جمع بندی خواستگاری و جواب منفی مستقیم از دختر!

تب‌های اولیه

28 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد امیـد

[TD][/TD]

ircyberan;1005003 نوشت:
سلام

سلام

چند سال دارید؟
چند خواهر و برادر دارید؟
خواهر و برادرهایتان چند سال دارند؟
آیا خواهر و برادرهایتان ازدواج کرده اند؟

سلام به نظر من خودتون رو کوچک نکنید. وقتی گفته نه دیگه ولش کنید.

21 سالد
یک خواهر متاهل که اتفاقا فرستادمش و با دختر حرف زد و نشد

یا هو یا من لا هو الا هو

سلام و عرض ادب

من خودم شخصا از انسانهای عرفانی و علما ی راستین و حقیقتجو جدا خوشم میاد

ولی اگر من به شخصه طلبه بودم : (چون پوشیدن لباس طلبگی هم مستحب هست) لباس نمیپوشیدم به چند دلیل:

1- مردم دیدگاه های قالبی نسبت به علما دارند و احتمالا بدشون میاد (چون معتقدند که با این کار حق الناس رو میخورند و فلان)

2- انگشت نما و در دید مردم نباشم و مثل بقیه باشم

3- ریا و فلان هم نشه و ادعا هم نشه چون انسان ممکن الخطا هست حالا یه خطایی هم ازم سر زد نگن علما فلان هستند بهمان هستند !

4- اگه دختر مورد علاقه ام رو پیدا کنم از بابت من به خاطر نوع شغلم و اعتقاداتم در جامعه نگران نباشه

و در کل معتقدم و عقلم میگه ادم نباید در جامعه جوری باشه که تو چشم باشه چه لباس فاخر بپوشه چه لباس ایمان بپوشه

البته منظورم این بود که در جامعه ساده باشم ها....خب در محافل عرفانی پوشیدن ردا و ... خیلی هم خوب هست

با سلام

ircyberan;1005003 نوشت:
با عرض سلام بعد از مدت ها گشتن مادر بنده دختری رو انتخاب کردن که هم سنشون به بنده میخورد هم شرایط خانوادگی وقتی وارد عمل شدن و از طریق خانوهده اقدام کردن موافقت 100 درصدی خانواده رو گرفتن اما وقتی ماجرا به گوش دختر خانم رسید که بنده طلبه هستم جتی قبل از دیدن و حرف زدن گفتن قصد ازدواج ندارن !!!! بنده با اینکه ایشونو ندیدم به پدرشون تلفنی گفتم اگر اجازه بدن یک ساعت حضوری با پدرشون حرف بزنم و از عقایدم دفاع کنم و شرایطمو توضیح بدم از طرفی از طرف مادر درختر خانم مطلع شدیم ظاهرا با ملبس شدن بنده یا مراسمات ازدواج(مولودی)احتمال سختگیری بنده!!! مشکل دارن و من فکر میکنم شاید کسی ذهنیت بدی در ذهنشون از زندگی با یک طلبه ایجاد کرده!!! ایشون فقط 16 سالشونه و فکر میکنم شاید دارن اشتباه میکنن وهیچ چیز از شخصیت و رفتار بنده نمیدونن.


به نظر بنده در امر ازدواج باید به نظر طرف مقابل احترام گذاشت .
یعنی نیازی به پیگیری و اصرار بیش از حد نیست که چرا و فلان
از کسی که در اول راه جواب منفی می گوید هم باید تشکر کرد => چون این رک بودن از خیلی موارد دیگری که در زندگی اینده ممکن هست بوجود بیاد جلوگیری میکنه .

در مورد ذهنیت فرمودید
خب حالا ایشون هر ذهنیتی از زندگی با طلبه دارند => این ذهنیت در طول سالها بوجود اومده و شما نمی تویند با چندتا حرف و فلان عوض کنید

دنبال مورد بعدی و چه بهتر که طلبه باشند ، باشید
یه مورد هم اینکه سن دختر هم مهم هست

یه دختر 16 ساله در اواسط نوجوانی قرار دارد و شخصیت متغیر
یعنی واقعا فعلا شاید نداند که از زندگی چی میخواد!!

اپولونیوس;1005120 نوشت:
لباس ایمان

باسلام میدونم پستم خارج از موضوع تایپک هست و از استارتر محترم هم پوزش می طلبم

ولی ببخشید این موضوع چه ربطی به لباس فاخر داره

یه سری میگن چرا تو جامعه نمیبینم یه سری میگن چرا همه جا ببینم

اینم از اون حرفها بودها ااااا

ircyberan;1005003 نوشت:
اما وقتی ماجرا به گوش دختر خانم رسید که بنده طلبه هستم

باسلام
این موضوع دو حالت داره یا شما اونی نیستی که دختره تو معیارهاش داره خب شما صد نفر هم بفرستید بی فایده هست و جواب همچنان نه خواهد بود

ircyberan;1005003 نوشت:
از طرفی از طرف مادر درختر خانم مطلع شدیم ظاهرا با ملبس شدن بنده یا مراسمات ازدواج(مولودی)احتمال سختگیری بنده!!! مشکل دارن

ولی ممکنه دیدگاه و حرف و حدیث مردم باعث شده ایشون این دیدگاه رو دارند در این صورت هم دوصورت داره اگه ایشون هم قبول داشته باشند این دیدگاه رو اصرار شما باعث جری شدن و جواب نه صددرصد میشه

اما اگه قبول نداشته باشند اصرار شاید باعث بشه صحبت های شما رو بشنوند

البته اینجا هم زیاد رگباری اصرار نکنید برای صحبت کردن اینا که نتیجه عکس میده

به نظرم یکم زمان بدید و دوباره اقدام کنید

ircyberan;1005003 نوشت:
چون تجربه به من نشون داده مادرم کمتر کسیو برای من انتخاب میکنن و کمتر اشتباه میکنن

البته شرایط سنی ایشون هم یه علتش میتونه باشه چون این گروه سنی یکم اگه تو خانواه ای بزرگ نشده باشند که اینطور مسائل براشون هضم شده باشه شاید مخالفت کنند اصل مهم رو باید خانوادتون برای انتخاب دیدگاه دختر خانم باشه

البته همه اینا نظر شخصی هستش مطمئنا کارشناس محترم راهنمایی خواهند کرد

ان شاءالله مشکلتون به زودی حل بشه

یاحق

اللیل والنهار;1005125 نوشت:
ولی ببخشید این موضوع چه ربطی به لباس فاخر داره

سلام و عرض ادب

بنده منظورم رو در یک جمله بیان کردم : ادم نباید در جامعه تو چشم باشه برای امنیت و سلامتی خودش بهتر هست

