راهکار برای مقابله با افسردگی و اضطراب شدید

تب‌های اولیه

11 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
راهکار برای مقابله با افسردگی و اضطراب شدید

سلام شب بخیر،
حدود شش هفت ماه میشه که برای من یک سری مشکلاتی پیش اومده که زندگی رو برام سخت کرده.
من تازگی ها درسام افت کرده (البته از اونجایی که امتحان ها شروع نشده هنوز نمود پیدا نکرده). حتی وضعیت تا حدی ناامید کننده شده که من از عهده یک صحبت کردن ساده هم بر نمیام، واژه ها از یادم میره و نمیتونم به طور منظم و پشت سر هم فکر کنم، حافظم ضعیف شده و احساس میکنم ذهنم داره از بین میره. به روانپزشک مراجعه کردم گفت اختلال اضطراب و افسردگی توام دارم، دو سه ماه هم دارو مصرف کردم و روان درمانی داشتم.
اما مشکلات همچنان پابرجاست و من با یک حرف زدن ساده هم مشکل دارم. اصلا نمیدونم خدا چرا منو فراموش کرده، نمیگم خوب بودم، اما چندان هم آدم بدی نبودم که بخواد این بلا سرم بیاد.
آیا راهی برای بهبود هست؟ قبلا به معجزه امیدوار بودم، اما الان از اون هم مأیوس شدم. الان هیچ امیدی به زندگی ندارم و خودم رو از همه ی آدم های روی زمین ضعیف تر میدونم.

پاسخ کارشناس

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد نشاط

با سلام
چنین مشکلات روحی در وضعیتی نیست که بتوان در مشاوره مجازی درمان و کاری مفید را انجام داد، منتها آنچه برای چنین اختلالهایی پیشنهاد می شود:
1. تحت نظر قرار گرفتن در پیش یک روان شناس بالینی( آن هم به طور مستمر نه یک جلسه و شاید مدت طولانی زمان ببرد)
2. تصمیم بر مقابله با منفی بافی
باید توانایی ها و نقاط مثبت خودتان را بهتر ارزیابی کنید و مدام تکرار کنید و سعی کنید جمع را بر تنهایی ترجیح دهید.
3. کمک گرفتن از خانواده
تفریح و صحبت و گفتگو یا خانواده، در نظر گرفتن شرایط روحی شما از سوی آنها خیلی مهم و ضروری است.
4. ورزش و تحرک جسمی به طور منظم
5. عدم اجازه فکر و خیال در مورد ناراحتی ها یا شکستهایی که تجربه شده است.
چون هر بار که به شکست یا خاطره های تلخ متمرکز شوید وضعیت روحی شما بدتر می شود.
6. امیدتان را از دست ندهید، چون امید، قدرت و توان حرکت شما را تقویت می کند و بدون آن زندگی شما حرکتی نخواهد داشت.
7. از رحمت خدا غافل نشوید.
8. با افراد پر انرژی و کسانی که روحیه شما را درک می کنند، مانوس و همنشین شوید تا شرایط و موقعیت شما تغییر وبهبود پیدا کند.
9. اگر در جایی بتوانید به یک کار موقتی مشغول شوید، باز به نفع شماست، تا احساس مفید بودن را داشته باشید.
10. به شکست ها فکر نکنید، بلکه آنها را یک تجربه ای بدانید برای رسیدن به اهداف و انجام تلاشی دیگر

بسم الله الرحمن الرحیم ،الان که ماه رمضانه از ظرفیت این ماه میتونی استفاده کنی.به نظرم باید سعی کنی که رابطه ات راباخداوند عمیق کنی،مثلا این مناجات خمس عشر واقعاغوغاست.ان هم مناجاتهایی نظیر مناجاه المحبین و.....تمام تلاشت روبکن که وقتی فکرمنفی به سراغت ومد سریع جهت فکریت روعوض کنی مثلا به یه دوست زنگ بزن.دفترچه کارهای روزانه داشته باش وتمام کارهای عقب مانده ات روسعی کن بنویسی وبرای انجامشون فکرکنی.

