جمع بندی راهکارهای مشاوران و روانشناسان کشور ما اسلامی است یا غیر اسلامی؟

تب‌های اولیه

22 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
راهکارهای مشاوران و روانشناسان کشور ما اسلامی است یا غیر اسلامی؟

سلام .
می خواستم ببینم مشاورین و روانشناسان کشور ما چگونه مراجعین شون رو درمان می کنند؟
یعنی راه حل هایی که ارائه می دهند اسلامیه یا اونا هم از کتب روانشناسی غیر اسلامی راهکار میدن؟
اصلا چقدر از مسائل و مشکلات روانی رو میشه با راهکار دینی درمان کرد؟
تشکر

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد امیـد

[TD][/TD]

hamid h;994403 نوشت:
سلام .
می خواستم ببینم مشاورین و روانشناسان کشور ما چگونه مراجعین شون رو درمان می کنند؟
یعنی راه حل هایی که ارائه می دهند اسلامیه یا اونا هم از کتب روانشناسی غیر اسلامی راهکار میدن؟
اصلا چقدر از مسائل و مشکلات روانی رو میشه با راهکار دینی درمان کرد؟
تشکر

سلام
با تشکر از شما بابت طرح این سؤال

باید در جواب سؤالتان بگویم:
روانشناسان و مشاوران در کشور ایران دارای سلایق و نظرات مختلفی هستند. برخی به هیچ وجه دخالتِ دین و مذهب در روان درمانی را به هیچ وجه قبول ندارند و برخی دیگر فقط به دیدگاه های دینی در روان درمانی توجه دارند و سایر روش های روان درمانی _ هر چند مغایرتی با دستوران دینی نداشته باشند _ را ردّ می نمایند.
در این میان عدّه زیادی از روانشناسان وجود دارند که با وجود بهره گیری از راهکارهای درمانیِ مطرح شده در کتاب های روانشناسیِ غیر ایرانی (بیشتر آمریکایی) به راهکارهای کلّیِ مطرح شده در آیات و روایاتِ معتبر توجه نشان داده و از آنها بهره می برند. این افراد به خطوط قرمزِ دین و دستوراتِ دینی کاملا واقف اند و انها را رعایت می نمایند و مُراجعان را نیز به رعایتِ مسائلِ مذهبی تشویق می نمایند. این روش با متون و نصوصِ دینیِ معتبر هیچ مغایرتی ندارد.

شاید تصور شود هر راهکارِ درمانی که به مُراجع توصیه می شود، باید برخاسته از متونِ مذهبی باشد و جایز نیست غیر از راهکارهای اسلامی به مراجعان چیزی را توصیه کرد. اما این دیدگاهِ تنگ نظرانه از نظر بسیاری از علما و دانشمندانِ دینی مردود می باشد. در حیاتِ حضراتِ معصومان (علیهم السلام) نیز نمونه هایی از به کارگیریِ علم و دانشِ زمان وجود داشته است و آن بزرگواران از به کارگیریِ دانشِ زمان در صورت عدم مغایرت با مبانیِ دینی، نه تنها نهی نمی کردند؛ بلکه یارانشان را در حلّ مشکلات با آن دانش یاری می دادند. برای نمونه می توان به ماجرایِ جنگ احزاب اشاره کرد. در جنگ احزاب، وقتی حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) باخبر شدند که عدّه بسیاری از کفّار از قبایلِ مختلف برای جنگ آماده می شوند، با اصحابشان مشورت کردند. سلمان فارسی (رحمة الله علیه) گفت:«ما در ایران هرگاه از سوی سواران دشمن احساس خطر می‌کردیم، بَر گِرد خویش خندق می‌کندیم». پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) با این نظر موافقت کردند و به مردم فرمان دادند تا پشت به کوه سَلْع، خندق را در مقابل خود حفر کنند (بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۹۷۷م، ج۱، ص۴۱۰). طبق گفته سلمان، استفاده از خندق، دانشِ ایرانیانِ غیرمسلمان بوده است و پیامبراکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از این دانش بهره بردند.
پس بهره گیری از دانشِ زمان در صورتِ عدم مغایرت با دستوراتِ دینی جایز است.

