جمع بندی درخواست پاسخ به ادعاهای کتاب جغرافیای قرآن

تب‌های اولیه

14 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"]
[/TD]


کارشناس بحث: استاد عماد

[TD][/TD]

سلام علیکم
در این تاپیک
آیا پترا ، قبله اول مسلمانان بود؟

کارشناس محترم ممسوس به این شبهه پاسخ داده است. آیا مطلب ایشان را خوانده اید؟
لطفا اگر لطف بفرمائید بخوانید،
سوالی بود خدمتتان هستیم

با سلام.بله این مطلب را خوانده ام
چند نکته به ذهنم می زنه
اولا یکی از دلایل کارشناس شما این است که اشتباه دن گیبسون معیار قرار دادن دیوار مسجد است نه محراب.در حالی که باید محراب ملاک قرار گیرد.دن گیبسون مدعی است و البته ظاهرا هم همینطور هست که مساجد اولیه محراب ندارند و جهت مسجد رو به قبله بود و در واقع همان دیوار.
دوما آیا تا کنون صحت سنجی شده است که محراب این مساجد واقعا رو به پترا است بدون درجه ای اختلاف؟
در مستند و یا کتاب ایشان،اشاره به تاریخ ساخت مساجد شده است.آیا بین این تاریخ ها مساجد دیگری هم بوده اند که جهت متفاوت باشد.بهتر بگویم در دوره تاریخی که ایشان دارد استفاده می کند چند مسجد ساخته شده که این تعداد رو به پترا است؟
در جواب شما ذکر شده که برخی مساجد نه رو به پترا است و نه به سمت مثلا بیت المقدس یا مکه.اما اسم و تاریخی از مساجد برده نشده.
ضمنا اشاره کردید که بنا به برخی روایات این امکان هست که قبله مسجد دقیق رو به کعبه نباشد و تا درجه ای از انحراف هم قابل قبول باشد.در صورت صحت ادعای گیبسون مبنی بر رو به پترا بودن این مساجد،آیا عجیب نیست که در این همه اشتباه، دقیقا یک مکان را نشان می دهد؟یعنی پترا.یعنی همه مساجد مذکور اشتباها رو به پترا ساخته شده اند؟
ضمنا پاسخ شما پیرو ادعای پاتریشا کرون و رابرت کوک است که در بخشی به دن گیبسون ارجاع داده اند.من سوالن دقیقا درباره خود دن گیبسون هست و منابع و ارجاعاتی که وی در کتاب به آن ها می دهد و همه ادعاهای وی
به عنوان مثال یک ماموستا در قالب سخنرانی اشاراتی به اشتباهات و تناقضات مستند داشته اند.اما به صورت دقیق و درباره اصل کتاب و سایر ادعا ها نیازمندم.
طبق بررسی اولیه من دن گیبسون تناقضاتی دارد و بعضا روایات اسلامی را اشتباه و ناقص می گوید و حتی کلی گویی می کند.اما دغدغه من بررسی دقیق علمی ادعاهای وی می باشد

hamed110110;1022833 نوشت:
اولا یکی از دلایل کارشناس شما این است که اشتباه دن گیبسون معیار قرار دادن دیوار مسجد است نه محراب.در حالی که باید محراب ملاک قرار گیرد.دن گیبسون مدعی است و البته ظاهرا هم همینطور هست که مساجد اولیه محراب ندارند و جهت مسجد رو به قبله بود و در واقع همان دیوار.

این مطلبی است که کارشناس از قول دن گیبسون آورده است:«وی در کتاب خود می­گوید:
مسجد گوانگژو در چین، مسجد فسطاط در مصر، مسجد قصر الحمیمه در جنوب غربی اردن، مسجد بعلبک در لبنان، مسجد جامع امان در اردن، مسجد خربة المنیه در فلسطین، مسجد حجاج در واسط عراق، قبله آنها به سمت شهر پترا قرار دارد. اما مساجد بیرون از شبه جزیره مانند: مسجد بندهور در پاکستان قبله آن به سمت مکه قرار دارد