سلام
استاد گرامی همه ی راهکارهای ممکن رو دادن که اگر سعی کنید به اونها عمل کنید حالتون بهتر میشه.
به نظر من هم بهتره به دنبال یک مشاور دانا باشید که آقا هم باشن و مدت طولانی یعنی تا بهبودی کامل با اون باشید.همچین کسی با اینکه بهش پول میدی اگر آدم درستی باشه کم کم میشه رفیقت و توی این شرایط هیچی بهتر از این نیست که یک رفیقی از جنس خودت داشته باشی که درکت کنه و یک گوش شنوا باشه برای شنیدن همه ی حرفات.پس کاری که باید بکنید این هست که به دنبال یک مشاور درست و حسابی باشید که ارزش هزینه کردن داشته باشه.
امیدوارم حالتون زودتر خوب بشه.@};-

سلام.بهترین درمان به نظرم مصرف داروی مناسبتون هست.ورزش و گفت و گو و نمی دونم از این قبیل موارد نمی گم تاثیر گذار نیستن.ولی خیلی نا چیز تاثیر می زارن و شاید لحظه ای تاثیر بزارن و حالتون رو خوب کنن.شما باید داروی مناسب بیماریتون رو کشف کنید.حتما سراغ یک پزشک با تجربه برید.انتظار نداشته باشید اولین دارو که مصرف می کنید روتون جواب بده.شاید مجبور بشید چند گونه دارو مصرف کنید تا به نتیجه برسید.دوستان هم توصیه هایی داشتن مثل ارتباط عمیق تر با خدا......ایشون در وضعیتی قرار گرفته که قدرت ارتباط عمیق با خدا رو نداره به نظرم...و سعی اش در این مسیر حتما با مشکل مواجه می شه.ایشون در حرف زدن معمولی هم می گن دچار مشکل هستند...چطور انتظار ارتباط عمیق با خدا رو دارید؟

می شه بگید تا الان چه دارو هایی مصرف کردید؟؟

Amirhossein75;807483 نوشت:
سلام شب بخیر،
حدود شش هفت ماه میشه که برای من یک سری مشکلاتی پیش اومده که زندگی رو برام سخت کرده.
من تازگی ها درسام افت کرده (البته از اونجایی که امتحان ها شروع نشده هنوز نمود پیدا نکرده). حتی وضعیت تا حدی ناامید کننده شده که من از عهده یک صحبت کردن ساده هم بر نمیام، واژه ها از یادم میره و نمیتونم به طور منظم و پشت سر هم فکر کنم، حافظم ضعیف شده و احساس میکنم ذهنم داره از بین میره. به روانپزشک مراجعه کردم گفت اختلال اضطراب و افسردگی توام دارم، دو سه ماه هم دارو مصرف کردم و روان درمانی داشتم.
اما مشکلات همچنان پابرجاست و من با یک حرف زدن ساده هم مشکل دارم. اصلا نمیدونم خدا چرا منو فراموش کرده، نمیگم خوب بودم، اما چندان هم آدم بدی نبودم که بخواد این بلا سرم بیاد.
آیا راهی برای بهبود هست؟ قبلا به معجزه امیدوار بودم، اما الان از اون هم مأیوس شدم. الان هیچ امیدی به زندگی ندارم و خودم رو از همه ی آدم های روی زمین ضعیف تر میدونم.

با سلام و عرض ادب

این نشون میده که توجه و تمرکزتان به خاطر اون مشکل پیش امده از بین رفته

باید اون مشکل رو حل کنید بعد این اختلال خودش درست میشه

[="Tahoma"][="DarkGreen"]

نشاط;809196 نوشت:
با سلام
چنین مشکلات روحی در وضعیتی نیست که بتوان در مشاوره مجازی درمان و کاری مفید را انجام داد، منتها آنچه برای چنین اختلالهایی پیشنهاد می شود:
1. تحت نظر قرار گرفتن در پیش یک روان شناس بالینی( آن هم به طور مستمر نه یک جلسه و شاید مدت طولانی زمان ببرد)
2. تصمیم بر مقابله با منفی بافی
باید توانایی ها و نقاط مثبت خودتان را بهتر ارزیابی کنید و مدام تکرار کنید و سعی کنید جمع را بر تنهایی ترجیح دهید.
3. کمک گرفتن از خانواده
تفریح و صحبت و گفتگو یا خانواده، در نظر گرفتن شرایط روحی شما از سوی آنها خیلی مهم و ضروری است.
4. ورزش و تحرک جسمی به طور منظم
5. عدم اجازه فکر و خیال در مورد ناراحتی ها یا شکستهایی که تجربه شده است.
چون هر بار که به شکست یا خاطره های تلخ متمرکز شوید وضعیت روحی شما بدتر می شود.
6. امیدتان را از دست ندهید، چون امید، قدرت و توان حرکت شما را تقویت می کند و بدون آن زندگی شما حرکتی نخواهد داشت.
7. از رحمت خدا غافل نشوید.
8. با افراد پر انرژی و کسانی که روحیه شما را درک می کنند، مانوس و همنشین شوید تا شرایط و موقعیت شما تغییر وبهبود پیدا کند.
9. اگر در جایی بتوانید به یک کار موقتی مشغول شوید، باز به نفع شماست، تا احساس مفید بودن را داشته باشید.
10. به شکست ها فکر نکنید، بلکه آنها را یک تجربه ای بدانید برای رسیدن به اهداف و انجام تلاشی دیگر

ضمن تشكر از استاد نشاط بزرگوار
يه نكته هم بد نيست بنده اشاره كنم در تكميل سخنان استاد
بزرگوار
بيماري هاي ذهني مانند بيمارهاي جسمي خيلي ملموس و مشهود نيست بنابراين بسياري از افراد خودشان يا با تشويق ديگران وسوسه مي شوند دارو را مصرف نكنند به خصوص اين كه فرهنگ استفاده از روان پزشك و روان شناس در كشور ما 50 سال از كشورهاي پيشرفته عقب است
يعني هنوز مردم ما فكر مي كنند ديوانه ها مي روند نزد روان پزشك و روان شناس
در حالي بنده سراغ دارم پزشكي را كه نوبت روان پزشكي گرفته بود و براي مشكلش اين يعني ديدي روشن و دركي درست از ابعاد شخصيت يك انسان( جسم، ذهن، تسجم ذهني، رفتار، احساس، عواطف و هيجان ها و...)

مسأله بعد عوارض دارويي است
هيچ دارويي بي عوارض نيست حتي خوردن و آشاميدن عوارض هم دارد
روان پزشك حاذق مي داند كه عوارض دارد ولي در كل عوارض كمتر از فوايد است.
نكته بعد اين كه شما بايد در تشخيص درست به روان پزشك و روان شناس باليني كمك كنيد گذشته خودف افكار، نگراني ها، سابقه خانوادگي،...را بيان كنيد و بگوييد كه داروها چه تأثيري دارد با بيان شما
گاهي لازم است دز دارو كم يا زياد شود
گاهي لازم است دارو عوض شود
گاهي لازم است داروي جايگزين و يا دارويي مكمل براي رفع عوارض داده شود به اضافه توصيه هاي مختلف
در آخر اين كه
مشكل ديروز پديد نيامده كه امروز هم رفع شود
مشكلات و اختلالات ريشه دار هستند بنابراين بايد زمان بدهيد براي تأثير دارو
داروها كه اثر گذاشت آرامش قلبي و ذهني شما بيشتر مي شود و شما بهتر مي توانيد با مشاور ارتباط برقرار كنيد و تمريناتش را انجام دهيد
بله وقتي انسان افسرده و مضطرب است انگيزه در وجودش افت پيدا مي كند تلاش كنيد بر اين حالات غلبه كنيد
و توصيه هاي استاد نشاط را در عمل هم انجام دهيد

درمان = دارودرماني (متخصص اعصاب و روان حاذق) + مشورت با روان پزشك براي تنظيم يا تأييد داروها + استمرار در دارو درماني+ كار و فعاليت درماني + فعاليت هاي اجتماعي خوشايند ( تفريح و ورزش و...) + معنويت درماني+ كمك از روان شناس باليني[/][/]