[="3"]سلام علیکم و رحمه الله

امید;994460 نوشت:
روانشناسان و مشاوران در کشور ایران دارای سلایق و نظرات مختلفی هستند. برخی به هیچ وجه دخالتِ دین و مذهب در روان درمانی را به هیچ وجه قبول ندارند و برخی دیگر فقط به دیدگاه های دینی در روان درمانی توجه دارند و سایر روش های روان درمانی _ هر چند مغایرتی با دستوران دینی نداشته باشند _ را ردّ می نمایند.
در این میان عدّه زیادی از روانشناسان وجود دارند که با وجود بهره گیری از راهکارهای درمانیِ مطرح شده در کتاب های روانشناسیِ غیر ایرانی (بیشتر آمریکایی) به راهکارهای کلّیِ مطرح شده در آیات و روایاتِ معتبر توجه نشان داده و از آنها بهره می برند. این افراد به خطوط قرمزِ دین و دستوراتِ دینی کاملا واقف اند و انها را رعایت می نمایند و مُراجعان را نیز به رعایتِ مسائلِ مذهبی تشویق می نمایند. این روش با متون و نصوصِ دینیِ معتبر هیچ مغایرتی ندارد.

با تشکر از پاسخ خوبتان
متاسفانه برخی از افراد مشهور گاها بدون داشتن تخصص آنهم از طریق رسانه ملی نظریاتی می دهند که ممکن است جامعه بهای سنگینی بابت آن متقبل گردد.
در این لینک کلیپی را قرار می دهم که به نظرم از این موارد مذکور می باشد.
اگر امکان دارد شما نیز نظرتان را در مورد این کلیپ بفرمایید.
همچنین اگر امکان دارد نمونه های بیشتری از نقطه نظرات مشاهیر مسلمان که بیشتر به موضوع روانشناسی ربط داشته باشد بفرمایید.و یا حتی اگر علمایی نظیر شهید مطهری یا دیگران (مثلا علامه جعفری) در مورد روانشناسی غربی نظری داده اند بفرمایید، چون بعضا در فضاهای مجازی با افرادی برخورد داشته ام که به تبعیت از کلیپ فوق، جبهه بدی در برابر روانشناسی گرفته اند!
با تشکر[/]

عارف;994464 نوشت:
با تشکر از پاسخ خوبتان
متاسفانه برخی از افراد مشهور گاها بدون داشتن تخصص آنهم از طریق رسانه ملی نظریاتی می دهند که ممکن است جامعه بهای سنگینی بابت آن متقبل گردد.
در این لینک کلیپی را قرار می دهم که به نظرم از این موارد مذکور می باشد.
اگر امکان دارد شما نیز نظرتان را در مورد این کلیپ بفرمایید.

متأسفانه امرزوه با افرادی مواجه می شویم که با شناختِ بسیار کم از روانشناسی به اظهار نظر در مورد آن می پردازند. به عنوان مثال به حرف های جناب آقای دکتر حسن عباسی دقت نمایید. ایشان در همین کلیپ برای اثبات ادّعای خود مبنی بر ناکارآمدیِ روانشناسی، به «روانکاویِ فروید» استناد می نماید؛ در صورتی که روانکاوی تنها یکی از رویکردهای روانشناسی است. در کتاب «نظریه های روان درمانی» نوشته «جیمز پروچاسکا و جان نورکراس» که از کتاب های معتبر در زمینه روان درمانی است، چهارده رویکردِ اصلی برای روان درمانی عنوان شده است. روانکاویِ فرویدی تنها یکی از این رویکردها است.

استدلال به ناکارآمدیِ درمانِ روانکاویِ فرویدی برای اثباتِ ناکارآمدیِ روانشناسی، مانندِ استدلال به اشتباهاتِ مسلمانانِ طرفدارِ نظریّه جبر (اَشاعره) برای اثباتِ ناکارآمدیِ اسلام است. در صورتی که اشاعره یا پیروانِ فلان مذهبِ اشتباه بخشی از مسلمانان می باشند و نماینده اسلام ناب نیستند.
در همین راستا استدلال به توصیه های اشتباه یک خانمِ روانپزشک برای اثباتِ ناکارآمدیِ روانپزشکی همانندِ استدلال به حرف های اشتباهِ یک آخوند برای اثباتِ ناکارآمدیِ اسلام است.
این عزیزان متأسفانه با روانشناسی آشناییِ بسیار اندکی دارند. انسانِ با انصاف کسی است که قبل از انتقاد به یک مسأله به خوبی با آن مسأله آشنا باشد.

