دروغ بگویم یا راستش را؟ (تحقیق در ازدواج)

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
دروغ بگویم یا راستش را؟ (تحقیق در ازدواج)

سلام راستش من یه پسر عمو دارم ک داره دنبال یه دختر خوب برا ازدواج میگرده از طرفی من چند وقت پیش همین جوری پیشش گفتم من یه دوست خوب دارم اونم یه سری سوال پرسید و دیگه پیگیرش نشد الان بعد گذشت چندماه دوباره زنگ زده راجع ب دوستم سوال پرسید پسر عموی من بشدت براش مهمه ک زنش هیچ ارتباطی با جنس مخالف از گذشته تا الان نداشته باشه اما خوب دوست من تو داران دبیرستانش یه مدت با یه پسر دوست بوده اما اینم بگم دوستم از اون موقعه خیلی تغییر کرده و اصلا د دنبال اینجور دوستیا نرفته و خیلی هم دختر خوبیه .اما الان من موندم چکار کنم هم میدونم پسر عموم گناه داره و نباید از اعتمادش سو استفاده کنم هم دوستم دیگه تفییر کرده.(پسر عموم خیلللللللللللللللللللللللللللی براش مهمه این موضوع چون خودش تو همه عمرش با کسی دوست نبوده ) حالا من چکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خواهش میکنم زود یه مشورت ب من بدین

با نام و یاد دوست





کارشناسان بحث: استاد نور و استاد راهنما

بارانک;903615 نوشت:
سلام راستش من یه پسر عمو دارم ک داره دنبال یه دختر خوب برا ازدواج میگرده از طرفی من چند وقت پیش همین جوری پیشش گفتم من یه دوست خوب دارم اونم یه سری سوال پرسید و دیگه پیگیرش نشد الان بعد گذشت چندماه دوباره زنگ زده راجع ب دوستم سوال پرسید پسر عموی من بشدت براش مهمه ک زنش هیچ ارتباطی با جنس مخالف از گذشته تا الان نداشته باشه اما خوب دوست من تو داران دبیرستانش یه مدت با یه پسر دوست بوده اما اینم بگم دوستم از اون موقعه خیلی تغییر کرده و اصلا د دنبال اینجور دوستیا نرفته و خیلی هم دختر خوبیه .اما الان من موندم چکار کنم هم میدونم پسر عموم گناه داره و نباید از اعتمادش سو استفاده کنم هم دوستم دیگه تفییر کرده.(پسر عموم خیللللللللللللللللللللللل للللی براش مهمه این موضوع چون خودش تو همه عمرش با کسی دوست نبوده ) حالا من چکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خواهش میکنم زود یه مشورت ب من بدین

با سلام و احترام

از نظر شرعی راست گفتن واجب نیست اما دروغ گفتن هم حرام است البته بهتر است برای راهنمایی بیشتر با مشاوره صحبت کنید.

موفق و موید باشید

بارانک;903615 نوشت:
سلام راستش من یه پسر عمو دارم ک داره دنبال یه دختر خوب برا ازدواج میگرده از طرفی من چند وقت پیش همین جوری پیشش گفتم من یه دوست خوب دارم اونم یه سری سوال پرسید و دیگه پیگیرش نشد الان بعد گذشت چندماه دوباره زنگ زده راجع ب دوستم سوال پرسید پسر عموی من بشدت براش مهمه ک زنش هیچ ارتباطی با جنس مخالف از گذشته تا الان نداشته باشه اما خوب دوست من تو داران دبیرستانش یه مدت با یه پسر دوست بوده اما اینم بگم دوستم از اون موقعه خیلی تغییر کرده و اصلا د دنبال اینجور دوستیا نرفته و خیلی هم دختر خوبیه .اما الان من موندم چکار کنم هم میدونم پسر عموم گناه داره و نباید از اعتمادش سو استفاده کنم هم دوستم دیگه تفییر کرده.(پسر عموم خیللللللللللللللللللللللل للللی براش مهمه این موضوع چون خودش تو همه عمرش با کسی دوست نبوده ) حالا من چکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خواهش میکنم زود یه مشورت ب من بدین

با عرض سلام و ادب خدمت شما و همه اسک دینی های عزیز

با توجه به نکاتی که که نوشته اید به دلیل اینکه

  1. برای پسر عموی شما نداشتن رابطه مهم می باشد
  2. احتمال فهمیدن رابطه برای پسرعموی شما وجود دارد.

