جمع بندی رابطه‌ی قبل ازدواج به امید ازدواج

تب‌های اولیه

46 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

ابوالفضل;1021800 نوشت:
با سلام

اولا بنده از جمع حاضر عذرخواهی میکنم به خاطر ایجابی که در رک صحبت کردن پیش امده است .

ایا تمام زن ها عاری از نیاز جنسی هستند و سرد مزاج هستند ؟
مسلما خیر

به نظر بنده سرد مزاج بودن یک نوع مشکل هست و در حالت عادی چه زن و چه مرد باید در حد نرمالی از میل جنسی را دارا باشند .

در بالا هم اشاره ای داشتم مبنی بر اینکه :
نظر من اینه که رابطه جنسی صرفا در حالت فیزیکی خلاصه نمیشه
یعنی وقتی یک رابطه ی دختر و پسری وارد فاز صمیمیت میشه در این حالت نیاز و کشش جنسی هم وارد عمل شده و خودش رو با ارضای محبتی و عاطفی و دوس داشتن نشون میده

رابطه جنسی فیزیکی
رابطه جنسی عاطفی و محبتی و دوس داشتن => که برخی خانم ها برای فرار از مورد اول از این قسمت به اهداف خودشون میرسند

پس اگر میخواهید رابطه ی و کشش جنسی رو حذف کنید باید ارتباط پسر و دختر در حد ضرورت و رسمی جریان پیدا کنه
غیر این نمی تونید بگید که دوست من عاری از نیاز جنسی هست . اگر عاری از نیاز جنسی بود چرا عقد کرد ؟

یعنی یک دختری نمیدونه که وقتی با یه پسر دوست میشه این محبت بین پسر و دختر برای چیه ؟ این محبت به چه دردی میخوره و برای چیه ؟
نمیدونه این محبت ناشی از جاذبه ی جنسی و برای تولید مثل هست ؟
اگر غیر این بود یک دختر و پسر به هم سلام هم نمی کردند

اینا به نظرم یک نوع اختلال جنسی هست ( یک زن در حالت نرمال باید این میل رو داشته باشه)
چون در جامعه ما یک پیش زمینه منفی در این باره بوجود میاد و در بزرگسالی به شکل یک اختلال خودش رو نشون میده

در حالی که باید یک دختر یا زن در شکل حلالش این میل رو داشته باشه .
یعنی نباید این ذهنیت رو داشته باشه که میل جنسی کاملا حرام و منفور هست.

صحبتاتونو قبول دارم بله دیدم که نوشتین منم چنبارخوندم نوشته تونو دنبال این بودم ببینم چی جوابمو میدین و علتش چیه
خب چطور باید این ذهنیتو درست کرد؟این اختلال فقط به کمک روانپزشک حل میشه؟
خب شما یه دختریا پسرو درنظربگیرین که تا 25 یا 30 سالگی شرایط ازدواج براش فراهم نمیشه
اگر با جنس مخالفش حتی صحبتی هم نداشته باشه ضروری ورسمی منظورم نیست.
پس چطور باید این حسو ارضا کنه؟؟؟
زمان قدیم که قرآن نازل شد درعربستان دخترا نهایتش تا18سالگی ازدواج میکردن
تازه 18خییلی زیاد بود
الان چی؟؟؟شاید این سوره که میگه با کسیکه دوست پنهانی داره ازدواج نکنید برااون زمان باشه میدونم قرآن برا همه اعصاره این که حتی با یه پسر نمیشه صحبت کرد منظورمه وگرنه رابطه نامشروع رو میدونم کامل رده

nazak;1021766 نوشت:
نوشتین:این نیاز به درستی ارضا نمیشه و موجب دوستی های نامشروع میشه.

راه درست این نیازچیه؟

اگر فقط برای محبت دیدن و دوست داشته شدن اینکارو میکنن

پس چطور این نیازو باید تامین کنن که سراغ مردی نرن؟؟

والا من دقیق نمیدونم. البته فکر کنم اینجا هم جاش نباشه از کارشناس بپرسیم چون بحث تاپیک منحرف میشه و سوال اصلی استارتر نیست. اما شاید یک حفره هایی در زندگی استارتر وجود داره که این نابسامانی رو تشدید کرده. شاید اگر بشه اون حفره ها رو پر کرد یا لا اقل جایگزین بهتری بجز ارتباط با یک پسر (که شرایط مناسبی نداره) رو براش پیدا کرد، این وضعیت استارتر بهتر بشه.

