دیگه نمی تونم مجرد بمونم! دارم داغون میشم

تب‌های اولیه

90 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
دیگه نمی تونم مجرد بمونم! دارم داغون میشم

با نام و یاد دوست

سلام

یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:

نقل قول:


سلام
(اگه کسی فکر می کنه خوندن این حرفا باعث میشه به گناه بیوفته،لطفا نخونه،دارم اتمام حجت می کنم)

الانه که یه عده بیان بگن،دختر از این حرفا نباید بزنه،پس دختر بره بمیره؟
از اینایی که تسبیح به آب میکشنآ،حالم به هم میخوره،

من یک دختر مجرد 28 ساله هستم،دانشگاهمو رفتم،درسمم چندساله تموم کردم،دنبال کارم رفتم،ولی پیدا نکردم،واسه همین از صب تا شب مجبورم بشینم درودیوارای خونه رو نگا،کنم،وغر غرای مامانمو بشنوم،میخواستم برم باشگاه تا یکم رو حیم خوب بشه از این فکرا دربیام بیرون،ولی مامانم گفت چون درآمدمون کمه نمیتونه شهریه این کلاسارو بده،باید بشینم تو خونه،بعضی وقتا هزارتومنم تو جیبم پیدا نمیشه،که بخوام سوار اتوبوس بشم یه دوری تو شهر بزنم،خوردو خوراکمونم خوب نیست،مهمون بیاد یه میوه ای هم به ما میرسه،مهمون نیاد روی میوه نمیبینیم
قیافمم در نگاه اول زیاد جالب نیست،به خاطر همین تا حالا خواستگار چندانی نداشتم، یکی دوتا هم که اومدن،بعد از دیدن قیافه،داغون فلنگو بستن!خودم میدونم به خاطر قیافه نپسندیدن،از همه ی پسرایی که دنبال دختر خوشگلن حالم به هم میخوره،
همه ی دوستام که خوشگل بودن،باباشونم پولدار بود،خیلی زود ازدواج کردن،به همشون حسودیم میشه،
تورو خدا نیایین بگین یه نفرو میشناسم قیافش خوشگله،ولی ازدواج نکرده!گوشم از این حرفا پره،اینا حرفای دل خوش کنکیه،برید واقعیت جامعه رو ببینید
همین دوستام،خونه ی بابا، قیافشون که قشنگه،خودشونو تو آینه نگا می کنن کیف می کنن،خوشتیپن،هرکی میبیندشون عقل از سروهوشش میره،چند سال میفتن به پاشون تا جواب مثبت بگیرن ازشون ،اینام همش کلاس میزارن!،همه ی امکاناتم باباشون ریخته زیر پاشون،از این کلاس به اون کلاس،حساب بانکیاشون پره پر،ناز پدری دارن،زودم شوهر می کنن،محبت همسر هم بهشون اضافه میشه،
ولی امثال من،صبح با صدای فریاد ها و دعواهای پدرومادر،از خواب پامیشیم،مثل یه حیوون باهامون برخورد میشه،از صب تاشب فقط جلو چشممون اخم وتخمه!فقط دارم تحمل می کنم،روی محبتم که نمیبینیم،هیچ کسم که خریدارمون نیست،تو آینه قیافه ی خودمو نگا می کنم حالم از خودم به هم میخوره(بعضیا هم که علنی به روی آدم میارن،اسم رو آدم میزارن،من سبزه ام،بهم میگن سیاه:Ghamgin:که از هیچکدومشون نمیگذرم)
من از 13-14 سالگی احساس نیاز به ازدواج داشتم،الان نیاز به مادر شدنم بهش اضافه شده(شاید هرکسی نفهمه من چی میگم،بعضی وقتا نصف شب از خواب میپرم،با عاطفه شدید مادری،دلم میخواد بچه داشته باشم،وتا ساعت ها خوابم نمیبره،کسی میتونه بفهمه من چی میگم؟فک نکنم:Ghamgin:)

آهای اینایی که خیلی ادعاتون میشه مذهبی هستید،میتونید دردمو بفهمید؟
قدیما یه جوون می خواستش ازدواج کنه،میرفت به پیامبر میگفت،من زن می خوام من شوهر می خوام
مثل الان نبود که من اگه بگم می خوام ازدواج کنم چپ چپ نگام کنن!
آهای مذهبیا،از اسلام چی نگه داشتین؟من الان جرات دارم برم به یه نفر بگم من نیاز به ازدواج دارم؟
سرتاپاتون ادعاست ،فقط به فکر خودتونید،ازتون بدم میاد
رفتم تویکی از سایتا که اخبار گفته بود مثلا رسمیه،برای انتخاب همسر،ثبت نام کنم ،یه مراحلی داره که به غلط کردن میندازه آدمو،بعدشم آدمی مثل من با این شرایط داغونو به کی می خوان معرفی کنن؟بی پول بی قیافه،خانواده بی اصل و نصب،
یه معیارایی برای ازدواج گفته با هرکدوم شرایط خودمو میسنجم میبینم اینطوری هیچ پسری نباید با من ازدواج کنه دیگه!
این معیارا چیه از خودتون درآوردین؟میفهمید فشار تجرد چیه؟چرا اینقد سنگ انداختین زیر پای جوونا؟یه خورده آسون بگیرید،پدرمونو درآوردین با این کاراتون
الان هرکی که ولنگ وبازه راحت عروسی می کنه،ولی دخترای تو پستو مونده میمونن!

تازگیا یه جفت، یا کریم رو بوم خونمون لونه ساختن،بچشونم بزرگ شده،دیگه چیزی نمونده خودش تنهایی پرواز کنه، هر روز با حسرت نگاشون می کنم،من به اونام حتی حسودیم میشه،چقد راحتن به خدا،راحت جفت انتخاب می کنن،بچه دار میشن،ولی ما اینقد بدبختی باید بکشیم

طبق این حدیث،اون دختر که قیافه نداره واین مشخصات توش نیست تکلیفش چی میشه؟

زنی را به همسری بگیر که گندمگون ,چشم درشت, درشت کفل ومیان قد باشد , اگراورا نخواستی مهرش به گردن من.

امام علی«ع»وسایل الشیعه شیخ حر عاملی-جلد14-ص 35

من چی کار کنم که دلم می خواد مادر باشم،بچه میبینم ضعف می کنم،به دوستام که بچه دار شدن،شوهرشونم نازشونو میکشه،حسودیم میشه(حسادت بد منظورم نیستآ)فقط دلم می خواد منم خانواده خوب داشته باشم،من نیاز به ازدواج دارم،باید چیکار کنم؟چرا هیشکی نمیفهمه؟

من چون اصل و نصب خاصی ندارم،قیافه ی جالبی هم ندارم،باید برم با یه پسر داغونو به درد نخور معتاد الاف ازدواج کنم؟(چون فقط همینا میان سراغم:Ghamgin:)

این همه ادعای مسلمونیتون میشه،چرا با دخترایی مثل من ازدواج نمی کنید؟یا برای پسراتون دخترایی مثل منو نمیگیرید؟به من چه که بابام بی سواده،کارگره،مادرم لهجه داره!چون هیچی نداریم من باید زیر فشار مجردی بمونم؟اینو بدونید اگه به گناه افتادم،شماها هم مقصرید،
قشنگ چشم گذاشتم دیدم،مذهبیا چجور عروسی میگیرن! همه ی عروساشون ،خوشگل و پولدارن!همین کاراتون باعث شده ازتون بدم بیاد(قدیما از الانم مذهبی تر بودم،ولی وقتی این کارارو ازتون دیدم،دلم نمی خواد مثل شما ها خودخواه ومغرور باشم)

من دارم به گناه می افتم،دلم نمی خواد بد باشم،ماه محرمم داره نزدیک میشه،تا دوماه قطع امید صد درصد از هرچی خواستگاریه:geristan:


با تشکر

در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید :Gol:

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد حامی

[=Tahoma][=&amp] سلام خدمت شما خواهر محترم[/]
[=&amp]راستش خيلي پوزش مي طلبم به دليل تأخيري كه در پاسخگويي ام شده به دليل مشكلاتي كه برام پيش اومده كمتر مي تونم خدمت دوستان سايت برسم.[/][=&amp]بزرگوار! به شما حق مي دهم بله واقعا اين طوري است كه گفتيد كسي كه با سنخ مشكلات شما درگير نيست واقعا متوجه مشكلات شما نيست. و همين طور كه اشاره كرديد اين افراد به جاي اين كه دردي دوا كنند نمك بر زخم مي ريزند. [/]
[=&amp]به جاي اين كه همدلي كنند مقصرت مي دانند [/]
[=&amp]به جاي اين كه باري از دوشت بردارند باري بر دوش مي شوند.[/][=&amp]متأسفانه بسياري از خانم واقعا توجيه نيستند كه خانمي بگويد من مجردم و نياز عاطفي و جنسي دارم[/][=&amp]بله تك تك ما مسؤول هستيم و فرداي قيامت بايد به خاطر اهمالكاري هايي كه در قبال ازدواج جوانان داريم پاسخ بدهيم. [/][=&amp]كسي كه خودش را ديندار مي داند چگونه مي تواند در قبال ازدواج كه با آن نيمي از دين دو جوان كامل مي شود بي تفاوت است.[/][=&amp]كسي كه خود را ديندار مي داند چگونه براي وساطت ازدواج افراد مجرد تلاش نمي كند با اين كه مي داند اين كار ثوابش نسبت به بسياري از مستحبات مانند كوه نسبت به كاه است.[/][=&amp]به عنوان مشاوري كه سال ها با افرادي چون شما ارتباط داشته ام از درد و رنج شما با خبرم. [/][=&amp]با توجه به تخصصم نكاتي مي گويم كه اميدوارم باري از دوشتان بردارم:

[/][=&amp]1- هر روز در مشاوره ها با افرادي زيادي در ارتباط هستيم كه انواع و اقسام مشكلات را دارند و بسياري از افراد تمنا مي كنند كه مشكل نداشتند و يا مشكلشان مانند مشكل ديگري باشد ولي ما با آرزوها نمي توانيم زندگي كنيم دنياي بدون مشكل در روياها است و به تعبير آمريكايي ها زندگي بسيار سخت و مشكل است؛ [/][=&amp]life is very difficult[/][=&amp] ولي اين هنر ما است كه با توانايي ها و استعدادها و تلاش و پشتكارمان مشكل را به زانو در آوريم نه اين كه خودمان به زانو دربياييم. [/][=&amp]اين كه بگوييم اي كاش اين مشكل را نداشتم. اين كه بگوييم چرا سهم من از زندگي بايد اين باشد و.... مشكلات ما را حل نمي كند فقط فرصت تدبير و نشاط را از ما مي گيرد.

[/][=&amp]2- يكي از دوستان مشاورم مي گفت خانواده اي نزديك پل خواجوي اصفهان با اصرار خواستند كه منزلشان بروم براي حل اختلافاتشان. وقتي وارد منزل شدم گويي به قصري رفته بودم. امكانات اين ساختمان را تا به حال نديده بودم يك ربع اول محو دكوراسيون و مبلمان و ....شده بودم. فرزند خانواده وقتي نزديكم نشست لباس راحتي پوشيده بود و اين لباس طوري بود كه گويي نزد شاه رفته بود وقتي مشكلات اين خانواده را بررسي كردم ديدم تا دلت بخواهد وسائل آسايش فراهم است ولي دريغ از لحظه اي آرامش. درد مردم در دلشان است و افراد زيادي كه از دور زندگي آنها را مي بنند تصور مي كنند زندگي آنها بهتر است

