درخواست داستان

تب‌های اولیه

4 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
درخواست داستان

به نام خدا
باسلام و احترام خدمت شما
ممنون از سایت وزین و گرانسنگ شما
ببخشید ما برای جشن نیمه شعبان خودمان قصد داریم پوسترهایی در قطع a6 طراحی و بین مردم پخش کنیم . موضوع این پوسترها هم سبک زندگی منتظران است و اینکه چکار کنیم که ظهور آقا زودتر بشه .حالا از شما درخواست عاجزانه دارم اگر مطلبی با این سبک و سیاق داشتید برایمان بفرستید . برای نمونه یک مدل از پوسترها را که در مورد حجاب بود برایتان می نویسم :

مادر با او تماس گرفت و از او خواست مقداري ميوه را پوست بكند و آنهارا آماده روي

ميز بگذارد.هيچ وقت دليل كار هاي مادرش را نمي فهميد.تاكيد مادر برروي پوست كندن

ميوه ها بيشتر گيجش كرده بود.

به هر ترفندي بود سعي كرد ميوه هاي پوست گرفته را تا رسيدن مادر تازه نگه دارد اما

وقتي مادر از راه رسيد ميوه ها شادابي و طراوتشان را از دست داده بودند.هنوز منتظر

بود تا دليل كار مادر را بداند.مادر هديه كادو پيچ شده اي را به او داد و گفتː

اينجاست.من نمي خواهم تو مثل اين ميوه ها طراوت و تازگي ات را از دست بدي عزيزم.>

درون بسته هديه يك چادر مشكي بود.

حجاب تلالوشبنم بر چهره ي زيباي گل است.

برچسب: 

[="Tahoma"][="DarkGreen"][="3"]ما ساكن عصر جمعه هاييم
او منتظر است كه ما بياييم
غربت چه حكايت غريبي است
آقا تو كجا و ما كجاييم[/][/][/]

بسم الله الرحمن الرحیم

هر چه سعی کردم راضیش کنم بر گرده خونه نتونستم،دو روز بود روز ها مدرسه می رفت و بعد از ظهر هم

می آمد بسیج مسجد برای جشن نیمه شعبان،کار کردن.

بهش گفتم آخه بچه، تو خسته نمی شی؟! بسه دیگه، آقا قبول کردن ازت، برو کمی خونه استراحت کن.

سرشو زیر انداخت و گفت:آقا این حرفا نیست،ثواب و حسنه و قبول و ....

من نیمه ی شعبان به دنیا اومدم،همون روز پدرم مشغول بستن داربست برای مراسم جشن

بودن که از روی داربست سقوط کردن و عمرشونو دادن به شما.

بعد از اون وقتی بزرگتر شدم، همیشه نیمه شعبان حس بدی داشتم چون پدرمو ازم گرفته بود

تا یه سال در شب نیمه شعبان پدرم اومدن به خوابم و گفتن:این کلام امام زمان به شیعیانشونه، حفظ کن پسرم

و هر وقت دلت گرفت برای خودت تکرار کن:

«انا غیر مهملین لمراعاتکم و لا ناسین لذکرکم»

یعنی ما نسبت به احوال شما بی تفاوت نیستیم و یاد شما را فراموش نمی کنیم.

از اون سال نیمه شعبان که می شه حس خوبی دارم،چون می دونم آقا امام زمان (عج) من را فراموش

نکردن و نمی کنند.

ویژه نامه نیمه شعبان سال 86 داستانهایی کوتاه از زندگی امام زمان عج
بیعت در بین رکن و مقام

ابوداود در صحیح خود از ام سلمه از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چنین نقل کرده است:
مردی (که همان مهدی (عج) است) از مدینه به مکه می‌رود. در آنجا در بین رکن و مقام، مردم با وی بیعت خواهند کرد، سپاهی از شام (برای جنگ با او) حرکت می‌کنند که در محل «بیداء»، زمین، آنان را در کام خود فرو خواهد برد، با وقوع این حادثه، همه نیکان و سرشناسان شام و عراق با او بیعت خواهند کرد.

حضرت مهدی اموال عمومی را میان مردم تقسیم می‌کند و در بین آنها به روش و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله رفتار خواهد کرد بطوری که در زمان وی تنها ملاک و میزان عمل مردم، کتاب و سنت خواهد بود.

و اَما وَجهُ الانتِفاعِ بی فی غَیبتی کَالشّمس اِذا غَیَّبها عَنِ الاَبصارِ السَّحاب.

بهره بردن مسلمانان از من در زمان غیبتم همانند بهره بردن از خورشید است آنگاه که ابر آن را از دیده پنهان می‌کند.
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف