جمع بندی دليل اين دو تبعيض بين زن و مرد چيست؟

تب‌های اولیه

76 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

نقطه;922581 نوشت:
خانم‌ها بعضاً صفاتی دارند که آقایان وقتی به مقام درک برسند سعی می‌کنند مثل ایشان بشوند، چیزی که خانم‌ها از ابتدا مستعد آن هستند را این آقایان باید بدوند تا به آن برسد
دقیقاً درست است
اما نقصی هم در خانمها وجود دارد
(که همان نقطه قوت آنهاست)
می دانید که آن چیست؟

نقطه;922581 نوشت:
با تمام این اوصاف نباید فراموش کرد که در میان انسان‌ها هم همگان ظرفیت یکسانی ندارند

باز هم درست است
اما معنایش آن نیست که یک گروه بتواند بیشتر از گروه دیگر پیشرفت کند

دقت بفرمائید:
زن می تواند زایمان کند و مرد نمی تواند
خب حالا معنایش این است که اگر زن و مرد همه اعمالشان دقیقاً مانند هم بود ، زن بخاطر زایمانش جایگاه بالاتری خواهد داشت؟ ..... خیر!!
بلکه همانطور که اشاره کردید ، زن وقتی تمام وظایف خودش را انجام داد ، به درجه 100 می رسد (عدد مثال است)
و مرد هم وقتی تمام وظایف خودش را انجام داد ، باز هم به درجه 100 می رسد
هیچکدام هم بر دیگری به واسطهء اعمال مخصوص به خود برتری نمی یابد

نه زن بخاطر زایمان بر مرد برتری دارد و ثواب بیشتری می برد
و نه مرد بخاطر شهادت در میدان جنگ بر زن برتری دارد و ثواب بیشتری می برد

نقطه;922581 نوشت:
یعنی شرایط زن برای رسیدن به خدا آسان‌تر از مرد نیست؟

نه نیست!
چون:
"لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَهَا"
یا به عبارتی: "هر که بامش بیش ، برفش بیشتر"

یک بار خانمی گفته بود:
پشت هر مرد موفقی یک زن خوب است

به ایشان گفتم:
حرف درستی است ، اما معمولاً خانمها فقط به جنبهء تعریف و تمجید این جمله نگاه می کنند
و معمولاً دقت ندارند که با گفتن این جمله چه باری بر روی دوش خود گذاشته اند
چرا که اگر جملهء بالا صادق باشد ، پس عکس آن نیز صادق است
یعنی
"پشت هر مرد ناموفقی یک زن بد است"

به همین دلیل است که پیامبر(ص) فرمودند:
"زن
نگهبان خانواده ، شوهر و فرزندان است و در این نگهبانی مسئول است"
(ارشاد القلوب ص 184)

نقطه;922581 نوشت:
فکر می‌کردم تمام بحث‌هایمان پیرامون موضوع تاپیک بوده است ولو اینکه بخشی از حواشی هم در راستای آن مطرح شده باشد

برای گفتن حرفهایم باید پرسشی مطرح می کردم تا اجازهء فکر کردن به مخاطب بدهد
مهمتر اینکه خدا خدا میکردم یک کسی که قبولش دارم و تحلیلگر خوبی است به بهترین شکل بحث را پرداخته کند
و شما که وارد بحث شدید از این بابت خیالم راحت شد

نقطه;922581 نوشت:
پس بزرگترین تبعیض نعوذبالله باید به ضرر امام حسین علیه‌السلام شده باشد که فرمودند هر کسی بگوید «یا لیتنا کنّا معک» مثل کسی است که همراه ایشان جنگیده و در خون خود غلطیده است، یا کسی که زیارت عاشوراء می‌خواند و مانند کسی است که چه‌ها کرده باشد، یا کسی که سوره‌ی حمد را بخواند مانند کسی است که همراه تمام انبیاء علیهم‌السلام جهاد کرده باشد و کذا و کذا...
من این موضوع را رد نکردم
اما به نظرم تفاوت هایی با آنچه ما در ذهن داریم خواهد داشت
اول اینکه صدق گفتار ما چقدر است و دوم اینکه چه بسا امتحان هایی برای رسیدن به آن مقام از فرد گرفه شود
و سوم اینکه شاید هم این مساوات بطور کلی باشد و در جزئیات همچنان بین انجام یک عمل با فکر کردن به آن تفاوت باشد
((در کل به فکرم رسید تاپیکی در این مورد بزنم))

