جمع بندی ذاتی یا اکتسابی بودن صفات اخلاقی؟؟؟؟؟؟

تب‌های اولیه

26 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
ذاتی یا اکتسابی بودن صفات اخلاقی؟؟؟؟؟؟

سلام علیکم

ببخشید صفات اخلاقی ذاتی است یا اکتسابی است؟

مثلا فردی که خوش اخلاقه آیا این خوش اخلاقی رو بدست آورده و براش تلاش کرده یا ذاتا خوش اخلاق بوده؟

ممنون از لطفتون

خداخیرتون بده

کارشناس بحث : بصیر

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

رحمت بیکران الهی;263409 نوشت:
ببخشید صفات اخلاقی ذاتی است یا اکتسابی است؟ مثلا فردی که خوش اخلاقه آیا این خوش اخلاقی رو بدست آورده و براش تلاش کرده یا ذاتا خوش اخلاق شده؟

باسلام و عرض ادب
به طور کلی به فعلی فعل اخلاقی می گویند که از روی اختیار و انتخاب انجام شده باشد اما امور اخلاقی پس از تکرار، تبدیل به ملکه می شوند، حتی بدون تامل انجام میگیرند.
کلمه اخلاق از نظر لغت، جمع خلق است. اين کلمه زماني به کار مي رود که شخص صفت نفساني يا ملکه راسخه، و يا حالتي که در نفس او رسوخ کرده، را دارا باشد. در اين صورت، افعالي که متناسب با آن صفت هست، بدون نياز به فکر کردن، سنجيدن از انسان صادر شود. مثلاً خلق سخاوت يک حالت نفساني است که کساني که اين خلق را دارند در موقع بذل و بخشش دچار ترديد نمي شوند بلکه اين حالت، انسان را از اين که درباره کاري که مي خواهد انجام دهد تفکر کند يا شک و ترديدي در انجامش داشته باشد بي نياز مي کند
نکته قابل توجه اين که در مفهوم خلق، ذاتي و فطري بودن خصلت ملاحظه نشده و هم چنين منشأ اين خصلت يا ويژگي آن، مشروط به تکرار عمل نشده است.(مصباح، محمد تقي، دروس فلسفه اخلاقي، چاپ موسسه اطلاعات، 1376، ص 9.)
اما انسانهایی که به اصطلاح مردم، ذاتا خوش اخلاق هستند، ذاتا صبور هستند و غیره، آنها هم اختیار دارند، اما به خاطر مباحث ژنتیکی و خانواده گی،می توان گفت، راحتتر می توانند اخلاق خود کنترل نمایند والا آنها هم با تامل و تفکر به این امور اخلاقی می پردازند مگر این که در اثر مداومت، به صورت ملکه درآمده باشد که دیگر نیازی به تفکر هم ندارند.[/][/][/]

رحمت بیکران الهی;263409 نوشت:
سلام علیکم

ببخشید صفات اخلاقی ذاتی است یا اکتسابی است؟

مثلا فردی که خوش اخلاقه آیا این خوش اخلاقی رو بدست آورده و براش تلاش کرده یا ذاتا خوش اخلاق بوده؟

کارشناس بحث : بصیر


سلام

بچه هايي كه سن خيلي كم دارند اخلاق اونا برگرفته از چيه ؟در اين موارد هم تامل و اختيار نقش داره؟؟(براي مثال بچه هاي خسيس يا حسود )

بصیر;263963 نوشت:
اما انسانهایی که به اصطلاح مردم، ذاتا خوش اخلاق هستند، ذاتا صبور هستند و غیره، آنها هم اختیار دارند، اما به خاطر مباحث ژنتیکی و خانواده گی،می توان گفت، راحتتر می توانند اخلاق خود کنترل نمایند والا آنها هم با تامل و تفکر به این امور اخلاقی می پردازند مگر این که در اثر مداومت، به صورت ملکه درآمده باشد که دیگر نیازی به تفکر هم ندارند.

سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

باتشکر :Gol:

گویا شما نظرتان در باره ی اخلاق موروثی فقط به صفات منتهی شده اما گاهی اوقات نوع روحیات وخلقیات که از والدهای قبل وماقبل مثل (اجداد وجدات وعموها ودایی ها و.... هرچه بالاتر بروند ) که به فردی در اقوام منتقل میشوند که حتی یکدیگر را ندیده اند .مثلا" خانواده ای را سراغ دارم که بسیار محجوب و از لحاظ رفتارهای اجتماعی آرام وصبور هستند اما یکی از دختران ایشان بسیار بی قرار و بی پروا میباشد به طوری که تمام خانواده وحتی اقوام نزدیک وظیفه ی خود میدانند که مراقبت وکنترل اورا داشته باشند .درپاسخ سؤال بنده که پرسیدم این دختر بچه چرا اینطور رفتار میکند در حالی که 2خواهر ویک برادرش به طور ذاتی متین وصبور هستند ؟ پاسخ دادند که این بچه به عمه ی پدرش رفته ؟ منظورشان این بود که خلق اورا دارد درحالی که این عمه ی مورد بحث 11 سال قبل از تولد این دختر فوت نموده بود .
حال این سؤال برای بسیاری از افراد پیش میآید که آیا اخلاق ضمیری وذاتی هم قابل وراثت است ؟ آیا در ژنتیک آثار روحی هم قابل انتقالند ؟ آثاری مثل خساست های ذاتی / یا برخی رزالتهای ذاتی ویا حتی برخی رفتارهای خاص (منظور غیر صفات اکتسابی است ) از والدهای قبلی به فرد انتقال می یابند ؟ این در حالی است که ما نمونه های عینی بسیاری را در این موارد شاهدیم .

حق یارتان :Gol:

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

••ostad••;264060 نوشت:
گویا شما نظرتان در باره ی اخلاق موروثی فقط به صفات منتهی شده اما گاهی اوقات نوع روحیات وخلقیات که از والدهای قبل وماقبل مثل (اجداد وجدات وعموها ودایی ها و.... هرچه بالاتر بروند ) که به فردی در اقوام منتقل میشوند که حتی یکدیگر را ندیده اند .مثلا" خانواده ای را سراغ دارم که بسیار محجوب و از لحاظ رفتارهای اجتماعی آرام وصبور هستند اما یکی از دختران ایشان بسیار بی قرار و بی پروا میباشد به طوری که تمام خانواده وحتی اقوام نزدیک وظیفه ی خود میدانند که مراقبت وکنترل اورا داشته باشند .درپاسخ سؤال بنده که پرسیدم این دختر بچه چرا اینطور رفتار میکند در حالی که 2خواهر ویک برادرش به طور ذاتی متین وصبور هستند ؟ پاسخ دادند که این بچه به عمه ی پدرش رفته ؟ منظورشان این بود که خلق اورا دارد درحالی که این عمه ی مورد بحث 11 سال قبل از تولد این دختر فوت نموده بود . حال این سؤال برای بسیاری از افراد پیش میآید که آیا اخلاق ضمیری وذاتی هم قابل وراثت است ؟ آیا در ژنتیک آثار روحی هم قابل انتقالند ؟ آثاری مثل خساست های ذاتی / یا برخی رزالتهای ذاتی ویا حتی برخی رفتارهای خاص (منظور غیر صفات اکتسابی است ) از والدهای قبلی به فرد انتقال می یابند ؟ این در حالی است که ما نمونه های عینی بسیاری را در این موارد شاهدیم .

باسلام و عرض ادب
فکر می کنم شما چیز دیگری از مباحث به ذهنتان خطور کرده، و متوجه بحث نشده اید. و بحثی را که مطرح کردید، منافاتی با بحث بنده ندارد و البته نیاز به توضیحی دارد تا رفع ابهام بشود از این رو ذکر می کنم.
این که بخشی از اخلاق، موروثی است، جای بحث ندارد، منظور ما هم از ژنتیکی بودنِ آن، همین بود. که ممکن است خَُلق جدی از اجداد انسان در یکی از نسلهای ما نمود بیشتری پیدا کند.
اما آنچه که پی آن هستیم این مطلب است که حتی در اخلاقی که از طریق وراثت، به انسان انتقال پیدا می کند، جای کنترل و مهار کردن آن هست.
مثلا اگر بعضی افراد زود به جوش می آیند و این خصلت در نسلشان بوده باشد، اینها هم می توانند جلوی خود را بگیرند، اما سختر از سایرین و نیاز به مبارزه ی بیشتری دارند،نه این که دیگر هیچ اختیاری از خود نداشته باشند و هیچ گونه فکری نکنند،
درست است، اختیارشان در این مورد ضعیفتر از دیگران است، اما سلب اختیار نخواهد شد.
منظور ما از این بحث، همین بود و آن سخن شما که فرمودید، بعضی اخلاقها، ارثی است را، نقض نمی کند.[/][/][/]