حالا این نظر بنده هست ....

ircyberan;1005003 نوشت:
با عرض سلام بعد از مدت ها گشتن مادر بنده دختری رو انتخاب کردن که هم سنشون به بنده میخورد هم شرایط خانوادگی وقتی وارد عمل شدن و از طریق خانوهده اقدام کردن موافقت 100 درصدی خانواده رو گرفتن اما وقتی ماجرا به گوش دختر خانم رسید که بنده طلبه هستم جتی قبل از دیدن و حرف زدن گفتن قصد ازدواج ندارن !!!! بنده با اینکه ایشونو ندیدم به پدرشون تلفنی گفتم اگر اجازه بدن یک ساعت حضوری با پدرشون حرف بزنم و از عقایدم دفاع کنم و شرایطمو توضیح بدم از طرفی از طرف مادر درختر خانم مطلع شدیم ظاهرا با ملبس شدن بنده یا مراسمات ازدواج(مولودی)احتمال سختگیری بنده!!! مشکل دارن و من فکر میکنم شاید کسی ذهنیت بدی در ذهنشون از زندگی با یک طلبه ایجاد کرده!!! ایشون فقط 16 سالشونه و فکر میکنم شاید دارن اشتباه میکنن وهیچ چیز از شخصیت و رفتار بنده نمیدونن.
به علت نارضایتی دختر قضیه بهم خورد و خانواده هم گفتن چون دختر راضی نیست جریان منتفیه!
چون تجربه به من نشون داده مادرم کمتر کسیو برای من انتخاب میکنن و کمتر اشتباه میکنن به نظرتون درسته که خودم شخصا اقدام کنم و در یک مکان عمومی از دختر خانم بخوام حداقعل اجازه توضیح شرایطمو بهم بدن!؟
از طرفی آیا ازدواج یک طلبه با دختر مذهبیی که از لباس روحانیت بدش میاد درسته!

سلام و عرض ادب

ابتدا این که سعی کنید کمی استقلال پیدا کنید و به خود شناسی بپردازید

این که شما انتخاب همسر آینده رو محدود به انتخاب مادر خودتون می دونید ، زیاد برای استقلال آینده شما جالب نیست!

شما می توانید به افراد مختلفی بسپارید که قصد ازدواج دارید و فلان سلایق رو دارید

چیزی که زیاد است گزینه مناسب برای ازدواج

خود را محدود به یک شخص نکنید

احساسات خود را کنترل و مدیریت کنید و سعی کنید با عقل و شناخت صحیح از طرف مقابل اقدام به ازدواج کنید

فکرش را بکنید این گزینه ای که مادر شما با کلی وسواس انتخاب کرده چنین وضعیتی دارد !
همین نحوه تصمیم گیری متعصبانه او ، فردای ازدواج می توانست زندگی شما را با کلی خرج مهریه نابود کند!

مهمترین چیز برای انتخاب همسر اخلاق و ایمان است

دقت کنید که ایمان در چادر سر کردن و در مسجد نماز خواندن و روضه رفتن خلاصه نمی شود!!!!

ایمان باید در عمل نمود داشته باشد

شخصی که صرف پوشیدن یک لباس در مورد دیگران قضاوت می کند و بدون شنیدن سخن طرف مقابل یکطرفه حکم صادر می کند ،
شاید ظاهرا مذهبی باشد
اما حقیقتا مومن نیست
و گزینه مناسبی برای زندگی مشترک نیست

این دیدگاه که مادر شما در انتخاب همسربرای شما بی نقص است و هر که او انتخاب کرد، باید با او ازدواج کنید ، چون تنها گزینه است! نگرش درستی نیست

در مورد ازدواج و انتخاب همسر و تشکیل خانواده و.... مطالعه خود را بیشتر کنید و تن به هر ازدواجی ندهید ، تا بتوانید زندگی خوبی را تجربه کنید

در پناه حق تعالی

شروحیل;1005127 نوشت:
ابتدا این که سعی کنید کمی استقلال پیدا کنید و به خود شناسی بپردازید

شروحیل;1005127 نوشت:
این که شما انتخاب همسر آینده رو محدود به انتخاب مادر خودتون می دونید ، زیاد برای استقلال آینده شما جالب نیست!

شما می توانید به افراد مختلفی بسپارید که قصد ازدواج دارید و فلان سلایق رو دارید

به همه اطرافیون سپردیم واقعا نیست دختر مناسبی که شرایطش بخوره هرچی معرفی میشه یا سنشون از من بیشتره یا کف خانوادگیشون نمیخوره ! یا تو تحقیقات رد میشن ! بنده هم به دلیل رعایت نکات اخلاقی و دینی هم خودم نمیتونم برم دنبال همسر ایندم بگردم ! تنها راه برای ازدواجم مادرمه !:Graphic (47):

ircyberan;1005145 نوشت:
به همه اطرافیون سپردیم واقعا نیست دختر مناسبی که شرایطش بخوره هرچی معرفی میشه یا سنشون از من بیشتره یا کف خانوادگیشون نمیخوره ! یا تو تحقیقات رد میشن ! بنده هم به دلیل رعایت نکات اخلاقی و دینی هم خودم نمیتونم برم دنبال همسر ایندم بگردم ! تنها راه برای ازدواجم مادرمه !:Graphic (47):

سلام و عرض ادب

با این دیدگاه شما احتمالا قحطی دختر خوب شده!

برادر عزیز

در همین سایت نگاه کنید دختران زیادی مانند شما هستند و اعتقاد دارند قحطی پسر خوب شده!

مساله محدود کردن خودمون به یک دایره محدود هست

وگرنه هم دختر خوب هست و هم پسر خوب

فقط نیاز به صبر و حوصله و جستجو از طرق مناسب هست

در پناه حق تعالی

سلام
مرد حسابی رفتی خواستگاریه ی بچه 16 ساله آخه!!!
بعد جواب رد شنیدی دوباره میخوای بری
بابا یکم غرور داشته باش
16 سال سن اصلا چیزی نمیفهمه از زندگی بچس میره مدرسه 12 میشه میزنه زیر گریه
صحبتی ندارم دیگه
:////

شروحیل;1005161 نوشت:
ا این دیدگاه شما احتمالا قحطی دختر خوب شده!

برادر عزیز

در همین سایت نگاه کنید دختران زیادی مانند شما هستند و اعتقاد دارند قحطی پسر خوب شده!