عارف;994464 نوشت:
متاسفانه برخی از افراد مشهور گاها بدون داشتن تخصص....

امید;994491 نوشت:
متأسفانه امرزوه با افرادی مواجه می شویم که با شناختِ بسیار کم از روانشناسی به اظهار نظر در مورد آن می پردازند....

سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامی
ابتدا عرض کنم تخصص نداشتن درمورد یک موضوع (اگر فرض کنیم دکتر عباسی تخصص روانشناسی ندارند) باب نظر دادن درمورد آن موضوع را نمی‌بندد. قبل از اینکه بگوئیم در باب یک موضوع نیاز به تخصص هست، باید ببینیم آن موضوع از چه جنبه‌ای بررسی شده است. مثالی عرض می‌کنم. می‌دانید موسیقی‌هایی که رقص آور است قطعاً از نظر مراجع تقلید حرام است. خب بفرمائید کدامیک از مراجع تقلید با نوت نویسی، سازهای موسیقی، ریتم، ملودی، آکورد، تمپو و.... آشنا هستند؟ در کدام دانشگاه موسیقی درس خوانده‌اند؟ چندبار تا الان موسیقی ساخته‌اند؟ اگر پاسخ به این پرسش‌ها منفی است، پس چطور به خودشان اجازه می‌دهند درمورد موضوعی که تخصص ندارند نظر بدهند؟!

پاسخش خیلی ساده است. مراجع محترم موسیقی را از جنبه تطبیق با دین بررسی کرده‌اند. درست کاری که دکتر عباسی نسبت به روانشناسی غربی انجام داده و آن را در مقایسه با دین بررسی کرده. اگر اشکال عدم تخصص بر دکتر عباسی وارد است پس بر مراجع هم وارد است و اگر بر مراجع وارد نیست پس بر دکتر عباسی هم وارد نیست

امید;994491 نوشت:
انسانِ با انصاف کسی است که قبل از انتقاد به یک مسأله به خوبی با آن مسأله آشنا باشد.
یکی دیگر از مصادیق انصاف هم این است که ابتدا نظر طرف مقابل را دقیق بشنویم و با حفظ امانت بیان کنیم، آنگاه آن را نقد کنیم. مثلاً شما گفتید که:
امید;994491 نوشت:
ایشان در همین کلیپ برای اثبات ادّعای خود مبنی بر ناکارآمدیِ روانشناسی، به «روانکاویِ فروید» استناد می نماید؛ در صورتی که روانکاوی تنها یکی از رویکردهای روانشناسی است. در کتاب «نظریه های روان درمانی» نوشته «جیمز پروچاسکا و جان نورکراس» که از کتاب های معتبر در زمینه روان درمانی است، چهارده رویکردِ اصلی برای روان درمانی عنوان شده است. روانکاویِ فرویدی تنها یکی از این رویکردها است

1 - شما اشکال گرفته‌اید که چرا دکتر عباسی برای اثبات حرفش صرفاً به یک رویکرد روانشناسی غربی پرداخته، در حالیکه درست در لحظهء آغاز کلیپ، ایشان به وضوح می‌گویند "مثلاً"، یعنی دارند روانکاوی فرویدی را به عنوان یک نمونه بررسی می‌کنند. خود شما که متخصص روانشناسی هستید آیا می‌توانید در چند دقیقه کل روانشناسی را تحلیل کنید که از دکتر عباسی چنین انتظاری دارید؟!

2 - شما گفتید که روانکاوی فرویدی تنها یکی از رویکردهای روانشناسی است. اما سوال من این است که این رویکرد واحد تا چه حد بر کلیت روانشناسی تاثیر گذاشته است؟ سایر رویکردها و عملکردها تا چه میزان از این قاعده تاثیر گرفته‌اند؟ در واقع حرف دکتر عباسی این است که پایه روانشناسی غربی همین است و این رویکردی که در کلیپ مذکور مطرح شد صرفاً یک رویکرد مجزا نیست بلکه بِیسِ اصلی روانشناسی غربی است