[/][=&amp]3- وقتي كسي مانند امير مهدي ژوله طنز مي نويسد و شاد است مردم تعجب كردند كه او به جنگ بيماري ام اسش رفته است بيماري اي كه ده سال با به شدت سرناسازگاري داشته است. در همين سايت هم داريم خانم هاي محترمي كه 20-30 سال از ازدواج شان گذشته و به غير از تأخير در ازدواج مشكلات متعددي در زندگي دارند مثلا مجبوراند از والدين پير و بيمارشان نگهداري كنند و هزينه درمان و اجاره و ...را هم فراهم كنند اين بزرگواران شايد ابتدا اين سؤالات نفس گير را داشتند كه چرا سهم من از زندگي اين است ولي با توكل و تدبير عاقلانه و مشاوره دريافتند كه به جاي تمركز بر مشكل بر حل مشكل متمركز شوند و خود را با شرايط وفق دهند و سازگاري و ظرفيت جسمي و رواني خود را بالا ببرند.
[/]
[=&amp]4- من استاد اخلاق يا واعظ نيستم كه بخواهم اندرز دهم ولي براساس تجربه اي كه با افراد مختلف داشته ام به اين نكته رسيده ام كه باورهاي ديني مانند طنابي است كه ما را از سياه چال غم و رنج و پوچي بيرون مي آورد هر كس كه با خدا قهر كند در واقع اين طناب را رها كرده است و عرصه زندگي را براي خود تنگ كرده است. بنابراين به عنوان روان شناس مي گويم كه براي آرامشتان دينداري را جدي بگيريد. تحقيقات زيادي كه روان شناسان دين در آمريكا انجام داده اند حاكي از اين است كه دينداري هزينه هايش كمتر از فوايد و مزايايش است.
[/]
[=&amp]5- تصور كنيد بچه اي را كه صبح بدون اين كه دستشويي برود همراه ما به بازار مي آيد. ولي ما خبر نداريم كه او با عجله آمده و دستشويي نرفته. بعد از گذشت ساعتي با او شوخي مي كنيد مي بينيدحوصله ندارد و نمي‌خندد. امروز برايش اسباب فروشي ها و شهر بازي مانند ديروز جذاب نيست و از شدت فشار مجبور مي شود با گريه مشكلش را به ما بگويد. خيلي ساده است يك مشكل و ناراحتي كه راه حل دارد اين قدر براي اين كودك اضطراب ايجاد كرده است و رفتار و هيجان او راتحت تأثير قرار داده است ماهم همين طور هستيم ناراحتي ها روي چهره و رفتار ما اثر مي گذارد دختري كه به جاي «[/]حل مشكل يا سازگاري با مشكل[=&amp]» بر «[/]خود مشكل[=&amp]» تمركز دارد و از كاه كوه ساخته است طبيعي است كه چهره اش گرفته شود و رمق شوخي نداشته باشد و از جمع فرار كند و با ديگران گرم نگيرد. چنين فردي ناخودآگاه فرصت هاي ارتباطي و ازدواج و شغلي زيادي را از دست مي دهد. اگر مشاوران ازدواج به افراد مجرد كه سن ازدواجشان بالا رفته است مي گويند ورزش كنيد، تفريح برويد، فيلم كمدي ببيند و در جمع حاضر شويد به معناي اين نيست كه درك درستي از مشكل آنها ندارند آنها مي خواهند براي آنها فرصت ايجاد كنند و نشاط آنها را تضمين كنند و طبيعي است خواهران و مادران و واسطه هاي ازدواج انگيزه بيشتري دارند كه براي پيشنهاد ازدواج سراغ دختران بانشاط و گشاده رو و فعال بروند.
[/]
[=&amp]6- اسلام افراد را تشويق كرده است كه معيار شما در ازدواج جمال و مال نباشد بلكه شالوده زندگي مشتركتان بايد اخلاق و دينداري باشد. درباره ازدواج توصيه هاي ديگري هم دارد كه در كتبي چون همسرگزيني استاد ابراهيم اميني آمده است اگر من و ديگران به اين دستورات عمل نمي كنيم مشكل از ما است نه اسلام. براي ازدواج انسان ها انگيزه هاي ظاهري و باطني، هشيار و ناهشيار و ديني و دنيايي مختلفي دارند. از سويي ديگر هم بايد دقت كنيم كه در اجتماع انسان ها (دختر و پسر ) با شرايط اقتصادي و ظاهري و مالي متنوعي داريم و ازدواجي كه براساس همتايي باشد بهتر است به خصوص اگر ما دينداريمان عمقي نباشد مردي كه به شدت تمايل دارد همسرش سبزه باشد ولي خانواده او را مجبور مي كنند با دختر عمويش كه سفيد است ازدواج كند اگر ايمان قوي اي نداشته باشد و سر و گوشش در ارتباط با نامحرم و رعايت نكردن تقواي ديداري و شنيداري و....محكم نباشد احتمال بهانه گيريها، گيردادنها، و مشاجرات و طلاقش زياد است.
بنابراين بايد به همتايي، دينداري، شرايط توجه كنيم: ما داشتيم خانم دكتري را كه به دليل مشكلات زندگيش با پسري ازدواج كرد كه فقير است ولي سازگار چون مي داند پزشكي كه شرايط خوبي داشته هرچند با او هماهنگي بيشتري دارد نمي تواند در زندگي او سازگار باشد و درگ درستي از شرايط او داشته باشد. (بله گاهي بايد براساس شرايطمان از توقعاتمان بكاهيم)[/]
[=&amp]دقت كنيد: متن بالا را سريع و گذرا نخوانيد با تأمل بخوانيد و روي آن فكر كنيد[/]
[/]

[="Tahoma"][="DarkGreen"]

حامی;733445 نوشت:
3- وقتي كسي مانند امير مهدي ژوله طنز مي نويسد و شاد است مردم تعجب كردند كه او به جنگ بيماري ام اسش رفته است بيماري اي كه ده سال با به شدت سرناسازگاري داشته است.

[/][/]

[="Tahoma"][="DarkGreen"]

« از خدا بخواهیم »

امیرالمؤمنین علی سلام الله عليه :

[=&quot] أعلَمُ النّاسِ بِاللّهِ أكثَرُهُم لَهُ مَسأَلَةً؛ [/]

داناترينِ مردم به خدا، پُرخواهش ترينِ آنان از اوست.

غرر الحكم : ح ۳۲۶۰؛ نهج الدّعا ص 29
[/][/]

سربازي شرايط دشواري است
افرادي با شرايط سرباز خود را وفق مي دهند و افرادي هستند عين دو سال خود و خانواده را بيچاره مي كنند
ولي ببينيد


[="Tahoma"][="DarkGreen"]


[/][/]

[="Purple"]فقط میتونم بگم خیلی خیلی ناراحت شدم ...
ولی نگران نباش آبجی گلم خدا به موقع میرسه!!!!
[/]


طاهر;727106 نوشت:
سلام
(اگه کسی فکر می کنه خوندن این حرفا باعث میشه به گناه بیوفته،لطفا نخونه،دارم اتمام حجت می کنم)

الانه که یه عده بیان بگن،دختر از این حرفا نباید بزنه،پس دختر بره بمیره؟
از اینایی که تسبیح به آب میکشنآ،حالم به هم میخوره،

من یک دختر مجرد 28 ساله هستم،دانشگاهمو رفتم،درسمم چندساله تموم کردم،دنبال کارم رفتم،ولی پیدا نکردم،واسه همین از صب تا شب مجبورم بشینم درودیوارای خونه رو نگا،کنم،وغر غرای مامانمو بشنوم،میخواستم برم باشگاه تا یکم رو حیم خوب بشه از این فکرا دربیام بیرون،ولی مامانم گفت چون درآمدمون کمه نمیتونه شهریه این کلاسارو بده،باید بشینم تو خونه،بعضی وقتا هزارتومنم تو جیبم پیدا نمیشه،که بخوام سوار اتوبوس بشم یه دوری تو شهر بزنم،خوردو خوراکمونم خوب نیست،مهمون بیاد یه میوه ای هم به ما میرسه،مهمون نیاد روی میوه نمیبینیم
قیافمم در نگاه اول زیاد جالب نیست،به خاطر همین تا حالا خواستگار چندانی نداشتم، یکی دوتا هم که اومدن،بعد از دیدن قیافه،داغون فلنگو بستن!خودم میدونم به خاطر قیافه نپسندیدن،از همه ی پسرایی که دنبال دختر خوشگلن حالم به هم میخوره،
همه ی دوستام که خوشگل بودن،باباشونم پولدار بود،خیلی زود ازدواج کردن،به همشون حسودیم میشه،
تورو خدا نیایین بگین یه نفرو میشناسم قیافش خوشگله،ولی ازدواج نکرده!گوشم از این حرفا پره،اینا حرفای دل خوش کنکیه،برید واقعیت جامعه رو ببینید
همین دوستام،خونه ی بابا، قیافشون که قشنگه،خودشونو تو آینه نگا می کنن کیف می کنن،خوشتیپن،هرکی میبیندشون عقل از سروهوشش میره،چند سال میفتن به پاشون تا جواب مثبت بگیرن ازشون ،اینام همش کلاس میزارن!،همه ی امکاناتم باباشون ریخته زیر پاشون،از این کلاس به اون کلاس،حساب بانکیاشون پره پر،ناز پدری دارن،زودم شوهر می کنن،محبت همسر هم بهشون اضافه میشه،
ولی امثال من،صبح با صدای فریاد ها و دعواهای پدرومادر،از خواب پامیشیم،مثل یه حیوون باهامون برخورد میشه،از صب تاشب فقط جلو چشممون اخم وتخمه!فقط دارم تحمل می کنم،روی محبتم که نمیبینیم،هیچ کسم که خریدارمون نیست،تو آینه قیافه ی خودمو نگا می کنم حالم از خودم به هم میخوره(بعضیا هم که علنی به روی آدم میارن،اسم رو آدم میزارن،من سبزه ام،بهم میگن سیاهکه از هیچکدومشون نمیگذرم)
من از 13-14 سالگی احساس نیاز به ازدواج داشتم،الان نیاز به مادر شدنم بهش اضافه شده(شاید هرکسی نفهمه من چی میگم،بعضی وقتا نصف شب از خواب میپرم،با عاطفه شدید مادری،دلم میخواد بچه داشته باشم،وتا ساعت ها خوابم نمیبره،کسی میتونه بفهمه من چی میگم؟فک نکنم)

آهای اینایی که خیلی ادعاتون میشه مذهبی هستید،میتونید دردمو بفهمید؟
قدیما یه جوون می خواستش ازدواج کنه،میرفت به پیامبر میگفت،من زن می خوام من شوهر می خوام
مثل الان نبود که من اگه بگم می خوام ازدواج کنم چپ چپ نگام کنن!
آهای مذهبیا،از اسلام چی نگه داشتین؟من الان جرات دارم برم به یه نفر بگم من نیاز به ازدواج دارم؟
سرتاپاتون ادعاست ،فقط به فکر خودتونید،ازتون بدم میاد
رفتم تویکی از سایتا که اخبار گفته بود مثلا رسمیه،برای انتخاب همسر،ثبت نام کنم ،یه مراحلی داره که به غلط کردن میندازه آدمو،بعدشم آدمی مثل من با این شرایط داغونو به کی می خوان معرفی کنن؟بی پول بی قیافه،خانواده بی اصل و نصب،
یه معیارایی برای ازدواج گفته با هرکدوم شرایط خودمو میسنجم میبینم اینطوری هیچ پسری نباید با من ازدواج کنه دیگه!
این معیارا چیه از خودتون درآوردین؟میفهمید فشار تجرد چیه؟چرا اینقد سنگ انداختین زیر پای جوونا؟یه خورده آسون بگیرید،پدرمونو درآوردین با این کاراتون
الان هرکی که ولنگ وبازه راحت عروسی می کنه،ولی دخترای تو پستو مونده میمونن!

تازگیا یه جفت، یا کریم رو بوم خونمون لونه ساختن،بچشونم بزرگ شده،دیگه چیزی نمونده خودش تنهایی پرواز کنه، هر روز با حسرت نگاشون می کنم،من به اونام حتی حسودیم میشه،چقد راحتن به خدا،راحت جفت انتخاب می کنن،بچه دار میشن،ولی ما اینقد بدبختی باید بکشیم

طبق این حدیث،اون دختر که قیافه نداره واین مشخصات توش نیست تکلیفش چی میشه؟

زنی را به همسری بگیر که گندمگون ,چشم درشت, درشت کفل ومیان قد باشد , اگراورا نخواستی مهرش به گردن من.

امام علی«ع»وسایل الشیعه شیخ حر عاملی-جلد14-ص 35

من چی کار کنم که دلم می خواد مادر باشم،بچه میبینم ضعف می کنم،به دوستام که بچه دار شدن،شوهرشونم نازشونو میکشه،حسودیم میشه(حسادت بد منظورم نیستآ)فقط دلم می خواد منم خانواده خوب داشته باشم،من نیاز به ازدواج دارم،باید چیکار کنم؟چرا هیشکی نمیفهمه؟

من چون اصل و نصب خاصی ندارم،قیافه ی جالبی هم ندارم،باید برم با یه پسر داغونو به درد نخور معتاد الاف ازدواج کنم؟(چون فقط همینا میان سراغم)

این همه ادعای مسلمونیتون میشه،چرا با دخترایی مثل من ازدواج نمی کنید؟یا برای پسراتون دخترایی مثل منو نمیگیرید؟به من چه که بابام بی سواده،کارگره،مادرم لهجه داره!چون هیچی نداریم من باید زیر فشار مجردی بمونم؟اینو بدونید اگه به گناه افتادم،شماها هم مقصرید،
قشنگ چشم گذاشتم دیدم،مذهبیا چجور عروسی میگیرن! همه ی عروساشون ،خوشگل و پولدارن!همین کاراتون باعث شده ازتون بدم بیاد(قدیما از الانم مذهبی تر بودم،ولی وقتی این کارارو ازتون دیدم،دلم نمی خواد مثل شما ها خودخواه ومغرور باشم)

من دارم به گناه می افتم،دلم نمی خواد بد باشم،ماه محرمم داره نزدیک میشه،تا دوماه قطع امید صد درصد از هرچی خواستگاریه

سلام.
واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم... قابل درک است....

اما خواهرم!
گر چه هم اکنون فشار بر شما بسیار بالاست و هر چه ما بگوییم ، با توجه به این فشار و واقعیات موجود ، شاید از دید شما ، تکراری یا غیر کاربردی باشد ، اما به قول یکی از دوستانم که میگفت: پدرم به من میگوید: من میفهمم تو چه میگویی چون من هم همسن تو بوده ام ، اما تو نمی دانی من چه می گویم چون تو همسن من نبوده ای.

