در محیط اجتماع چگونه شیرزن باشیم؟

تب‌های اولیه

37 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

[="Navy"][="2"]

*taha*;914850 نوشت:
ببینید در رابطه با کار, چند گروه هستند که باید کار کنند و مجبورند و چاره ای ندارند: سرپرستان خانوار, گروه هایی که واجب است در کارهای مخصوصی مثل دکتری, معلمی و ... وارد شوند تا خانم ها سراغ نامحرمان نروند. و خانم هایی که به پول و درآمد حاصل از کار نیاز دارند و از طرف کسی حمایت نمی شوند و چاره ای ندارند.
ولی فکر نکنم گروه های دیگر حتما به کار نیاز داشته باشند و اینکه برای خانم هایی که به دلایل واقعی و نه واهی ازدواج نمی کنند, اگر در خانه پدر بمانند براشون عیب نیست و می توانند تحت حمایت خانواده باشند چون بی دلیل در خانه نمی مانند و به دلیل شرایط اینطوری شده است.

احسنت، خدا حفظتون کنه [/][/]

چند تا نکته
- فرد تحصیل کرده در قبال تحصیلات دانشگاه تعهد کار داره و باید این تعهد رو انجام بده
- چنین فردی وقتی سالها فعالیت درسی و دانشگاهی داشته هرچند جزو گروه هایی که نام بردن نباشه و نیازی به درامد نداشته باشه موندن تو خونه جز تخریب روحیه و روان و سرخوردگی و کاهش اعتماد به نفس و ... چیز دیگه ای نداره
- واقعا در این زمینه و مشکلات چنین افرادی کارشناسان کم کار کردند و تعداد زیاد این افراد رو نادیده گرفتند،

سلام ...
به نظر من شیر زن بودن کاره اشتباهی هست ...
مردها باید ... محکم باشند ...قوی باشند ... و ...
خانومها هم باید ... ناز باشند ... زیبا باشند .... مهربان باشند ...

و باز هم به نظره من هیچ دلیلی نداره که بخوان برای رفتن در درون اجتماع اخلاقشون رو تغییر بدن و مثلا شیر زن بشن ...

دنیا جای خانومها هم هست ...
اگر دوستتون زیاد ناز دارن ... هیچ ایرادی نداره ... دختر باید ناز داشته باشه ...
همونقدر که محکم بودن و قوی بودن و قدرتمند بودن صفت خوبی برای یک مرد در اجتماع هست ...
همونقدر هم زیبا بودن و مهربان بودن و ناز داشتن و ... صفت خوب و مناسبی برای یک خانوم در محیط کار هست ...

البته خوب باید دنبال جاش بگردند ...
ممکن هست ایشون برن جایی کار کنند و ادمهایی که در درون اون شرکت هستند به این بلوغ فکری رسیده باشند که ناز داشتن خصیصه یک خانوم هست ... و ممکن هست که هنوز به این تمدن و به این بلوغ فکری نرسیده باشند و تو دلشون فکر بد بخوان بکنند ...

به نظره من دنبال شیر زن شدن نباشند ... دنبال جایی باشند که ادمهای درون اون شرکت متمدن باشن و به بلوغ فکری رسیده باشن .

[="Navy"][="3"]

Hadi99g;914778 نوشت:
[="Navy"][="2"] با سلام، از لحاظ تعاليم اسلامي اصلا براي زن مسلمان خوب نيست که در محيطهاي مختلط حاضر بشه، به عبارت ديگر اين امر با مذاق شرع ناسازگار است. التماس دعاء. [/][/]
بله درمقام حرف خیلی راحت میتونین این حرف رو بزنید,ولی شما از دل دختری که بی پناه هست,نیاز عاطفی داره از نظر مالی مشکل داره واز طرفی موقعیت ازدواج نداره هم خبر دارید؟ خود بنده چندین سال در خانه نشستم وپیشنهاد های کاری رو قبول نکردم به دلایل عدم علاقه به اختلاط غیر ضروری وارتباط بانامحرم,,ولی بعد از اینکه از ازدواج ناامید شدم,درواقع به دلیل طرز تفکرآقایون از ازدواج متنفر شدم نه ناامید شدم!,به تازگی شغل خوبی بهم پیشنهاد شده که قبول کردم,گاهی اجتماع مارو به زور هل میده به سمت اشتغال وگرنه خودمون متنفریم از کارکردن.[/][/]