3 - گفتید دکتر عباسی برای اثبات ناکارآمدی "روانشناسی".... در حالیکه ایشان هرگز نگفتند روانشناسی ناکارآمد است، بلکه گفتند روانشناسیِ غربی ناکارآمد است. ایشان در انتهای کلیپ می‌گویند راهش این است که متخصصین حوزه و دانشگاه بیایند و از دل متون اسلامی راهکارهای درمان افرادی که مشکل روحی و روانی دارند را بیرون بکشند. پس ایشان نه تنها با روانشناسی اسلامی مخالف نیستند بلکه اتفاقاً اعتراض ایشان به شما دوستان حوزوی این است که چرا روانشناسی اسلامی را جایگزین روانشناسی غربی نمی‌کنید؟

امید;994491 نوشت:
استدلال به توصیه های اشتباه یک خانمِ روانپزشک برای اثباتِ ناکارآمدیِ روانپزشکی همانندِ استدلال به حرف های اشتباهِ یک آخوند برای اثباتِ ناکارآمدیِ اسلام است
اولاً باز هم مثال را نقد کردید! خواهشاً به قبل و بعد مسائل مطرح شده توجه کنید. مجری از دکتر عباسی پرسید:
"وقتی کسی می‌رود پیش روانپزشک و درمان می‌شود شما چگونه می‌گوئید ناکارآمد است؟"
و دکتر عباسی در پاسخ ایشان مثالی زدند که نشان دهند ممکن است راه حلی ظاهراً مؤثر باشد اما تأثیرات منفی نیز داشته باشد که به آنها توجه نشده
این مثال به این منظور نبود که بگویند تمام روانشناسان چنین راهکاری می‌دهند! بلکه برای اثبات این بود که صرف تأثیرگذاری یک راهکار به معنای صحیح بودن آن راهکار نیست

ثانیاً راهکار آن خانم روانشناس از نظر چه کسی اشتباه بوده؟ یا راهکارهای بسیار دیگر که از سوی روانشناسان ارائه می‌شود از نظر چه کسی اشتباه است؟
شما از منظر دینی نگاه می‌کنید و می‌گوئید برخی راهکارهای روانشناسی غربی اشتباه است، درحالیکه اساس روانشناسی غرب اصلاً مخالف دخالت دین در روانشناسی است! حتی فروید دینداری را خود یک مشکل روانی میداند!

امید;994460 نوشت:
شاید تصور شود هر راهکارِ درمانی که به مُراجع توصیه می شود، باید برخواسته از متونِ مذهبی باشد و جایز نیست غیر از راهکارهای اسلامی به مراجعان چیزی را توصیه کرد. اما این دیدگاهِ تنگ نظرانه از نظر بسیاری از علما و دانشمندانِ دینی مردود می باشد. در حیاتِ حضراتِ معصومان (علیهم السلام) نیز نمونه هایی از به کارگیریِ علم و دانشِ زمان وجود داشته است و آن بزرگواران از به کارگیریِ دانشِ زمان در صورت عدم مغایرت با مبانیِ دینی، نه تنها نهی نمی کردند؛ بلکه یارانشان را در حلّ مشکلات با آن دانش یاری می دادند. برای نمونه می توان به ماجرایِ جنگ احزاب اشاره کرد. در جنگ احزاب، وقتی حضرت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) باخبر شدند که عدّه بسیاری از کفّار از قبایلِ مختلف برای جنگ آماده می شوند، با اصحابشان مشورت کردند. سلمان فارسی (رحمة الله علیه) گفت:«ما در ایران هرگاه از سوی سواران دشمن احساس خطر می‌کردیم، بَر گِرد خویش خندق می‌کندیم». پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) با این نظر موافقت کردند و به مردم فرمان دادند تا پشت به کوه سَلْع، خندق را در مقابل خود حفر کنند (بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۹۷۷م، ج۱، ص۴۱۰). طبق گفته سلمان، استفاده از خندق، دانشِ ایرانیانِ غیرمسلمان بوده است و پیامبراکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از این دانش بهره بردند

هیچ ایرادی ندارد که سلمان به پیامبر(ص) بگوید دور شهر را خندق بکنیم، اما اشکال دارد که مثلاً سلمان بجای پیامبر(ص) بگوید چگونه نماز بخوانید!
استاد عزیز، مجدداً خواهش می‌کنم به ایراد گرفته شده دقت بفرمائید. هیچکس نمی‌گوید هر چه که از دهان یک فرد غربی بیرون بیاید اشتباه است!
بلکه صحبت روی مواردی است که در ادامه عرض می‌کنم