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

sepid98;264000 نوشت:
بچه هايي كه سن خيلي كم دارند اخلاق اونا برگرفته از چيه ؟در اين موارد هم تامل و اختيار نقش داره؟؟(براي مثال بچه هاي خسيس يا حسود )

باسلام خدمت شما دوست گرامی
صفات اخلاقی بچه ها، مقتضی سن و شرایط آنهاست، مثلا بچه ها در سنین سه جهار سالگی، به خاطر آشنا شدن با حسّ تملک و ملکیت، کمی خسیس می شوند و این امر برای این کودکان ناپسند نیست، زیرا در حال یادگیری این مطلب است که بعضی از اشیاء، مال اوست، لذا ما برداشت خساست می کنیم.
یک سری از صفات آنها هم از روی وراثت و یا برخوردی است که از والدین خود مشاهده می کنند که آن هم قابل کنترل و تغییر است.
موفق باشید.[/][/][/]

رحمت بیکران الهی;263409 نوشت:
ببخشید صفات اخلاقی ذاتی است یا اکتسابی است؟ مثلا فردی که خوش اخلاقه آیا این خوش اخلاقی رو بدست آورده و براش تلاش کرده یا ذاتا خوش اخلاق بوده؟

سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

بنده سؤالی را که مشاهده نمودم ابتدا به ساکن درمورد این بود که آیا صفات اخلاقی اکتسابی است یا ذاتی ؟

بصیر;264374 نوشت:
اما آنچه که پی آن هستیم این مطلب است که حتی در اخلاقی که از طریق وراثت، به انسان انتقال پیدا می کند، جای کنترل و مهار کردن آن هست. مثلا اگر بعضی افراد زود به جوش می آیند و این خصلت در نسلشان بوده باشد، اینها هم می توانند جلوی خود را بگیرند، اما سختر از سایرین و نیاز به مبارزه ی بیشتری دارند،نه این که دیگر هیچ اختیاری از خود نداشته باشند و هیچ گونه فکری نکنند، درست است، اختیارشان در این مورد ضعیفتر از دیگران است، اما سلب اختیار نخواهد شد.

وبه نظرم رسید که این پاسخ با هدف پرسشگر کمی متفاوت است .

عموما" انتظار میرود پاسخ کامل داده شود که صفات اخلاقی ذاتی هستند ویا اکتسابی ؟ ودلیلشان هم بیان شود .بعد بحث میزان اختیار انسان در مورد تغییر هرکدام شروع میشد .


به نظرمی رسد صفات به تبعیت موصوف در نوع رفتاراخلاقی بشر بیشتر اکتسابی است تا ذاتی ! ودلایلی را هم برای این ادعا دارم .

حق یارتان :Gol:

[="Tahoma"][="Navy"][="3"]

••ostad••;264475 نوشت:
به نظرمی رسد صفات به تبعیت موصوف در نوع رفتاراخلاقی بشر بیشتر اکتسابی است تا ذاتی ! ودلایلی را هم برای این ادعا دارم .

باسلام بر بقیه الله و شما منتظر
حرفمان یکی است. جایی سخن از اختیار به میان می آید که قدرت انتخاب وجود داشته باشد. و انتخاب با اکتسابی بودن ملازمت دارد.
التماس دعا[/][/][/]

بصیر;264771 نوشت:
حرفمان یکی است. جایی سخن از اختیار به میان می آید که قدرت انتخاب وجود داشته باشد. و انتخاب با اکتسابی بودن ملازمت دارد. التماس دعا

سلام بر بقیةالله الاعظم ومنتظرانش

اصلا" بحث بنده سر تعریف داتی واکتسابی بودن سؤال است نه اختیاری ویا ...