[="Navy"][="3"]

*taha*;914793 نوشت:
با سلام

این پیشرفتی که بعضی ها برای خانم ها مطرح می کنند, دقیقا منظور چیست؟ خانم nobelist ممنون می شوم توضیح بدهید.
آیا این هست که زن یک شغل و درآمدی داشته باشد و بتواند ترفیع درجه در آن شغل بگیرد و پیشرفت کند؟ آیا این پیشرفت برای زن هست؟ آیا پیشرفت برای خانم ها فقط در اجتماع و بیرون اتفاق می افتد؟ اگر منظور این هست که این اصلا هنر و فضیلتی برای این زن نیست و فقط از نظر مادی یک پیشرفتی می کند و گرنه از نظر معنوی پیشرفتی حاصل نمی شود چون اونجور که از تاپیک بر می آید, نه سرپرست خانوار هستند و نه اینکه حتما به این شغل برای نیاز مادی شون نیاز داشته باشند, چون با همه مشکلاتی هم که وجود دارد, اگر ازدواج کنند, از این نظر هم مشکلی نخواهند داشت.
اگر خانم ها به این می گویند پیشرفت, یا این خانم (کلی منظور هست نه استارتر و شخص مورد نظر) وظیفه اصلی خودش را نشناخته است یا اینکه کلا اعتقادی به این مسائل ندارد که مورد دوم کنار می رود و برای قشر اول باید یک فکری کرد.

وقتی هیچ مردی حاضر نشه سرپرستی یک خانم رو به عهده بگیره اون زن باید بره گدایی کنه؟
اول مردها یه خورده رو خودشون کار کنن,اون موقع که میرن خواستگاری ودنبال دخترهای بسیار زیبا هستن,حواسشون باشه دخترایی که مجرد میمونند وقتی میانسال بشن بعد از فوت پدرومادرشون,چه سرپناهی خواهند داشت؟
پس بعضی دختر ها مجبور هستن از الان به فکر اونموقع باشن وقتی مسئولین ما غیرت ندارند,وقتی مردای جامعه دارن بی غیرت میشن,وقتی کسی توجهی نمی کنه به دل دختر باحیایی که نرفت تو کوچه وخیابون برای خودش همسر پیدا کنه به زور عشوه وآرایش!تمام عاطفه واحساسشو سرکوب کرد,این ,دختر مجرد به امید کی بشینه توخونه؟لابد مسئولین با وجدان خرجشو میدن یا مردان غیور ؟؟؟؟[/][/]

[="Navy"][="3"]

nobelist;914860 نوشت:
سلام به همه دوستان.

متشکر از راهنمایی استاد و سایرین. حقیقتش اینه که توی خونه موندن برای دختر مجرد سن بالا خیلی خیلی سخته. مخصوصا کسی که سالها درگیر درس و دانشگاه و پایان نامه و ... بوده و همش در محیط بیرون با دیگران سروکار داشته. حالا یکدفعه بیاد بشیه تو خونه.

این حرف برای هرکسی قابل درک نیست
ولی حقیقتا دل آدم به درد میاد,چه کسی میفهمه,همه فکر می کنن دختر ها خیلی راحت میتونن خودشونو کنترل کنن,در حالی که عاطفه ی یک دختر به قدری زیاده که اگه اون رو سرکوب کنه,یه روزی منفجر میشه,این عاطفه باید برای کسی خرج بشه ولی وقتی دختر باحیا خودش رو صرف نامحرم نمی کنه,از طرفی ازدواج هم سخت هست,از طرفی هیچ کس هیچ کاری نمی کنه,از طرفی استعداد های اون دختر داره نابود میشه,از طرفی حس مادری تو اون شعله ور میشه با گذشت سن ,وهزاران از طرفی های دیگه که هیچکس اونو نمیفهمه
این درد فقط یک درمون داره,اونم ازدواج,تا این خانم با بچه هاش سرگرم بشه وانگیزه ای برای زندگی پیدا کنه
وگرنه دختر مجرد تک وتنها واقعا باید چیکار کنه؟
تعجب می کنم مراجع چرا کاری برای ازدواج جوونها نمی کنن,اصلا کی باید به این وضع رسیدگی کنه,چرا کسی نیست به داد این همه دختر مجرد بی سرپناه با عواطف سرخورده برسه
آقایون اگه تو ازدواجشون مشکل داشته باشن لااقل این امید رو دارن که حتی اگه 80 سالشونم بشه باز هم کیسی برای ازدواج وجود داره,ولی یک دختر باافزایش سن,با حرف های مزخرفی که در اجتماع در مورد دختران سن بالا میزنن چیزی جز استرس عایدش نمیشه[/][/]

