جمع بندی راه های شناخت رهبر جامعه

تب‌های اولیه

31 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
راه های شناخت رهبر جامعه

بسم الله الرحمن الرحیم

اگر ما در زمان امیرالمومنین(علیه السلام) می بودیم در مقام شناخت آن حضرت به چه نتیجه ای می رسیدیم در حالی که:

- همسر پیامبر(صلی الله و علیه و آله) و اصحاب و شخصیت های مطرحی چون طلحه و زبیر را می دیدیم که می گفتند علی(علیه السلام) خلیفه پیشین را کشته است، علی(علیه السلام) قاتل است!!

- عده ای از اصحاب و یاران خود آن حضرت که پیشانی شان چون زانوی شتر پینه بسته بود می گفتند علی(علیه السلام) کافر است!!

- مردم شام را می دیدیم که می گفتند: علی(علیه السلام) تارک الصلاة است و نماز نمی خواند!!

- یک عده فقیرنشین در خرابه ها و حتی یک عده از جانبازان در رکاب امیرالمومنین(علیه السلام) را می دیدیم که به علی(علیه السلام) ناسزا می گفتند، و او را بی تفاو نسبت به خویش می دانستند!!

- یک عده را می دیدیم که می گفتند علی(علیه السلام) ملت خودمان را رها کرده و دارد پول یت المال ما را در شکم این اعاجم(ایرانی ها) می ریزد!

- از آن طرف برخی مسئولین که مستقیما از سوی امام علی(علیه السلام) انتخاب شده بودند چون منذر بن جارود را می دیدیم که به بیت المال دست اندازی کرده و خوشگذرانی می کردند...!!

- از طرف دیگر اخبار دروغ، و روایت های جعلی در فضائل قبای سیاسی علی(علیه السلام)، و نکوهش امام علی(علیه السلام) به گوشمان می رسید...!!

می بینید که دشمن با ابزار اطلاع رسانی قوی خودش، می تواند یک رهبری چون علی(علیه السلام) که نمونه ای در تاریخ ندارد را تا حد تبعیض، و قتل و کفر و بی نمازی پایین بیاورد!

در حالی که کارآمدی یک رهبر ولو آنکه امیرالمومنین(علیه السلام) باشد در گرو این است که مقبولیت مردمی داشته باشد، یعنی مردم ایشان را یک شخصیت مثبت بشناسند تا برای پیروی به ایشان اعتماد کنند، اما تشخیص این مسئله گاهی به این سادگی ها نیست، خصوصا آنکه دشمن هم این را خوب می داند، و محال است در راستای غبارآلود کردن فضا، و تخریب رهبر جامعه اسلامی تلاشی نکند...

امروز هم دشمنان این را به خوبی می داند، و عمده همت دشمن در ترور شخصیت رهبر جامعه است...

مدتی پیش در مجله یاران، چاپ بنیاد شهید خواندم که یکی از اعضاء منافقین در اعترافاتش مبنی بر اینکه چرا شهید بهشتی را اینقدر تخریب کردند، می گوید: «چون فکر می کردیم پس از امام(ره) تنها کسی که توانایی رهبری این جریان را دارد شهید بهشتی است...!!

خب این یک راهبرد روشن از جانب دشمن است! اما ما در برابر آن باید چه کنیم، و براستی برای شناخت رهبر جامعه چه روشی درست است؟

راهکار اول: به جبهه دشمن نگاه کنید...

گاهی دشمن فضا را به گونه ای غبارآلود می کند که برای کسانی که دارای بصیرت عمیق نیستند جبهه دوست و دشمن گم میشود، مهره کارآمد و ناکارآمد را نمی توانند تشخیص دهند؛ اما دشمن که خود چنین فضایی را به وجود آورده فضا را گم نمی کند، دشمنانش را به خوبی می شناسد، مهره های کارآمد را به خوبی می شناسد.

نگاه کنید کدام خاکریز بیشتر مورد حمله و هجمه دشمن است...
هر کسی که بیشتر از جانب جبهه دشمن مورد حمله و تهاجم قرار گرفت، کارآمدتر است، و هر کسی که از سوی جبهه دشمن مورد حمایت قرار گرفت، یا غیر انقلابی است، یا حداقل ناکارآمدتر است.