مساجدی که وی نام می برد از مساجد سالهای اولیه اسلامی نیست بلکه برخی در قرون بعدی ساخته شده است. فرمایش شما صحیح است که از ابتدای بنای مساجد در زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله)محراب نبود اما در همان قرن اول ساخت محراب در مسجد آغاز شد.
ابن بطوطه ساخت نخستین محراب را در اسلام به دوره عثمان بن عفان نسبت می‌دهد البته وی اشاره می‌کند که برخی بنای نخستین محراب در اسلام را به مروان و برخی دیگر به عمر بن عبدالعزیز نسبت می‌دهند.(1)
حتی مستشرقین نیز ساخت نخستین محراب به شکل طاقچه‌ای با فرورفتگی در دیوار در اسلام را به سال 86ق نسبت می‌دهند.(2)
عمر بن عبدالعزیز در حکومت ولید بن عبدالملک هنگام تجدید بنای ساختمان مسجد النبی آن را احداث کرد.(3)
طبق فرمایش کارشناس تاپیک مورد نظر دن گیبسون دیوارها را معیار قرار داده نه محراب را در حالیکه در از زمانی سخن می گوید که محراب جز معماری اسلامی بود.

1.ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه(رحله ابن بطوطه)، ترجمه: محمدعلی موحد، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1359ش،، ج1، ص120-122
2. دوپولو، باپا، معماری اسلامی، ترجمه: حشمت جزنی، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجاء، 1368ش، ص22.
3.سمهودی، علی بن احمد، وفاء الوفاء، تحقیق: خالد عبدالغنی، بیروت،‌ دارالکتب العلمیه، 2006م، ج1، ص282

hamed110110;1022833 نوشت:
اما دغدغه من بررسی دقیق علمی ادعاهای وی می باشد

بنده تصور کردم شاید پاسخ شما در تاپیک مورد اشاره باشد. اما اگر نیست شما دلایل و مستندات دن گیبسون را بفرمائید با هم بررسی می کنیم. زیرا کتابی یا منبعی که پاسخ ایشان را داده باشد، پیدا نکردم

این مقاله را یکی از دوستان برام فرستاد مطالعه کردم.بد نیست
https://journals.ut.ac.ir/article_65390.html

گیبسون مدعی هست که اسم مکه در هیچ یک از کتب تاریخی نیست و در نقشه های قدیمی هم اسمی از مکه دیده نشده.اگر اشتباه نکنم وی مدعی هست که از دویست سیصد سال بعد از اسلام اسم مکه وارد کتب تاریخی میشود.
لازم به ذکر است که علاوه بر اینکه اسم مکه در قرآن مجید آمده است،ظاهرا شنیدم در چند منبع قدیمی قبل از اسلام هم اسم از مکه است(فکر کنم با عنوان مکورابا اومده) هم در نقشه ذکر شده.
ممنون می شود به صورت دقیق،مستند و علمی منابعی که اشاره به اسم مکه و یا نقشه آن دارند و نقض حرف گیبسون هست را لیست بفرمایید.

hamed110110;1023285 نوشت:
گیبسون مدعی هست که اسم مکه در هیچ یک از کتب تاریخی نیست و در نقشه های قدیمی هم اسمی از مکه دیده نشده.اگر اشتباه نکنم وی مدعی هست که از دویست سیصد سال بعد از اسلام اسم مکه وارد کتب تاریخی میشود