سلام
به نظر من این تفکر ناشی از ی ایده آل گرایی که نمیتونن کسیو پیدا کنن
در برخی از مواردم من دیدم خود طرف متوهمانه خودشو بالا میدونه در واقع دچار خود بزرگ بینی هست

شروحیل;1005161 نوشت:
سلام و عرض ادب

با این دیدگاه شما احتمالا قحطی دختر خوب شده!

برادر عزیز

در همین سایت نگاه کنید دختران زیادی مانند شما هستند و اعتقاد دارند قحطی پسر خوب شده!

مساله محدود کردن خودمون به یک دایره محدود هست

وگرنه هم دختر خوب هست و هم پسر خوب

فقط نیاز به صبر و حوصله و جستجو از طرق مناسب هست

در پناه حق تعالی


من به این مسئله فکر کردم. شاید با یک رویکرد بگوییم که زن و مرد بودن انسان ها هیچ تاثیری روی خوب یا بد بودن آن ها نداره. این حرف درسته. اما این حرفی که من می خواهم بگم هم درسته. این که در جامعه ی ما دختر خوب کمتر از پسر خوبه. این رو من از دیدگاه جامعه شناسانه و روانشناسانه می گویم. جوامع مدرن و جوامعی که از ارزش های لیبرالیستی تبعیت می کنند بر اساس مصرف و لذت ناشی از مصرف و اصالت داشتن مصرف بنا شده اند. یعنی چیزی که مهمه اینه که چقدر پول داری و چقدر می توانی در این دنیا از پولت استفاده کنی. این مهمه که ماشینت چیه. خونت چقدره. میزان درآمد ماهیانه ات چقدره. این مهمه. و اما زنان در ذات خود مصرف گراتر از مردان هستند. شما یک خانم را ببر در یک پاساژ . عمرا چیزی نخره و برگرده. حالا ازش بپرس که این چیزی که تو خریدی به چه دردت می خوره؟ می گه خوشم آمد و خریدم. چرا؟ چون این ذاتا از خود مصرف لذت می بره. برای آقایان هم همینطوریه ولی برای خانم ها این قضیه بیشتره. بنابراین در جامعه ای که همش تبلیغ کالاهای مصرفی می شه چه کسی بیشتر تحت تاثیر قرار می گیره؟ این زنه که بیشتر تحت تاثیر قرار می گیره. در جامعه ی مدرن هوای نفس مردها و زن ها مدام تحریک می شه و آرامش روحی و روانی ازشون گرفته می شه. مردها رو چطوری تحریک می کنند؟ با بی حجاب کردن زن ها و آوردن آن ها در خیابان. زن ها رو چطوری تحریک می کنند؟ با تبلیغ کالاهای مصرفی .
یه چیزی رو هم به پرسشگر تاپیک بگم. برای خودت ارزش قائل باش. هیچ دختری ، تکرار می کنم هیچ دختری ارزش دوبار خواستگاری رو نداره. هیچ وقت آویزون کسی نباش .

ابوالبرکات;1005166 نوشت:
هیچ دختری ارزش دوبار خواستگاری رو نداره.

:moteajeb:

باسلام

ببخشید شما چندسالتونه

شرایط کاربر و خانم رو هم متوجه هستید

چقدر هم قاطع هیچ دختری ارزش دوبار خواستگاری رو نداره

برادر بنده چند بار رفتن خواستگار یه خانم هیچ مشکلی هم ندارند آخرش هم ازدواج کردن
بستگی به شرایط داره یه بار دختر خانم میگه نه اینجا به نظرم اصرار زیادی درست نیست

اما اگه مشکل خانواده دختر هست چه اشکالی داره چندبار خواستگاری برن
باید زمان بدن اگه واقعا براشون اون فرد مهمه و دوباره برن خواستگاری

البته اینجا هم بستگی داره که مشکل چی باشه اگر چیزی هست که قابل حل شدن هست دوباره اقدام کنند

اگر نه مثلا کلا دختر یا خانواده دختر با شغل یکی مشکل داره و آقا هم شغلش رو دوست داره و کسی رو میخواد که موافق باشه با این موضوع

اینجا اصرار به درد نمیخوره بهتره بره سراغ یکی دیگه

باتشکر
یاحق

کاملا قانع شدم خاستگاری مجدد منتفی شد !x_x

ircyberan;1005003 نوشت:
با عرض سلام بعد از مدت ها گشتن مادر بنده دختری رو انتخاب کردن که هم سنشون به بنده میخورد هم شرایط خانوادگی وقتی وارد عمل شدن و از طریق خانوهده اقدام کردن موافقت 100 درصدی خانواده رو گرفتن اما وقتی ماجرا به گوش دختر خانم رسید که بنده طلبه هستم جتی قبل از دیدن و حرف زدن گفتن قصد ازدواج ندارن !!!! بنده با اینکه ایشونو ندیدم به پدرشون تلفنی گفتم اگر اجازه بدن یک ساعت حضوری با پدرشون حرف بزنم و از عقایدم دفاع کنم و شرایطمو توضیح بدم از طرفی از طرف مادر درختر خانم مطلع شدیم ظاهرا با ملبس شدن بنده یا مراسمات ازدواج(مولودی)احتمال سختگیری بنده!!! مشکل دارن و من فکر میکنم شاید کسی ذهنیت بدی در ذهنشون از زندگی با یک طلبه ایجاد کرده!!! ایشون فقط 16 سالشونه و فکر میکنم شاید دارن اشتباه میکنن وهیچ چیز از شخصیت و رفتار بنده نمیدونن.
به علت نارضایتی دختر قضیه بهم خورد و خانواده هم گفتن چون دختر راضی نیست جریان منتفیه!
چون تجربه به من نشون داده مادرم کمتر کسیو برای من انتخاب میکنن و کمتر اشتباه میکنن به نظرتون درسته که خودم شخصا اقدام کنم و در یک مکان عمومی از دختر خانم بخوام حداقعل اجازه توضیح شرایطمو بهم بدن!؟
از طرفی آیا ازدواج یک طلبه با دختر مذهبیی که از لباس روحانیت بدش میاد درسته!

