جمع بندی رابطه‌ی قبل ازدواج به امید ازدواج

تب‌های اولیه

46 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد امیـد

[TD][/TD]

سلام
دخترهای جوان وقتی وارد رابطه دوستی با پسری می شوند، ازدواج را در نظر می گیرند و به این امید تن به این روابط می دهند که مقدّمه یِ ازدواج باشد. آنها با خود می گویند:«برای شناختِ کامل از همدیگر باید مدتی با هم دوست باشیم». اما همیشه اوضاع آن چنان که دوست دارند پیش نمی رود.

دخترها بیشتر از پسرهای جوان فکر می کنند و موضوعات مختلف را از زوایای متفاوت مورد بررسی قرار می دهند. پسر وقتی از درگیریِ ذهنِ دوستِ دخترش باخبر می شود، می گوید:«ذهنت را با این فکرها مشغول نکن». متأسفانه پسرها در این دوستی ها قصد ازدواج ندارند و بیشتر به دنبال لذت جویی هستند و به آینده و پیامدهای این روابط و دوستی ها فکر نمی کنند. پسری که واقعا قصد ازدواج دارد، نشانه هایی دارد که به چند مورد از آنها اشاره می کنم:

- دختر را به خانواده خود معرفی می کند.
- محدودیت های دختر را می پذیرد و به عقایدش احترام می گذارد.
- دایما درباره مسایل جنسی صحبت نمی کند.
- در مورد خانواده دختر پرس و جو می کند و دوست دارد با آنها آشنا شود.
- به دنبال ارتقای شرایط شغلی و تحصیلی است و خدمت سربازی را پیگیری می کند و مسوولیت این امور را می پذیرد.

این آقا که با شما دوست شده، برای اینکه حسّ ترحّم تان را برانگیزد، مظلوم نمایی می کند. داستان هایی از فقر خانواده اش در گوشتان زمزمه می کند. با اینکه ژست بسیجی و مذهبی بودن به خود گرفته، محدودیّت های شما را به عنوان یک دختر نمی پذیرد. او در پِیِ تماس بدنی با شماست و بهانه بنی اسرائیلی برایش می آورد. او حتی به عقایدش پشت پا می زند و به تدریج آنها را زیر پا می گذارد. در کجای دین اسلام و مکتب تشیّع، اجازه داده شده مردی، زن نامحرم را بغل کند؟؟!! متأسفانه در این روابط شاهد هستیم که دختر و پسر روز به روز بیشتر معیارهای رابطه پاک را زیر پا می گذراند. دختری که اصلا تصوّر نمی کرد روزی با پسری غریبه تماس بدنی پیدا کند، راضی می شود با او دست بدهد. او هیچ وقت به خود اجازه نمی داد مردی نامحرم از او تقاضای عکس نماید؛ اما روزی می رسد که عکس بدون پوشش دراختیار پسر قرار می دهد و روزی می رسد که تصور می کند «این رابطه به ازدواج ختم می شود؛ پس چه اشکالی دارد به نیاز جنسیِ او پاسخ مثبت دهم؟». اینجاست که من می گویم:«دخترخانم قدم قدمْ خود را به چاه انداخت». از این به بعد، پسر از دختر فاصله می گیرد. دیگر مثل گذشته به دختر ابراز علاقه نمی کند. برای عشقش وقت ندارد. چون او دیگر در اولویّت نیست.

این پسرها زرنگ هستند. آنها با دوست دخترشان ازدواج نمی کنند. پژوهش ها نشان داده نهایتا چهار درصد از دوستی های دختر و پسر به ازدواج ختم می شود و از این تعداد هم، درصد بالایی از این ازدواج ها سرانجام خوبی ندارد و به خاطر تفاوت های فاحش در باورها، سلایق، عقاید و نظرات به اختلاف و جدایی ختم می شوند.

متأسفانه عده زیادی از این پسرها، نه تنها با دوست دخترشان ازدواج نمی کنند؛ بلکه برای پس از ازدواج او افکار شیطانی در سر می پرورانند. آنها عکس ها و فیلم های دوران دوستی با دخترخانم را نگه می دارند تا بتوانند هر وقت خواستند او را تحت فشار قرار دهند.

اجازه دهید تا یک نمونه واقعی از این روابط را به شما معرفی نمایم تا خودتان حرف های دخترخانم را بخوانید. روی عنوان زیر( آیا با این شرایط می تونم ازدواج کنم؟) کلیک کنید و حرف های خانم پرسشگری را بخوانید که روزی شرایطی مشابه شما داشت و اکنون در شرایط سختی به سر می برد:

آیا با این شرایط می تونم ازدواج کنم؟

یعنی خاک بر سر اون مرد مذهبی و بسیجی که نمی دونه ارتباط و دوستی با نامحرم حرامه.خانم گول نخورید از این مذهبی نماهای منافق بترسید.بابا چقدر دیگه باید بگیم این همه میگن ارتباط با نامحرم دوستی حرامه کی مخواد تو این کلمون فرو بره.حتما باید به دختر تجاوز بشه تا بفهمه این کار اشتباه بودهه. چمیدونم خدا مارو به راه راست هدایت کنه.

[="Tahoma"][="Blue"]

ali 000;1021614 نوشت:
یعنی خاک بر سر اون مرد مذهبی و بسیجی که نمی دونه ارتباط و دوستی با نامحرم حرامه.خانم گول نخورید از این مذهبی نماهای منافق بترسید.بابا چقدر دیگه باید بگیم این همه میگن ارتباط با نامحرم دوستی حرامه کی مخواد تو این کلمون فرو بره.حتما باید به دختر تجاوز بشه تا بفهمه این کار اشتباه بودهه. چمیدونم خدا مارو به راه راست هدایت کنه.

آقا اینقدر حرص نخورید
زمین گرده ها....

خداوند ان شاءالله به همه ما بصیرت و عقل سلیم عنایت کنه..[/][/]

[="Tahoma"][="Blue"]من تا پست و خوندم یاد این تاپیک افتادم چه قدر خوب که گذاشتید.
سپاس

امید;1021602 نوشت:
آیا با این شرایط می تونم ازدواج کنم؟
[/][/]

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود


لذا سوال ایشان ضمن حفظ امانت، جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم، با نام کاربری "مدیر ارجاع سؤالات" درج می شود:

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید

سلام. چه جسارت و بی پروایی داری دختر. من 20 سالم بود، میترسیدم جواب سلام همکلاسیهای پسرم رو بدم که نکنه یکدفعه گولشون رو بخورم.

البته بگم که این اقتضای این سن هست. حالا بعضی ها خیلی کنترل میکنن و اذیت نمیشن، بعضی هام نه.

به نظرم میرسه اگر خواهر بزرگتری داری که دوستش داری و اونم شما رو دوست داره، باهاش مطرح کن اما بغل و ... رو نگو. معمولا توی این سن یا باید سر آدم به سنگ بخوره و تجربه کسب کنه و یا راه درست رو از زبون کسی که دوستش داره بشنوه.

من نه به شما نه به اون پسر ایراد نمیگیرم. سن 20 سالگی در ایران سن خیلی حساسیه. فقط این رو از من بشنو که آدما معمولا تا سن سی سالگی خیلی تغییر و تحول در احوالاتشون پیدا میشه. شما همون دختر 15 یا 18 ساله قبل نیستی و مطمئن باش 5 سال بعد هم با الانت خیلی فرق کردی. اون آقا هم همینطوره بنابراین فعلا نه روی بسیجی بودن و مذهبی بودن حساب کن نه روی علاقه و غیرت و اینا. اکثر این چیزا چند سال بعد براش عوض میشه بعضیهاش بهتر میشه و بعضی های دیگه رو کلا میگذاره کنار. البته انتظاری نیست الان اینا رو قبول کنی. بعضی چیزها تا تجربه نشه و شکست یا موفقیت بدست نیاد ، درس نمیشه.

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
چون خیلی غیرتی هستند

باسلام

خواهر من این چه غیرتی هست که توجه به یه سری مسائل نداره ؟!!!

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
ین اقا فردی مذهبی و بسیجی هستن و از ابتدا هم مشخص بود

چرا اینطور فکر میکنید؟

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
نکته ی دیگه ای که اذیتم میکنه اینه که تضاد وجود داره بین چنین برخورد های احساسی و تماس فیزیکی و شخصیت مذهبی ای که از ابتدا بروز داده شده

شما به نکته ی خوبی رسیدی اگه این موضوع براتون مهمه حتما بیشتر بهش توجه بکنید

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
در کل پسر سالمی به نظر میان ولی خب نه کار دارن نه خانواده ی قوی که ساپورتش کنن و شرایط ازدواج رو ندارن

امید;1021602 نوشت:
- به دنبال ارتقای شرایط شغلی و تحصیلی است و خدمت سربازی را پیگیری می کند و مسوولیت این امور را می پذیرد.

اگه تو این یک سال برای این مواردی که کارشناس محترم اشاره کردند توجهی نشده خب معلومه خواهر من سرکاری فعلا Smile

امیدوارم همیشه تو زندگی پدر مادرتون رو همیشه نزدیکترین فرد برای مشورت بدونید در اولین فرصت موضوع رو با خانواده در میون بگذارید و از این آقا بخواهید با همین شرایطی که دارند بیان خواستگاری اون موقع میفهمید بعد این یک سال چقدر براشون مهم هستید که حاضر هستند به این اندازه بهتون نزدیک بشن Smile

براتون آرزوی موفقیت و عاقبت به خیری دارم

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
توی این شش ماه رابطه بدون تماس فیزیکی بوده البته تذکر های من خیلی موثر بودن و اگر ایشون سعی میکردن صمیمی تر برخورد کنن من مانع میشدم

عجب! چقدر مذهبی! خودتون رو گول می زنید؟!

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
ایشون خیلی با احساس و عاشق پیشه هستن و مشکلی که من جدیدا حسش میکنم اینه که تماس فیزیکی بر قرار میکنن(بغل و ذست دادن) و من هم کمتر نسبت ب قبل واکنش نشون میدم و ما توی این مدت بشدت وابسته هم شدیم و خیلی دوسم داره

اینهم دلیل!
مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
چون خیلی غیرتی هستند

اگر غیرتی بود که نباید کارهای افراد بی غیرت را انجام میداد!

امید;1021602 نوشت:
سلام
پسری که واقعا قصد ازدواج دارد، نشانه هایی دارد که به چند مورد از آنها اشاره می کنم:

- دختر را به خانواده خود معرفی می کند.
- محدودیت های دختر را می پذیرد و به عقایدش احترام می گذارد.
- دایما درباره مسایل جنسی صحبت نمی کند.
- در مورد خانواده دختر پرس و جو می کند و دوست دارد با آنها آشنا شود.
- به دنبال ارتقای شرایط شغلی و تحصیلی است و خدمت سربازی را پیگیری می کند و مسوولیت این امور را می پذیرد.

بنده هم نظرات کارشناس محترم را تایید میکنم.

واقعا خدا به شما رحم کرده که قبل از بحرانی شدن و بچاه افتادن، اینجا آمدید و مشاوره خواستید!

به توصیه های کارشناس سایت توجه و عمل کنید چون این اتفاق بارها و بارها برای دیگران افتاده و قطعی بودن این اشتباهات، دیگر کاملا ثابت شده!!!

ادای مذهبی درمیاره مختو بزنه.قصدشم ازدواج نیس.یکی دوبار میبرت خونه خالی.وقتی بهش وابسته شدی .تو میافتی دنبالش.واقعا اینقدر دختر ساده پیدا میشه!