خواهرم!
این مشکلات شما ، پوسته یک شکلات هستند. شکلاتی که سالهای بعد ( که از این مرحله سنی سخت عبور کردید ) برایتان باز می شود و مزه شیرینش را درک می کنید.

زمان میگذرد. و با گذشتن آن ، مراحلی از زندگی که برای ما سخت هست هم میگذرند....

موازنه کردن معادلات شیمی یا حل معادلات ریاضی را انجام داده اید؟ دو طرف علامت = با هم مساوی باید باشند.
کار خدا هم همینطور است. اگر الان به شما شرایط سختی داده ، مطمئن باشید در آینده به همان اندازه به شما شیرینی عنایت می فرماید که به دیگران نداده است. البته شما در وضعیتی که الان هستید ، فقط فشارها را حس می کنید و شیرینی را حس نمیکنید یا برایتان مهم نیست. اما مدتی دیگر (فرضاً ده سال بعد ) چنین دیدگاهی را ندارید.

از کاربران محترم سایت تقاضا می کنم دعا کردن برای ازدواج این خواهر محترممان را در صدر ادعیه خود در روز عرفه امسال قرار بدهند.

سلام

شما تنها نیستی خواهرم

دنیا و تاریخ آدما پر از درد و ناکامیست و چه آرزوهایی که از سینه مون به سینه قبرستون میروند

اما هیچکی جز خودمون نمیتونه حالمونو خوب کنه

و اگه خدایی هست ...درد ما رو میدونه ....و اگه معتقدیم عادل و مهربونه...حتما به وقتش جبران میکنه

پس همونطور که کارشناس محترم گفتند تمرکزتونو بروی حل مشکلتون بزارید و نا امید نشید

قطعا دربی باز خواهد شد

و در آخر شما را متوجه این چند آیه قرآن میکنم بلکه الهام بخش حل مشکلاتتون باشد

للا نسان الا ما سعی
برای انسان جز تلاشش چیزی نیست

لقد خلقنا الانسان فی کبد
ما انسان را در سختی آفریدیم

ان الله مع الصابرین
خدا با صبر کنندگان است

ان الله لایخلف والمیعاد
خداوند خلف وعده نمیکند

حرفی برا گفتن نیست

تا داغه
بچسبونیم
دختر خوشگل
پولدار
بیبی فیس
هنرمند
بدون مهریه و شیربها
با جهیزیه کامل و خانه و ویلا و ماشین
دکترای خونه داری و بچه داری
بدون ادعا
هستم
یکی بیاد منو بگیره
.
.
.
.
.
.
.
حالا اگه کسی اومد
خاک عالم,حیف من

دیدی فقط تو نیستی خاستگار نداری
منم که نامبر وانم بازم ندارم:khandeh!:

شما چرا عاشورا نمیخونید یه چله بگیرین.باور کنید زندگی و بخت من به طرز معجزه ای باز شد.

سلام دوست خوبم

اولا فراموش نکن که : اسلام به ذات خود ندارد عیبی ، هر عیب که هست از مسلمانی ماست . مسلمان واقعی انگشت شماره ، یک وقت تعمیم ندی..

ثانیا ، خودتو از چاله نندازی تو چاه با این بیقراریت .. مراقب بااااشیا . نگی نگفتم!!:Gol:فردا یه وقت خدایی ناکرده دستتو گاز نگیری بگی ، اون زندگی بهتر از این بود !! پس یکم بیشتر صبر کن.

یه تکونی به خودت بده همت کن یاعلی بگو ، اقلا پیاده روی کن و در کلاسهای رایگان مساجد شرکت کن و خودتو نشون بده ، نشستی تو خونه ، خب خواستگار باید ببینتت بعد بیاد یا نه ؟؟

ان شاالله درست میشه..

حامی;733445 نوشت:
خانم هاي محترمي كه 20-30 سال از ازدواج شان گذشته و به غير از تأخير در ازدواج مشكلات متعددي در زندگي دارند مثلا مجبوراند از والدين پير و بيمارشان نگهداري كنند و هزينه درمان و اجاره و ...را هم فراهم كنند اين بزرگواران شايد ابتدا اين سؤالات نفس گير را داشتند كه چرا سهم من از زندگي اين است ولي با توكل و تدبير عاقلانه و مشاوره دريافتند كه به جاي تمركز بر مشكل بر حل مشكل متمركز شوند و خود را با شرايط وفق دهند و سازگاري و ظرفيت جسمي و رواني خود را بالا ببرند.

با سلام و احترام
در مورد این موضوعی که مطرح فرمودید من سوالی داشتم.

فرض کنید ، ما دو تا خانم داریم:

خانم اول خانواده پولدار داره ، زیبا هست ، زود ازدواج میکنه ، پدر و مادر پیری نداره که بخواد ازشون مراقبت کنه و....
خانم دوم ، خانواده ضعیفی داره ، چهره معمولی داره ، هنوز شرایط ازدواجش فراهم نشده ، پدر و مادر پیری هم داره که باید ازشون مراقبت کنه ، خرج خونه هم بر عهده او هست و خلاصه همه مدله نسبت به دختر خانم شماره یک ، واقعا زندگی سخت و غیر قابل قیاسی رو میگذرونه....

خوب من با عقل ناقصم اینطور انالیز میکنم که اگر دختر خانم شماره یک و شماره دو ، هر دو مثلا در تقوا و ایمان به خدا و نق نزدن و شاکر بودن و....، نمره 70 بگیرند ، عدل خداوند اینطور ایجاب میکنه که در اون دنیا ، مثلا خداوند به دختر خانم اول ، چون شرایط راحتی داشته ، مثلا فقط یک باغ در بهشت بده و به دختر خانم شماره دو ، صد تا باغ و صد برابر امکانات دختر خانم اولی بده .. و از اونجایی که حیات در اون دنیا جاودانه هست در نهایت ماجرا ، دختر خانم دومی برنده شده که علیرغم اینکه در این دنیا سختی های بیشتری تحمل کرده اما در نهایت ، ابدیت آبادتری نسبت به دختر خانم شماره یک ، برای خودش فراهم کرده!

اما همه اینها روی کاغذ ، قبول و زیبا هست... اما سوالی که من توی ذهنم هست اینه که اساسا ، بخاطر سختی های بیشتری که دختر خانم شماره دو ، باهش دست به گریبان هست ، احتمال اینکه به تقوای نمره 70 برسه نه تنها کم هست ، بلکه حتی احتمال داره طرف به تقوای منفی هفتاد برسه و یکسره زبان به ناشکر گویی و حتی کفر باز کنه.... یعنی عملا در اون دنیا نه تنها صاحب همون یک باغ دختر خانم شماره یک نشه ، بلکه حتی ممکنه اتش جهنم رو هم برای خودش بخره.....
میخوام ببینم جواب این سوال چیه؟ ما مسلمانیم و اعتقاد به حیاتی عظیم تر از حیات پست در این دنیا داریم ، و مثلا میگیم چون خدا یکی رو بیشتر دوست داره ، براش در این دنیا سختی بیشتری فراهم میکنه تا اون دنیا براش بیشتر و بهتر بده.. اما وقتی همین سختی بیشتر میتونه طرف رو در اخرت حتی از حداقلها هم محروم کنه و طرف بخاطر این سختی ها هم دنیا رو از دست بده و هم اخرت رو .. اونوقت تکلیف چی میشه؟

یک مثال برای روشن شدن موضوع میزنم: (در مثل مناقشه نیست)
فرض کنیم بین یک پیکان و بنز میخوایم مسابقه برگزار کنیم ، برای اینکه عدالت رو رعایت کنیم ، به پیکان میگیم تو باید فقط 50 کیلومتر راه بری و به بنز میگیم تو باید 1000 کیلومتر راه بری چون مجهز تر هستی .. و هر کدوم که این مسافت تعیین شده ای نابرابر رو زودتر طی کنه ، برنده مسابقه هست... شاید در نگاه اول موضوع منصفانه باشه .. چون پیکان امکانات کمتری داره و ازش انتظار کمتری هست و بنز مجهز تر هست ... اما وقتی در واقعیت با این موضوع برخورد میکنیم ، میبینم اصلا پیکان اینقدر خراب هست که استارت هم نمیتونه بزنه چه برسه بخواد یک کیلومتر یا حتی 50 کیلومتر راه بره .. و از اونطرف هم بنز علیرغم اینکه به ظاهر مسافت بیشتری رو طی میکنه ، اما در رفاه اینکار رو انجام میده و در نهایت جایزه مسابقه رو برنده میشه و اون پیکان هم ، هم بخاطر خرابیش موقع مسابقه حرص میخوره و هم موقع اهدا جوایز حسرت به دلش باقی میمونه!

با تشکر.

حرفي ندارم براي گفتن
خيلي ها در اين وضعيت هستند (از هر طرف)

تالیا;733491 نوشت:
شما چرا عاشورا نمیخونید یه چله بگیرین.باور کنید زندگی و بخت من به طرز معجزه ای باز شد.

آقای تالیای عزیز
شما از کجا میدونید دوستانی که مشکل ازدواج دارند ، به جای یک چله ، دهها چله نگرفته اند؟
به نظر من این نسخه های حتمی این مدلی که همراه اون ، انتظار معجزه هست ، خدای نکرده اگر بعد از عمل بهش ، گره ای از مشکل طرف باز نشه ، باعث بدبینی طرف به خداوند و دلسردی از دعا و چله گرفتن فرد میشه ، پس خیلی قاطع و محکم نباید نسخه پیچید مگر اینکه سندهای محکم پشتش باشه.

به نظر من هر طور شده یک شغل برای خودتون پیداکنید
اگر شاغل بشید بیشتر مشکلاتتون حل میشه

نیکوکار;733489 نوشت:
ولی اگه دقت کرده باشید افرادی که پولدار نیستن معمولا سالم هستن و خدا بهشون بچه های سالم میده

شما یه سر به مطب دکترها و بیمارستان ها بزنین حتما.

[="Tahoma"][="DarkGreen"]

مولکول 68;733500 نوشت:
با سلام و احترام
در مورد این موضوعی که مطرح فرمودید من سوالی داشتم.

فرض کنید ، ما دو تا خانم داریم:

خانم اول خانواده پولدار داره ، زیبا هست ، زود ازدواج میکنه ، پدر و مادر پیری نداره که بخواد ازشون مراقبت کنه و....
خانم دوم ، خانواده ضعیفی داره ، چهره معمولی داره ، هنوز شرایط ازدواجش فراهم نشده ، پدر و مادر پیری هم داره که باید ازشون مراقبت کنه ، خرج خونه هم بر عهده او هست و خلاصه همه مدله نسبت به دختر خانم شماره یک ، واقعا زندگی سخت و غیر قابل قیاسی رو میگذرونه....

خوب من با عقل ناقصم اینطور انالیز میکنم که اگر دختر خانم شماره یک و شماره دو ، هر دو مثلا در تقوا و ایمان به خدا و نق نزدن و شاکر بودن و....، نمره 70 بگیرند ، عدل خداوند اینطور ایجاب میکنه که در اون دنیا ، مثلا خداوند به دختر خانم اول ، چون شرایط راحتی داشته ، مثلا فقط یک باغ در بهشت بده و به دختر خانم شماره دو ، صد تا باغ و صد برابر امکانات دختر خانم اولی بده .. و از اونجایی که حیات در اون دنیا جاودانه هست در نهایت ماجرا ، دختر خانم دومی برنده شده که علیرغم اینکه در این دنیا سختی های بیشتری تحمل کرده اما در نهایت ، ابدیت آبادتری نسبت به دختر خانم شماره یک ، برای خودش فراهم کرده!

اما همه اینها روی کاغذ ، قبول و زیبا هست... اما سوالی که من توی ذهنم هست اینه که اساسا ، بخاطر سختی های بیشتری که دختر خانم شماره دو ، باهش دست به گریبان هست ، احتمال اینکه به تقوای نمره 70 برسه نه تنها کم هست ، بلکه حتی احتمال داره طرف به تقوای منفی هفتاد برسه و یکسره زبان به ناشکر گویی و حتی کفر باز کنه.... یعنی عملا در اون دنیا نه تنها صاحب همون یک باغ دختر خانم شماره یک نشه ، بلکه حتی ممکنه اتش جهنم رو هم برای خودش بخره.....
میخوام ببینم جواب این سوال چیه؟ ما مسلمانیم و اعتقاد به حیاتی عظیم تر از حیات پست در این دنیا داریم ، و مثلا میگیم چون خدا یکی رو بیشتر دوست داره ، براش در این دنیا سختی بیشتری فراهم میکنه تا اون دنیا براش بیشتر و بهتر بده.. اما وقتی همین سختی بیشتر میتونه طرف رو در اخرت حتی از حداقلها هم محروم کنه و طرف بخاطر این سختی ها هم دنیا رو از دست بده و هم اخرت رو .. اونوقت تکلیف چی میشه؟

یک مثال برای روشن شدن موضوع میزنم: (در مثل مناقشه نیست)
فرض کنیم بین یک پیکان و بنز میخوایم مسابقه برگزار کنیم ، برای اینکه عدالت رو رعایت کنیم ، به پیکان میگیم تو باید فقط 50 کیلومتر راه بری و به بنز میگیم تو باید 1000 کیلومتر راه بری چون مجهز تر هستی .. و هر کدوم که این مسافت تعیین شده ای نابرابر رو زودتر طی کنه ، برنده مسابقه هست... شاید در نگاه اول موضوع منصفانه باشه .. چون پیکان امکانات کمتری داره و ازش انتظار کمتری هست و بنز مجهز تر هست ... اما وقتی در واقعیت با این موضوع برخورد میکنیم ، میبینم اصلا پیکان اینقدر خراب هست که استارت هم نمیتونه بزنه چه برسه بخواد یک کیلومتر یا حتی 50 کیلومتر راه بره .. و از اونطرف هم بنز علیرغم اینکه به ظاهر مسافت بیشتری رو طی میکنه ، اما در رفاه اینکار رو انجام میده و در نهایت جایزه مسابقه رو برنده میشه و اون پیکان هم ، هم بخاطر خرابیش موقع مسابقه حرص میخوره و هم موقع اهدا جوایز حسرت به دلش باقی میمونه!

با تشکر.

سلام
خداوند حكيم است و حساب همه چيز حتي چيزهايي كه به مخيله ما نمي آيد را دارد
بله همان خانم پول را هم هزار جور آزمايش مي شود اگر پز بدهد، اگر طمع داشته باشد اگر فخرفروشي كند اگر اهل تجملات و اسراف باشد اگر ناشكري كند اگر دارايي او را دربرابر خدا هم وادارد نمره تقوايش تغيير مي كند
ديشب نگهبان مجتمعي مي گفت ما فقيريم ولي از خدا رويگردان نيستيم گاهي ازخدا گله اي هم مي كنيم ولي نماز و روزه و... را ترك نمي كنيم
فرد بي قيد ثروتمندي به من مي گفت خدا به تو چي داده كه اين قدر خدا خدا مي كني
گفتم بي خدايي بالاترين درد و فقر است
در هر حال امتحان هست و خداوند هم با توجه به آن نمره مي دهد
[HL]ولي نبايد فراموش كنيم كه نبايد مشكلات خودساخته را به پاي امتحان بگذاريم[/HL][/][/]

مولکول 68;733500 نوشت:
یک مثال برای روشن شدن موضوع میزنم: (در مثل مناقشه نیست)
فرض کنیم بین یک پیکان و بنز میخوایم مسابقه برگزار کنیم ، برای اینکه عدالت رو رعایت کنیم ، به پیکان میگیم تو باید فقط 50 کیلومتر راه بری و به بنز میگیم تو باید 1000 کیلومتر راه بری چون مجهز تر هستی .. و هر کدوم که این مسافت تعیین شده ای نابرابر رو زودتر طی کنه ، برنده مسابقه هست... شاید در نگاه اول موضوع منصفانه باشه .. چون پیکان امکانات کمتری داره و ازش انتظار کمتری هست و بنز مجهز تر هست ... اما وقتی در واقعیت با این موضوع برخورد میکنیم ، میبینم اصلا پیکان اینقدر خراب هست که استارت هم نمیتونه بزنه چه برسه بخواد یک کیلومتر یا حتی 50 کیلومتر راه بره .. و از اونطرف هم بنز علیرغم اینکه به ظاهر مسافت بیشتری رو طی میکنه ، اما در رفاه اینکار رو انجام میده و در نهایت جایزه مسابقه رو برنده میشه و اون پیکان هم ، هم بخاطر خرابیش موقع مسابقه حرص میخوره و هم موقع اهدا جوایز حسرت به دلش باقی میمونه!

با سلام

خدا اگر یکی را بنز آفریده باشد و دیگری را پیکان،از ضعف و قدرت آنها هم خبر دارد و به قدر طاقتشان تکلیف می کند.

اگر بداند اون پیکان استارت نمی خورد نمی گوید پنجاه کیلومتر طی کن،بلکه چون مخلوق خودش هست همینطوری هم قبولش می کند و با دست

مهربان خودش او را به مقصدی که برای آن خلقش کرده می رساند،کما اینکه آن بنز را هم با دستان قدرتمند خودش به مقصد می رساند.

تفاوت فقط در این است که بدانی آن بنز جلوه ی قدرت حق و آن پیکان بی رمق از راه مانده ی به مقصد رسیده به لطف حق،مظهر بی نیازی و غنا

و مهر و رحمتش است.

و اما خواهر خوبم،شما در شرایطی که دارید مقصر نیستید،پس آنچه وظیفه ی شماست انجام دهید و منتظر گشایش و فرجی از جانب خدا

باشید.حالا که چاره ای جز صبر ندارید چرا با کسب آرامش از خداوند این سختی ها را راحت تر پشت سر نگذارید؟

اعتقادات دینی به شما آرامش و امید می دهد و در این حالت تمرکز شما برای حل مشکلاتتان بیشتر می شود،اما با بیقراری و اضطراب نه تنها

مشکلی حل نمی شود بلکه مشکلات انسان هر روز زیادتر هم می شوند.خودتان را به خدا بسپارید،بگوئید خدایا این من و این هم مشکلاتم و این

حضرتت، و در حالی که هر کار صحیحی که از عهده ی شما برای تغییر شرایطتتان بر می آید انجام می دهید در عین حال منتظر گشایشی از

سوی خدا بمانید و مطمئن باشید خداوند کسی را که به او توکل کرده باشد را رها نمی کند.

امام صادق علیه السلام فرمودند:"خداوند به داود علیه السلام وحی کرد هر بنده ای از بندگانم به جای پناه بردن به دیگری با نیت خالص به من پناه

آورد از کارش چاره جویی می کنم گرچه همه ی آسمانها و زمین و هر چه در آن هاست،علیه او بر خیزند"

با آرزوی شادکامی و عاقبت به خیری برای شما و همه ی مؤمنین و مؤمنات:Gol:

حبیبه;733537 نوشت:
با سلامخدا اگر یکی را بنز آفریده باشد و دیگری را پیکان،از ضعف و قدرت آنها هم خبر دارد و به قدر طاقتشان تکلیف می کند.اگر بداند اون پیکان استارت نمی خورد نمی گوید پنجاه کیلومتر طی کن،بلکه چون مخلوق خودش هست همینطوری هم قبولش می کند و با دست مهربان خودشاو را به مقصدی که برای آن خلقش کرده می رساند،کما اینکه آن بنز را هم با دستان قدرتمند خودش به مقصد می رساند.تفاوت فقط در این است که بدانی آن بنز جلوه ی قدرت حق و آن پیکان بی رمق از راه مانده ی به مقصد رسیده به لطف حق،مظهر بی نیازی و غنا و مهر و رحمتشاست:Gol:
قبول دارم این حرفو،هرچند سخت هستش

با سلام

این تاپیک احتمالا چند روز باز بمونه
من هر موفع وقت کنم یک نکته اضافه می کنم

اولین نکته اینه که مطمئن باش باز هم کلی خدا بهت نعمت داده که می تونی به خاطرش خوشحال باشی . من از زمانی که به این سبک دعا می کنم اصصلا احساس می کنم هیچ حاجتی ندارم . شما هم یک نگاه بندازین . یک فیلم کوتاه از حاج آقا قرائتی در مورد نحوه دعا کردن .... خیلی توجه کنید ....
[h=3]راه دعا کردن و استجابت آن حجت الاسلام و المسلمین قرائتی[/h]
دوم من شخصا به این نتیجه رسیدم و فکر می کنم واسه شما هم کاربردی باشه که اون چیزایی که تو زندگی دست خودت نیست گیر ندی . و درگیرشون نشی . چون انتخاب تو نیست توی زندگی .

ولی با چیزایی که دست خودت هست می تونی به شرایط بهتری برسی . مثل این می مونه که به دو تا بچه خمیر بازی بدی به یکیشون خمیرهای با کیفیت و خوشرنگ . به یکی هم با ترکیب رنگ پایین تر و کیفیت پایین تر. مهم واسه تو داشته هات نیست .... مثل نوع و تعداد رنگ خمیر ها ... مهم کاری هست که تو با اون می کنی ...

راستی می دونی این مدل که تو با مشکلت برخورد می کنی شرایطت رو سخت تر می کنه . می دونی همین استرس های خودساخته روی شرایط ظاهریت هرچی که باشه تاثیر منفی می زاره . می دونی این روحیه نامناسب روی ظاهرت تاثیر منفی می زاره . در حالی که آرامش داشتن و انجام کارها و فعالیت های مثبت روی ظاهرت تاثیر مثبت داره. بشاشیت و شادابی و روحیه همش وابسته به ظاهر زیبا نیست ها .

پس ببین انتخاب های تو می تونه شرایط تو رو بهتر کنه !! انتخاب هایی که جبر روزگار و یا مصلحت خدا نیست

نکته بعدی اینه که فقط دو مورد که شرایط بدتری از تو دارند رو برات مثال بزنم

یک دختر خانم هست . پدرش در اثر اعتیاد مرد . اتفاقا خوشکل هست و با وجود داشتن خانواده فقیر ازدواج کرد. خانواده همسر این دختر که خودش الان اهل نماز شب و قرآن و نهج البلاغه و کتاب آیت الله بهجت شده از فاسدترین خانواده های شهرن ...به لحاظ اخلاقی ... روابط آزاد و گناه بزرگ ... ، مادر شوهرش و خواهرشوهراش و ... .حالا فکر کن اید دختر به چه سختی داره دینش رو حفظ می کنه ...

یک دختر 17-18 ساله می شناسم. پدر مادرش معلول بودن و به رحمت خدا رفتن وقتی این 5 ساله بوده . دو بار ازدواج کرده همسر دومش اون رو معتادش کرد. ترک کرد . همسر دومش اهل شراب و فساده . الان که داره طلاق می گیره دنبال یک مرکزی جایی می گردی که بتونی بعد از طلاق بره اونجا. این دختر شخصی بود که وقتی ما بردیمش پیش یک شخص بزرگ (اسمش رو نمیارم) بهش گفتند تو قطعا از سربازهای امام زمان عج میشی

:Gol::Gol::Gol:

با سلام
در مورد شرایط شما و افرادی همانند شما بایست بگویم اول اینکه افراد زیبا رو و کسانی که بنظر شما شرایط خانوادگی خوبی دارند هم مشکلات خاص خودشان را دارند که شاید هیچ وقت به ذهن شما خطور نکند البته صحبت بنده در مورد همین دنیاست و کاری به این ندارم که مثلا گفته میشود تکلیف اینها سبک تر است و...
واقعا دردسرهایی که در این دنیا ممکن است برای دختران و پسران زیبا رو بوجود بیاید باعث شده برخی آرزو کنند ای کاش هیچ وقت این جذابیت ها را نداشتند

اینکه چرا بعضی ها از نعمت داشتن خانواده خوب و قیافه خوب و ... در دنیا چندان برخوردار نشده اند بنده با علم و دانش فعلی خودم اگر بخواهم پاسخی بدهم بایست بگویم اینکه این موضوع نتیجه انتخاب طبیعی در طبیعت بوده یا چیز دیگری هم در آن دخیل است یا این بی عدالتی هایی که ما می بینیم قرار است چگونه جبران شود را بنده چندان اطلاع روشنی ندارم.

اما انچه میدانم این است که نبایست ازسختی ها و دشواری هایی زندگی برای خودمان کوه بسازیم. درست است که برای یک خانم مسئله شوهر و تشکیل خانواده مهم است اما این دلیل نمیشود اگر این اتفاق روی ندهد یا به شکل مطلوب روی ندهد زندگی و عمرش را به کام خودش تلخ کند. این اصلا دلیل نمیشود از لذت های دیگر خودش را محروم کند. چرا که عمر زندگی مشترک هم کوتاه و تمام شدنی است و اصلا اینطور که مثلا گاهی در هنگام عقد گفته میشود دو نفر را برای همیشه به عقد یکدیگر درآورده می شوند این حرف درستی نیست بنده میخواهم بگویم همیشه ای درکار نیست. وزندگی مشترک نیز یک پروسه و مرحله از حیات است که ما بعد از آن نمیدانیم قرار است چ اتفاقی روی دهد. پس با علم به این موضوع تحمل دشواری ها و سختی های ان برایمان راحت تر میشود.