سلام
دوست گرامی
شما هم مانند هر جوان سالم و متدیّنی دوست دارید ازدواج کنید و تشکیل خانواده دهید. این خیلی خوب است. پس از تناسب در اعتقادات مذهبی، تناسب میان دختر و پسر در مسائل فرهنگی مهمّ ترین مسأله می باشد. در صورتی که دختر و پسر در مسائل فرهنگی تناسب نداشته باشند، پیامدهای سختی در انتظار آنها می باشد. اینکه شما گفته اید:«ظاهرا با ملبس شدن بنده یا مراسمات ازدواج(مولودی)احتمال سختگیری بنده!!! مشکل دارن»، از وجود اختلافاتِ جدّی در مسائل فرهنگی خبر می دهد. لباس یک روحانی، تنها چند تکّه پارچه نیست؛ بلکه نماینگرِ فرهنگِ اوست. شما یک طلبه علوم دینی هستید. زندگیِ طلبگی با زندگیِ غیرطلبه ها تفاوت های فاحشی دارد. چند مثال ذکر می کنم:

- امروزه بسیاری از مراسم عروسی، شامل رقص و آواز و به کارگیریِ گروه موسیقی می باشد. به همین دلیل بیشتر طلبه ها در همه مراسم عروسی شرکت نمی کنند و فقط در برخی مراسم عروسی که می دانند مطابق با شؤون اسلامی می باشد، حضور می یابند.

- بسیاری از طلبه ها از رفتن به مهمانی های مختلط خودداری می نمایند. در صورتی که در بسیاری از مهمانی ها، زن ها و مردها به صورت مختلط در کنار یکدیگر حضور دارند. حتی در برخی عروسی ها مهمانان زن و مرد بدون هیچ محدودیتی در یک سالن هستند و عروس بدون پوشش شرعی در سالن حاضر می شود؛ اما یک طلبه مقیّد نمی تواند چنین چیزی را تحمّل کند.

- یک طلبه وقتی معمّم می شود، ترجیح می دهد همه جا با لباس روحانی حضور یابد؛ اما عدّه ای از خانم ها این مسأله را دوست ندارند و نمی خواهند همسرشان با لباس روحانی در همه جا حضار شود. نداشتن توافق در این مسأله، زمینه را برای بروز اختلاف بین زن و شوهر مهیّا می کند.

صحبت کردن با این خانم با هدف تغییر ذهنیّتش در مورد طلبه ها و زندگی طلبگی، شاید باعث شود این خانم شرایط شما را بپذیرد و به شما جواب مثبت بدهد؛ اما این ذهنیّت یک شبه در این خانم ایجاد نشده است و شایعات و حرف های بی اساس که اسبابِ ایجاد این ذهنیّت می باشند، در جامعه وجود دارد و هر روز بیشتر و قوی تر می شوند. شما می خواهید یک عُمر با همسرِ آینده تان زندگی کنید. همسرِ شما باید خانمی باشد که بتواند در برابر طوفان این شایعات و حرف ها مقاومت به خرج دهد. خانمی که با ملبّس بودنِ شما مشکل دارد، چگونه می تواند در برابرِ نیش و کنایه ها و حرف های دلسردکننده یِ یک عدّه از مردم تاب بیاورد؟

ازدواج مهم ترین تصمیم زندگی هر فردی است. هیچ تضمینی وجود ندارد که یک ازدواج حتما با موفقیت همراه شود. ازدواج هایی که با بررسی و تحقیق انجام می شود، گاهی به شکست منتهی می شوند؛ چه برسد به ازدواج هایی که با وجود اختلافِ جدّی در مسائل فرهنگی صورت می گیرد. اگر خدای نکرده ازدواج شما به شکست منجر شود، مقدار زیادی از وقت، انرژی و درآمدتان را هدر خواهید داد و به انواع مشکلات روحی – از قبیل افسردگی و اضطراب- ممکن است مبتلا شوید. پس باید در انتخاب همسر مناسب برای خود خیلی بیشتر دقت نمایید. قبل از هر چیز، سری به نزدیک ترین دادگاه خانواده در شهر خود بزنید. این کار آزاد است و کسی مانع ورودتان به مجتمع قضایی خانواده در شهرتان نمی شود. دقایقی را صرف نگاه کردن به زوج هایی که مراجعه کرده اند نمایید. بیشتر این افراد، زندگی مشترکشان را با عشق آغاز کردند، ولی پس از مدتی به بن بست رسیدند. پس تنها علاقه برای موفقیت زندگی کافی نیست.

مسائل فرهنگی در کنار اعتقادات مذهبی مسائلی هستند که خانم و آقا قبل از ازدواج باید رُک و صریح درمورد آنها با هم بحث کنند. گاهی دو طرف تصور می کنند وقتی ازدواج کردند، هیچ چیز نمی تواند بر عشق آنها به هم غلبه کند. اما وقتی زندگی زیر یک سقف را شروع می کنند، به نقشِ مهمّ عقاید مذهبی، ارزش ها و مسائل فرهنگی در زندگی مشترک پِی می برند. اختلاف در عقاید و ارزش ها و مسائل فرهنگی در زندگی تا جایی می تواند پیش برود که راهی جز جدایی و طلاق برای زن و شوهر باقی نگذارد. برخی به غلط می پندارند که اختلاف عقاید و ارزش ها و مسائل فرهنگی مانند: اختلاف در سایر امورِ زندگی با پذیرش و کوتاه آمدنِ طرفین به راحتی قابل حلّ است. امّا واقعیت این است که اختلاف در اعتقادات مذهبی و مسائل فرهنگی، بار عاطفی زیادی داشته و نمی توان آن را دست کم گرفت.

اگر به این امید هستید که پس از ازدواج با همسری که تفاوت های جدّی در مسائل فرهنگی با شما دارد، او بعدها تغییر کند و نظرات شما را در مسائل فرهنگی بپذیرد، باید بگویم:«به شدّت اشتباه می کنید». مسائل فرهنگی بخش مهمّی از هویّت هر فرد را تشکیل می دهد. هرگونه فشار به دیگری برای تغییر ارزش های فرهنگی محکوم به شکست است. افرادی که ارزش های فرهنگیِ خود را تغییر می دهند، تحت فشار بیرونی به تغییری چنین بنیادی دست نمی زنند؛ بلکه با خواست خود این کار را انجام می دهند. مبنای تصمیم گیری در زمان خواستگاری باید ویژگی های فعلیِ طرف مقابل باشد؛ نه امیدواری به تغییرِ او در آینده.

به نظر من، به خاطر مخالفت دختر خانم و دادن جواب منفی، اصرار نکنید. اصرار زیاد به ازدواجْ پیامدهای نامطلوبی در آینده روابط برجای خواهد داشت. اگر دختری به خاطر پافشاریِ زیادتان یا تنها به دلیل حرف ها و استدلال هایتان، به شما جواب مثبت دهد، با بُروزِ کوچک ترین اختلاف نظری در مسائل فرهنگی، اصرارتان را یادآوری می نماید و می گوید:«من تو رو نمی خواستم، تو اصرارکردی و پاشنه در خانه ما را از جا در آوردی». آن وقت، چه احساسی به شما دست خواهد داد؟

اللیل والنهار;1005170 نوشت:
باسلام

ببخشید شما چندسالتونه

سلام من 26 سالمه .
اللیل والنهار;1005170 نوشت:
شرایط کاربر و خانم رو هم متوجه هستید
البته به طور کامل که نه ولی تا حدی که بر اساس اون این جواب را بدم متوجهم. شما به نظرتون من چیزی را متوجه نشده ام؟
اللیل والنهار;1005170 نوشت:
چقدر هم قاطع هیچ دختری ارزش دوبار خواستگاری رو نداره
بنده می بایست دقیق تر بگویم. من اگر زمانی برم خواستگاری می ره خواستگاری و برام شرایطی را بگذارند و بگویند که اگر این شرایط را داری بیا جلو وگرنه جواب ما منفیه. در این صورت که مشخصه که اگه شرایطش رو دارم جلسه ی دوم هم می رم خواستگاری . اما اگر شرایطش رو ندارم حتی رایزنی هم نمی کنم. فقط خداحافظی می کنم. حالا تصور کنید دختره مستقیما بگه نه. دیگه قطعه قطعه هم که بشم دوباره نمی رم خواستگاریش. این حرفی که زدم منظورم در این حالتی بود که دختره مستقیم بگه نه. به نظر می رسه که آغازگر تاپیک هم وضعیتشان بدین گونه است.
اللیل والنهار;1005170 نوشت:
بستگی به شرایط داره یه بار دختر خانم میگه نه اینجا به نظرم اصرار زیادی درست نیست
این جا هم همین طوری بوده مثل این که.

ابوالبرکات;1005181 نوشت:
شما به نظرتون من چیزی را متوجه نشده ام؟

ircyberan;1005003 نوشت:
عقایدم دفاع کنم

ircyberan;1005003 نوشت:
احتمال سختگیری بنده!!!

ircyberan;1005003 نوشت:
موافقت 100 درصدی خانواده رو گرفتن

چرا خانواده ای که موافقت 100 درصدی داره نتیجه میشه این یعنی خانواده موضوع رو با دختر در میون نگذاشتن؟

اگه اینطوری باشه می تونه یه دلیل رد این دختر خانم همین باشه یعنی اینکه خانواده اصلا نظر این دختر خانم رو نپرسیدن یعنی تو یه شرایط نرمال که این خانم هم مطلع باشه شاید نتیجه به این صورت نمی بود

باتوجه به مواردی که دیدم دارم عرض میکنم

تو این گروه سنی هم کم دیده نمیشه از این نوع رفتارها

ابوالبرکات;1005181 نوشت:
اما اگر شرایطش رو ندارم حتی رایزنی هم نمی کنم.

حالا با توجه به موضوع بالا که عرض کردم شما پس نمیدونید شرایط دختر اصلا چیه فقط با یه نه روبرو شدید

ابوالبرکات;1005181 نوشت:
این جا هم همین طوری بوده مثل این که.

با توجه به توضیحاتی که عرض کردم

چرا با وجود تحقیقات مادر گرامیشون جواب نه هستش !!!

ولی در هر صورت تا اینجا نتیجه اینکه

امید;1005175 نوشت:
اگر دختری به خاطر پافشاریِ زیادتان یا تنها به دلیل حرف ها و استدلال هایتان، به شما جواب مثبت دهد، با بُروزِ کوچک ترین اختلاف نظری در مسائل فرهنگی، اصرارتان را یادآوری می نماید و می گوید:«من تو رو نمی خواستم، تو اصرارکردی و پاشنه در خانه ما را از جا در آوردی». آن وقت، چه احساسی به شما دست خواهد داد؟

چون این موارد روهم کم ندیدیم

برای همین میگم اگه دختر خانم باتوجه به تحقیقات به عمل آمده اونی هست که آقا میخواد بهتره یه زمان بدن بعد برن دوباره اگر نیستند پس کلا موضوع منتفی هستش

باتشکر
یاحق

اللیل والنهار;1005193 نوشت:
چرا خانواده ای که موافقت 100 درصدی داره نتیجه میشه این یعنی خانواده موضوع رو با دختر در میون نگذاشتن؟
پس نظر شما اینه که اصلا با دختره در میان نگذاشتند و اومدن گفتن که دختر ما قبول نکرده است. اما ایشون اظهار داشتند که خود دختره جواب منفی داده. حتی عنوان تاپیک هم جواب منفی مستقیم از دختر هست . همچنین در مورد یک دختر 16 ساله و حتی 20 ساله هم به نظر من وقتی خانواده ی دختر راضی نیستند اونم به طور صد در صد ، این کار کاملا غیر اخلاقیه که اصرار کنیم و دوباره بریم خواستگاری. زیرا دختر ممکنه احساساتی بشه و خانواده اش رو تحت فشار بزاره که من می خوام. ما که نمی خواهیم کسی را گول بزنیم؟

ابوالبرکات;1005166 نوشت:
هیچ دختری ، تکرار می کنم هیچ دختری ارزش دوبار خواستگاری رو نداره.

باسلام

کل حرف بنده مربوط به این بخش از متن شما بود

ابوالبرکات;1005205 نوشت:
همچنین در مورد یک دختر 16 ساله و حتی 20 ساله هم به نظر من وقتی خانواده ی دختر راضی نیستند اونم به طور صد در صد ، این کار کاملا غیر اخلاقیه که اصرار کنیم و دوباره بریم خواستگاری.

چرا غیر اخلاقیه
گاهی عدم شناخت از طرف مقابل یا یه سری دلایل که واقعا سختگیری های مسخره بزرگترها هست باعث میشه که دونفر بهم نرسن اینجا بنده میگم اصل خواست دختر و پسر هستش اگه واقعا عاقل و بالغ هستند و تشخص درست دادن که واقعا اونی که خواستشون بوده هست به نظرم نباید به این راحتی کوتاه اومد مثلا پدر مادر میگن حتما باید یه فلان آقایی بیاد خواستگاری دختر ما که اصلا در عالم واقعیت این آدم اصلا وجود خارجی نداره فقط از روی توهمات و خواسته های که خودشون داشتند دارن پیش میرن

مثلا دختر همسایه ما خودش دوست داره ازدواج کنه ولی مادرش به خواستگارها جواب رد میده چرا جون میخواد دختره ادامه تحصیل بده و از نظرش درس مهمتر از شوهر کردنه

ابوالبرکات;1005205 نوشت:
اما ایشون اظهار داشتند که خود دختره جواب منفی داده.

