جمع بندی داریم کجا میریم؟؟!!!

تب‌های اولیه

74 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

رستگاران;1017434 نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
چرا ثبات ندارد؟
خودتان گفتید زندگیشان ثبات داشته است؟

یا علی(س)

باسلام
متوجه سوالاتون نشدم

[="Tahoma"][="DarkSlateGray"]

اللیل والنهار;1017469 نوشت:
باسلام
متوجه سوالاتون نشدم

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لدلیک الفرج
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
گفتید فردی صیغه کرده با خانمی بعد از اتمام آن دوباره تمدید کردند
خب اینکه ثبات ازدواجشان را می رساند
بدون محدودیت های ازدواج دائم
البته باید پرسید این پیوستگی حکم نکاح دائم بر آن وارد می شود یا خیر
چون در مساله ایی یادم هست که گفته شده ازدواج موقت نباید بگونه ایی باشد که شبیه دائم شود(همچین مضمونی به رساله مرجع بخش نکاح موقت رجوع کنید.)
یا علی(س)[/][/]

رستگاران;1017470 نوشت:
گفتید فردی صیغه کرده با خانمی بعد از اتمام آن دوباره تمدید کردند

رستگاران;1017470 نوشت:
ه ازدواج موقت نباید بگونه ایی باشد که شبیه دائم شود

باسلام فکر کنم جواب سوالتون رو خودتون دادید
حال باید دید ازدواج موقت از چه لحاظ مورد قبول اقایان و خانها هستش شاید بشه گفت اکثریت خانمها موافق ازدواج دائم هستند.
باتشکر
یاحق

[="Tahoma"][="DarkSlateGray"]

اللیل والنهار;1017473 نوشت:
باسلام فکر کنم جواب سوالتون رو خودتون دادید
حال باید دید ازدواج موقت از چه لحاظ مورد قبول اقایان و خانها هستش شاید بشه گفت اکثریت خانمها موافق ازدواج دائم هستند.
باتشکر
یاحق

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
خب یک مساله اینه که درک درستی از صیغه بدست نیامده
و گاهی منفعت طلبی مرد باعث نکاح موقت می تواند باشد
بنظر بنده چارچوبها بیان شود و تا می شود به اسم مصلحت اندیشی وارد چارچوب های شرعی و اخلاقی نشد خوب است
اینکه مردی به دلایل مختلف تصمیم به نکاح موقت می کند و زنی می پذیرد همین دلیل تا باقی است این ازدواج با ثبات است البته در دائمی هم همین حاکم است و فقط در دائم حقوق واجبی که به گردن مرد و زن می افتد محدودتر می کند ازدواج را
الان با شرایط فعلی و دلهره دختر و پسر از انتخاب تجویز نکاح موقت حساب شده راه حل مناسبی است
اگر کمی در کوچه ها سرک بکشیم هستند کسانی که بی پروایی و بی بندو باری را انتخاب کنند اما نکاح موقت را خیر
چرا؟
احتمالا به خاطر اینکه گمان می کنند در ازدواج دائم ثبات هست!
در صورتی که اگر در دائم علاقه تفاهم و مسالمت نباشد تنها یک چوب خشکیه که باید هم را تحمل کنند
تازه مرد در همان دائم هم می تواند با چند کلمه خاتمه زندگی را اعلان کند که در موقت هم می تواند حال در دائم زن محدودیت های بیشتری دارد و زمان اتمام زندگی را می داند و از نظر روحی یا مرد را جذب خود می کند یا برای اتمام رابطه خودش را محیا
نظر دوستان چیست؟
یا علی(س)[/][/]

رستگاران;1017475 نوشت:
اگر کمی در کوچه ها سرک بکشیم هستند کسانی که بی پروایی و بی بندو باری را انتخاب کنند اما نکاح موقت را خیر
چرا؟

رستگاران;1017475 نوشت:
در صورتی که اگر در دائم علاقه تفاهم و مسالمت نباشد تنها یک چوب خشکیه که باید هم را تحمل کنند

رستگاران;1017475 نوشت:
زه مرد در همان دائم هم می تواند با چند کلمه خاتمه زندگی را اعلان کند که در موقت هم می تواند حال در دائم زن محدودیت های بیشتری دارد و زمان اتمام زندگی را می داند و از نظر روحی یا مرد را جذب خود می کند یا برای اتمام رابطه خودش را محیا
نظر دوستان چیست؟

باسلام
همه این موارد رو فرمودید از دید آقایان به موضوع نگاه کردید اگه با دیدگاهی که یک خانم به ازدواج داره نگاه میکردید مطمئنا ازدواج دائم با مشکلات فراوان برای خانم خوشایند و موردقبول تر از ازدواج موقت چون از نظر خانمها ازدواج موقت ثبات ندارد

بله قبول دارم ثباتی هم ممکنه در ازدواج دائم نباشد ولی در ازدواج موقت چه بخواهد چه نخواهد مدت تعیین شده درسته حالا الله اعلم با اتمام این مدت آقا بخواهد تمدید شود یا نه ولی در ازدواج دائم اصل بر دوام است حال اگر مشکلات غیر قابل تحمل باشد مطئمنا هر دو تصمیم به جدایی خواهند گرفت

اللیل والنهار;1017477 نوشت:
همه این موارد رو فرمودید از دید آقایان به موضوع نگاه کردید اگه با دیدگاهی که یک خانم به ازدواج داره نگاه میکردید مطمئنا ازدواج دائم با مشکلات فراوان برای خانم خوشایند و موردقبول تر از ازدواج موقت چون از نظر خانمها ازدواج موقت ثبات ندارد

سلام و عرض ادب
چون با تاپیک مرتبط نیست تمایلی ندارم وارد بحث ازدواج موقت بشوم
فقط دو سوال دارم که شما یا هر کاربر دیگری پاسخ بدهد ممنون می‌شوم:

1 - به نظر شما موضوع باید فقط از دید خانمها دیده شود یا فقط مردها یا هر دو گروه؟

2 - آیا تمام چند میلیارد خانمی که روی کره زمین زندگی می‌کنند، دقیقاً مانند هم فکر می‌کنند که خانمها به این راحتی بجای تمام خانمهای کره زمین نظر می‌دهند؟!