این جمله ای است که هم قران کریم به آن اشاره فرموده است:
«لَنْ تَرْضى‏ عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم‏»؛ (بقره:120)

«لن» در عربی به معنای نفی ابدی است، یعنی هرگز در آینده یهود و مسیحیت از تو راضی نخواهند شد، مگرآنکه به ملت ایشان درآیی؛ پس طبق این آیه شریفه اگر در جایی ما مورد حمایت غرب قرار گرفتیم، آنها سر به راه نشده اند، ما منحرف شده ایم! یا به قولی ما به راه راست نرفته ایم، بلکه راه راست به ست ما کج شده است!

و هم امام خمینی(ره) به آن اشاره فرمودند:
«نبايد توقع داشته باشيم كه اينها براى ما خوب بگويند، اگر خوب بگويند، معلوم مى‌شود ما خيانتكاريم! ... اگر چنانچه امريكا از ما تعريف كند و روزنامه‌هاى امريكا از ما تعريف كنند، آن وقت است كه بايد مردم بگويند اين چه است قضيه؟ يك قضيه‌اى است كه دارند تعريف مى‌كنند! البته بايد از ما تكذيب كنند، از شما هم بايد تكذيب كنند»(صحیفه امام، ج9، ص527)

در زمان امیرالمومنین(علیه السلام) کافی بود مردم به جبهه دشمن نگاه کنند، نوع نگرش معاویه به امیرالمومنین(علیه السلام) می توانست برای کسانی که توان شناخت ندارند نشان دهد که امام علی(علیه السلام) آیا در مسیر باطل پیش می رود یا در مسیر حق.

[="Navy"][="3"]سلام
راه شناخت رهبر جامعه یکیش اینه که دارای بصیرت هست
شاید بگین ما نمی دونیم بصیرت چیه!
بصیرت اینها هست:
1-قدرت سمع و بصر:یعنی هر جلسه ای که در غرب برگزار میشه شما صدای مکالمه شون رو میشنوین!
2-روشن بینی و روشن ضمیری:یعنی همزمان می تونه تا تعداد زیادی از افراد جامعه تا یک بعد و مسافتی بسته میزان نور خودش درون ضمیر همه افراد را همزمان ببینه که در درون شهرهای دلشون چه اتفاقات یا چه کسانی در حال رفت و آمد هستن!
3-اینده نگری:یعنی تا چند سال آینده رو می تواند مشاهده کند و حوادث و اتفاقات آن را که در آینده قراره بیفته (طبق روال طبیعی و جریان عادی رودخانه زمان) ببینه و رصد کنه!(برای رهبر فعلی حدود پنجاه سال هست!...اما برای پیامبر در مقیاس میلیون سال بود!!!)
4-فیلسوف بودن:رهبر صد در صد حکیم هست مثلا رهبری میگوید جهان خالی نیست که شما هرکاری دلتون می خواد بکنین! یعنی جهان پر از انرژی های مختلفت ماوراالطبیعه هست که مردم نمی بینن (به صورت تصویری)[/][/]

مسلم;1001885 نوشت:
از آن طرف برخی مسئولین که مستقیما از سوی امام علی(علیه السلام) انتخاب شده بودند چون منذر بن جارود را می دیدیم که به بیت المال دست اندازی کرده و خوشگذرانی می کردند...!!

سلام

حضرت علی(ع) با منذر بن جارود که به بیت المال دست اندازی کردند چه کرد؟

قدیما;1001900 نوشت:
حضرت علی(ع) با منذر بن جارود که به بیت المال دست اندازی کردند چه کرد؟

با سلام و احترام
خواهش می کنم وارد حواشی بحث نشوید، ما کاری به مقایسه عملکرد این رهبر و آن رهبر نداریم، ما فقط ملاک های تشخیص رهبر مصلح از یک رهبر غیر مصلح را عرض کنیم.
آن مسئله منذر بن جارود را برای این طرح کردم که عرض کنم تشخیص رهبر صالح به خاطر عوامل مختلف دشوار میشود، وگرنه اصل بحث بر سر ملاک های تشخیص است.

راهکار دوم: به واسطه های مورد اعتماد نگاه کنید...

