جمع بندی خلا عشق در قران و روایات و عرفان اسلامی !

تب‌های اولیه

79 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

حامد;426305 نوشت:
سلام
عرفان ما بر پایه عشق الهی است و مملو از سخنان عاشقانه
و اما در روایات هم کم نداریم
و قران کریم هم تصریحات و اشاراتی دارد
به هرحال قران کریم و روایات قانون ها را بیان می کنند و باید به همه جوانب بپردازند
والله الموفق

سلام
حال گذشته از این مورد که رسیدن به عشق الهی بدون تجربه عشق زمینی محال و غیر ممکن است

به نظر می رسد قران توجه بسیار جزیی روی موضوع عشق داشته یا اصلا نداشته است

انگار بی تفاوت است نسبت به ان

در پی بی تفاوتی قران به نظر می رسد ائمه هم نظری نسبت به ان نداشته اند
یا حداقل من روایت یا حدیثی درباره ان ندیده ام

بزرگوانی که جواب دادند به کلمات محبت و مودت و حب اشاره کردند
که فکر می کنم با کلمه عشق خیلی فرق داشته باشد

به این ترتیب مثل اینکه جایگاه عشق در قران و روایات بسیار کم رنگ است

موفق باشید

.امین.;426099 نوشت:
کلمه ی حب ،ود، مودت ، رحمه ، الفت ، تولی در قرآن کریم آمده و آیات متعددی در اینباره هست که هم از محبت مومنین به خدا و محبت خدا به مومنین و از محبت انسانها به یکدیگر و عشقها و دوستیهای صیحیح و غلط صحبت شده .

.امین.;426264 نوشت:
قطعا معانی لغات قرآنی در هرجایی بی مناسبت با منظور آیه نمیباشد.

کلمه ود و مودت در قرآن کریم معادل واژه عشق پاک هست

و من آيته ان خلق لكم من انفسكم ازوجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم موده و رحمه

ان الذین امنوا وعملوالصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا

و یا در آیه: ومن الناس من یتخذ من دون الله اندادا یحبونهم کحب الله والذین امنوا اشد حبا لله .

از کلمه اشد حبا لله تفسیر به عشق شده است

سلام

لغات زیر را از اینترنت برای کلمه عشق پیدا کردم

class: result_tpl_right align: right

[TD="class: trtable2 align: center"]اظهار عشق[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]محکمة هجوم[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]اظهار عشق[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]هجوم[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]اظهار عشق[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]تودد اليه[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]اظهار عشق کردن با[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]اسحر[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]بدام عشق انداختن[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]اضعف[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]بيمار عشق شدن[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]هب[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"] عشق[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]هب هوس[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"] عشق[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]هوس[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"] عشق[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]عمل مسرحي مثير[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"] عشق خوش فرجام[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]هب[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"] عشق داشتن[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]عقد[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"] عشق زياد[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]غضب[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"] عشق مفرط[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]اعجاب[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"] عشق ورزي[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]اعشق[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"] عشق ورزيدن ( به )[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]جنسي[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]وابسته به عشق شهواني[/TD]
[TD="class: trtable3 align: center"]عمومی[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]هواية[/TD]
[TD="class: trtable2 align: center"]کاري که کسي بدان عشق وعلا قه دارد[/TD]

ادامه پست بالایی

.امین.;426264 نوشت:
اینها که در دو پست به عرضتان رسید دقیقا جایگاه عشق هست اما شان قرآن کریم این نیست که واژه ای مثل عشق را تفسیر کند و دیدگاهش را در این مورد بصورت ادبی بیان دارد. قرآن کتاب هدایت است و در جایگاهیست که راه درست و بیراهه را مشخص نماید

سلام

بزرگوار من هم نگفتم بصورت ادبی واژه عشق را تفسیر کند
چون قران کتاب ادبی نیست
مثلا همانطور که درباره طبیعت بیاناتی دارد
یا درمورد افرینش انسان
می تواند هم درباره عشق بیاناتی داشته باشد

البته شاید هم دارد که سوال من درباره رسیدن به
همان بیانات است

و ایاتی که شما اوردید هم می تواند در راستای همین موضوع باشد

موفق باشید

[="Tahoma"]

بی نظیر;426325 نوشت:
سلام
حال گذشته از این مورد که رسیدن به عشق الهی بدون تجربه عشق زمینی محال و غیر ممکن است

به نظر می رسد قران توجه بسیار جزیی روی موضوع عشق داشته یا اصلا نداشته است

انگار بی تفاوت است نسبت به ان

در پی بی تفاوتی قران به نظر می رسد ائمه هم نظری نسبت به ان نداشته اند
یا حداقل من روایت یا حدیثی درباره ان ندیده ام

بزرگوانی که جواب دادند به کلمات محبت و مودت و حب اشاره کردند
که فکر می کنم با کلمه عشق خیلی فرق داشته باشد