احتمالا تیپ مذهبی اون پسر به خاطر فشار بیرونیه، مثلا خانوادش ازش توقع دارند که ریش بگذاره

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود


لذا سوال ایشان ضمن حفظ امانت، جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم، با نام کاربری "مدیر ارجاع سؤالات" درج می شود:

با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید


جدیدا پسرمذهبیا دمشون گرم شده وارد فازای جدیدی از ارتباط شدن
کانال تلگرامی
خاطرات من و یک طلبه
خاطرات خانم یک طلبه

وازاینجورچیزا
دختره با یه طلبه دوسته باهمم ارتباط دارن البته جن.سیشو نمیدونم ولی چیزای دیگشو مینوشت مثل همین ارتباط پسره باخودت
بهشم که میگی مگه آخوندا نمیگن اینچیزا گناهه
میگه ما مال همیم
فرق داره
و قضاوت نکنید
همچین حرفایی.
اینا مذهبی نما هستن
آدمیکه واقعا مومن و غیرتی باشه میفهمه ناموس یعنی چی .میفهمه این دختر هم برادر وپدری داره و خودشو جای اونامیزاره. خودش قبول میکرد کسی باهر نسبت دروغی همچین کاری باخواهرش انجام بده؟؟

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
با سلام
دختری 20ساله هستم که مدت شش ماه میشه با پسری از همکلاسی هایم وارد رابطه عاطفی و صمیمانه شدم
حدود یکسال طول کشید تا من راضی بشم وارد این رابطه بشم

با سلام
طوری صحبت می کنید که یک مساله عادی هست با یک مرد غریبه وارد رابطه صمیمانه شدن
و هیچ عذاب وجدانی هم ندارید !!

اگر مسائل اخلاقی و دینی و احکام برای شما حایز اهمیت باشد نباید وارد این رابطه میشدید !
هرگونه ارتباط صمیمی که نشات گرفته ( که 95 درصد اینگونه هست) از شهوت و نیروی جنسی برای کسب لذت هست اکیدا حرام هست

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
چون به نظرم اینکه هم سن هستیم و اختلاف سنی نداریم واز طرفی ایشون هم شرایط ازدواج ندارن مهم بود
بعد از اینکه رابطه ما شکل گرفت متوجه شدم ایشون از لحاظ عقلی پخته هستن و ملاک سنی ام کمرنگ تر شد
این اقا فردی مذهبی و بسیجی هستن و از ابتدا هم مشخص بود

انطور که ما میدانیم کسی که از اصول و عقاید و اخلاق اسلامی تبعیت می کند و اصطلاحا می گوییم مذهبی و پایبند به مذهب نباید در دانشگاه به جای درس و مشق به فکر رابطه و چشمش دنبال ناموس مردم باشد

یا پایبند به مذهب دیگری هستند که ساخته ذهنشان هست و در این مذهب ارتباط صمیمانه با دختر مردم حلال هست

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
من از لحاظ اعتقادی در سطح متوسطی هستم ظاهرم من عرف جامعه است، نه خیلی محجبه و نه خیلی آزاد و باز
توی این شش ماه رابطه بدون تماس فیزیکی بوده البته تذکر های من خیلی موثر بودن و اگر ایشون سعی میکردن صمیمی تر برخورد کنن من مانع میشدم
توی این مدت خیلی سر پوشش و حجاب و برخورد من با دیگران بحث داشتیم و دلایلی که ارائه میدن همه ایات قران و احادیث هستن و به نظر بشدت غیرتی هستن!
(و امیدوارم غیرت درستی داشته باشن نه در سایه بدبینی)

غیرت یعنی من وارد حیطه شخصی ناموس مردم نشوم و اجازه ندهم دیگران وارد حیطه شخصی بنده شوند .
یعنی این طور نیست که بنده وارد یک رابطه صمیمانه با دختر مردم شوم و غیرت پوچ خرج کنم که بله چرا چادر میپوشی و مانتو و . . .

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
ایشون خیلی با احساس و عاشق پیشه هستن و مشکلی که من جدیدا حسش میکنم اینه که تماس فیزیکی بر قرار میکنن(بغل و ذست دادن) و من هم کمتر نسبت ب قبل واکنش نشون میدم و ما توی این مدت بشدت وابسته هم شدیم و خیلی دوسم داره
اما من واقعا از این شرایط راضی نیستم و بنظرم ممکنه در اینده و در صورتی ک رابطه ب ازدواج منجر بشه دچار مشکل بشیم چون خیلی غیرتی هستند
ش

همان طور که میدانیم نیروی جنسی و شهوت خیلی قوی تر از اونی هست که فکر میکنیم یعنی وقتی رابطه صمیمانه شد بعدا هم شعله ور شده و وارد روابط فیزیکی میشه
یعنی هر مردی که با دختری وارد رابطه صمیمانه بشود بالای 85 درصد عاشق پیشه خواهد شد و وابستگی هم ایجاد خواهد شد
یعنی این اقا با هر دختری وارد رابطه صمیمانه شود اون کشش هست و فکر نکنید فقط برای شماست

نکته پایانی :

ما الان دقیق نمیدانیم که فردا قرار هست چه اتفاقی بیوفته چطور میتونیم بگیم شرایط در 1 سال اینده چطور میشه ؟
یعنی شمایی که امروز برای امید ازدواج گناه زنا انجام میدهید با توجیه ازدواج
می تونید با قطعیت بگید من 2 سال دیگه با این اقا ازدواج خواهم کرد ؟

نکته ی دیگر هم اینکه :
رابطه ی جنسی در ارتباط با دختر و پسر یک قله هست یعنی وقتی ما به قله ی کوه میرسیم دیگه قضیه فرق میکنه
یعنی اون کشش و جاذبه دچار افت میشه و در این حالت احتمالا همون اقا هم چون به هدفش رسیده کنار خواهد کشید

یک چیز دیگه هم یادم اومد بهت بگم. نمیدونم میخونی یا نه. زمان ما دانشگاه مثل الان نبود. کسی ساپورت نمیپوشید با مانتوی کوتاه. حداکثر خلاف، آرایش سنگین بود و مانتو کمی تنگ و شلوار جین. گوشی لاکشری هم نوکیا n70 بود.

اون موقع هم بین بچه ها این چیزا زیاد بود. دخترهای چادری بودن میرفتن خونه مجردی پسرها. یا با هم دوست میشدن تو دانشگاه همه هم میدونستن که کی با کی دوسته . از هم خواستگاری میکردن و جواب رد میشنیدن، مچ طرف مقابل رو با یکی دیگه میگرفتن و .... . عشقهای یکطرفه هم زیاد بود. کسایی بودن که از بوس و دست دادن و بغل رد شده بودن و رسیده بودن به روابط جنسی، سویچ ماشین هم رو داشتن، لپ تاپ و گوشی هم رو میبردن و استفاده میکردن، یادمه بعضی ها پول تو جیبی هاشونو با هم نصف میکردن ، از سفر می آمدن برای هم سوغاتی می آوردن، حتی طرف تو خوابگاه بود و مریض بود اونیکی می اومد میبردش ذکتر و پرستاریش رو میکرد، با هم میرفتن لباسفروشی برای هم لباس انتخاب میکردن و ..... یادم هست که یکی از پسرها برای دوست من یک سرویس تمام برلیان خریده بود اون موقع ، 13 سال، قبل 20 میلیون و ... . یکسری از این روابط رو هم خانواده ها میدونستن .

اما نمیدونم چرا هیییچ وقت دخترها تا ته ماجرا رو نمیرفتن.
با اینکه خودشون خیلی عطش دوستی و محبت و ... داشتن اما لااقل در بین همکلاسی های من کسی کارش به ازدواج نرسید.

میدونی آدم بعضی وقتها یک کاری کرده، کسی هم هنوز نیومده بهش بگه خوب کردی یا بد کردی، اما خودش میدونه که خوب کرده یا بد کرده. مشکل ادم زمانی شروع میشه که یک کار بدی رو میکنه و خودش هم میفهمه که نباید میکرده، بعد مدام شروع به توجیه میکنه تا حواس خودشو پرت کنه ، تا دیگه لازم نباشه خرابکاریش رو درست کنه.

اون یک سالی که طول کشیده تا راضی بشی ، خیلی مهم بوده. کاش می گفتی چی باعث شد بعد از یکسال راضی بشی؟ الان فکر کنم خودت هم متوجه شدی که باید جلوی خودت رو میگرفتی و راضی نمیشدی. دیگه پیش رفتی تا به دست و بغل رسیده. الان هم من میدونم که میترسی که برگردی و به عقب نگاه کنی. میترسی که نتونی اشتباهاتی که مطمئنی اشتباه بوده رو درست کنی. برای همین داری به طرف جلو فرار میکنی. میدونم که خیلی سخته که الان آدم بشینه به عقب نگاه کنه و اون رو مرور کنه. خیلی وقتها این کار یک احساس شکستی رو بوجود میارده و ادم فکر میکنه که خیلی بی عرضه بوده که تا به حال اینطوری رفتار میکرده. همه به نظرم اولش همین حس رو دارن . اما مهم اینه که وقتی اشتباهت رو دیدی ازش نترسی، فکر نکنی که حالا بعدا درستش میکنم .

یک روز برو بین مردهایی که آدم حسابی هستن _مثلا برخی از اساتید دانشگاهتون) بگرد و به رفتارهاشون دقت کن. یکمی با عاطفه و محبت باهشون حرف بزن و بعد یکدفعه دستت رو جلوشون دراز کن ببین محکم میگیرن و بغلت میکنن یا نه. اینجا ارزش آدم ها معلوم میشه. اگر کسی به شما بواسطه اینکه فقط با بغل کردن و دست دادن و ارتباط فیزیکی و یا حرف زدن و ... توجه داره و لذت میبره و علاقه مند میشه، آدم بدرنخوریه.

اما کسی که بواسطه هوش شما، موقعیت شناسی شما، ادب شما، تصمیم های درست و سنجیده شما، تلاش و پشتکار شما، حیا و عفت شما، نجابت شما، اصالت خانوادگی و خانواده دار بودن شما، فرهنگ شما و خط قرمزهای شما و ... به شما علاقه مند میشه آدمی هست که ارزش وقت صرف کردن رو داره. ارزش داره که شما هم بیشتر بشناسیش.

یک توصیه دیگه هم دارم اگر استاد امید تایید کنن شاید راهکار خوبی باشه. از اونجا که مردها جنس هم رو بسیار خوب میشناسن، با یک مرد امین و مسن و تحصیلکرده و دارای حسن شهرت ( یک روانشناس مرد مجرب) بطور حضوری صحبت کنید تا مستقیما از دهان ایشون خصوصیات این دست از آقایون رو بشنوید. ازش بخواید پرونده هایی که در این مورد داره رو بکشه بیرون و بهتون نشون بده.

ابوالفضل;1021734 نوشت:
با سلام
طوری صحبت می کنید که یک مساله عادی هست با یک مرد غریبه وارد رابطه صمیمانه شدن
و هیچ عذاب وجدانی هم ندارید !!