Reza-D;1017512 نوشت:
1 - به نظر شما موضوع باید فقط از دید خانمها دیده شود یا فقط مردها یا هر دو گروه؟

2 - آیا تمام چند میلیارد خانمی که روی کره زمین زندگی می‌کنند، دقیقاً مانند هم فکر می‌کنند که خانمها به این راحتی بجای تمام خانمهای کره زمین نظر می‌دهند؟!

باسلام مطمئنا خیر هر دو گروه فقط خواستم عرض کنم که به این موضوع هم توجه داشته باشند در پاسخگویی هرچیزی که مردان فکر میکنند خانم ها هم قرار نیستم به همان شکل تصور کنند
همان طور که نمی توان همچین احتمالاتی در مورد آقایان داشت

باتشکر
یاحق

اللیل والنهار;1017513 نوشت:
مطمئنا خیر هر دو گروه

پرسش‌های من ابداً به معنای مخالفت با شما نبود. فقط قصد دارم به بخش مورد نظرم برسم
ببینید من در اینکه حرف شما حرف قلبی شماست ذره‌ای شک ندارم
حتی بسیاری از خانمها هم وقتی می‌گویند باید نظر هر دو نفر دیده شود حقیقت را می‌گویند
اما در عمل اتفاق دیگری می‌افتد که عرض می‌کنم

وقتی می‌فرمائید باید نظر هر دو گروه در نظر گرفته بشود یعنی چه کنیم؟
شما می‌گوئید هیچ زنی مایل به ازدواج موقت نیست و اگر هم تن به آن می‌دهد از اجبار است
خب نتیجه این حرف چیست؟ اینکه هر مردی بخواهد زنی را به ازدواج موقت خود در بیاورد در واقع او را مجبور کرده و شانس ازدواج دائم را از او گرفته
بنابراین هر مردی که با زنی عقدموقت کند قطعاً ظالم است. بنابراین هیچ جایی برای تحقق خواستهء مردها نمی‌ماند مگر به اکراه زن
اگر توضیح من اشتباه است اصلاح بفرمائید

Reza-D;1017514 نوشت:
بنابراین هر مردی که با زنی عقدموقت کند قطعاً ظالم است. بنابراین هیچ جایی برای تحقق خواستهء مردها نمی‌ماند مگر به اکراه زن

باسلام در هر صورت خانم تا قبول نکند عقدی صورت نمگیردپس ظلمی صورت نگرفته چه موفت چه دائم
حرف بنده این بود که خواست اکثریت بر ازدواج دائم بودن است چون خواه ناخواه در اکثر ازدواجهای موقت ثباتی نیست.

رستگاران;1017475 نوشت:
الان با شرایط فعلی و دلهره دختر و پسر از انتخاب تجویز نکاح موقت حساب شده راه حل مناسبی است

رستگاران;1017475 نوشت:
فقط در دائم حقوق واجبی که به گردن مرد و زن می افتد محدودتر می کند ازدواج را

بیشتر عرض بنده هم مربوطه به این بخش از فرمایش جناب رستگاران بود

یار مهربان;1010940 نوشت:
فقط میخوام بپرسم کجا داریم میریم ؟ این خانمها چه خواهند کرد؟

سلام بحث خیلی باز شده چند وقت پیش اخطار دادم که تعداد خانم ها بیشتر از اقایون هست، دهه هفتادی ها اشتباه دهه شصتی رو نکردن

به عنوان پسری که برام مهم بود دختر حتما دهه شصتی باشه و در انتها بعد چندین دخترخانم دهه شصتی به یاس رسیدم

اما دهه هفتادی ها کلا گذاشته بودم کنار

هنوز هم رو فکرم هستم بحث رو کانالیزه کنیم

یار مهربان;1011903 نوشت:
دهه شصت کماکان خود را به خواب زده اند.

دهه شصتی های خانم بله از تفرک دهه شصتی عبور کردن و افتادن تو بازی پول و مال

یه جمله جالب و دردناک که ازم خودم پرسیدن

یعنی شما می گین یه اقا که هم پول دار باشه هم با اخلاق و با ایمان و امانت دار نیست؟

گفتم حتما هست با همین فرمون پیش برید ان شا الله که پیدا میشهhappy

اللیل والنهار;1013489 نوشت:
و جالب اینکه همچنان به پسران بیکار، کم سن، سربازی نرفته ، خونه ندار،بیسواد و... خیلی دختر نمیدن ولی چرا تاوانش رو دارند این گروه سنی پس میدن نمیدونم

.

یاعلی شما متر بزن
یه پسر فرضی رو می ذاریم وسط
18 سالشه دیپلم گرفته میره سربازی برگشته 20 سالش شده بره دنبال کار
میخوام حس کنیم که تو دهه هفتادیم الان مادی گرایی شدت گرفته متاسفانه گروهی از دخترها و پسرها هم اهلش شدن البته پسرهایی هم هستن که خوبن و با دخترهای خوب ازدواج می کننن و ازدواج کردند

و متاسفانه اعمال غیر خوب با پول کمتر و عدم متعهد شدن به زندگی هم داره شدت می گیره

مثلا مورد ما پسر خوبه است که اصالت خودش رو حفظ کرده

یک : چند تا از این نوع پسرها هست ؟ و چند دختر در این طراز وجود دادره؟؟؟

اوضاع جالبی نیست یکی از اقوام دورمون یه دختر خانم، با یه اقا پسر که ازش 5 سال کوچیکتر بود ازدواج کرده

گناه کردن اسان شده و زندگی بدون گناه سخت شده

مجرد بودن امکانات داره و متاهل بودن سخت تر شده

دو : متاسفانه بین پسران غیور بودن کمرنگ شده، و بین دختران عفیف بودن روی نفر صحبت نمی کنم برای جامعه خودمون دارم میگم

وقتی غیرت در پسران و عفت در دختران کم رنگ شده ازدواج با تعهد انجام نمیشه و متاسفانه حرف ها و رفتارهای بسیار بدی می شنویم و می بینیم

نمی خوام رو زخم نمک بپاشم اما دیگه واقعا هر کسی که براش فرصت ازدواج هست با عقل تصمیم بگیره

پول هیچ وقت خوشبختی نیاورده و نمیاره

ابوالبرکات;1011421 نوشت:
نمی دانم چرا ولی همه ی این جاهایی که رفتم خواستگاری همشون بورژوازی بودند

چون دارید جای اشتباهی را جستجو می‌کنید. باید تفکر خود را تغییر بدهید

یار مهربان;1010940 نوشت:
این خانمها چه خواهند کرد؟

شما چند پرسش را مطرح کردید که هر کدام به جای خود قابل بررسی هستند
اما سوال من از شما این است که خود خانمها چقدر به خودشان کمک می‌کنند؟
این بخش از صحبتتان را ببینید:

یار مهربان;1010940 نوشت:
.گفتن دختر تحصیلات نداشته باشه هیچی حالیش نیست پس خانمها هم باید تحصیلات عالی داشته باشن

یار مهربان;1010940 نوشت:
.گفتن زن مرد نداریم شما هم باید کار کنید خانمها وارد بازار کار شدن
چه کسانی گفتند؟ مردها گفتند؟! یا خود خانمها؟
مگر خود خانمها نبودند که بحث برابری جنسیتی را مطرح کردند و خواستار این شدند که مثل مردها وارد بازار کار شوند؟
حتی همین الان هم در همه جا از جمله در همین سایت خانمها مدام صحبت از برابری می‌کنند

دقت بفرمائید کاری ندارم این خواسته زنها خوب بوده یا بد؛ اما خوستهء خودشان بوده و خیلی بی‌انصافی است که این را به گردن مردها بیندازید

یار مهربان;1010940 نوشت:
بعد گفتن کارکردی مرد شدی ما زن میخواهیم که فلان باشد بهمان باشد
یعنی دقیقا وقتی به این موضوع رسیدن که دیگه این خانم نمی تونه برگرده به اون دورانی که از دست داده
معلوم است که مردها زن می‌خواهند! انتظار داشتید چه بخواهند؟!
اگر پرداختن دخترها به تحصیلات و مشاغل بد است و خانمها دیگر نمی‌توانند به دورانی که از دست داده‌اند برگردند مقصر خودشان هستند
اگر هم
پرداختن دخترها به تحصیلات و مشاغل خوب است، که پس دیگر اعتراضتان برای چیست؟!

یار مهربان;1010940 نوشت:
یعنی خانمها در گروه سنی 30 به بالا بیشتر بودن
آقایانی که به این گروه سنی بخورن خیلی کم بود

دلیلش خیلی روشن است
چون مردها بدون احساس خجالت یا این حس که شأن من پایین آمده، از موقعیت‌های مختلف برای معرفی خود استفاده می‌کنند. از جمله از این نوع سایت‌ها
به همین دلیل شما طیف گسترده‌تری از مردها را در این سایت‌ها می‌بینید و مردهای جوان بدون خجالت خودشان را برای ازدواج کاندید می‌کنند
و چون در زمان مناسب خود را معرفی کرده‌اند دخترهای زیادی هم خواهان آنها هستند و معمولاً خیلی زود موفق به ازدواج می‌شوند و به سن بالای 30 سال نمی‌رسند

اما متاسفانه هم خود خانمها تمایلی ندارند که برای ازدواج پیش قدم باشند و هم جامعه پذیرای این حرکت از سوی خانمها نیست
از طرفی خانمهایی که سن پایین دارند نیازی نمی‌بینند دست بجنبانند چون احساس می‌کنند که فرصت کافی دارند
در نتیجه تنها خانمهایی وارد این سایت‌ها می‌شوند که شرایط برای یافتن همسر برایشان دشوار شده و به عبارتی دیگر چاره‌ای ندارند!