شناخت رهبری که ما ارتباط نزدیک و شخصی با او نداریم، و گاهی قدرت تحلیل رفتارهای او را هم نداریم طبیعتا دشوار خواهد بود، به همین خاطر باید برویم سراغ واسطه هایی که آنها هم رهبر را از نزدیک می شناسند، و هم ما آنها را خوب می شناسیم و به آنها اعتماد داریم.

اینها می توانند مهره شناخت با واسطه ی ما از رهبری باشند، کسانی که نه به خاطر اسم و رسمشان، بلکه به خاطر دیانت وتقوای و بصیرت آنها به آنها اعتماد داریم.
مردم شام اگر علی(علیهالسلام) را بی نماز می پنداشتند چون واسطه ای که برای شناخت امام علی(علیه السلام) برگزیده بودند معاویه ای بود که دشمن آن حضرت بوده و برای تخریب آن حضرت از هیچ دروغ و دغلی ابا نداشت!

امروز هم اگر کسی قدرت تحلیل رفتارها را ندارد، و شناخت مستقیم هم برای او امکان پذیر نیست، به جای مستندهای شبکه های غربی، و به جای آنچه که در فضای مجازی معلوم نیست از جانب چه کسانی ترویج میشود باید سراغ بزرگانی برود که در تقوا و دلسوزی انها نسبت به دین شکی نیست، دراین صورت است که روز قیامت حجتی برای موضع گیری اش در قبال رهبر جامعه خواهد داشت.

شخصیت هایی چون مرحوم آیت الله العظمی بهاء الدینی(ره)، علامه حسن زاده آملی، آیت الله جوادی آملی، آیت الله نوری همدانی و سایر مراجع که تمام قد از مقام معظم رهبری حمایت کرده و او را بین گزینه ها برترین می دانند، کسانی نیستند که بدون شناخت کسی از او حمایت کنند، و خصوصا چنین تعابیر عظیمی در مورد او به کار ببرند.

راهکار سوم: به اعترافات دشمن نگاه کنید...

این روشن است که تعریف یک شخص از دوستان، همفکران و یا از جبهه خودی برای دیگران حجیت چندانی نخواهد داشت، اما وقتی کسی به حقانیت جبهه مقابلش اعتراف کند این اعتراف مورد توجه قرار خواهد گرفت، چون یک دشمن، یا یک منتقد دارد در مدح کسی سخن می گوید که به لحاظ ایدئولوژیک و نظریه پردازی با او سنخیت ندارد، منتقد است، مخالف است، اما دارد به خصوصیات مثبتی در رقیبش اعتراف می کند...

همانطور که اگرچه بدگویی های معاویه در حق علی(علیه السلام) اعتباری ندارند و از سر حقد و کینه است، اما تعریف هایی که از آن حضرت(ع) بر زبان معاویه جاری شده است قطعا قابل توجه است، چرا که به قدری پررنگ است که دشمن هم نتوانسته است در برابر آنها سکوت کند.

بنابراین اگرچه نباید به بدگویی های دشمن نسبت به امام(ره)، یا مقام معظم رهبری نگاه کرد و اینها هیچ حجیت و اعتباری ندارند، اما جایی که به مدح ایشان پرداخته و از خصوصیات خوب ایشان سخن گفته اند اتفاقا قابل استناد است، حتی بیش از تعریف های دوستان ایشان.

هم پاکدستی رهبری، و هم تیزهوشی ایشان، و هم سیاست ورزی ایشان و هم احاطه ایشان به مسائل بین المللی از مسائلی است که به صورت گسترده مورد اذعان و اعتراف از ناحیه منتقدین و مخالفین ایشان قرار گرفته است که با اندکی جستجو به حجم انبوه آن پی خواهید برد...

راه شناخت رهبر معصوم ؟
راه شناخت رهبر غیر معصوم صالح؟
راه شناخت رهبر غیر معصوم کارامد؟

رهبر معصوم حتما صالح است و حتما کارامد است
اما رهبر غیر معصوم ممکن است صالح باشد اما کارامد نباشد
یا ممکن است کارامد باشد اما صالح نباشد.

