جمع بندی دین ابراهیم حنیف

تب‌های اولیه

36 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
دین ابراهیم حنیف

با سلام و عرض ادب و احترام

بنده پیرو دین ابراهیم حنیف(ع) هستم...

یعنی مسلمان (شیعه و سنی)
مسیحی (ارمنی و شاهدان یهوه و...)
یا یهودیان غیر صهیون
برام فرقی نداره

با همشون (در صورتی که مشرک نباشن و بغض ائمه رو به دل نداشته باشن)خودم رو هم دین می دونم...

آیا چنین دیدگاهی اشتباه هست؟

با آیات قرآن اثبات کنید.
ممنون.

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد هادی

شروحیل;971256 نوشت:
با سلام و عرض ادب و احترام

بنده پیرو دین ابراهیم حنیف(ع) هستم...

یعنی مسلمان (شیعه و سنی)
مسیحی (ارمنی و شاهدان یهوه و...)
یا یهودیان غیر صهیون
برام فرقی نداره

با همشون (در صورتی که مشرک نباشن و بغض ائمه رو به دل نداشته باشن)خودم رو هم دین می دونم...

آیا چنین دیدگاهی اشتباه هست؟

با آیات قرآن اثبات کنید.
ممنون.

با سلام و عرض ادب و تقدیر از پرسش خوبتان
بر اساس فرمایش قرآن کریم تنها دین اسلام مورد قبول است. «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلام‏» (آل عمران، 19) تنها دینی که مورد پذیرش خداوند متعال است دین اسلام هست، ادیان دیگر با تشریف فرمایی رسول خدا منسوخ شدند.
توضیح اینکه: انسان در تعلیمات انبیا مانند یک دانش آموز بوده که او را از کلاس اوّل تا آخرین کلاس بالا برند. از این رو بشر در هر دوره ای طبق مقتضیات زمان و پیشرفتی که پیدا می کرد، نیازمند پیام نو و پیام آور نو بوده است که بدین لحاظ ظهور پیامبران، تجدید دائمی شرایع نزول کتاب های آسمانی انجام می گرفت. با تکامل انسان، دین هم متکامل می شد، تا این که بشریت به حدی رسید که بتواند برنامه کامل سعادت را دریافت نماید. در این زمان که دوره خاتمیت است، توسط حضرت محمد(صلی‌الله علیه و اله) که آخرین پیامبر الهی است، دین اسلام به صورت کامل عرضه شد و با آمدن اسلام همه ادیان گذشته منسوخ گردید و همه بشر مکلف شدند از اسلام پیروی نمایند.[ مرتضی مطهری، مجموعة آثار، ج 2، ص 181 و ج 3، ص 154.]

پس از آن جا که اسلام آخرین دین آسمانی و کامل‌ترین ادیان است و با آمدن این دین، ادیان قبلی نسخ شده است، (زیرا با وجود کامل،‌ نیازی به ناقص نمی باشد)[ علامه طباطبایی،‌ خلاصه تعالیم اسلام، ص 22.] تنها دین حق، اسلام است. و منظور از اسلام این است که انسان تسلیم محض اوامر الهی باشد و امر الهی هم بر این است که انسان پیرو آخرین فرستاده ی الهی یعنی رسول الله(صلی‌الله علیه و اله) باشد.

