جمع بندی رد اتهام افترا به پیامبر در بیان آیه 8 سوره احقاف

تب‌های اولیه

36 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

میقات;1024171 نوشت:
لذا كسى كه ادعاى باطلى مى ‏كند، معجزه يا دليل روشنى بر حقانيت خودش هم ندارد، هيچ لازم نيست خداوند فورا او را هلاک كند، چرا كه بطلان سخنان او براى هر كسى كه طالب حق باشد روشن است. جایی كار مشكل مى‏ شود كه مدعى نبوت با دلائل و معجزات همراه گردد و از طريق حق منحرف گردد.

اگر مدعی نبوت معجزه واقعی بیاره (که معتقدیم مختص پیامبران واقعی است) پس نبوتش اثبات میشه و دلیلی نداره که خدا او را هلاک کند.

اما اگر منظور کارهایی باشه که مردم اون رو به عنوان معجزه تلقی کنند، برخی افراد مثل مقنع (رهبر سپیدجامگان که ادعای پیامبری داشت) هم این قبیل "شبه معجزه" ها رو داشته اند. مثل بیرون آوردن ماه از چاه و ... . ظاهرا کارهای مقنع طوری بوده بوده که تونسته مردم نزدیک اون چاه رو قانع کنه و طرفدارانی کسب کنه.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%82%D9%86%D8%B9

میقات;1024171 نوشت:
شخصیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به گونه ای بود که بر همگان شناخته شده بود؛ ایشان فردی، امین، راستگو، پاک، با ایمان، خدا ترس، و... بودند لذا ادعا یا حرفی که می زدند، قابل تامل و شنیدنی بود و کسی سریع آن را تکذیب نمی کرد، مگر کسانی که کلا بنای مخالفت داشته اند.

فردی که بین مردم بدنام باشه اصلاً نمی تونه طرفدار کسب کنه. پس احتمالاً کسانی که طرفدارانی داشته اند در بین مردم خوشنام بوده اند.

میقات;1023565 نوشت:
[="Tahoma"][="3"]«أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ‏ لي‏ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفيضُونَ فيهِ كَفى‏ بِهِ شَهيداً بَيْني‏ وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ»
بلكه مى ‏گويند: اين قرآن را از نزد خود ساخته و به خدا نسبت داده است. بگو: اگر آن را از نزد خود ساخته و به خدا نسبت داده باشم [و خدا بخواهد براى اين كار مرا به عذابى سخت گرفتار كند] شما نمى ‏توانيد در برابر خدا چيزى از عذاب را از من دفع كنيد، خدا به باطلى كه در آن فرو مى‏ رويد [و آن طعنه زدن به قرآن و جادو خواندن آن است‏] داناتر است، و كافى است كه خدا ميان من و شما گواه باشد، و او بسيار آمرزنده و مهربان است.(احقاف: 46/ Dirol

با سلام و درود

این گونه برداشت از آیه فوق، صحیح نیست و این آیه با استدلالی که شما فرموده اید، تفاوت هایی دارد که اگر این تفاوت ها را در نظر بگیرید، استدلال شما نیز به همین نتیجه می رسد.

ابتدا به عرائضم توجه فرمایید:

شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را نمی توان در نظر نگرفت. آن حضرت در بین همین مردم زندگی کرده و بزرگ شده اند و نزد هیچ کس هم تعلیم ندیده و همه هم ایشان را فردی امین و راستگو و درستکار می دانند.

از طرفی کرامات و معجزاتی متعددی از حضرت دیده اند.

بزرگترین آن معجزات، همین قرآن کریم است که فوق کلام انسانی است و با این که تحدی کرده و مبارزه طلبی نموده است، با این حال هیچ کدام از آن فحول و بزرگان ادبیات عرب، نتوانستند مانندی برای او بیاورند و در مقابلش عاجز و ناتوان شدند.

بنا بر این، شرائط مانند مثالی که شما زده اید نیست که یک نفر یکمرتبه از راه برسد و چنین ادعایی کند.
به بیان دیگر؛ این گونه نیست که بدون هیچ سابقه ای و هیچ ارائه دلیل و مدرکی، یکمرتبه گفته شود من از طرف خدا هستم و اگر غیر از این بود خدا باید مرا نابود می کرد و چون نکرد پس ادعای من درست است.

پس پیامبر(صلی الله علیه و آله) یک شخص گمنام و از راه رسیده نیست بلکه کسی است که همه او را می شناسند و می دانند که دروغ نمی گوید، امانتدار است، درست کردار است، ...، و ادعای نبوت کرده و معجزاتی هم برای ادعایش آورده است.

چنین شخصیتی وقتی خبری بدهد، چیزی بگوید، ادعایی بکند، قابل تامل و توجه است و نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت و آن را نادیده گرفت.

این آن نکته ای است که در مثال شما منظور نشده است.[/][/]

با سلام

اتفاقا سخن ایشان فی الجمله درست است.
اگر به تفاسیر ایت الله جوادی آملی مفسر بزرگ قرآن مراجعه کنید به شهادت فعلی خداوند برای اثبات حقانیت پیامبر اشاره می کنند.

همچنین در مورد
و قطع رگ گردن پیامبر
هم سخنانی دارند در راستای همین برهان که عرض کردم.

لکن استارتر، درک درستی از این برهان ندارند و لذا دچار مشکل شده اند.
توصیه می کنم با مراجعه به تفسیر تسنیم و تحقیق درباره برهان شهادت، به حقیقت برسند.

[="Tahoma"][="3"]

پارسا مهر;1024216 نوشت:
سوالم اینه که اصلا قرآن یا پیامبر می خواستند برهانی و یا ادله و استدلال برای اثبات نبودت خودشون بیارن؟؟شاید هدفی دیگر و مقصودی دیگر پشت این آیه هست؟؟شاید صرفا یک جور تلنگر بوده.یکجور تذکر بوده.نه اینکه خواسته شده باشه که با این حرف مثلا پیامبر حقانیت خودشون رو ثابت کنند؟؟

با سلام و درود

این استدلال صحیحی است بر اثبات نبوت و بر این که قرآن کریم، کلام پیامبر نیست و کلام الهی است.

پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید من بر خدا افترا نبسته ام و این قرآن، کلام الهی است، زیرا خدا شاهد من است و خداوند معجزه و کتابش را به من داده است، پس من دروغگو و افترا زننده به خدا نیستم.

اگر شما ادعا دارید که این کلام خدا نیست، پس مثل آن را بیاورید.

به بیان دیگر؛

شما ای مشرکان، به من تهمت می زنید که این قرآن، کلام خود من است و من آن را به دروغ به خدا نسبت می دهم.

خیر، چنین نیست؛ این کلام خداست زیرا اولا من دروغگو نیستم، ثانیا خدا ترس هستم، ثالثا خداوند خودش شاهد من است زیرا معجزه و کتابش را به من داده است.

معجزه بودن قرآن که قبلا ثابت شده است زیرا تحدی کرده که اگر شک دارید در الهی بودن آن، مثل آن را بیاورید. و همین که آم فحول عرب نتوانستند مانندی بر آن بیاورند و در برابر آن عاجز و ناتوان بودند، برایشان ثایت شده که آن، کلام بشر نیست.

بنابر این:
استدلال پیامبر این است:
من افترا زننده بر خدا نیستم، زیرا خدا ترس هستم (این را همه می دانستند)، دروغگو نیستم (این را همه همه می دانستند)،...
خداوند هم شاهد من است زیرا کتاب و معجزه اش را به من داده است، نه به شما؛
معجزه خدا الآن در دست من است و من آورنده آن هستم؛
اگر می گویید این کلام خدا نیست و کلام بشر است، پس مثل آن را بیاورید؛ همین که نتوانسته و نمی توانید مثل آن را بیاورید، ثابت می کند که این قرآن کلام خدا است؛
این کتاب و معجزه الهی، اکنون در دست من است؛ پس من پیامبر و فرستاده خدا هستم و چیزی را به او افترا نبسته ام.[/][/]

فروردین;1024237 نوشت:
اگر مدعی نبوت معجزه واقعی بیاره (که معتقدیم مختص پیامبران واقعی است) پس نبوتش اثبات میشه و دلیلی نداره که خدا او را هلاک کند.