بهتر آنست که ابتدا ویژگیهای مثبت خانم را برای پسرعموی خود بگویید و اینکه الان چگونه است و سپس با زمینه سازی مناسب رابطه داشتن و البته تغییرات فراوان دوستتون را برای او توضیح دهید
امید است که با مقدمه چینی و بیان ویژگیهای خوب دوستتون و ابراز ترک آن کار و تغییرات فراوان نسبت به دوستتون راغب گردند

دقت نمایید شکل نگرفتن این ازدواج بهتر از ازدواج ناموفق می باشد

در پناه قرآن و عترت موفق باشید
یا علی

نور;909735 نوشت:
راست گفتن واجب نیست

راهنما;910155 نوشت:
رابطه داشتن

سلام
تا زمانی که ضرورت نداره از نظر شرعی مجاز هستیم آبروی کسی را بریزیم که از گناه گذشته توبه کرده؟
مگر لازم است پسرعمو ایشون هر چیزی رو بدونه مثلا میشه با این جمله که ایشون برای شما مناسب نیست واین عبارات کلی شبیه این فیصله بدیم
یا حتی از وقتی ایشون توبه کرده ومومن آبرومندی است نمیشه با دروغی مصلحتی آبروی ایشون حفظ بشه مثلا بگن از دختر پرسیدن گفتن فعلا مایل یه ازدواج نیستن
به نظرم شما دو پاسخگو قضیه رو خیلی ساده گرفتین
جناب مشاور وقتی قرار رابطه قبلی گفته بشه دیگه چرا خودمون را گول میزنیم مقدمه چینی باشه یانباشه فرقی نمیکنه چون برای کسی که این قدر حساس شده تااسم رابطه میاد ایشون احتمالا بدترین فرض رو میکنه وقید این دختر رو میزنه فقط این وسط آبروی کسی بخاطر گناه نکرده میشه

بارانک ... یه سوال ...
خوب این پسر عموی شما چجوری میخواد ازدواج گنه ... اینو میتونم ازتون بپرسم ...

اصلا شهادت به دیدن هست ... به ندیدن که نیست ... مثلا اگر کسی دوست شما باشه و 40 سال هم باهاش دوستی کرده باشین و چیزی ازش ندیده باشین ... باز هم نمیتونین به پسرعموتون اطمینان خاطر بدین که ایشون با کسی نبوده ... نهایتش میتونین بگین که شما همچین چیزی ازش ندیدین ...

همچنین در مورد این مساله صحبت کردید که ایشون نمیخوان که همسرشون قبلا با کسه دیگری دوست شده باشه ... حتی برای مدت کوتاهی ...

به ایشون اطمینان خاطر بدین که اگر واقعا چنین تصمیمی گرفتند ... انسانهای بسیار زیادی رو از درون لیستشون خط میزنند ... و اگر با فردی هم ازدواج کنند که تا به حال با کسی نبوده ... هیچ اطمینان خاطری نیست که از فردی که چنین رابطه ای نداشته انسان ارزشمند تری باشه ...

ملاکی که ایشون تعیین کرده اند ...
1. هیچ جور نمیشه ازش مطمئن بود ... چجوری خودشون میخوان به این قطعیت برسند که همسرشون قبلا با کسی نبوده
2. ملاک خوبی نیست ... چون افراد بسیار زیادی رو از درون لیستشون خط میزنند ... آدمهای بسیار زیادی هستند که این تجربه رو دارند... کنارش گذاشتند و انسانهای خیلی خوب و محترمی هم هستند
3. کسایی هم که تا به حال باکسی نبودند لزوما انسانهای خوب و قابل اعتمادی نیستند ... ممکنه دهها علت داشته باشه .

عبد آبق;910160 نوشت:
سلام
تا زمانی که ضرورت نداره از نظر شرعی مجاز هستیم آبروی کسی را بریزیم که از گناه گذشته توبه کرده؟

باسلام و عرض ادب

از این جهت عرض شد راست گفتن لازم نیست و همانطورکه شما هم اشاره فرمودید توریه شود اما درمقام مشورت دروغ گفتن هم جایزنیست.

موفق و موید باشید

سلام مرسی از نظر کارشناس محترم و همچنین دوستان اسک دینی،این قضیه تموم شدش منم اصن مجبور نشدم چیزی رو بگم یا نگم ،دوست من یه خواهر داره معلول ذهنیه و قبلا هم یکی از خواستگاراش برا همین مورد پس کشیده بود ک منم ترجیح دادم این موضوع رو اول کار بگم ک بعدا باز دوستم اذیت نشه و پسر عموی بنده هم با شنیدنش بی خیال دوستم شد ،وسلام

باسمه اللطیف

عرض سلام و ادب

راهنما;910155 نوشت:
بهتر آنست که ابتدا ویژگیهای مثبت خانم را برای پسرعموی خود بگویید و اینکه الان چگونه است و سپس با زمینه سازی مناسب رابطه داشتن و البته تغییرات فراوان دوستتون را برای او توضیح دهید
امید است که با مقدمه چینی و بیان ویژگیهای خوب دوستتون و ابراز ترک آن کار و تغییرات فراوان نسبت به دوستتون راغب گردند

استاد گرامی بهتر نبود که استارتر محترم با توجه به اینکه شرط مهم پسر عمویشان را می دانستند آن دختر خانم را معرفی نمی کردند؟

یا بعد از معرفی و پیگیری آن آقا طوری وانمود می کردند که قضیه منتفی است(بدون بیان گذشته ی دختر خانم)؟

چه لزومی دارد وقتی بنده عدم تناسب دو نفر را در بحث ازدواج می دانم(حتی در یک مورد،آنهم تا این حد مهم)

از ابتدا وارد چنین جریانی شوم؟ بر ملا کردن گذشته ی دختر خانم شرعا و اخلاقا مشکل دارد نگفتنش هم خیانت

در مشورت است،چرا خودم را در وادیی وارد کنم که هزار شبهه در آن هست؟

پ.ن

البته به گفته ی پرسشگر گرامی موضوع منتفی شده است اما از آن جهت که چنین مواردی

ممکن است برای سایرین پیش بیاید زحمت کشیده پاسخ بفرمائید.

با تشکر

بارانک;910236 نوشت:
دوست من یه خواهر داره معلول ذهنیه و قبلا هم یکی از خواستگاراش برا همین مورد پس کشیده بود ک منم ترجیح دادم این موضوع رو اول کار بگم ک بعدا باز دوستم اذیت نشه و پسر عموی بنده هم با شنیدنش بی خیال دوستم شد

ببخشید به اصل سوال ربط ندارد ولی ممنون میشوم اگر این پست را پاک نفرمائید

با خواندن متن استارتر محترم ماجرایی از خودم به یادم آمد. چند سال قبل زمانی که هنوز مجرد بودم ، یکی از آشنایان خانمی با ظاهری مذهبی و شناخته شده به شخصیت و نجابت را برای ازدواج به من معرفی کردند ، اما وقتی با آن خانم مطرح کردند ، آن خانم گفت که موضوعی هست که مایل هستند ابتدا با خود حواستگار در میان بگذارند. وقتی قرار انجام شد ، ایشان به من گفت که یک برادر معلول دارم که خودم از او نگهداری میکنم و هر خواستگاری برایم میاید با فهمیدن این ماجرا پا پس میکشد. به همین دلیل گفتم ابتدا با شما درمیان بگذارم که اگر شما هم خواستید از ازدواج با من منصرف بشوید به خودم بگوئید و دیگر خانواده از این خواستگاری مطلع نشوند.

این موضوع را با اضطراب برایم تعریف میکرد و منتظر بود من هم مثل بقیه با شنیدن این موضوع از ازدواج با ایشان منصرف بشوم

من هم در پاسخ گفتم اگر سایر موارد بین ما مشکلی نداشته باشد و شما نیز بنده را قابل بدانید ، می خواهم در نگهداری از برادر معلولتان با شما شریک بشوم. بسیار خوشحال شد و قرار شد به واسطه اطلاع بدهد که چه روزی برای خواستگاری برویم

چند روز بعد واسطه با من تماس گرفت و گفت پاسخ این خانم منفی است! از واسطه خواستم تا از خود آن خانم دلیلش را بپرسم. وقتی مجدداً با آن خانم روبرو شدم و علت پاسخ منفیش را جویا شدم ، گفت به دلیل اینکه در تحقیقات فهمیدم پدر و مادرت از هم جدا شده اند ، مایل نیستم با شما ازدواج کنم!!

اینجوریاست....

با عرض سلام و ادب مجدد

عبد آبق;910160 نوشت:
مگر لازم است پسرعمو ایشون هر چیزی رو بدونه مثلا میشه با این جمله که ایشون برای شما مناسب نیست واین عبارات کلی شبیه این فیصله بدیم

حبیبه;910276 نوشت:
استاد گرامی بهتر نبود که استارتر محترم با توجه به اینکه شرط مهم پسر عمویشان را می دانستند آن دختر خانم را معرفی نمی کردند؟

یا بعد از معرفی و پیگیری آن آقا طوری وانمود می کردند که قضیه منتفی است(بدون بیان گذشته ی دختر خانم)؟


حبیبه;910276 نوشت:
البته به گفته ی پرسشگر گرامی موضوع منتفی شده است اما از آن جهت که چنین مواردی

ممکن است برای سایرین پیش بیاید زحمت کشیده پاسخ بفرمائید.

اگر به هیچ وجه احتمال نمی دهید بهتر آنست که همانطور که دوستان گفتند با عبارات کلی فیصله دهید
اما توضیح بنده صرفا به این خاطر بود که ممکن است افرادی معیار خاصی را به درستی انتخاب نکرده باشند و یا پس از پی بردن به تغییرات و توبه باز گردند و متمایل شوند
و الا در صورتی که احتمال نمی دهید ازدواج شکل بگیرد و ترس از ریختن آبرو می باشد قضیه متفاوت می باشد
استاد عزیز حکم دروغ گفتن در مشورت را هم بیان نمودند.

در پناه قرآن و عترت موفق باشید
یا علی

موضوع قفل شده است