جمع بندی خواهش از دیگران

تب‌های اولیه

28 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
خواهش از دیگران

با سلام.

کسی که صدمه جسمی یا روحی را به جان می خرد اما نیاز خود را نزد بنده خدا نمی برد اشتباه می کند؟
آیا درخواست وام یا خواهش از دیگران همیشه ناپسند است؟

ممنون.

با نام و یاد دوست



کارشناس بحث: جناب استاد

مؤمن;358176 نوشت:
با سلام.

کسی که صدمه جسمی یا روحی را به جان می خرد اما نیاز خود را نزد بنده خدا نمی برد اشتباه می کند؟
آیا درخواست وام یا خواهش از دیگران همیشه ناپسند است؟

ممنون.

بسمه تعالی

[h=2]نكوهش درخواست از غير خدا
[/h]در حديثى قدسى كه امام صادق(عليه السلام) از برخى از كتاب‌هاى پيامبران پيشين نقل كرده‌اند، به تفصيل به اين حقيقت، پرداخته شده است:
انَّ اللهَ تَبَارَكَ وَتَعَالَى يَقُولُ: وَعِزَّتِي وَجَلاَلِي وَمَجْدِي وَارْتِفَاعِي عَلَى عَرْشِي لاََقْطِّعَنَّ أَمَلَ كُلِّ مُؤَمِّل ]مِنَ النَّاس ]غَيْرِي بِالْيَأْسِ وَلاََكْسُوَنَّهُ ثَوْبَ الْمَذَلَّةِ عِنْدَ النَّاسِ وَلاَُنَحِّيَنَّهُ مِنْ قُرْبِي وَلاَُبَعِّدَنَّهُ مِنْ فَضْلِي. أَيُؤَمِّلُ غَيْرِي فِي الشَّدَائِدِ وَالشَّدَائِدُ بِيَدِي؟ وَيَرْجُو غَيْرِي وَيَقْرَعُ بِالْفِكْرِ بَابَ غَيْرِي؟ وَبِيَدِي مَفَاتِيحُ الاَْبْوَابِ وَهِيَ مُغْلَقَةٌ وَبَابِي مَفْتُوحٌ لِمَنْ دَعَانِي؛فَمَنْ ذَا الَّذِي أَمَّلَنِي لِنَوَائِبِهِ فَقَطَّعْتُهُ دُونَهَا؟ وَمَنْ ذَا الَّذِي رَجَانِي لِعَظِيمَة فَقَطَعْتُ رَجَاءَهُ مِنِّي؟ جَعَلْتُ آمَالَ عِبَادِي عِنْدِي مَحْفُوظَةً فَلَمْ يَرْضَوْا بِحِفْظِي، وَمَلاَْتُ سَمَاوَاتِي مِمَّنْ لاَ يَمَلُّ مِنْ تَسْبِيحِي وَأَمَرْتُهُمْ أَنْ لاَ يُغْلِقُوا الاَْبْوَابَ بَيْنِي وَبَيْنَ عِبَادِي فَلَمْ يَثِقُوا بِقَوْلِي. أَلَمْ يَعْلَمْ [أَن] مَنْ طَرَقَتْهُ نَائِبَةٌ مِنْ نَوَائِبِي أَنَّهُ لاَ يَمْلِكُ كَشْفَهَا أَحَدٌ غَيْرِي إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِي؛فَمَا لِي أَرَاهُ لاَهِياً عَنِّي أَعْطَيْتُهُ بِجُودِي مَا لَمْ يَسْأَلْنِي ثُمَّ انْتَزَعْتُهُ عَنْهُ فَلَمْ يَسْأَلْنِي رَدَّهُ وَسَأَلَ غَيْرِي. أَفَيَرَانِي أَبْدَأُ بِالْعَطَاءِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ ثُمَّ أُسْأَلُ فَلاَ أُجِيبُ سَائِلِي؟ أَبَخِيلٌ أَنَا فَيُبَخِّلُنِي عَبْدِي؟ أَوَلَيْسَ الْجُودُ وَالْكَرَمُ لِي؟ أَوَلَيْسَ الْعَفْوُ وَالرَّحْمَةُ بِيَدِي؟ أَوَلَيْسَ أَنَا مَحَلَّ الاْمَالِ؟ فَمَنْ يَقْطَعُهَا دُونِي؟ أَفَلاَ يَخْشَى الْمُؤَمِّلُونَ أَنْ يُؤَمِّلُوا غَيْرِي؟ فَلَوْ أَنَّ أَهْلَ سَمَاوَاتِي وَأَهْلَ أَرْضِي أَمَّلُوا جَمِيعاً ثُمَّ أَعْطَيْتُ كُلَّ وَاحِد مِنْهُمْ مِثْلَ مَا أَمَّلَ الْجَمِيعُ مَا انْتَقَصَ مِنْ مُلْكِي مِثْلُ عُضْوِ ذَرَّة، وَكَيْفَ يَنْقُصُ مُلْكٌ أَنَا قَيِّمُهُ؟! فَيَا بُؤْساً لِلْقَانِطِينَ مِنْ رَحْمَتِي! وَيَا بُؤْساً لِمَنْ عَصَانِي وَلَمْ يُرَاقِبْنِي!(اصول كافى، ج 2، باب 218، ص 66، ح7.)