بنده عرض کردم تو این گروه سنی احتمال دیده شدن این رفتارها هست گاهی بعضی از رفتارهای پدر مادرها تاثیر میزاره تو جواب دختر خانم یعنی اگه تو یه شرایط نرمال ایشون میرفتن خواستگاری مطمئنا نتیجه یه چیز دیگه می شد

با توجه به تحقیقات مادرشون دارم عرض میکنم یه موقع هست اصلا کاملا خانواده میگن نه ما دختر به طلبه نمیدیم و دخترمون هم خوشش نمیاد اینجا دیگه مشخص هست اصرار ایشون اصلا معنی نداره ولی وقتی میگن بیاین بعد یکهویی نتیجه میشه اینی که هست پس نمیشه گفت علت اصلی چیه

ابوالبرکات;1005205 نوشت:
فشار بزاره که من می خوام.

اگه مخالفت خانواده دختر برای قبول نکردن خواستگار واقعا دلیل نیست که دختر هم قبول داره چه اشکال داره دختر خواسته خودش رو مطرح کنه

ابوالبرکات;1005205 نوشت:
ما که نمی خواهیم کسی را گول بزنیم؟

والا بنده کجا گفتم که می خواهند گول بزنند :-b:-?

البته همه اینا رو نمیگم که در مورد این دختر خانم صدق میکنه بنده خواستم فقط یه سری مسائل رو توضحی بدم

یکی از آشنایان رفتن خواستگاری پدر دختر گفت ما دوران نامزدی داریم یعنی یه مدت بدون اینکه اسم دختر بره تو شناسنامه باهم بگردید بعد جواب قطعی میدیم

تفاوت فرهنگی :-o%-(:-@:-??

که ایشون هم چون همچین رسم رسومی نداشتند این برخورد خانواه دختر ناراحت شدن بعد از چند ماه از طریق یکی از آشنایان دختر فهمیدن که دختر خیلی ازاین آقا خوشش اومده ولی به خاطر شرایطی که پدرشون گفتند بهم خورده این موضوع و خیلی ناراحت هستند چون خواست خود دختر نیست

دوباره رفتن خواستگاری و وقتی پدر از نظر دخترش اطلاع پیدا کرده دیگه در این باره سختگیری نکرده فقط تعداد جلسه خواستگاری رو بیشتر کرده
و الان زندگی خوبی دارند

[="Tahoma"][="Blue"]

ircyberan;1005003 نوشت:
با عرض سلام بعد از مدت ها گشتن مادر بنده دختری رو انتخاب کردن که هم سنشون به بنده میخورد هم شرایط خانوادگی وقتی وارد عمل شدن و از طریق خانوهده اقدام کردن موافقت 100 درصدی خانواده رو گرفتن اما وقتی ماجرا به گوش دختر خانم رسید که بنده طلبه هستم جتی قبل از دیدن و حرف زدن گفتن قصد ازدواج ندارن !!!! بنده با اینکه ایشونو ندیدم به پدرشون تلفنی گفتم اگر اجازه بدن یک ساعت حضوری با پدرشون حرف بزنم و از عقایدم دفاع کنم و شرایطمو توضیح بدم از طرفی از طرف مادر درختر خانم مطلع شدیم ظاهرا با ملبس شدن بنده یا مراسمات ازدواج(مولودی)احتمال سختگیری بنده!!! مشکل دارن و من فکر میکنم شاید کسی ذهنیت بدی در ذهنشون از زندگی با یک طلبه ایجاد کرده!!! ایشون فقط 16 سالشونه و فکر میکنم شاید دارن اشتباه میکنن وهیچ چیز از شخصیت و رفتار بنده نمیدونن.
به علت نارضایتی دختر قضیه بهم خورد و خانواده هم گفتن چون دختر راضی نیست جریان منتفیه!
چون تجربه به من نشون داده مادرم کمتر کسیو برای من انتخاب میکنن و کمتر اشتباه میکنن به نظرتون درسته که خودم شخصا اقدام کنم و در یک مکان عمومی از دختر خانم بخوام حداقعل اجازه توضیح شرایطمو بهم بدن!؟
از طرفی آیا ازدواج یک طلبه با دختر مذهبیی که از لباس روحانیت بدش میاد درسته!

سلام
با هر کسی خواستید ازدواج کنید بالاغیرتا از نظر مزاج ببنید متناسب هم هستید یا خیر!
که پس فردا بهونه نیارید طرف سرده طرف فلانه برید سراغ هوو اوردن و صیغه کردن!!!!! (چیزی که در برخی اقایون شایعه الان)[/][/]

شاید بتوانید با صحبت کردن دختر را قانع کنید و جواب بله را بگیرید اما چه دلیلی دارد که بخواهید کسی را وادار به پذیرش عقیده خودتان کنید؟
دخترانی هستند که نه تنها نیازی نیست آنها را قانع کنید بلکه از خدایشان هم هست که با یک طلبه ازدواج کنند. چرا سراغ چنین دخترانی نمی روید؟
به نظر من می توانید مادر یا خواهرتان را به حوزه علمیه شهرتان بفرستید تا مدیریت آنجا به شما در این مورد کمک کنند و با توجه به شرایط شما مواردی را به شما معرفی کنند.
عجله نکنید شما خودتان هم کم سن و سال هستید و فرصت زیاد دارید پس صبر کنید تا انشاءالله کسی را پیدا کنید که شما برایش آرزو باشید نه کسی که بخواهد خودش را وادار به پذیرش شرایط شما کند.

نقل قول:

شخصی که صرف پوشیدن یک لباس در مورد دیگران قضاوت می کند و بدون شنیدن سخن طرف مقابل یکطرفه حکم صادر می کند ،
شاید ظاهرا مذهبی باشد
اما حقیقتا مومن نیست
و گزینه مناسبی برای زندگی مشترک نیست

پذیرفتن روحانی یا پذیرفتن لباس طلبگی امری شخصی و سلیقگی هست و نمی شود این دختر خانم را به خاطر این طرز تفکر سرزنش کرد و یا متهم به بی دینی نمود.

