جمع بندی درخواست پاسخ به ادعاهای کتاب جغرافیای قرآن

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

پترا (به عربی: البتراء) شهری تاریخی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر امان است که درگذشته پایتخت حکومت باستانی نَبَطی‌ها بوده است. این شهر در سده ۴ پیش از میلاد و در زمان تمدنِ نبطی‌ها ساخته شده‌بود.

سید معصوم;1024837 نوشت:
پترا کجاست؟

Yas112;1024860 نوشت:
پترا (به عربی: البتراء) شهری تاریخی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر امان است که درگذشته پایتخت حکومت باستانی نَبَطی‌ها بوده است. این شهر در سده ۴ پیش از میلاد و در زمان تمدنِ نبطی‌ها ساخته شده‌بود.

"پترا" شهری باستانی در کشور "اردن" است که در میان مردم محلی، به "رز بیابان" شهرت دارد. قدمت آن به حدود 320سال پیش از میلاد باز می‌گردد. در این زمان، شهر پترا به عنوان پایتخت "نبطی‌های" عرب عشایر تأسیس شد. چون این شهر در کوه و تخته سنگهای عظیم تراشیده شده بود، "یونانیان" آن را "پترا" و اعراب نبطی، "سلع" نامیدند. زیرا "سلع" و "پترا" به معنی صخره است. در عصر حاضر آن را "المدینة الوردیه" (شهر گل سرخ) نامیدند. زیرا به رنگ گل سرخ شباهت دارد. این شهر نماد کشور "اردن و جاذبه‌ گردشگری این کشور به شمار می‌رود که ناحیه‌ای به وسعت 264کیلومترمربع را در می‌گیرد.

پرسش: شخصی به نام دن گیبسون در کتاب جغرافیای قرآن ادعا می کند قبله مسلمانان در شهر پترا بوده نه کعبه در مکه، حتی اینکه تا سال ها اسمی از مکه در نقشه ها نیست؟ پترا کجاست؟ چه پاسخی بر ادعای وی دارید؟ آیا به صورت دقبق و علمی پاسخ جدی ای برای این کتاب و یا مستند مربوط به آن با عنوان شهر مقدس شده است؟

