رابطه ی اخلاق و احکام

تب‌های اولیه

185 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

حبیبه;825292 نوشت:
اخلاق معلول باور و عمل معلول اخلاق است
كاملاً درست است

اما....


حبیبه;825292 نوشت:
کسی که در باورش خدا را مالک همه چیز می داند حسود نمی شود. کسی که خدا را رازق می داند گرد مال حرام نمی رود یعنی طمع نمی کند حرص نمی زند بخشنده می شود ایثار می کند وووو
كسي كه خدا را ملاك بداند ، كاري خلاف دستور خدا انجام نمي دهد. تا اينجا درست

نكتهء اصلي بحث همين جاست. بعضي از مواردي كه من به آنها ايراد مي گيرم دستور خداست. يعني شخص خلاف دستور خدا عمل نكرده
مثلاً زني كه براي شير دادن فرزند طلب مزد كند كاري خلاف دستور خدا انجام نداده
اما در عمل مي بينيم كه نه تنها به اين پيروي توصيه نميشود ، بلكه توصيه اكيد ميشود كه چنين كاري زندگي را تلخ خواهد كرد

به انتهاي پست جناب "وطاها" و نكاتي كه من در پست بعدش اشاره كردم نگاهي بيندازيد

سلام علیکم

Reza-D;825293 نوشت:
تشكر داداش گل
در اين بحث چندان به دنبال گرفتن پاسخ هاي تئوري و علمي نيستم. مي خواهم رابطهء اين دو را بصورت عملي و اجرايي بررسي كنم و اينكه چه رويكردي نسبت به هم دارند

این صفحه رو اگر نخوانده اید یک نگاهی بیاندازید

بسمه الغنی

Reza-D;825295 نوشت:
- گاهي احكام نتيجه اي خلاف اخلاق دارند و فعلاً در حال بررسي همين مورد هستيم

2 - مستحب و مكروهي كه شرع ميگويد و شما آن را منطبق بر اخلاق ميدانيد ، گاهي احساس ميشود كه بايد واجب و حرام مي بود تا كاملاً بر اخلاق منطبق ميشد. اين را بعداً بررسي ميكنيم

اگر مصداقی بفرمائید نتیجه بهتری خواهیم گرفت.

فاتح;825301 نوشت:
این صفحه رو اگر نخوانده اید یک نگاهی بیاندازید
خوانده ام برادر
اما توضيحات جناب "محراب" متفاوت از توضيحات داده شده در اين تاپيك بود و البته عقيده من ، عقيدهء جناب "محراب" است
ادامهء همين پست را مطالعه بفرمائيد

حبیبه;825306 نوشت:
مصداقی بفرمائید
از اين ميترسم كه بحث حول يك مصداق خاص توقف كند
ولي باز در پست شماره 102 مصداق مطرح كردم

درخواست مزد براي شيردادن فرزند
درخواست مهريه قبل از رابطه زناشويي

اينها چند نمونه هستند. فقط لطفاً درعينبررسي مصاديق ، بحث را جوري پيش ببريد كه كليت آن موضوعيت داشته باشد نه يك مصداق خاص چون هدف من صرفاً مصداقي خاص نيست
ضمناً اگرخاطرتان باشد گفته بودم كه گاهي اوقات اخلاق از شرع برتر است و شما نپذيرفتيد و دلايلي هم ارائه كرديد
لطفاً لينك زير را ببينيد ، پست شماره 4
بخش مورد نظرم را از آن پست نقل قول ميكنم:

" اخلاق در برخی از موارد برتر از شرع است
مثلا فردی خانه ای دارد که به اجازه می دهد و اجازه ان20میلیون است این مطلب شرعا اشکال ندارد و حلال است ولی این فرد وقتی متوجه می شود که خانواده فقیری هستند این خانه را به 5میلیون می دهد این مطلب اخلاقی است و فراتر از شرع است
یا مثلا مثالهایی که شما فرمودید
شیر دادن مادر به فرزند و......."