[="Arial"]

Reza-D;922402 نوشت:
در نتيجه

سلام
نتیجه یه عمر عبادت من زن میشه کلی قصر و جوی شراب و تخت زرین و .....
که دقیقا نمیدونم چه غلطی قراره باهاشون بکنم

نتیجه همون عبادت همسان جنابعالی مرد میشه قصر و جوی شراب و تخت زرین و حوری سیمین ساق باکره به توان ان
که نصف بیشتر مومناتون بخاطر همین حوریه سر سجاده تشریف دارین

نتیجه همه کارایی که من زن واسه همسرم میکنم و از نگاه شما همگی لطفه و شامل ثواب
میشه غلام و نهر شیر و باغ سیب و انگور که بازم دقیقا نمیفهمم یه آدم اینهمه غلام به چه دردش میخوره

نتیجه همه کارایی که شمای آقا واسه همسرت میکنی و باز از نگاه شما همگی وظیفه اس
میشه غلام و نهر شیر و باغ سیب و حوریه به توان ان .....

نتیجه سیر و سلوک و مجاهدت در راه دین من زن میشه همسایگی پیامبر و هم صحبتی با اولیاءالله
نتیجه سیر و سلوک جنابعالی میشه همسایگی پیامبر و هم صحبتی اولیاءالله و بی نهایت حوری
که دیگه اصلا وقت نمیکنی نگاش کنی انقد زیادن

احکام که هیچی اصلا از آیه آیه قرآن ظلم در حق مردان کاملا مشهوده
البته میدونم به اینجا که میرسه تفسیر آیات قرآن کار هرکسی نیست و باید از اهلش پرسید
که اونم صددرصد یه مرده و....

خدا خواسته بهمون خیلی حال بده گفته لیوان آبم نده دست شوهرت
رسما دارین بال بال میزنین
من زن و شمای مرد خوب میدونیم که خدا این حکم رو گذاشته که من زن دق نکنم تو خونه مردی که حق ولایت داره رو زنش
ماها که نفس کشیدنمونم دست شماهاس بازم طلبکارین؟؟؟

پ ن :
الان یه سری از آقایون میگن
دوست داشتی به شماها هم بی نهایت شوهر میدادن؟؟؟
از نگاه خودشونم جوابشون خیلی قرص و محکمه
نه بزرگوار ماها ثواب میکنیم که اون دنیا بتونیم یه نفس راحت بکشیم
این شماهایین که مدعی هستین از همون بدو تولد در حقتون ظلم میشه در مقایسه با زن ها
ولی همه زورتون رو میزنید که تعداد همین زنهارو تو دنیا و آخرتتون بیشتر کنید.[/]

رهگذر آسمان;922765 نوشت:
نصف بیشتر مومناتون بخاطر همین حوریه سر سجاده تشریف دارین

رهگذر آسمان;922765 نوشت:
ماها که نفس کشیدنمونم دست شماهاس بازم طلبکارین؟؟؟

سلام
خواهر گرامی ، این همان حالی است که وقتی منِ مرد با صحبت های خانمها مواجه میشوم به من دست می دهد
بیست و چهار ساعت از ظلم به خودشان حرف می زنند! مدام می خواهند با مردها بجنگند!
منِ مرد منتظرم جلوهء جمال خدا را در وجود زنان ببینم ، ولی باید مدام با غر زدن ها و شکایت هایشان مواجه بشوم
بحثم فقط این سایت نیست ، بلکه کلاً اکثر خانمها مدام در همین حال هستند
خدا شاهد است دیگر خسته شدم!

خانمی میگوید چرا ما درد زایمان داریم ولی مردها نه؟
دیگری میگوید چرا ثواب شهادت مال شما مردهاست و برای ما نیست؟
بعضی از خانمها که دیگر به چیزهایی گیر می دهند که مغز آدم هنگ می کند!
مثلاً خانمی می گفت چرا در فرم استخدام بعضی شرکت ها توی بخش جنسیتِ متقاضی ، کلمهء
"مرد" جلوتر از "زن" نوشته شده!!