مثلا شاید استارتر محبت کافی رو از جانب مردهای درجه 1 مثل پدر و برادر دریافت نمیکنن. یا شاید محیط خانوادگی اونقدر گرم نیست که بشه کاملا بهش اعتماد کرد و مجبور شدن در نهایت بعد از یکسال خویشتن داری ، برای پر کردن جای خالی یک چیزی وارد رابطه با آقا بشن.

من خودم همچین شرایط بدی رو داشتم . بطوری که 0 درجه محبت و اعتماد ار طرف خانواده دریافت میکردم موقعیتهای زیادی بود که بخوام خودم رو تخلیه کنم یا به این حس مورد اعتماد و دوست داشتن کسی بودن پاسخ بدم. من استارتر رو سرزنش نمیکنم. اما دوست دارم که یک کمی به خودش ارزش بیشتری بگذاره. اینکه ما به پسری علاقه مند بشیم و میل داشته باشیم مدت زمانی رو با اون بگذرونیم چیز بدی نیست. اما باید بدونیم که اون فرد کی هست و ما کی هستیم. آیا امکان نداره که افراد بهتر از اون فرد سر راه ما قرار بگیرند؟ آیا نهایت شایستگی ما اینه که یک نفر بخاطر بغل گرفتن ما تخلیه بشه و لذت ببره؟

کاش استارتر میگفت که در مدت این یک سال و بعدش در این 6 ماه رابطه شون قدم به قدم چطور پیشرفت کرده، این رو از این بابت نمیگم که بتونیم اون آقا رو بشناسیم بلکه از این بابته که شاید بتونیم استارتر و
بشناسیم و بهتر کمکش کنیم.

nazak;1021806 نوشت:
این سوره که میگه با کسیکه دوست پنهانی داره ازدواج نکنید

سلام

چنین آیه ای در قرآن کریم نداریم که گفته باشد با کسی که دوست پنهان دارد ازدواج نکنید. این یک نکته روانشناختی است.

nazak;1021766 نوشت:
نوشتین:این نیاز به درستی ارضا نمیشه و موجب دوستی های نامشروع میشه.
راه درست این نیازچیه؟
اگر فقط برای محبت دیدن و دوست داشته شدن اینکارو میکنن
پس چطور این نیازو باید تامین کنن که سراغ مردی نرن؟؟

صائب تبریزی;1021807 نوشت:
والا من دقیق نمیدونم. البته فکر کنم اینجا هم جاش نباشه از کارشناس بپرسیم چون بحث تاپیک منحرف میشه و سوال اصلی استارتر نیست. اما شاید یک حفره هایی در زندگی استارتر وجود داره که این نابسامانی رو تشدید کرده. شاید اگر بشه اون حفره ها رو پر کرد یا لا اقل جایگزین بهتری بجز ارتباط با یک پسر (که شرایط مناسبی نداره) رو براش پیدا کرد، این وضعیت استارتر بهتر بشه.

وقتی در سنین نوجوانی و جوانی رابطه عاطفیِ عمیقی بین والدین و فرزند نباشد، در سال های بعد فرزند به سوی جنس مخالف کشیده می شود تا کمبودهای محبت خود را جبران کند. متأسفانه این جوانان موضوع رابطه با جنس مخالف را از خانواده خود مخفی می کنند. زیرا می ترسند با واکنشِ شدیدِ خانواده شان مواجه شوند. زیرا رابطه صمیمی با والدین شان ندارند. به حرف های این پرسشگر و پرسشگر موضوع « آیا می تونم ازدواج کنم؟ » دقت کنید. خانواده دخترها از این رابطه خبر ندارند. اگر جوان و خانواده شان در سال های گذشته بستری فراهم کنند که به راحتی مسائل شان را با یکدیگر در میان بگذارند، نیاز عاطفی شان برطرف می شود و نیازی به رابطه با جنس مخالف باقی نمی ماند.

ابوالفضل;1021752 نوشت:
خب دخترها اینجا سیاست خاص خودشون رو دارند و یا سر خودشون کلاه میگذارند

در واقع چون حیای دخترها در مسائل جنسی بیشتر از پسرها هست سعی می کنند که کشش و جاذبه جنسی رو با موارد دیگر توجیه کنند
یعنی فکر نکنم یک دختری بیاید و اقرار کند که من برای کشش و ارضای جنسی با یک پسر صمیمی شدم.