لينك مطلب:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=46108&p=629255&viewfull=1#post629255

باسلام
مطالب ماشاءالله سنگین بود بنده خوندم گیج شدم Smile

این قسمت از متن توضیحات کارشناس محترم بنده رو یاد یه موضوع انداخت

نقل قول:

فقه نظر به حداقل‌ها دارد و اخلاق دغدغه‌مند حداکثر‌ها.

قرار بود ما یک کار نهایی رو تحویل استاد بدیم یک آلبوم از لباسهایی که دوخته بودیم
همه لباس هاشون که برای کودک بود تن خواهرشون ، پسرش ، ... عکس گرفته بودند و داخل آلبوم با توضیحات نوع پارچه و متراژ چسبانده بودند
بعد بنده تمام تصاویر رو با فتوشاپ کار کردم پس زمینه دادم و کلی وقت گذاشتم و پرینت گرفتم
کار نهایی مسلما برای بنده خیلی تمیز و پر کار بود
حال وقت نمره دادن بود بنده هم نمره کامل گرفتم اونهایی هم که به روش چسباندن عکس کار کرده بودند و کارشون تمیز بود نمره کامل گرفتند
و برای من جالب بود وقتی استاد داشت نمره میداد و همه کارها رو پیش هم گذاشته بود آلبوم بنده رو کلا کنار گذاشته بود
چون اصلا دیگه نیاز به مقایسه نبود و مشخص بود نمره کامل رو گرفته
چی میخوام بگم
یعنی یک سقف مشخص برای انجام کار مد نظر استاد بود
حال با اون سقف کار همه آلبومها سنجیده میشد
وقتی البوم بنده رو کنار گذاشته بودن این باعث ناراحتی بنده نشد چون این حس که دیگه حرفی برای کار بنده نیست برای بنده کافی بود
یعنی نتیجه اون فعالیت بنده نمره نبود بلکه همون بدون مقایسه و چون و چرا تایید شدن بود
حال ما بیایم اعمال خودمون رو به خداوند عرضه کنیم
اگر بنده منتظر تشویق دانشجویان بودم مطمئنا به اون حس رضایت مندی نمیرسیدم
و اون کار اضافی برام ناراحت کننده بود

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

Reza-D;825293 نوشت:
ممنون براي مشاركت در بحث
توضيح بيشتر بدهيد لطفاً. آيا مكمل هستند يا متضاد؟ در تعامل هستند يا در تقابل؟

سلام
غایت فقه و اخلاق یکی است و آن تکامل انسان می باشد اما نه در یک سطح بلکه در دو سطح مادی ظاهری و معنوی باطنی لذا همکار یکدیگرند اما با توجه به شان تفاوتی بین آنها هست و نه تقابل
هر انسان متدینی این حق را دارد که کدامیک از کمالات مادی یا معنوی خود را برگزیند
البته پذیرفتن حکم فقهی به معنای بی اخلاقی نیست اما کمال اخلاقی مصطلح را برای او به بار نمی آورد هرچند می تواند آثار اخلاقی برای دیگران داشته باشد مثل انتخاب قصاص بجای عفو در مساله قتل که برای قصاص کننده کمال اخلاقی ایجاد نمی کند اما با ایجاد ترس در دیگران آنها را از سقوط اخلاقی و انسانی با قتل بازمی دارد.
به یک بیان بهتر، اخلاق فقه متعالی و فقه اخلاق متنازل است . ایندو دو درجه از اخلاقی بودن اند که با هم تفاوت شکلی دارند و دو شان متفاوت از انسان را اداره و سامان می دهند.
به همین دلیل است که گفتیم عمل به امور ظاهری فقهی ضد اخلاقی نیست لذا می توان آنرا اخلاق نازل محسوب کرد.
یا علیم[/][/][/]

محی الدین;825334 نوشت:
اخلاق فقه متعالی و فقه اخلاق متنازل است
سلام به شما
پس معتقد هستيد اخلاق برتر از شرع است؟