منظورکدام نقشه و کدام کتابهای تاریخی است؟ مگر ما چند کتاب قبل از سال 200هجری قمری داشته ایم که الان موجود باشد.قدیمی ترین کتابهای تفسیری، حدیثی و تاریخی موجود بیشتر متعلق به قرن دو و سه است، که از روی کتابهای قرن اول دو دوم نوشته شده اند اما کتاب منبع آنها یعنی کتاب قرن اولی و دومی از بین رفته اند. اگر با این ملاک بخواهیم مکه را زیر سوال ببریم، مدینه هم زیرا سوال می رود. شخص پیامبر صلی الله علیه واله نیز زیر سوال می رود. زیرا کتابی که در قرن اول و دوم نوشته شده باشد و موجود باشد و نام مدینه و حتی شخص پیامبر صلی الله علیه واله در آن آمده باشد یا کم است یا نیست. اما نبود چنین منابعی نمی تواند گویای نبود چنین معارف و معاریفی باشد. زیرا کتابهای قرون بعدی با اسناد متصل حدیثی و تاریخی از منابع قرون قبلی نقل کرده اند.
آیا معیار این شخص می تواند یک حدیث از پیامبرصلی الله علیه واله نقل کرد؟ یک حدیث از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرد؟ اکثر کتابهای حدیثی و تاریخی که احادیث معصومان را جمع آوری کرده اند و موجود هستند متعلق قرون اول و دوم نیستند بلکه در قرنهای بعدی با سلسله سند از قرون قبلی و منابع قرون اولیه نقل کرده اند.
بنابراین اگر این اشکال وارد باشد که وارد نیست به تمام معارف و معاریف و اخبار و احادیث وارد است نه تنها مکه!! بیان نام این معارف و معاریف به صورت گسترده در منابع مذاهب مختلف که احتمال اجتماع آنها بر جعل محال است خود گویای بی اساس بودن این ادعا است.
با این حال هستند کتابهایی که در قرون اول و دوم تالیف شده اند و نام مکه در آنها آمده است از جمله:
یک: واقدی متوفای سال207 کتابی با عنوان«اخبار مکه» تالیف نمود. (1) وی در کتاب المغازی نیز 197 مرتبه نام مکه را آورده است. او نمی تواند همه این کتابها را در هفت سال آخر عمر خود نوشته باشد بنابراین قطعا برخی از این کتابها قبل از سال 200 نوشته شده است.
دو: ابن هشام متوفای سال 218 هجری قمری است، او کتابی به نام سیره ابن هشام دارد که بیشتر کارشناسان این کتاب را همان سیره ابن اسحاق می دانند.(2) ابن اسحاق متولد سال 80 هجری و متوفای سال151 است. در کتاب سیره ابن هشام که همان کتاب سیره ابن اسحاق است بارها نام مکه دیده میشود، تنها در جلد اول این کتاب بالغ بر 200 مرتبه نام مکه آورده شده است.(3)

1.كتاب المغازى، محمد بن عمر الواقدي (م 207)، تحقيق مارسدن جونس، بيروت، مؤسسة الأعلمى، ط الثالثة، 1409، ج1، ص60
2.یوسفی غروی، محمدهادی، موسوعة التاریخ الاسلامی، مجمع الفکر الاسلامی، قم، ۱۴۱۷ق، ج ۱، ص۲۰ _ ۲۱.
3. السيرة النبوية، عبد الملك بن هشام الحميرى المعافرى (م 218)، تحقيق مصطفى السقا و ابراهيم الأبيارى و عبد الحفيظ شلبى، بيروت، دار المعرفة، بى تا، کل کتاب

hamed110110;1023285 نوشت:
مکورابا

در برخی منابع مطالعاتی آمده است که:واژه مکروبا که در کتاب جغرافیای بطلیموس (دانشمند قرن دوم میلادی) به کار رفته، گرفته شده از محراب است.
بنا بر نظر بعضی مکروبا از واژِه مقرب به معنای نزدیک و لقب حکام سبا گرفته شده است. در آن زمان به علت اینکه در باور مردم حاکمان نزدیکترین مردم به خدا یا بتهایشان بودند، از آنان با این نام یاد می شده است. در طول زمان کم کم این کلمه معنای مقدسی به خود گرفت.
بنا بر نظر برخی مکوربا از واژه بابلی با آشوری مکرب گرفته شده است. این نظر با توجه به آنکه حضرت ابراهیم علیه السلام -پایه گذار شهر مکه- بابلی بوده صحیح تر شمرده شده است. بنا به نظر، نام مکه ریشه در بغات آرامی شرقی دارد نه لغات سریانی عربی،«مکرب» کلمه ای است مرکب از مک ورب، مکه به معنای بیت و خانه و رب به معنای خداوند است. بنابراین مکرب یعنی خانه.(1)