اگر مسائل اخلاقی و دینی و احکام برای شما حایز اهمیت باشد نباید وارد این رابطه میشدید !
هرگونه ارتباط صمیمی که نشات گرفته ( که 95 درصد اینگونه هست) از شهوت و نیروی جنسی برای کسب لذت هست اکیدا حرام هست

جناب ابوالفضل. من به وفور دیدم دخترانی که محجبه بودن، خانواده دار بودن و حتی نماز شب خون بودند اما در حوالی این سنین یعنی از 18 تا 21 سالگی ، دچار این مشکلات شدن. وقتی با هم حرف میزدیم باور کنید که اون مسایل اخلاقی و دینی براشون بی اهمیت نبود، اتفاقا همون ها باعث می شد که پیشروی ارتباط بین اونها کند باشه (یکسال و نیم طول کشیده تا به بغل کردن و دست دادن برسه) . اما بر خلاف نظر شما ، در ابتدا این نیروی احساس و عاطفه و نیاز به محبت کردن به کسی و محبت دیدن و حرف زدن با یک فرد جدید بود که اونها رو به این راه کشونده بود و نه میل غریزی و شهوت جنسی.

نمیدونم میتونم خوب توضیح بدم یا نه. این دخترها حتی تا پایان روابط هم به ارتباط جنسی فکر نمیکنن اکثرا. دوست دارن که کسی دوستشون داشته باشه و اونها هم کسی رو دوست داشته باشن. برای همینه که تعداد این موارد زیاده در جامعه. این نیاز به درستی ارضا نمیشه و موجب دوستی های نامشروع میشه.

حتی تعریف این دخترها هم از غیرت و شجاعت و زیبایی و ... ، اون تعریف های درست و جا افتاده ایی که ما میدونیم نیست و این عمدا اتفاق نمی افته. برای بعضی ها طول میکشه تا بفهمن اصلا غیرت یعنی چه و آیا طرف مقابل فرد غیوری هست یا نه.

الیته حرفهای شما درسته، من میخوام بگم کلا فاز ذهنی دخترها در این سن با فاز ذهنی بقیه فرق داره و تجربه به من میگه که هر چه هم بگوییم نکن نکن نکن فلان است و بد است و چه می شود و بدبخت می شوی و ... انگار نه انگار. باید دید چطور میتوان جلوی رخ دادن این نوع مسایل را گرفت و خود کنترلی دختران را افزایش داد چون اگر رخ بدهد درست کردنش با دلیل و برهان سخت است مگر اینکه کسی سرش به سنگ بخورد و بفهمد.

مدیر ارجاع سوالات;1021524 نوشت:
هم سن هستیم

یک پسر 20 سال با یک دختر 20 سال تفاوت داره.
تو میتونی همین لانش با یه پسر 27 سال (مثلا) ازدواج کنی.
تو موقعیتش رو (اگر به انواع بلوغ ها رسیده باشی) داری.

ولی ایشون چی؟
اصلا خانواده اش براش قدمی بر میدارن؟
فرض کنیم برداشتن
ایا توانایی این رو داره که دستت رو بگیره ببره زیر یک سقف؟
این اقا پسر ایا شغلی داره که بتونه زندگی رو تامین کنه؟
اومدیم زیر یک سقف هم رفتید ایا توانایی این رو داری که با همه چی بسازی؟ و تو این موقعیت زندگی ت رو بسازی؟

======================================
بک خاطره از یک بنده خدا بگم:
میگفت با پسر مذهبی اشنا شده تو سن و سال شما هم بودن (البته پسره بزرگتر بود یکی دو سال)
هر دو هم مذهبی بودن

طی اشنایی ظاهرا اینا صحبت های نادرست هم انجام میدادن و کارشون کشیده بود به صحبت های شبانه.
پسره هم از اینایی بود که تو فضای مجازی حرف های دینی میزد و حرف ازحجاب سفت وسخت میزد..

دختره از نوشته های این پسر تو فضای مجازی خبر نداشت و وقتی مواجه میشه با این حرفا انگار سطل آب سرد ریختن روش
و میگفت تازه یک تلنگر بهم خورد که چه خطایی کردم!
میگفت از پسره پرسیدم تو این افکارت چرا اینه عملت و هیچی نتونست بگه! رابطه شونم همونجا تموم شد رفت پیکارش!
(اینم تو پرانتز بگم دختره با هدف ازدواج اومده بود تو رابطه و چند باری به پسره گفته بود که بیاد خواستگاری با همه شرایطش کنار میاد ولی پسره تفره میرفته و بهونه می اورده)

==============================================
خداوند همه ما رو کمک کنه..

صائب تبریزی;1021744 نوشت:
جناب ابوالفضل. من به وفور دیدم دخترانی که محجبه بودن، خانواده دار بودن و حتی نماز شب خون بودند اما در حوالی این سنین یعنی از 18 تا 21 سالگی ، دچار این مشکلات شدن. وقتی با هم حرف میزدیم باور کنید که اون مسایل اخلاقی و دینی براشون بی اهمیت نبود، اتفاقا همون ها باعث می شد که پیشروی ارتباط بین اونها کند باشه (یکسال و نیم طول کشیده تا به بغل کردن و دست دادن برسه) . [HL]اما بر خلاف نظر شما ، در ابتدا این نیروی احساس و عاطفه و نیاز به محبت کردن به کسی و محبت دیدن و حرف زدن با یک فرد جدید بود که اونها رو به این راه کشونده بود و نه میل غریزی و شهوت جنسی[/HL].

خب دخترها اینجا سیاست خاص خودشون رو دارند و یا سر خودشون کلاه میگذارند

در واقع چون حیای دخترها در مسائل جنسی بیشتر از پسرها هست سعی می کنند که کشش و جاذبه جنسی رو با موارد دیگر توجیه کنند
یعنی فکر نکنم یک دختری بیاید و اقرار کند که من برای کشش و ارضای جنسی با یک پسر صمیمی شدم.

اما اگر به عمق قضیه نگاه کنیم یک دختر چرا باید به پسری از لحاظ صمیمی بودن نزدیک شود و از قربان صدقه رفتنش خوشحال و راضی شود ؟
چزا به هم جنس خودش تا این حد نزدیک نمیشه یا بر فرض پدر یا مادرش ؟

در واقع اون احساس و عاطفه ای که ازش صحبت می کنید امیخته با هیجانات و کشش های جنسی هست که دختر رو وارد رابطه صمیمانه با یک پسر میکنه
اگر این هیجانات و ارضای جنسی عاطفی رو حذف کنیم چیزی بنام رابطه عاطفی و احساسی هم همون لحظه خفه میشه.

صائب تبریزی;1021744 نوشت:
نمیدونم میتونم خوب توضیح بدم یا نه. این دخترها حتی تا پایان روابط هم به ارتباط جنسی فکر نمیکنن اکثرا. دوست دارن که کسی دوستشون داشته باشه و اونها هم کسی رو دوست داشته باشن. برای همینه که تعداد این موارد زیاده در جامعه. این نیاز به درستی ارضا نمیشه و موجب دوستی های نامشروع میشه.

وقتی ما از یک رابطه جنسی صحبت میکنیم صرفا این به ارتباط فیزیکی خلاصه نمیشه
صحبت از یک ارتباط جنسی همه جانبه روحی و جسمی و روانی هست .

خب من از شما سوالی می کنم ؟

دختری رو فرض میگیریم که کاملا از لحاظ دوست داشتن از سمت خانواده اش اشبع شده است
ایا قطعا و اصلا وارد یک رابطه عاطفی با یک پسر نخواهد شد ؟

به گفته ی شما که نباید این اتفاق بیوفته اما به اینطور نیست
چرا ؟ مگه از طرف خانواده اش از محبت و ... اشباع نشده ؟

چون بین دو غیر همجنس دوست داشتن محبت و احساس و . . . امیخته با هیجانات و کشش های جنسی می شوند
و این طور نیست که بگیم یک دختر صرفا برای رفع نیاز دوس داشتن وارد ارتباط صمیمانه با یک پسر میشه.

صائب تبریزی;1021744 نوشت:
الیته حرفهای شما درسته، من میخوام بگم کلا فاز ذهنی دخترها در این سن با فاز ذهنی بقیه فرق داره و تجربه به من میگه که هر چه هم بگوییم نکن نکن نکن فلان است و بد است و چه می شود و بدبخت می شوی و ... انگار نه انگار. باید دید چطور میتوان جلوی رخ دادن این نوع مسایل را گرفت و خود کنترلی دختران را افزایش داد چون اگر رخ بدهد درست کردنش با دلیل و برهان سخت است مگر اینکه کسی سرش به سنگ بخورد و بفهمد

مشکل رو من از عدم کنترل هیجانات و احساسات و کشش های جنسی میدونم .

یعنی یک دختر باید بدونه که وقتی وارد یک رابطه احساسی و عاطفی و صمیمی با یک پسر میشه این بالای 90 درصد ناشی از جاذبه ها و کشش های زودگذر و . . جنسی هست نه محبت و نمیدونم عشق و عاشقی و این دلیلی منطقی برای ازدواج نیست
شناخت پایین از غیر همجنس و . . .

صائب تبریزی;1021744 نوشت:
جناب ابوالفضل. من به وفور دیدم دخترانی که محجبه بودن، خانواده دار بودن و حتی نماز شب خون بودند اما در حوالی این سنین یعنی از 18 تا 21 سالگی ، دچار این مشکلات شدن. وقتی با هم حرف میزدیم باور کنید که اون مسایل اخلاقی و دینی براشون بی اهمیت نبود، اتفاقا همون ها باعث می شد که پیشروی ارتباط بین اونها کند باشه (یکسال و نیم طول کشیده تا به بغل کردن و دست دادن برسه) . اما بر خلاف نظر شما ، در ابتدا این نیروی احساس و عاطفه و نیاز به محبت کردن به کسی و محبت دیدن و حرف زدن با یک فرد جدید بود که اونها رو به این راه کشونده بود و نه میل غریزی و شهوت جنسی.

نمیدونم میتونم خوب توضیح بدم یا نه. این دخترها حتی تا پایان روابط هم به ارتباط جنسی فکر نمیکنن اکثرا. دوست دارن که کسی دوستشون داشته باشه و اونها هم کسی رو دوست داشته باشن. برای همینه که تعداد این موارد زیاده در جامعه. این نیاز به درستی ارضا نمیشه و موجب دوستی های نامشروع میشه.

حتی تعریف این دخترها هم از غیرت و شجاعت و زیبایی و ... ، اون تعریف های درست و جا افتاده ایی که ما میدونیم نیست و این عمدا اتفاق نمی افته. برای بعضی ها طول میکشه تا بفهمن اصلا غیرت یعنی چه و آیا طرف مقابل فرد غیوری هست یا نه.

الیته حرفهای شما درسته، من میخوام بگم کلا فاز ذهنی دخترها در این سن با فاز ذهنی بقیه فرق داره و تجربه به من میگه که هر چه هم بگوییم نکن نکن نکن فلان است و بد است و چه می شود و بدبخت می شوی و ... انگار نه انگار. باید دید چطور میتوان جلوی رخ دادن این نوع مسایل را گرفت و خود کنترلی دختران را افزایش داد چون اگر رخ بدهد درست کردنش با دلیل و برهان سخت است مگر اینکه کسی سرش به سنگ بخورد و بفهمد.

نوشتین:این نیاز به درستی ارضا نمیشه و موجب دوستی های نامشروع میشه.