راه شناخت رهبر معصوم تنها یک راه دارد و آن پیامبر و رب العالمین است.
هر کس به این مطلب اعتقاد داشته باشد حرف زید و بکر برایش اهمیت ندارد.

اما درباره غیر معصوم
باید رفتار و کردار رهبر را بررسی کرد
حرف مخالف و موافق را بررسی کرد
باید اخبار را از منابع موثق پیگیری کرد.
و در آخر بهتر است به جای قضاوت کردن افراد که چه کسی صالح است یا نیست ، کارامدی او را بررسی کنیم.
نه اینکه صلاح اهمیت ندارد
بلکه راه نجات در کارامدی و برطرف کردن نقائص مدیریت و قوانین است.
کارامدی افراد نیز با شفافیت و تجربه و ارائه برنامه آزمایش می شود.

رهبر کارامد شفافیت دارد نه محافظه کاری و سکوت.
برنامه مدار است نه شخص گرا و سیاست مدار.
رهبر کارامد ، رفع تکلیف نمیکند و تکلیفش را به دوش دیگران نمی اندازد.
رهبر کارامد ، فقط به وظیفه رهبری خود عمل نمیکند بلکه به وظیفه اسلامی خود نیز عمل میکند.

تشبیه رهبر به امیرالمومنین هرچند از باب مثال هست ولی میتواند یک نوع سوگیری نیز باشه چون علما و حکومتهای مدعی اسلام نیز کم نبوده اند.

مسلم;1001886 نوشت:
راهکار اول: به جبهه دشمن نگاه کنید...

خب ما میبینیم کشور روسیه بهترین روابط حسنه رو با این نظام داره و آمریکا برعکس. آیا روسیه دشمن است. بعدهم دشمن کیست؟ دشمن بودن آمریکا برای خیلیها قابل درک نیست که چرا دوستی نداشته باشیم.

مسلم;1001984 نوشت:
راهکار دوم: به واسطه های مورد اعتماد نگاه کنید...

در این مورد هم تشکیک هست چون بسیاری از بزرگان حوزه مخالف نظام هستند حتی مثل برخوردشان با حکومتهای پیشین مثل صفویه مشی تقیه پیش گرفته اند. همین نامه اخیر یزدی به آقای شبیری زنجانی که جزو 6 مرجع جامعه مدرسین هستند را ببینید چطور جرات میکند و میگه احترام شما در سایه احترام به رهبری است. با چنین برخوردهایی انتظاری غیر از تقیه از آقایایان سیستانی و وحیدخراسانی هم ندارید؟

با سلام و عرض ادب

صـادق خان;1002463 نوشت:
تشبیه رهبر به امیرالمومنین


صادق خان عزیز بنده بین امیرالمومنین(ع) و مقام معظم رهبری هیچ تشبیهی انجام ندادم، آنچه که بنده عرض کردم اتفاقا قیاس اولویت بود، عرض کردم وقتی رسانه دشمن می تواند علی(ع) با آن عظمت را تا حد کفر و قتل و بی نمازی پایین بیاورد، اشخاصی چون مقام معظم رهبری که قابل مقایسه با علی(ع) نیستند را به طریق اولی می تواند تخریب کند، اما هرگز مقایسه ای بین این دو شخصیت در کلام بنده نیست...
ما خودمان هم هرگز معتقد به هم تراز بودن این دو شخصیت نیستیم، اگر مرید امام خامنه ای هستیم، چون ایشان مرید امام علیست...
وگرنه رهبر یک جامعه اگر مرید علی(ع) نباشد پشیزی ارزش ندارد!

صـادق خان;1002463 نوشت:
بعدهم دشمن کیست؟ دشمن بودن آمریکا برای خیلیها قابل درک نیست که چرا دوستی نداشته باشیم.

ما اینجا از قاعده بحث می کنیم، این قاعده جای شک وشبهه ندارد که برای کارآمدی نیروهای خودی می توان به جبهه دشمن نگاه کرد، این طبیعی است که هر خاکریزی که بیشتر مورد هجمه دشمن است، کارآمدتر بوده که اینچنین مورد هجمه قرار گرفته است.
اما این که دشمن کیست و چگونه دشمن را باید تشخیص داد بححث دیگری است که اتفاقا موضوع خوبی است، شاید بعد از این تاپیک، تاپیکی در آن موضوع تاسیس کنم؛ اما در هر صورت تشخیص دشمن غیر از قاعده ای است که عرض کردم.

