جمع بندی دقت زیاد در فقه و دور شدن از لذت مسلمانی و دینداری

تب‌های اولیه

19 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

نزدیک مرگ;1000776 نوشت:
سلام بر شما دوست عزیز.بله بیشتر از روی جبر و جهل است که انسانی که مسلمان زاده است و به آن مسلمان شناسنامه ای میگوییم از اسلام خارج میشود.در اینجا بحث توبه و بازگشت به مسلمانی است و اینکه خداوند گناهان چنین فردی را که توفیق هدایت داده میبخشد به استناد کلام خداوند در قرآن مجید.برداشتی که فقه از قضای نمازها و روزه های چنین شخصی دارد من برداشت میکنم دارای اشکال است.

سلام و عرض ادب

اگر شخصی از ابتدا مسلمان نبوده

تکلیفی بر او نخواهد بود

اما اگر مسلمان بوده و مرتد شده و حال توبه کرده تکلیف بر اوست

تشخیص این مساله ، با خود شخص است

البته خداوند ارحم الراحمین است

همین که شخص نیت به انجام تکالیف داشته باشد و در حد توان به انجام ان بپردازد

حتی اگر تمام ان را انجام ندهد
و از دنیا برود
ان شاء الله مورد رحمت خداوند قرار می گیرد

خداوند در قرآن وعده داده است که تمام گناهان را ( به غیر از شرک) در صورت توبه و اصلاح می بخشد

در پناه حق تعالی

[="Tahoma"][="Black"][="3"]سلام

نزدیک مرگ;1000753 نوشت:
از روایاتی که آوردید بازهم این برداشت نمیشه که انسانی که چندین سال نماز و روزه اش را نخوانده و نگرفته باید قضای آنها را بجای بیاورد

دوست عزیز بعضی از روایات به طور کلی می گفت اگر کسی نمازش قضا شود، باید آنرا به جا آورد، مثل این روایت:
عامل;1000742 نوشت:
«مَنْ فَاتَتْهُ فَرِيضَةٌ فَلْيَقْضِهَا كَمَا فَاتَتْهُ»؛ هر کس که واجبی از او قضا شد، همانطور که قضا شده باید به جا آورد

در این روایت هیچ قید و شرطی دال بر فاصله کم یا زیاد بین قضا و ادا نشده و حتی مقدار نماز یا دیگر فرائض هم مطرح نشده و مفهوم آن این است که هر مقدار و هر زمان که فریضه ای از انسان قضا شود، باید آنرا بعدا به جا آورد.
این عموم در دیگر روایات هم هست، مانند:
عامل;1000742 نوشت:
إِذَا فَاتَتْكَ‏ صَلَاةٌ فَذَكَرْتَهَا فِي وَقْتِ أُخْرَى

روایت می گوید اگر نماز قضا شد، باید به جا آورده شود و مقید به مقدار و مدت هم نیست.

نزدیک مرگ;1000753 نوشت:
چون به چنین فردی که آداب مسلمانی را کنار گذاشته نمیتوان مسلمان گفت. مگر آنکه توبه کند و به مسلمانی بازگردد.تکالیف شرعی بر مسلمان واجب است

مرتد اگرچه دین خود را تغییر داده است اما حکم مسلمان را دارد؛ به عبارتی مسلمان نیست اما احکام مسلمان مانند وجوب فرائض بر اوست و این هم به دلیل عمومات کتاب و سنت است. چرا که خیلی از آیات و روایات حاکی از آن است که نماز بر همگان واجب است و فقط کافر اصلی با دلیل خارج شده است، اما بقیه باید قضا کنند.

نزدیک مرگ;1000753 نوشت:
کسی که از مسلمانی خارج شده است با توبه ای که میکند و عمل صالحی که انجام میدهد خدا بار گناهان را از دوشش برمیدارد

برداشتن بار گناه ملازمه ای با قضا نکردن ندارد؛ به عبارتی خدا گناه را می بخشد اما تبعات ترک فریضه باقی است با این توضیح که مثلا ترک نماز یا روزه یک فعل حرام است و گناه، که این گناه با توبه برداشته می شود ولی همین گناه یک تبعاتی دارد که باید برای اصلاح گذشته انجام داد و قضا از همین تبعات است. مثال دیگر دزدی است که هم حرام است و هم حق مالی دیگران است. در صورت توبه دزد، گناه دزدی بخشیده می شود، اما حقی که از دیگران ضایع شده باید برگردانده شود تا توبه پذیرفته شود.

ضمن اینکه این ادعای شما نیاز به آیه یا روایتی که این مطلب را بیان کرده باشد هم هست، اگر دلیلی دارید، بفرمایید.
[/][/][/]

سلام.باز هم هیچکدام از روایاتی که مطرح کردید وجوب نماز قضا بر کسی که سالها نماز نخوانده و روزه نگرفته و از مسلمانی کنار کشیده برداشت نمیشه.گویی نوعی تعصب به مسائل فقهی وجود داره که بهر صورت میخواهید از آن دفاع کنید.درحالیکه باید آیات قرآن و روایات معصومین ملاک عمل باشه و نه برداشت فقهی از آنها.

روایاتی که دوستان مطرح کردند اتفاقا در تایید مطلب من بود و نه در رد آن.مثلا این روایت از پیامبر گرامی صلوات الله علیه >> مَنْ‏ نَامَ‏ عَنْ‏ صَلَاةٍ أَوْ نَسِيَهَا فَلْيَقْضِهَا إِذَا ذَكَرَهَا
کسی که به سبب خواب یا فراموشی نماز نخوانده است، هنگامی که متذکر شد، باید نماز فوت شده را به جا آورد

در تمام این روایات به مسئله خواب و فراموشی مسلمانان اشاره شده.توبه هم فقط مختص به از دین برگشتگان و کافرین و مشرکین نیست بلکه مسلمانان هم باید توبه کنند.پس این در تایید سخنان شما دوستان نیست.
بیشتر روی روایت از علی (ع) تاکید میکنید که شما باید کامل روایت رو ببینید که درباره یک مسلمانی است که در مسجد در حال استغفار است.یا درباره همین روایت پیامبر (ص) مَنْ فَاتَتْهُ فَرِيضَةٌ فَلْيَقْضِهَا كَمَا فَاتَتْهُ که این روایات رو هم جناب مجلسی در بخش باب سهوه و نومه عن الصّلاة گردآورده اند.که همان خواب و فراموشی مسلمانان منظور است.
حالا مسائلی که مطرح میشه اینکه اگر کسی که سالهای زیاد خود را مسلمان ندانسته و نماز و روزه هم بالطبع نخوانده و نگرفته چنین شخصی حتی اگر کافر بحساب اومده باشه با توبه به درگاه خداوند دوباره میتواند به مسلمانی وارد شود.چنین شخصی این روایات درباره اش صدق نمیکنه.حتی روایاتی داریم که تارک النماز کافر است >> ان تارک الفریضه کافر; به راستى کسى که نماز واجب را ترک مى کند کافر است. وسائل الشیعه، ج 3، ص 28
توبه درباره چنین شخصی مطرح است.ما بحث انتزاعی که نمیکنیم.شما در جامعه افرادی را میبینید که نه تنها روزه و نماز نمیگیرند و نمیخوانند که به کوچکترین مسئله دینی عمل نمیکنند بلکه برخلافش هم عمل میکنند.حالا شما بخاطر اینکه در شناسنامه چنین فردی دین اسلام نوشته میگویید از اسلام خارج نشده حتی اگر خودش اقرار کند؟ ایمان هم که میدانید مقدم بر اسلام است و امری قلبی است.چنین فردی که در قلبش از ایمان برگشته بیشتر از هرکسی شایسته توبه به درگاه خداوند است.توبه هم مشخص است برای جلب رضایت خداوند و بهشتی شدن است.وقتی خود خداوند و ائمه معصومین میگویند توبه چنین شخصی مورد قبول است و اگر عمل صالح انجام دهد به بهشت وارد میشود دیگر اینکه فقه می آید روایاتی درباره خواب و فراموشی مسلمین را انطباق میدهد به چنین اشخاصی تنها گذاشتن بار سنگین گناهان گذشته بر دوش چنین فردی و لذت نبردن چنین شخصی از بازگشت به خدا و دین است.این فرد که سالها نماز و روزه قضا رو بر دوشش حس میکنه حتی ممکنه از عبادات دلزده بشود و دوباره از دین خارج شود.درحالیکه مسئله توبه بازگشت آنها بسوی خداست.و همینکه خداوند موهبت توبه رو به چنین شخصی عطا کرده و اورا لایق بهشت میداند کافی است.چنین شخصی عمل صالح هم انجام خواهد داد بواسطه توبه هم نماز و روزه اش را میگیرد و لذت آن را میچشد.و کم کم این لذت با خدا بودن باعث میشود فرد به نمازها و روزه های مستحبی هم عمل کند.باید بحث واقعی کرد و نه انتزاعی و خیالی.و فقه در اینجا دچار مشکل میشود حتی اگر شما بهرطریق دفاع کنید.