سپیده دم;1005415 نوشت:
دخترانی هستند که نه تنها نیازی نیست آنها را قانع کنید بلکه از خدایشان هم هست که با یک طلبه ازدواج کنند. چرا سراغ چنین دخترانی نمی روید؟
به نظر من می توانید مادر یا خواهرتان را به حوزه علمیه شهرتان بفرستید تا مدیریت آنجا به شما در این مورد کمک کنند و با توجه به

به مدت 3 سال به مادر گفتم ! مادر هم زیاد شاید جدیتی ندارن با اینکه خیلی بهشون تاکید کردم اما صرفا پا شدن رفتن حوزه خواهران اومدن گفتن سنشون بهتون نمیخوره یا هم کفو نیست کسی اونجا ! این دخترانی که شما میگید و ما پسرایی که دنبال اونجور دخترا هستیم بزرگترین مشکلمون خانواده هستن که مهارت و تجربه کافی رو برای یافتن طرف مقابل ندارن

[="Tahoma"][="3"]

ircyberan;1005003 نوشت:
با عرض سلام بعد از مدت ها گشتن مادر بنده دختری رو انتخاب کردن که هم سنشون به بنده میخورد هم شرایط خانوادگی وقتی وارد عمل شدن و از طریق خانوهده اقدام کردن موافقت 100 درصدی خانواده رو گرفتن اما وقتی ماجرا به گوش دختر خانم رسید که بنده طلبه هستم جتی قبل از دیدن و حرف زدن گفتن قصد ازدواج ندارن !!!! بنده با اینکه ایشونو ندیدم به پدرشون تلفنی گفتم اگر اجازه بدن یک ساعت حضوری با پدرشون حرف بزنم و از عقایدم دفاع کنم و شرایطمو توضیح بدم از طرفی از طرف مادر درختر خانم مطلع شدیم ظاهرا با ملبس شدن بنده یا مراسمات ازدواج(مولودی)احتمال سختگیری بنده!!! مشکل دارن و من فکر میکنم شاید کسی ذهنیت بدی در ذهنشون از زندگی با یک طلبه ایجاد کرده!!! ایشون فقط 16 سالشونه و فکر میکنم شاید دارن اشتباه میکنن وهیچ چیز از شخصیت و رفتار بنده نمیدونن.
به علت نارضایتی دختر قضیه بهم خورد و خانواده هم گفتن چون دختر راضی نیست جریان منتفیه!
چون تجربه به من نشون داده مادرم کمتر کسیو برای من انتخاب میکنن و کمتر اشتباه میکنن به نظرتون درسته که خودم شخصا اقدام کنم و در یک مکان عمومی از دختر خانم بخوام حداقعل اجازه توضیح شرایطمو بهم بدن!؟
از طرفی آیا ازدواج یک طلبه با دختر مذهبیی که از لباس روحانیت بدش میاد درسته!

با سلام و وقت بخیر
ازدواج معقوله ی مهمیه و نباید خیلی اسون گرفتش
من به چند دلیل میگم پیگیری نکنید .
اول از همه به خاطر اینکه گفتید ایشون شونزده سالشونه .سن پایین و در دوره ی نوجوانی که دوره ی سختیه .یه روز خوشحال یه روز غمگین .هنوز نمیدونن خواسته شون چیه و برای اینده چه برنامه ای دارند
دوم .وقتی گفتن نه .یعنی نه .اصرار شاید ایشون و تو معذوریت بزاره که بعدا پشیمونی به بار میاره
سوم .لباس روحانیت .با کسی ازدواج کنید که شما رو دوست داشته باشه .با لباس روحانیت یا لباس معمولی .همه جوره شما و شخصیت و لباس و کارتون و قبول داشته باشه[/][/]

نورالزهراء;1005227 نوشت:
سلام
با هر کسی خواستید ازدواج کنید بالاغیرتا از نظر مزاج ببنید متناسب هم هستید یا خیر!
که پس فردا بهونه نیارید طرف سرده طرف فلانه برید سراغ هوو اوردن و صیغه کردن!!!!! (چیزی که در برخی اقایون شایعه الان)

کاملا درست میفرمایید
درسته از موضوع تاپیک دوره ولی لازمه یه توضیحی بدم :
واقعا هیچ اطلاع رسانی در این قضیه نشده و نمیشه . همه حتی خانواده دو طرف روشون نمیشه در مورد این چیزها با هم صحبت کنند . مشاور قبل از ازدواج هم نمیرن زوجها
الان بسیاری از خانواده ها درگیر این مسئله هستند . نارضایتی جنسی عامل اصلی فساد و جدایی هست . مسئله بی نهایت مهمیه این تناسب طبع ها ... لطفا جهاد کنید هر کسی رو که دوستش دارید و در آستانه ی ازدواج قرار داره این برادری و خواهری رو در حقش کنید و بهش توصیه کنید قبل از اینکه تعلق خاطر ایجاد بشه اول از همه برن پیش مشاور . به خدا قسم میخورم این موضوع از آزمایش خون هم مهمتره . چه بسا زوج دارای فرزند سالم هم میشوند ولی اون فرزند به فرزند طلاق تبدیل میشه . چون زن و مرد نمیتونند همدیگر رو تامین کنند و فرهنگ اسلامی صیغه یا ازدواج دوم هم متاسفانه عرفا جا نیفتاده . حتی خیلی از خانم های به ظاهر مذهبی هم با این حکم خدا که میتونه نجاتبخش زندگی باشه مخالفند . مضافا اینکه اگر خانم میل جنسی زیاد تری داشته باشه صیغه و زن دوم هم نمیتونه به این زندگی کمکی کنه و یا باید تحمل کنه یا جدا بشن . تو رو خدا این قضیه رو خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی جدی بگیرید . التماس دعا

پرسش:

من جوانی 21 ساله و طلبه هستم. مادرم بعد از مدت ها جستجو، دختری را برای من انتخاب کردند که از نظر سنّی و شرایط خانوادگی با ما تناسب دارد. دخترخانم 16 ساله است. خانواده دخترخانم با این ازدواج موافقت کردند؛ اما وقتی موضوعِ طلبه بودنم به گوش دخترخانم رسید، بدون دیدن و حرف زدن با من، گفت که قصد ازدواج ندارد. مطلع شدم که مادر دخترخانم با لباس روحانی پوشیدنِ من و احتمال سختگیری در مراسم ازدواج مشکل دارند. من با پدر دخترخانم تلفنی صحبت کردم و از ایشان خواستم اجازه دهند یک ساعت با ایشان حرف بزنم. به نظر شما آیا ازدواج یک طلبه با دختر مذهبی که از لباس روحانی بدش می آید درست است؟ آیا صحبت با این دخترخانم در یک مکان عمومی مفید است؟

پاسخ:

شما هم مانند هر جوان سالم و متدیّنی دوست دارید ازدواج کنید و تشکیل خانواده دهید. این خیلی خوب است. پس از تناسب در اعتقادات مذهبی، تناسب میان دختر و پسر در مسائل فرهنگی مهمّ ترین مسأله می باشد. در صورتی که دختر و پسر در مسائل فرهنگی تناسب نداشته باشند، پیامدهای سختی در انتظار آنها می باشد. اینکه شما گفته اید:«مادر دخترخانم با لباس روحانی پوشیدنِ من و احتمال سختگیری در مراسم ازدواج مشکل دارند»، از وجود اختلافاتِ جدّی در مسائل فرهنگی خبر می دهد. لباس یک روحانی، تنها چند تکّه پارچه نیست؛ بلکه نماینگرِ فرهنگِ اوست. شما یک طلبه علوم دینی هستید. زندگیِ طلبگی با زندگیِ غیرطلبه ها تفاوت های فاحشی دارد. چند مثال ذکر می کنم:

- امروزه بسیاری از مراسم عروسی، شامل رقص و آواز و به کارگیریِ گروه موسیقی می باشد. به همین دلیل بیشتر طلبه ها در همه مراسم عروسی شرکت نمی کنند و فقط در برخی مراسم عروسی که می دانند مطابق با شؤون اسلامی می باشد، حضور می یابند.