صـادق خان;1002463 نوشت:
در این مورد هم تشکیک هست چون بسیاری از بزرگان حوزه مخالف نظام هستند حتی مثل برخوردشان با حکومتهای پیشین مثل صفویه مشی تقیه پیش گرفته اند. همین نامه اخیر یزدی به آقای شبیری زنجانی که جزو 6 مرجع جامعه مدرسین هستند را ببینید چطور جرات میکند و میگه احترام شما در سایه احترام به رهبری است. با چنین برخوردهایی انتظاری غیر از تقیه از آقایایان سیستانی و وحیدخراسانی هم ندارید؟


این سخنان که آیت الله سیستانی و آیت الله وحید و مانند اشان مخالف نظام بوده و از روی تقیه سکوت می کنند حداقل در نگاه کسانی که تحصیلات حوزی و داشته و با این آقایان و شاگردان آنها در ارتباط هستند هیچ توجیهی ندارد، هیچ کدام از این آقایان مخالف و ضد نظام نیستند، و تصریح نموده اند که حفظ این نظام را واجب می دانند.
براستی وقتی آخوندهای درجه دو و درجه سه علنی همه چیز را بدون ترس به باد انتقاد می گیرند یک مرجع تقلید چه ترسی دارد که تقیه کند؟! این حرف ها چیست؟!
نامه آیت الله یزدی به آیت الله شبیری زنجانی هم هرگز در خصوص حقانیت اصل نظام یا لیاقت مقام معظم رهبری نیست.

بنابراین آنچه که گفتم همچنان به عنوان یکی از راه های تشخیص صلاحیت مقام معظم رهبری قابل استناد است.

راهکار چهارم: به جبرهای نامرئی توجه داشته باشید...

قدرت هر رهبری در گرو شرایط و اقتضائات جامعه از جمله میزان پیروی و متابعت مردم و مسئولین از اوست، چون قدرت یک رهبر قدرت فردی نیست، قدرت مردمی است، اگر یک رهبر حتی مانند امیرالمومنین(ع) باشد اما مردم او را یاری ندهند 25 سال خانه نشین شده، و بعد از روی کار آمدن هم مجبور است حکمیت را پذیرفته و به حکم بودن ابومویس اشعری ها رضایت دهد.
بنابراین هر رهبری بای متناسب با شرایط زمانه خویش تصمیم گیری کند، یعنی یک سری جبرهای نامرئی وجود دارد که در کنار حکم دیده نمیشود اما به لحاظ تاریخی و جامعه شناسی هنگام قضاوت باید آنها را لحاظ کرد.

این جبرهای نامرئی موجب میشود که رهبر یک جامعه در برابر برخی مسائل سکوت کند، در برابر برخی مسائل رضایت دهد، یا برخی تصمیم گیری هایی داشته باشد که در نگاه بدوی حکمت آن به چشم نمی آید.

اگر بخواهیم به مصادیق تاریخی اشاره کنیم: اینکه چرا پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای برخی مسئولیت ها از خالد بن ولید استفاده کرد؟ اینه چرا امیرالمومنین(علیه السلام) از اشعث بن قیس در برخی مسئولیت ها بهره برد؟

بنابراین برای قضاوت رهبر یک جامعه اینکه فقط مشکلات را ببینیم قطعا رهزن است، باید شرایط جامعه، شرایط بین المللی، مسئولیت ها، اهم و مهم ها و مانند آن را دید...
توقعاتی که این جبرها را نادیده بگیرد توقعات صحیح و به جایی نیستند، مانند اینکه:
توقع تک روی و عدم توجه به خواست مردم و منتخب مردم از جانب رهبری در جایی که مردم و منتخبشان نظر دیگری دارند...
توقع تذکرات مکرر و عمومی به مسئولین در جایی که دشمنان خارجی داریم و رسانه های گرسنه بیگانه به دنبال مسئله ای برای حاشیه سازی و تغذیه رسانه ای خود هستند...
و...

موضوع قفل شده است