اما اگر منظور کارهایی باشه که مردم اون رو به عنوان معجزه تلقی کنند....،

با سلام و درود

بله دلیلی ندارد خداوند او را هلاک کند، زیرا او خودش فرستاده خداوند است و راهنمای انسان ها.

بله اگر کسی با وجود امکاناتی که به او داده شده مثل معجزه و... بخواهد موجب انحراف دیگران بشود؛ خداوند با این مقابله می فرماید.

این خودش یک دلیل بر اثبات ادعای پیامبر بر ادعای نبوت و الهی بودن قرآن است؛ یعنی من اگر تخلفی از دستور خداوند داشته باشم، خداوند مرا نابود می کند، و حالا که نکرده پس معلوم می شود من از دستور الهی ذره ای تخطی نکرده ام.

بله افرادی پیدا می شوند که با کارهایی (نه معجزه) یکسری از افراد را فریب داده و گمراه می کنند؛ ولی این عمومی و فراگیر نیست، بلکه در همان زمان، حجت هایی بر شناخت حق از باطل وجود دارد و راه هدایت بسته و یا گم نیست.

برخلاف جایی که پیامبری بخواهد از پیامبریش سوء استفاده کند؛ این مفسده اش بسیار است و راه هدایت برای مردم گم می شود و باعث انحراف و گمراهی بسیاری از انسان ها می شود، زیرا حق قابل تشخیص نیست و چه بسا اصلا باطل خودش را به جای حق نشان داده است.

در باره مدعیان دروغین، چنین شرائطی نیست؛ یعنی این گونه نیست که راه شناخت حق، مسدود باشد.

[="Tahoma"][="3"]

فروردین;1024238 نوشت:
فردی که بین مردم بدنام باشه اصلاً نمی تونه طرفدار کسب کنه. پس احتمالاً کسانی که طرفدارانی داشته اند در بین مردم خوشنام بوده اند.

فقط کسی مانند پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) می تواند چنین ادعایی داشته و شخصیت خود را دلیلی بر اثبات ادعایش قرار دهد، زیرا هیچ نقطه ضعفی ندارد و هیچ کس نمی تواند بر او ایراد بگیرد.

دیگران هر چقدر هم وجهه خوبی داشته باشند بالاخره کامل نیستند و ایراداتی دارند که دیگران را در اثبات ادعایشان به شک و تردید می اندازد.

بله کسانی که می توانند طرفدارانی جلب کنند، قطعا ظاهرسازی و یا مواردی را که برای دیگران، حایز اهمیت است مراعات می کنند لذا همه شخصیتشان را در معرض قضاوت قرار نمی دهند.[/][/]

[="Tahoma"][="3"]

بیت المعمور;1024254 نوشت:
با سلام

اتفاقا سخن ایشان فی الجمله درست است.
اگر به تفاسیر ایت الله جوادی آملی مفسر بزرگ قرآن مراجعه کنید به شهادت فعلی خداوند برای اثبات حقانیت پیامبر اشاره می کنند.

با سلام و درود

بنده نگفتم تمام مطالب ایشان نادرست است. مقدمه اشتباه، نتیجه اشتباه می دهد؛ لذا با وجود صحیح بودن برخی مقدمات، باز هم نتیجه می تواند نادرست باشد.

بله فرمایشات آیت الله جوادی آملی نیز با توجه به شخصیت مبارک و متعالی پیامبر(صلی الله علیه و آله)، شاهد بودن خداوند بر ایشان، و الهی بودن قرآن و اثبات آن بر اساس بی پاسخ ماندن تحدی و مبارزه طلبی است.