ولی بودن نام مکروبا در جغرافیای بطلیموس و نامهای مشابه در منابع دیگر، هیچگاه مورد قبول نویسنده مقاله مورد نظر شما واقع نخواهد شد، زیرا وقتی از از «بکه» به غلط املائی در قرآن تعبیر می برد. این موارد که خیلی راحتتر قابل توجیه و فرار است. بنابراین باید با چنین، ازشیوه پاسخ جدلی بحث کرد.
چه کتاب ها و منابع جغرافی هایی هست که قبل از قرن دوم نوشته شده است و موجود است و نام مکه در آن نیست؟
1. صفری فروشانی، نعمت الله، مکه در بستر تاریخ، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1386ش، ص19

hamed110110;1022833 نوشت:
پترا

پترا کجاست؟

پترا (به عربی: البتراء) شهری تاریخی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر امان است که درگذشته پایتخت حکومت باستانی نَبَطی‌ها بوده است. این شهر در سده ۴ پیش از میلاد و در زمان تمدنِ نبطی‌ها ساخته شده‌بود.

سید معصوم;1024837 نوشت:
پترا کجاست؟

Yas112;1024860 نوشت:
پترا (به عربی: البتراء) شهری تاریخی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر امان است که درگذشته پایتخت حکومت باستانی نَبَطی‌ها بوده است. این شهر در سده ۴ پیش از میلاد و در زمان تمدنِ نبطی‌ها ساخته شده‌بود.

"پترا" شهری باستانی در کشور "اردن" است که در میان مردم محلی، به "رز بیابان" شهرت دارد. قدمت آن به حدود 320سال پیش از میلاد باز می‌گردد. در این زمان، شهر پترا به عنوان پایتخت "نبطی‌های" عرب عشایر تأسیس شد. چون این شهر در کوه و تخته سنگهای عظیم تراشیده شده بود، "یونانیان" آن را "پترا" و اعراب نبطی، "سلع" نامیدند. زیرا "سلع" و "پترا" به معنی صخره است. در عصر حاضر آن را "المدینة الوردیه" (شهر گل سرخ) نامیدند. زیرا به رنگ گل سرخ شباهت دارد. این شهر نماد کشور "اردن و جاذبه‌ گردشگری این کشور به شمار می‌رود که ناحیه‌ای به وسعت 264کیلومترمربع را در می‌گیرد.

پرسش: شخصی به نام دن گیبسون در کتاب جغرافیای قرآن ادعا می کند قبله مسلمانان در شهر پترا بوده نه کعبه در مکه، حتی اینکه تا سال ها اسمی از مکه در نقشه ها نیست؟ پترا کجاست؟ چه پاسخی بر ادعای وی دارید؟ آیا به صورت دقبق و علمی پاسخ جدی ای برای این کتاب و یا مستند مربوط به آن با عنوان شهر مقدس شده است؟