کجا داریم میریم!! نمیدونم ولی توی بقیه کشورها غیر از کشورهای عربی که چند همسری دارن همینطوری هست. الان توی روسیه جمعیت دخترها حدود
۸ میلیون بیشتر هست و البته روابط هم ازاد هست ... ناگفته نماند روسیه و مسکو رو من خیلی دوست دارم برای زندگی!!
دخترها که همه فکر و ذکر شون ازدواج هست ولی زندگی بدون ازدواج و مجردی هم میشود
البته روال طبیعی ازدواج کردن هست
ولی وقتی اخلاق و خلقیات عوض شده یا خیانت باشد و مسائل دیگر مجردی بهتر
من قبلا دوست داشتم چندتا زن بگیرم و اونها رو از همه نظر ساپورت کنم ولی با سن سی و اندی تابحال خواستگار نرفتم.. اگر بخاطر بعضی ملاحظات نبود ترجیح من ازدواج نکردن هست

امید;1011094 نوشت:
در سالیان اخیر برخی از صاحب نظران معتقدند مسأله تفاوت سنّی کم اهمیّت تر از آن چیزی است که مردم می پندارند
چیزی که مردم می‌پندارند؟!!!
خیلی جالب است! کلاً استاد انداختن تقصیرها به گردن دیگران هستیم!
انگار نه انگار که تا همین چند سال پیش بود که اگر پسری می‌گفت به دختری بزرگتر از خودم علاقه پیدا کرده‌ام
همین صاحب نظران عزیز او را می‌نشاندند و چد مثنوی در وصف مضرات بیشتر بودن سن زن از مرد برایش می‌سرودند

می‌گفتند اگر زن از مرد بزرگتر باشد از نظر درک متقابل دچار تناقض می‌شوند
می‌گفتند اگر زن بزرگتر باشد می‌خواهد ریاست کند و با شوهرش مثل کودک رفتار می‌کند
می‌گفتند اگر مرد کوچکتر باشد ممکن است به همسرش به دید مادر نگاه کند که تاثیر منفی در اقتدار مرد خواهد داشت
و............

این هم چند نمونه از همین سایت:

اگر سن دختر بیشتر از پسر باشد چه مشکلاتی در ازدواج خواهند داشت؟
خواستگاری از دختری بزرگتر از پسر (3 سال)
انتخاب همسر و مشکل در اختلاف سنی

خودشان این فکر را در ذهن مردن نهادینه کردند و حالا که تاثیر این تفکر غلط را دیده‌اند بجای اعتراف به اشتباه خود
سعی می‌کنند با فرافکنی تقصیر را به گردن مردم بیندازند و خود را به عنوان ناجی که قصد دارد مردم را از این تفکر نجات دهد معرفی می‌کنند!
واقعاً که وقتی حال و روز صاحب نظران و کارشناسان این باشد دیگر چه توقعی از مردم عادی باید داشت؟!
جالب است این حرف آقای غلامعلی افروز که سن عقلی مهم است نه سن شناسنامه‌ای را قبلاً خود من می‌گفتم و کسی قبول نمی‌کرد!
البته تنها مشکل من این بود که کلمهء "دکتر" را یدک نمی‌کشیدم!
انشاالله برخی انتقادات امروز من به روانشناسان هم چند سال دیگر ثابت خواهد شد

[="Tahoma"][="DarkSlateGray"]

Reza-D;1017578 نوشت:
چیزی که مردم می‌پندارند؟!!!
خیلی جالب است! کلاً استاد انداختن تقصیرها به گردن دیگران هستیم!
انگار نه انگار که تا همین چند سال پیش بود که اگر پسری می‌گفت به دختری بزرگتر از خودم علاقه پیدا کرده‌ام
همین صاحب نظران عزیز او را می‌نشاندند و چد مثنوی در وصف مضرات بیشتر بودن سن زن از مرد برایش می‌سرودند

می‌گفتند اگر زن از مرد بزرگتر باشد از نظر درک متقابل دچار تناقض می‌شوند
می‌گفتند اگر زن بزرگتر باشد می‌خواهد ریاست کند و با شوهرش مثل کودک رفتار می‌کند
می‌گفتند اگر مرد کوچکتر باشد ممکن است به همسرش به دید مادر نگاه کند که تاثیر منفی در اقتدار مرد خواهد داشت
و............

این هم چند نمونه از همین سایت:

اگر سن دختر بیشتر از پسر باشد چه مشکلاتی در ازدواج خواهند داشت؟
خواستگاری از دختری بزرگتر از پسر (3 سال)
انتخاب همسر و مشکل در اختلاف سنی

خودشان این فکر را در ذهن مردن نهادینه کردند و حالا که تاثیر این تفکر غلط را دیده‌اند بجای اعتراف به اشتباه خود
سعی می‌کنند با فرافکنی تقصیر را به گردن مردم بیندازند و خود را به عنوان ناجی که قصد دارد مردم را از این تفکر نجات دهد معرفی می‌کنند!
واقعاً که وقتی حال و روز صاحب نظران و کارشناسان این باشد دیگر چه توقعی از مردم عادی باید داشت؟!
جالب است این حرف آقای غلامعلی افروز که سن عقلی مهم است نه سن شناسنامه‌ای را قبلاً خود من می‌گفتم و کسی قبول نمی‌کرد!
البته تنها مشکل من این بود که کلمهء "دکتر" را یدک نمی‌کشیدم!
انشاالله برخی انتقادات امروز من به روانشناسان هم چند سال دیگر ثابت خواهد شد

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم عجل لولیک الفرج
سلام علیکم و رحمه الله و برکاته
مشکل عدم تدوین و ارائه جامع و کامل دین مبین اسلام و مکتب شیعه است
اگر عادلانه بیاندیشیم و نگاه کنیم بنظر بنده 1400 پیش این نتیجه گیری موجود بوده
اینکه در کلامی منسوب به امیر المومنین(ع) می گویند به کلام شخص توجه کنید نه شخص
یا قران می گوید مومنین کسانی هستند که سخنان را می شنوند و از بهترینش پیروی می کنند
و یا علم و جایگاه علم و اندیشه چگونه است؟
آیا تمامی مدارج مرسوم الزاما باید طی شود که کسی عالم باشد؟
خب می دانیم خدا به هرکس بخواهد دانش عطا می کند
تفکر در سخنان و انتخاب بهترینش بنظر راه خوب و مطمینیه که قرآن پیش پای ما گذاشته است.
به اسلام بر گردیم
به امام زمان(عج) رجوع کنیم.
یا علی(ع)[/][/]

Reza-D;1017578 نوشت:
همین صاحب نظران عزیز او را می‌نشاندند و چد مثنوی در وصف مضرات بیشتر بودن سن زن از مرد برایش می‌سرودند
می‌گفتند اگر زن از مرد بزرگتر باشد از نظر درک متقابل دچار تناقض می‌شوند
می‌گفتند اگر زن بزرگتر باشد می‌خواهد ریاست کند و با شوهرش مثل کودک رفتار می‌کند
می‌گفتند اگر مرد کوچکتر باشد ممکن است به همسرش به دید مادر نگاه کند که تاثیر منفی در اقتدار مرد خواهد داشت

سلام

آقا رضای عزیز

من خودم در چند تاپیک در مورد مشکلات ناشی از تفاوت سنّی دختر و پسر حرف زده ام. از آن جمله در کامنت زیر:

http://www.askdin.com/showthread.php?t=65033&page=2#14

اشکال شما را قبول دارم؛ اما باید این را بگویم که:
تفاوت سنّیِ دختر و پسر واقعا باعث بروز مشکلاتی در رابطه می شود؛ یعنی احتمال بروز اختلاف شدید و طلاق را بالا می برد؛ ولی اگر دختر و پسر یاد بگیرند مسائل ناشی از اختلاف سنّی را مدیریت کنند، می توانند به خوبی در کنار یکدیگر زندگی کنند.
پختگي زياد يک طرف در مقابل ناپختگی و بی تجربگی های طرف مقابل، مهم ترين عاملی است که زندگی زناشویی را با مشکل مواجه می سازد. اگر فرد بزرگ تر به کوچک تر اجازه دهد که مسائل را خود تجربه کند و پخته تر گردد، می توانند از زندگی در کنار یکدیگر لذت ببرند. مثلا فرد کوچک تر ممکن است به خاطر بی تجربگی دست به آزمون و خطاها برای به دست آوردن شغل، جایگاه اجتماعی، حلّ مشکلات شخصی و ارتباطی اش بزند. اگر فرد بزرگ تر صبور باشد و فرد کوچک تر به توصیه های بزرگ تر اهمیت بیشتری قائل شود، زندگی شان مستمرّ خواهد بود. به این خاطر در سال های اخیر و با مشاهده موارد متعددِ موفق از ازدواج های با فاصله سنّی دیگر اصرار زیادی به انجام نشدن این ازدواج ها دیده نمی شود؛ بلکه متخصصان بر نقش «تاب آوری» و یادگیریِ مهارت های زندگی مشترک در استمرارِ زندگیِ این افراد تأکید می کنند. ولی نمی توان انکار کرد که «فاصله سنی» ریسک ازدواج را افزایش می دهد.

Reza-D;1017560 نوشت:
چون دارید جای اشتباهی را جستجو می‌کنید. باید تفکر خود را تغییر بدهید
کجا را باید جستجو کنم؟

امید;1017601 نوشت:
من خودم در چند تاپیک در مورد مشکلات ناشی از تفاوت سنّی دختر و پسر حرف زده ام
نکاتی را خدمت شما عرض می‌کنم البته درس پس می‌دهم گل
شما در آن تاپیک از
"اختلاف زیاد سن" آن هم حدود 10 سال سخن گفته‌اید نه "بالاتر بودن سن زن نسبت به مرد" آن هم به مقدار کم؛ و صحبت شما هم کاملاً درست بوده
چون مشکلاتی که بیان کرده‌اید طبق عاملی درونی و بطور طبیعی شکل خواهند گرفت و نمی‌توان با آموزش، چیزی از این مشکلات کم کرد
وقتی اختلاف سن حدود 10 سال یا بیشتر باشد، بطور طبیعی کسی که جوان‌تر است انرژی بیشتری دارد؛ چه از نظر میل جنسی و چه از نظر سایر ابعاد زیستی
و فرد پیرتر را هم نمی‌شود آموزش داد که انرژی داشته باشد! چون اصلاً بحثِ یک واکنش طبیعی و درونی در روح و جسم است و قابل آموزش نیست

اما درمورد موضوع بزرگتر بودن زن از مرد و تأثیرات منفی احتمالی آن؛ به دو عامل (یک عامل طبیعی و درونی، و یک عامل بیرونی) استناد می‌شود
و گفته می‌شود این دو عامل می‌توانند روی زندگی زوجین تاثیر بگذارند. این دو عامل اینها هستند:
1 - میزان رشد عقلی (عامل درونی که قابل آموزش نیست)
2 - بی‌اطلاعی از مهارت‌های همسرداری
(عامل بیرونی که قابل آموزش است)


1 - میزان رشد عقلی
گفته می‌شود چون زنها زودتر به سن بلوغ می‌رسند، اگر مرد 3-4 سال بزرگتر باشد گویی سن آنها مساوی است. اما بزرگتر بودن زن به مقدار 2-3 سال از مرد، در حقیقت به معنای رشد عقلی 5-6 سال بیشتر در زن است. درست است که این هم یک موضوع طبیعی و داخلی است اما تفاوت اساسی با بحث اختلاف سن زیاد دارد. چون بحث انرژی تقریباً بطور مطلق درونی است یعنی به هیچ عامل دیگری وابسته نیست. به این معنا که اگر شما 100 نفر آدم 40 ساله را با 100 نفر آدم 30 ساله از نظر میزان انرژی مقایسه کنید لااقل در 90درصد موارد افراد 30 ساله انرژی بیشتری دارند. اما بر خلاف بحث انرژی که کاملاً به سن وابسته است درمورد رشد عقلی بالا بودن سن به هیچ عنوان تا این حد تاثیر مستقیم ندارد. یعنی اگر شما 100 نفر
آدم 40 ساله را با 100 نفر آدم 30 ساله از نظر رشد عقلی مقایسه کنید به نتایجی کاملاً پراکنده و غیرمتمرکز دست پیدا خواهید کرد. حتی اگر بازه نمونه‌های آزمایش را باز هم بیشتر کنید و مثلاً از افراد 30 ساله تا 60 ساله را در آن بگنجانید باز هم درصد بالای رشد عقلی لزوماً در یک سن خاص متمرکز نخواهد بود. دلیل این اتفاق هم این است که رشد عقلی بر خلاف میزان انرژی، تنها به سن وابسته نیست بلکه به مسائلی مانند خانواده، فرهنگ، محیط علمی، ارث، استعدادهای خدادادی و... نیز وابسته است.

نکتهء مهم اینکه حال که می‌دانیم رشد عقلی را صرفاً از روی سن نمی‌شود تشخصی داد، ضرورت تعیین میزان رشد عقلی دیگر محصور در ازدواج‌هایی که زن بزرگتر است نخواهد بود بلکه حتی در ازدواج‌هایی که زن کوچکتر است نیز باید تطابق فکری بررسی شود. چه بسا دو زوج که از نظر اختلاف سنی کاملاً مشابه هم هستند به شما مراجعه کنند (مثلاً دو پسر 28 ساله که می‌خواهند با دو دختر 23 ساله ازدواج کنند) اما شما به زوج اول پیشنهاد ازدواج بدهید و به زوج دوم پیشنهاد جدایی، چون تشخیص داده‌اید که زوج اول رشد عقلی نزدیک به یکدیگر دارند اما در زوج دوم، یکی از دختر و پسر نسبت به سنش رشد عقلی بسیار کمی داشته است. پس لزوم بررسی رشد عقلی پیش از ازدواج شامل تمام سنین می‌شود؛ چه مرد بزرگتر باشد و چه زن و چه هر دو هم سن باشند.

علاوه بر این، وقتی مشخص شد که رشد عقلی را نمی‌توان صرفاً از روی یک آیتم تشخیص داد، آن وقت آیتم‌های دیگر نیز بی‌اثر خواهند شد. یعنی دیگر نمی‌توانیم بگوئیم یک لیسانسه لزوماً نسبت به یک دیپلمه عاقل‌تر است. نمی‌توانیم بگوئیم یک استاد دانشگاه لزوماً نسبت به یک دانشجو عاقل‌تر است و......؛ لذا لزوم بررسی رشد عقلی پیش از ازدواج نه تنها شامل تمام سنین، بلکه شامل تمام سنین، تمام تحصیلات، تمام مشاغل و..... می‌شود. در نتیجه دیگر نمی‌توانیم بحث میزان رشد عقلی را به عنوان یک عامل مختص در ازدواج‌هایی که زن بزرگتر است معرفی کنیم.

2 - بی‌اطلاعی از مهارت‌های همسرداری
خب فکر می‌کنم این یکی نیاز به توضیح نداشته باشد. شما بهتر از من می‌دانید که این مورد را می‌تواند با آموزش حل کرد. ضمن اینکه این آموزش‌ها نیز منحصر در یک ازدواج خاص
(مثل ازدواجی که در آن سن زن بیشتر از مرد است) نیست، بلکه تقریباً تمام انسان‌ها نیاز به کسب مهارت‌های ازدواج قبل از ورود به زندگی را دارند. پس این عامل هم کاملاً عمومیت دارد و نمی‌توان آن را به عنوان عیبی در ازدواج مورد بحث ما معرفی کرد.

در انتها مطلبی را عرض می‌کنم. ببینید اگر ما هیچ راه دیگری برای درک خصوصیات زوجین نداشته باشیم، در آن صورت چاره‌ای جز این نیست که احتمالات را در نظر بگیریم و تا جای ممکن امکان وقوع تاثیرات منفی را کمتر کنیم. مثلاً بگوئیم احتمال خوشبختی در ازدواجی که مرد کمی بزرگتر است بیشتر از سایر ازدواج‌هاست. یا بگوئیم احتمال خوشبختی در ازدواجی که شغل دو طرف مانند هم است بیشتر از ازدواج با اختلاف زیاد مشاغل است.

اما دقیقاً ایراد من به زوجین، اطرافیان آنها، و همینطور کارشناسان دقیقاً همینجاست! مگر راه تحقیق و بررسی را بر مابسته‌اند یا ما را در زندانی محبوس کرده‌اند که متوسل به احتمالات بشویم؟ وقتی هم عقل و هم شرع ما را به تحقیق و بررسی دقیق فرا می‌خوانند، چه لزومی دارد که سراغ احتمالات برویم و از روی احتمالات تشکیل خانواده بدهیم؟