خداوند میفرماید >>> الا من تاب وآمن وعمل عملا صالحا فاولئک یبدل الله سیئاتهم حسنات >>> اِلاّ مَن تابَ و ءامَنَ و عَمِلَ صــلِحـًا فَاُولـئِکَ یَدخُلونَ الجَنَّة
خب مقصود از توبه همین بازگشت به خدا و بهشتی شدن است.توبه هم فقط مخصوص مسلمانان و مومنان نیست مخصوص همه ناس است اگر خداوند این موهبت را عطا کند.
امام صادق (ع) : همانا مرد ( گاهی ) گناه کند و خدا به وسیله آن او را به بهشت ببرد ، عرض کردم : خداوند به سبب گناه او را به بهشت ببرد ؟ فرمود : آری، هر آینه او گناه کند و پیوسته از گناهی که کرده ترسان است و بر خود خشمناک است (یا توبه می کند) پس خدا به او ترحم می کند و او را به بهشت می برد.
مجلسى (ره ) گوید: این حدیث دلالت کند بر اینکه گناهى که باعث خضوع گردد بهتر از طاعتى است که موجب عجب و خودپسندی باشد.

اگر قضای سالها نماز نخواندن و روزه نگرفتن چنین شخصی بر دوشش باشد آیا امام میفرمود چنین شخصی بهشتی است؟درحالیکه خود خداوند هم فرموده سیئات توبه کننده که عمل صالح انجام دهد هم به حسنات تبدیل میشود.
حضرت باقر (ع) : کسی که از گناه کردن توبه می کند همانند کسی است که گناه ندارد. و کسی که در گناه کردن اصرار ورزد و در گناه بماند ولی آمرزش و بخشش از خدا خواهد مانند مسخره چی است. اصول کافی جلد ۴
سوره توبه آیه ۵ : پس اگر توبه کردند و نماز را برپا داشتند و مال خود را پاک کردند همانا خدا را آمرزنده و مهربان می یابند.
سوره فرقان آیه ۷۰ : و آن کسانی که از گناهان توبه کنند و با ایمان به خدا عمل صالح به جای آورند، پس خداوند گناهان آنها را می آمرزد و گناهانشان رابه نیکیها تبدیل می کند.زیرا که خداوند در حق بندگانش بسیار آمرزنده و مهربان است.

حضرت صادق(ع): هنگامی که بنده ای توبه حقیقی کرد خداوند او را دوست می دارد و در دنیا و آخرت گناهان او را می پوشاند و هر چه از گناهان که دو فرشته موکل بر او برایش نوشته اند از یادشان ببرد و به اعضای بدنش وحی می کند که گناهان او را پنهان کنید و به نقاطی از زمین که او در آنجا گناه کرده است فرمان می دهد که گناهان او را پنهان کنید. اصول کافی جلد ۴ صفحه ۱۷۳

سوره انفال آیه ۳۸ : بگو ای پیغمبر به کسانی که کافر شدند اگر پایان دهند برگناهان و کردار زشت خویش که در گذشته کردند و توبه کنند، پس می آمرزد خداوند گناهان پیشین ایشان را.

