، وعده کارایی فوق العاده کالا، تعلق گرفتن جایزه به خریدار و ... در صورتی که حتی کمی فراتر از واقعیت باشد خرید و فروش را با اشکال شرعی روبرو میکند.

امام صادق(علیه السلام) میفرمایند:
«إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِلرَّجُلِ هَلُمَّ أُحْسِنْ بَيْعَكَ يَحْرُمُ‏ عَلَيْهِ‏ الرِّبْح؛ هرگاه شخصى به ديگرى بگويد: بيا تا در فروش به تو نيكى كنم(معامله خوبی با تو انجام دهم)، براى وى سود، حرام است».(5)

اجبار مشتری به خرید
یکی دیگر از آفات اخلاقی و اشکالات شرعی برخی معاملات، اجبار مشتری به خرید است. این اجبار در شرکت های هرمی و به نوعی در بازاریابی شبکه ای اتفاق می افتد. بازاریاب به خاطر ماندن در سیستم و ارتقا پیدا کردن باید تعدادی زیرشاخه پیدا کند. به این انگیزه هم خود مجبور به خرید بیشتر از شرکت میشود و هم زیرمجموعه خود را مجبور به خرید میکند.

امام صادق(علیه السلام) میفرماید:
«عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ عَضُوضٌ‏ يَعَضُّ كُلُّ امْرِئٍ عَلَى مَا فِي يَدَيْهِ وَ يَنْسَى الْفَضْلَ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ‏ يَنْبَرِي‏ فِي‏ ذَلِكَ‏ الزَّمَانِ قَوْمٌ يُعَامِلُونَ الْمُضْطَرِّينَ هُمْ شِرَارُ الْخَلْقِ؛ زمانى بسيار گزنده و سخت براى مردم خواهد رسيد هركس به آنچه در اختيار دارد به شدت می ‏چسبد و بخشش را فراموش می كند، در حالى كه خداوند می فرمايد: «بخشش و رحمت را در ميان خود فراموش نكنيد.» سپس در آن زمان گروهى با مضطرّان به معامله می ‏پردازند؛ آنان بدترين خلق هستند.»(6)

مرحوم کلینی قدس سره اين حديث را بر كسى حمل كرده كه ديگرى را با اجبار و اكراه ناچار به معامله می كند، پس معامله با چنين كسى جايز نيست.

پی نوشت ها:
1. ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، تحف العقول، مصحح: غفارى، على اكبر، قم، جامعه مدرسین، ص38.
2.
کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج‏10، ص67.
3. همان، ج‏5، ص168.
4. نساء، 29.
5.
کلینی، محمد بن یعقوب(329 ق)الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج‏5، ص152.
6. همان، ج5، ص310.

موضوع قفل شده است