جمع بندی دو راهی و اختیار

تب‌های اولیه

8 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
دو راهی و اختیار

سلام.
چرا باید انسان به آینده جاهل باشد تا در دوراهی قرار بگیرد و بعضی نابود شوند و بعضی به خوشبختی برسند ؟!
فرض انسان که علم به آینده ندارد یا ساده تر به دلیل علم نداشتن به نتیجه کاری را انجام‌دهد و بدبخت شد جبران هم عمرا بشود در این زمانه یا دنیا انجام‌ کرد ، چه کاری باید بکند؟
(حکایت چی فکر می کردیم چی شد... )

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد عامل

[TD][/TD]

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]

بسم الله الرحمن الرحيم


با عرض سلام و تسليت به مناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها

اطلاع انسان از آينده مشكلاتي را ايجاد مي كند و از سوي ديگر با امتحان الهي نيز هم خواني ندارد. به عنوان مثال تصور كنيد همه انسان ها از زمان مرگ خود مطلع باشند؛ در اين فرض كسي كه مي داند در جواني خواهد مرد، افسرده مي شد و كسي كه مي دانست عمر طولاني خواهد كرد نيز تا قبل از اين زمان، هر كاري كه مي خواست انجام مي داد. علاوه بر اينكه همه مي دانستند چه زماني موقع مرگ آنهاست و توبه خود را مي گذاشتند براي آخرين لحظات عمر...

همانطور ملاحظه مي كنيد با دانستن آينده حكمت امتحان نيز از بين مي رفت؛ چرا كه بسياري از امتحانات متوقف بر ندانستن آينده است. به عنوان مثال در جريان ليله المبيت كه امير المومنين عليه السلام در جاي پيامبر اكرم خوابيد و ايشان به مدينه مهاجرت فرمود، اگر حضرت علي عليه السلام مي دانست كه تا پايان شب هيچ بلايي سر ايشان نمي آيد، فضيلتي محسوب نمي شد، در حالي كه در مورد اين كار ايشان آيه نازل شده و اين كار ستوده شده است. از اينجا روشن مي شود كه حتي علم معصوم به آينده نيز متوقف بر اراده ايشان و داشتن مصلحت است.

بنابراين دانستن آينده نه تنها مشكلي را برطرف نمي كند، بلكه حكمت هايي را نيز از بين خواهد برد. پس براي به نتيجه رسيدن بايد ابتدا به كاري كه انسان مي خواهد انجام دهد، فكر كند و يا حتي مشورت نيز در جايي كه جاي مشورت است بايد انجام دهد تا دچار پشيماني نشود. حتي اگر خطا كرد و يا گناهي مرتكب شد، باز هم راه جبران وجود دارد و خداوند راه توبه را براي همين قرار داده است كه حتي در آخرين لحظات نيز انسان مي تواند گذشته خود را جبران كند: «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَريبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً»؛ پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مى‏دهند، سپس زود توبه مى‏كنند. خداوند، توبه چنين اشخاصى را مى‏پذيرد و خدا دانا و حكيم است. (1)

پي نوشت:

  1. نساء: 17.
[/][/][/]

[SPOILER]سلام.
اطلاع آینده هیچ مشکلی را حل نمی کند ؟!
حکمت امتحان ؟!
یکی از کارشناسان دیگر در تاپیک های دیگر چندین دفعه گفتند امتحان مخصوص کسانی است که مقام قابل توجهی دارند ، حال فرض کنیم همه امتحان شوند ، امتحان برای خالقی که علم دارد یک چیز بی جهت است ، اگر قصد تکامل و رشد است که دیگر نباید واژه امتحان بیان شود !

اما اینکه نسبت به آینده جاهل باشیم :
فرض قرار است کسی بدبخت شود و نمی داند از چه راهی در لوح محفوظ نوشته شده ، فرد بدبخت می شود
اطرافیانش را تحت تاثیر قرار می دهد ، وسیله و بازیچه ی برنامه های از پیش طراحی می شود ، کسانی که از بدختی دیگران سود می برند رشد می کنند همه چی طبق برنامه پیش می رود عدالت در تقسیم خوشبختی و بدبختی به وجود می آید ، خداوند طبق لوح محفوظ راستگوست ، حال فرض بدبخت می دانست از چه راهی بدبخت می شود ، خودش را نجات می داد ، دیگر بازیچه نمی شد ، دیگر طبق برنامه پیش نمی رفت ، لوح محفوظ بهم می ریخت همه چی بهم‌می ریخت ، عدالت خدا نقض می شد ، مدرک پیدا می شد ، پس چه قدر خوبه این حکمت جاهلی !
" یک گوسفند چرا می کند و رشد می کند و زندگی می کند تا روز موعود ، روزی که موجودی قوی تر از او کارش را تمام می کند و لذت کباب را به صاحبش می چشاند! اگر علم داشت چه بلایی قراره سرش بیاد ، دست از اعتماد نمی کشید ؟! " فرق ما با اون گوسفند چیه ؟!