پاسخ: نقد و پاسخ جامعی بر ادعای ایشان نیافتم و شاید از این باب باشد که ادعا بسیار سطحی و مغالطه گونه است. این مطلبی است که کارشناس از قول دن گیبسون آورده است:«وی در کتاب خود می­گوید: مسجد گوانگژو در چین، مسجد فسطاط در مصر، مسجد قصر الحمیمه در جنوب غربی اردن، مسجد بعلبک در لبنان، مسجد جامع امان در اردن، مسجد خربة المنیه در فلسطین، مسجد حجاج در واسط عراق، قبله آنها به سمت شهر پترا قرار دارد. اما مساجد بیرون از شبه جزیره مانند: مسجد بندهور در پاکستان قبله آن به سمت مکه قرار دارد.» مساجدی که وی نام می برد از مساجد سالهای اولیه اسلامی نیست بلکه برخی در قرون بعدی ساخته شده است. این نکته صحیح است که از ابتدای بنای مساجد در زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله)محراب نبود اما در همان قرن اول ساخت محراب در مسجد آغاز شد. ابن بطوطه ساخت نخستین محراب را در اسلام به دوره عثمان بن عفان نسبت می‌دهد البته وی اشاره می‌کند که برخی بنای نخستین محراب در اسلام را به مروان و برخی دیگر به عمر بن عبدالعزیز نسبت می‌دهند.(1) حتی مستشرقین نیز ساخت نخستین محراب به شکل طاقچه‌ای با فرورفتگی در دیوار در اسلام را به سال 86ق نسبت می‌دهند.(2) عمر بن عبدالعزیز در حکومت ولید بن عبدالملک هنگام تجدید بنای ساختمان مسجد النبی آن را احداث کرد.(3) مشکل دن گیبسون این است که دیوارها را معیار قرار داده نه محراب را، در حالیکه از زمانی سخن می گوید که محراب جز معماری اسلامی بود. او ادعا می کند در هیچ نقشه و کتاب تاریخی پیش از قرن دوم و سوم هجری نامی از کعبه نیست، منظورکدام نقشه و کدام کتابهای تاریخی است؟ مگر ما چند کتاب قبل از سال 200هجری قمری داشته ایم که الان موجود باشد.قدیمی ترین کتابهای تفسیری، حدیثی و تاریخی موجود بیشتر متعلق به قرن دو و سه است، که از روی کتابهای قرن اول دو دوم نوشته شده اند اما کتاب منبع آنها یعنی کتاب قرن اولی و دومی از بین رفته اند. اگر با این ملاک بخواهیم مکه را زیر سوال ببریم، مدینه هم زیرا سوال می رود. شخص پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز زیر سوال می رود. زیرا کتابی که در قرن اول و دوم نوشته شده باشد و موجود باشد و نام مدینه و حتی شخص پیامبر (صلی الله علیه وآله) در آن آمده باشد یا کم است یا نیست. اما نبود چنین منابعی نمی تواند گویای نبود چنین معارف و معاریفی باشد. زیرا کتابهای قرون بعدی با اسناد متصل حدیثی و تاریخی از منابع قرون قبلی نقل کرده اند. آیا معیار این شخص می تواند یک حدیث از پیامبر(صلی الله علیه وآله)نقل کرد؟ یک حدیث از امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل کرد؟ اکثر کتابهای حدیثی و تاریخی که احادیث معصومان را جمع آوری کرده اند و موجود هستند متعلق قرون اول و دوم نیستند بلکه در قرنهای بعدی با سلسله سند از قرون قبلی و منابع قرون اولیه نقل کرده اند. بنابراین اگر این اشکال وارد باشد که وارد نیست به تمام معارف و معاریف و اخبار و احادیث وارد است نه تنها مکه!! بیان نام این معارف و معاریف به صورت گسترده در منابع مذاهب مختلف که احتمال اجتماع آنها بر جعل محال است خود گویای بی اساس بودن این ادعا است. با این حال هستند کتابهایی که در قرون اول و دوم تالیف شده اند و نام مکه در آنها آمده است از جمله: یک: واقدی متوفای سال207 کتابی با عنوان«اخبار مکه» تالیف نمود. (3) وی در کتاب المغازی نیز 197 مرتبه نام مکه را آورده است. او نمی تواند همه این کتابها را در هفت سال آخر عمر خود نوشته باشد بنابراین قطعا برخی از این کتابها قبل از سال 200 نوشته شده است. دو: ابن هشام متوفای سال 218 هجری قمری است، او کتابی به نام سیره ابن هشام دارد که بیشتر کارشناسان این کتاب را همان سیره ابن اسحاق می دانند.(4) ابن اسحاق متولد سال 80 هجری و متوفای سال151 است. در کتاب سیره ابن هشام که همان کتاب سیره ابن اسحاق است بارها نام مکه دیده میشود، تنها در جلد اول این کتاب بالغ بر 200 مرتبه نام مکه آورده شده است.(5) با این حال در برخی منابع مطالعاتی آمده است که:واژه مکروبا که در کتاب جغرافیای بطلیموس (دانشمند قرن دوم میلادی) به کار رفته، گرفته شده از محراب است. بنا بر نظر بعضی مکروبا از واژِه مقرب به معنای نزدیک و لقب حکام سبا گرفته شده است. در آن زمان به علت اینکه در باور مردم حاکمان نزدیکترین مردم به خدا یا بتهایشان بودند، از آنان با این نام یاد می شده است. در طول زمان کم کم این کلمه معنای مقدسی به خود گرفت. بنا بر نظر برخی مکوربا از واژه بابلی با آشوری مکرب گرفته شده است. این نظر با توجه به آنکه حضرت ابراهیم (علیه السلام) -پایه گذار شهر مکه- بابلی بوده صحیح تر شمرده شده است. بنا به نظر، نام مکه ریشه در بغات آرامی شرقی دارد نه لغات سریانی عربی،«مکرب» کلمه ای است مرکب از مک ورب، مکه به معنای بیت و خانه و رب به معنای خداوند است. بنابراین مکرب یعنی خانه.(6) ولی بودن نام مکروبا در جغرافیای بطلیموس و نامهای مشابه در منابع دیگر، هیچگاه مورد قبول نویسنده مقاله مورد نظر شما واقع نخواهد شد، زیرا وقتی از «بکه» به غلط املائی در قرآن تعبیر می برد. این موارد که خیلی راحتتر قابل توجیه و فرار است. بنابراین باید با چنین شبهه ای، ازشیوه پاسخ جدلی استفاده کرد. چه کتاب ها و منابع جغرافی هایی هست که قبل از قرن دوم نوشته شده است و موجود است و نام مکه در آن نیست؟ اما در پاسخ اینکه پترا کجاست، عرض می شود:"پترا" شهری باستانی در کشور "اردن" است که در میان مردم محلی، به "رز بیابان" شهرت دارد. قدمت آن به حدود 320سال پیش از میلاد باز می‌گردد. در این زمان، شهر پترا به عنوان پایتخت "نبطی‌های" عرب عشایر تأسیس شد. چون این شهر در کوه و تخته سنگهای عظیم تراشیده شده بود، "یونانیان" آن را "پترا" و اعراب نبطی، "سلع" نامیدند. زیرا "سلع" و "پترا" به معنی صخره است. در عصر حاضر آن را "المدینة الوردیه" (شهر گل سرخ) نامیدند. زیرا به رنگ گل سرخ شباهت دارد. این شهر نماد کشور "اردن و جاذبه‌ گردشگری این کشور به شمار می‌رود که ناحیه‌ای به وسعت 264کیلومترمربع را در می‌گیرد.

منابع:

1.ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه(رحله ابن بطوطه)، ترجمه: محمدعلی موحد، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1359ش،، ج1، ص120-122

2. دوپولو، باپا، معماری اسلامی، ترجمه: حشمت جزنی، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجاء، 1368ش، ص22. 3.سمهودی، علی بن احمد، وفاء الوفاء، تحقیق: خالد عبدالغنی، بیروت،‌ دارالکتب العلمیه، 2006م، ج1، ص282

3.كتاب المغازى، محمد بن عمر الواقدي (م 207)، تحقيق مارسدن جونس، بيروت، مؤسسة الأعلمى، ط الثالثة، 1409، ج1، ص60

4.یوسفی غروی، محمدهادی، موسوعة التاریخ الاسلامی، مجمع الفکر الاسلامی، قم، 1417ق، ج 1، ص20 _ 21.

5. السيرة النبوية، عبد الملك بن هشام الحميرى المعافرى (م 218)، تحقيق مصطفى السقا و ابراهيم الأبيارى و عبد الحفيظ شلبى، بيروت، دار المعرفة، بى تا، کل کتاب

6. صفری فروشانی، نعمت الله، مکه در بستر تاریخ، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1386ش، ص19

موضوع قفل شده است