بهرحال تمامی این آیات و روایات نشون میده چقدر توبه و بازگشت به خدا مورد تاکید قرار گرفته که حتی سیئات به حسنات تبدیل میشه و خدا اونها رو به بهشت وارد میکنه.درباره توبه فرد حتی کافر هم گفته شده ایمان قلبی آورد و دیگر گناه نکند و عمل صالح انجام دهد خدا او را به بهشتش وارد میکند.چنین شخصی پس نماز بجا می آورد روزه میگیرد مالش را پاک میکند و به مسلمانی برمیگردد.در چنین شرایطی است که آن روایات مورد اشاره شما درباره قضای نماز از سهو و خواب بر این مومن صدق پیدا میکند.اگر آیه یا روایت درست خاصی که مشخص بیان کنه کسی که از مسلمانی خارج شده باید تمام نمازها و روزه هایش را که ممکنه چندین سال بوده باشه قضا کنه باید برای دفاعتون از مسائل فقهی بیاورید.نه روایاتی که درباره مومنین گفته شده و بخاطر سهو و خواب و این قبیل تعدادی از نمازهایش قضا شده و باید ادا کند.مثلا مسلمانی نماز صبحش قضا شده بواسطه خواب پس در وقت دیگر اون رو باید قضا کنه.امیدوارم متوجه تفاوتها در این دو مورد جدا از هم شده باشید و همچنین اشکال و تناقضی که در فقه دیده میشه که در پست اولم کامل بیان کردم.

نزدیک مرگ;1000930 نوشت:
سلام..

سلام و عرض ادب

برادر گرامی

اگر کسی واقعا مومن باشد

از کثرت بندگی خداوند لذت می برد !

اما اگر اسلامش لفظی باشد
از کثرت عبادت می ترسد ! و عبادت برایش سنگین است

وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخَاشِعِينَ

این خود نوعی فیلتر است برای کسانی که ادعای توبه دارند

و کسانی که واقعا توبه کرده اند

گفته شد که نیاز نیست همه اعمال قضا بلافاصله انجام شود

همین که شخص اقدام به انجام این اعمال نماید

نشان دهنده توبه حقیق شخص است

حتی اگر نتواند تمام آن اعمال را انجام دهد

و اگر شخص در همین حال از دنیا برود

ان شاء الله خداوند گناهانش را به حسنات تبدیل می کند

این نوعی ایجاد خوف و رجا است

شخص اگر بداند که نیازی به انجام اعمال قضایی که به صورت عمدی ترک کرده نیست

باز هم ممکن است فکر ترک عبادت به سرش بزند!

اما اگر قرار بر قضا باشد

می داند که در صورت ترک و سپس توبه وظایفیش سنگیتر خواهد شد
و همین عامل بازدارنده از ترک مجدد عبادت و سستی خواهد بود.

دقت کنید که خداوند توبه پذیر هست

اما اگر بنده کفرش رو ادامه بده و توبه براش مثل یه بازیچه بشه

دیگه خداوند توبه اون شخص رو نمی پذیره!


إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ


همانا آنان که بعد از ایمان کافر شدند و بر کفر خود افزودند، هرگز توبه آنها پذیرفته نشود،
و همانا گمراهان هم آنان خواهند بود.

شروحیل;1000993 نوشت:
سلام و عرض ادب

دقت کنید که خداوند توبه پذیر هست

اما اگر بنده کفرش رو ادامه بده و توبه براش مثل یه بازیچه بشه

دیگه خداوند توبه اون شخص رو نمی پذیره!

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ


همانا آنان که بعد از ایمان کافر شدند و بر کفر خود افزودند، هرگز توبه آنها پذیرفته نشود،
و همانا گمراهان هم آنان خواهند بود.

