جمع بندی در مواقعی که نمی دانیم باید چه کار کنیم، دین چه دستورالعملی دارد؟

تب‌های اولیه

5 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
در مواقعی که نمی دانیم باید چه کار کنیم، دین چه دستورالعملی دارد؟

سلام

گاهی اوقات در موقعیت هایی قرار داریم که نمیدانیم باید چه کار بکنیم و نمیدانیم کار درست چیست و حکم درست چیست

و فرصتی هم نیست که پرسش کنیم یا استفتا بگیریم

دین اسلام در این جور مواقع چه توصیه ای کرده است؟

آیا باید اقدام کنیم و هرچه وجدانمان و عقلمان میگه به همون عمل کنیم، و در همان حد عقل خودمان اقدام انجام بدیم (تا مبادا سهل انگاری کرده باشیم)

یا باید دست نگه داریم و کاری نکنیم و از آن موقعیت گذر کنیم؟ (تا مبادا اقدام ناقص و اشتباهی انجام بدیم که اوضاع را بدتر کند)

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث: استاد مسلم

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و احترام

گاهی اوقات در موقعیت هایی قرار داریم که نمیدانیم باید چه کار بکنیم و نمیدانیم کار درست چیست و حکم درست چیست

و فرصتی هم نیست که پرسش کنیم یا استفتا بگیریم

دین اسلام در این جور مواقع چه توصیه ای کرده است؟

آیا باید اقدام کنیم و هرچه وجدانمان و عقلمان میگه به همون عمل کنیم، و در همان حد عقل خودمان اقدام انجام بدیم (تا مبادا سهل انگاری کرده باشیم)

یا باید دست نگه داریم و کاری نکنیم و از آن موقعیت گذر کنیم؟ (تا مبادا اقدام ناقص و اشتباهی انجام بدیم که اوضاع را بدتر کند)

سوال شما خیلی کلی و مبهم است، اما با این حال در این خصوص سه نکته عرض می کنم:

1. مراجعه به متخصص و مشورت با آگاهان

در هر رشته ای باید به متخصص همان رشته مراجعه کرد، ما جایی برای انجام یک رفتار نیازمند دیدگاه علما هستیم که موضوع از مباحث فقهی باشد، وگرنه در تصمیم گیری های اجتماعی و امور جاری زندگی مانند آن تا زمانی که مشمول حکم فقهی نشود نیازی به آگاهی از فتوای فقیه نیست.

بنابراین در موقعیتهایی که قرار می گیریم باید به متخصصین همان رشته مراجعه کنیم، اگر مربوط به سلامت است باید به متخصصین این حوزه مراجعه کنیم، اگر اقتصادی است به متخصصین اقتصاد، و ...

2. قاعده اهم و مهم

قاعده اهم و مهم یک قاعده عمومی است حاکی از اینکه همواره امور مهمتر مقدم داشته میشوند، مثلا با اینکه خوردن مردار حرام است اما در جایی که جان انسان در خطر باشد خوردن مردار حتی واجب میشود.

اما تشخیص موضوع مهمتر با خود انسان است که میتوان با فکر و مشورت به موضوع مهمتر رسید.

3. ضرورت عمل، یا امکان ترک

یکی دیگر از مسائلی که در پاسخ به این سوال نقش دارد این است که آیا ما در تعارض مجبور به عمل هستیم، یا می توانیم انجام عمل را ترک کنیم. اگر جایی است که انسان حتما باید یک طرف را عمل کند و دسترسی به متخصص هم ندارد، طبیعتا باید با تکیه به عقل خود مسیر درست تر را انتخاب کند.

اما در جایی که انسان بین عمل کردن و ترک کردن مردد است و می تواند توقف کند و ترک کردن عوار ضی ندارد خب باید اینجا توقف کند و عمل نکند. همانطور که امام صادق(ع) در روایتی در تبیین موضع گیری در جایی که با دو روایت متعارض روبرو هستیم به عمر بن حنظله می فرمایند: «فَأَرْجِهِ حَتَّى تَلْقَى إِمَامَكَ فَإِنَّ الْوُقُوفَ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ خَيْرٌ مِنَ الِاقْتِحَامِ فِي الْهَلَكَات‏»؛ [اگر هیچ راهی برای کشف نداشتی] صبر کن تا امامت را ببینی، پس به درستی که توقف در شبهات بهتر از افتادن در هلکات و نابودی است.(کلینی، الکافی، ج1، 68)

 

پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد (ص) می فرمایند: «دلها مانند آهن زنگ می زند . پرسيدند ؟ صيقل آن چيست ؟ فرمودند ياد مرگ و خواندن قرآن». نهج الفصاحه صفحه ۱۸۹ حديث ۹۳۴