در مورد بالا رفتن سن ازدواج و مشکلات دیگر بنظرم بجای اینکه کارشناسان و دوستانی مذهبی توصیه به صبر و ... کنند بهتر است با در نظر گرفتن شرایط جامعه و ... اظهار نظر کنند. در شرایط فعلی آمارهای رسمی و غیر رسمی گویای این است که نسبت دختران در سن ازدواج بیشتر از پسران است. ممکن است خیال کنیم در ایران نظم طبیعت بهم خورده است و زاد و ولد دختران بیشتر شده ولی این طور نیست. چیزی که باعث این اتفاق شده درصد بالای حوادث رانندگی و جاده ای ( تقریبا سلانه ۲۰ هزار نفر که اکثرا پسر و جوان بوده اند)- اعتیاد، مهاجرت و حوادث دیگر که در بین پسران بیشتر است و دلایل دیگر که الان حضور ذهن ندارم. با توجه به شرایط نامساعد اقتصادی برای همین تعداد پسران موجود نیز شرایط تشکیل خانواده و ازدواج دشوار شده است. حالا این وسط توصیه به دعا کردن و صبر کردن چقدر می تواند راهگشا باشد را بنده درست نمی فهمم. اگر فرض کنیم دعا یک نوع پاراتی و رانتی است که خدا برای ما قایل شده بایست شرایط آن را فراهم کنیم . در جامعهای که تعداد پسران در سن ازدواج کمتر است خدا از کجا بیاورد!. مگر اینکه دعا کنیم خدا از آسمان خواستگار بفرستد!. متاسفانه آش شوری که دست پخت بی تدبیری های مسوولان نظام مقدس بوده گریبان مردم عادی و اقشار ضعیف تر را بیشتر می سوزاند. اگر اسلام یک حرف بدرد بخور زده باشد انهم توصیه به چند همسری در شرایط و اوضاعی همانند شرایط فعلی جامعه ماست.
در کنار این راه حل دیگری که بنده به ذهنم می رسد این است که در ازدواج سخت گیری نفرمایید و اگر یک فرد معمولی که او هم ممکن است بخاطر مشکلات و شرایط خاص خودش و شرایط جامعه ایران نتوانسته قابلیت هایش را شکوفا کند هم برای شما پیش امد سخت گیری نکنید. چون همان طور که گفتم زندگی مشترک نیز تمام شدنی و گذشتنی است و دوام و همیشگی در کار نیست.

[="Microsoft Sans Serif"][="Indigo"]





خدا حفظم کنه.. از بس که انسان رئوفی هستم...:ok::Gol:
یا‌رقیه;733369 نوشت:
در هر صورت....همه دختر های عفیف مملکتم برام عزیز هستن و شنیدن شرایط بعضی هاشون باعث می شه که براشون نگران باشم.... باعث می شه که اون حاجت اصلیم تو شب قدر، عروس شدن بعضی دختر خانم هایی باشه که سنشون داره می ره بالا و این باعث اضطرابشون شده.....و باید تقاص سبک زندگی غلط و بدعت گذاری دیگران رو پس بدن.....

یا‌رقیه;733369 نوشت:
آرامش گمشده من است....امیدوارم که درست و حسابی در این بن بست گیر کنید...

یا‌رقیه;733369 نوشت:



نازک شده دلم، نخری قهر می‌کنم


رحم آر بر کسی که ندارد پناه را


وقتی که با توام دلم آرام می‌شود


از من مگیر گرمی این تکیه‌گاه را


من دل شکسته‌ام تو بیا ناز من بخر


دستی بگیر بنده مانده به چاه را


گفتم حسین! عرش خدا شد قدم‌گهم


کوته نمود بر من دل‌خسته راه را



اینم دیروز تو مترو نوشته بود:

هیچکس قفل بدون کلید نمی سازد، بنابراین خدا مشکلات را بدون راه حل قرار نداده، پس با مشکلات خود با اعتماد به نفس بخورد کنید...:Kaf:
.
.
.
.
.
فردا روز عرفه هستش... ان شا الله که مشکلات خودم رو به کلی فراموش کنم و فقط برای شما دعا کنم.... از خدا همسر و فرزند نخواین... ازش آرامش بخواین... حالا با هر وسیله ای که صلاح می دونه....[/][/]

طاهر;727106 نوشت:
آینه قیافه ی خودمو نگا می کنم حالم از خودم به هم میخوره

سلام علیکم
خب واقعا جای تاثر داره
و جای تامل و کمی درنگ...
آهای آقایون که اهل بیان و تبلیغ هستید...
چقدر خوبه اینها رو هم رو منبرهاتون بگید... زبان حال ی دختر خانم شیعه و مسلمان...
که شاید تنها علتی که به زعم خودشون تو خونه موندند... نداشتن ی ظاهر مناسبه...
آهای مذهبی ها ...
می دونید
همین دختر خانم روز قیامت میتونه حجت خدا باشه برای همه اون دختر خانم هایی که اهل رابطه و... هستند و شاید بهونه شون فقر یا بی توجهی والدین یا... هست.
آهای پسری که ارتباط با دختر های مردم شده ی زنگ تفریح واسه جوونیت...
آهای همه ظاهر بین هایی که همه عیب رو تو خلقت خدا می بینید و شاید سیره سیاه تر از سیاهی خودتون رو نه!!
سختی می گذره... نمی مونه...
همین دختر خانم هم ی روزی تا صبح بال سر بچه اش بیدار خواهد موند(ان شالله)
ولی واقعا به همین سادگی ...
یعنی خدا به همین سادگی از کنار این ها رد خواهد شد...!

نه!
من میبینم روزی همین امثال این دختر خانم و آقا پسر نوعی
با چهره های درخشان و زیباتر از یوسف
میشن حجت عذاب شدن همه اونهایی که جوون بودند و پاک نموندند...
خواهرم
من اهل نصیحت و موعظه نیستم...
ولی اگه قراره روزی کسی از جور دنیا بناله و محق واقعی باشه
فقط حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت علی (علیه السلام)خواهند بود ...
یعنی حقی که از این دو بزرگوار گرفته شد از هیچکس گرفته نشده...
یعنی تصورش هم دردناکه که ی بانوی جوون از خدا تمنای مرگ کنه...
حرف آخر
به تحقیق بهترین دلیل بر پوچ بودن این دنیا همین تبعیضات و ظلم هاست...
همین ها دارند داد میزنند که این دنیا مهم و مراد نیست...
اون دنیا و سرای باقی عرصه تحقق عدالت خداست...

نمیدونم چی بگم!!
فقط میتونم دعا کنم براتون و از خدا بخوام مشکلتون رو حل کنه

[="Tahoma"][="DarkRed"]

حامی;733531 نوشت:
ولي نبايد فراموش كنيم كه نبايد مشكلات خودساخته را به پاي امتحان بگذاريم


با سلام.
این جمله رو هزار بار باید خوند و روزها باید روش فکر کرد!
خیلی ممنون استاد
[/][/]

[="Tahoma"][="DarkRed"]خواهر خوبم سلام.
خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــلی از خوندن پست شما متاثر شدم و قول میدم بعد از این براتون دعا کنم.
هرچند ما قابل نیستیم ولی دعا کردن در حق دیگران موثره و این خود دعا و ذکر هست که مهمه نه خواننده دعا!
پس براتون دعا میکنیم.
ان شاءالله به زودی همینجا خبر ازدواج خوب و موفقتون رو به همه بگید و خوشحالمون کنید.:hamdel:
[/][/]

[="Microsoft Sans Serif"][="Indigo"]در مورد اینکه گفتین دلتون بچه می خواد... برای این موضوع من و خواهرم علی حساب یه راه حل موقت پیدا کردیم....

هرجا بچه کوچیک میبینیم.... به جای اینکه غصه بچه نداشتن بخوریم.... میریم بچه مردم رو قرض میگیریم...:khaneh:...مثلا تو پارک به این بهانه که خانوادش دارن شام می خورن... می گیم بچتونو بدید ما نگه داریم تا راحت شام بخورید....:khaneh:...

آخرین باری که از این حرکتا انجام دادیم.... بابای بچه ، اون یکی بچشونم آورد بهمون داد........پسره بغل من بود:nini:... دختره هم بغل مامانم وخواهرم بود....

.
نمی دونم این حرفم چقد اصولی و درست باشه... باید بزرگان تایید یا رد کنن...:ok:... ولی به نظر من باید نسبت به مشکلات بی خیالی طی کنید تا یه وقت مشکلات فک نکنن که زورشون زیاد شده....!!![/][/]

[="Tahoma"][="DarkRed"]

یا‌رقیه;733563 نوشت:
از خدا همسر و فرزند نخواین... ازش آرامش بخواین... حالا با هر وسیله ای که صلاح می دونه....

یک صلوات براش کافی نبود!
هزار هزار تا صلوات...
فقط آرامش...
آرامش و عاقبت به خیری...
[/][/]

[="Microsoft Sans Serif"][="Indigo"]یه پیشنهادی هم دارم... باز نمی دونم چقد اصولی باشه یا نباشه... ولی به نظرم بد نیست یه سر برین شیرخوارگاه.... می گن بچه وقتی از مادر شیر می خوره... همزمان گوش بچه روی قلب مادره و با شنیدن ضربان قلب مادر آرامش پیدا می کنه... البته این آرامش برای آیندش خیلی مهمه....

حالا اینم می تونه یه توفیق بزرگی باشه که برید و چند تا از این بچه ها رو بغل کنید و شیشه شیر رو به دهنشون بدین....اینجوری... سرریز عواطف خودتون رو به کسانی هدیه می دید که از آغوش مادر :hamdel: محروم هستند...

اگه این کارو بکنید... یه وجه خیلی قشنگی هم داره.... شما گفتید که دلتون می خواد بچه داشته باشید... منم می شم زبون بچه های شیرخوارگاه و از زبون اونا می گم که... اونا هم دلشون می خواد صدای قلب یکی رو بشنون....

برای اینکه بتونید به صورت افتخاری با شیرخوارگاه همکاری کنید.. تو ساعت اداری بهشون مراجعه کنید.... یه سری فرم و آزمایش سلامتی هست که باید مراحلش رو رد کنید.... و بعدش به صورت همکار افتخاری، پذیرش می شید... هم تنوعه... هم از بیکاری و فکر و خیال خلاص می شید.... کلی هم فرشته های کوچولو در انتظارتون هستن....:nini:

یا علی[/][/]

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا رسول الله(ص)

السلام علیک یا امیر المومنین(ع)

السلام علیکم یا اهل البیت النبوه(ع)

السلام علیک یا صاحب الزمان(عج)


من زیاد تو این مسائل روانشناسی و ...دخالت نمی کنم واطلاع چندانی هم ندارم اما نظرم رو می گم و این ها صرفا نظر شخصی خودم هست:

1-خواهر من ، هرکسی به یک شکلی آزمایش می شود،یکی با بی زنی و دیگری با بی شوهری،حکمت خدا را هم شکر،از خدا که بیشتر نمی فهمیم،به خدا توکل می کنیم،به نظر من با این آزمایش ها خالص و ناخالص داره از هم تفکیک می شود.....محل محک اعتقادات همین جا هست،شما که از حضرت معصومه(س) بالا تر نیستید،ایشون ازدواج نکردند چون شیعیان جرات خواستگاری از ایشون و نزدیک شدن به اهل بیت(ع) رو نداشتند زیرا

حکومت ظالم و ملعون بنی عباس دائم داشت رصد می کرد و امامان رو محدود کرده بود و حتی مردم نمی تونستند به راحتی یک مسئله شرعی رو بپرسند:

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/5477/51709

لذا شما دقت کنید که در یک آزمایش الهی هستید و همان طوری که بقیه آزمایش می شوند،اون کسی که واقعا مومن هست با این آزمایش ها شناخته می شود،حکمت خدا رو هم ببینیم،یک دختر از بی شوهری ناله می کند و یک پسر هم از بی زنی ناله می کند.
عقل ناقص بشر هم این جواب گو نیست...
پس این ها توجیهی برای گناه نباشد خدای نکرده،این که من به عنوان یک پسر بروم سراغ کمونیسم جنسی وگناهم رو به پای این که نمی تونم ازدواج بکنم بزارم،آیا این صحیح است؟ خیر ،اصلا صحیح نیست،آیا این توجیه درستی هست؟خیر اصلا گناه توجیه ندارد.
مگر نه این که ادعا می کنیم شیعه مولا هستیم و منتظر امام زمان(عج)؟
پس محک هم می شویم.
اون ثروت مند هم حک خواهد شد...هر کس از جایی محک می شود.

2- این مشکلات برای شما تنها هم نیست،پسر ها هم مشکل دارند برای ازدواج و اتفاقا یکی از دلایلی که دختر ها بی شوهر می مانند همین است که منتظر پسر ها هستند بروند خواستگاریشون نه این که بگوییم دخترها زشت هستند و پسر های مذهبی ادعای مذهبی بودن دارند،بله ممکنه یک عده ای فریب دنیا را هم بخورند اما این طور نباید برای همه نسخه پیچید.

یک پسر با اون همه مانع که جامعه و خانواده ها با تفکرات اشتباه و بعضا لیبرالیسم جلو پاشون انداخته چه کند؟

خود اون پسر مذهبی هم مانع جلو پاش هست و او هم دارد زجر می کشد....

شما تو همین انجمن می تونید سرچ کنید و ببینید چقدر تاپیک ایجاد شده است و این کارشناس ها جواب دادند...من نمی دونم آیا خروجی این تاپیک هایی که در این انجمن ایجاد شده است بصورت گزارش و یا چیز دیگری به گوش مراجع و مسئولان و حوزه های علمیه و... می رسد یا نه....اگر این کار نمی شود حتما اقدام شود.