حکمت اینه که به خاطر لذت افرادی دیگه به زور به دنیا اومدم ، حکمت اینه که بهم گفتند مختاری ولی کسی سوالی نپرسید اصلا می خوای دنیا بیای یا نه ؟
حکمت اینه که در کثافت دنیا به اسم اختیار کثافت با جهل زندگی کنی یه دلخوشی برات ایجاد کنند که می تونی کارهای خودتو با انتخاب خودت انجام‌بدی ( مثلا ) ،
جالبیش اینجاست که وقتی از رو اختیار که بهت دادن ( مثلا ) برخلاف خواستشون عمل کنی شکنجه و عذاب در انتظارته ! اینجا بازم اختیار داری ( ته دلت داری از ترس می میری ) ، آخر هم تو کثافت دنیا که نفهمیدی باید چه کار کنی جونت رو زورا می گیرن می فرستند بازجویی ، کم بدبختی تو دنیا بود یه بدختی عظیم دیگه هم اضافه می شود ، ما هم که مدرکی نداریم! "

توبه ؟! آدم که توبه کرد تونست اثرات وضعی کارش رو جبران کنه؟!

من با این حکمت خوشبختم ![/SPOILER]

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]سلام

دلسوخته;1014203 نوشت:
امتحان مخصوص کسانی است که مقام قابل توجهی دارند ، حال فرض کنیم همه امتحان شوند ، امتحان برای خالقی که علم دارد یک چیز بی جهت است ، اگر قصد تکامل و رشد است که دیگر نباید واژه امتحان بیان شود !

امتحان الهي اختصاص به عده خاصي ندارد و همه را شامل مي شود و اين مطلب به صراحت در قرآن اشاره شده است: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ»؛ قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم و بشارت ده به استقامت‏كنندگان! (بقره: 155) در اين آيه چند تاكيد در ابتداي آيه به كار رفته است، يكي لام، ديگري نون تاكيد كه راهي براي استثناء باقي نمي گذارد. البته همين امتحان براي مومن نعمت و براي كافر نقمت است. در هر حال با امتحان است كه مقام انسان ها در آخرت مشخص شده و حجت بر همگان تمام مي شود. علم الهي نيز با اين امتحان منافات ندارد، چون همانطور كه اشاره شد بايد حجت بر همه انسان ها تمام شود و تا كسي گناهي نكرده باشد كه نمي توان او را مواخذه كرد و اصلا اين كار حتي اگر مبتني بر علم الهي باشد نيز حجت را بر افراد تمام نمي كند. نكته ديگر اينكه كامل شدن منافاتي با امتحان الهي ندارد و در ضمن همين امتحان است كه انسان متكامل مي شود. به عبارت ديگر اگر كسي در امتحاني قبول شود، همين قبولي به معناي رشد او و تكامل اوست و كسي كه در اين دنيا رشد كافي را نكرده است مجبور است اين مسير را در سختي هاي برزخ و قيامت بپيمايد. در هر حال بايد اين سير را تمام كند، مگر كسي كه ديگر اين قابليت را از دست داده باشد...[/][/][/]

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]اما در اين مورد:

دلسوخته;1014203 نوشت:
فرض قرار است کسی بدبخت شود و نمی داند از چه راهی در لوح محفوظ نوشته شده ، فرد بدبخت می شود
اطرافیانش را تحت تاثیر قرار می دهد ، وسیله و بازیچه ی برنامه های از پیش طراحی می شود