شما در ابتدای صحبتتان روانشناسان را به سه گروه اصلی تقسیم کردید:

امید;994460 نوشت:
برخی به هیچ وجه دخالتِ دین و مذهب در روان درمانی را به هیچ وجه قبول ندارند
برخی دیگر فقط به دیدگاه های دینی در روان درمانی توجه دارند و سایر روش های روان درمانی _ هر چند مغایرتی با دستوران دینی نداشته باشند _ را ردّ می نمایند

در این میان عدّه زیادی از روانشناسان وجود دارند که با وجود بهره گیری از راهکارهای درمانیِ مطرح شده در کتاب های روانشناسیِ غیر ایرانی (بیشتر آمریکایی) به راهکارهای کلّیِ مطرح شده در آیات و روایاتِ معتبر توجه نشان داده و از آنها بهره می برند. این افراد به خطوط قرمزِ دین و دستوراتِ دینی کاملا واقف اند و انها را رعایت می نمایند و مُراجعان را نیز به رعایتِ مسائلِ مذهبی تشویق می نمایند. این روش با متون و نصوصِ دینیِ معتبر هیچ مغایرتی ندارد.

اولاً این تقسیم‌بندی شما بسیار کلی است و در عمل طیف‌های بسیاری از روانشناسان وجود دارند
گروه سومی که شما توضیح دادید خودش به چندین دسته تقسیم می‌شود که هرکدام حدود متفاوتی برای دخالت دین در روانشناسی تعریف می‌کنند

ثانیاً با توجه به توضیح قبل، آن دسته از گروه سوم که متر و معیارشان اسلام باشد و از راهکارهای قرآنی و روایی به عنوان اصل، بهره ببرند و راهکارهای غربی را به عنوان مکمل استفاده کنند تعداد بسیار کمی از روانشناسان را تشکیل می‌دهند مثلاً فرض کنیم 20 درصد. بفرمائید شما چطور به این نتیجه رسیدید که انتقاد دکتر عباسی نه به آن 80 درصد، که به این 20 درصد است؟!

Reza-D;994647 نوشت:
این رویکردی که در کلیپ مذکور مطرح شد صرفاً یک رویکرد مجزا نیست بلکه بِیسِ اصلی روانشناسی غربی است

سلام

از اینکه در این موضوع مشارکت می نمایید، واقعا تشکر می کنم.

دوست گرامی

شما ادعا می کنید که رویکردِ روانکاوی بِیس و پایه یِ روانشناسیِ غربی است. اجازه دهید نظر طرفدارانِ رویکردِ رفتارگرایی را به روانکاویِ فروید برایتان مطرح نمایم تا ببینید آیا پیروانِ این رویکردِ پرطرفدار و مطرحِ روانشناسی ممکن است از نظریه های فروید بهره ببرند و آن را پایه ای برای نظریاتِ خود قرار دهند؟
جان نورکراس و جیمز پروچاسکا در کتاب «نظریه های روان درمانی»، صفحه 67 می گویند:
انتقادهای رفتاری از روان کاوی زیاد و شدید بودند. یک رشته انتقادها بر این اساس استوار هستند که روان کاوی به عنوان یک نظریه، بسیار ذهنی و غیرعلمی است.
نویسندگان این کتاب در صفحه 68 کتاب خود ادامه می دهند:
«رفتارگرایان واکنش کوبنده تری هم نشان دادند. رفتارگرایان درباره نظریه روانکاوی جرّ و بحث نمی کنند؛ بلکه آن را نادیده می گیرند. وقتی داده های تجربی که نشان دهند روان کاوی مؤثر واقع می شود وجود ندارد، چرا باید به خود زحمت دهیم که بدانیم چگونه قرار است روان کاوی نتیجه بخش باشد».