سلام گرامی.این تاپیک رو ارسال کردم که اشکالی که در فقه در مورد قضای تکالیف وجود داره رو بیان کنم.وگرنه که درسته که شخصی که ایمان میاره و به خدا نزدیک میشه و به نیایش و گفتگو با خدا میپردازه هر لحظه اشتیاقش برای نیایش خدا بیشتر میشه.مسئله بار تکلیفی هست که بر غیر مومن توبه کننده گذاشته میشه در فقه.و این موضوعی که گفتید و آیه ای که ذکر کردید درباره کسانی است که در دلهاشون مرض نفاق هست و ایمان واقعی نیاوردند بلکه تنها زبانی ایمان آوردند و همچنان کفر میورزند.که میبینید که با موضوع تاپیک ارتباطی پیدا نمیکند.با تشکر

نزدیک مرگ;1000998 نوشت:
سلام گرامی.این تاپیک رو ارسال کردم که اشکالی که در فقه در مورد قضای تکالیف وجود داره رو بیان کنم.وگرنه که درسته که شخصی که ایمان میاره و به خدا نزدیک میشه و به نیایش و گفتگو با خدا میپردازه هر لحظه اشتیاقش برای نیایش خدا بیشتر میشه.مسئله بار تکلیفی هست که بر غیر مومن توبه کننده گذاشته میشه در فقه.و این موضوعی که گفتید و آیه ای که ذکر کردید درباره کسانی است که در دلهاشون مرض نفاق هست و ایمان واقعی نیاوردند بلکه تنها زبانی ایمان آوردند و همچنان کفر میورزند.که میبینید که با موضوع تاپیک ارتباطی پیدا نمیکند.با تشکر

سلام و عرض ادب

صحبت شما در مورد کسانی بود که مرتد شدن

و این آیه نیز در همین زمینه هست

و در ادامه عرایض بنده سخنانی مرتبط در پاسخ به سخنان شما بیان شده که اگر با دقت مطالعه بفرمایید

مساله برای شما روشن خواهد شد

تکلیف برای اهل ایمان شیرین است !

و برای توبه کنندگان دروغین سنگین!

خود این مساله را روشن خواهد کرد

کسی که از سختی احکام گله مند است

و به دنبال راحتی است

هدفش بندگی خداوند نیست

هدفش لذت بردن است!

مانند شیطان که به دنبال لذت عبادت بود
نه بندگی خداوند !

هر چند همان شیطان هم از کثرت عبادت شکایت نکرد!

درپناه حق تعالی

سلام برادر.شما اصلا توجه نمیکنید به نوشته های من و حرف خودتون رو تکرار میکنید.دوباره سعی کنید با دقت استدلالهایم رو در کامنت مفصلی که نوشتم بخوانید و پاسخی داشتید بدهید...سپاس

[="Tahoma"][="Black"][="3"]
پرسش:

آيا مواردي مانند قضاي نماز و روزه پدر بر فرزند يا شخصي كه سالها اين عبادات را انجام نداده، باعث دوري توبه كننده از خداوند مي شود؟

پاسخ:
مقدمه؛ اسلام در مورد کسی که دینی نداشته یا مشرک بوده و بعدا اسلام را قبول کرده با کسی که مسلمان بوده اما به امور دینی اهمین نمی داده است، تفاوت قائل شده و برای گروه اول تمام مراجع دینی قضای نماز و روزه را لازم ندانسته اند، در حالی که مسلمان اگر عمدا یا سهوا به ترک نماز و روزه یا دیگر امور واجب مانند حج بپردازد، قضای آنها بر او لازم است. چرا که تکلیف به گردن او آمده و تا این تکلیف را با قضای این اعمال به جا نیاورد، همچنان تکلیف به عهده او خواهد بود. اما در مورد کسی که کافر یا مشرک بوده، اصلا تکلیفی متوجه او نبوده تا بخواهد از عهده این تکلیف برآید.


انجام فرائض فوت شده از انساني كه سالهاي زيادي آنها را انجام نداده و باعث دوري او از خدا شده، سبب نزديكي و قرب او به حق تعالي مي شود. پیامبر(صلی الله علیه و آله) در روایتی به طور کلی می فرماید: «مَنْ فَاتَتْهُ فَرِيضَةٌ فَلْيَقْضِهَا كَمَا فَاتَتْهُ»؛ هر کس که واجبی از او قضا شد، همانطور که قضا شده باید به جا آورد.‏(1) ايشان قضاي فرائض فوت شده را مقيد به هيچ امري نكرده و فرموده است كه هرگاه امر واجبي فوت شود، همانطور بايد قضا شود و فرقي هم بين فراموشي يا عمد نگذاشته است. البته به طريق اولويت هم مي توان از رواياتي كه ناظر به وجوب قضاي نماز در صورت فراموشي است(2)، استناد كرد؛ به طوري كه اگر در صورت فراموشي، قضاي فريضه واجب باشد، مسلما در صورت عمد، واجب است و قضا نيز تابع كمي و زيادي واجبات فوت شده نيست.

امير المومنين(عليه السلام) نيز در ضمن بيان شرايط توبه واقعي مي فرمايد: «أَنْ تَعْمِدَ إِلَى كُلِّ فَرِيضَةٍ عَلَيْكَ ضَيَّعْتَهَا فَتُؤَدِّيَ حَقَّهَا»؛ قضا کردن هر فریضه(واجبات)ای که از او ضایع شده است.(3) ايشان در بيان چهارمين شرط توبه واقعي انجام واجبات فوت شده را شرط دانسته و به عبارتي انسان گناهكاري كه در گذشته كم كاري كرده است، بايد با جبران آن اعمال، دوري خود از حق تعالي را به قرب و نزديكي تبديل كند.

البته براي قضاي واجباتي كه از شخص در سالهاي گذشته فوت شده است، بايد روش مناسبي در پيش گرفت و اين امر را كم كم و به تدريج انجام دهد تا باعث زدگي يا فرار از دين و احكام آن براي توبه كننده نشود.
اما در مورد نماز و روزه قضای پدر بر فرزند نیز بايد گفت؛ اين حكم ریشه در حق پدر بر فرزند دارد. البته غالب فقها این حکم را لازم و واجب می دانند و برخی نیز این حکم را منوط به عدم نافرمانی پدر و مادر کرده اند؛ به عبارتی اگر از روی نافرمانی قسمت عمده ای از عمر خود را نماز نخوانده باشند، بر پسر بزرگتر لازم نیست آن مدت طولانی را قضا کند. علاوه بر اینکه لازم نیست پسر خودش انجام دهد و می تواند برای این کار اجیر بگیرد. اما اگر توان اجیر گرفتن هم ندارد باید قصد این کار را داشته باشد و به مرور این کار را انجام دهد. در هر حال قضای نماز خود یا پدر خارج از توان انسان نیست و منافاتی با آیه شریفه: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»(4) ندارد. بنابراین قضای نماز و روزه فوت شده، اولا خارج از توان نیست، ثانیا باعث تادیب گنه کار می شود و ثالثا سبب نزدیکی او به خالق خود می شود؛ چرا که انسان به هر میزان که عبادت کند، به همان میزان به خدای متعال نزدیک شده و بر پاکی و صفای او افزوده می شود.


پي نوشت ها:
1. ابن أبي جمهور، محمد بن زين الدين، عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية، 4جلد، دار سيد الشهداء للنشر - قم، چاپ: اول، 1405 ق، ج2، ص54.
2. نورى، حسين بن محمد تقى، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، 28جلد، مؤسسة آل البيت عليهم السلام - قم، چاپ: اول، 1408ق، ج6، ص430؛ كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق، الكافي (ط - الإسلامية)، 8جلد، دار الكتب الإسلامية - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق، ج3، ص293.
3. شريف الرضى، محمد بن حسين، نهج البلاغة (للصبحي صالح)، 1جلد، هجرت - قم، چاپ: اول، 1414 ق، ص549.
4. بقره: 286.[/][/][/]

موضوع قفل شده است