برنامه از پيش تعيين شده اي وجود ندارد و اين ما هستيم كه برنامه را مي نويسيم. اما خدا اين برنامه خود نوشته ما را مي داند. شما بين دانستن خدا و اجبار كردن او خلط كرده ايد. اينكه خدا مي داند چه كسي در آينده خوشبخت يا بدبخت مي شود، به معناي مجبور بودن آنها به خوشبخت شدن يا بدبخت شدن نيست.
جالبه كه شما اين فرض را بر مبناي جبر مطرح مي كنيد و در نهايت مي فرماييد اگر مي دانست بدبخت مي شود، كاري مي كرد و خود را نجات مي داد! تمام راههاي خوشبختي و بدبختي مشخص شده است و هر كس با علم و اراده خود اين راهها را انتخاب مي كند. مثلا كسي كه با اراده خود به سمت مواد مخدر مي رود، نمي داند انتهاي اين كار ختم به خير نمي شود؟ يا كسي كه از ابتدا تقوا به خرج مي دهد نمي داند انتهاي اين كار بهشت است؟ مگر انسان در وجدان خود اين مسائل را درك نمي كند؟ خداوند مي فرمايد: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»؛ سپس فجور و تقوا (شرّ و خيرش) را به او الهام كرده است(شمس: Dirol علاوه بر اين نداي دروني، خداوند پيامبراني نيز فرستاد تا كسي نگويد من نم توانستم راه درست را تشخيص دهم. در هر حال راه خير و شر مشخص شده و كسي نمي تواند بگويد من نمي دانستم مگر در موارد خاصي كه حجت تمام نشده باشد كه در اين موارد نيز بازخواستي نخواهد بود.[/][/][/]

[="Book Antiqua"][="Black"][="3"]

دلسوخته;1014203 نوشت:
فرق ما با اون گوسفند چیه ؟!

فرق ما با گوسفند اين است كه گوسفند نمي داند او را براي ذبح پرورش مي دهند اما ما مي دانيم براي چي در اين دنيا آمده ايم و بايد چه كار كنيم تا در كجا جا داشته باشيم. علم غيب نداريم اما اين را مي دانيم كه اگر راه درست را انتخاب كنيم و استقامت داشته باشيم، عاقبت به خير مي شويم و اگر تنها به نفس خود گوش بديم و كاري با آخرت نداشته باشيم هم سرانجامي جز درگير شدن در نتيجه اعمال خود نداريم.

قرار گرفتن ما در اين سيستم به خواست ما نبوده و اصلا اختيار پيش از خلقت معنا ندارد. اما اين وجودي كه يافته ايم يك نعمت است كه مي توانيم از آن فرصت به خوبي يا بدي استفاده كنيم.
جناب دلسوخته اگر ما به جاي دنبال مقصر گشتن به فكر اصلاح خود و گذشته باشيم، خيلي موفق تر خواهيم بود. «بقيّة العمر لا قيمة لها»؛ باقي عمر انسان قيمت ندارد.(طبرسي، نثر اللآلي، ص54) ان شاء الله كه موفق باشيد...

دلسوخته;1014203 نوشت:
آدم که توبه کرد تونست اثرات وضعی کارش رو جبران کنه؟!

بسياري از آثار وضعي گناه با توبه از بين مي رود و برخي هم ممكن است باقي بماند.
اما آيا باقي ماندن برخي آثار وضعي كه مربوط به اشتباه ماست، بايد مانع از توبه وبازگشت به سوي خدا شود؟!
توبه وسيله ايست كه جلوي خطا را بگيرد و به همين دليل حتي اگر لحظه اي پيش از مرگ هم باشد، ممدوح است و باعث عاقبت به خيري مي شود. اين وسوسه شيطان است كه چون برخي آثار وضعي برطرف نمي شود، پس توبه هم فايده ندارد...[/][/][/]


