جمع بندی داریم کجا میریم؟؟!!!

تب‌های اولیه

74 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

Reza-D;1017627 نوشت:
رشد عقلی را نمی‌توان صرفاً از روی یک آیتم تشخیص داد،

در مصاحبه های پیش از ازدواج نمی توان رشد عقلی را به دقت مشخص کرد. معیار برای تعیین رشد عقلی چیست؟ آیا بهره هوشی را می توان ملاکی برای تعیین رشد عقلی دانست؟ خیر. بهره هوشی فقط قابلیت های ذهنی را معین می کند؛ اما نحوه عملِ فرد در زندگیِ مشترک را مشخص نمی نماید. به همین خاطر افرادی را می بینیم که با داشتنِ بهره هوشیِ بالا در زندگیِ مشترک ناموفق بوده اند. واقعیت این است که نمی توان به صورت صد درصد از روی نتایج آزمون های روانشناختی مشخص کرد که ازدواجِ یک دختر و پسر موفقیت آمیز خواهد بود یا با شکست روبرو خواهد شد. همیشه درصدی احتمال خطا وجود دارد. روانشناسان خبره نیز با توجه به نتایج آزمون ها و نیز مصاحبه با دختر و پسر می توانند تا حدودی و با درصد خطای کمی پیش بینی کنند که «ان شاءالله» این ازدواج به شکست ختم نمی شود و آن ازدواج با درصد خطایی با شکست روبرو می شود. پس باز هم پای احتمالات به میان می آید.

امید;1017631 نوشت:
در مصاحبه های پیش از ازدواج نمی توان رشد عقلی را به دقت مشخص کرد
استاد عزیز، ما حتی یک دقیقه بعد خودمان را هم نمی‌توانیم مشخص کنیم!
معلوم است نمی‌توان بطور قطع تشخیص داد که یک انسان چقدر در زندگی آینده‌اش موفق است
بحث این است که تا چه میزان می‌توان بر مبانی صحیح‌تر تکیه کرد و بر اساس آنها نتیجه‌گیری کرد
قطعاً بررسی علمی و عملی بسیار موثرتر از این است که بخواهیم صرفاً از روی آیتم‌هایی مثل میزان تحصیلات یا سن، میزان درک و فهم فرد را تشخیص دهیم

ضمن اینکه درست است که نمی‌توان کامل تشخیص داد، اما بخش زیادی از آن را می‌شود تشخیص داد
شما بهتر از من می‌دانید که حتی با خواندن کامنت‌های یک کاربر می‌شود به مقداری از خصوصیات او و میزان رشد عقلی‌اش علم پیدا کرد
آن هم کاربری که حتی او را ندیده‌ایم! حتی از نحوهء سوال پرسیدن یک فرد می‌توان به علایق و دغدغه‌هایش پی برد
چه رسد به اینکه با کسی بطور حضوری مدتی در ارتباط باشیم
پس گر چه صددرصد نیست، اما آنقدرها هم دشوار نیست و بخش زیادی از این شناخت قابل دستیابی است

پرسش:

در سال های اخیر شاهد افزایش سنّ ازدواجِ خانم ها و بیشترشدنِ خانم های بالای سی سالِ مجرد هستیم. چرا این اتفاق افتاده است؟ راه حلّ این مشکل چیست؟

پاسخ:

خیلی خوب است که شما نسبت به مسائل جامعه حسّاس هستید و در مورد آنها فکر و بررسی می کنید. افزایش سنّ ازدواج و افزایش تعداد خانم هایِ مجرّد بالایِ سی سال، یک مسأله اجتماعی است که دلایل مختلفی دارد. از میان آن دلایل می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- فرهنگ:
آقای افشین جعفری مژدهی در مقاله ای با عنوان «عدم تعادل در وضعیت ازدواج درایران» عنوان کرده که "دریک کشور با جمعیت درحال افزایش ، اگر مردان با زنان جوان تر از خود ازدواج کنند، نوعی عدم تعادل دروضعیت ازدواج به وجود می آید"(1). در کشور ما این فرهنگ وجود دارد که مردها بهتر است با زنان جوان تر از خود ازدواج کنند.
در سالیان اخیر برخی از صاحب نظران معتقدند مسأله تفاوت سنّی کم اهمیّت تر از آن چیزی است که مردم می پندارند. دکتر غلامعلی افروز (استاد ممتاز روانشناسیِ دانشگاه تهران) می گوید:" در ازدواج اصلا نبايد به شناسنامه نگاه شود. مطالعات در كشور نشان مي‌دهد ازدواج‌هايی كه در آن دختر دو سال از پسر بزرگتر است، ازدواج های مستحكم ‌تری هستند و كمتر به طلاق كشيده می ‌شوند"2).

- تفاوت بین نسل ها
جامعه شناسان معتقدند در عصر کنونی جامعه ایران در حال گذار از سنّت به مدرنیته است. این گذار و تحوّل در موضوع ازدواج به صورت اختلاف و تفاوت در ارزش های نسل های جامعه نمایان می شود. این تفاوت در الگوهای رفتاریِ نسل گذشته و نسل امروز نیز دیده می شود. در مسأله ملاک های انتخاب همسر، فرزندان دیگر از معیارها و ملاک های پدران و مادران شان پیروی نمی کنند. زنان جوان ایرانی مواردی نظیر تحصیلات دانشگاهی، نگرش نسبت به اشتغال در بیرون از خانه و تشابهِ حقوق با مردها را در انتخاب شوهر در نظر می گیرند. مردهای جوان نیز دیگر مثل پدران شان از پذیرشِ پول و درآمدِ همسران متنفر نیستند و همسری می خواهند که با کار در خارج از خانه به اقتصاد خانواده کمک کند. این تغییر در نگرش ها باعث بروز موانعی در مسأله ازدواج می شود؛ به گونه ای که می بینیم با افزایش سطح تحصیلات در زنان، نرخ تجرّد نیز افزایش می یابد. پس سطح بالای تحصیلات خانم ها به خودیِ خود باعث افزایشِ میل به مجردبودن نمی شود؛ بلکه تغییر در ارزش ها و نگرش هاست که موجب سخت تر شدنِ ازدواج در نظرِ خانم های ایرانی می شود.

- بیکاری و مشکلات اقتصادی
در سال های اخیر به دلیل افزایش نرخ جمعیت در دهه های گذشته، تعداد بیکاران افزایشی چشمگیر داشته؛ به گونه ای که شاهد نرخ بیکاریِ بالایی در ایران هستیم. این بیکاری در میان افراد تحصیل کرده که اکثریتِ قشر جوانان را تشکیل می دهد، بیشتر به چشم می خورد. داشتنِ کارِ مناسب با درآمدِ کافی، نقش مهمی در اقدام به ازدواجِ آقایان دارد. بیکاری، فقدان امنیت شغلی و پایین بودنِ دستمزدها از موانع بزرگی است که باعث می شود آقایان تا سال ها برای ازدواج و تشکیل خانواده اقدام ننمایند.

- توقعات و انتظارات بالا برای تشکیل زندگی
متأسفانه در سال های اخیر شاهد هستیم که با وجود مشکلات اقتصادی، سطح توقعات و انتظاراتِ افراد جامعه نسبت به گذشته افزایش چشمگیری یافته است. در گذشته چند خانواده سال ها در یک خانه قدیمی در کنار یکدیگر زندگی می کردند. درست است که در مواردی این مسأله باعث بروز اختلافاتی میان همسران می شد، اما نمی توان کاهشِ هزینه های زندگی را در این وضعیت نادیده گرفت. اما امروزه به ندرت می توان جوانی یافت که حاضر باشد به مدت چند سال با خانواده همسرش در یک خانه زندگی کند. با توجه به اهمیت زیاد مسکن در سبد هزینه های زندگی، این مسأله باعث شده که بسیاری از جوانان تا سال ها ازدواج را به تأخیر بیندازند. در کنار بحث مسکن، اشتیاق به داشتنِ ماشینِ لوکس و لوازم منزلِ گران قیمت موجبِ افزایش هزینه های تشکیل زندگی شده است. فقط با نگاهی به فهرست جهیزیّه نوعروسانِ امروزی می توان به عمقِ مشکل پِی برد.