عبد" ام آرزوست;915012 نوشت:
چند تا نکته
- فرد تحصیل کرده در قبال تحصیلات دانشگاه تعهد کار داره و باید این تعهد رو انجام بده
- چنین فردی وقتی سالها فعالیت درسی و دانشگاهی داشته هرچند جزو گروه هایی که نام بردن نباشه و نیازی به درامد نداشته باشه موندن تو خونه جز تخریب روحیه و روان و سرخوردگی و کاهش اعتماد به نفس و ... چیز دیگه ای نداره
- واقعا در این زمینه و مشکلات چنین افرادی کارشناسان کم کار کردند و تعداد زیاد این افراد رو نادیده گرفتند،

البته خانم ها هیچ تعهدی ندارند,حتی اگر تا دکتری ادامه تحصیل بدهند میدونید چرا؟چون این خانم در واقع تحصیلات کسب کرده که در تربیت فرزهند ومدیریت زندگی موفق باشه الزما نیازی نیست بره کار کنه,واگر روزی تصمیم گرفت کار نکنه از نظر شرعی دینی به گردنش نیست
اما اینکه الان شرایط افتضاح هست ویک دختر متدین به خاطر شرایط بد اقتصادی مجبور میشه خودش خرجش رو دربیاره,وازدواجش هم دیر شده این بحث دیگری هست

خدا لعنت کنه اون مسئولی که اختلاس می کنه ولی به درد جوان مردم نمیرسه
خدا نگذره از اون مسئولی که میتونه ولی کاری برای رفع مشکل نمی کنه

[="Navy"][="3"]

مارینر;915024 نوشت:
سلام ...
به نظر من شیر زن بودن کاره اشتباهی هست ...
مردها باید ... محکم باشند ...قوی باشند ... و ...
خانومها هم باید ... ناز باشند ... زیبا باشند .... مهربان باشند ...

و باز هم به نظره من هیچ دلیلی نداره که بخوان برای رفتن در درون اجتماع اخلاقشون رو تغییر بدن و مثلا شیر زن بشن ...

دنیا جای خانومها هم هست ...
اگر دوستتون زیاد ناز دارن ... هیچ ایرادی نداره ... دختر باید ناز داشته باشه ...
همونقدر که محکم بودن و قوی بودن و قدرتمند بودن صفت خوبی برای یک مرد در اجتماع هست ...
همونقدر هم زیبا بودن و مهربان بودن و ناز داشتن و ... صفت خوب و مناسبی برای یک خانوم در محیط کار هست ...

البته خوب باید دنبال جاش بگردند ...
ممکن هست ایشون برن جایی کار کنند و ادمهایی که در درون اون شرکت هستند به این بلوغ فکری رسیده باشند که ناز داشتن خصیصه یک خانوم هست ... و ممکن هست که هنوز به این تمدن و به این بلوغ فکری نرسیده باشند و تو دلشون فکر بد بخوان بکنند ...

به نظره من دنبال شیر زن شدن نباشند ... دنبال جایی باشند که ادمهای درون اون شرکت متمدن باشن و به بلوغ فکری رسیده باشن .