یکی از بزرگترین مشکلات و موانع پسر ها سربازی هست،دیگری هم اشتغال، و سومی هم قانع نبودن دختر یا پسر و یا خانواده ها و برخی تفکرات اشتباه هست که اسلام نمی پسندد.

اصلا کدوم خانم امروزی حاضر هست با یک پسری ازدواج کند که نه شغل دارد و نه سربازی رفته است؟

این سخنان استاد حسن عباسی هست،امیدوارم مسئولان شنیده باشند،چون حرف استاد عباسی حرف جوانان این مملکت هم هست:




2-چرا برخی خانم ها فکر می کنند پسر ها فقط به قیافه اون ها توجه دارند؟ شاید عده ای از پسر ها این طور باشند و بروند برخی دختر ها رواز روی قیافه شون بگیرند اما همه این طور نیستند و اتفاقا اون پسر هایی که این طوری ازدواج می کنند پشیمون می شوند و چنین زندگی هایی دوام ندارد.
من نمی دونم منظور این خانم که گلایه کرده دوستانش زیبا هستند چه هست؟
اگر دوستانش با بد حجابی و بی حجابی زیبایی رو به رخ نامحرم می کشند و شوهر پیدا می کنند باید بگم این خانم سخت در اشتباه هست که اون ها انگار خوشبخت هستند،برای یک پسر این چیز ها زندگی نمی شود و ممکنه یک پسری برود با یک دختر خانمی که بی حجابی و بد حجابی می کند ازدواج کند و به خیال خودش زن زیبا دارد و احساس خوشبختی کند اما بدونید این اصلا صحیح نیست و پشیمان خواهند شد...خیلی از پسر ها هم خام این چیز ها شده اند و می شوند،دلشان می لرزد اما نهایتش این است که اون پسر پشیمان خواهد شد.

برای یک پسر مذهبی به نظر من در اولویت اول حجاب و حیا زن هست نه زیبایی ظاهری که در اثر گذشت زمان نابود می شود،نه زیبایی که خدا اراده کند از بین می رود.

3-احساس می کنم شما خودتان را باخته اید و باورتان شده است زشت هستید و انگار یک تلقینی برایتان ایجاد شده است که زشت هستید....من این طور احساس کردم و این که وصلتی نشده است هم به پای همین تفکری گذاشتید که براتون ایجاد شده است،این صحیح نیست.
این که چند نفر از روی شوخی یا از این که بخواهند کسی را اذیت کنند به دیگری که سبزه هست بگویند مثلا سیاه و زشت،در حالی که زشت و سیاه نیست این دلیل نمی شود.
برخی اشخاص این طوری می آیند با دیگران شوخی می کنند و برخی هم به دل می گیرند....نباید به دل گرفت و باور کرد که.

4- پول داشتن یا نداشتن پدر شما و یا سواد او و خانواده شما چه ربطی به ازدواج کردن دارد؟
اتفاقا در روایات آمده است بهتر است که زن پائین تر از مرد باشد.
اگر منظور شما جهیزیه هست در پاسخ باید گفت که اصلا در قانون و شرع ما جهیزیه به عهده زن نیست،اثاث البیت نص صریح قانون مدنی ما هست و جزو همون نفقه هست.
این رو عرف دارد به خانواده های زنان تحمیل می کند و چون عرف مسلم هست قانون عقب نشینی می کند و می گوید اشکالی ندارد اما اگر خانواده ای جهیزیه نداشت خلاف شرع و قانون نیست،اتفاقا شرع و قانون پشت این خانواده در می آید.
منتهی بد بختی این جاست که ما مسلمان واقعی نیستیم،قانون اسلام رو دقیق اجرا نمی کنیم،این همه مسئولیت اقتصادی در یک خانواده با مرد هست،این نشون می دهد قدرت قوانین اقتصادی اسلام چقدر قوی هست که مرد بتواند این ها رو تامین کند،از طرفی هم نباید توقعات بالا باشد.
اما چرا در اقتصاد به اسلام اعتماد نمی کنیم و چشممون به قوانین غرب هست.
خداوند رهبرمون رو نگه دارد که جدیدا چند تا سیاست کلی به اسم اقتصاد مقاومتی ابلاغ کرد تا این اقتصاد بیمار درمان شود.
آقا مسئولیت اقتصادی ندارد و این ها همه دست دولت ها هست نه رهبری،منتهی با سیاست کلی آقا دارد کمک می کند تا کشور درست شود....
برخی مواقع به خودم می گویم ای کاش اقتصاد هم دست رهبر بود نه دولت ها،اگر دولت ها سیاست های آقا رو دقیقا اجرا کنند مشکلی نداریم،اگر ما واقعا قوانین اسلامی رو اجرا کنیم که مشکلی نداریم.
الان در عرصه دفاعی من شک ندارم ایران به یک ابرقدرت نظامی تبدیل شده است،دست رهبر هم هست،ایشان فرمانده کل قوا هستند،امنیت داریم و دشمن جرات حمله ندارد،همین کشور های دور و برمون رو نگاه کنید متوجه امنیت ایران می شوید،چون به اسلام اعتماد کردیم،الان در اقتصاد هم باید به اسلام اعتماد کنیم نه لیبرالیسم!نه راه اشتباهی که غرب رفته است....امیدوارم دولت هامون قدر این رهبرمون رو بدونند و سیاست های کلی رو اجرا کنند،این سیاست ها حکم حکومتی هست و باید اجرا شود،البته اوضاع اقتصادی ما از کشور های همسایه بهتر هست،امارات به سرمایه گذاری خارجیش بد هست و ترکیه به توریسم! در حالی که یک ترقه انجا منفجر شود نه سرمایه گذاری می رود و نه توریسمی و اقتصادشان نابود می شود.

البته باید قانع بود،دختر و پسر ها باید قانع باشند اما خب مشکل این جا نیز هست که قانع نیستیم و الا اگر توقعات بیاید پایین و خانواده ها هم اصلاح کنند این عقیده رو مشکله حل است،الان خانواده ها همون طور که دکتر عباسی گفتند دنبال این هستند که پسر بره درس بخونه،سربازی بره،شغل بگیره،یک چیزی جمع کند،اون وقت ازدواج کند!

5-خواهر گرامی با چند تا حدیث که در مورد دین نمی شود قضاوت کرد،حدیث خوندن خوب است اما خطرش همین است که فکر می کنیم دین همین یک حدیث است،4 تا حدیث را می خوانیم اما اون احادیث دیگر را نمی خوانیم، این حدیث را هم ببینید پس :

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم:
مَـن تَـزَوَّجَ امرَأةً لا يَـتَزَوَّجُها إلاّ لِـجَمالِها لَم يَرَ فيها ما يُحِبُّ، ومَن تَزَوَّجَها لِمالِها لا يَتَزَوَّجُها إلاّ وَكَلَهُ اللّه‏ُ إلَيهِ، فعلَيكُم بذاتِ الدِّين.
پيامبر خدا حضرت محمد مصطفی صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم فرمودند:
هر كه با زنى به خاطر زيبايى‏‌اش ازدواج كند، دلخواه خود را در او نبيند و هر كه با زنى به خاطر مال و ثروتش ازدواج كند خداوند او را به همان مال و ثروت واگذارد، پس بر شما باد به ازدواج با زنان متديّن.

«بحار الأنوار، ج103،ص 235-منتخب ميزان الحكمه،ص252»

اون حدیثی که شما از امیر مومنان(ع) نوشتید به نظر من این نیست که حتما زن باید این طوری باشد .

بقیه احادیث رو هم ببینید مثل حدیثی که در بالا آوردم .

با 1 حدیث که نمی شود قضاوت کرد،آیات قران و دیگر احادیث رو هم باید دید....

من خودم دیدم برخی ها آمدند یک حدیث خواندن بعد با اون حدیث فتوی به کفر دیگران هم داده اند! در حالی که این انحراف است و صحیح نیست،خطر هم همین جا هست،دیگرنمی روند بقیه احادیث را ببینند و همین طوری قضاوت می کنند.

مدیران محترم لطف کنند اون حدیث که در پست اول نوشته شده است را همراه با استدلال نویسنده به انجمن حدیث ارسال کنند تا کارشناس جواب بدهد و شبهه ای نماند

6-امید به خدا باشد و بدانید او ناظر ما هست،فقط هم شما نیستید که می نالید،بقیه هم می نالند و چشم امیدشون به خدا هست،امیدوارم مطالب من مفید باشد.

سید حسینی;733564 نوشت:
آینه قیافه ی خودمو نگا می کنم حالم از خودم به هم میخوره

واقعا درستش اینه که زیبایی در نگاه شماست و نه در انچیزی که به آن می نگرید .... این مشکل باید برطرف بشه ها .... اگه دو تا چشم سالم داری وقتی تو آینه نگاه می کنی همین دو تا نعمت رو می بینی کافیه !!

صد هم خوشکل نباشی از دید دیگران که خودت که نباید با خودت این طوری برخورد کنی ...

با خودت مهربون باش ... واقعا بزرگ ترین کسی که تو این عالم لیاقت دوست داشتن رو داره .... بزرگترین کسی که مهربونیش از همه بیشتره ... تو رو همینطوری دوست داره ...

به بنده خدا ... به مخلوق خدا ...اینجوری نگاه نکن ... این دفعه رفتی جلوی آینه بهش لبخند بزن .... :hamdel::Gol::Mohabbat:

...
می دونی حتی الان اگه برات خاستگار هم بیاد نباید ازدواج کنی .... !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! علتش اینه که در هر شرایطی آدم نباید برای فرار از مشکلاتش ازدواج کنه .... توی اینترنت این جمله رو سرچ کن (( دلایلی که نباید به خاطر اون ازدواج کرد))

خوب پس اگه می خای انشالله تصمیم درستی هم در این مورد بگیری اگه خدا انشالله قسمتت کرد مقدمش اینه که الان که خودت رو تبدیل به یک انسان متعادل آروم بکنی نه یک انسان عقده ای ... چون اون جور وارد شدن به زندگی خودش باز مشکل ایجاد می کنه ...

نکته بعدی تخیلاتت رو کنترل کن ...نزار فکرت و تخیلت هر جایی بره ... بچه داشتن خوبه ولی حالا که نیست اجازه نده تخیلت تو رو به سمتی ببره که بهت آسیب اینجوری بزنه ....

و بعد مذهبی ها ....
ببین من حرفت رو می فهمم .... چند روز پیش یک آقا پسری داماد شد اطراف ما ... من خودم انتظارم این بود که این ها که مذهبی اند بعضی چیزها رو رعایت کنند ... باغ گرفتن و بیش از هزار نفر مهمون و هزار تا بریز بپاش دیگه .... ولی خوب نکردند ....
داشتند پول ... همه این هزینه ها رو هم کردند.... از استخر داماد و مهمان آقا شب قبل عروسی بگیر تا جهیزه کشی و پاتختی و حنابندی .... عروس کشی .... مهمان محترم مذهبی لباس های چند میلیونی

خوب همین آدم هایی که مثال زدم از دین خدا یک قسمتیش به قلبشون فرو رقته ، عمدش ارث آبا و اجدادی هست ... مثلا حسینیه داشتن و روضه گرفتن و ...
نمی شه ازشون انتظار داشت حضرت زهرا و علی ع باشند .... تا همین حد هم دستشون درد نکنه باز ... برخی مسائل رو رعایت می کنند

توی جامعه ما اغغلب دین ها همین طوری ... به خصوص تو شهر و استان های کوچک تر و روستاها ... نمی شه از هر کی ظاهر مذهبی داشت انتظار رفتار با بصیرت و کاملا اسلامی داشت .... نه هیچ مسیحی ای حضرت عیسی میشه و نه هیچ مسلمونی اونایی که من و شما می شناسیم

اگه دختر و یا پسر مذهبی که جوون هست و ایدال گرا و آرمان طلب بیاد و بخاد اون طور که شما می گی رفتار کنه باز بقیه نمی گذارنش ...

پسری می خواست با یک دختر که وضعیت مالی ضعیف تری نسبت به خودشون داشتند ازدواج کنه ، خیلی به هم می اومدند و به خصوص به لحاظ مذهبی برای هم عالی بودند ... پدر و مادر آقا پسر عقد رو به هم زدند و آبروی دختر بدبخت رو بردند ، چند ماه پیش این اتفاق افتاد ... (دوستانی که می خان دعا کنند واسه این موردهایی هم که من میگم دعا کنند بی زحمت .. کاربر یارقیه لیست بنویس برادر من :ok:) .... بعد که واسه همون بنده خدا افرادی اومدند واسطه بشن که پدر و مادر رو راضی کنند به هیچ عنوان راضی نشدند. ..... بعد از یکی دوماه هم آقاهه با یکی دیگه ازدواج کرد ....