پرسش:
آیا علم انسان به آینده او را خوشبخت می کند؟

پاسخ:
اطلاع انسان از آينده مشكلاتي را ايجاد مي كند و از سوي ديگر با امتحان الهي نيز هم خواني ندارد. به عنوان مثال تصور كنيد همه انسان ها از زمان مرگ خود مطلع باشند؛ در اين فرض كسي كه مي داند در جواني خواهد مرد، افسرده مي شد و كسي كه مي دانست عمر طولاني خواهد كرد نيز تا قبل از اين زمان، هر كاري كه مي خواست انجام مي داد. علاوه بر اينكه همه مي دانستند چه زماني موقع مرگ آنهاست و توبه خود را مي گذاشتند براي آخرين لحظات عمر... گذشته از اینکه با دانستن آينده، حكمت امتحان نيز از بين مي رفت؛ چرا كه بسياري از امتحانات متوقف بر ندانستن آينده است. به عنوان مثال در جريان ليله المبيت كه امير المومنين(عليه السلام) در جاي پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) خوابيد و ايشان به مدينه مهاجرت فرمود، اگر حضرت علي(عليه السلام) مي دانست كه تا پايان شب هيچ بلايي سر ايشان نمي آيد، فضيلتي محسوب نمي شد، در حالي كه در مورد اين كار ايشان آيه نازل شده و اين كار را ستوده است: «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ»؛ بعضى از مردم جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى ‏فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.(1) از اينجا روشن مي شود كه حتي علم معصوم به آينده نيز متوقف بر اراده ايشان و داشتن مصلحت است.

از سوی دیگر، امتحان الهي اختصاص به عده خاصي ندارد و همه را شامل مي شود و اين مطلب به صراحت در قرآن اشاره شده است: «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ»؛ قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مالها و جانها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏ كنيم و بشارت ده به استقامت‏ كنندگان!(2) در اين آيه تاکید های متعددی به کار رفته تا راهي براي استثناء باقي نگذارد. البته همين امتحان براي مومن نعمت و براي كافر نقمت است. در هر حال با امتحان است كه مقام انسان ها در آخرت مشخص شده و حجت بر همگان تمام مي شود. علم الهي نيز با اين امتحان منافات ندارد، چون همانطور كه اشاره شد بايد حجت بر همه انسان ها تمام شود و تا كسي گناهي نكرده باشد كه نمي توان او را مواخذه كرد و اصلا اين كار حتي اگر مبتني بر علم الهي باشد نيز حجت را بر افراد تمام نمي كند. نكته ديگر اينكه كامل شدن، منافاتي با امتحان الهي ندارد و در ضمن امتحان است كه انسان متكامل مي شود. به عبارت ديگر اگر كسي در امتحاني قبول شود، همين قبولي به معناي رشد او و تكامل اوست و كسي كه در اين دنيا رشد كافي را نكرده، مجبور است اين مسير را در سختي هاي برزخ و قيامت بپيمايد.

پس تمام راههاي خوشبختي و بدبختي مشخص شده است و هر كس با علم و اراده خود اين راهها را انتخاب مي كند. مثلا كسي كه با اراده خود به سمت مواد مخدر مي رود، مگر نمي داند انتهاي اين كار ختم به خير نمي شود؟ يا كسي كه از ابتدا تقوا پیشه می کند، نمي داند انتهاي اين كار بهشت است؟ مگر انسان در وجدان خود اين مسائل را درك نمي كند؟ خداوند مي فرمايد: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»؛ سپس فجور و تقوا (شرّ و خيرش) را به او الهام كرده است(3) علاوه بر اين نداي دروني، خداوند پيامبراني نيز فرستاد تا كسي نگويد من نم توانستم راه درست را تشخيص دهم. در هر حال راه خير و شر مشخص شده و كسي نمي تواند بگويد من نمي دانستم مگر در موارد خاصي كه حجت تمام نشده باشد كه در اين موارد نيز بازخواستي نخواهد بود.

بنابراين دانستن آينده نه تنها مشكلي را برطرف نمي كند، بلكه حكمت و مصلحت هايي را نيز از بين خواهد برد. پس براي رسيدن به نتیجه مناسب، بايد ابتدا به كاري كه انسان مي خواهد انجام دهد، فكر كند و یا در مورد آن به مشورت با دیگران بپردازد تا دچار پشيماني نشود. حتي اگر خطا كرد و يا گناهي مرتكب شد، باز هم راه جبران وجود دارد و خداوند راه توبه را براي همين قرار داده است كه حتي در آخرين لحظات نيز انسان مي تواند گذشته خود را جبران كند: «إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَريبٍ فَأُولئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ عَليماً حَكيماً»؛ پذيرش توبه از سوى خدا، تنها براى كسانى است كه كار بدى را از روى جهالت انجام مى‏ دهند، سپس زود توبه مى‏ كنند. خداوند، توبه چنين اشخاصى را مى‏ پذيرد و خدا دانا و حكيم است. (4)

پي نوشت:
1. بقره: 207.
2. بقره: 155.
3. شمس: 8.
4. نساء: 17.

موضوع قفل شده است