پاسخی که خانم nobelist به بنده دادند را خواندید؟ این پاسخ ایشان است:


nobelist;921702 نوشت:
جناب رضا شما در مورد جهاد برای مردان، نفع مادی آن را در نظر میگیرید و میگویید جان مرد کم ارزش تر از جان زن است پس جهاد بر عهده مردان گذارده شده
در مورد فرزند آوری نفع معنوی را در نظر میگیرید و میگویید چون زنان این فرصت را دارند که از گناه پاک شوند پس مردان تنزل مقام دارند
باید کاسه هایتان را یکی کنید ، یا برای هر دو نفع مادی و یا برای هر دو نفع معنوی
در اینصورت میبینید که تبعیضی نیست

بله ایشان کاملاً درست متوجه شدند
روشِ طرح سوال من در این تاپیک دقیقاً همان کاری است که خانمها دارند انجام می دهند
وقتی به خانمی میگویی خداوند جهاد را از دوش شما برداشته ، میگوید مهم ثواب آخرت است که خدا به شما داده
وقتی میگویی خدا ثواب زایمان را برای شما در نظر گرفته ، میگوید مهم درد و سختیِ زایمان است که خدا آن را به ما داده
یعنی از هر کدام ، بخشی را که به زیان خودش و به نفع مرد است در نظر میگیرد فقط برای اینکه بگوید به من ظلم شده!

رهگذر آسمان;922765 نوشت:
همه زورتون رو میزنید که تعداد همین زنهارو تو دنیا و آخرتتون بیشتر کنید

بله دقیقاً ما مردها تمام زورمان را می زنیم که زن در کنارمان باشد
خواهر بزرگوارم خانم "رهگذر آسمان" ، هیچ به این فکر کرده اید که ما مردها اگر دنبال حوری هستیم در واقع دنبال شمای زن هستیم؟
فکر کرده اید که نیاز ما به حوری به همان معنایی است که جناب "نقطه" فرمودند:

نقطه;921955 نوشت:
شاید برای همین است که ظاهر بیشتر توصیف‌هایی که از بهشت برایمان کرده‌اند به نظر می‌رسد نعمت برای مردان باشد تا نعمت برای زنان
شاید که زن با محبت خدا به خدا تقریب می‌جوید و مرد به وسیله‌ی محبت زن به خدا قرب پیدا کند

لطفاً صحبت های جناب "نقطه"
حرف های سرکار خانم
"shamim313"
و صحبت های این برادر کوچکتان ، بخصوص پشت شماره
73 را مطالعه بفرمائید

[="Arial"]

Reza-D;922782 نوشت:
مدام می خواهند با مردها بجنگند!

سلام
برادر من کی خواست با شماها بجنگه؟؟؟
من کاری به بقیه خانمها ندارم دارم از جانب خودم حرف میزنم
تو پست اولمم گفتم همه احکام خدا در راستای خلقیات خودمونه
اصلا تو این سه سال کی دیده من همفکر و همسوی خانمهای جامعه باشم؟
خودتون با طول دادن بحث مجبورم کردین لحن صحبتم عوض بشه
در حالی که بنده رو میشناسین و با تفکراتم آشنایین

قبول دارم مشکلات زندگیتون روی تفکراتتون اثر گذاشته و آستانه صبرتون رو پایین آورده
ولی باور کنید زندگی بقیه هم همچین گل و بلبل نیست
الان حدود سی چهل روزی هست که همسرم بخاطر یه عمل خونه نشین شده
در حدی که نمیتونه لباس بپوشه یا حتی دستشویی بره
نه تنها همه کاراش با منه که دقیقا از همون روز عمل مادر و برادرش اومدن خونمون و مهمون داری هم باید بکنم
ولی من بهش به چشم یه فرصت نگاه میکنم که ثابت کنم پای بله سر سفره عقد وایسادم
اصلا هم مهم نیست عذاب این چند وقته تو نگاه همسرم معنی لطف بده یا وظیفه
مهم اینه که یه روزی ادعا کردم تو خوشی و ناخوشی همسرم همراهش خواهم بود و امروز روز ناخوشیه
وگرنه موقع سفر و مهمونی و خرج کردن که همه باهم خوشن

اینارو گفتم که بگم متوجه ذره ای از سختی های این چند وقتتون هستم
و میفهمم با وجود یه بچه کوچک این عذاب و سختی چندبرابر هم میشه
ولی متهم کردن هم جنسای همسرم چیزی از خستگی من کم نمیکنه

