رابطه ی اخلاق و احکام

تب‌های اولیه

185 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بسمه الشاهد

Reza-D;826799 نوشت:
و اتفاقاً همانطور كه قبلاً هم گفتم من فكر ميكنم شما و ساير دوستان هستيد كه اين دو را از هم جدا مي دانيد

چرا؟
چون مي فرمائيد پيروي از اخلاق الزام ندارد و پيروي نكردن از اخلاق هم عزاب اخروي ندارد (حلال و حرامِ فقهي ندارد).

خیر بنده چنین عرضی نداشتم!!!!

Reza-D;826799 نوشت:
ما شما ميگوئيد چون اخلاق خصوصي است و به نسبت هر فرد و شرايطش تعريف ميشود ، پس نبايد براي عموم الزام آور باشد. بعد از اينكه نبايد براي عموم الزام آور باشد ، به اين نتيجه مي رسيد كه پس كلاً نبايد الزام آور باشد.

خیر این جملات عرایض حقیر نیست!!!!!!

Reza-D;826799 نوشت:
به عبارتي شما و ساير دوستان ، براي اخلاق فقط سه حكم تعريف مي كنيد: مستحب ، مباح ، مكروه

چنین احکامی را برای اخلاق تعریف ننمودم!!!!!!!!این احکام در حیطۀ عمل مصداق دارد.

خلاصۀ عرایض بنده این است:"فعل اخلاقی،فعل غیر اخلاقی"اخلاق در عمل ظهور دارد و بدون آن شناخته نمی شود.

سلام
تاپیک تان 15 صفحه جلو رفته است اگر حرف تکراری می زنم ببخشید

اخلاق میوه احکام است؛ درختی که میوه ندهد نمی تواند ثمر زیادی داشته باشد،
احکامی که اخلاق در آن رعایت نشود مطمئنا خشک و بی روح خواهد بود، پیامبر اکرم می فرمایند برای تمام کردن اخلاق آمده ام ، جمله مبهمی نیست ، بدون اخلاق همه چیز ناتمام و ابتر خواهد ماند،

اگر اخلاق نباشد نه تنها احکام نمی تواند موجب نجات باشد بلکه جایی نیز موجب کدورت و سپس عقاب آور هم خواهد بود.(خشک و دافع)
مثلا بحث مهریه، سهم الارث زن از همسر دارای احکام خشکی می باشند.

من فکر می کنم اگر رابطه ای بین این دو (احکام و اخلاق) برقرار نکینم احکام بتنهایی نمی تواند ناجی باشد.

هرچند همیشه آنچه در این بحث ها دیده می شود آنچه باید باشد است که همیشه زیبا و ایده آلند ولی در حقیقت آن چه که هست و رخ می دهد نازیبا و ...

حبیبه;826808 نوشت:
خیر بنده چنین عرضی نداشتم!!!!

حبیبه;826808 نوشت:
خیر این جملات عرایض حقیر نیست!!!!!!

حبیبه;826808 نوشت:
چنین احکامی را برای اخلاق تعریف ننمودم!!!!!!!!

اوه اوه! شرمنده ، شايد اشتباه برداشت كردم

حبیبه;826808 نوشت:
اخلاق در عمل ظهور دارد و بدون آن شناخته نمی شود
توضيح دقيق بدهيد لطفاً

ریحــانه الــنبی;826809 نوشت:
همیشه آنچه در این بحث ها دیده می شود آنچه باید باشد است که همیشه زیبا و ایده آلند
ولی آن چه در واقع ، رخ می دهد ، نازیباست و ...

@};-@};-@};-@};-@};-@};-

محی الدین;826759 نوشت:
همین اندازه بازدارندگی برای این امر کافی است
كافي نيست
هدف از قانون و احكام بايد حفظ منافع طرفين باشد. اگر كسي بتواند از يك قانون سوء استفاده كند يعني ضعف قانون
مي فرمائيد همين كه او را ذم ميكنند كافي است. اما من ميگويم امكان ندارد عملي مذموم باشد ولي عزاب اهروي نداشته باشد

محی الدین;826759 نوشت:
ناقص نیست بلکه به حسب آن شرایط کاملا درست و حتی اخلاقی است
اگر گفته بود : "بر حسب شرايط انجام بدهيد" كه ديگري بحثي نبود
نكتهء اصلي گفتگوي ما همين است كه نگفته بر حسب شرايط
كجا گفته شده زن برحسب شرايط مزد بگيرد؟
كجا گفته شده مرد برحسب شرايط زن دوم بگيرد؟

محی الدین;826759 نوشت:
اتفاقا نحوه وقوع حادثه در عمدی و غیر عمدی بودن آن دخیل است و در احکام شرعی و حقوقی نیز بین ایندو تفاوت گذاشته اند
ولي كافي نيست. بايدها و نبايدها هنوز بطور كامل و دقيق بررسي نشده اند و من فكر ميكنم دليلش ماندن در احكام است. اينكه اخلاق را به اختيار خود افراد بگذاريم (براي رشد كردن) حرف درستي است اما مطلق نيست. همچنان اعتقاد دارم وقتي اخلاق براي افراد بطور خصوصي تعريف بشود ، حتماً حكم شرعي و فقهي نيز به خود ميگيرد