Reza-D;1017627 نوشت:
رشد عقلی را نمی‌توان صرفاً از روی یک آیتم تشخیص داد،

در مصاحبه های پیش از ازدواج نمی توان رشد عقلی را به دقت مشخص کرد. معیار برای تعیین رشد عقلی چیست؟ آیا بهره هوشی را می توان ملاکی برای تعیین رشد عقلی دانست؟ خیر. بهره هوشی فقط قابلیت های ذهنی را معین می کند؛ اما نحوه عملِ فرد در زندگیِ مشترک را مشخص نمی نماید. به همین خاطر افرادی را می بینیم که با داشتنِ بهره هوشیِ بالا در زندگیِ مشترک ناموفق بوده اند. واقعیت این است که نمی توان به صورت صد درصد از روی نتایج آزمون های روانشناختی مشخص کرد که ازدواجِ یک دختر و پسر موفقیت آمیز خواهد بود یا با شکست روبرو خواهد شد. همیشه درصدی احتمال خطا وجود دارد. روانشناسان خبره نیز با توجه به نتایج آزمون ها و نیز مصاحبه با دختر و پسر می توانند تا حدودی و با درصد خطای کمی پیش بینی کنند که «ان شاءالله» این ازدواج به شکست ختم نمی شود و آن ازدواج با درصد خطایی با شکست روبرو می شود. پس باز هم پای احتمالات به میان می آید.

امید;1017631 نوشت:
در مصاحبه های پیش از ازدواج نمی توان رشد عقلی را به دقت مشخص کرد
استاد عزیز، ما حتی یک دقیقه بعد خودمان را هم نمی‌توانیم مشخص کنیم!
معلوم است نمی‌توان بطور قطع تشخیص داد که یک انسان چقدر در زندگی آینده‌اش موفق است
بحث این است که تا چه میزان می‌توان بر مبانی صحیح‌تر تکیه کرد و بر اساس آنها نتیجه‌گیری کرد
قطعاً بررسی علمی و عملی بسیار موثرتر از این است که بخواهیم صرفاً از روی آیتم‌هایی مثل میزان تحصیلات یا سن، میزان درک و فهم فرد را تشخیص دهیم

ضمن اینکه درست است که نمی‌توان کامل تشخیص داد، اما بخش زیادی از آن را می‌شود تشخیص داد
شما بهتر از من می‌دانید که حتی با خواندن کامنت‌های یک کاربر می‌شود به مقداری از خصوصیات او و میزان رشد عقلی‌اش علم پیدا کرد
آن هم کاربری که حتی او را ندیده‌ایم! حتی از نحوهء سوال پرسیدن یک فرد می‌توان به علایق و دغدغه‌هایش پی برد
چه رسد به اینکه با کسی بطور حضوری مدتی در ارتباط باشیم
پس گر چه صددرصد نیست، اما آنقدرها هم دشوار نیست و بخش زیادی از این شناخت قابل دستیابی است

پرسش:

در سال های اخیر شاهد افزایش سنّ ازدواجِ خانم ها و بیشترشدنِ خانم های بالای سی سالِ مجرد هستیم. چرا این اتفاق افتاده است؟ راه حلّ این مشکل چیست؟

پاسخ:

خیلی خوب است که شما نسبت به مسائل جامعه حسّاس هستید و در مورد آنها فکر و بررسی می کنید. افزایش سنّ ازدواج و افزایش تعداد خانم هایِ مجرّد بالایِ سی سال، یک مسأله اجتماعی است که دلایل مختلفی دارد. از میان آن دلایل می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- فرهنگ:
آقای افشین جعفری مژدهی در مقاله ای با عنوان «عدم تعادل در وضعیت ازدواج درایران» عنوان کرده که "دریک کشور با جمعیت درحال افزایش ، اگر مردان با زنان جوان تر از خود ازدواج کنند، نوعی عدم تعادل دروضعیت ازدواج به وجود می آید"(1). در کشور ما این فرهنگ وجود دارد که مردها بهتر است با زنان جوان تر از خود ازدواج کنند.
در سالیان اخیر برخی از صاحب نظران معتقدند مسأله تفاوت سنّی کم اهمیّت تر از آن چیزی است که مردم می پندارند. دکتر غلامعلی افروز (استاد ممتاز روانشناسیِ دانشگاه تهران) می گوید:" در ازدواج اصلا نبايد به شناسنامه نگاه شود. مطالعات در كشور نشان مي‌دهد ازدواج‌هايی كه در آن دختر دو سال از پسر بزرگتر است، ازدواج های مستحكم ‌تری هستند و كمتر به طلاق كشيده می ‌شوند"2).

- تفاوت بین نسل ها
جامعه شناسان معتقدند در عصر کنونی جامعه ایران در حال گذار از سنّت به مدرنیته است. این گذار و تحوّل در موضوع ازدواج به صورت اختلاف و تفاوت در ارزش های نسل های جامعه نمایان می شود. این تفاوت در الگوهای رفتاریِ نسل گذشته و نسل امروز نیز دیده می شود. در مسأله ملاک های انتخاب همسر، فرزندان دیگر از معیارها و ملاک های پدران و مادران شان پیروی نمی کنند. زنان جوان ایرانی مواردی نظیر تحصیلات دانشگاهی، نگرش نسبت به اشتغال در بیرون از خانه و تشابهِ حقوق با مردها را در انتخاب شوهر در نظر می گیرند. مردهای جوان نیز دیگر مثل پدران شان از پذیرشِ پول و درآمدِ همسران متنفر نیستند و همسری می خواهند که با کار در خارج از خانه به اقتصاد خانواده کمک کند. این تغییر در نگرش ها باعث بروز موانعی در مسأله ازدواج می شود؛ به گونه ای که می بینیم با افزایش سطح تحصیلات در زنان، نرخ تجرّد نیز افزایش می یابد. پس سطح بالای تحصیلات خانم ها به خودیِ خود باعث افزایشِ میل به مجردبودن نمی شود؛ بلکه تغییر در ارزش ها و نگرش هاست که موجب سخت تر شدنِ ازدواج در نظرِ خانم های ایرانی می شود.