- افزایش مهریه
در عصر کنونی به خاطر کاهشِ تاب آوریِ افراد - زنان و مردان - شاهد افزایشِ اختلافات در خانواده ها هستیم. زنانِ ایرانی مهریه های سنگینی مطالبه می کنند؛ زیرا از یک سو میزان مهریه را نشان دهنده ارزش خود در نظر پسر و خانواده اش به حساب می آورند و از سوی دیگر با خود فکرمی کنند که در صورت ناسازگاری شوهر می توانند از حربه مهریه یِ سنگین برای سر به راه کردنِ او بهره ببرند و در صورت عدم امکان ادامه زندگی مشترک، تواناییِ تأمین هزینه های سنگینِ زندگی در صورت طلاق را داشته باشند. اما افزایشِ افسارگسیخته یِ مهریه باعث کاهشِ تمایلِ پسران جوان و ترس آنها از ازدواج می شود. من طرفدار مهریه بسیار پایین نیستم. مهریه باید در سطح معقولی تعیین شود تا هم منافع خانم ها حفظ شود و هم آقایان جوان به ازدواج رغبت نشان دهند.

با توجه به آن چه در بالا گفتم، می توان راهکارهای افزایشِ ازدواجِ جوانان را به خوبی یافت.
اگر خانواده ها دست به کار شوند و موانع فرهنگی، همچون توقعات و انتظارات بالا و نگرش های غلط در مورد سنّ ازدواج، را برطرف کنند، می توان امید داشت که مشکلات ازدواج جوانان تا حد زیادی حلّ شود. نباید همیشه منتظر بود که دولت و حکومت کاری برای حل مشکل انجام دهد. ازدواج های دانشجویی یکی از کارهای خوبی است که می تواند الگویی برای کم کردن توقّعات و برگزاریِ ازدواج های آسان باشند.

برای برطرف کردن مشکل بیکاری، باید از دوره ابتدایی برنامه هایی برای افزایش خلاقیت و توانایی های جوانان در مسیر کسب استقلال مالی تدوین و اجرا شوند. والدین باید فرزندان خود را از کودکی برای انجام کار پاره وقتِ مناسب در ساعات فراغت و تعطیلات تشویق کنند. باید کسب و کار و تلاش برای ارتقای وضعیت معیشت از راه های قانونی، یک ارزش شمرده شود. دروس دانشگاهی نیز باید از حالت تئوری خارج شوند و به صورت کاربردی به کسب درآمد اختصاص یابند. رابطه صنعت و دانشگاه نیز باید از حالت شعار خارج و به مسأله ای واقعی تبدیل گردد.
رسانه های ما باید به ایجاد و ارتقای بینشِ جوانان و خانواده ها در مورد ابعاد مادّیِ ازدواج و زندگی اقدام کنند. اگر رسانه ها در تبلیغاتِ خود به زندگیِ پر زرق و برق و دارای تجمّلات را به نمایش بگذارند، ارتقای بینشِ جوانان و خانواده ها اتفاق نخواهد افتاد؛ بلکه آنها با یک دوگانگی در موضوع اهمیت تجمّلات در زندگی مواجه خواهند شد.

پی نوشت:

1: جعفری مژدهی، افشین، عدم تعادل در وضعیت ازدواج در ایران، ص85، فصلنامه پژوهش زنان، دوره یک، شماره 5، بهار 1382
2: به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، 7 آبان ماهِ 1387

موضوع قفل شده است