خداوند تبارك و تعالى مى‌فرمايد: به عزت، جلال، بزرگوارى و رفعت و سيطره‌ام بر عرشم سوگند كه آرزو و اميد هر كس را كه به غير من اميد بست، قطع [و بدل] به نااميدى مى‌گردانم و در نزد مردم لباس خوارى و ذلت بر او مى‌پوشانم و او را از تقرب به خويش مى‌رانم و از فضل خود دور مى‌كنم. چه‌سان او در سختى‌ها و گرفتارى‌ها به غير من اميدوار و آرزومند است، در حالى كه سختى‌ها و گرفتارى‌ها در دست و اختيار من است و با فكر و انديشه خود درِ خانه جز مرا مى‌كوبد با اين كه كليدهاى همه درهاى بسته نزد من است و درِ خانه من به روى كسى كه مرا بخواند باز است.
كيست كه در سختى‌ها و گرفتارى‌هايش به من اميد بسته و من اميدش را قطع كرده باشم؟ كيست كه در كارهاى بزرگش به من اميدوار گشته و من اميدش را از خود بريده باشم؟ من آرزوهاى بندگانم را نزد خود محفوظ داشتم اما آنان به حفظ و نگهدارى من راضى نگشتند. آسمان‌ها را از كسانى (فرشتگان) كه از تسبيح و ستايش من خسته نمى‌شوند پر كردم و به آن‌ها دستور دادم هيچ‌گاه درهاى ميان من و بندگانم را نبندند، ولى آن‌ها به سخن (و وعده‌هاى من) اعتماد نكردند. مگر آن بنده نمى‌داند كه چون مصيبت و حادثه‌اى او را در هم كوبيد، كسى جز به اذن من نمى‌تواند آن را از او بردارد؟
پس چرا از من رويگردان است؟ من در پرتو جود و كرم خود آنچه را از من نخواسته بود به او دادم، سپس از او گرفتم، اما او از من نخواست كه آن (نعمت‌ها) را به او برگردانم و از غير من درخواست كرد. آيا او درباره من چنين مى‌انديشد كه پيش از خواستن به او عطا مى‌كنم، اما اگر از من بخواهد، به درخواست‌كننده پاسخ نمى‌گويم؟ مگر من بخيلم كه بنده‌ام مرا بخيل مى‌پندارد؟ مگر هر جود و كرمى از من نيست؟ مگر عفو و رحمت به دست من نيست؟ مگر من محلّ آرزوها نيستم؟ پس چه كسى جز من مى‌تواند آن آرزوها را قطع كند؟ آيا اميدواران نمى‌ترسند از اين كه به غير من اميد داشته باشند اگر همه اهل آسمان‌ها و زمينم به من اميد بندند و به هر يك از آن‌ها به اندازه آنچه ديگران آرزو كرده‌اند بدهم، به اندازه عضو مورچه‌اى از دارايى‌ام كاسته نگردد. چگونه كاسته شود از مُلكى كه من اختيار آن را دارم؟ پس بدا به حال كسى كه نافرمانى‌ام كند و از من پروا نداشته باشد!

بعد از توجه به روایت فوق لازم است که در ادامه و برای تکمیل بحث به امثال این روایت نیز توجه شود که:
امام صادق(ع) درباره نظام سبب و مسببی جهان آفرینش می فرماید:
ابی الله ان یجری الامور الا باسباب، فجعل لكل شیء سببا؛ خداوند ابا و پرهیز دارداز جریان امور، مگر از طریق اسباب آن ها، پس برای هر چیزی سببی قرار داده است. (میزان الحكمه، محمدی ری شهری، ج 5، ح 6618)
لذا می توان چنین گفت که آنچه ایراد دارد توجه به غیر خدا و مستقل شمردن و قادر دانستن غیر خدا می باشد.به هر حال ما در زندگی روزمره نیاز به درخواست هائی از دیگران داریم،اما هیچ درخواستی نباید با امید به غیر خدا همراه باشد.
به عنوان مثال یکی از آثار و کارکردهای امید نداشتن به غیر خدا اینست که فرد خود را در مقابل دیگران ذلیل نمی کند.

موفق باشید.

مؤمن;358176 نوشت:
با سلام.

کسی که صدمه جسمی یا روحی را به جان می خرد اما نیاز خود را نزد بنده خدا نمی برد اشتباه می کند؟
آیا درخواست وام یا خواهش از دیگران همیشه ناپسند است؟

ممنون.