امیدوارم هرچه زودتر مشکلاتتون تموم بشن
و دوباره با همون نگاه قبلی توی بحثها شرکت کنید
اون وقتا از هر حرفی انقدر زود ناراحت نمیشدین.[/]

پرسش:
مي دانيم كه در اسلام ، اگر جنگ بشود اين مردها هستند كه بايد بروند و كشته بشوند و زنها وظيفه اي براي جهاد ندارند؛ چرا در نگاه اسلام ، جان مردها كم ارزش تر از جان زنان است؟ از طرفی گفته ميشود زن با هر بار زايمان تمام گناهانش پاک می شود، گويي که دوباره از مادر متولد شده است، كاري كه مرد اصلاً قادر به انجامش نبوده؛ و اين يعني اجباراً مرد در آخرت جايگاه پايين تري خواهد داشت.
از طرف دیگر پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرمایند: "بيشترين خير در وجود زنان است"؛ چرا خداوند بايد در وجود يك گروه از انسانها(زن ها) خير بيشتر قرار بدهد و در وجود گروه ديگري خیر. دليل چنين تبعيضي چيست؟


پاسخ:

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول: در مورد جهاد

الف) جهاد به معنای بی ارزش بودن جان مرد نیست، خداوند هرگز راضی به ریخته شدن خون مجاهدین نیست، این خون هایی که در جهاد علیه باطل ریخته میشود در نگاه خداوند خیلی ارزش دارد و قطعا در خصوص آنها بازخواست خواهد کرد.
اما وقتی دشمن به جنگ با اسلام آمده باید چه کرد؟ یا باید تسلیم شد که منطقی نیست، یا اینکه جهاد بر زنان هم واجب باشد که منطقی نیست، زن در حکم ناموس است و اصلا گاهی جهاد برای حفظ این ناموس است، کسی ناموسش را سپر خود قرار نمی دهد! بنابراین جهاد در برابر دشمن یک کار مردانه است، نه اینکه جان زن با ارزشتر از جان مرد باشد.

ب)
علاوه بر اینکه هیچ کدام از احکام حقوقی و وظائف شرعی مطلقا ملاک ارزش گذاری انسان ها نیست، همان طور که دو برابر بودن دیه یک مرد معمولی نسبت به دیه حضرت فاطمه(سلام الله علیها) به منزله برتری بر ایشان نیست، جهاد امام حسین(سلام الله علیه) در کربلا و در خیمه ماندن همسران مجاهدین به منزله برتری آنها بر امام(سلام الله علیه) نیست. اینها احکام حقوقی هستند که متناسب با شرایط جسمی و روانی انسان ها تعریف شده است، و مطلقا نمی تواند ملاک ارزش گذاری قرار گیرد.

ج)
چه جهاد نظامی برای مردان، و چه شوهر داری که جهاد زنان است همه موقتی بوده و مصادیق جهاد اصغر است، یعنی در زمان صلح جهادی برای آقایان وجود ندارد، همان طور که در زمان مجردی جهادی برای خانم ها محقق نیست، آنچه که همیشگی بوده و اصالت دارد و جهاد اکبر حساب می شود، جهاد با نفس است، اینکه انسان با خصوصیات منفی، و رذائل اخلاقی خودش مبارزه کند، این اصالت دارد.
چه زن و مرد مهمترین جهادشان این است که با خودشان مبارزه کنند.

نکته دوم: در مورد پاک شدن به خاطر بارداری و زایمان

الف) درست است که طبق برخی روایات به خاطر سختی های دوران بارداری و درد زایمان، همه گناهان مادر پاک می شود، اما پاک شدن از گناهان راه های آسان تری هم دارد تا لازم نباشد مرد به نداشتن چنین دردهایی غبطه بخورد.
روشن است که بخشش گناهان با درد زایمان در جایی است که شخص توبه نکرده باشد، وگرنه با توبه که دیگر ظلم است اگر درد کسی به عنوان کفاره گناهانش تلقی شود،

بنابراین چه مرد و چه زن همین که از گناهان گذشته شان پشیمان شوند پاک می شوند، همان طور که امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:
«مَا مِنْ عَبْدٍ أَذْنَبَ ذَنْباً فَنَدِمَ عَلَيْهِ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ قَبْلَ‏ أَنْ‏ يَسْتَغْفِرَ»؛ هیچ بنده ای نیست که گناهی کند، پس از آن پشیمان شود مگر آنکه خداوند او را می بخشد قبل از آنکه به زبان استغفار کند.(1)
پس این بخشش به صورت راحت تر پیش پای زن و مرد وجود دارد.