اما اگر به عمق قضیه نگاه کنیم یک دختر چرا باید به پسری از لحاظ صمیمی بودن نزدیک شود و از قربان صدقه رفتنش خوشحال و راضی شود ؟
چزا به هم جنس خودش تا این حد نزدیک نمیشه یا بر فرض پدر یا مادرش ؟

در واقع اون احساس و عاطفه ای که ازش صحبت می کنید امیخته با هیجانات و کشش های جنسی هست که دختر رو وارد رابطه صمیمانه با یک پسر میکنه
اگر این هیجانات و ارضای جنسی عاطفی رو حذف کنیم چیزی بنام رابطه عاطفی و احساسی هم همون لحظه خفه میشه.

وقتی ما از یک رابطه جنسی صحبت میکنیم صرفا این به ارتباط فیزیکی خلاصه نمیشه
صحبت از یک ارتباط جنسی همه جانبه روحی و جسمی و روانی هست .

خب من از شما سوالی می کنم ؟

دختری رو فرض میگیریم که کاملا از لحاظ دوست داشتن از سمت خانواده اش اشبع شده است
ایا قطعا و اصلا وارد یک رابطه عاطفی با یک پسر نخواهد شد ؟

به گفته ی شما که نباید این اتفاق بیوفته اما به اینطور نیست
چرا ؟ مگه از طرف خانواده اش از محبت و ... اشباع نشده ؟

چون بین دو غیر همجنس دوست داشتن محبت و احساس و . . . امیخته با هیجانات و کشش های جنسی می شوند
و این طور نیست که بگیم یک دختر صرفا برای رفع نیاز دوس داشتن وارد ارتباط صمیمانه با یک پسر میشه.

جناب ابوالفضل. عذر میخوام این رو میگم اما یک مقدار اطلاعاتتون درباره زنان پایین هست و البته خرده ایی به شما نیست. چون زن نیستید. در مورد احساس زنان تا کنون تجربه ایی نداشته اید.

بنده عرض نکردم که اگر دختری در خانواده کاملا از همه نظر سیراب می شود دیگر به سمت کسی برای برطرف کردن نیازش نمیرود. بلکه منظورم اینست که اگر پایه ها محکم باشند ، آن مقدار لقی را می توان با خودکنترلی و اموزش جبران کرد.

خط آخرتان درست نیست. من دخترم و تا بحال دوستان زیادی داشته ام که 90 درشان در روابط با پسران دنبال مسائل جنسی نبوده اند. نمیدونم که باید چطور بگم. براتون مثالی میزنم. دوستی داشتم که یک نفر را خیلی دوست داشت. ببینید یعنی به طوری که شیفته آن آقا بود. آن آقا از آن طرف سالن می آمد ، رنگ چهره دوست من عوض می شد. حالش عوض می شد من کاملا متوجه میشدم. یکبار که با هم حرف میزدیم گفتم: ببین ، خوب الان فلانی را دوست داری، میخواهی با این دوست داشتنت چکار کنی؟ صبح به صبح میروی پشت در اتاقش که اول او را ببینی بعد به سر کلاس بیایی ، شب میخواب خوابش را میبینی و ... آخرش که چی. با ناراحتی به من نگاه میکرد و میگفت آخر نداره که ، همینه. بهش گفتم: میخوای یک طوری بهش برسونیم که تو خاطر خواهش هستی یا یک طوری غیر مستقیم فلان استادی که من میشنساسمش تو را برای ازدواج به اون پیشنهاد بده؟ با خوشحال گفت آره میشه؟ گفتم آخه دختر خوب تو چیت به این ادم میخوره؟ 10 سال از تو بزرگتره، 70 سانت از تو کوتاهتره، دست تو به اندازه کل صورت اون آقاست و ریزه میزه است. اون دکتری داره و تو ترم اولی، اون چند تا زبون بلده و تو بزور فلان درست رو گرفتی 10. گفت خوب باشه مگه چه عیبی داره؟ فرض کن این آقا شوهر تو بود و کنارت نشسته بود اولین درخواستی که ازش داشتی چیه؟ گفتم : ازش میخواستم که اون مسئله هایی که من دیشب تا صبح نشستم و نتونستم حل کنم رو بیاره با هم حل کنیم. دوستم خندید و گفت : اگر من بودم میگفتم همینطوری بشین میخوام نگاهت کنم!گفتم : یعنی فقط نگاهش کنی و هیییچ کار دیگه ایی نکنی؟ ! گفت : آره ، اما اون بدونه که من دارم نگاهش میکنم. مثل این نگاههای الان زیر زیرکی و پنهانی نباشه.