پاسخ: نقد و پاسخ جامعی بر ادعای ایشان نیافتم و شاید از این باب باشد که ادعا بسیار سطحی و مغالطه گونه است. این مطلبی است که کارشناس از قول دن گیبسون آورده است:«وی در کتاب خود می­گوید: مسجد گوانگژو در چین، مسجد فسطاط در مصر، مسجد قصر الحمیمه در جنوب غربی اردن، مسجد بعلبک در لبنان، مسجد جامع امان در اردن، مسجد خربة المنیه در فلسطین، مسجد حجاج در واسط عراق، قبله آنها به سمت شهر پترا قرار دارد. اما مساجد بیرون از شبه جزیره مانند: مسجد بندهور در پاکستان قبله آن به سمت مکه قرار دارد.» مساجدی که وی نام می برد از مساجد سالهای اولیه اسلامی نیست بلکه برخی در قرون بعدی ساخته شده است. این نکته صحیح است که از ابتدای بنای مساجد در زمان پیامبر(صلی الله علیه وآله)محراب نبود اما در همان قرن اول ساخت محراب در مسجد آغاز شد. ابن بطوطه ساخت نخستین محراب را در اسلام به دوره عثمان بن عفان نسبت می‌دهد البته وی اشاره می‌کند که برخی بنای نخستین محراب در اسلام را به مروان و برخی دیگر به عمر بن عبدالعزیز نسبت می‌دهند.(1) حتی مستشرقین نیز ساخت نخستین محراب به شکل طاقچه‌ای با فرورفتگی در دیوار در اسلام را به سال 86ق نسبت می‌دهند.(2) عمر بن عبدالعزیز در حکومت ولید بن عبدالملک هنگام تجدید بنای ساختمان مسجد النبی آن را احداث کرد.(3) مشکل دن گیبسون این است که دیوارها را معیار قرار داده نه محراب را، در حالیکه از زمانی سخن می گوید که محراب جز معماری اسلامی بود. او ادعا می کند در هیچ نقشه و کتاب تاریخی پیش از قرن دوم و سوم هجری نامی از کعبه نیست، منظورکدام نقشه و کدام کتابهای تاریخی است؟ مگر ما چند کتاب قبل از سال 200هجری قمری داشته ایم که الان موجود باشد.قدیمی ترین کتابهای تفسیری، حدیثی و تاریخی موجود بیشتر متعلق به قرن دو و سه است، که از روی کتابهای قرن اول دو دوم نوشته شده اند اما کتاب منبع آنها یعنی کتاب قرن اولی و دومی از بین رفته اند. اگر با این ملاک بخواهیم مکه را زیر سوال ببریم، مدینه هم زیرا سوال می رود. شخص پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیز زیر سوال می رود. زیرا کتابی که در قرن اول و دوم نوشته شده باشد و موجود باشد و نام مدینه و حتی شخص پیامبر (صلی الله علیه وآله) در آن آمده باشد یا کم است یا نیست. اما نبود چنین منابعی نمی تواند گویای نبود چنین معارف و معاریفی باشد. زیرا کتابهای قرون بعدی با اسناد متصل حدیثی و تاریخی از منابع قرون قبلی نقل کرده اند. آیا معیار این شخص می تواند یک حدیث از پیامبر(صلی الله علیه وآله)نقل کرد؟ یک حدیث از امام جعفر صادق (علیه السلام) نقل کرد؟ اکثر کتابهای حدیثی و تاریخی که احادیث معصومان را جمع آوری کرده اند و موجود هستند متعلق قرون اول و دوم نیستند بلکه در قرنهای بعدی با سلسله سند از قرون قبلی و منابع قرون اولیه نقل کرده اند. بنابراین اگر این اشکال وارد باشد که وارد نیست به تمام معارف و معاریف و اخبار و احادیث وارد است نه تنها مکه!! بیان نام این معارف و معاریف به صورت گسترده در منابع مذاهب مختلف که احتمال اجتماع آنها بر جعل محال است خود گویای بی اساس بودن این ادعا است. با این حال هستند کتابهایی که در قرون اول و دوم تالیف شده اند و نام مکه در آنها آمده است از جمله: یک: واقدی متوفای سال207 کتابی با عنوان«اخبار مکه» تالیف نمود. (3) وی در کتاب المغازی نیز 197 مرتبه نام مکه را آورده است. او نمی تواند همه این کتابها را در هفت سال آخر عمر خود نوشته باشد بنابراین قطعا برخی از این کتابها قبل از سال 200 نوشته شده است. دو: ابن هشام متوفای سال 218 هجری قمری است، او کتابی به نام سیره ابن هشام دارد که بیشتر کارشناسان این کتاب را همان سیره ابن اسحاق می دانند.(4) ابن اسحاق متولد سال 80 هجری و متوفای سال151 است. در کتاب سیره ابن هشام که همان کتاب سیره ابن اسحاق است بارها نام مکه دیده میشود، تنها در جلد اول این کتاب بالغ بر 200 مرتبه نام مکه آورده شده است.(5) با این حال در برخی منابع مطالعاتی آمده است که:واژه مکروبا که در کتاب جغرافیای بطلیموس (دانشمند قرن دوم میلادی) به کار رفته، گرفته شده از محراب است. بنا بر نظر بعضی مکروبا از واژِه مقرب به معنای نزدیک و لقب حکام سبا گرفته شده است. در آن زمان به علت اینکه در باور مردم حاکمان نزدیکترین مردم به خدا یا بتهایشان بودند، از آنان با این نام یاد می شده است. در طول زمان کم کم این کلمه معنای مقدسی به خود گرفت. بنا بر نظر برخی مکوربا از واژه بابلی با آشوری مکرب گرفته شده است. این نظر با توجه به آنکه حضرت ابراهیم (علیه السلام) -پایه گذار شهر مکه- بابلی بوده صحیح تر شمرده شده است. بنا به نظر، نام مکه ریشه در بغات آرامی شرقی دارد نه لغات سریانی عربی،«مکرب» کلمه ای است مرکب از مک ورب، مکه به معنای بیت و خانه و رب به معنای خداوند است. بنابراین مکرب یعنی خانه.(6) ولی بودن نام مکروبا در جغرافیای بطلیموس و نامهای مشابه در منابع دیگر، هیچگاه مورد قبول نویسنده مقاله مورد نظر شما واقع نخواهد شد، زیرا وقتی از «بکه» به غلط املائی در قرآن تعبیر می برد. این موارد که خیلی راحتتر قابل توجیه و فرار است. بنابراین باید با چنین شبهه ای، ازشیوه پاسخ جدلی استفاده کرد. چه کتاب ها و منابع جغرافی هایی هست که قبل از قرن دوم نوشته شده است و موجود است و نام مکه در آن نیست؟ اما در پاسخ اینکه پترا کجاست، عرض می شود:"پترا" شهری باستانی در کشور "اردن" است که در میان مردم محلی، به "رز بیابان" شهرت دارد. قدمت آن به حدود 320سال پیش از میلاد باز می‌گردد. در این زمان، شهر پترا به عنوان پایتخت "نبطی‌های" عرب عشایر تأسیس شد. چون این شهر در کوه و تخته سنگهای عظیم تراشیده شده بود، "یونانیان" آن را "پترا" و اعراب نبطی، "سلع" نامیدند. زیرا "سلع" و "پترا" به معنی صخره است. در عصر حاضر آن را "المدینة الوردیه" (شهر گل سرخ) نامیدند. زیرا به رنگ گل سرخ شباهت دارد. این شهر نماد کشور "اردن و جاذبه‌ گردشگری این کشور به شمار می‌رود که ناحیه‌ای به وسعت 264کیلومترمربع را در می‌گیرد.