ب)
علاوه بر اینکه چنین بخششی مختص زایمان نیست، بلکه اعمال دیگری هم هستند که انسان را چون روزی که از مادر متولد شده پاک می کنند که عمدتا مردها برای انجام آنها چه به لحاظ مالی، و چه لحاظ توانایی بدنی تواناتر هستند، به عنوان نمونه:
«مَنِ اغْتَسَلَ بِمَاءِ الْفُرَاتِ وَ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ ع كَانَ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّه‏»؛ هر کسی با آب فرات غسل کرده و حسین(سلام الله علیه) را زیارت کند مانند روزی خواهد بود که از مادر متولد شد.(2)

مانند آن را امام رضا(علیه السلام) در مورد زیارت خودشان فرمودند:
«أَلَا فَمَنْ زَارَنِي وَ هُوَ عَلَى غُسْلٍ خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّه‏»؛ آگاه باشید هرکسی با غسل مرا زیارت کند از گناهانش خارج خواهد شد، مانند روزی که از مادر زاده شد.(3)

همچنین امیرالمومنین(علیه السلام) در مورد رفع حوائج بیماران می فرمایند:
«مَنْ سَعَى لِمَرِيضٍ فِي حَاجَةٍ قَضَاهَا أَوْ لَمْ يَقْضِهَا خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّه‏»؛ کسی که در راه رفع حوائج بیمار تلاش کند چه آن را براآورده سازد چه برآورده نسازد از گناهانش خارج می شود مانند روزی که مادر او را زاده.(4)

بنابراین پاداش سختی های بارداری و زایمان چیزی نیست که دست مردان از آن کوتاه باشد.

نکته سوم: روایت اکثر الخیر فی النساء

در مورد این روایت هم باید به چند نکته توجه بفرمایید:
الف) عمده اشکال دربرداشت های اینچنینی از روایات، جزئی نگری است، برای فهم منظور دین باید همه چیز را باهم و در کنار هم دید، اگر در روایات بیشترین خیر در زن معرفی شده است: «أَكْثَرُ الْخَيْرِ فِي النِّسَاء»(5)، از آن طرف تمام آن شر دانسته شده است: «الْمَرْأَةُ شَرٌّ كُلُّهَا»(6)

بنابراین کسانی که زن را خیر محض یا شر محض دانسته اند، فقط یک طرف را دیده اند، در حالی که جمع روایات یعنی زن از یک جهت می تواند خیر باشد و از یک جهت می تواند شر باشد، از آن جهت که مایه ی بقای نسل و تربیت نسل آینده است، خیر است، امااز آن جهت که میل مرد به زن می تواند بزرگترین جنایات تاریخ را رقم بزند این زن می تواند منشأ شر شود.
بنابراین زن هم می تواند خیر باشد، و هم شر؛ هر کسی به یک طرف اعتراض می کند چون طرف دیگر را ندیده است!

نکته چهارم: نسبی بودن تفاوت ها

آنچه در خصوص تفاوت های زن و مرد گفته میشود نسبی است، یعنی همانطور که غالب بودن احساسات در خانم ها اگرچه عمومی است اما گاهی مردی پیدا می شود که از برخی خانم ها احساساتی تر است؛ یا خانمی پیدا می شود که به لحاظ کنترل احساسات و مدیریت منطقی و یا قدرت جسمانی از برخی آقایان قوی تر است؛ همچنین خیر بودن زن هم در گرو عملکرد خود اوست، این طور نیست که جنس زن خیرتر از مرد باشد، بلکه خیر بودن او بدین معناست که زن این ظرفیت را دارد که مایه خیر شود، و البته هم مایه شر!!

بنابراین نباید گمان شود ذات زن از مرد خیرش بیشتر است و در صورت تساوی رتبه، درجه اش بالاتر از مرد قرار می گیرد!
گاهی زنی تحت تاثیر فرهنگ غلط اصلا ازدواج نمی کند، یا بدتر مانند آن چه که در غرب به جان انسانیت افتاده به سمت همجنس بازی کشیده می شوند! اینها هرگز مصداق خیر نیست! بلکه شر است.