- بسیاری از طلبه ها از رفتن به مهمانی های مختلط خودداری می نمایند. در صورتی که در بسیاری از مهمانی ها، زن ها و مردها به صورت مختلط در کنار یکدیگر حضور دارند. حتی در برخی عروسی ها مهمانان زن و مرد بدون هیچ محدودیتی در یک سالن هستند و عروس بدون پوشش شرعی در سالن حاضر می شود؛ اما یک طلبه مقیّد نمی تواند چنین چیزی را تحمّل کند.

- یک طلبه وقتی برای همیشه لباس روحانی می پوشد، ترجیح می دهد همه جا با لباس روحانی حضور یابد؛ اما عدّه ای از خانم ها این مسأله را دوست ندارند و نمی خواهند همسرشان با لباس روحانی در همه جا حضار شود. نداشتن توافق در این مسأله، زمینه را برای بروز اختلاف بین زن و شوهر مهیّا می کند.

صحبت کردن با این خانم با هدف تغییر ذهنیّتش در مورد طلبه ها و زندگی طلبگی، شاید باعث شود این خانم شرایط شما را بپذیرد و به شما جواب مثبت بدهد؛ اما این ذهنیّت یک شبه در این خانم ایجاد نشده است و شایعات و حرف های بی اساس که اسبابِ ایجاد این ذهنیّت می باشند، در جامعه وجود دارد و هر روز بیشتر و قوی تر می شوند. شما می خواهید یک عُمر با همسرِ آینده تان زندگی کنید. همسرِ شما باید خانمی باشد که بتواند در برابر طوفان این شایعات و حرف ها مقاومت به خرج دهد. خانمی که با ملبّس بودنِ شما مشکل دارد، چگونه می تواند در برابرِ نیش و کنایه ها و حرف های دلسردکننده یِ یک عدّه از مردم تاب بیاورد؟

ازدواج مهم ترین تصمیم زندگی هر فردی است. هیچ تضمینی وجود ندارد که یک ازدواج حتما با موفقیت همراه شود. ازدواج هایی که با بررسی و تحقیق انجام می شود، گاهی به شکست منتهی می شوند؛ چه برسد به ازدواج هایی که با وجود اختلافِ جدّی در مسائل فرهنگی صورت می گیرد. اگر خدای نکرده ازدواج شما به شکست منجر شود، مقدار زیادی از وقت، انرژی و درآمدتان را هدر خواهید داد و به انواع مشکلات روحی – از قبیل افسردگی و اضطراب- ممکن است مبتلا شوید. پس باید در انتخاب همسر مناسب برای خود خیلی بیشتر دقت نمایید. قبل از هر چیز، سری به نزدیک ترین دادگاه خانواده در شهر خود بزنید. این کار آزاد است و کسی مانع ورودتان به مجتمع قضایی خانواده در شهرتان نمی شود. دقایقی را صرف نگاه کردن به زوج هایی که مراجعه کرده اند نمایید. بیشتر این افراد، زندگی مشترکشان را با عشق آغاز کردند، ولی پس از مدتی به بن بست رسیدند. پس تنها علاقه برای موفقیت زندگی کافی نیست.

مسائل فرهنگی در کنار اعتقادات مذهبی مسائلی هستند که خانم و آقا قبل از ازدواج باید رُک و صریح درمورد آنها با هم بحث کنند. گاهی دو طرف تصور می کنند وقتی ازدواج کردند، هیچ چیز نمی تواند بر عشق آنها به هم غلبه کند. اما وقتی زندگی زیر یک سقف را شروع می کنند، به نقشِ مهمّ عقاید مذهبی، ارزش ها و مسائل فرهنگی در زندگی مشترک پِی می برند. اختلاف در عقاید و ارزش ها و مسائل فرهنگی در زندگی تا جایی می تواند پیش برود که راهی جز جدایی و طلاق برای زن و شوهر باقی نگذارد. برخی به غلط می پندارند که اختلاف عقاید و ارزش ها و مسائل فرهنگی مانند: اختلاف در سایر امورِ زندگی با پذیرش و کوتاه آمدنِ طرفین به راحتی قابل حلّ است. امّا واقعیت این است که اختلاف در اعتقادات مذهبی و مسائل فرهنگی، بار عاطفی زیادی داشته و نمی توان آن را دست کم گرفت.

اگر به این امید هستید که پس از ازدواج با همسری که تفاوت های جدّی در مسائل فرهنگی با شما دارد، او بعدها تغییر کند و نظرات شما را در مسائل فرهنگی بپذیرد، باید بگویم:«به شدّت اشتباه می کنید». مسائل فرهنگی بخش مهمّی از هویّت هر فرد را تشکیل می دهد. هرگونه فشار به دیگری برای تغییر ارزش های فرهنگی محکوم به شکست است. افرادی که ارزش های فرهنگیِ خود را تغییر می دهند، تحت فشار بیرونی به تغییری چنین بنیادی دست نمی زنند؛ بلکه با خواست خود این کار را انجام می دهند. مبنای تصمیم گیری در زمان خواستگاری باید ویژگی های فعلیِ طرف مقابل باشد؛ نه امیدواری به تغییرِ او در آینده.

به نظر من، به خاطر مخالفت دختر خانم و دادن جواب منفی، اصرار نکنید. اصرار زیاد به ازدواجْ پیامدهای نامطلوبی در آینده روابط برجای خواهد داشت. اگر دختری به خاطر پافشاریِ زیادتان یا تنها به دلیل حرف ها و استدلال هایتان، به شما جواب مثبت دهد، با بُروزِ کوچک ترین اختلاف نظری در مسائل فرهنگی، اصرارتان را یادآوری می نماید و می گوید:«من تو را نمی خواستم، تو اصرارکردی و پاشنه در خانه ما را از جا در آوردی». آن وقت، چه احساسی به شما دست خواهد داد؟

موضوع قفل شده است