راه درست این نیازچیه؟

اگر فقط برای محبت دیدن و دوست داشته شدن اینکارو میکنن

پس چطور این نیازو باید تامین کنن که سراغ مردی نرن؟؟

ابوالفضل;1021752 نوشت:
خب دخترها اینجا سیاست خاص خودشون رو دارند و یا سر خودشون کلاه میگذارند

در واقع چون حیای دخترها در مسائل جنسی بیشتر از پسرها هست سعی می کنند که کشش و جاذبه جنسی رو با موارد دیگر توجیه کنند
یعنی فکر نکنم یک دختری بیاید و اقرار کند که من برای کشش و ارضای جنسی با یک پسر صمیمی شدم.

اما اگر به عمق قضیه نگاه کنیم یک دختر چرا باید به پسری از لحاظ صمیمی بودن نزدیک شود و از قربان صدقه رفتنش خوشحال و راضی شود ؟
چزا به هم جنس خودش تا این حد نزدیک نمیشه یا بر فرض پدر یا مادرش ؟

در واقع اون احساس و عاطفه ای که ازش صحبت می کنید امیخته با هیجانات و کشش های جنسی هست که دختر رو وارد رابطه صمیمانه با یک پسر میکنه
اگر این هیجانات و ارضای جنسی عاطفی رو حذف کنیم چیزی بنام رابطه عاطفی و احساسی هم همون لحظه خفه میشه.

وقتی ما از یک رابطه جنسی صحبت میکنیم صرفا این به ارتباط فیزیکی خلاصه نمیشه
صحبت از یک ارتباط جنسی همه جانبه روحی و جسمی و روانی هست .

خب من از شما سوالی می کنم ؟

دختری رو فرض میگیریم که کاملا از لحاظ دوست داشتن از سمت خانواده اش اشبع شده است
ایا قطعا و اصلا وارد یک رابطه عاطفی با یک پسر نخواهد شد ؟

به گفته ی شما که نباید این اتفاق بیوفته اما به اینطور نیست
چرا ؟ مگه از طرف خانواده اش از محبت و ... اشباع نشده ؟

چون بین دو غیر همجنس دوست داشتن محبت و احساس و . . . امیخته با هیجانات و کشش های جنسی می شوند
و این طور نیست که بگیم یک دختر صرفا برای رفع نیاز دوس داشتن وارد ارتباط صمیمانه با یک پسر میشه.

مشکل رو من از عدم کنترل هیجانات و احساسات و کشش های جنسی میدونم .

یعنی یک دختر باید بدونه که وقتی وارد یک رابطه احساسی و عاطفی و صمیمی با یک پسر میشه این بالای 90 درصد ناشی از جاذبه ها و کشش های زودگذر و . . جنسی هست نه محبت و نمیدونم عشق و عاشقی و این دلیلی منطقی برای ازدواج نیست
شناخت پایین از غیر همجنس و . . .

جناب ابوالفضل راستش صحبتاتونو قبول ندارم دلیلشم اینه که
دوست من سردمزاجه اما با یه پسر دوسته
یا دخترای دیگه رو دیدم اصلا نیاز جنسی ندارن همون رابطه اصلی منظورمه
اما با پسرا دوست میشن دلشون میخواد باهاشون دوست باشن چون دوس دارن کسی باشه بهشون محبت کنه اینا از لحاظای دیگه نیاز به محبت و ارتباط باجنس مخالف دارن.
مثلا یه دختری بود توسایت مشاوره دیدمش سردمزاج بود از روابط جن.سی متنفر بود
اما بایه پسرعقدکرد و به پسره هم گفت هرگز نباید باهم ارتباط داشته باشیم حتی گفت حالم بهم میخوره به بیش ازاین رابطه ای که الان داریم حتی از بوسه هم بدش میومد واصلا همچین اجازه ای بهش نمیداد.
یا دوست خودم دوره نوجوونیمون میگفت به همسرآینده م میگم هیچوقت نباید رابطه داشته باشیم.
خب دلیل اینا چیه؟

با سلام

nazak;1021769 نوشت:
جناب ابوالفضل راستش صحبتاتونو قبول ندارم دلیلشم اینه که
دوست من سردمزاجه اما با یه پسر دوسته
یا دخترای دیگه رو دیدم اصلا نیاز جنسی ندارن همون رابطه اصلی منظورمه

اولا بنده از جمع حاضر عذرخواهی میکنم به خاطر ایجابی که در رک صحبت کردن پیش امده است .

ایا تمام زن ها عاری از نیاز جنسی هستند و سرد مزاج هستند ؟
مسلما خیر

به نظر بنده سرد مزاج بودن یک نوع مشکل هست و در حالت عادی چه زن و چه مرد باید در حد نرمالی از میل جنسی را دارا باشند .

nazak;1021769 نوشت:
اما با پسرا دوست میشن دلشون میخواد باهاشون دوست باشن چون دوس دارن کسی باشه بهشون محبت کنه اینا از لحاظای دیگه نیاز به محبت و ارتباط باجنس مخالف دارن.

در بالا هم اشاره ای داشتم مبنی بر اینکه :
نظر من اینه که رابطه جنسی صرفا در حالت فیزیکی خلاصه نمیشه
یعنی وقتی یک رابطه ی دختر و پسری وارد فاز صمیمیت میشه در این حالت نیاز و کشش جنسی هم وارد عمل شده و خودش رو با ارضای محبتی و عاطفی و دوس داشتن نشون میده

رابطه جنسی فیزیکی
رابطه جنسی عاطفی و محبتی و دوس داشتن => که برخی خانم ها برای فرار از مورد اول از این قسمت به اهداف خودشون میرسند

پس اگر میخواهید رابطه ی و کشش جنسی رو حذف کنید باید ارتباط پسر و دختر در حد ضرورت و رسمی جریان پیدا کنه
غیر این نمی تونید بگید که دوست من عاری از نیاز جنسی هست . اگر عاری از نیاز جنسی بود چرا عقد کرد ؟

یعنی یک دختری نمیدونه که وقتی با یه پسر دوست میشه این محبت بین پسر و دختر برای چیه ؟ این محبت به چه دردی میخوره و برای چیه ؟
نمیدونه این محبت ناشی از جاذبه ی جنسی و برای تولید مثل هست ؟
اگر غیر این بود یک دختر و پسر به هم سلام هم نمی کردند

nazak;1021769 نوشت:
مثلا یه دختری بود توسایت مشاوره دیدمش سردمزاج بود از روابط جن.سی متنفر بود
اما بایه پسرعقدکرد و به پسره هم گفت هرگز نباید باهم ارتباط داشته باشیم حتی گفت حالم بهم میخوره به بیش ازاین رابطه ای که الان داریم حتی از بوسه هم بدش میومد واصلا همچین اجازه ای بهش نمیداد.
یا دوست خودم دوره نوجوونیمون میگفت به همسرآینده م میگم هیچوقت نباید رابطه داشته باشیم.
خب دلیل اینا چیه؟

اینا به نظرم یک نوع اختلال جنسی هست ( یک زن در حالت نرمال باید این میل رو داشته باشه)
چون در جامعه ما یک پیش زمینه منفی در این باره بوجود میاد و در بزرگسالی به شکل یک اختلال خودش رو نشون میده

در حالی که باید یک دختر یا زن در شکل حلالش این میل رو داشته باشه .
یعنی نباید این ذهنیت رو داشته باشه که میل جنسی کاملا حرام و منفور هست.

ابوالفضل;1021800 نوشت:
با سلام

اولا بنده از جمع حاضر عذرخواهی میکنم به خاطر ایجابی که در رک صحبت کردن پیش امده است .

ایا تمام زن ها عاری از نیاز جنسی هستند و سرد مزاج هستند ؟
مسلما خیر

به نظر بنده سرد مزاج بودن یک نوع مشکل هست و در حالت عادی چه زن و چه مرد باید در حد نرمالی از میل جنسی را دارا باشند .

در بالا هم اشاره ای داشتم مبنی بر اینکه :
نظر من اینه که رابطه جنسی صرفا در حالت فیزیکی خلاصه نمیشه
یعنی وقتی یک رابطه ی دختر و پسری وارد فاز صمیمیت میشه در این حالت نیاز و کشش جنسی هم وارد عمل شده و خودش رو با ارضای محبتی و عاطفی و دوس داشتن نشون میده

رابطه جنسی فیزیکی
رابطه جنسی عاطفی و محبتی و دوس داشتن => که برخی خانم ها برای فرار از مورد اول از این قسمت به اهداف خودشون میرسند

پس اگر میخواهید رابطه ی و کشش جنسی رو حذف کنید باید ارتباط پسر و دختر در حد ضرورت و رسمی جریان پیدا کنه
غیر این نمی تونید بگید که دوست من عاری از نیاز جنسی هست . اگر عاری از نیاز جنسی بود چرا عقد کرد ؟

یعنی یک دختری نمیدونه که وقتی با یه پسر دوست میشه این محبت بین پسر و دختر برای چیه ؟ این محبت به چه دردی میخوره و برای چیه ؟
نمیدونه این محبت ناشی از جاذبه ی جنسی و برای تولید مثل هست ؟
اگر غیر این بود یک دختر و پسر به هم سلام هم نمی کردند

اینا به نظرم یک نوع اختلال جنسی هست ( یک زن در حالت نرمال باید این میل رو داشته باشه)
چون در جامعه ما یک پیش زمینه منفی در این باره بوجود میاد و در بزرگسالی به شکل یک اختلال خودش رو نشون میده

در حالی که باید یک دختر یا زن در شکل حلالش این میل رو داشته باشه .
یعنی نباید این ذهنیت رو داشته باشه که میل جنسی کاملا حرام و منفور هست.

صحبتاتونو قبول دارم بله دیدم که نوشتین منم چنبارخوندم نوشته تونو دنبال این بودم ببینم چی جوابمو میدین و علتش چیه
خب چطور باید این ذهنیتو درست کرد؟این اختلال فقط به کمک روانپزشک حل میشه؟
خب شما یه دختریا پسرو درنظربگیرین که تا 25 یا 30 سالگی شرایط ازدواج براش فراهم نمیشه
اگر با جنس مخالفش حتی صحبتی هم نداشته باشه ضروری ورسمی منظورم نیست.
پس چطور باید این حسو ارضا کنه؟؟؟
زمان قدیم که قرآن نازل شد درعربستان دخترا نهایتش تا18سالگی ازدواج میکردن
تازه 18خییلی زیاد بود
الان چی؟؟؟شاید این سوره که میگه با کسیکه دوست پنهانی داره ازدواج نکنید برااون زمان باشه میدونم قرآن برا همه اعصاره این که حتی با یه پسر نمیشه صحبت کرد منظورمه وگرنه رابطه نامشروع رو میدونم کامل رده

nazak;1021766 نوشت:
نوشتین:این نیاز به درستی ارضا نمیشه و موجب دوستی های نامشروع میشه.

راه درست این نیازچیه؟

اگر فقط برای محبت دیدن و دوست داشته شدن اینکارو میکنن

پس چطور این نیازو باید تامین کنن که سراغ مردی نرن؟؟

والا من دقیق نمیدونم. البته فکر کنم اینجا هم جاش نباشه از کارشناس بپرسیم چون بحث تاپیک منحرف میشه و سوال اصلی استارتر نیست. اما شاید یک حفره هایی در زندگی استارتر وجود داره که این نابسامانی رو تشدید کرده. شاید اگر بشه اون حفره ها رو پر کرد یا لا اقل جایگزین بهتری بجز ارتباط با یک پسر (که شرایط مناسبی نداره) رو براش پیدا کرد، این وضعیت استارتر بهتر بشه.