این هم بگم بعضی اوقات حتی این آقا پسرها هم مجبورند به حرف پدر و مادرشون بکنند ... چون اغلب این طفلک ها خودشون به درآمد و سرمایه بالا نرسیدند و به خصوص واسه همون هزینه های عقد وعروسی باید پدر و مادر رو راضی نگه دارند که واسشون خرج کنند

خلاصه بحث مذهبی بودن و نبودن هم پیچیده است .... ولی فکر می کنم برداشت شما هم بر اساس افکارتون بوده و بر اساس قضاوت های ذهنیتون .... نه یک برداشت منطقی

این مشکل تنها برای شما نیست . چاره مشکل شما ظهور امام زمان علیه السلام است.دنبال چاره دیگری نباشید؟
امیدتان از همه جا قطع باشد و از غیر خدا ناامید شوید؟ هیچ کس نمیتواند کاری برای شما انجام دهد.
با تمام وجود برای ظهور حضرت دعا کنید همانا مشکل شما فقط با آمدن حضرت حل میشود.
امروز جامعه با گره های کور مواجه شده است که به هیچ طریق قابل حل نیست .
من خیلی ها را میشناسم که موفق به ازدواج نشده اند و این مشکل در همه شهر ها رایج است.
توصیه من به شما این است که غصه نخورید و تحمل کنید سختی های دنیا تمام شدنیست .
یک بزرگی میگفت دوای بعضی دردها مرگ است.
برای آخرت تلاش کنید

نقل قول:
ک بزرگی میگفت دوای بعضی دردها مرگ است

بله ... ستاد روحیه دهی به نیازمندان :soal:

سلام
عمیقا از خوندن درد دل این خواهر بزرگوار ناراحت شدم.
با اینکه به درگاه خدا روسیاهم ولی برای ایشون 110 صلوات ختم می کنم.
ان شاء الله که عاقبت به خیر بشن.

مرگ ققنوس1;733523 نوشت:
شما یه سر به مطب دکترها و بیمارستان ها بزنین حتما.

سر زدم
ولی باید میانگین رو در نظر گرفت
ضمن اینکه هر کس به اندازه تلاش و توکل به نتیجه می رسد

آگاه باشید دنیا پشت کرده و از آن چیزی جز به اندازه ته مانده ظرفی که آب آنرا ریخته باشند بیشتر باقی نمانده است.

آگاه باشید آخرت روی آورده است و برای هر کدام (از دنیا و آخرت) فرزندانی ست؛ شما از فرزندان آخرت باشید نه از فرزندان دنیا، چرا که هر فرزندی روز رستاخیز به پدر خود ملحق می شود.

امروز روز عمل است نه حساب و فردا روز حساب است نه عمل.

بخشی از خطبه شماره 42 مولای مظلوم امیرالمومنین امام علی (ع)

ازدواج خیلی خوبه

کاش این تاپیکو باز نمیکردم

انقدر درد و دلت سنگین و واقعی و از ته دل بود که یه دنیا غصم شد ... دلم میخواد بشینم گریه کنم Fool

دوست خوبم کاری جز دعا از دستمون برنمیاد

ایشالا خدا خودش بهترین ها رو برات پیش میاره

[="Arial"][="Black"]سلام من خیلی وقته تو سایت پست نذاشتم اینو تندی می نویسمو میرم
بببین دوست خوبم اگه دنبال کاری این تجربه ای هستش که خودم دارم فردا رو وقت داری بری به مهدکودک ها سر بزنی ببینی اگه مربی می خوان بری مربی اشون شی به رشته و اینا هم کاری ندارن درسته حقوقشون کمه اما اونجا اگه بری کار کنی میشه که برات خواستگار پیدا میشه و هم اینکه محیطییه برای تخلیه انرژی مثل باشگاه هم اینکه می تونی هر چقدر که خواستی به بچه ها محبت کنی و و محبتی که خیلی دو طرفه اس . بعدشم اینکه ، ببین اگه خودت واسه خودت کاری نکنی کسی برات کاری انجام نمیده که پس باید خودت یه فکری کنی اول برو از کاریی که ساده اس شروع کن ، ببین کدوم کار ها هست که از پسش بر میای برو و انجامشون بده ، و فقط به سالم بودن محیط نگاه کن ، خدا خودش روزی رسانه ، نمیشه که تو خونه نشست و گفت کار نیست هی باید تو ذهعنت به دنبال یه چیزی باشی که ذهنت اون رو برات برسونه ، امیدوارم که موفق باشی ، مهم فقط این هستش که تو تلاشت رو بکنی بقیه چیز ها مهم نیستن . یادت باشه انسان با تلاش که می درخشه و الماس با تراش
[/][/]

ولله من که قبلا خواستگاری میرفتم اینقدر دخترا از فقیر گرفته تا متوسط توقعات مالی و مادی وحشتناک داشتند که
راحت منو بعضیاشون رد کردن الانم دیگه امیدی ندارم که ازدواج کنم درسته تجرد سخته ولی خیلی راحت تر از سختی های ازدواج در ضمن پسرا خیلی بیشتر سختی میکشن برای مجردی من خودم بیشتر روزهای هفته رو روزه میگیرم
بالاخره سن که بره بالا احساس نیاز فروکش میکنه

[="DarkRed"]راستش نمی خواستم خودمو معرفی کنم،این تاپیکو من باز کردم
وقتی دیدم شماها اینقده مهربونید،از خوندن حرفام اینقده ناراحت شدید،عذاب وجدان گرفتم که چرا با نوشته هام ناراحتتون کردم:Ghamgin:حلالم کنید ،روز عرفه خیلی خیلی دعام کنید،هم برای هدایت شدنم هم برای خوشبخت شدنم،من دلم می خواد زندگی خوبی داشته باشم،روز به روز به خدا نزدیک تر بشم،بچه های خوبی داشته باشم،عاقبتم خوب باشه،نمیخوام فقط عروسی کنم،میخوام یه آدم باشه که فهم و شعور و درکش بالا باشه،برام خیلی دعا کنید،شماها دلتون پاکه،من میدونم دعاهاتون قبول میشه،همین امروز یه اتفاقی برام افتاد از خدا خجالت کشیدم،چرا از اول نرفته بودم سراغ خودش
خدایا منو ببخش،شرمندتم

همه ی حرفاتونو خوندم،خیلی آرامش گرفتم،پشنهاداتون خیلی خوب بودن،شاید برم مهد کودک یا شیرخوارگاه

بعد از خوندن حرفاتون خودمو قشنگ تو آینه نگا کردم،دیدم من اصلا زشت نیستم:Ghamgin: ولی بعضی مردم،با حرفاشون دلمو آتیش زدن،اینقده به من تلقین کردن منم خودمو زشت میبینم،امروز رفتم از چند نفر پرسیدم قیافم چجوریه،همشون گفتن قشنگی،الان میفهمم اونا که منو تحقیر کردن بهم برچسب زدن،مسخرم کردن، از نادونیشونه این حرفارو به من زدن،اصن شایدم از حسودیشونه،چون ما با اینکه وضمون خوب نبود،زیر فشار بودیم درسمونو خوندیم،ولی خودشون تو همه ی امکانات به زور دیپلمشونو گرفتن الانم فقط،ظاهرسازی می کنن که مثلا زندگیشون خوبه

الانم برام شدید دعا کنید خودمو با این فکرا بدبخت نکنم،چشمم به دعاهاتونه،دلم به فردا خوشه،میدونم از ته دلتون واسم دعا می کنید،اصن امروز یه حال دیگه ای داشتم،فهمیدم از دعاهای شماست
شماها مذهبی هستید نه اونا که من دیدم،مومنای خدا حلالم کنید،شمارو به اون نادونا جمع بستم
[/]

به نام فرمانروای اسمان ها و زمین پروردگار جهانیان خالق متعال {{{الله لا اله الا الله }}}

اول به خواهر عزیزم کاملا حق میدم و درد ایشون رو میفهمم چرا چون وضعیت من و ایشون کاملا شبیه دریغ از 1 درصد تفاوت که من مرد

هستم و ایشان زن . و به خداوندی خدا قسم

همیشه من البته نارحت نشید از این حرف چون مخاطب

اصلا شما نیستید دوستان دانشگاهیمون رو عرض میکنم و انشالله که غیبت هم نباشد من دخترانی رو دیده ام که به خداوند سوگند

ادم و کسی دوست نداره نگاهشون کنه چون واقعا زشت بودند دوستان ناراحت نشید از این حرفم چون امام خمینی گفته حرف رو باز

کنید وحقیقت حرف رو بزنید...منم که با خدا گه

گاهی دهن به دهن میشم ...برگشتم به خدا با پوز خند مسخره گی به ولله به خدا گفتم اخه اینو کی میگیره خدای بزرگ من چند ماه

نگذشت که خدارو شکر خدا با پشت دست چنان سیلی بهم زد و گفت ببین که از حیرت شاخ دراوردم شاخ!!!! فک کنم ایشون که الان ازدواج کردن 29 شاید هم 30 سالشون باشه چند

مورد اینطوری بوده ودوست صمیمیم یه پسر زیبایی به اسم شاهین که
واقعا اوعجوبه خداست من میگم انگار خدا نقاشیش کرده با یک دختری ازدواج کرده که که چه بگویم حدودا 10 بار باهاش درگیر شدم این چه انتخابیه بابا تو به این قشنگی اون چیه اخه اخرشم کار الان به نامزدی و این حرف ها کشیده و خدا برای بار 100 دم هم زد تو دهن گفت بیا ببین دیگه من به خدا یقین اوردم امکان نداره برای شما خواستگاری نیاد من الان حاظر سندی چیزی بنویسم و یا یک چک تضمین براتون بنویسم چون وضعیت شما خیلی خوب تر از این دو ماجراهاست به خداوند ایمان داشته باشید ناامیدی از خداوند به قول استادم توهین به لا اله الا الله است من به شما قول میدهم مشکل شما حل میشه و خواهد شد.


دوستان برای این خواهر عزیزمان دعا کنید دعا...

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَو خدای شما فرمود که مرا با (خلوص دل) بخوانید

تا دعای شما مستجاب کنم و آنان که از دعا و عبادت من اعراض و سرکشی کنند زود با ذلت و خواری در دوزخ شوند. ( مومن: 60}

استاد {{{ا م ا}}}

خدا را بخوانید...

از طریق ذکر زنده نام خداوند میتوان رابطه الهی را برقرار نمود. اگر نام خداوند همانند زندگان بیان شود، اگر زنده بیان شود حضور الهی را آشکار خواهد ساخت و نشانه های نور و قدرت خدا را

عیان خواهد کرد. حتی اگر یک بار هم نام خدا را زنده بخوانید همین میشود که گفته شد. لکن اگر نام خداوند زنده توسط زندگان ذکر نشود نباید زیاد امیدوار بود که تأثیرات بزرگ آن فی الحال تجربه شود. اما حتی اگر مردهای اسم خدا را بخواند به آهستگی زنده خواهد شد زیرا همین اسم خداست که در آن روز موعود مردگان را از قبر بیرون خواهد آورد و زنده خواهد کرد.و

خواهشن این فیلمی که من در اپارات در کانال خودم اپلود کردم رو ببینید کاملا واقعی است

{{{{{خدایا به حق اقا امام زمان مشکل این بنده پاک وباتقوای خودت رو حل کن زیرا که خودت امر فرمودی ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ}}}}

امین یا رب العالمین

انشالله که در خوشنودی اقا امام زمان قدمی برداشته باشیم اللهم عج لولیک الفرج

داستان ازدواج واقعی یک پسر جوان

http://hw15.asset.aparat.com/aparat-video/b558de659e4cb0dd33fc7067ac3e05163085619-360p__59888.mp4

ایشالا همه مجردای سایت چه دختر چه پسر همه خبر ازدواجشون رو بدن، وشیرینی هم یادتون نره و تک خوری نکنید که خیلی بدهستش،الان که فکر میکنم میبینم ازدواج خیلی خوبه

سلام خواهرجون.
ببین رنگ پوست صورتم سبزه روشنه.فقط دوتاخواهردارم که هردوشو ن سفیددددد.فقط من ازبچه هاشدم سبزه روشن وقتی بامامانم وابجیام میشینیم دورهم من به شوخی وخنده میگم من سفیدبرفیم.مامانمم هربارگفتم میخنده.منم بازبه شوخی میگم یکبارنشدبگم سفیدبرفیم ونخندی پس ناراحت رنگ پوستت نباشوراحت باهاش کناربیا.
منم دیروزکه خوندم بدجورناراحت شدم وخیلیییییی دعات کردم.فدات توهم دعاکن

ا سلام

اکثر تاپیک هایی رو که نگاه میکنم می بینم که دوستان التماس دعا دارند. دعا کردن بخودی خود و فی نفسه خوبه و حداقل باعث آرامش آدم میشه
ولی اینکه کسی بخاد زندگیش رو روی دعا بنا کنه درست نیست و این سنگ بنای محکمی بنظرم نیست
من دلیل این همه توصیه به دعا در بین بزرگان و ... رو هم متوجه نمیشم. وقتی که ظاهرا اکثر دعاها برآورده نمیشوند
اصلا یکی از دلایلی که باعث میشه مومنین در زندگی و پیشرفت مادی ضعیف باشند همین استفاده نکردن از توانایی های جسمی و فکری خودشان هست و پناه بردن به طلسم و دعا و امامزاده و امثالهم
کشورهای غربی وجود دارند که اصلا نه میدانند دعا چیه و نه رابطه انچنانی با خدا دارند ولی در صلح و رفاه دارن زندگی میکنن
مسئله بعدی اینکه بعضی ها هستند با یک لفظ طلب کارانه از دیگران میخوان براشون دعا کنند انگار ما را مکلف میکنند به دعا کردن برای خودشان و از این راه دنبال نفعی برای خودشان هستند. بنده از این جور روحیات و درخواست هایی که بنوعی طلب کارانه گفته میشوند حقیقت اصلا خوشم نمیاد

این پست را نخوانید. ناراحت می‌شوید.
سلام.
این پست رک و راست و بی پرده و بی‌تعارف و حتی بدون ادب و احترام است. زیرا بنده آدم عوضی‌ای هستم و توانایی همدردی هم ندارم. پس گستاخی‌های این پست را ببخشید. :Gol:
با این حال توانایی تحلیل منطقی ام خوب است و به نظرم شما باید کمی هم منطقی به مساله نگاه کنید. لطفا خودبینی بنده را هم ببخشید. ولی یک نفر باید این را به شما بگوید.