شاید بفرمایید حضرت ابراهیم هم مسلمان بود چون قرآن کریم فرمود: « ما كانَ إِبْراهِيمُ يَهُودِيًّا وَ لا نَصْرانِيًّا وَ لكِنْ كانَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»[ آل عمران (3) آیة‌ 85.] ابراهيم يهودی و نصرانی نبود، بلكه موحدی خالص و مسلمان بود و هرگز از مشركان نبود ». بله حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) هم مسلمان بود یعنی تسلیم محض پروردگار بود (دقت داشته باشید اسلام در این آیه ی شریفه مقابل شرک است، یعنی ابراهیم ع مشرک نبود) ولی حقیقت تسلیم در هر زمانی شکلی داشته و دراین زمان شکل آن، دینِ گران‌مایه‌ای است که به دست حضرت خاتم‌الأنبیا ظهور یافته است و قهراً کلمه‌ی اسلام فقط بر آن منطبق می‌گردد. به عبارت دیگر: لازمه‌ی تسلیم خدا شدن پذیرفتن دستورهای او است و روشن است که همواره به آخرین دستور خدا باید عمل کرد و آخرین دستور خدا همان است که آخرین رسول آورده است.[ مرتضی مطهری، عدل الهی، ص 333.]

پس بعد از بعثت رسول اکرم(صلی‌الله علیه و اله) تنها دین حق، اسلام است و ادیان دیگر منسوخ شده و باطل اعلام گردیده است. چنان که پیامبر اسلام(صلی‌الله علیه و اله) رسالت خود را جهانی اعلام نمود و یهود و نصارا و همه پیروان ادیان دیگر را دعوت به اسلام کرد. قرآن خطاب به پیامبر(صلی‌الله علیه و اله) می گوید:‌ "بگو ای مردم، من فرستاده ی خدا برای همه ی شما هستم".[ اعراف (7) آیة 158.] "ای محمد، ما تو را برای همه مردم بشارت دهنده و بیم دهنده فرستادیم".[ سبا (34) آیة‌ 28.]
" او است که پیامبر خود را با هدایت و دین حق و پایداری فرستاد، تا پیامبر خود و آیین او را بر تمام دین ها غالب سازد، اگر چه مشرکان نخواهند".[ توبه (9) آیة 33.]

فرمود: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ »(نساء: 59) تنها عمل کسانی مورد پذیرش هست که از خدا و رسول خدا اطاعت کنند و تسلم محض بودن در این زمان چیزی غیر از این نیست. تسلیم شدن در برابر خداوند به این است که انسان پیرو محض رسول خدا باشد؛ پیروی از دین ابراهیم حنیف تنها در زمان خودش جایز بود، پیروی از مسیح و یهود نیز بهمچنین؛ امّا وقتی خاتم پیامبران ارسال شد ادیان قبلی منسوخ شده و پیروی از وجود نازنین حضرت رسول(صلی‌الله علیه و اله) واجب گردید.

حاصل سخن
پیرو دین حنیف حضرت ابراهیم بودن در زمان خود حضرت جایز بود، ولی با ارسال وجود بابرکت حضرت محمد(صلی‌الله علیه و اله) پیروی از هیچ پیغمبر و دینی جایز نیست چون تنها دین کامل اسلام است و ادیان دیگر ناقص هستند و با جود دین کامل پیروی از دین ناقص به دور از تعقل است.
پیروان سایر ادیان فرقی نمی کند یهود غیر صهیون باشند یا یهود صهیونیزم، مسیحی باشند یا غیر مسیحی، بغض ائمه رو داشته باشند یا نداشته باشند در هر صورت دین شان کامل نیست. چون به هر حال پیرو دین ناقص هستند لذا نمی توان گفت مایی که پیرو دین کامل هستیم و پیرو خاتم انبیاء هستیم که بالاترین مقام را داراست هم دین هستیم. بله همه ادیان انسان را به توحید فرا می خوانند و قصد تفرقه انداختن بین مردم ندارند منتهی همان طور که گفتیم طبق فرمایش خداوند در قرآن کریم به دو دلیل انسان بایستی پیرو رسول خدا باشد و اگر غیر این باشد مورد پذیر نیست:
الف: رسول خدا (صلی‌الله علیه و اله) کامل ترین دین را آورده است لذا با وجود دین کامل نمی توان از دین ناقص پیروی کرد.
ب: قرآن کریم فرمود از خدا و رسول خدا اطاعت کنید، اطاعت از رسول خدا دستور صریح خداوند در قرآن هست. و تسلیم بودن در برابر خداوند یعنی پیروی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) .