نکته پنجم: تفاوت ها بی عدالتی نیستند

فارغ از نکاتی که عرض شد حتی بر فرض راهوارتر بودن مسیر کمال برای یک جنس، این بی عدالتی نیست، بی عدالتی در جایی است که اعطاء به یک طرف موجب ظلم در حق طرف دیگر شود، مثلا در صف نانوایی اگر نوبت یک آشنا یا فامیل به ناحق جلو بیفتد، طبیعتا این موجب عقب افتادن نوبت سایرین میشود و ظلم است، اما اگر یک دو فقیر به درب خانه ی شما بیایند و به یکی 5 هزار تومان و به دیگری 10 هزار تومان بدهید بی عدالتی نکرده اید، چون از حق نفر اول چیزی کم نکرده اید.

بنابراین حتی اگر رشد و کمال یکی از دو جنس آسان تر باشد(که نیست) باز هم این بی عدالتی نخواهد بود، چون با این اعطاء، طرف دیگر آسیبی نمی بیند.

نکته ششم: پرهیز از جزئی نگری در نظام حقوقی

الف) برای قضاوت در خصوص یک نظام حقوقی باید نگاه مجموعی داشته و از جزئی نگری پرهیز نمود. اتفاقا این که معترضان به نظام حقوقی اسلام گاهی به حقوق مرد و گاهی به حقوق زن اعتراض دارند، نشان از عدالت دارد، اگر یک طرف راضی می بودند آن موقع باید به عادلانه بودن آن شک کرد.
عمده اشکالات در حقوق زن این است که ما گاهی فقط حقوق جنس مخالف را می بینم و این در قضاوت عادلانه رهزنی خواهد کرد.

اگر کسی مواردی که به نفع زن است را می بیند، باید مواردی که به نفع مرد است را هم ببیند، مثلا اینکه در روایت آمده: « أفضَلُ دينارٍ يُنفِقُهُ الرَّجُلُ ، دينارٌ يُنفِقُهُ عَلى عِيالِهِ»؛ ارزشمندترین پولی که مرد خرج می کند، پولی است که خرج خانواده اش می کند(7) خب عموم خانم ها از چنین ثواب عظیمی بی بهره هستند.
بنابراین باید نگاه بی طرفانه و جامع نگرانه داشت.

ب)
علاوه بر اینکه نظام حقوقی اسلام بدون انگیزه ارزش گذاری انسان ها، و صرفا به خاطر تناسب آن ناظر با ساختار جسمی و روانی آنها صادر شده است، کارهای مردانه را به مرد، و کارهای زنانه را به زن سپرده است، نمیشد جهاد با دشمن را به زن بسپارد وزایمان را به مرد! اینها متناسب با خصوصیات فیزیولوژیک و روان زن و مرد است.

ج)
از دیدگاه اسلام اشرفیت انسان به روح اوست، و این روح هم جنسیت بردار نیست، از آن طرف آنچه که مایه تعالی و کمال روحی انسان می شود و انسان را در نگاه خداوند ارزشمندتر می کند در یک کلمه تقواست:
«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم‏»؛ به درستی که گرامی ترین شما نزد خدا، با تقواترین شماست.(8)

پس مجالی برای طرح این مباحث حقوقی به عنوان ملاک برتری نخواهد بود.

پی نوشت ها:
1. کلینی، محمد، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، چاپ چهارم، 1407ق، ج2، ص427.
2. ابن قولويه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، دارالمرتضویه، نجف، چاپ اول، 1356ش، ص184.
3. صدوق، محمد بن علی بابویه، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق، ج2، ص260.
4. صدوق، محمد، من لایحضره الفقیه، نشر جامعه مدرسین، چاپ دوم، 1413ق، ج4، ص16.
5. همان، ج3، ص85.
6. شریف رضی، نهج البلاغه(صبحی صالح)، نشر هجرت، قم، چاپ اول، 1414ق، حکمت 238، ص510
7. متقی هندی، کنزالعمال، موسسه الرساله، بیروت، چاپ پنجم، 1401ق، ج6، ص395.
8. حجرات:13/49

موضوع قفل شده است