منابع:

1.ابن بطوطه، سفرنامه ابن بطوطه(رحله ابن بطوطه)، ترجمه: محمدعلی موحد، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، 1359ش،، ج1، ص120-122

2. دوپولو، باپا، معماری اسلامی، ترجمه: حشمت جزنی، تهران، مرکز نشر فرهنگی رجاء، 1368ش، ص22. 3.سمهودی، علی بن احمد، وفاء الوفاء، تحقیق: خالد عبدالغنی، بیروت،‌ دارالکتب العلمیه، 2006م، ج1، ص282

3.كتاب المغازى، محمد بن عمر الواقدي (م 207)، تحقيق مارسدن جونس، بيروت، مؤسسة الأعلمى، ط الثالثة، 1409، ج1، ص60

4.یوسفی غروی، محمدهادی، موسوعة التاریخ الاسلامی، مجمع الفکر الاسلامی، قم، 1417ق، ج 1، ص20 _ 21.

5. السيرة النبوية، عبد الملك بن هشام الحميرى المعافرى (م 218)، تحقيق مصطفى السقا و ابراهيم الأبيارى و عبد الحفيظ شلبى، بيروت، دار المعرفة، بى تا، کل کتاب

6. صفری فروشانی، نعمت الله، مکه در بستر تاریخ، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1386ش، ص19

موضوع قفل شده است