توجه کنید که نگفت که ازش میخواستم که بریم ..... . متاسفانه دنیای خانمها بالا و پایین زیاد داره. بعضی ها احساسی ترند واگر نگاه کنی در برخی مقاطع زندگی در تصمیمات و کارهایشان نه اثری از عقل و منطق میبینی نه غریزه.

صائب تبریزی;1021807 نوشت:
والا من دقیق نمیدونم. البته فکر کنم اینجا هم جاش نباشه از کارشناس بپرسیم چون بحث تاپیک منحرف میشه و سوال اصلی استارتر نیست. اما شاید یک حفره هایی در زندگی استارتر وجود داره که این نابسامانی رو تشدید کرده. شاید اگر بشه اون حفره ها رو پر کرد یا لا اقل جایگزین بهتری بجز ارتباط با یک پسر (که شرایط مناسبی نداره) رو براش پیدا کرد، این وضعیت استارتر بهتر بشه.

مثلا شاید استارتر محبت کافی رو از جانب مردهای درجه 1 مثل پدر و برادر دریافت نمیکنن. یا شاید محیط خانوادگی اونقدر گرم نیست که بشه کاملا بهش اعتماد کرد و مجبور شدن در نهایت بعد از یکسال خویشتن داری ، برای پر کردن جای خالی یک چیزی وارد رابطه با آقا بشن.

من خودم همچین شرایط بدی رو داشتم . بطوری که 0 درجه محبت و اعتماد ار طرف خانواده دریافت میکردم موقعیتهای زیادی بود که بخوام خودم رو تخلیه کنم یا به این حس مورد اعتماد و دوست داشتن کسی بودن پاسخ بدم. من استارتر رو سرزنش نمیکنم. اما دوست دارم که یک کمی به خودش ارزش بیشتری بگذاره. اینکه ما به پسری علاقه مند بشیم و میل داشته باشیم مدت زمانی رو با اون بگذرونیم چیز بدی نیست. اما باید بدونیم که اون فرد کی هست و ما کی هستیم. آیا امکان نداره که افراد بهتر از اون فرد سر راه ما قرار بگیرند؟ آیا نهایت شایستگی ما اینه که یک نفر بخاطر بغل گرفتن ما تخلیه بشه و لذت ببره؟

کاش استارتر میگفت که در مدت این یک سال و بعدش در این 6 ماه رابطه شون قدم به قدم چطور پیشرفت کرده، این رو از این بابت نمیگم که بتونیم اون آقا رو بشناسیم بلکه از این بابته که شاید بتونیم استارتر و
بشناسیم و بهتر کمکش کنیم.

تایپیکو منحرف نمیکنه چون این دقیقا درراستای همین تایپیکه
خب ایشون نباید بدونن اشتباهشون چی بود که به این سمت کشیده شدن و چطور این دخترا باید ازراه درست نیازشونو ارضا کنن تا طرف پسری نرن.
سراب تنها تشنگان را میدواند.سیراب که باشی حقه اش از جا تکانت نخواهد داد...

امید;1021808 نوشت:

سلام

چنین آیه ای در قرآن کریم نداریم که گفته باشد با کسی که دوست پنهان دارد ازدواج نکنید. این یک نکته روانشناختی است.

سلام
جناب امید

پس چرا آیه 5 سوره مائده قرآن ما همچین چیزی توش نوشته شده؟؟؟؟

آیت الله مکارم شیرازی

امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده و ( همچنین ) طعام اهل کتاب ، برای شما حلال است و طعام شما برای آنها حلال و ( نیز ) آنان پاکدامن از مسلمانان ، و آنان پاکدامن از اهل کتاب ، حلالند هنگامی که مهر آنها را بپردازید و پاکدامن باشید نه زناکار ، و نه دوست پنهانی و نامشروع گیرید. و کسی که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد ، اعمال او تباه می گردد و در سرای دیگر ، از زیانکاران خواهد بود.