زمانی فرا می رسد که همه ما به چه کنم چه کنم می افتیم وهیچ کسی هم دوربرمان نیست که از او کمک بخواهیم تا ما را راهنمایی کند. این اتفاق برای خیلی از ما افتاده و باز هم خواهد افتاد. درواقع این امر فرصتی است که به خودمان بیاییم ببینیم کی هستیم؟ برای چه آمده ایم ؟ آن جا است که باید به خدا پناه ببریم و بگوییم  « الهی و ربی من لی غیرک » زمانی که فکر می کنیم دل ما شکسته شده نیاز به خلوت با معبود خود داریم. بهتر است از جا برخیزیم، وضو بگیریم رو به قبله بایستیم و رازو نیاز با معبود خود را شروع کنیم، قرآن بخوانیم دعا کنیم  حتی می توانیم سکوت کنیم و به ادعیه الهی که از طریق وسایل صوتی و تصویری پخش می شود با تأمل وتفکر گوش دهیم. دعا و رازونیاز با خدا روح و روان ما را صیقل می دهد حتی شجاعتی در ما به وجود می آورد که خود را دست کم و ضعیف فرض نکنیم. و از آن مهم تر این که به یقین می رسیم که در تنها ترین زمان ها یار و غمخوار بسیار قدرتمندی داریم که مارا از بدبختی ها نجات می دهد. 

جمع بندی

 

پرسش:

گاهی اوقات در موقعیت هایی قرار داریم که نمیدانیم کار درست چیست و باید چه کار بکنیم و فرصتی هم نیست که پرسش کنیم یا استفتا بگیریم. دین اسلام در این جور مواقع چه توصیه ای کرده است؟

پاسخ:

سوال شما خیلی کلی و مبهم است، اما با این حال در این خصوص سه نکته عرض می کنم:

1. مراجعه به مراجع و استفتاء فقط در امور فقهی

در هر رشته ای باید به متخصص همان رشته مراجعه کرد، ما جایی برای انجام یک رفتار نیازمند دیدگاه علما هستیم که موضوع از مباحث فقهی باشد، وگرنه در تصمیم گیری های اجتماعی و امور جاری زندگی و مانند آن تا زمانی که مشمول حکم فقهی نشود نیازی به آگاهی از فتوای فقیه نیست.

بنابراین در موقعیتهایی که قرار می گیریم باید به متخصصین همان رشته مراجعه کنیم، اگر مربوط به سلامت است باید به متخصصین این حوزه مراجعه کنیم، اگر اقتصادی است به متخصصین اقتصاد، و ...

 

2. قواعد عقلی

عقل انسان یک حجت الهی است که در درون انسان قرار داده شده است، و قواعد مختلف عقلی را درک می کند که با کمک آنها می تواند بسیاری از گره های موجود در زندگی اش را بگشاید. به عنوان نمونه قاعده اهم و مهم یک قاعده عمومی است حاکی از اینکه همواره امور مهمتر مقدم داشته میشوند، مثلا با اینکه خوردن مُردار حرام است اما در جایی که جان انسان در خطر باشد خوردن مردار حتی واجب میشود. اما تشخیص موضوع مهمتر با خود انسان است که میتوان با فکر و مشورت به موضوع مهمتر رسید.

 

3. ضرورت عمل، یا امکان ترک

یکی دیگر از مسائلی که در پاسخ به این سوال نقش دارد این است که آیا ما در تعارض مجبور به عمل هستیم، یا می توانیم انجام عمل را ترک کنیم. اگر جایی است که انسان حتما باید یک طرف را عمل کند و دسترسی به متخصص هم ندارد، طبیعتا باید با تکیه به عقل خود مسیر درست تر را انتخاب کند.

اما در جایی که انسان بین عمل کردن و ترک کردن مردد است و می تواند توقف کند و ترک کردن عوارضی ندارد خب باید اینجا توقف کند و عمل نکند. همانطور که امام صادق(علیه السلام) در روایتی در تبیین موضع گیری در جایی که با دو روایت متعارض روبرو هستیم به «عمر بن حنظله» می فرمایند: «فَأَرْجِهِ حَتَّى تَلْقَى إِمَامَكَ فَإِنَّ الْوُقُوفَ عِنْدَ الشُّبُهَاتِ خَيْرٌ مِنَ الِاقْتِحَامِ فِي الْهَلَكَات‏»؛ [اگر هیچ راهی برای کشف نداشتی] صبر کن تا امامت را ببینی، پس به درستی که توقف در شبهات بهتر از افتادن در هلکات و نابودی است.(1)

 

پی نوشت ها:

  1. کلینی، محمد، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1407، ج1، 68.

 

موضوع قفل شده است