داغ دخترم داغونم کرده

تب‌های اولیه

3 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
داغ دخترم داغونم کرده

سلام

خسته نباشید

من دخترم روامسال ازدست داده ام برای صبرم چکارکنم ؟ خیلی داغون ومریضم

کمکم کنید

با نام و یاد دوست

 

 

 

 

کارشناس بحث:  استاد ناصر

با سلام و احترام به شما

مرگ عزیزان و خصوصا فرزند شما مهم ترین اتفاق در زندگی شماست که شما را از لحاظ عاطفی وارد یک بحران شدید می کند. حتما اینگونه است که نتوان شما را درک کرد و سختی این مصیبت را فهمید. پذیرش این واقعیت سخت است و گویا شما را سر در گم خواهد کرد. درست است مدت زمان زیادی از این داغ و سوگ نمی گذرد؛ اما اینکه در حال حاضر از لحاظ روحی و روانی چگونه هستید برایمان مبهم است.هنگامی که افراد چنین سوگی را تجربه می کنند مراحلی را از لحاظ روانی پشت سر می گذارند و این در حالی است که اکنون نمیدانیم در چه مرحله ای قرار دارید. برای آنکه شما بدانید در چه مرحله ای از لحاظ روانی قرار گرفتید به صورت مختصر این مراحل را بیان می کنم.

1- مرحله انکار و عدم پذیرش: در ابتدا افراد این رویدار تلخ را انکار می کنند و برایشان باور پذیر نیست در واقع این یک مکانیزم دفاعی است که به مرور زمان کاهش می یابد و با واقعیت روبرو می شوید و آن را می پذیرید.

2- مرحله خشم: اگر در این مرحله باشید شاید از خود بپرسید چرا من؟ گویا از سختی و تلخی و حتی بی عدالتی این سوگ عصبانی باشید  و رفتار تندی با اطرافیان خود داشته باشید. در هر صورت احساس می کنید که به شما ظلم شده است. حتما اطرافیان این حالات را باید درک کنند و به شما حق بدهند. حمایت دیگران و احترام و عواطف مثبت دیگران شما را از این مرحله عبور می دهد.

3- مرحله معامله: شاید شما در این مرحله به سر می برید یعنی حاضر هستید هر آنچه از این دنیا دارید بدهید تا دوباره فرزندتان کنارتان باشد.

4- مرحله احساس گناه: ممکن است احساس گناه کنید به بگویید که در قبال فرزندنم کوتاهی کردم و آنگونه که باید مادر و یا پدر خوبی برای او می بودم نبودم.

5- مرحله افسردگی: احتمالا در این مرحله هستید غمگین و گوشه گیر. دوست دارید بیشتر تنها باشید. تمرکزتان کم، لذتتان از زندگی کاهش داشته و احساس غمگینی زیادی دارید.

6- مرحله پذیرش: امیدواریم که وارد این مرحله شده باشید و یا زودتر به این مرحله برسید. پذیرش مرگ فرزندتان به این معنی نیست که او را فراموش کنید؛ بلکه به این معنی است که با واقعیت روبرو شده و گویی با آن سازگار شوید. به عبارتی شما  به این احساس برسید که بدون حضور فرزندتان زندگی کماکان ادامه دارد.

با توجه به مراحل فوق نکات و پیشنهاداتی را عرض می کنم:

1- سعی کنید گوشه گیر نشوید و خود را از جمع دور و پنهان نکنید.

2- عواطف و احساسات خود مثل غم، خشم، تنفر و حتی ترس را انکار نکنید.

3- درباره حالات روحی خود حتما با فردی که شما را می فهمد و درک می کند صحبت کنید. احساسات خود را با او در میان بذارید.

4- به سلامت خود اهمیت دهید و ورزش کنید.

5- اگر فکر می کنید علایم زیر را دارید حتما در اسرع وقت به یک روانشناس بالینی مراجعه کنید علائمی شامل : بی خوابی، بیدار شدن ناگهانی و بی هنگام از خواب، خواب طولانی و بعد از بیدار شدن همراه با خستگی، بی اشتهایی یا عدم احساس مزه غذاها یا پر خوری و افزایش اشتها، عدم لذت از فعالیت های روزمره، افکار مرگ و یا خدایی نکرده خودکشی، انزوای شدید و بیش از حد، احساس پوچی و گناه.