استاد مهدی فولادوند
امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده ، و طعام کسانی که اهل کتابند برای شما حلال ، و طعام شما برای آنان حلال است. و [ بر شما حلال است ازدواج با ] زنان پاکدامن از مسلمان ، و زنان پاکدامن از کسانی که پیش از شما کتاب [ آسمانی ] به آنان داده شده ، به شرط آنکه مهرهایشان را به ایشان بدهید ، در حالی که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید. و هر کس در ایمان خود شکّ کند ، قطعاً عملش تباه شده ، و در آخرت از زیانکاران است.

من اینطور از پاکدامن برداشت کردم که واسه طرف مقابل ازدواج که میگه اونم پاکدامن باشه قطعا اونم نباید اهل اینچیزا باشه که نوشته شده

امید;1021810 نوشت:
وقتی در سنین نوجوانی و جوانی رابطه عاطفیِ عمیقی بین والدین و فرزند نباشد، در سال های بعد فرزند به سوی جنس مخالف کشیده می شود تا کمبودهای محبت خود را جبران کند. متأسفانه این جوانان موضوع رابطه با جنس مخالف را از خانواده خود مخفی می کنند. زیرا می ترسند با واکنشِ شدیدِ خانواده شان مواجه شوند. زیرا رابطه صمیمی با والدین شان ندارند. به حرف های این پرسشگر و پرسشگر موضوع « آیا می تونم ازدواج کنم؟ » دقت کنید. خانواده دخترها از این رابطه خبر ندارند. اگر جوان و خانواده شان در سال های گذشته بستری فراهم کنند که به راحتی مسائل شان را با یکدیگر در میان بگذارند، نیاز عاطفی شان برطرف می شود و نیازی به رابطه با جنس مخالف باقی نمی ماند.

خب خیلی از خانمها از طرف پدرشون اون محبتی که بایدو دریافت نمیکنن
نمیشه که هشتاد درصد این دخترا دوستی از جنس مخالف نگیرن پس چطور محبتی که نداشتن باید جبران شه؟؟
بگیم محبت خدا؟؟همه که نمیشه عاشق خداباشن

صائب تبریزی;1021807 نوشت:
والا من دقیق نمیدونم. البته فکر کنم اینجا هم جاش نباشه از کارشناس بپرسیم چون بحث تاپیک منحرف میشه و سوال اصلی استارتر نیست. اما شاید یک حفره هایی در زندگی استارتر وجود داره که این نابسامانی رو تشدید کرده. شاید اگر بشه اون حفره ها رو پر کرد یا لا اقل جایگزین بهتری بجز ارتباط با یک پسر (که شرایط مناسبی نداره) رو براش پیدا کرد، این وضعیت استارتر بهتر بشه.

مثلا شاید استارتر محبت کافی رو از جانب مردهای درجه 1 مثل پدر و برادر دریافت نمیکنن. یا شاید محیط خانوادگی اونقدر گرم نیست که بشه کاملا بهش اعتماد کرد و مجبور شدن در نهایت بعد از یکسال خویشتن داری ، برای پر کردن جای خالی یک چیزی وارد رابطه با آقا بشن.

من خودم همچین شرایط بدی رو داشتم . بطوری که 0 درجه محبت و اعتماد ار طرف خانواده دریافت میکردم موقعیتهای زیادی بود که بخوام خودم رو تخلیه کنم یا به این حس مورد اعتماد و دوست داشتن کسی بودن پاسخ بدم. من استارتر رو سرزنش نمیکنم. اما دوست دارم که یک کمی به خودش ارزش بیشتری بگذاره. اینکه ما به پسری علاقه مند بشیم و میل داشته باشیم مدت زمانی رو با اون بگذرونیم چیز بدی نیست. اما باید بدونیم که اون فرد کی هست و ما کی هستیم. آیا امکان نداره که افراد بهتر از اون فرد سر راه ما قرار بگیرند؟ آیا نهایت شایستگی ما اینه که یک نفر بخاطر بغل گرفتن ما تخلیه بشه و لذت ببره؟

کاش استارتر میگفت که در مدت این یک سال و بعدش در این 6 ماه رابطه شون قدم به قدم چطور پیشرفت کرده، این رو از این بابت نمیگم که بتونیم اون آقا رو بشناسیم بلکه از این بابته که شاید بتونیم استارتر و
بشناسیم و بهتر کمکش کنیم.

خب یعنی اگر پسری سرراهت قرار میگرفت که بهش علاقمند میشدی و میل داشتی مدتیو باهاش بگذرونی و میدونستی کی هست و خودت کی هستی
میگذروندی؟؟
بنظرت گناه نبود؟یا نیست؟

موضوع قفل شده است