محی الدین;825334 نوشت:
عمل به امور ظاهری فقهی ضد اخلاقی نیست لذا می توان آنرا اخلاق نازل محسوب کرد
لزوماً نيست ، اما گويا ميتواند باشد

شرع = اي زن ، براي شير دادن به فرزندت مي تواني مزد بگيري
اخلاق = مادري كه در قبال پول به فرزند خودش شير بدهد مادر اخلاق مداري نيست

شرع = فرزند مال پدر است
اخلاق = زحمات مادر براي فرزند حتي بيشتر از پدر است

شرع = زن ميتواند تا قبل از دريافت مهريه از رابطه زناشويي خودداري كند
اخلاق = چنين رابطه اي كاملاً تهي از عشق است و بيشتر به زنا شبيه است تا عشق دو انسان

شرع = مرد ميتواند دو يا سه يا چهار زن بگيرد
اخلاق = تا زماني كه ضرورتي وجود نداشته باشد استفاده از اين حق معنايش بي مهري به همسر اول است

و........

نكته اينكه در بيشتر موارد كه در بالا عرض كردم ، اگر كسي روش شرعي را انتخاب كند ، مردم كارش را صرفاً

"اخلاق نازل" نمي دانند بلكه دقيقاً آن را "خلاف اخلاق" مي دانند

Reza-D;825345 نوشت:

شرع = اي زن ، براي شير دادن به فرزندت مي تواني مزد بگيري
اخلاق = مادري كه در قبال پول به فرزند خودش شير بدهد مادر اخلاق مداري نيست

شرع = فرزند مال پدر است
اخلاق = زحمات مادر براي فرزند حتي بيشتر از پدر است

شرع = زن ميتواند تا قبل از دريافت مهريه از رابطه زناشويي خودداري كند
اخلاق = چنين رابطه اي كاملاً تهي از عشق است و بيشتر به زنا شبيه است تا عشق دو انسان

شرع = مرد ميتواند دو يا سه يا چهار زن بگيرد
اخلاق = تا زماني كه ضرورتي وجود نداشته باشد استفاده از اين حق معنايش بي مهري به همسر اول است

و........



باسلام
با دیدگاه کی به این موضوع نگاه کنیم
مرد ، زن ...
مثلا در مورد شیر دادن از نظر آقا این موضوع چطور خواهد بود و از نظر خانم چطور
آیا اخلاق در این موضوع فقط شامل خانم میشه؟
آیا این حق رو زن برای خودش قرار داده ؟
آبا وقتی داره اخلاقی رفتار میکنه به خاطر مرد هست؟
یا برای اونی که این حق رو بهش داده ؟
یا آیا زن دوم و چهارم رو خود مرد برای خودش قرار داده ؟
وقتی از نظر اخلاقی صرف نظر کنه از این حقش به خاطر زن هست ؟

اللیل والنهار;825363 نوشت:
با دیدگاه کی به این موضوع نگاه کنیم
سلام
عالي شروع كرديد (احسنت @};-)

فرقي نميكند. اين موضوعات براي هر دو گروه زن و مرد غير اخلاقي است. دليلش هم اينكه تقريباً هيچكدام اجرا نميشوند! ضمناً ممكن است زن يا مردي از حقوقي كه دارد خوشش بيايد ، اما اين خوش آمدن دليل بر اين نيست كه دارد اين حقوق را از نظر اخلاقي تاييد ميكند. وقتي ميگوئيم عملي اخلاقي/غيراخلاقي است ، يعني آن را با يك عقل منصف بسنجيم ، نه از نگاه شخص محق كه احتمالاً نگاهي خودخواهانه خواهد بود

شما ببينيد احكامي كه معقول ، كاربردي و اخلاقي است همگي اجرا ميشوند
موارد زير در زندگي ها اجرا ميشود و از سوي هر دو گروه زن و مرد پذيرفته شده هستند
در بين آنها برخي احكام را مي بينيد و برخي را خير:

1 - نفقهء زن بر عهدهء مرد باشد
2 - كار بيرون با مرد باشد و كار داخل با زن (بطور كلي)
3 - زن اگر در آمدي دارد ، در مخارج خانه به شوهر كمك كند
4 - مرد اگر وقت دارد ، در امور خانه به زن كمك كند
5 - اصل بر تك همسري باشد مگر در شرايط خاص

حالا بيائيم يك زندگي بر اساس احكام را در نظر بگيريم:

1 - نفقهء زن بر عهدهء مرد باشد
2 - كار بيرون با مرد باشد كار داخل هم با مرد باشد (يا خودش انجام بدهد يا خدمتكار بگيرد)
3 - زن تمام درآمدش را فقط براي خودش خرج كند
4 - مرد هر وقت كه دلش بخواهد برود يك زن ديگر بگيرد

انصافاً كداميك را زندگي شيرين ميدانيد؟
آنجا كه اخلاق حاكم است يا آنجا كه شرع حاكم است؟


البته من به اين نكته هم دقت دارم كه ممكن است مردم روزي بخواهند نماز را هم كنار بگذارند مثلاً به اين دليل كه سخت است!
خب اين ميشود تحريم حكم خدا از روي خودخواهي

اما آنچه خدمتتان عرض كردم اصلاً از جنس تحريم هاي خودخواهانه نيست

به همين دليل مورد 1 ، يعني نفقه را به عنوان نمونه اي از احكام نوشتم كه چون عقلاني و اخلاقي بوده ، استفاده هم ميشود و كسي آن را ترك نمي كند
اما موارد ديگر چون تاثير منفي در زندگي دارند ، عملاً در زندگي ها كنار گذاشته شده اند
پس دليل استفاده نكردن از آن احكام خودخواهي نيست ، بلكه ناكارآمدي اين احكام است

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

Reza-D;825345 نوشت:
زوماً نيست ، اما گويا ميتواند باشد

شرع = اي زن ، براي شير دادن به فرزندت مي تواني مزد بگيري
اخلاق = مادري كه در قبال پول به فرزند خودش شير بدهد مادر اخلاق مداري نيست

شرع = فرزند مال پدر است
اخلاق = زحمات مادر براي فرزند حتي بيشتر از پدر است

شرع = زن ميتواند تا قبل از دريافت مهريه از رابطه زناشويي خودداري كند
اخلاق = چنين رابطه اي كاملاً تهي از عشق است و بيشتر به زنا شبيه است تا عشق دو انسان

شرع = مرد ميتواند دو يا سه يا چهار زن بگيرد
اخلاق = تا زماني كه ضرورتي وجود نداشته باشد استفاده از اين حق معنايش بي مهري به همسر اول است

و........

نكته اينكه در بيشتر موارد كه در بالا عرض كردم ، اگر كسي روش شرعي را انتخاب كند ، مردم كارش را صرفاً "اخلاق نازل" نمي دانند بلكه دقيقاً آن را "خلاف اخلاق" مي دانند


سلام
ظاهرا سوء تفاهمی شده است
منظور ما از اخلاق استحسانات عقلی معطوف به اخلاق نیست بلکه منظور اخلاق دینی است
ما در هر دینی یکسری اوامر و نواهی داریم که در اسلام تحت عنوان فروع عملی نامیده می شوند اغلب این فروع ناظر بر احکام فقهی اند اما برخی اعمال و آداب در تحت عنوان اخلاق اسلامی قرار می گیرند
ما بین این دو مقایسه کرده ایم یعنی بین احکام فقهی و اخلاق اسلامی نه آنچه که تحت عنوان اخلاق در عرف جامعه انسانی وجود دارد
البته آنچه که شما به عنوان اخلاق در تحت احکام فقهی نوشته اید به نظر بنده استحسان عقلی معطوف به اخلاق است
پس
احکام فقهی اسلام اخلاق متنازل و اخلاق اسلامی فقه متعالی است.
یا علیم[/][/][/]
موضوع قفل شده است