مخالفم
ناز داشتن خصیصه ی خانم هست ولی هرکسی لیاقت دیدن این ناز رو نداره,و عمرا بتونید محیطی پیدا کنید که همه ی مردان شاغل در اون جا از دم چشم برادری به همکاراشون داشته باشن,در حال حاضر که نیست,شاید بعد از ظهور امام زمان عج پیدا بشه همین جایی
دختری که بخواد ایمانشو حفظ کنه,از طرفی شاغل هم باشه,مطمئن باشید سختی زیادی رو باید تحمل کنه,آسون نیست
خود بنده داشتم با کارفرمای یک شرکت صحبت می کردم,تماس گرفته بودند هنوز بنده رو ندیده بودن,به من به جای شما گفتن تو,وهمین باعث شد من اصلا اون کار رو پیگیری نکنم,وقتی این آقا هنوز بنده رو ندیده به من میگن تو باید فاتحه ی اون کار رو خوند که در اونجا نمیشه به چشم خواهری!راحت وسالم کار کرد و...[/][/]

nobelist;913624 نوشت:
سوالی که دارم این هست که ایشون چگونه میتونن روحیاتشون رو اینقدر تقویت کنن که بتونن مثل بسیاری از دخترای چادری و محجبه در محیطهای مختلط اجتماع با قدرت حاضر بشن و پیشرفت کنن و تحت تاثیر قرار نگیرند و به قولی شیرزن باشند؟

nobelist;913624 نوشت:
نکته ایی که هست اینه که ایشون بسیار به محبت احتیاج دارند. در محیط خانوادگی که انرا دریافت نکرده اند. سالهاست که به دلایل ناسازگاری والدین، با دوستان و آشنایان رفت و آمد ندارند. در دوران دانشگاه هم بسیار خود را کنترل کرده و تمام حدود شرعی در برخورد با نامحرم را رعایت کرده و بسیار با حیا می باشند و لذا در این دوران هم نیازشان به مهر و عاطفه بر طرف نشده

سلام و احترام خدمت خواهرم
حالا که تا الان که این نیاز عاطفی ایشان از هیچ راهی تامین نشده است....پس چیزی را در زندگی خود پیدا کنند که تا بحال پیدا نکرده اند.
چارچوب ذهنی خود را پاره کنند.کسی هست که به گونه ای میتواند ایشان را از مهر لبریز کند که از دست احدی در این جهان برنیاید.ذهنشان را برای دریافت بی امان قدرتِ وجود مطلق باز بگذارند.
شبیه شعار است ولی عمیق ترین حقیقت انکار نشدنی،چیزی همین حوالی است.
ببینید اینطور نیست که ایشان باشند و یک خلا عاطفی چندین ساله و دیگر هیچ.واقعیتی هست که بعضی وقتها خودمان ،خودمان را از آن دور نگه میداریم.حس حضور را دست کم نگیرند.بیشتر از هر چیزی که دور و بر ماست،خداوند دور و بر ما هست.همین است که به انسان قدرت میدهد.عشق میدهد،انس میدهد ....
nobelist;913624 نوشت:
الان وارد محیطهای کاری مختلط هم نمیشن چون باز هم میترسن که این اتفاقات براشون بیفته.

اگر ایشان دچار این حالت هستند نمی شود حضور در محیط های مختلط را به خودشان تحمیل کنند و از آن سمت در پی راه فراری باشند.بهتر این است که در محیط های آموزشی دخترانه به تدریس مشغول شوند.هر چند هم که حقوق ناچیزی دریافت کنند ،بهتر از درگیر شدن با آن تزاحم ها ست
nobelist;913624 نوشت:
بطوریکه دائما ایشون رو با دختران دیگر که در جامعه حضور پررنگ و فعالی دارند مقایسه کرده و تحقیر می کنند، حتی پدرش که بازنشسته است به او گفته که من رفته ام بهزیستی و کار اداریش را انجام داده ام تا پس از مرگم حقوقم را به بهزیستی بدهند و به تو چیزی نرسد و مجبور بشی خودت بری سر کار. ایشون تا حالا برای هیچ کس ( به جز من ) علت رو بیان نکرده.