مثلا شاید استارتر محبت کافی رو از جانب مردهای درجه 1 مثل پدر و برادر دریافت نمیکنن. یا شاید محیط خانوادگی اونقدر گرم نیست که بشه کاملا بهش اعتماد کرد و مجبور شدن در نهایت بعد از یکسال خویشتن داری ، برای پر کردن جای خالی یک چیزی وارد رابطه با آقا بشن.

من خودم همچین شرایط بدی رو داشتم . بطوری که 0 درجه محبت و اعتماد ار طرف خانواده دریافت میکردم موقعیتهای زیادی بود که بخوام خودم رو تخلیه کنم یا به این حس مورد اعتماد و دوست داشتن کسی بودن پاسخ بدم. من استارتر رو سرزنش نمیکنم. اما دوست دارم که یک کمی به خودش ارزش بیشتری بگذاره. اینکه ما به پسری علاقه مند بشیم و میل داشته باشیم مدت زمانی رو با اون بگذرونیم چیز بدی نیست. اما باید بدونیم که اون فرد کی هست و ما کی هستیم. آیا امکان نداره که افراد بهتر از اون فرد سر راه ما قرار بگیرند؟ آیا نهایت شایستگی ما اینه که یک نفر بخاطر بغل گرفتن ما تخلیه بشه و لذت ببره؟

کاش استارتر میگفت که در مدت این یک سال و بعدش در این 6 ماه رابطه شون قدم به قدم چطور پیشرفت کرده، این رو از این بابت نمیگم که بتونیم اون آقا رو بشناسیم بلکه از این بابته که شاید بتونیم استارتر و
بشناسیم و بهتر کمکش کنیم.

nazak;1021806 نوشت:
این سوره که میگه با کسیکه دوست پنهانی داره ازدواج نکنید

سلام

چنین آیه ای در قرآن کریم نداریم که گفته باشد با کسی که دوست پنهان دارد ازدواج نکنید. این یک نکته روانشناختی است.

nazak;1021766 نوشت:
نوشتین:این نیاز به درستی ارضا نمیشه و موجب دوستی های نامشروع میشه.
راه درست این نیازچیه؟
اگر فقط برای محبت دیدن و دوست داشته شدن اینکارو میکنن
پس چطور این نیازو باید تامین کنن که سراغ مردی نرن؟؟

صائب تبریزی;1021807 نوشت:
والا من دقیق نمیدونم. البته فکر کنم اینجا هم جاش نباشه از کارشناس بپرسیم چون بحث تاپیک منحرف میشه و سوال اصلی استارتر نیست. اما شاید یک حفره هایی در زندگی استارتر وجود داره که این نابسامانی رو تشدید کرده. شاید اگر بشه اون حفره ها رو پر کرد یا لا اقل جایگزین بهتری بجز ارتباط با یک پسر (که شرایط مناسبی نداره) رو براش پیدا کرد، این وضعیت استارتر بهتر بشه.

وقتی در سنین نوجوانی و جوانی رابطه عاطفیِ عمیقی بین والدین و فرزند نباشد، در سال های بعد فرزند به سوی جنس مخالف کشیده می شود تا کمبودهای محبت خود را جبران کند. متأسفانه این جوانان موضوع رابطه با جنس مخالف را از خانواده خود مخفی می کنند. زیرا می ترسند با واکنشِ شدیدِ خانواده شان مواجه شوند. زیرا رابطه صمیمی با والدین شان ندارند. به حرف های این پرسشگر و پرسشگر موضوع « آیا می تونم ازدواج کنم؟ » دقت کنید. خانواده دخترها از این رابطه خبر ندارند. اگر جوان و خانواده شان در سال های گذشته بستری فراهم کنند که به راحتی مسائل شان را با یکدیگر در میان بگذارند، نیاز عاطفی شان برطرف می شود و نیازی به رابطه با جنس مخالف باقی نمی ماند.

ابوالفضل;1021752 نوشت:
خب دخترها اینجا سیاست خاص خودشون رو دارند و یا سر خودشون کلاه میگذارند

در واقع چون حیای دخترها در مسائل جنسی بیشتر از پسرها هست سعی می کنند که کشش و جاذبه جنسی رو با موارد دیگر توجیه کنند
یعنی فکر نکنم یک دختری بیاید و اقرار کند که من برای کشش و ارضای جنسی با یک پسر صمیمی شدم.

اما اگر به عمق قضیه نگاه کنیم یک دختر چرا باید به پسری از لحاظ صمیمی بودن نزدیک شود و از قربان صدقه رفتنش خوشحال و راضی شود ؟
چزا به هم جنس خودش تا این حد نزدیک نمیشه یا بر فرض پدر یا مادرش ؟

در واقع اون احساس و عاطفه ای که ازش صحبت می کنید امیخته با هیجانات و کشش های جنسی هست که دختر رو وارد رابطه صمیمانه با یک پسر میکنه
اگر این هیجانات و ارضای جنسی عاطفی رو حذف کنیم چیزی بنام رابطه عاطفی و احساسی هم همون لحظه خفه میشه.

وقتی ما از یک رابطه جنسی صحبت میکنیم صرفا این به ارتباط فیزیکی خلاصه نمیشه
صحبت از یک ارتباط جنسی همه جانبه روحی و جسمی و روانی هست .

خب من از شما سوالی می کنم ؟

دختری رو فرض میگیریم که کاملا از لحاظ دوست داشتن از سمت خانواده اش اشبع شده است
ایا قطعا و اصلا وارد یک رابطه عاطفی با یک پسر نخواهد شد ؟

به گفته ی شما که نباید این اتفاق بیوفته اما به اینطور نیست
چرا ؟ مگه از طرف خانواده اش از محبت و ... اشباع نشده ؟

چون بین دو غیر همجنس دوست داشتن محبت و احساس و . . . امیخته با هیجانات و کشش های جنسی می شوند
و این طور نیست که بگیم یک دختر صرفا برای رفع نیاز دوس داشتن وارد ارتباط صمیمانه با یک پسر میشه.

جناب ابوالفضل. عذر میخوام این رو میگم اما یک مقدار اطلاعاتتون درباره زنان پایین هست و البته خرده ایی به شما نیست. چون زن نیستید. در مورد احساس زنان تا کنون تجربه ایی نداشته اید.

بنده عرض نکردم که اگر دختری در خانواده کاملا از همه نظر سیراب می شود دیگر به سمت کسی برای برطرف کردن نیازش نمیرود. بلکه منظورم اینست که اگر پایه ها محکم باشند ، آن مقدار لقی را می توان با خودکنترلی و اموزش جبران کرد.

خط آخرتان درست نیست. من دخترم و تا بحال دوستان زیادی داشته ام که 90 درشان در روابط با پسران دنبال مسائل جنسی نبوده اند. نمیدونم که باید چطور بگم. براتون مثالی میزنم. دوستی داشتم که یک نفر را خیلی دوست داشت. ببینید یعنی به طوری که شیفته آن آقا بود. آن آقا از آن طرف سالن می آمد ، رنگ چهره دوست من عوض می شد. حالش عوض می شد من کاملا متوجه میشدم. یکبار که با هم حرف میزدیم گفتم: ببین ، خوب الان فلانی را دوست داری، میخواهی با این دوست داشتنت چکار کنی؟ صبح به صبح میروی پشت در اتاقش که اول او را ببینی بعد به سر کلاس بیایی ، شب میخواب خوابش را میبینی و ... آخرش که چی. با ناراحتی به من نگاه میکرد و میگفت آخر نداره که ، همینه. بهش گفتم: میخوای یک طوری بهش برسونیم که تو خاطر خواهش هستی یا یک طوری غیر مستقیم فلان استادی که من میشنساسمش تو را برای ازدواج به اون پیشنهاد بده؟ با خوشحال گفت آره میشه؟ گفتم آخه دختر خوب تو چیت به این ادم میخوره؟ 10 سال از تو بزرگتره، 70 سانت از تو کوتاهتره، دست تو به اندازه کل صورت اون آقاست و ریزه میزه است. اون دکتری داره و تو ترم اولی، اون چند تا زبون بلده و تو بزور فلان درست رو گرفتی 10. گفت خوب باشه مگه چه عیبی داره؟ فرض کن این آقا شوهر تو بود و کنارت نشسته بود اولین درخواستی که ازش داشتی چیه؟ گفتم : ازش میخواستم که اون مسئله هایی که من دیشب تا صبح نشستم و نتونستم حل کنم رو بیاره با هم حل کنیم. دوستم خندید و گفت : اگر من بودم میگفتم همینطوری بشین میخوام نگاهت کنم!گفتم : یعنی فقط نگاهش کنی و هیییچ کار دیگه ایی نکنی؟ ! گفت : آره ، اما اون بدونه که من دارم نگاهش میکنم. مثل این نگاههای الان زیر زیرکی و پنهانی نباشه.

توجه کنید که نگفت که ازش میخواستم که بریم ..... . متاسفانه دنیای خانمها بالا و پایین زیاد داره. بعضی ها احساسی ترند واگر نگاه کنی در برخی مقاطع زندگی در تصمیمات و کارهایشان نه اثری از عقل و منطق میبینی نه غریزه.

صائب تبریزی;1021807 نوشت:
والا من دقیق نمیدونم. البته فکر کنم اینجا هم جاش نباشه از کارشناس بپرسیم چون بحث تاپیک منحرف میشه و سوال اصلی استارتر نیست. اما شاید یک حفره هایی در زندگی استارتر وجود داره که این نابسامانی رو تشدید کرده. شاید اگر بشه اون حفره ها رو پر کرد یا لا اقل جایگزین بهتری بجز ارتباط با یک پسر (که شرایط مناسبی نداره) رو براش پیدا کرد، این وضعیت استارتر بهتر بشه.

مثلا شاید استارتر محبت کافی رو از جانب مردهای درجه 1 مثل پدر و برادر دریافت نمیکنن. یا شاید محیط خانوادگی اونقدر گرم نیست که بشه کاملا بهش اعتماد کرد و مجبور شدن در نهایت بعد از یکسال خویشتن داری ، برای پر کردن جای خالی یک چیزی وارد رابطه با آقا بشن.

من خودم همچین شرایط بدی رو داشتم . بطوری که 0 درجه محبت و اعتماد ار طرف خانواده دریافت میکردم موقعیتهای زیادی بود که بخوام خودم رو تخلیه کنم یا به این حس مورد اعتماد و دوست داشتن کسی بودن پاسخ بدم. من استارتر رو سرزنش نمیکنم. اما دوست دارم که یک کمی به خودش ارزش بیشتری بگذاره. اینکه ما به پسری علاقه مند بشیم و میل داشته باشیم مدت زمانی رو با اون بگذرونیم چیز بدی نیست. اما باید بدونیم که اون فرد کی هست و ما کی هستیم. آیا امکان نداره که افراد بهتر از اون فرد سر راه ما قرار بگیرند؟ آیا نهایت شایستگی ما اینه که یک نفر بخاطر بغل گرفتن ما تخلیه بشه و لذت ببره؟

کاش استارتر میگفت که در مدت این یک سال و بعدش در این 6 ماه رابطه شون قدم به قدم چطور پیشرفت کرده، این رو از این بابت نمیگم که بتونیم اون آقا رو بشناسیم بلکه از این بابته که شاید بتونیم استارتر و
بشناسیم و بهتر کمکش کنیم.

تایپیکو منحرف نمیکنه چون این دقیقا درراستای همین تایپیکه
خب ایشون نباید بدونن اشتباهشون چی بود که به این سمت کشیده شدن و چطور این دخترا باید ازراه درست نیازشونو ارضا کنن تا طرف پسری نرن.
سراب تنها تشنگان را میدواند.سیراب که باشی حقه اش از جا تکانت نخواهد داد...

امید;1021808 نوشت:

سلام

چنین آیه ای در قرآن کریم نداریم که گفته باشد با کسی که دوست پنهان دارد ازدواج نکنید. این یک نکته روانشناختی است.

سلام
جناب امید

پس چرا آیه 5 سوره مائده قرآن ما همچین چیزی توش نوشته شده؟؟؟؟

آیت الله مکارم شیرازی

امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده و ( همچنین ) طعام اهل کتاب ، برای شما حلال است و طعام شما برای آنها حلال و ( نیز ) آنان پاکدامن از مسلمانان ، و آنان پاکدامن از اهل کتاب ، حلالند هنگامی که مهر آنها را بپردازید و پاکدامن باشید نه زناکار ، و نه دوست پنهانی و نامشروع گیرید. و کسی که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد ، اعمال او تباه می گردد و در سرای دیگر ، از زیانکاران خواهد بود.

استاد مهدی فولادوند
امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده ، و طعام کسانی که اهل کتابند برای شما حلال ، و طعام شما برای آنان حلال است. و [ بر شما حلال است ازدواج با ] زنان پاکدامن از مسلمان ، و زنان پاکدامن از کسانی که پیش از شما کتاب [ آسمانی ] به آنان داده شده ، به شرط آنکه مهرهایشان را به ایشان بدهید ، در حالی که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید. و هر کس در ایمان خود شکّ کند ، قطعاً عملش تباه شده ، و در آخرت از زیانکاران است.

من اینطور از پاکدامن برداشت کردم که واسه طرف مقابل ازدواج که میگه اونم پاکدامن باشه قطعا اونم نباید اهل اینچیزا باشه که نوشته شده

امید;1021810 نوشت:
وقتی در سنین نوجوانی و جوانی رابطه عاطفیِ عمیقی بین والدین و فرزند نباشد، در سال های بعد فرزند به سوی جنس مخالف کشیده می شود تا کمبودهای محبت خود را جبران کند. متأسفانه این جوانان موضوع رابطه با جنس مخالف را از خانواده خود مخفی می کنند. زیرا می ترسند با واکنشِ شدیدِ خانواده شان مواجه شوند. زیرا رابطه صمیمی با والدین شان ندارند. به حرف های این پرسشگر و پرسشگر موضوع « آیا می تونم ازدواج کنم؟ » دقت کنید. خانواده دخترها از این رابطه خبر ندارند. اگر جوان و خانواده شان در سال های گذشته بستری فراهم کنند که به راحتی مسائل شان را با یکدیگر در میان بگذارند، نیاز عاطفی شان برطرف می شود و نیازی به رابطه با جنس مخالف باقی نمی ماند.

خب خیلی از خانمها از طرف پدرشون اون محبتی که بایدو دریافت نمیکنن
نمیشه که هشتاد درصد این دخترا دوستی از جنس مخالف نگیرن پس چطور محبتی که نداشتن باید جبران شه؟؟
بگیم محبت خدا؟؟همه که نمیشه عاشق خداباشن

صائب تبریزی;1021807 نوشت:
والا من دقیق نمیدونم. البته فکر کنم اینجا هم جاش نباشه از کارشناس بپرسیم چون بحث تاپیک منحرف میشه و سوال اصلی استارتر نیست. اما شاید یک حفره هایی در زندگی استارتر وجود داره که این نابسامانی رو تشدید کرده. شاید اگر بشه اون حفره ها رو پر کرد یا لا اقل جایگزین بهتری بجز ارتباط با یک پسر (که شرایط مناسبی نداره) رو براش پیدا کرد، این وضعیت استارتر بهتر بشه.

مثلا شاید استارتر محبت کافی رو از جانب مردهای درجه 1 مثل پدر و برادر دریافت نمیکنن. یا شاید محیط خانوادگی اونقدر گرم نیست که بشه کاملا بهش اعتماد کرد و مجبور شدن در نهایت بعد از یکسال خویشتن داری ، برای پر کردن جای خالی یک چیزی وارد رابطه با آقا بشن.

من خودم همچین شرایط بدی رو داشتم . بطوری که 0 درجه محبت و اعتماد ار طرف خانواده دریافت میکردم موقعیتهای زیادی بود که بخوام خودم رو تخلیه کنم یا به این حس مورد اعتماد و دوست داشتن کسی بودن پاسخ بدم. من استارتر رو سرزنش نمیکنم. اما دوست دارم که یک کمی به خودش ارزش بیشتری بگذاره. اینکه ما به پسری علاقه مند بشیم و میل داشته باشیم مدت زمانی رو با اون بگذرونیم چیز بدی نیست. اما باید بدونیم که اون فرد کی هست و ما کی هستیم. آیا امکان نداره که افراد بهتر از اون فرد سر راه ما قرار بگیرند؟ آیا نهایت شایستگی ما اینه که یک نفر بخاطر بغل گرفتن ما تخلیه بشه و لذت ببره؟

کاش استارتر میگفت که در مدت این یک سال و بعدش در این 6 ماه رابطه شون قدم به قدم چطور پیشرفت کرده، این رو از این بابت نمیگم که بتونیم اون آقا رو بشناسیم بلکه از این بابته که شاید بتونیم استارتر و
بشناسیم و بهتر کمکش کنیم.

خب یعنی اگر پسری سرراهت قرار میگرفت که بهش علاقمند میشدی و میل داشتی مدتیو باهاش بگذرونی و میدونستی کی هست و خودت کی هستی
میگذروندی؟؟
بنظرت گناه نبود؟یا نیست؟

nazak;1021824 نوشت:
خب یعنی اگر پسری سرراهت قرار میگرفت که بهش علاقمند میشدی و میل داشتی مدتیو باهاش بگذرونی و میدونستی کی هست و خودت کی هستی
میگذروندی؟؟
بنظرت گناه نبود؟یا نیست؟

سلام. منظور من این نبود که وقت گذروندن با پسرها جایز هست حتی اگر بشناسیمشون. منظورم اینه که این یک احساس طبیعیه (که مسایل جنسی در اون دخالت ناچیزی دارن) که اگر خوب هدایت بشه به یک انتخاب هوشمندانه برای ازدواج تبدیل میشه و اگر بد هدایت بشه میرسه به حالت سردرگمی الان استارتر.

اگر خانواده ایی قوی باشه، این احساس بوجود اومده بین دخترش و یک پسر متناسب با اون رو ،ولو در 20 سالگی، به سمت مناسب هدایت میکنه . و اگر پسر متناسب نباشه ، سریعا از ادامه این ارتباط خودداری میکنه.

من افرادی در زندگی شخصیم بودند که بی دلیل دوستشون داشتم. یعنی در برخورد های چندم حس خاصی نسبت بهشون داشتم بدون این که ذره ایی به تناسب ویژگی ها یا مسایل جنسی فکر کنم. چون خودم تجربه دوست داشتن خالص رو داشتم ، در پاسخ به جناب ابوالفضل اون رو مطرح کردم . من مطمئن هستم که اگر اون افراد ذره ایی از حس من به خودشون با خبر بودن و حس متقابلی به من داشتند، بدون شک با توجه به پیشینه خانوادگی من ، به سرعت بینمون ارتباط ( نه در نوع فیزیکی جنسی) شکل می گرفت. اما چون من این احساس یکطرفه رو داشتم هیچ وقت هم جرات بروزش رو نداشتم و از بازخورد طرف مقابل می ترسیدم ، در نهایت به ارتباط با هیچ فردی منجر نشد. البته این مطلب امیدوارم که در روند تاپیک اختلال ایجاد نکنه چون تجربه شخصی هست.

صائب تبریزی;1021825 نوشت:
سلام. منظور من این نبود که وقت گذروندن با پسرها جایز هست حتی اگر بشناسیمشون. منظورم اینه که این یک احساس طبیعیه (که مسایل جنسی در اون دخالت ناچیزی دارن) که اگر خوب هدایت بشه به یک انتخاب هوشمندانه برای ازدواج تبدیل میشه و اگر بد هدایت بشه میرسه به حالت سردرگمی الان استارتر.

اگر خانواده ایی قوی باشه، این احساس بوجود اومده بین دخترش و یک پسر متناسب با اون رو ،ولو در 20 سالگی، به سمت مناسب هدایت میکنه . و اگر پسر متناسب نباشه ، سریعا از ادامه این ارتباط خودداری میکنه.

من افرادی در زندگی شخصیم بودند که بی دلیل دوستشون داشتم. یعنی در برخورد های چندم حس خاصی نسبت بهشون داشتم بدون این که ذره ایی به تناسب ویژگی ها یا مسایل جنسی فکر کنم. چون خودم تجربه دوست داشتن خالص رو داشتم ، در پاسخ به جناب ابوالفضل اون رو مطرح کردم . من مطمئن هستم که اگر اون افراد ذره ایی از حس من به خودشون با خبر بودن و حس متقابلی به من داشتند، بدون شک با توجه به پیشینه خانوادگی من ، به سرعت بینمون ارتباط ( نه در نوع فیزیکی جنسی) شکل می گرفت. اما چون من این احساس یکطرفه رو داشتم هیچ وقت هم جرات بروزش رو نداشتم و از بازخورد طرف مقابل می ترسیدم ، در نهایت به ارتباط با هیچ فردی منجر نشد. البته این مطلب امیدوارم که در روند تاپیک اختلال ایجاد نکنه چون تجربه شخصی هست.


سلام
بنظرم اگر آدم تجربه شخصیشو بگه خییلی بهتره .چون اینجوری دیگه
وقتی کسی مسئله رو از یه دید دیگه تجزیه وتحلیل میکنه طرف مقابل خب تو دل بقیه نیست شاید واقعا قضیه چیزدیگه ای بوده اما وقتی شخص خودش تجربه شو داره
دیگه میتونه مطمئن راجبش صحبت کنه
که بتونه ابراز عقیده کنه حالا یااون پی میبره یکی از استثناهاست یا نه
واقعا اون تحلیل همگانی نیست.. و تعدادی روشامل میشه تعدادی رو نه.

nazak;1021806 نوشت:
صحبتاتونو قبول دارم بله دیدم که نوشتین منم چنبارخوندم نوشته تونو دنبال این بودم ببینم چی جوابمو میدین و علتش چیه
خب چطور باید این ذهنیتو درست کرد؟این اختلال فقط به کمک روانپزشک حل میشه؟

خب بستگی دارد
یعنی دقیقا نمی تونیم بگیم درمانش این هست .

در زندگی زناشویی ممکن هست تحت تاثیر رفتارهای شریک زندگی فرد بوجود بیاد
یعنی یه سری رفتارهای غیر صحیحی که طرف رو نسبت به رابطه دلسرد میکنه

اما در رابطه با فردی که ازدواج نکرده و سرد مزاج هست یه اراده قوی میخواد که نگرشهای غیر صحیح خودش رو به نگرشهای صحیح اصلاح کنه
اینکه ریشه یابی کنه که چرا سرد مزاج هست ؟
ممکن هست مشکل جسمی داشته باشه که باید به پزشک مراجعه کنه

ممکن هست یه رویدادی و اتفاقی باعث شده که نسبت به این قضیه ذهنیت منفی پیدا کرده .
مثلا در کودکی و نوجوانی اینقدر از اطرافیان در مورد منفور بودن این قضیه پیش زمینه ذهنی پیدا کرده که الان نمیتونه راحت با این قضیه کنار بیاد
در واقع این نگرش های منفی رو باید با نگرشی مثبت با این مضمون ( این رابطه در شکل حلالش هیچ منفوریت و مشکلی نداره و کاملا سودمند هست)

کار روانشناس هم همین هست یعنی پیش زمینه هارو کشف و به شکل صحیحی اصلاح میکنه .

nazak;1021806 نوشت:
خب شما یه دختریا پسرو درنظربگیرین که تا 25 یا 30 سالگی شرایط ازدواج براش فراهم نمیشه
اگر با جنس مخالفش حتی صحبتی هم نداشته باشه ضروری ورسمی منظورم نیست.
پس چطور باید این حسو ارضا کنه؟؟؟

خب هر کسی میتونه شیوه خودش رو بکار بگیره
در کل من این حس ( میل جنسی) رو یک حس مخفی میبینم => هیزم های نفت الودی که تا کبریت نزنیم در حد قابل کنترلی هست
یعنی کسی که شرایطش رو نداره نباید این حس رو شعله ور کنه که براش سوال پیش بیاد که حالا که شعله ور شد چطور ارضا کنم ؟

مسلما یک دختر با پسری رفاقت کنه این حس خودبخود شعله ور میشه و در این شرایط اگر از من سوال کنه چطور ارضا کنم ؟
سوال خنده داری هست

nazak;1021806 نوشت:
زمان قدیم که قرآن نازل شد درعربستان دخترا نهایتش تا18سالگی ازدواج میکردن
تازه 18خییلی زیاد بود
الان چی؟؟؟شاید این سوره که میگه با کسیکه دوست پنهانی داره ازدواج نکنید برااون زمان باشه میدونم قرآن برا همه اعصاره این که حتی با یه پسر نمیشه صحبت کرد منظورمه وگرنه رابطه نامشروع رو میدونم کامل رده

فکر میکنم این ها یه سری بحث های دیگه هستند که من وارد بشم تاپیک از موضوع اصلی خودش دور میشه

اما در کل شرایط قدیم با الان فرق داره :

در مورد اون زمان هم نمی تونیم با قطعیت صحبت کنیم که همه بدون استثنا در 18 سالگی و کمتر ازدواج میکرده اند .
همان طور که الانم میبینیم افرادی در سنین پایین ازدواج می کنند .

ما که خدمت سربازی بودیم بودند پسرانی که در سنین 19 سالگی و پایین عقد کرده و به خدمت امده بودند !

صائب تبریزی;1021812 نوشت:
خط آخرتان درست نیست. من دخترم و تا بحال دوستان زیادی داشته ام که 90 درشان در روابط با پسران دنبال مسائل جنسی نبوده اند. نمیدونم که باید چطور بگم. براتون مثالی میزنم. دوستی داشتم که یک نفر را خیلی دوست داشت. ببینید یعنی به طوری که شیفته آن آقا بود. آن آقا از آن طرف سالن می آمد ، رنگ چهره دوست من عوض می شد. حالش عوض می شد من کاملا متوجه میشدم. یکبار که با هم حرف میزدیم گفتم: ببین ، خوب الان فلانی را دوست داری، میخواهی با این دوست داشتنت چکار کنی؟ صبح به صبح میروی پشت در اتاقش که اول او را ببینی بعد به سر کلاس بیایی ، شب میخواب خوابش را میبینی و ... آخرش که چی. با ناراحتی به من نگاه میکرد و میگفت آخر نداره که ، همینه. بهش گفتم: میخوای یک طوری بهش برسونیم که تو خاطر خواهش هستی یا یک طوری غیر مستقیم فلان استادی که من میشنساسمش تو را برای ازدواج به اون پیشنهاد بده؟ با خوشحال گفت آره میشه؟ گفتم آخه دختر خوب تو چیت به این ادم میخوره؟ 10 سال از تو بزرگتره، 70 سانت از تو کوتاهتره، دست تو به اندازه کل صورت اون آقاست و ریزه میزه است. اون دکتری داره و تو ترم اولی، اون چند تا زبون بلده و تو بزور فلان درست رو گرفتی 10. گفت خوب باشه مگه چه عیبی داره؟ فرض کن این آقا شوهر تو بود و کنارت نشسته بود اولین درخواستی که ازش داشتی چیه؟ گفتم : ازش میخواستم که اون مسئله هایی که من دیشب تا صبح نشستم و نتونستم حل کنم رو بیاره با هم حل کنیم. دوستم خندید و گفت : اگر من بودم میگفتم همینطوری بشین میخوام نگاهت کنم!گفتم : یعنی فقط نگاهش کنی و هیییچ کار دیگه ایی نکنی؟ ! گفت : آره ، اما اون بدونه که من دارم نگاهش میکنم. مثل این نگاههای الان زیر زیرکی و پنهانی نباشه.

ببینید حرف من این نیست که مستقیما دنبال مسائل جنسی و روابط جنسی هستند ( البته استثنا هم هستند و هستند افرادی که مستقیما دنبالش هسند)

برای همین گفتم که سر خودشون کلاه میذارند .

یعنی چی ؟

یعنی اینکه ناخواسته وقتی دختری وارد رابطه با پسری میشه و یا مجذوب یک اقا میشه اینجا نمی تونیم بگیم این رابطه و کشش کاملا عاری از میل و کشش جنسی هست !
صحبت از علت کشش و مجذوب شدن هست نه اینکه بگیم هدف از رابطه رسیدن به فلان هست
در غیر این صورت سوال میکنیم چرا همین دوست شما مجذوب یک خانم 50 ساله استاد دانشگاه نشده ؟ ان مجذئب شدنی که بشیند تا صحبت فقط نگاهش کند !! و وقتی ان خانم استاد دانشگاه 50 ساله که می اید دست و پایش را گم کند؟

و مورد دیگر اینکه شما توقع دارید همین دوستتون که مجذوب ان استاد شده بیاید و اقرار کند من برای فلان هدف مجذوب شده ام و رک و راست بگوید ؟

صائب تبریزی;1021812 نوشت:
جناب ابوالفضل. عذر میخوام این رو میگم اما یک مقدار اطلاعاتتون درباره زنان پایین هست و البته خرده ایی به شما نیست. چون زن نیستید. در مورد احساس زنان تا کنون تجربه ایی نداشته اید.

100 البته که همین طور هست و منم فقط بر اساس اون خوانده ها و نگرش های خودم مساله رو واکاوی میکنم .

nazak;1021814 نوشت:
نه دوست پنهانی و نامشروع گیرید.


سلام

درست می فرمایید. از ازدواج با فردی که دوستیِ پنهانی دارد نهی شده است. البته این افراد می توانند از دوستی پنهانی دست بردارند تا مشمول آیه نباشند. این یک واقعیت است که چنین ازدواجی سرانجامی ندارد. متأسفانه من با مواردی برخورد کرده ام که فرد مُراجع با وجود ازدواج هنوز دلش با فرد دیگری است و اصلا دوست ندارد با همسرش زندگی کند. در مورد این افراد چه باید کرد؟؟

nazak;1021821 نوشت:
هشتاد درصد این دخترا دوستی از جنس مخالف نگیرن پس چطور محبتی که نداشتن باید جبران شه؟؟

محبت اگر از خانواده اصلی و پدر و مادر دریافت نشود، شاید در ازدواج با یک همسر و شوهرِ خوب و مناسب جبران شود.
ولی در رابطه دوستی با پسرها این کمبود محبت جبران نمی شود. ما انسان ها همگی به دنبال محبت و آرامش پایدار هستیم؛ نه محبت و آرامشی موقّتی. خانمی که برای جبران محبتی که از پدر و مادرش ندیده، به دوستی با جنس مخالف کشیده می شود، از پسرها محبت واقعی نمی بیند. زیرا آنها او را به خاطر خودش نمی خواهند. به ندرت می توان پسری یافت که دختر را به خاطر خودش بخواهد. این بدبینی نیست؛ واقعیت است. من با اینکه روحانی هستم، با عده زیادی از جوانان صحبت کرده ام. شاید از این حرفم تعجب کنید« من در تاکسی که می نشینم، وقتی می بینم راننده اهل صحبت کردن است، سر صحبت را با او باز می کنم تا از تجربیاتِ افراد مختلف استفاده کنم و از نظرات شان باخبر شوم». من به این کار علاقه دارم. سال هاست که در فضای مجازی هستم. متأسفانه در این عصر و زمانه، از عشق های پاک، خبری نیست. کجا می توان رابطه پسر و دختری را یافت که یک طرف به دنبال سوءاستفاده نباشد؟؟

امید;1021850 نوشت:

سلام

درست می فرمایید. از ازدواج با فردی که دوستیِ پنهانی دارد نهی شده است. البته این افراد می توانند از دوستی پنهانی دست بردارند تا مشمول آیه نباشند. این یک واقعیت است که چنین ازدواجی سرانجامی ندارد. متأسفانه من با مواردی برخورد کرده ام که فرد مُراجع با وجود ازدواج هنوز دلش با فرد دیگری است و اصلا دوست ندارد با همسرش زندگی کند. در مورد این افراد چه باید کرد؟؟


راستش اگر منظورتون این باشه که کساییکه دوست پنهانی دارن تو ازدواجاشون دلشون یجادیگست باید بگم که دوست خودم هیچوقت دوس پسر نداشت اما دلش پی عشق سابقشه که تو دلش دوسش داشت باوجوداینکه متاهله.
ولی خب قبول دارم که درصد کسایی که دوس پسرداشتنو موقع متاهلی دلشون یجادیگست بیشتر از اوناییکه نداشتن.
بنظرم بیشتر باید رو این کار کرد که اصلا تعهد وخیانت یعنی چی و این آدما تازمانیکه قبلیو از دل وذهنشون خارج نکردن نباید وارد فرآیند ازدواج باشخص دیگه بشن.خیانت از محدوده ی فکر تا رختخوابه کاش اینو متاهلا بفهمند...
امیدوارم استارتر هم هرچه زودتر ازاین وضعیت خلاص بشه فکرشو سامان بده.

امید;1021851 نوشت:

محبت اگر از خانواده اصلی و پدر و مادر دریافت نشود، شاید در ازدواج با یک همسر و شوهرِ خوب و مناسب جبران شود.
ولی در رابطه دوستی با پسرها این کمبود محبت جبران نمی شود. ما انسان ها همگی به دنبال محبت و آرامش پایدار هستیم؛ نه محبت و آرامشی موقّتی. خانمی که برای جبران محبتی که از پدر و مادرش ندیده، به دوستی با جنس مخالف کشیده می شود، از پسرها محبت واقعی نمی بیند. زیرا آنها او را به خاطر خودش نمی خواهند. به ندرت می توان پسری یافت که دختر را به خاطر خودش بخواهد. این بدبینی نیست؛ واقعیت است. من با اینکه روحانی هستم، با عده زیادی از جوانان صحبت کرده ام. شاید از این حرفم تعجب کنید« من در تاکسی که می نشینم، وقتی می بینم راننده اهل صحبت کردن است، سر صحبت را با او باز می کنم تا از تجربیاتِ افراد مختلف استفاده کنم و از نظرات شان باخبر شوم». من به این کار علاقه دارم. سال هاست که در فضای مجازی هستم. متأسفانه در این عصر و زمانه، از عشق های پاک، خبری نیست. کجا می توان رابطه پسر و دختری را یافت که یک طرف به دنبال سوءاستفاده نباشد؟؟

شایدجبران بشه با یه شوهرخوب !واقعا تلخ بود اینحرف که آدم نه از پدرومادرش محبت کافیو دریافت کنه نه از شوهر.
آدم تو فکر میفته بطور موقتی هم که شده این محبتو از کسی دریافت کنه.