رویکردِ رفتارگرایی که یک رویکردِ بسیار مطرح در روانشناسی است و امروزه یکی از پرکاربردترین رویکردها در دنیای غرب است، سردمدارانِ آن چنین نظراتی در مورد روانکاوی دارند (غیرعلمی، نادیده انگاشتنِ روانکاوی) آیا روانکاوی را پایه نظرات خود قرار می دهند؟

امید;994685 نوشت:
رویکردِ رفتارگرایی که یک رویکردِ بسیار مطرح در روانشناسی است و امروزه یکی از پرکاربردترین رویکردها در دنیای غرب است، سردمدارانِ آن چنین نظراتی در مورد روانکاوی دارند (غیرعلمی، نادیده انگاشتنِ روانکاوی) آیا روانکاوی را پایه نظرات خود قرار می دهند؟
اول اینکه انتظار داشتم به کل مطالب من پاسخ بدهید

من متخصص در زمینه روانشناسی نیستم و نمی‌توانم دقیق و تخصصی بحث کنم که امیدوارم عذر مرا بپذیرید
بنده منظورم نظریه تثلیث و اعتراف به گناه بود که در نظریه فروید مطرح شده، نه روانکاوی
اگر اشتباه بیان کردم عذرخواهی می‌کنم

اما اگر این را هم حذف کنیم باز برای سایر نقدهایی که مطرح کردم مشکلی پیش نمیاید و آنها سر جای خود باقی هستند

Reza-D;994647 نوشت:
مثالی عرض می‌کنم. می‌دانید موسیقی‌هایی که رقص آور است قطعاً از نظر مراجع تقلید حرام است. خب بفرمائید کدامیک از مراجع تقلید با نوت نویسی، سازهای موسیقی، ریتم، ملودی، آکورد، تمپو و.... آشنا هستند؟ در کدام دانشگاه موسیقی درس خوانده‌اند؟ چندبار تا الان موسیقی ساخته‌اند؟

این مثال شما و قیاسِ موضوع بحث به اظهار نظر مراجع تقلید در مورد موسیقی، به قول ما طلبه ها قیاس مع الفارق است. زیرا آن چه مراجع تقلید در مورد موسیقی می گویند، اظهار نظر در مورد حرام بودن یا حلال بودنِ گوش دادنِ موسیقی است که بحث و استدلال در مورد حلال یا حرام بودنِ یک عمل با استناد به احادیث و روایاتِ حضرات معصومان در حیطه وظایفِ فقه و فقیهان می باشد. مراجع تقلید نیز در موردِ حلال یا حرام بودنِ موسیقی، این گونه اظهار نظر می کنند:
آیة الله سیستانی: «اگر موسیقی مناسب مجالس لهو و عیاشی نباشد حرام نیست.«
آیة الله تبریزی: «گوش دادن به موسیقی لهوی که مناسب مجالس خوش گذارنی می باشد، جایز نیست و همچنین ساخت و تعلیم و خرید و فروش ابزار آلات موسیقی لهوی جایز نیست«
آیة الله خامنه ای: «هر گونه نوازندگی مطرب لهوی که متناسب با مجالس عیش و نوش باشد حرام است«
آیة الله فاضل لنکرانی: «موسیقی اگر مطرب و مهیج و مناسب مجالس لهو و لعب باشد حرام است و در غیر این صورت مانعی ندارد و مرکز پخش تأثیری در حکم ندارد.«
آیة الله بهجت: «اگر موسیقی مطرب باشد، استماع و خرید و فروش آن حرام است».

آن چه برای مراجع تقلید مهمّ است، لهوی بودن یا نبودن موسیقی است. بقیه کیفیت های موسیقی دخالتی در حلال یا حرام بودنِ آن ندارد. پس لازم نیست یک مرجع تقلید از نوت موسیقی، سازها، ریتم، ملودی و غیره آگاهی داشته باشد.مراجع تقلید تشخیصِ لهوی بودن یا نبودنِ موسیقی را نیز بر عهده مُکلَّف می گذارند.

اما اینکه یک نفر در مورد روانشناسی که یک علم است و رویکردهای بسیار گوناگون و متضادّی دارد، اظهار نظر کند؛ مانند: این است که فردی در مورد علم فیزیک اظهار نظر نماید؛ فقط بر پایه اطلاعاتی که از فیزیکِ مکانیکِ نیوتنی دارد. چنین فردی باید دقت کند که فیزیک مکانیک نیوتنیْ تمام فیزیک نیست.

Reza-D;994687 نوشت:
نظریه تثلیث و اعتراف به گناه بود که در نظریه فروید مطرح شده


باور بفرمایید من برای اولین بار است این مطلب را از فردی (آقای دکتر عباسی) می شنوم که فرویدْ از نشریه تثلیث و اعتراف به گناه در نظریه خودش بهره گرفته است.
موضوع قفل شده است