[="Navy"]سلام معلومه که اشتباهه!!!!....اینها افکار انگیلیسی هست کل قیمت ادیان الهی رو بزاری توی یک کفه ترازو و دین اسلام رو بزاری در یک کفه دیگه ترازو بازم وزنشون برابری نمیکنه!....ما چیزی به اسم حنیف منیف ارمنی یهودی مسیحی نداریم ما یک دین داریم فقط اسلام دین همه پیامبران اسلام بود...[/]

شروحیل;971256 نوشت:
با سلام و عرض ادب و احترام

بنده پیرو دین ابراهیم حنیف(ع) هستم...

یعنی مسلمان (شیعه و سنی)
مسیحی (ارمنی و شاهدان یهوه و...)
یا یهودیان غیر صهیون
برام فرقی نداره

با همشون (در صورتی که مشرک نباشن و بغض ائمه رو به دل نداشته باشن)خودم رو هم دین می دونم...

آیا چنین دیدگاهی اشتباه هست؟

با آیات قرآن اثبات کنید.
ممنون.


سلام،
فهم من از مجموع آیات و وروایات متفاوت است از جوابی که کارشناس محترم عرضه داشتند ... از آنجا که من کارشناس دین نیستم ازم نپذیرید ولی می‌گویم که رویش فکر کنید و فکر کنیم:
۱. اگر منظورتان از دین همان دین اصطلاحی باشد، طبیعی است که موضعتان اشتباه باشد، چرا که اسلام یک دین است و مسیحیت دین دیگری ... از این نگاه مسلمان بودن یعنی مسیحی نبودن
۲. اگر منظورتان مذهب و شریعت باشد، در این صورت هم جواب همان است که در بالا گفته شد با شدتی بیشتر اگر منظور از ادیان فقط اعتقادات باشد، یا شدتی کمتر اگر دین را شامل بر شریعت نیز بدانیم
۳. اگر منظورتان حقیقت دین باشد آن وقت تا حدود زیادی فرمایش شما درست است، مگر با این توضیح که حب و بغض خودش باید در این نگاه بازتعریف گردد، مثلاً آیا یک مسیحی وقتی مسلمان است که وقتی نام حضرت علی علیه‌السلام برده می‌شود در لش گرمای محبتی را احساس بکند؟