به نظرم باید علت را برای خانواده بگویند.چه دلیلی دارد که مطرح نکنند؟ایشان حق دارند روش و منش زندگی خود را خودشان تعیین کنند. بگویند حضور در این محیط ها برایم مناسب نیست و احساس میکنم روحم دچار کدورت میشه و پاکی روحم از هر چیزی برایم مهم تر است.هر چند خانواده ممکن است نپذیرند اما احتمال دارد در کاهش فشاری که وارد میکنند کمی موثر باشد.
nobelist;913624 نوشت:
ایشون هر وقت در محیط دانشگاه یا .... با آقایی برخورد میکنن که تمام شرایط کفویت با ایشون رو داره ( ولو ابن که مسن تر یا متاهل باشه) در دلشون بسیار به ایشون متمایل میشن، تا جایی که برای دوباره دیدن اون فرد مشتاق هستند ولی برخوردشون کماکان رسمی و بدور از هرگونه حاشیه و حرف اضافه هست.

ذهن را باید مدیریت کنند که با بررسی های بی دلیل ،ما را با خود نبرد.

یکی دیگه.;915038 نوشت:
سلام و احترام خدمت خواهرم
حالا که تا الان که این نیاز عاطفی ایشان از هیچ راهی تامین نشده است....پس چیزی را در زندگی خود پیدا کنند که تا بحال پیدا نکرده اند.
چارچوب ذهنی خود را پاره کنند.کسی هست که به گونه ای میتواند ایشان را از مهر لبریز کند که از دست احدی در این جهان برنیاید.ذهنشان را برای دریافت بی امان قدرتِ وجود مطلق باز بگذارند.
شبیه شعار است ولی عمیق ترین حقیقت انکار نشدنی،چیزی همین حوالی است.
ببینید اینطور نیست که ایشان باشند و یک خلا عاطفی چندین ساله و دیگر هیچ.واقعیتی هست که بعضی وقتها خودمان ،خودمان را از آن دور نگه میداریم.حس حضور را دست کم نگیرند.بیشتر از هر چیزی که دور و بر ماست،خداوند دور و بر ما هست.

اگر ایشان دچار این حالت هستند نمی شود حضور در محیط های مختلط را به خودشان تحمیل کنند و از آن سمت در پی راه فراری باشند.بهتر این است که در محیط های آموزشی دخترانه به تدریس مشغول شوند.هر چند هم که حقوق ناچیزی دریافت کنند ،بهتر از درگیر شدن با آن تزاحم ها ست

به نظرم باید علت را برای خانواده بگویند.چه دلیلی دارد که مطرح نکنند؟ایشان حق دارند روش و منش زندگی خود را خودشان تعیین کنند. بگویند حضور در این محیط ها برایم مناسب نیست و احساس میکنم روحم دچار کدورت میشه و پاکی روحم از هر چیزی برایم مهم تر است.هر چند خانواده ممکن است نپذیرند اما احتمال دارد در کاهش فشاری که وارد میکنند کمی موثر باشد.

ذهن را باید مدیریت کنند که با بررسی های بی دلیل ،ما را با خود نبرد.


آفرین فقط یاد خداوند هست که آرامش میده حس حضور خدا
ولی گاهی انسان به جایی میرسه که دلش میخواد با یک انسان صحبت کنه,چون خود ما ها اون قدر مقاممون بالانیست که مثل حضرت ابراهیم خلیل الله باشیم یا مثل حضرت موسی بتونیم با خدا صحبت کنیم,چون متاسفانه,پرده های گناه جلوی چشممون رو گرفته,خدا هست ولی حضورش رو احساس نمی کنیم
اینجا انسان ها باید بیان ودست انسان های دیگه رو بگیرند,این خیلی خوبه که آدم به این مقام برسه که فانی در خدابشه
ولی خود خدا گفته ای انسانها برید مشکلاتتون رو حل کنید
الان جامعه باید بیاد به کمک دخترایی مثل دوست ایشون,الان باید کسی کاری کنه,نمیشه گفت برو با حضور خدا احساساتو حل کن
نباید نسبت به هم بی تفاوت باشیم
هر کدوم از ما اگر کسی هست که مشکل مشابه این رو داره باید دست یاری به سمتش دراز کنیم باید کمکش کنیم

موضوع قفل شده است