جمع بندی دلیل وحدت وجود

تب‌های اولیه

42 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

پرسش:
وحدت وجود از چه راهی اثبات می‌شود.؟

پاسخ:
در مورد وجود و تفسیر آن سخن تا کنون بسیار گفته شده است. برخی آن را به قدری افراطی بیان می کنند که هیچ شکی در بطلانش و غیر عقلانی بودنش باقی نمی ماند و در مقابل گروهی آن را به صورت معقول و در نتیجه قواعد فلسفی بیان می کنند.
البته آن چه محل بحث است، وحدت شخصی وجود است. به این معنا که ما یک وجود بیشتر نداریم. وجودی که خاص و شخصی و خارجی است.
اما مشکلی که در مقابل وجود دارد، وجود موجودات دیگر و نحوه تبیین آن ها وجمع کردن آن ها با مسئله وحدت شخصی است. به همین جهت، برخی قائل به همه خدایی شده اند، برخی به پوچ بودن موجودات و توهمی دانستن تمام موجودات غیر از خداوند و برخی، سایر موجودات را تجلی و شئون خداوند می دانند.
در این میان، تنها احتمال آخر است که قابل تامل است و احتمال های دیگر، باطل و نادرست است. نه می توان همه را خدا دانست و نه می توان انسان و حیوانات و گیاهان و جمادات را پوچ و خیال و توهم دانست.
برای اثبات این مدعا، چند دلیل اقامه شده است. به نظر می رسد، دو دلیل برای این امر مناسب تر از بقیه باشد: دلیل بسیط الحقیقه و ربط علّی میان علت و معلول. به نظرم، قاعده اول بهتر و مشهورتر است و راحت تر قابل اثبات و پذیرش باشد. به همین جهت به توضیح آن می پردازم.
قاعده بسیط الحقیقه که یک قاعده فلسفی است، بیان می کند:

الف) خداوند، دارای ذاتی بسیط و غیر قابل ترکیب و تجزیه است. هیچ گونه ترکیبی در این ذات وجود ندارد و گرنه نیازمند به اجزایش می شود و این با کمال مطلق خداوند سازگار نیست.

ب) این ذات بسیط، شامل همه مراتب وجود و حاوی همه وجودات است و هیچ مرتبه ای از وجود نیست که ذات حق تعالی آن را نداشته باشد. زیرا اگر موجودی یافت شودکه غیر از خدا باشد و در کنار و در عرض او قرار داشته باشد، پس ذات حق تعالی، مرکب می شود از داشتن یک سری کمالات و نداشتن و فقدان آن چه ندارد و ذات مرکب، محدود و ناقص است و این خلف فرض بسیط الحقیقه بودن ذات حق تعالی است.

پس: بسیط الحقیقه، کل الاشیاء: خداوند متعال، همه اشیاء است. و وجود حقیقی، وجود خداوند است و ما سوای او، مغایر و مبانی با او نیستند، بلکه از شئونات و تجلیات حق هستند. درست همانند آب دریا و امواج آن. وقتی موج در دریا ایجاد می شود، موج قابل رویت و دیدن است، ولی آیا موج، حقیقتا چیزی غیر از همان آب است که به حرکت در آمده است؟ آیا وجودی مستقل از آب دریا دارد؟ خیر، این موج، گر چه توهم و خیال نیست، ولی وجود مستقلی نیز از آب دریا ندارد. (1)

ج) حال این موجود بر اساس استدلالی که ذکر شد، همه اشیاء و موجودات دیگر است ولی در عین حال، در ادامه این قاعده، آمده که "لیس بشیء منها" . این تعبیر به این جهت است که کسی خیال نکند، حالا که کل اشیاء شد، پس خدا، همان سنگ است و همان انسان و همان .... خیر، خدا همه چیز است ولی هیچ یک از این موجودات مادی و محدود و حتی موجودات مجرد دیگر نیست.

در ظاهر و در بدو امر تصور می شود که این دو بخش قاعده با یکدیگر ناسازگار است، اما این تصور درست نیست. زیرا بر اساس حکمت صدرایی، آن چه در خارج اصل است و حقیقت دارد، وجود است. وجودی که دارای مراتب تشکیکی است. مراتب تشکیکی یعنی شدت و ضعف در مرتبه وجودی. اما امور مادی، صرفا قالب های وجود هستند نه خود وجود. بر اساس مبانی صدرا، وجود جزء ندارد و با چیزی ترکیب نمی شود (زیرا غیر از وجود چیزی نیست که وجود با آن ترکیب شود و ترکیب با خودش نیز محال است)

بنا بر این، وقتی گفته می شود، بسیط حقیقی، همه اشیاء است، منظور تمام وجودها و مراتب وجودی آن هاست نه آن چه که نقض حساب می شود. خصوصیات مادی نیز از نقص وجود است و یک وجود هر چه شدیدتر و قوی تر باشد، از خصوصیات مادی و محدودیت کمتری برخوردار است تا جائی که هیچ نحوه محدودیتی در کار نباشد که این مرتبه، مرتبه بسیط الحقیقه است.
خود صدرا نیز به این مسئله اشاره کرده است و بیان می کند: هر بسیط الحقیقه ای، تمام اشیا است، مگر آن چه به نقص ها و نیستی ها تعلق دارد.(2)

ــــــــــــــــــــــــ
(1) برای مطالعه بیشتر، ر.ک: حکمت متعالیه، حسن معلمی، فصل هفتم( قم، نشر هاجر، 1387ش) و فرهنگ معارف اسلامی، جعفر سجادی، ج1، ص 428-430(تهران، انشارات دانشگاه تهران، 1373ش).
(2) اسفار اربعه، ج6، ص110(چاپ بیروت).

موضوع قفل شده است