نقل قول:
از صب تا شب مجبورم بشینم درودیوارای خونه رو نگا،کنم،وغر غرای مامانمو بشنوم،... صبح با صدای فریاد ها و دعواهای پدرومادر،از خواب پامیشیم،مثل یه حیوون باهامون برخورد میشه،از صب تاشب فقط جلو چشممون اخم وتخمه!فقط دارم تحمل می کنم،روی محبتم که نمیبینیم، ... بعضی وقتا هزارتومنم تو جیبم پیدا نمیشه،که بخوام سوار اتوبوس بشم یه دوری تو شهر بزنم،خوردو خوراکمونم خوب نیست،مهمون بیاد یه میوه ای هم به ما میرسه،مهمون نیاد روی میوه نمیبینیم... تا حالا خواستگار چندانی نداشتم، یکی دوتا هم که اومدن،بعد از دیدن قیافه،داغون فلنگو بستن!خودم میدونم به خاطر قیافه نپسندیدن... من از 13-14 سالگی احساس نیاز به ازدواج داشتم،الان نیاز به مادر شدنم بهش اضافه شده (شاید هرکسی نفهمه من چی میگم،بعضی وقتا نصف شب از خواب میپرم،با عاطفه شدید مادری،دلم میخواد بچه داشته باشم،وتا ساعت ها خوابم نمیبره،کسی میتونه بفهمه من چی میگم؟ فک نکنم)... به من چه که بابام بی سواده،کارگره،مادرم لهجه داره! ... من چون اصل و نصب خاصی ندارم، قیافه ی جالبی هم ندارم، باید برم با یه پسر داغونو به درد نخور معتاد الاف ازدواج کنم؟

اشتباه کوچک شما
ثروت، اصل و نسب، پول، سن، زیبایی، رفتار و اعتبار پدر و مادر معیار ازدواج نیست. شرط ازدواج است. ما باید در یک سطح ثروت، اصل و نسب، پول، سن، زیبایی، شخصیت و اعتبار خانوادگی باشیم. همین! مگر شما معتاد و به درد نخور و الافید که با یک پسر معتاد و به درد نخور و الاف ازدواج کنید؟ شما باید دنبال کسی باشید که ثروت، اصل و نسب، پول، سن، زیبایی و اعتبار پدر و مادرش در حد شما باشد. ولی او نیز باید مانند شما تحصیل کرده و دنبال کار باشد.

اشتباه بزرگ شما
فرض کنید من به خواستگاری شما بیایم
فرض کنیم من و شما در یک سطح مالی، سنی، زیبایی، شخصیت و اعتبار خانوادگی باشیم. پس این‌ها هم مشکلی نیست.
شما مزایای مهمی دارید: تحصیل‌کرده‌اید (مثل بنده). مذهبی هستید و نمی‌خواهید گناه کنید (به درد هم می‌خوریم).
هیچ یک از موارد فوق تعیین نمی‌کند که ما به درد هم می‌خوریم یا نه. چیزی که برای من مهم است این است:

شما که هستید؟
وقتی در مجلس خواستگاری با شما حرف می‌زنم برایم فقط یک چیز ملاک و معیار است؟ شما خود را چگونه می‌شناسید؟

4. آیا خود را با معیارهای جامعه می‌شناسید؟
آیا از جایگاه اجتماعی پدر و مادرتان حرف می‌زنید؟ آیا از رفتار و شخصیت آنها حرف می‌زنید؟ آیا قرار است زندگی ما بعد از ازدواج به رفتار آنها وابسته باشد؟ تا چه حد از آنها مستقلید؟ تا چه حد قرار است در زندگی من و شما دخالت کنند؟ تا چه حد «حرف مردم» و «غیبت‌های خواهر و برادر و فامیل» و «حرف‌های خاله‌زنکی» قرار است روی زندگی من تاثیر بگذارند؟ آیا آنها قرار است از اختلافات ما با خبر شوند؟ از سختی‌های زندگی ما با خبر شوند؟ بنده اگر شما را انتخاب کنم چقدر حریم خصوصی بدست می‌آورم؟ چقدر رازداری بدست می‌آورم؟

اگر قرار باشد من با ازدواج استقلال از خانواده‌ام کسب نکنم و به خانواده‌ی یک نفر دیگر وابسته شوم چرا ازدواج کنم؟

3. آیا خود را با معیارهای اجباری می‌شناسید؟
و آیا از ثروت، اصل و نسب، پول، چهره‌ی خود نگرانید؟ آیا این ‌ها را برای خود عیب تلقی می‌کنید؟ آیا این که من نیز مانند شما هستم قرار است برای من «عیب» تلقی شود؟

2. آیا خود را با معیارهای خودساخته می‌شناسید؟
چقدر برایتان مهم است که تحصیل کرده‌اید؟ چقدر یاد گرفته‌اید شادی و امید و ایده و ... را از درون تولید کنید؟ چقدر به شرایط دنیا بی‌اعتنا هستید؟
رایم مهم نیست که از زندگی چه می‌خواهید. برایم مهم این است که می‌خواهید با آن چه کار کنید؟
برایم مهم نیست که چقدر مصرف می‌کنید. برایم مهم این است که با این کار چقدر خودتان را می‌سازید.
حتی برایم مهم نیست که چقدر تحصیل‌کرده و به درد بخور هستید یا برعکس، چقدر ضعیف هستید و چقدر از رشد خود عقب مانده‌اید. برای من مهم این است که برای چه کار می‌کنید؟ کار می‌کنید که اعتبار کسب کنید یا این که خود را بسازید. کار می‌کنید که به دیگران سود برسانید؟ چرا؟ برای این که احساس ارزش کنید؟ برای این که آدم خوبی باشید؟ یا برای این که به انسانی با اراده و زحمت‌کش تبدیل شوید؟ (من مورد آخر را می‌پسندم). اما این که چرا می‌خواهید کار کنید نیز برایم مهم است. برای رضای خدا؟ یا برای قوی شدن خودتان در برابر مشکلات زندگی؟

1. به چه چیزی اهمیت می‌دهید؟

برای نتیجه (رشد خودتان) زندگی می‌کنید؟ یا برای تلاش در راه رسیدن به نتیجه؟
اگر تمام تلاش‌هایتان بی نتیجه بماند آیا این تلاش‌ها را بیهوده می‌بینید یا می‌گویید از زندگی‌ام راضی‌ام. زیرا درست زندگی کردم و هر آنچه می‌خواستم باشم بودم.
اگر تمام تلاش‌هایتان به نتیجه برسد آیا خوشحال خواهید بود؟ یعنی آیا در این دنیای بی نظم و پیش‌بینی ناپذیر حال خود را به نتایج زحمتتان و چیزهایی که از کنترل شما خارج است گره می‌زنید؟

برای شما چه چیزی مهم است؟ وضعیت‌تان، مشکلاتتان؟ یا عکس العمل شما به این مشکلات؟

اعتراف
بند خیلی زشتم. اما با همسری زیبا ازدواج کردم. می‌دانید چگونه؟ با بدشانسی!!! من در ابتدا خوش‌شانسی‌هایی آوردم که باعث شد سست شوم و فرصت‌ها را از دست بدهم. بعد که کار به جای باریک کشید تصمیم گرفتم دیگر به فرصت و شانس تکیه نکنم. اتفاقا همان زمان بدشانسی‌ها از زمین و آسمان بر سرم باریدند. اما تصمیمم برای تکیه به خودم تقویت شد. در این دوران شدیدا به کسی نیاز داشتم که بتواند مرا در تحمل سختی‌های زندگی یاری کند. هرگز دنبال همسر زیبا نبودم. زیرا می‌دانستم زیبایی همسر فقط باعث می‌شود او از من توقع داشته باشد و به من کمک نکند. لذا دنبال کسی گشتم که برای خودش خیلی خیلی ارزش قائل باشد و حاظر باشد زحمت بکشد تا خودش را بسازد و اگر زندگی خوبی می‌سازد نیز برای رشد خودش بسازد و در این راه چیزی هدر ندهد.

کسی که من پیدا کردم دختر بسیار زیبایی در دانشکده بود که همه آرزویشان بود با او ازدواج کنند. او حاظر نبود با هیچ‌کس ازدواج کند و همه به او حق می‌دادند. زیرا فکر می‌کردند طبیعی است که او پسری زیبا بخواهد. اما او هیچ ارزشی برای زیبایی اش قائل نبود. زیرا فکر می‌کرد زیبایی ممکن است به راحتی از دست برود. برای همین به شدت به آزادی، تلاش و حریم خصوصی‌اش اهمیت می‌داد و همین باعث شده بود کسی درست او را نشناسد. دنبال کسی بود که بتواند او را «کشف کند».

شاید فکر کنید داستان می‌گویم. ولی در واقع در خوابگاه ما اغلب دخترها دقیقا همین تفکر بالا را داشتند. همه‌ی پسرها هم این را می‌دانستند و به دنبال کشف آنها بودند. اما پیش‌داوری آنها در مورد او به خاطر زیبایی اش باعث شد این واقعیت ساده را فقط در مورد او نبینند، یا در نظر نگیرند یا باور نکنند. تنها کسی که دلیل واقعی‌اش را فهمید من بودم. زیرا داشتم زیر بار سختی نابود می‌شدم و برای همین به شدت دنبال کمک بودم. از همه دخترها سوالات بالا را می‌پرسیدم تا کسی که می‌خواهم را بیابم و آنها هم اگرچه اغلب شرایط بالا را داشتند ولی مرا در حد خودشان نمی‌دیدند. من هم با آن اعتماد به نفس پایینم (درست مثل شما بودم) مجبور بودم به جست و جو ادامه دهم. چون همه شرایط مرا می‌دانستند و هیچ کس هم حاظر به ازدواج با من نبود از همه دخترهایی که ازدواج با آنها را بعید می‌دانستم، خصوصا آنها که زیباتر، ثروتمندتر یا ... بودند (از جمله همسرم) درخواست کرده بودم که اگر در خوابگاه دختران کسی را با معیارهای من برایم سراغ دارند بگویند. بدین ترتیب با هم آشنا شدیم!

می‌بینید چه شرایط متناقضی؟
در میان کسانی که به زیبایی اهمیت نمی‌دادند همسر من قبل از من خواستگاری را پیدا نکرده بود که به زیبایی اهمیت ندهد! زیرا زیبا بود.
در میان کسانی که به خودسازی اهمیت می‌دادند من کسی را پیدا نکرده بودم که به خاطر خودش و خودم حاظر به ازدواج با من باشد. زیرا من خارجی بودم!
وقتی ما ازدواج کردیم هیچ کس در دانشکده از انتخاب ما تعجب نکرد. همه از اشتباه خودشان در قضاوت تعجب کردند.

می‌دانید چرا این اتفاق افتاد؟ زیرا خطر بیخ گوش من بود و مجبور بودم به شدت کار و تقلا کنم و خود را بسازم. به همین دلیل بعد از صدها بار سعی و خطا و بدشانسی یک بار هم خوش‌شانسی آوردم.

توصیه
زندگی ازدواج نیست. زندگی کار است. نقطه‌ضعف شما هیچ یک از مواردی که گفتید نیست. نقطه‌ضعف شما این است که در حال کار نیستید. شرایط شما از من خیلی وخیم‌تر است. تعجب می‌کنم که چگونه این شرایط شما را مجبور به کار نمی‌کند. هر کاری می‌شود پیدا کنید. من از تایپ شروع کردم که مفت بود. بعد ترجمه که بهتر بود ولی خرج رفت و آمدم را هم نمی‌داد. ولی ماندنم در محیط کار باعث شد که سعی و خطا ادامه یابد و از هیچ به حداقل برسم تا این که بلاخره شانس آوردم.

موضوع قفل شده است