دیگر شهدا تشنه نیستند

تب‌های اولیه

1 پست / 0 جدید
دیگر شهدا تشنه نیستند

... تازه بعضي ها هم مجبور بودند قطعات چهل كيلويي پل را نيز حمل كنند. اين پل ها قرار بود روي كانال ها تعبيه شود تا عبور رزمندگان به مشكل فوگاز برنخورد. تا همين جا را داشته باش تا برسيم سر موانع. اصلا عمليات والفجر مقدماتي را به خاطر همين مي گفتند عمليات موانع. هدف بسيجي ها خط دشمن بود. مجموعه اي از كانال ها، سيم خاردارها و ميدان مين ها كه گاهي عمق آن به چهار كيلومتر مي رسيد، بچه ها يكي را كه رد مي كردند به ديگري مي رسيدند. موانع معروف فكه هنوز زبانزد نيروهاي عملياتي است، كانال- هايي به عرض سه تا نه متر و عمق دو تا سه متر و پر از سيم خاردار، مين والمر و بشكه هاي پر از مواد آتش زا.

دشمن با هوشياري مين ها را زير رمل و ماسه ها كار گذاشته بود و چون بيشتر عمليات ها در شب انجام مي گرفت، تا چند نفر روي مين پرپر نمي شدند، بقيه از وجود ميدان مين باخبر نمي شدند. اكثر رزمندگان دشت فكه، نوجوانان و جواناني بودند كه عزم و اراده قوي شان آنان را سدشكن كرده بود، حالات معنوي و روحي آنها به قدري بي نظير بود كه با اشتياق براي عمليات آماده مي شدند.

فكه را "قتلگاه" مي گويند، قتلگاه شهيدان خودش يك سرزمين پهناور مملو از رمل و ماسه، با چند تا تپه ماهوري و نيروهايي كه در محاصرة دشمن داخل شيار بين دو تپه پناه گرفته، شيار پر از مين والمر، آتش دشمن متمركز بر شيار سه روز مقاومت، بدون آب و غذا و سرانجام قتل عام.

در محور لشكر 17 علي بن ابي طالب، بچه ها در ساعت ده شب، با دشمن درگير مي شوند و خط دشمن شكسته مي شود. جنگ شديدي درمي گيرد. شهيد زين الدين دستور مي دهد بچه هاي مهندسي سريعا اقدام به زدن خاكريز كنند اما حجم شديد آتش دشمن مانع مي شود و سرآغاز حماسه مظلومانه اي در فكه شكل مي گيرد، حدود ساعت 15: 2 خبر مي رسد مهمات بچه ها در حال اتمام است و تعداد زيادي از بچه ها زخمي و شهيد شده اند، با توجه به حجم شديد آتش دشمن و وضعيت خاص منطقه (رملي بودن) امكان ارسال مهمات به سختي ممكن است. عراقي ها بچه ها را از سه طرف محاصره مي كنند، اما فرزندان عاشورايي خميني تا ساعت حدود هفت صبح مقاومت مي كنند، وقتي دستور داده مي شود كمي بچه ها به عقب برگردند صدايي از آن طرف بي سيم براي هميشه جاودانه مي شود فرمانده گردان مي گويد اطراف من بچه هايم روي خاك افتاده اند، من اينها را چطور تنها بگذارم.

از ناگفته هايي كه فكه آرام و ساكت در سينه دارد، نحوه شهادت اسرا و مجروحين است. گروه تفحص در حين عمليات جست وجو به سيم هاي تلفني رسيدند كه از خاك بيرون زده بود. رد سيم ها را كه گرفتند رسيدند به يك دسته از شهدا كه دست و پايشان با همين سيم ها بسته شده بود، معلوم بود كه آنها را زنده به گور كرده اند. چرا كه كسي دست كشته اي را نمي بندد.

نمي دانم چقدر از گردان حنظله مي داني؟! سيصد نفر در يكي از كانال ها محاصره شدند و اكثرا با آتش مستقيم دشمن يا تشنگي مفرط به شهادت رسيدند. در آن موقعيت، عراقي ها مدام با بلندگو از نيروها مي خواستند كه تسليم شوند و بچه ها در جواب با آخرين رمق خود، فرياد تكبير سر مي دادند. آن شب آنان فرياد سر دادند اما سر تسليم فرود نياورند.

گرچه فكه از لحاظ نظامي، پيروزي آن چناني به خود نديد، اما قصه مقاومت رزمنده ها در شرايط بسيار سخت جنگي و تشنگي مفرط، كربلايي ديگر را براي اين مملكت رقم زد و در واقع اذن دخول سرزمين فكه، همين "تشنگي" است.

در يادداشت هاي باقيمانده از يكي از شهيدان گردان حنظله آمده است:

"امروز روز پنجم است كه در محاصره هستيم. آب را جيره بندي كرده ايم. نان را جيره بندي كرده ايم. عطش همه را هلاك كرده، همه را جز شهدا، كه حالا كنار هم در انتهاي كانال خوابيده اند. ديگر شهدا تشنه نيستند"

پاسخ کارشناس