جمع بندی راه درمان دروغگویی همسرم

تب‌های اولیه

12 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

پرسش:

همسرم متأسفانه گاهی بسیار راحت دروغ می گوید. من دوست ندارم این وضعیت ادامه پیدا کند. چون دروغ گفتن را کار فوق العاده زشتی می دانم. البته همسرم دروغ های بزرگ نمی گوید؛ ولی برایم قابل تحمل نیست که ببینم نزدیک ترین فرد در زندگی ام، به چشم هایم نگاه کند و به راحتی دروغ بگوید. دلم نمی خواهد چنین احساسی به همسرم داشته باشم. گاهی فکر می کنم اگر به او تذکر دهم که دروغ گفته است، غرورش شکسته می شود. در مواردی به خاطر دروغ گفتن به دیگران، با همسرم صحبت کرده ام؛ ولی او برای دفاع از خودش، واکنشِ شدیدی نشان داد و در نهایت من مجبور به عذرخواهی شدم. متأسفانه همسرم این رفتار را در خانواده اش یادگرفته است. بعضی ازافراد خانواده همسرم به راحتی دروغ می گویند و احساس نمی کنند که کارشان اشتباه است. به نظر شما وقتی می بینم همسرم به من دروغ می گوید، چه واکنشی باید نشان دهم؟

پاسخ:

وقتی از همسری که صادقانه با او رفتار کرده‌اید، دروغ بشنوید؛ احساس ناراحتی پیدا می کنید. این کاملا طبیعی است. می توانید در مقابل دروغ‌های همسرتان عکس‌العمل تند نشان دهید و عصبانی شوید، اما باید بدانید که با عصبانیت مشکل حلّ نمی شود، بهتر است به طور اصولی با این مشکل برخورد کنید:
- احساس امنیت به همسرتان بدهید:
هنگامی که همسرتان بفهمد کاری شما را «به شدّت» ناراحت می کند، ترجیح می دهد آن را از شما پنهان کند و برای اینکه شما متوجهِ آن نشوید، به دروغ متوسل شود. بهترین راهِ‌ حلْ برای این‌ که همسرتان دروغ نگوید، این است که به همسرتان احساس امنیت بدهید و شرایطی را فراهم کنید که او از راستگویی هراسی نداشته باشد. تقویت رابطه عاطفی می‌تواند این هراس را از بین ببرد و امنیت لازم را به وجود آورد. اگر همدیگر را کمی آزاد بگذارید و اجازه دهید هر‌کدام آن‌طور که دوست دارید زندگی کنید، بی‌شک به ‌مرور تبدیل به دو دوست خواهید شد که دیگر نیازی به دروغ گفتن ندارید. در راستایِ «دادنِ حسِ امنیت به همسرتان» از واکنش های شدید هنگام اطلاع از اشتباهِ همسرتان خودداری نمایید. این را بپذیرید که غیر از خداوند متعال و معصومان (علیهم السلام) هیچ فردی عاری از خطا و اشتباه نیست. پس شوهر شما نیز مانند: هر فرد دیگری ممکن است خطا و اشتباه کند.
- چشم بر بعضی دروغ‌ها ببندید:
گرچه دروغ، دروغ است و همیشه امری ناپسند محسوب می‌شود؛ اما خواه یا ناخواه در زندگی با آن مواجه می‌شویم و از آنجا که راه فراری از آن نیست، مجبور به پذیرش این حقیقت هستیم که دروغ وجود دارد و ما باید راه‌حلی برای مواجهه و مقابله با آن داشته باشیم. در نخستین گام مواجهه با دروغگویی، توجه به نوع دروغ است.
بعضی همسران _ مانند همسر شما_ دروغ‌های کوچک و کم اهمیتی می‌گویند که تاثیر چندانی در رابطه ندارد. مثلا همسرتان به شما می‌گوید وقت پزشک دارد، اما به جای رفتن به مطب دکتر، به خانه یکی از دوستانش می‌رود. گرچه این رفتارهمسرتان، شما را ناراحت و اذیت می‌کند؛ اما مشکل خیلی بزرگ و جدی در زندگی‌تان ایجاد نمی‌کند. بهتر است همیشه این مساله را مَدّنظر داشته باشید که دروغگویی‌های همسرتان تا چه حد در زندگی و سرنوشت شما تاثیرگذار است. خودتان گفته اید که همسرتان دروغ های آن چنانی نمی گوید. پس این دروغ ها تأثیر چندانی در زندگی‌تان نداشته و نخواهد داشت. اینجاست که شما می‌توانید از آن چشم پوشی کنید. زن و شوهرها باید بپذیرند گاهی دروغ گفتنِ یک نفر و انعطاف‌پذیری طرف دیگر درباره آن دروغ، می‌تواند تنش کمتری را در زندگی ایجاد کند، یعنی بعضی دروغ‌ها را می‌شود به قول معروف زیر سبیلی ردّ کرد.
اگر دروغ های همسرتان بزرگ نیست، باید در دلتان سپاسگزار همسرتان باشید. زیرا دروغ‌های بعضی همسران گاهی آن‌قدر بزرگ است که طرف مقابل، طاقت شنیدن و تحمل آن را ندارد و به یک مشکل کاملا پیچیده منجر می‌شود و زندگی را دچار بحران و گاه جدائی می سازد.
- دست خودتان است که مشخص کنید تا چه حد مجاز به دروغ شنیدن هستید:
گاهی رفتار و کلام یکی از همسران به دروغگویی منجر می‌شود. این در حالی است که هیچ یک قصد چنین کاری نداشته‌اید؛ اما شرایط طوری رقم می‌خورد که همسرتان دروغگو شناخته شود. مثلا همسر شما می‌گوید تا یک ساعت دیگر خانه است، اما او در واقع نمی تواند در چنین زمانی به خانه برسد. در این مواقع، اگر چه همسرتان، خود متوجه شده است که زمانِ به خانه آمدنش را خیلی هم درست نگفته، ولی قلباً مایل است در همان زمانی که به شما گفته به منزل بیاید. اما تلاش او برای عملی کردن حرفش چندان کافی نیست و در نتیجه حرف و عملش دو تا می‌شود. این تنها یک نمونه از اتفاقاتی است که در زندگی خیلی از زن و شوهرها پیش می‌آید.
- وقتی همسرتان دروغی می گوید که از نظر شما اهمیت دارد یا دروغ های کوچکِ او تکرار می شود، «واکنشِ صحیح» نشان دهید:
برای واکنش صحیح نشان دادن به همسرتان، ابتدا آرامش خود را حفظ نمایید. اگر عصبانی هستید، حتماً صحبت کردن را تا زمانی که عصبانیت تان فروکش کرده به تأخیر بیاندازید. مهارت کنترل خشم را تمرین کنید. یعنی هر بار که عصبانی شُدید، ۲۴ قدم بردارید؛ طوری که انگار مثل یک بندباز روی یک طناب راه می روید. سپس بنشینید و انگشت اشاره دست راست را بین دو ابرو بگذارید و تا ده بشمارید.‌ بعد کمی آب بخورید.
پس از فروکش کردنِ عصبانیت، به صورتی مناسب از همسرتان انتقاد کنید. برای انتقاد این نکات را رعایت نمایید:
- از يادآوری نقاط مثبت غافل نشويد:
قبل از اينکه از نقطه ضعف همسرتان صحبت کنيد و دروغش را به او یادآور نمایید، نقاط قُوّتش را يادآوري کنيد و قبل از هر انتقادي از او تعريف کنيد. به عنوان مثال به همسرتان بگویید که قدردانِ زحمات و تلاش هایش هستید. همچنين در گفت‌و‌گو‌هايتان بيان کنيد همانطور که شما از او انتقاد می‌کنيد، او نيز مي‌تواند اشتباهات شما را بگوید؛ چون بي عيب خداست. چنين رفتاري سبب مي‌شود همسرتان شما را آدم مُنصفی بداند و پذيرش بيشتری نسبت به حرف شما پيدا کند.
- از «چرا؟» استفاده نکنید:
به کاربردنِ کلمه «چرا» و مانندِ آن برای سؤال کردن از دلیلِ رفتار همسر، باعث می شود او فکر کند شما در حالِ بازجویی از او به خاطر رفتارش هستید.
- از رفتار انتقاد کنيد نه از شخصيت همسرتان:
شخصيت هر فردي تقريبا ثابت و پايدار است. اما رفتار فرد، موقّتی و قابل تغيير می باشد. به جای استفاده از جملاتی که شخصيت همسر را هدف قرار مي دهد، هنگام انتقاد از رفتار قابل مشاهده همسرتان انتقاد کنيد تا حساسيت زيادی ايجاد نکند.
مثال انتقاد از شخصيت همسر: دروغگو هستی، خودخواه هستی، تنبل هستی
- هنگام انتقاد از رفتار همسر بهتر است از قالب زير (روش xyz+خواسته) استفاده کنيد تا موثرتر باشد:
«وقتي که در موقعيتِ x ، عملِ y را انجام دادي، احساسِ z به من دست داد. ميشه کار ... را انجام دهي؟(خواسته)».
مثال: وقتي فهمیدم روز جمعه(x) بدون اینکه به من بگی، با دوست هایت به گردش رفتی؛ ولی بعد از آمدن به خانه، به من گفتی خانه مادرت بودی (y) ناراحت شدم و غصه خوردم و احساس کردم دیگه من را دوست نداری(z). ميشه از اين به بعد وقتی خواستی با دوستانت به گردش بری، واقعیت را به من بگی؟(خواسته).
- اعتدال را در انتقاد رعايت کنيد:
از همسرتان زياد انتقاد نکنيد. چون باعث مي‌شود از اهميت حرف شما کم شود. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مي‌فرمايند:«وقتي حرفی زياد تکرار شود، از ارزشش کاسته می ‌شود». لذا بعد از يک تذکر، به او فرصت فکر کردن بدهيد و تذکرات خود را دائماً تکرار نکنيد.
می گویید:«دلم نمی خواهد چنین احساسی به همسرم داشته باشم». خوب می فهمید که این حسِّ بدبینی به همسرتان چقدر آزارتان می دهد. اما مطمئن باشید این حسّ همسرتان را نیز آزار می دهد. او نیز از سؤال کردن های شما ناراحت می شود. اینکه هر روز فکرکنید شوهرتان در حالِ پنهان کاری و دروغ گفتن به شماست، مانندِ این است که به زخمیْ هر روز سوزن بزنید. چنین کاری فقط روحتان را فرسوده می کند و هیچ چیزی را عاید شما نمی سازد؛ بلکه به احتمالِ زیاد باعثِ لجبازیِ همسرتان می شود. پس زیاد انتقاد نکنید.
در مورد غرور شوهرتان هم باید بگویم: اوّلاً ایشان اگر به غرورش اهمیت می دهد و نمی خواهد شکسته شود، باید عملی که با آن در تناقض است انجام ندهد. ثانیاً برای اینکه به غرور شوهرتان لطمه زیادی وارد نشود، از «روش xyz+خواسته» استفاده کنید و توصیه های فوق (عدم استفاده از کلماتی مانند: چرا و ...) را به کار گیرید.
نکته مهمّی باید بگویم. آن نکته این است که «انتظار نداشته باشید رفتار همسرتان یک شبه یا یک ماهه عوض شود». خودتان می گویید که همسرتان این رفتار را در خانواده اش یاد گرفته است. رفتارهایی که در محیط خانوادگی آموخته می شود، به سرعت فراموش نمی شوند. به یاد داشته باشید که برای حل مشکلاتِ رفتاری باید صبور بود و توقع نداشت که طرف مقابل به سرعت بتواند رفتار خود را تغییر دهد. تغییر رفتار و جایگزینیِ رفتار مناسب زمان می برد. یک مثال می زنم: وقتی ساعت دیواری خانه خود را جا به جا می کنید، تا چند وقت برای فهمیدن زمان، به جای قبلیِ ساعت نگاه می کنید. مدت ها طول می کشد تا به جایِ جدید ساعت دیواری عادت کنید. شاید لازم باشد مدت ها بگذرد تا شوهرتان یاد بگیرد که دروغ فایده ای برایش ندارد و فقط رابطه اش را با شما خراب می کند. پس باید شوهرتان را درک کرده و دروغ های گاه و بیگاهش را یک رفتار عمدی برای آزار دادن خود به حساب نیاورید. اگر به او و دروغ های کوچکش از این دریچه نگاه کنید، کمتر ناراحت شده و آرام‌تر خواهید بود.

موضوع قفل شده است