سلام
هرگونه درخواستی که با نگاه استقلالی به طرف مقابل باشه اشتباه است اما میتوان با نگاه الهی ( سبب دانستن اشیاء) از هر وسیله مشروع و معقولی استفاده کرد هرچند با عدم درخواست از اسباب نازل می توان انتظار یاری از اسباب عالی را داشت . صبر و تلاش نیز از اسباب عالی است
والله الموفق

استاد;360097 نوشت:
كيست كه در سختى‌ها و گرفتارى‌هايش به من اميد بسته و من اميدش را قطع كرده باشم؟ كيست كه در كارهاى بزرگش به من اميدوار گشته و من اميدش را از خود بريده باشم؟

یکیش خود بنده هستم. خود خدا هم شاهد است.:ok:

استاد;360158 نوشت:
به عنوان مثال یکی از آثار و کارکردهای امید نداشتن به غیر خدا اینست که فرد خود را در مقابل دیگران ذلیل نمی کند.

حق با شماست. سؤال بنده این است که با توجه به این فرمایش امیرالمؤمنین که «الاسراف مذموم فی کل شیء الا فی افعال البر» آیا زیاده روی در این زمینه بد است یا پسندیده است؟ مثلاً کسی که کمک هیچ انسانی را قبول نمی کند و به نوعی احساس ذلت می کند که دیگران به او کمک کنند. یا این که مشقت و سختی را به جان می خرد اما از کسی خواهش نمی کند (مگر این که خود او داوطلبانه کمک کند).

ممنون.:Hedye:

مؤمن;360180 نوشت:
(مگر این که خود او داوطلبانه کمک کند).

همونطور که در احادیث اومده که به غیر از خدا چشمداشتی نداشته باشیم دقیقا این هم اومده که قبل از اینکه دیگران ازمون درخواستی بکنن خودمون داوطلبانه بهشون کمک کنیم. اگه همه سعی کنن اینا رعایت کنن خود به خود همه چیز درست میشه. البته مبنای کمک را برای خدا بذاریم که اگه طرف مقابل قدر نشناس بود بهمون بر نخوره.

الان احادیثش یادم نیست ولی تا جایی که میدونم در خواست از غیر مومنین که کلا نفی شده اما در خواست از مومنین ایرادی نداشت. (البته با در نظر گرفتن نکاتی که دوستان در بالا فرمودند)

مؤمن;358176 نوشت:
با سلام.

کسی که صدمه جسمی یا روحی را به جان می خرد اما نیاز خود را نزد بنده خدا نمی برد اشتباه می کند؟
آیا درخواست وام یا خواهش از دیگران همیشه ناپسند است؟

ممنون.

هوالعالم

میگن
در حقیقت صاحب اصلی خداست ...
این امانت بهر روزی نزد ماست
یا
این امانت چند روزی نزد ماست

مادیات هم از خداست و برای ناس
قرض الحسنه ای که در اسلام ازش یاد شده حق هر انسان گرفتار بوده و هست .
یعنی مالی که به نیت سازندگی و خیرخواهی و بدون سو نیت و حرف نزول و اسارت و فخرفروشی جمع اوری شده
گاها باید این مال به نفر واقعی و مورد نظر خداوند برسه تا ثوابش بین افراد دست اندرکار تقسیم بشه ...

در غیر اینصورت خیر به خیرخواه واقعی میرسه و لاغیر ...
شر و عذابم نصیب کسی میشه که در تقسیم حتی یک ریال بیت المال کوتاهی یا خودخواهی و بی عدالتی کرده .

مال و اموال دنیوی یعنی مسئولیت و مسئولیت و مسئولیت
هر چه بیشتر سخت تر !

اینجا نمیگه از هر ادمی بگیر یا از هر نانی بخور
میگه از خدا بگیر و از سفره خدا سیر شو و به وقتش با خدا حساب کن .....

مؤمن;360180 نوشت:
حق با شماست. سؤال بنده این است که با توجه به این فرمایش امیرالمؤمنین که «الاسراف مذموم فی کل شیء الا فی افعال البر» آیا زیاده روی در این زمینه بد است یا پسندیده است؟ مثلاً کسی که کمک هیچ انسانی را قبول نمی کند و به نوعی احساس ذلت می کند که دیگران به او کمک کنند. یا این که مشقت و سختی را به جان می خرد اما از کسی خواهش نمی کند (مگر این که خود او داوطلبانه کمک کند).