وبعد بزرگوار لطف نموده این ملازمه ی اختیار با اکتساب را هم موارد و مستنداش بفرمایید؟ بنده متوجه آن نمی شوم .

حق یارتان :Gol:

••ostad••;264475 نوشت:
به نظرمی رسد صفات به تبعیت موصوف در نوع رفتاراخلاقی بشر بیشتر اکتسابی است تا ذاتی ! ودلایلی را هم برای این ادعا دارم .

باسلام
منظور ما از این که صفات اکتسابی با اختیاری بودن امور ملازمت دارد این است که صفاتی که آنها را کسب می کنیم، و ملکه ی ما می شود، شروع آن با فعل اختیاری است.
اموری ارزش اخلاقی دارند که برای آنها زحمت کشیده باشیم و کسب نموده باشیم و با فعل اختیاری به آنها رسیده باشیم.
از این رو دائره اعمال اخلاقی بر اعمالی می چرخد که اختیاری باشد.
عملی که اختیاری نیست یا شروع آن(قبل از ملکه شدن) اختیاری نباشد، اخلاقی حساب نمی شود.
مثلا تنفس کردن، ضربان قلب. کسی که تنفس می کند، نمی گویند عمل اخلاقی انجام داده، مورد مدح و ذم واقع نمی شود.
عمل اخلاقی عملی است که بتوان آن را مورد مدح و ذم قرار داد. و عملی مورد مدح و ذم قرار می گیرد که از روی اختیار صورت گرفته باشد یا بتوان اختیار را روی آن إعمال نمود و تصرف در آن کرد هر چند شروعش غیر اختیاری باشد.
والسلام

بصیر;264894 نوشت:
باسلام اگر ادعایی دارید بفرمایید. شما ظاهرا مطلبی از اکتسابی و ذاتی در ذهنتان هست که با آن نگرش، مطالب را نگاه می کنید و جوابهای مطرح شده برایتان تعجب آور است. پس لطفا قبل از این که بحث ادامه داده شود، اگر چیزی بلد هستید بفرمایید، تا بدانیم سرچه کسی را می تراشیم. اسک دین جای یادگرفتن است، نمی خواهیم بحث به جدل کشیده شود، می خواهیم جواب پرسشگر داده شود. منظورو ادعایی که فرمودید، بیان کنید، تا بهتر بتوانیم ادامه دهیم. در ضمن منظور ما از این که صفات اکتسابی با اختیاری بودن امور ملازمت دارد این است که صفاتی که آنها را کسب می کنیم، و ملکه ی ما می شود، شروع آن با فعل اختیاری است.

سلام بر بقیةالله العظم ومنتظرانش

تعجب بنده که مرتبا" درحال افزایش است !
خیر بزرگوار بنده اصلا" نه اهل سر تراشیدنم ونه هرگز این انتظار را از کسی دارم.

بله متاسفانه جوابهای داده شده برای بنده تعجب آور است .
ودلیل این تعجب را هم در پست های قبلی عرض کردم خدمتتان واین که در پست آخر تقاضا نمودم که ملازمه ی صفات اکتسابی وذاتی با اختیار بر چه اساسی است .

یعنی اگر از شما در باره ی مطالبتان ومستند آن دلیل بخواهیم = با جدل ؟ البته اگر منظورتان از جدل مباحثه ی علمی از نوع فلسفی آن است که بله بنده هم دقیقا" منظورم همین است .اما اگر منظورتان همان سر تراشیدن است که خیر بنده اصلا" ازاین جسارتها در مرامم نیست .

از شکست در مباحثه هم نمیترسم .خوب علامه که نیستم . امکان دارد درمباحثه با شما این اشکالاتم برطرف شود .برای بنده شکست در مباحثه معنا ندارد .بلکه از نا دانسته ها وتوهمات کم میشود .

شما یک ادعا نمودید وبنده هم عرض کردم دراین مورد ادعاهای دیگری به نظرم میرسد .اشکالی دارد از معلومات یکدیگر بهره مند شویم ؟

به نظر بنده این پاسخ شما درباره ی این پرسش کمی بعید به اصل مطلب است وملازمه دراکتساب امور وذاتی بودن امور با موضوع اختیار جای بحث دارد فقط همین !!!

حق یارتان :Gol:

موضوع قفل شده است