- بیکاری و مشکلات اقتصادی
در سال های اخیر به دلیل افزایش نرخ جمعیت در دهه های گذشته، تعداد بیکاران افزایشی چشمگیر داشته؛ به گونه ای که شاهد نرخ بیکاریِ بالایی در ایران هستیم. این بیکاری در میان افراد تحصیل کرده که اکثریتِ قشر جوانان را تشکیل می دهد، بیشتر به چشم می خورد. داشتنِ کارِ مناسب با درآمدِ کافی، نقش مهمی در اقدام به ازدواجِ آقایان دارد. بیکاری، فقدان امنیت شغلی و پایین بودنِ دستمزدها از موانع بزرگی است که باعث می شود آقایان تا سال ها برای ازدواج و تشکیل خانواده اقدام ننمایند.

- توقعات و انتظارات بالا برای تشکیل زندگی
متأسفانه در سال های اخیر شاهد هستیم که با وجود مشکلات اقتصادی، سطح توقعات و انتظاراتِ افراد جامعه نسبت به گذشته افزایش چشمگیری یافته است. در گذشته چند خانواده سال ها در یک خانه قدیمی در کنار یکدیگر زندگی می کردند. درست است که در مواردی این مسأله باعث بروز اختلافاتی میان همسران می شد، اما نمی توان کاهشِ هزینه های زندگی را در این وضعیت نادیده گرفت. اما امروزه به ندرت می توان جوانی یافت که حاضر باشد به مدت چند سال با خانواده همسرش در یک خانه زندگی کند. با توجه به اهمیت زیاد مسکن در سبد هزینه های زندگی، این مسأله باعث شده که بسیاری از جوانان تا سال ها ازدواج را به تأخیر بیندازند. در کنار بحث مسکن، اشتیاق به داشتنِ ماشینِ لوکس و لوازم منزلِ گران قیمت موجبِ افزایش هزینه های تشکیل زندگی شده است. فقط با نگاهی به فهرست جهیزیّه نوعروسانِ امروزی می توان به عمقِ مشکل پِی برد.

- افزایش مهریه
در عصر کنونی به خاطر کاهشِ تاب آوریِ افراد - زنان و مردان - شاهد افزایشِ اختلافات در خانواده ها هستیم. زنانِ ایرانی مهریه های سنگینی مطالبه می کنند؛ زیرا از یک سو میزان مهریه را نشان دهنده ارزش خود در نظر پسر و خانواده اش به حساب می آورند و از سوی دیگر با خود فکرمی کنند که در صورت ناسازگاری شوهر می توانند از حربه مهریه یِ سنگین برای سر به راه کردنِ او بهره ببرند و در صورت عدم امکان ادامه زندگی مشترک، تواناییِ تأمین هزینه های سنگینِ زندگی در صورت طلاق را داشته باشند. اما افزایشِ افسارگسیخته یِ مهریه باعث کاهشِ تمایلِ پسران جوان و ترس آنها از ازدواج می شود. من طرفدار مهریه بسیار پایین نیستم. مهریه باید در سطح معقولی تعیین شود تا هم منافع خانم ها حفظ شود و هم آقایان جوان به ازدواج رغبت نشان دهند.

با توجه به آن چه در بالا گفتم، می توان راهکارهای افزایشِ ازدواجِ جوانان را به خوبی یافت.
اگر خانواده ها دست به کار شوند و موانع فرهنگی، همچون توقعات و انتظارات بالا و نگرش های غلط در مورد سنّ ازدواج، را برطرف کنند، می توان امید داشت که مشکلات ازدواج جوانان تا حد زیادی حلّ شود. نباید همیشه منتظر بود که دولت و حکومت کاری برای حل مشکل انجام دهد. ازدواج های دانشجویی یکی از کارهای خوبی است که می تواند الگویی برای کم کردن توقّعات و برگزاریِ ازدواج های آسان باشند.

برای برطرف کردن مشکل بیکاری، باید از دوره ابتدایی برنامه هایی برای افزایش خلاقیت و توانایی های جوانان در مسیر کسب استقلال مالی تدوین و اجرا شوند. والدین باید فرزندان خود را از کودکی برای انجام کار پاره وقتِ مناسب در ساعات فراغت و تعطیلات تشویق کنند. باید کسب و کار و تلاش برای ارتقای وضعیت معیشت از راه های قانونی، یک ارزش شمرده شود. دروس دانشگاهی نیز باید از حالت تئوری خارج شوند و به صورت کاربردی به کسب درآمد اختصاص یابند. رابطه صنعت و دانشگاه نیز باید از حالت شعار خارج و به مسأله ای واقعی تبدیل گردد.
رسانه های ما باید به ایجاد و ارتقای بینشِ جوانان و خانواده ها در مورد ابعاد مادّیِ ازدواج و زندگی اقدام کنند. اگر رسانه ها در تبلیغاتِ خود به زندگیِ پر زرق و برق و دارای تجمّلات را به نمایش بگذارند، ارتقای بینشِ جوانان و خانواده ها اتفاق نخواهد افتاد؛ بلکه آنها با یک دوگانگی در موضوع اهمیت تجمّلات در زندگی مواجه خواهند شد.

پی نوشت:

1: جعفری مژدهی، افشین، عدم تعادل در وضعیت ازدواج در ایران، ص85، فصلنامه پژوهش زنان، دوره یک، شماره 5، بهار 1382
2: به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، 7 آبان ماهِ 1387

موضوع قفل شده است