[="Tahoma"][="DarkGreen"]

حامی;810425 نوشت:
دارو را مصرف نكنند به خصوص اين كه فرهنگ استفاده از روان پزشك و روان شناس در كشور ما 50 سال از كشورهاي پيشرفته عقب است

وقتي گفته مي شود مگر بر آمريكا نبايد اشتباه كنيم
مردم و دانشمندان آمريكا بد نيستند اين سياست هاي دولتمردان آمريكا است كه استكباري است و استحماري و استعماري و استثماري[/][/]

سلام ...
الان شما میخواید با عقلتون برای آیندتون تصمیم بگیرین ... ولی مشگل این هستش که هیچ دیدی نسبت به آینده و فرصتهایی که ممکن هست جلوتون وجود داشته باشه ندارین ... به نوعی افسردگی گرفتین که باید چی کار کنین . هدفتون چی هست . میخواین برای زندگیتون چی کار کنین . چه تصمیمی رو باید بگیرین ...

این تصمیم ها و این موضوع ها معمولا چون راحت به جواب نمیرسند ... باعق بوجود اومدن افسردگی و سرخوردگی میشن ...

به نظرم یه کار بکن ...
زندگیت رو پر کن از تمام چیزهای خوب و درست ... اصلا هم فکر نکن که الان اولویت با چی هست و اولویت با چی نیست ...

تا میتونی کتاب بخون
تا میتونی سعی کن یا دیگران صمیمی باشی و اونها رو دوست بداری
تا میتونی سعی کن علمت رو نسبت به محیطت افزایش بدی .
خوره انجام دادن کارهای خوب و درست رو داشته باش

ساعت 4 صبح بلند شو همش کارهای خوب و درست بکن و تا ساعت 1 شب بکوب براشون سعی کن .
اصلا هم نمیخواد به اونطرفش و اینکه برای چی این کار رو میکنی و ... فکر کنی .

به مرور زمان میفهمی باید چی کار کنی .

به مرور زمان تجربه هات بالا میرن ... فرصت ها برات بوجود میان و اگر دانشت بالا باشه میتونی از فرصتهات و تجربه هایی که داری استفاده کنی ...
مهمترین کاری که الان شما میتونی بکنی این هستش که مراقب مغزت باشی که خراب نشه ...
تا جایی که میتونی تجربه های خوب بدست بیاری ...
علمت رو نسبت به محیط بالا ببری ...

اگر دکترت بهت آرام بخش برای زمانهای دیوانگی داده ... در اون زمانها تندی برو بخواب ... یا اینکه قرص آرابخشت رو بخور و نزار مغزت خراب بشه ...

دوستان هم توصیه هایی داشتن مثل ارتباط عمیق تر با خدا......ایشون در وضعیتی قرار گرفته که قدرت ارتباط عمیق با خدا رو نداره به نظرم...و سعی اش در این مسیر حتما با مشکل مواجه می شه.ایشون در حرف زدن معمولی هم می گن دچار مشکل هستند...چطور انتظار ارتباط عمیق با خدا رو دارید؟
چه ملازمه ای است که کسی که نمیتونه بادیگرون درست ارتباط برقرار کنه نمیتونه باخداوند ارتباط درست وعمیقی داشته باشه؟اتفاقا خداوند کسی است که انسانی باشرایط ایشون بدون هیچ ترس وواهمه ای میتونه باهاش حرف بزنه ودرددل بکنه بدون اینکه ترس افشاءراز براشون وجودداشته باشه وتخلیه روانی بشه.البته که این به معنای استفاده نکردن از سایر اسبابی که خداوند قرارداده نیست یعنی همون راهکارهایی که استاد فرمودند.به نظرم ایشون اگه موقع صحبت بادیگران سعی نکنه که خیلی به چشم های طرف نگاه کنه وهمچنین جلوی آینه متن گفتکوش بادیگرون راتمرین کنه میتونه کمک موثری براشون باشه.

موضوع قفل شده است