مثلاً:
فرصت دادن به بدهكار
"بطور عام" مستحب است اما واجب نيست. اگر در شرايط عادي من به بدهكاري مهلت بدهم ثواب بردم و اگر هم ندهم مشكلي نيست
اما فرصت دادن به بدهكاري كه فرزندش در حال مرگ است
"براي همان طلبكار واجب ميشود". و اگر "اين" طلبكار به بدهكارش مهلت ندهد قطعاً مرتكب گناه شده است

بسمه الحکیم

ریحــانه الــنبی;826809 نوشت:
اگر اخلاق نباشد نه تنها احکام نمی تواند موجب نجات باشد بلکه جایی نیز موجب کدورت و سپس عقاب آور هم خواهد بود.(خشک و دافع)
مثلا بحث مهریه، سهم الارث زن از همسر دارای احکام خشکی می باشند.

عرض سلام و ارادت

نکته ای که سرکار به آن اشاره فرمودید اشکالی است که بر تعبد ما نسبت به احکام الهی وجود دارد

بندگی و انقیاد نیست که جبهه گیری در مقابل حقوق الهی زن و مرد پیش می آید وگرنه حق حق است.

این دقیقا همان فرمایش شماست که به زیبایی فرمودید:

ریحــانه الــنبی;826809 نوشت:
آنچه در این بحث ها دیده می شود آنچه باید باشد است که همیشه زیبا و

ایده آلند ولی در حقیقت آن چه که هست و رخ می دهد نازیبا و ...

بسمه النور

Reza-D;826813 نوشت:
نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
اخلاق در عمل ظهور دارد و بدون آن شناخته نمی شود
توضيح دقيق بدهيد لطفاً

شما می توانید مفهومی اخلاقی را مثال بزنید که بدون فعل اخلاقی آن را درک کرده باشید؟

حبیبه;826833 نوشت:
شما می توانید مفهومی اخلاقی را مثال بزنید که بدون فعل اخلاقی آن را درک کرده باشید؟
منظور شما را متوجه شدم خواهر گرامي
سوالم اين است كه ارتباطش با صحبت من چيست؟ اين را خواستم توضيح بفرمائيد
اينكه اخلاق در عمل ظهور پيدا ميكند (يا نميكند) چه تغييري در صورت مسئله ايجاد ميكند؟

با سلام
پیشنهاد میکنم رساله ایت الله مظاهری رو مطالعه کنید
من همیشه دوسش داشتم تنها به این خاطر که احکام اخلاقی در او اورده شده است.

Reza-D;826825 نوشت:
كافي نيست
هدف از قانون و احكام بايد حفظ منافع طرفين باشد. اگر كسي بتواند از يك قانون سوء استفاده كند يعني ضعف قانون
مي فرمائيد همين كه او را ذم ميكنند كافي است. اما من ميگويم امكان ندارد عملي مذموم باشد ولي عزاب اهروي نداشته باشد

سلام
عذاب مراتب دارد و این مراتب را از خود قرآن کریم هم می توان استنباط کرد که علما هم کرده اند لذا گناهان را به کبیره و صغیره تقسیم کرده اند و گفته اند کبیره آن است که در قرآن کریم برایش عذاب آتش وعده شده باشد و صغیره وعده عذاب و آتش ندارد. به نظر شما کیفر قتل و کیفر یک نگاه از روی ریبه به نامحرم یکسان است ؟ هردو به یک اندازه عقاب دارند؟

Reza-D;826825 نوشت:
گر گفته بود : "بر حسب شرايط انجام بدهيد" كه ديگري بحثي نبود
نكتهء اصلي گفتگوي ما همين است كه نگفته بر حسب شرايط
كجا گفته شده زن برحسب شرايط مزد بگيرد؟
كجا گفته شده مرد برحسب شرايط زن دوم بگيرد؟

منظور ما از شرایط، ویژگیهای خود موضوع به جهت ضرورت و امثال آن است . به عبارت دیگر حکم فقهی خودش نشانگر یک ویژگی در موضوع حکم است که باعث شده آن حکم برایش وضعش شود نه اینکه بگویند با چنین شرایطی مجازید. هرچند اغلب خالی از این نوع شرایط هم نیست مثلا شرط عدالت در تعدد زوجات یا شرط رضایت همسر اول برای ازدواج مجدد و امثال آن

Reza-D;826825 نوشت:
فرصت دادن به بدهكار "بطور عام" مستحب است اما واجب نيست.

اگر واجب بود اکثر بدهکاران پرداخت را تا زمان دلخواه به تاخیر می انداختند چون بر طلبکار دادن مهلت واجب بود. آنوقت کسی هم جرات نمی کرد قرضی بدهد چون می دید دیگران به طلب خود نمی رسند نهایتا بنیان قرض دادن خراب می شد.
برادر بنده قبلا گفتم که باید حق طرفین را به حسب اولویتهای واقعی لحاظ کرد در حالی که در احکام به ظاهر اخلاقی بجای صاحب حق اصلی به طرف مقابل حق می دهند مثلا در غرب یک نفر ده نفر را می کشد بعد می گویند این قاتل حق حیات دارد مثل آنکه مقتولین حق مرگ داشته اند. شما هم دارید اینطوری نگاه می کنید و این خلاف منطق است.
خوب گفت خدای متعال : شما ( در ارث ) نمی دانید کدامیک از وراث در نفع رساندن به شما نزدیکترند .
این بخاطر آنستکه که انسان در حکم کردن اغلب تحت تاثیر احساسات و نگاههای عرفی قرار می گیرد و از خیلی ابعاد هم غافل یا بی خبر است.
یا علیم

حبیبه;826832 نوشت:
عرض سلام و ارادت

نکته ای که سرکار به آن اشاره فرمودید اشکالی است که بر تعبد ما نسبت به احکام الهی وجود دارد

بندگی و انقیاد نیست که جبهه گیری در مقابل حقوق الهی زن و مرد پیش می آید وگرنه حق حق است.

سلام حبیبه خانم
فرمایش شما درست است نوع تعبد ما مشکلاتی دارد ولی احکام هم ما را به همان سو سوق می دهد که اگر با اخلاق دینی آمیخته نشود با مشکل مواجه خواهیم بود .

مثلا وقتی در ادارات یا محافل عمومی شاهد گفتگو و خنده، مردان و زنانی هستیم با توجه به اطلاعاتی که از شرع داریم "صحبت غیر ضروری ممنوع و ظاهر امر بسیار مستعد این حکم است " اخلاق دینی چی حکم می کند؟ از سوء ظن بپرهیز ، یا امام صادق می فرمایند 70 دلیل و توجیه بر آن رفتار بکن تا به سوء ظن دچار نشوی.

در بحث حقوق زن و مرد در خانه مسائل این چنین کم نداریم!
برای من این حکم که زن از شیردهی به فرزند خود مزد دریافت کند! یا از انجام امور خانه می تواند پاداش مالی بگیرد! جالب نیست بنظرم اولین حکم سهمی از مادر برای فرزند به اندازه پدر قائل نشده است!!

در دومی جایگاه زن در خانه متزلزل است و او را بعنوان فردی در خانه (نه شریکی درآن خانه) نگاه می کند! که میتواند جایگزین هم داشته باشد!!
با ورود به بحث اخلاق دینی و روان شناختی می توانیم بخشی از این مراتب را التیام بدهیم .

خدا حفظ کند جناب حامی را که اصطلاح خانواده داری را جایگزین خانه داری برای زن کرده است؛ واقعا زیباست.

بسمه الحکیم

Reza-D;826835 نوشت:
اينكه اخلاق در عمل ظهور پيدا ميكند (يا نميكند) چه تغييري در صورت مسئله ايجاد ميكند؟

مسئلۀ اصلی حضرتعالی از ابتدا رابطۀ اخلاق با احکام بوده است؛درست است؟

مسائل فرعیتان هم ظاهرا اینها:

1-تقابل اخلاق با احکام(در بعضی از شرایط)

2-نسبیت اخلاق(فرموده بودید در جامعه ای فلان کار خوب است و در جامعه ای بد)

3-و رابطۀ عموم و خصوص بین اخلاق و احکام

در همۀ این مسائل عینیت اخلاق و احکام و به تعبیر حقیر اخلاق و عمل،باید مدّ نظر قرار گیرد وگرنه موضوع اصلا

قابل بحث در سطح تعیین مصداق نیست و تنها در بخش نظر و تئوری قابل طرح است.

بسمه الحق

ریحــانه الــنبی;826851 نوشت:
مثلا وقتی در ادارات یا محافل عمومی شاهد گفتگو و خنده، مردان و زنانی هستیم با توجه به اطلاعاتی که از شرع داریم "صحبت غیر ضروری ممنوع و ظاهر امر بسیار مستعد این حکم است " اخلاق دینی چی حکم می کند؟ از سوء ظن بپرهیز ، یا امام صادق می فرمایند 70 دلیل و توجیه بر آن رفتار بکن تا به سوء ظن دچار نشوی.

همان دینی که به زن و مرد نامحرم حکم می کند که در ارتباطات اجتماعی حدود شرع را رعایت کنند به کسی که خنده و شوخی نامحرمان

را با هم به طور علنی می بیند حکم امر به معروف و نهی از منکر دارد،شما نمی توانید حرام علنی را ببینید و بگوئید ان شاالله خیر است

آن جا هم وظایف شرعی دیگری دارید فقط باید مراقب بود که موضوع را بدتر از آنچه هست تصور نکرد این مراقبت از قوۀ خیال است.

در این قسم هم شما به نوعی یک عمل شرعی انجام می دهید،(ترک سوء ظن) که البته اخلاقی هم هست،چرا؟ چون:"ان بعض الظن اثم"

بعضی از