۴. در برخی اقوال آمده است که حضرت موسی علیه‌السلام و حضرت عیسی علیه‌السلام بر بنی‌اسرائیل مبعوث شده بودند و نه بر همگان، گرچه حضرت موسی علیه‌السلام ابتدا به سوی فرعون فرستاده شدند و او را اول به ایمان و بعد به آزادسازی قوم بنی‌اسرائیل دعوت کردند و تا زمان آزادی قومشان که مصادف با کشته شدن فرعون بود هم در مصر بودند و مؤمن بزرگ قوم ایشان هم حزقیل بود که از خاندان فرعون بود و نه بنی‌اسرائیل، با این وجود بیشتر همت ایشان و مشخصاً حضرا عیسی علیه‌السلام معطوف به هدایت بنی‌اسرائیل بود ... اما مطابق برخی اقوال اینکه این دو پیامبر بزرگ خدا از جمله پیامبران اولوالعزم هستند معنایش این است که شریعت ایشان جهانی ب.ده است و نه فقط برای یک قوم خاص ... قائلین به قول اول معنای الوالعزم را چیز دیگری می‌دانند که جهانی بودن شریعت به صورت ضروری از ان برداشت نمی‌شود ... با تمام این اوصاف، خاندان حضرت اسماعیل علیه‌السلم اگرچه جزء بنی‌اسرائیل نبودند ولی موحد و مئمن بودند و اجداد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله که از اصیاء بودند نه بر شریعت حضرت موسی علیه‌السلام بودند و نه بر شریعت حضرت عیسی علیه‌السلام، بلکه بر شریعت حضرت ابراهیم علیه‌السلام بودند. اگر فرض را بر صحت قول قائلین بر جهانی بودن شریعت حضرات موسی و عیسی علیهماالسلام بگذاریم که روایت هم در این جهت داریم، در این صورت این امکان هست که کسی مؤمن و مسلمان باشد ولی شریعت او مطابق با آخرین شریعت نباشد ... گرچه ناگفته یداست که شریعتی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و اجداد طیّب ایشان داشتند همان شریعت بدون تحریف حضرت ابراهیم علیه‌السلام بود و دین مشرکین زمان حضرت خاتم صلی‌الله‌علیه‌وآله هم همان شریعت حضرت ابراهیم علیه‌السلام بود که تحریف یافته بود، مثلاً هنوز حج ابراهیمی بجا می‌آوردند ولی از خودشان به خدا هم دروغ زیاد بسته بودند، خدا را قبول داشتند ولی شریک هم برایش قائل شده بودند، مطابق قرآن اگر از ایشان بپرسید که چه کسی آسمانها و زمین را خلق کرده و شما را روزی می‌رساند می‌گویند الله، ولی بعد باز هم بت‌ها را شریک خدا قرار می‌دهند! اگر از ایشان بپرسی که چرا بت‌ها را می‌پرستید می‌گویند برای آنکه ما را به حضرت الله نزدیک نمایند، ولی این بهانه از ایشان پذیرفته نخواهد شد چون حجتی بر درستی آن ندارند مگر اینکه می‌گویند اجداد خود را بر این کار یافتیم ...
پس ظاهراٍ نمی‌توان دینی را تأیید کرد که تحریف شده باشد، ولی می‌توان دینی را پذیرفت که قدیمی است ولی تحریف ندارد. آیه‌ای در قرآن هست که در آن رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به دستور خود خداوند خطاب به اهل کتاب می‌گویند بیایید به حرفی که میان ما و شما یکی است پایبند باشیم و ان ایتکه خدایی جز خدای یگانه نیست، و اگر نپذیرفتید شهادت بدهید که مسلمان ما هستیم و شما نیستید! یعنی تحریف را کنار بگذارید تا برادر هم در دین باشیم، و اگر نگذاشتید آنگاه فقط دین ما نزد خداوند پذیرفته است چرا که مسلمان یعنی تسلیم‌شونده برای حق و نه برای حق آغشته به اباطیل ... اینکه دین نزد خداوند فقط اسلام است و بجز آن دینی پذیرفته نمی‌شود یعنی این .... و ظاهراً در این بحث لزومی به ماندن بر شریعت آخر نیست ... اما این موضوع یک تبصره دارد و ان اینکه تسلیم حق نیست کسی که دعوت خدا و حکم خدا به او برسد و او به آن پشت کرده و بگوید من مثل سلبق خدا را خواهم پرستید ... اسن مطلب در بحث تغییر قبله به خوبی روشن است ... خداوند دستور به تغییر قبله داد ولی برخی به جای تسلیم حق بودن تسلیم تمایلات خودشان در روش عبادت بودند و خداوند آنها را در ادعای ایمانشان دروغگو می‌شمرد ...

با این مقدمات مشخص است که اگر کسی در اعماق جنگل‌های آفریقا هیچ خبری از اسلام نداشته باشد، و یا در همین ایران خودمان در خانواده‌ای ضددین بزرگ شود که هرگز پای حرف دین ننشسته و شک به حقانیت اسلام هم در ذهنش شکل نگیرد، اشان ممکن است نزد خداوند سلمان محسوب شوند اگر باطناً تسلیم حق باشند ... اینجاست که خداوند می‌فرماید که خدا ولی مؤمنین است و ایشان را از ظلمات به نور خارج می‌کند ... کسی اگر اهل تسلیم برای حق باشد خداوند کم‌کم شرایطی را برایش مهیا می‌کند که در همان اس