لذا از موارد شاهد بودن خداوند بر پیامبر را همین بودن قرآن در دست پیامبر دانسته اند که چون کسی نتوانسته مثلش را بیاورد، دلیلی بر الهی و معجزه بودن آن، و در نتیجه، فرستاده و رسول خدا بودن است.[/][/]

باسمه الحق

سلام علیکم

alirezaa;1023242 نوشت:
اما، اشکال من بر این تفسر این است که اولا منکرین میتوانستند ادعا کنند پیامبران دروغین قبلی هم آمدند و رفتند و عذابی هم بر ایشان نازل نشد. همین عصر خودمان باب و بها آمدند و ادعا کردند و هر موقع که عمرشان تمام شد از دنیا رفتند. در ثانی شهادت خدای تعالی بر اینکه قرآن کلام اوست - که در رد ادعای اول آمده- نمیتواند برهان باشد. چرا؟ با ذکر یک مثال عرض میکنم: فرض کنید شخص متقلبی مدعی میشود کوزه ای عتیقه از دوران صفویه کشف کرده و برای اثبات ادعایش هم روی کوزه نوشته: "این کوزه را خود شاه عباس صفوی به دست خودش ساخته است". خوب آیا کسی این ادعا را میپذیرد؟

استدلال اینگونه است:

اگر دروغ بگویم خداوند مرا عذاب خواهد کرد

خداوند مرا عذاب نکرده است

پس دروغ نگفته ام.

از آنجایی که مشرکین نسبت کذب به رسول خدا صلی الله علیه و آله دادند

حضرت می فرماید خداوند شاهد بین من و شماست

(به نظر می رسد تقدیم و تاخیری نیز در آیه وجود داشته باشد)

حال که شاهد است اگر دروغی بر او ببندم مرا عذاب می کند

حال که عذاب نفرموده پس دروغی بر حضرتش نبسته ام.

اما اینکه مشرکین می توانستند ادعا کنند،فرضی از جانب شماست

آنها چنین ادعایی نکردند،اگر هم می کردند باز هم پاسخش (شاید)همین بود

چون آنها اصلا در تشخیص پیامبر راستین و دروغین دچار گمراهی و اشتباهند

چرا که پیامبر اکرم را نیز دروغگو خطاب می کردند.

از سوی دیگر سخن مشرکین برهان نبود بهانه بود کما اینکه گاهی پیامبر را

مجنون گاهی شاعر و گاهی دروغگو و زمانی ساحر(معاذالله)خطاب می کردند

لذا بهترین پاسخ در برابر شخص بهانه جو و اشکال تراشی که بدون دلیل و برهان

تنها نسبتهای ناروا به پیامبر(ص)می دهد این است که بفرماید خدا بین من و شما شاهد است.

میقات;1024283 نوشت:

برخلاف جایی که پیامبری بخواهد از پیامبریش سوء استفاده کند؛ این مفسده اش بسیار است و راه هدایت برای مردم گم می شود و باعث انحراف و گمراهی بسیاری از انسان ها می شود، زیرا حق قابل تشخیص نیست و چه بسا اصلا باطل خودش را به جای حق نشان داده است.

در باره مدعیان دروغین، چنین شرائطی نیست؛ یعنی این گونه نیست که راه شناخت حق، مسدود باشد.

پس اگر فردی واقعا پیامبر باشد ولی پیام را به درستی نرساند خدا او را هلاک خواهد کرد. اما اگر دروغین باشند او را لزوما هلاک نمی کند.

پس اگر فردی مدعی نبوت بود و هلاک نشد، به شرطی به راستگوییش پی می بریم که به طریق دیگری پیامبری اش اثبات شده باشد.

میقات;1024282 نوشت:
[="Tahoma"][="3"]
بنابر این:
استدلال پیامبر این است:
من افترا زننده بر خدا نیستم، زیرا خدا ترس هستم (این را همه می دانستند)، دروغگو نیستم (این را همه همه می دانستند)،...
[/][/]

اگر مطمئن باشیم که ایشان به درستی خود را پیامبر معرفی نموده اند، پیامبری ایشان اثبات میشه.
پس فردی که در این مورد مطمئن نیست در واقع در مورد راستگویی اطمینان نداره
موضوع قفل شده است