رابطه ی اخلاق و احکام

تب‌های اولیه

185 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بسمه المولی

Reza-D;820938 نوشت:
لذا این دو پرسش را لطف بفرمائید و پاسخ بدهید:

اولاً اگر شرع در موردی مانند مهریه کافی بود ، پس چرا در کنارش یک سری دستورات اخلاقی مطرح میشود؟

ثانیاً چرا این توصیه ها به نوعی بر خلاف خود احکام شرعی است؟
مثلاً طلاق بطور مطلق حق مرد است از نظر شرعی
اما توصیه علمای دین این است که مرد از این حقِ شرعی ، مگر در شرایط لزوم استفاده نکند

موارد مذکور را به تفصیل ذکر بفرمائید:

1-توصیه های اخلاقی دین در کنار حکم شرعی مهریه.

2-مواضع مخالفت حکم اخلاق با حکم شرع در باب مسئله ی مهریه.

3-موارد ضدیت توصیه های اخلاقی مورد نظر حضرتعالی با احکام شرع در رابطه با مهریه.

4-سخن علمای مفروض در مورد عدم إعمال حق طلاق از سوی مرد در شرایط مورد نظر شما،(آن شرایط را نیز ذکر بفرمائید)

ضمن اینکه زحمت کشیده همه را با منبع ذکر بفرمائید تا موضوع قابل بحث شود

Reza-D;820938 نوشت:
خیلیاز خصوصیات؟!
خواهر گرامی ، خیلی؟
انصافاً و خدا وکیلی شما الان از روی مهریهء خانمهای اقوامتان می توانید خیلی از خصوصیات شوهران آنها را محک بزنید؟!
یا حتی خودشان فقط با استناد به مهریه می توانند چنین محکی بزنند؟

تا به حال راجع به این موارد از آنها سؤال نکرده ام لذا این سؤال را نمی توانم پاسخ بدهم.

امّا می توانم عرض کنم که مهریه، تعهدی از سوی مرد به زن است،از نظر حضرتعالی مردی

که این تعهد را عمل می کند با آنکه طلبکارانه با این موضوع برخورد کرده و ظالمانه همسرش را آنقدر اذیت می کند

که از خیرش بگذرد و مردی که غیر مسئولانه می گوید: "کی مهریه را داده و کی گرفته؟" در یک سطح از تقید به شرع و اخلاق

قرار دارند؟

Reza-D;820938 نوشت:
دلیلش چیست که نمی تواند؟

این را باید در وجود متشرعین حقیقی دید و سراغ گرفت.

شاید اختلاف نظر موجود سر این باشد که شما معمول انسانهایی که در ظاهر مذهبیند و پایبند اخلاق نیستند را

الگوی بحث قرار داده اید و بنده اشاره ام به انسانهای با تقوایی است که حقیقتا پایبند به شرعند!

اگر اینطور باشد که اصلا آن دسته از آدمها عملشان در حیطه شرع نیست یا لااقل ناقص است.

بسمه العلیم

Reza-D;820939 نوشت:
4 - در داستان درخت و خانواده ، همچنین در داستان طلبکار و کودک بیمار ، صحبت استاد "حافظ" و شما این بود که بحث ترجیح اخلاق نبوده ، بلکه یک حکم شرعی به حکم شرعی دیگر ترجیح داده شده. لطفاً بفرمائید چه چیز باعث میشود که حکم شرعی "الف" به حکم شرعی "ب" ترجیح داده شود؟

سلام علیکم

پاسخ به سؤالات یک تا سه نیاز به پاسخ حضرتعالی به سؤالاتی دارد که در پست قبل ارائه نمودم.

اما پاسخ سؤال آخر:

تغییر شرایط.

قرار داد صاحب درخت نخل با طرفش این بوده که نخل از آن اوست و نمی فروشد.

در قرار داد ذکر نکرده بود که ایجاد مزاحمت برای نوامیس مردم قصد اصلی و پنهانی اوست

حالا یا اینکه بعد از قرار داد مرتکب آن مزاحمتها شد و از قبل چنین نیتی نداشت ولی بالاخره

شرایط تغییر کرد و در آن شرایط، عرض و شرف و آبروی صاحبخانه در خطر است،مسلم است قرار داد

به شکل دیگری تغییر می کند.