سلام علیکم
اگر انسان کمک کسی را قبول نکند،فکر می کنید در مورد او چه فکری می کنند؟،باید روایات را با هم جمع کرد و تمام شئون را بررسی کرد،در همین باب روایاتی داریم به این مضمون که «
اتّقوا مواضع التّهم»، از گفتار و كردارى كه مظنّه تهمت باشد، احتراز كند(مصباح الشريعة-ترجمه عبد الرزاق گيلانى، ص: 252)
اگر انسان احسان و کمک دیگران را قبول نکند،رفتار او حمل بر غرور و تکبر می شود و طبق این روایت کار او صحیح نیست.
و یا این روایت نیز در همین باب قابل توجه است:
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ دَخَلَ رَجُلَانِ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَأَلْقَى لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا وِسَادَةً فَقَعَدَ عَلَيْهَا أَحَدُهُمَا وَ أَبَى الْآخَرُ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع اقْعُدْ عَلَيْهَا فَإِنَّهُ لَا يَأْبَى الْكَرَامَةَ إِلَّا حِمَارٌ ثُمَّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَتَاكُمْ كَرِيمُ قَوْمٍ فَأَكْرِمُوه؛(کلینی کافی، ترجمه مصطفوی، ناشر كتاب فروشى علميه اسلامي‏ تهران‏،نوبت اول‏ ، ج‏4، ص 480) حضرت صادق(ع)فرمود: دو نفر مرد بر حضرت امير المؤمنين(ع) وارد شدند پس آن حضرت براى هر كدام از آنها توشكى انداخت، يكى از آن دو روى آن نشست و ديگرى خوددارى كرد، امير المؤمنين به او فرمود: بر آن بنشين. زيرا از پذيرفتن احترام خوددارى نكند جز الاغ، سپس فرمود: رسول خدا (ص) فرموده است: هر گاه بزرگوار قومى بر شما رسيد او را گرامى داريد.

استاد;361672 نوشت:
اگر انسان احسان و کمک دیگران را قبول نکند،رفتار او حمل بر غرور و تکبر می شود و طبق این روایت کار او صحیح نیست.

با سلام مجدد.

البته ممکن است افرادی نیز رفتار این شخص را حمل بر مناعت طبع و عزت نفس او کنند اما نکته ای که فرمودید به نظرم شایسته تأمل است و چه بسا نمود منفی این کار (تکبر و غرور) رایج تر باشد.

این طور که بنده از فرمایش جنابعالی متوجه شدم در اینجا صرف نیت درونی کافی نیست و انسان باید به عواقب رفتار خود توجه داشته باشد. ممکن است کسی در حال و هوای خودسازی و تزکیه نفس تصور کند با این زیاده روی از غیرخدا فاصله گرفته و اصطلاحاً به مناعت طبع رسیده است در حالی که دارد از جانب دیگری لطمه می خورد که مورد تأیید دین و اخلاق اسلامی نیست.

با تشکر.

:Hedye:

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و خداقوت

مؤمن;358176 نوشت:
کسی که صدمه جسمی یا روحی را به جان می خرد اما نیاز خود را نزد بنده خدا نمی برد اشتباه می کند؟
آیا درخواست وام یا خواهش از دیگران همیشه ناپسند است؟

به نظر حقیر اگر چند تا شرط به این مسئله اضافه کنیم، موضوع کمی تغییر می کند:

گاهی مسئله طوری است که نمی توانید اصلاً تشریحش کنید تا اینکه بخواهید از دیگران کمک بگیرید. یعنی وقتی خودت درگیر با یک مشکلی هستی گاهی اصلاً نمیدونی چی به چی است تا بری یکنفر را پیدا کنی که از او کمک بخواهی، تازه در چنین مواردی اصلاً نمیدونی کی رو باید پیدا کرد؟

گاهی روابط در حدی نیست که انسان درخواست کمک کند.

آیا واقعاً جامعه ما الان در نقطه ای است که اگر از کسی کمک خواستیم بعداً از ما درخواست بیجایی نکند؟ و یا هر کمکی بعداً تبعاتی دارد؟

یا اگر کسی خود را بشناسدکه نمی تواند پاسخگویی کمک و مهربانی دیگران باشد آیا می تواند از دیگران درخواست کمک کند؟

[SPOILER]و یا گاهی کمک دیگران مثل کمک خاله خرسه است، این دیگه تعبیرش شاید کمی بی ادبی باشه، اما واقعاً پیش میاد، آیا آدم نباید کمک دیگران را قبول نکند؟[/SPOILER]

سوای این حرفها، در روایات شنیدیم که حضرت صاحب امر(عج) به شخصی می گوید آیا هنوز به جایی نرسیدید که پول مورد نیازتان را از جیب همدیگر بردارید؟ طرف می گوید نه، حضرت می فرمایند که پس هنوز برای ظهور دیر است.
جامعه ما و یا حرکت ما به این سمت است؟
چطور به این سمت حرکت کنیم(اگر حرکت به این سمت درست است)؟

اشتباهی دیدید لطفاً تذکر بدید.

موضوع قفل شده است