بله واقعیت داره ما هم شاهدش هستیم اما واقعا همه اینطورنیستن یسریا واقعا خوددخترو میخوان و رفتن خواستگاریشون ولی هیچکدوم ازدواج نکردن باهم.بنظرمن یه تعدادیشونم که واقعا همو میخوان خونواده ها مخالفت میکنن...البته این افراد تعدادشون خییلی کمه...

راستی جناب امید روزتون مباارک...

nazak;1021869 نوشت:
آدم تو فکر میفته بطور موقتی هم که شده این محبتو از کسی دریافت کنه.

ای کاش هیچ وقت هیچ جوانی این نیاز را در خود احساس نکند که به صورت موقت از فردی دیگر محبت دریافت نماید. متأسفانه شاهد عواقب وخیم این روابط در غیر ایران بوده ام. سال گذشته در یکی از تاپیک ها در مورد مشاهداتم در کشور برزیل مطالبی نوشتم.

nazak;1021869 نوشت:
راستی جناب امید روزتون مباارک...

از شما واقعاااااااااااااا تشکر می کنم.

happy

@};-@};-@};-

امید;1021872 نوشت:

ای کاش هیچ وقت هیچ جوانی این نیاز را در خود احساس نکند که به صورت موقت از فردی دیگر محبت دریافت نماید. متأسفانه شاهد عواقب وخیم این روابط در غیر ایران بوده ام. سال گذشته در یکی از تاپیک ها در مورد مشاهداتم در کشور برزیل مطالبی نوشتم.

از شما واقعاااااااااااااا تشکر می کنم.

Happy


@};-@};-@};-

جناب امید اسم تایپیک رو میتونید بفرستید که راجب مشاهداتتون تو برزیله؟

خواهش می کنم استاد...@};-@};-@};-@};-@};-[-o

nazak;1021915 نوشت:
جناب امید اسم تایپیک رو میتونید بفرستید که راجب مشاهداتتون تو برزیله؟

خدمت شما:

چادر یا حجاب دیگر؟

روی عنوان بالا کلیک کنید.


با سلام
خواهر من
مذهبی و غیر مذهبی نداره کسی که شرایط ازدواج رو نداره و دست به همچین دوستی هایی میزنه قطعا به دنبال پر کردن اوقات تنهایی خودش هس و براش نور علی نور که تو همین مدت کوتاه رابطه اش با شما یه تماس فیزیکی هم ایجاد کنه
ایشون ضرر نمیکنن و مطمئنا تنها شخصی که از این رابطه ضربه و لطمه خواهد خورد خود شما هستین
کلا روابطی که به امید ازدواج شکل میگیره اگه زیر نظر خانواده باشه بهتره تا مخفی و یواشکی باشه : )
در آخر باید بهتون توصیه کنم شما اون شخص رو همینجوری که هس باید بپذیرید نه اینکه به خودتون بگید بعد ازدواج این اخلاقاشو تغییر میدم و کاری میکنم اینطوری رفتار کنه و اینطوری لباس بپوشه کاملا اشتباهس
بیشتر مراقب رفتارهای قبل ازدواجتون باشید که براتون سنگین تمام نشه
موفق باشید

امید;1021918 نوشت:
خدمت شما:

چادر یا حجاب دیگر؟

روی عنوان بالا کلیک کنید.


ممنونم امید گرامی که مشاهداتتون رو با ما در میان گذاشتید.
البته بایستی توجه داشت که برزیل را نمی توان مشت نمونه خروار دانست و برزیل در این زمینه معروفه توی دنیا

فروردین;1022298 نوشت:
البته بایستی توجه داشت که برزیل را نمی توان مشت نمونه خروار دانست و برزیل در این زمینه معروفه توی دنیا

من می خواستم تأثیر نداشتن حجاب را در جامعه به دوستان با ذکر یک نمونه نشان دهم. متأسفانه این وضعیت در کشورهای دیگر هم وجود دارد.
مقاله موجود در آدرس زیر را بخوانید:

https://www.yjc.ir/fa/news/5610491/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D8%B1%D8%B7-%D9%82%D8%A8%D9%88%D9%84-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D9%88%D8%A1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%DA%A9%D8%AC%D8%A7-%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1

این وضعیت باعث شده خانم «ساندرا مولر» که یک روزنامه نگار است، هشتکی با عنوان «خوک خودت را افشا کن » (ترجمه فارسی) را در اینستاگرام راه اندازی کند تا زنان بتوانند تجربیات شان از آزار جنسی را به اشتراک بگذارند.

من مقاله ای از سایت نیویورک تایمز در مورد مسأله آزار و اذیت زنان پیدا کردم؛ اما به خاطر ملاحظاتی ترجیح دادم آدرس مطلب سایت باشگاه خبرنگاران جوان را قرار دهم.

پرسش:

دختری 20 ساله هستم که مدت 6 ماه است با پسری از همکلاس هایم وارد رابطه عاطفی و صمیمانه شده ام. این آقا هم سنّ من است. ظاهر او مذهبی و بسیجی است. من از نظر اعتقادی در سطح متوسط می باشم؛ نه خیلی محجبه و نه خیلی آزاد هستم. در این مدت درباره حجاب خیلی با یکدیگر بحث داشتیم. او به شدت غیرتی است. ما در مدت آشنایی به شدت به یکدیگر وابسته شده ایم. ولی اخیرا او بیشتر دوست دارد تماس فیزیکی (بغل و دست دادن) برقرار کند. می گوید:" من این طور رفتار می کنم تا تو حرف بزنی ". من نگرانم؛ هم از این جهت که احساس گناه می کنم و فکر می کنم با این وضعیت، خدا به ما کمک نمی کند که به یکدیگر برسیم و هم از این جهت که بین شخصیت مذهبی و رفتارهای او تضاد وجود دارد. می ترسم در صورت ازدواج دچار مشکل بشویم. از سوی دیگر این آقا کار ندارد و خانواده اش نمی توانند از نظر مادّی او را حمایت نمایند و شرایط ازدواج ندارد. لطفا راهنمایی ام کنید که چه کار کنم.

پاسخ:

دخترهای جوان وقتی وارد رابطه دوستی با پسری می شوند، ازدواج را در نظر می گیرند و به این امید تن به این روابط می دهند که مقدّمه یِ ازدواج باشد. آنها با خود می گویند:«برای شناختِ کامل از همدیگر باید مدتی با هم دوست باشیم». اما همیشه اوضاع آن چنان که دوست دارند پیش نمی رود.

دخترها بیشتر از پسرهای جوان فکر می کنند و موضوعات مختلف را از زوایای متفاوت مورد بررسی قرار می دهند. پسر وقتی از درگیریِ ذهنِ دوستِ دخترش باخبر می شود، می گوید:«ذهنت را با این فکرها مشغول نکن». متأسفانه پسرها در این دوستی ها قصد ازدواج ندارند و بیشتر به دنبال لذت جویی هستند و به آینده و پیامدهای این روابط و دوستی ها فکر نمی کنند. پسری که واقعا قصد ازدواج دارد، نشانه هایی دارد که به چند مورد از آنها اشاره می کنم:

- دختر را به خانواده خود معرفی می کند.
- محدودیت های دختر را می پذیرد و به عقایدش احترام می گذارد.
- دایما درباره مسایل جنسی صحبت نمی کند.
- در مورد خانواده دختر پرس و جو می کند و دوست دارد با آنها آشنا شود.
- به دنبال ارتقای شرایط شغلی و تحصیلی است و خدمت سربازی را پیگیری می کند و مسوولیت این امور را می پذیرد.

این آقا که با شما دوست شده، برای اینکه حسّ ترحّم تان را برانگیزد، مظلوم نمایی می کند. داستان هایی از فقر خانواده اش در گوشتان زمزمه می کند. با اینکه ژست بسیجی و مذهبی بودن به خود گرفته، محدودیّت های شما را به عنوان یک دختر نمی پذیرد. او در پِیِ تماس بدنی با شماست و بهانه بنی اسرائیلی برایش می آورد. او حتی به عقایدش پشت پا می زند و به تدریج آنها را زیر پا می گذارد. در کجای دین اسلام و مکتب تشیّع، اجازه داده شده مردی، زن نامحرم را بغل کند؟؟!! متأسفانه در این روابط شاهد هستیم که دختر و پسر روز به روز بیشتر معیارهای رابطه پاک را زیر پا می گذراند. دختری که اصلا تصوّر نمی کرد روزی با پسری غریبه تماس بدنی پیدا کند، راضی می شود با او دست بدهد. دخترخانم هیچ وقت به خود اجازه نمی داد مردی نامحرم از او تقاضای عکس نماید؛ اما روزی می رسد که عکس بدون پوشش دراختیار پسر قرار می دهد و روزی می رسد که تصور می کند «این رابطه به ازدواج ختم می شود؛ پس چه اشکالی دارد به نیاز جنسیِ او پاسخ مثبت دهم؟». اینجاست که من می گویم:«دخترخانم قدم قدمْ خود را به چاه انداخت». از این به بعد، پسر از دختر فاصله می گیرد. دیگر مثل گذشته به دختر ابراز علاقه نمی کند. برای عشقش وقت ندارد. چون او دیگر در اولویّت نیست. مهم ترین اشتباهی که این دخترها در رابطه مرتکب می شوند، از این جا شروع می شود که دخترخانم با خود می گوید:« این با بقیه فرق داره ». اما بعد از اینکه به خواستِ جنسیِ پسر جواب داد و پسر به امیال نفسانی اش رسید و دختر در نظرش جذابیتش را از دست داد، دختر به این مسأله پِی می برد که «این هم مثل بقیه بود و فقط منو به خاطر سکس می خواست».

این پسرها زرنگ هستند. آنها با دوست دخترشان ازدواج نمی کنند. پژوهش ها نشان داده نهایتا چهار درصد از دوستی های دختر و پسر به ازدواج ختم می شود و از این تعداد هم، درصد بالایی از این ازدواج ها سرانجام خوبی ندارد و به خاطر تفاوت های فاحش در باورها، سلایق، عقاید و نظرات به اختلاف و جدایی ختم می شوند. متأسفانه عده زیادی از این پسرها، نه تنها با دوست دخترشان ازدواج نمی کنند؛ بلکه برای پس از ازدواج او، افکار شیطانی در سر می پرورانند. آنها عکس ها و فیلم های دوران دوستی با دخترخانم را نگه می دارند تا بتوانند هر وقت خواستند او را تحت فشار قرار دهند.

توصیه می کنم هر چه زودتر به این رابطه که سرانجام خوشی ندارد پایان دهید. اگر به این آقا عکسی داده اید، از او بگیرید و تمام یادگاری هایش را دور بریزید یا به خودش برگردانید تا این رابطه به تدریج در ذهن تان کم رنگ شود و منتظر خواستگار متدیّنی باشید که رفتار و عقایدش با یکدیگر همخوانی دارند.

موضوع قفل شده است