مثل ازدواج، از قبل قرار نیست زوجها از هم جدا شوند (خدای ناکرده) ولی شرایط زندگی که سخت

شد می توان خطبه ی عقد را به خطبه ی طلاق باطل کرد.

حبیبه;820946 نوشت:
تغییر شرایط
عرض کردم که میشد خیلی کارهای دیگر کرد
مثلاً گفت پول درخت را به او بده اما دیگر اجازهئ ورود به باغت را نده

ثانیاً مارجرای طلبکار و کودک بیمار را هم توضیح بدهید

حبیبه;820943 نوشت:
شاید اختلاف نظر موجود سر این باشد که شما معمول انسانهایی که در ظاهر مذهبیند و پایبند اخلاق نیستند را
الگوی بحث قرار داده اید و بنده اشاره ام به انسانهای با تقوایی است که حقیقتا پایبند به شرعند!
اگر اینطور باشد که اصلا آن دسته از آدمها
عملشان در حیطه شرع نیست یا لااقل ناقص است
به نظرم میرسد شما هنوز با تصور قبلی دارید نظرات بنده را میخوانید
من اصلاً هیچ کاری به اشخاص ندارم و این موضوع را ذره ای در مباحثم در این تاپیک دخالت نداده ام

اما خواهش میکنم یک بار دیگر همین جملات خودتان را بخوانید
خدا میداند دنبال مچ گیری نیستم و شاید منظورتان این بوده که این مذهبی ها ، متشرع حقیقی نیستند

اما حتی اگر منظورتان این بوده باشد ، باز هم طبق بخش های قرمز رنگ ، کسی که اخلاق را در نظر نمی گیرد ، عملش ناقص است
لطفاً دقت بفرمائید من اعتقادم این است که اخلاق و شرع لازم نیست آنطور که در بحث علمی مجزا هستند (طبق نظر شما) ، در عمل نیز مجزا باشند
در واقع ممکن است کسی عملی انجام بدهد که یکی از حالات زیر را داشته باشد:
اخلاقی

--- شرعی --- اخلاقی شرعی

یک سوالی هم پرسیده بودید که آیا من اخلاق را بر شرع مقدم می دانم؟
پاسخم این است که بله ، من اخلاق را بر شرع مقدم میدانم. اما نه به این معنا که اخلاق چیزی جدای از شرع است
و همچنین نه به این معنا که لزوماً این دو یکی باشند
بلکه عقیده دارم شرع بستر را آماده می کند و اخلاق مانند تخمی است که در زمینِ شرع کاشته میشود
آنچه مهم است ، کشت است ، اما این کشت ناچاراً باید بر یک زمین قرار بگیرد (بطور کلی) که نام این زمین شرع است

حبیبه;820943 نوشت:
از نظر حضرتعالی مردی
که این تعهد را عمل می کند با آنکه طلبکارانه با این موضوع برخورد کرده و ظالمانه همسرش را آنقدر اذیت می کند
که از خیرش بگذرد و مردی که غیر مسئولانه می گوید: "کی مهریه را داده و کی گرفته؟" در یک سطح از تقید به شرع و اخلاق
قرار دارند؟
خیر قرار ندارند
اما اولاً صرف همین یک وجه نمیشود قضاوت کرد و ده ها نکته ممکن است این بین باشد
همچنین همین کارکرد را در خیلی چیزهای دیگر میشود نمودش را دید. حتی بسیار بهتر و شفافتر از مهریه
و اینکه باز هم قید اخلاق در بحث مهریه قرار دارد :ok:

حبیبه;820943 نوشت:
1-توصیه های اخلاقی دین در کنار حکم شرعی مهریه.
2-مواضع مخالفت حکم اخلاق با حکم شرع در باب مسئله ی مهریه.
3-موارد ضدیت توصیه های اخلاقی مورد نظر حضرتعالی با احکام شرع در رابطه با مهریه.
4-سخن علمای مفروض در مورد عدم إعمال حق طلاق از سوی مرد در شرایط مورد نظر شما،(آن شرایط را نیز ذکر بفرمائید)
ضمن اینکه زحمت کشیده همه را با منبع ذکر بفرمائید تا موضوع قابل بحث شود
در اولین فرصت عرض خواهم کرد
با ذکر منابع و تمام جزئیات

برای همراهیتان در این تاپیک ، از شما سپاسگذارم گل

بسمه النصیر

Reza-D;820968 نوشت:
عرض کردم که میشد خیلی کارهای دیگر کرد
مثلاً گفت پول درخت را به او بده اما دیگر اجازهئ ورود به باغت را نده

ثانیاً مارجرای طلبکار و کودک بیمار را هم توضیح بدهید

پیامبر اکرم (ص) سمره را نصیحت فرمودند،پیشنهاد تعویض با درختان بهشتی را دادند خود شخص انصاری هم قبلا

درخواست کرده بود با اجازه وارد شود و.....

باید توجه کرد که پیامبر (ص) فهمیدند سمره قصد اذیت انصاری را دارد(انک رجل مضار)و با هیچ پیشنهاد

دیگری هم رام نمی شود لذا از قاعده ی وحیانی"لا ضرر" استفاده کردند و دستور قطع درخت را دادند.

موضوع داستان دیگر را هم نمی دانم،بفرمائید اصل داستان چیست؟

Reza-D;820968 نوشت:
ناقص است
لطفاً دقت بفرمائید من اعتقادم این است که اخلاق و شرع لازم نیست آنطور که در بحث علمی مجزا هستند (طبق نظر شما) ، در عمل نیز مجزا باشند
در واقع ممکن است کسی عملی انجام بدهد که یکی از حالات زیر را داشته باشد:
اخلاقی --- شرعی --- اخلاقی شرعی

پس اختلاف کجاست؟!

اصلا مگر بحث سر این موارد است؟

شما فرموده بودید اخلاق بر شرع مقدم است ما هم عرض کردیم چنین تقدمی قابل اثبات نیست

چون اصلا موضوع این دو علم(فقه و اخلاق)جداست ضمن اینکه اگر شرع را به معنای شریعت استفاده کنیم

اعم از فقه است و شامل عقاید احکام و اخلاق می شود.

Reza-D;820968 نوشت:
یک سوالی هم پرسیده بودید که آیا من اخلاق را بر شرع مقدم می دانم؟
پاسخم این است که بله ، من اخلاق را بر شرع مقدم میدانم. اما نه به این معنا که اخلاق چیزی جدای از شرع است
و همچنین نه به این معنا که لزوماً این دو یکی باشند
بلکه عقیده دارم شرع بستر را آماده می کند و اخلاق مانند تخمی است که در زمینِ شرع کاشته میشود
آنچه مهم است ، کشت است ، اما این کشت ناچاراً باید بر یک زمین قرار بگیرد (بطور کلی) که نام این زمین شرع است

اخلاق اگر در زمین شرع کاشته شود جنبه ی الهی می یابد و رشد معنوی پیدا می کند،اما الزاما هر انسان اخلاق مداری

با شدت و ضعفی که در التزام به اخلاق وجود دارد متشرع نیست ما کافر اخلاق مدار هم دیده ایم.ولی این به معنای تقدم

ارزشی اخلاق بر شرع نیست چرا که اصول اخلاقی فطری انسان است و اگر بستر خوبی برای تربیت وجود داشته

باشد این فطریات ظهور می کنند.اگر هم تقدم رتبی و وجودی اخلاق بر شرع مورد نظر شماست،چنین

تقدمی قابل بررسی است البته بهتر است به عنوان زیر مجموعه تقدم فطرت بر شریعت بحث شود،ولی فکر نمی کنم

منظور شما هستی شناسی اخلاق و شرع باشد.

چند نكته
-اخلاق فقهي هم داريم فقه اخلاقي هم داريم
-اخلاق ضامن اجرايي احكام است.
-احكام عاملي براي تثببت صفات اخلاقي است ؛ مثلا خمس عامل كم شدن تعلق به ماديات و رشد معنويات و عواطف انساني و...
-اگر مردم اخلاق را رعايت مي كرديم ما گرفتار مشكلات شرعي اقتصادي نمي شديم مثلا اگر كسي قرض مي گرفت و بعد خودش سروقت قرض را پس مي داد و از روي احسان كمي بيشتر هم مي داد مردم تشويق مي شدند به قرض دادن
ولي وقتي افراد زيادي بدقولي و بي انصافي را زرنگي مي دانند و قرض را سروقت نمي دهند و حتي اگر شده حاشا مي كنند كه ما پول را داديم يا انكار مي كنند و مي گويند مبلغ كمتري قرض گرفته بودم ......مردم هم متناسب با اين امور يا بيشتر به سمت محرمات اقتصادي مي روند.
-محرمات اخلاقي كه در فقه بحث مي شوند حرام هستند ولي محرمات اخلاقي در اخلاق شامل حرام و مكروه مي شود بستگي به موارد دارد.

بسمه الذی له الاسماء الحسنی

حامی;821130 نوشت:
-اخلاق ضامن اجرايي احكام است.
-احكام عاملي براي تثببت صفات اخلاقي است ؛ مثلا خمس عامل كم شدن تعلق به ماديات و رشد معنويات و عواطف انساني و...

عرض سلام و ادب و تشکر از نکات مفید حضرتعالی

در واقع منشأ التزام به واجبات شرعی و پرهیز از محرمات

فضایل اخلاقی و منشأ ارتکاب محرمات شرعی، رذایل اخلاقی است.

و این هما تأثیر باطن در ظاهر و تأثرظاهر از باطن (جوارح از قلب) است.

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]

حبیبه;821133 نوشت:
در واقع منشأ التزام به واجبات شرعی و پرهیز از محرمات

فضایل اخلاقی و منشأ ارتکاب محرمات شرعی، رذایل اخلاقی است.

و این هما تأثیر باطن در ظاهر و تأثرظاهر از باطن (جوارح از قلب) است.


بله دقيقا
ولي اجازه بدهيد
ي كانال ديگه به اين نكته مفيد شما بزنم
و اون اثر باورهاي عقلي قلبي شده و عرفاني (اصول دين) است
ارتباط سه حوزه دين با محوريت باورهاي فلسفي ـ عرفاني[/][/][/]

حبیبه;821023 نوشت:
قاعده ی وحیانی"لا ضرر"
سلام
اين قاعده را توضيح بدهيد لطفاً

حبیبه;821023 نوشت:
موضوع داستان دیگر را هم نمی دانم،بفرمائید اصل داستان چیست؟
داستان حقيقي نبود. من بر اساس يك داستان شرايط پرسشم را طرح كردم:

"من پولی را به کسی قرض میدهم. موعد دریافت پول فرا میرسد و من از طرف مقابل ، پولم را طلب میکنم. اما این فرد فرزندی دارد که مبتلا به یک بیماری سخت است و پول عمل جراحی این کودک تقریباً معادل پولی است که این شخص به من بدهکار است.

الف) از نظر قانونی این پول حق من است و قانون به من اجازه داده که حق خودم را مطالبه کنم
ب) اما اخلاق به من میگوید که به این شخص مهلت بدهم تا فرزندش را عمل کند و مدتی بعد ، پول مرا پس بدهد
"

البته استاد "حافظ" پاسخي دادند كه من قانع نشدم (خوب شد اين موضوع دوباره مطرح شد چون يادم رفته بود ايرادم را به ايشان بگويم :Nishkhand:)

حبیبه;821023 نوشت:
اگر شرع را به معنای شریعت استفاده کنیم اعم از فقه است و شامل عقاید احکام و اخلاق می شود
براي همين بود كه در ابتدا عرض كردم استفادهء بجاي واژه ها اشتباه كنم و از شما خواستم (و ميخواهم) كه در اين زمينه به من كمك كنيد
منظور من
"فقه" است. عقيده ام اين است كه "اخلاق" بر "فقه" مقدم است

حبیبه;821023 نوشت:
ما کافر اخلاق مدار هم دیده ایم. ولی این به معنای تقدم ارزشی اخلاق بر شرع نیست
به اين شكلي كه فرموديد به هيچ وجه نيست ، كاملاً با شما هم نظر هستم
من هم همين را عرض كردم كه لازم نيست اخلاق و فقه را اينقدر مرزبندي شده تعريف كنيم

وقتي ميفرمائيد "كافر" ، اين كافر از نظر من اخلاق هم ندارد گر چه اين بي اخلاقي او يك عمل غير شرعي (يا فقهي) نيز هست

من فكر ميكنم شما اينطور برداشت كرده ايد كه من اخلاق و فقه را هميشه در تقابل هم درنظر گرفته ام

شايد ايراد از بيان ناقص من بوده ، پس دوباره توضيحي عرض ميكنم (در پست بعد)

حبیبه;821023 نوشت:
اگر هم تقدم رتبی و وجودی اخلاق بر شرع مورد نظر شماست،چنین تقدمی قابل بررسی است البته بهتر است به عنوان زیر مجموعه تقدم فطرت بر شریعت بحث شود،ولی فکر نمی کنم منظور شما هستی شناسی اخلاق و شرع باشد
با توضيحي كه در پست بعد خواهم داد فكر ميكنم منظورم بهتر مشخص شود. فقط دو خواهش از شما دارم:

اول - هر ذهنيتي از صحبت هاي من داريد لطفاً كنار بگذاريد و بدون هيچ پيش فرضي جملات من را بررسي بفرمائيد

دوم - در بيان بهتر منظورم مرا ياري بفرمائيد. بيان كلي موضوع با من ، سر و شكل دادن علمي آن با شما :Gol:

بسمه الخبیر

Reza-D;821248 نوشت:
سلام
اين قاعده را توضيح بدهيد لطفاً

سلام علیکم

عذر خواه،برای صرفه جویی در وقت:

http://www.hawzah.net/fa/Article/View/85516/

Reza-D;821248 نوشت:
داستان حقيقي نبود. من بر اساس يك داستان شرايط پرسشم را طرح كردم:

"من پولی را به کسی قرض میدهم. موعد دریافت پول فرا میرسد و من از طرف مقابل ، پولم را طلب میکنم. اما این فرد فرزندی دارد که مبتلا به یک بیماری سخت است و پول عمل جراحی این کودک تقریباً معادل پولی است که این شخص به من بدهکار است.

الف) از نظر قانونی این پول حق من است و قانون به من اجازه داده که حق خودم را مطالبه کنم
ب) اما اخلاق به من میگوید که به این شخص مهلت بدهم تا فرزندش را عمل کند و مدتی بعد ، پول مرا پس بدهد"

البته استاد "حافظ" پاسخي دادند كه من قانع نشدم (خوب شد اين موضوع دوباره مطرح شد چون يادم رفته بود ايرادم را به ايشان بگويم )

خب این یک حق شخصی است می توانید آن را ببخشید که به آن ایثار می گویند

شما کاملا آزادید که از حقوق خود جایی که مورد ظلم واقع نمی شوید بگذرید،بازگرداندن پول شما، بر طرف مقابل واجب است

اما بر شما واجب نیست پولتان را پس بگیرید حتی اگر وضع معیشت شما خوب باشد بهتر است بر فرد نادار ببخشید و یا به او

مهلت دهید که این هم در شرع بیان شده است.

Reza-D;821248 نوشت:
اول - هر ذهنيتي از صحبت هاي من داريد لطفاً كنار بگذاريد و بدون هيچ پيش فرضي جملات من را بررسي بفرمائيد

اصلا اینطور نیست،بنده از سخنان حال شما نتیجه گیری می کنم گرچه نمی شود افراد را از افکارشان جدا کرد و بالاخره نوع اندیشه ی

هر کس در سخنانش متجلی است ولی واقعا و شخصا کاری به تاپیک قبل و فرمایشات شما در آنجا ندارم.

موضوع قفل شده است