به این ترتیب مثل اینکه جایگاه عشق در قران و روایات بسیار کم رنگ است

موفق باشید


سلام
اولا قائل نیستیم عشق الهی الزاما به یک مقدمه از عشق زمینی نیاز داشته باشد
ثانیا لسان بیان قوانین گسترده بیش از این را مقتضی نیست
ثالثا عشق الهی برای تعداد بسیار کمی صورت حقیقی دارد
و ایشان از اشارات و تصریحات عاشقانه قران و سنت اگاه اند
برای توجه یافتن به این امر به تفاسیر عرفانی قران کریم مراجعه ای بفرمایید
والله الموفق
[/]

Mohammad2db;426254 نوشت:
عشق بدون حب عشق نيست .
ما بايد ببينيم تعريف دين يا گروه مايل از عشق چيه ؟

( اسلام ميگه از احترام شروع كنيد و نياز ها رو بشناسيد و برطرف كنيد .)
بذر عشق در وجود ما نهاده شده و اگر به خاك نفرت الوده نشه. در فصل يا زمانش شروع به رشد ميكنه ...
با محبت به اندازه ...

سلام

به نظر شما این قسمتهایی که قرمز کردم واقعا تعریف عشقه ؟ !:Gig:

Mohammad2db;426254 نوشت:
اما تعريف بهترين مرحله محبت مثاله تعريف اثر انگشت افراد , ممكن نيست
چون همه مردم از لحاظ اگاهي در يك سطح و طبقه نيستن .

این جملتون مفهوم نیست :Gig:

من از پاسخ شما نظر اسلام و درباره عشق ندیدم

با تشکر

حامد;426334 نوشت:
اولا قائل نیستیم عشق الهی الزاما به یک مقدمه از عشق زمینی نیاز داشته باشد

سلام

عشق الهی چون لازمه درک عمیق از خدا و رسیدن به یک شناخت در حد عارفانه است
رسیدن به ان برای هرکسی مقدور نیست

و کسی تا حس عشق زمینی را نچشیده باشد اصولا درکی از عشق الهی نخواهد داشت
و برایش مفهوم نیست

مثل نردبانی تصور کنید که عشق الهی بالاترین پله ان است و کسی تا پله های پایین را
طی نکند نمی تواند یک باره به پله بالایی گام نهد

به نوعی می توان گفت عشق الهی درجه حقیقی و بالای عشق است
که پس از گذر از مراحل پایینی و دروغین نازلتر انسان متوجه ان خواهد شد
متوجه خواهد شد که راه را بی راهه رفته است
سراب دیده نه اب

حامد;426334 نوشت:
ثانیا لسان بیان قوانین گسترده بیش از این را مقتضی نیست

به نظر حقیر در مقایسه با عرفانهای جدید که به عشق بسیار اهمیت داده اند
قران کمتر اهمیت داده
حالا یا عرفانهای جدید به خطا رفته اند
یا قران توجه کمی داشته
البته نتیجه گیری نهایی را باید بعد از پایان تاپیک بکنیم

شما فرمودید روایات در این زمینه بسیار است
ممنون می شم به چند تا اشاره فرمایید

با تشکر

[="Tahoma"]

بی نظیر;426373 نوشت:
سلام

عشق الهی چون لازمه درک عمیق از خدا و رسیدن به یک شناخت در حد عارفانه است
رسیدن به ان برای هرکسی مقدور نیست

و کسی تا حس عشق زمینی را نچشیده باشد اصولا درکی از عشق الهی نخواهد داشت
و برایش مفهوم نیست

مثل نردبانی تصور کنید که عشق الهی بالاترین پله ان است و کسی تا پله های پایین را
طی نکند نمی تواند یک باره به پله بالایی گام نهد

به نوعی می توان گفت عشق الهی درجه حقیقی و بالای عشق است
که پس از گذر از مراحل پایینی و دروغین نازلتر انسان متوجه ان خواهد شد
متوجه خواهد شد که راه را بی راهه رفته است
سراب دیده نه اب


سلام
برای چشیدن محبت الهی پاکی دل و معرفت ضروری است نه چشیدن عشق زمینی و مراتبی که شما می فرمایید مراحل پاکی و معرفت است


بی نظیر;426373 نوشت:
به نظر حقیر در مقایسه با عرفانهای جدید که به عشق بسیار اهمیت داده اند
قران کمتر اهمیت داده
حالا یا عرفانهای جدید به خطا رفته اند
یا قران توجه کمی داشته
البته نتیجه گیری نهایی را باید بعد از پایان تاپیک بکنیم

شما فرمودید روایات در این زمینه بسیار است
ممنون می شم به چند تا اشاره فرمایید


عرفانهای جدید بیشتر از یک هدف شخصی مد نظر ندارند اما قران اهداف فردی و اجتماعی متعددی را مد نظر دارد
دیگر اینکه قرآن و روایات در صدد خیال پروری نیستند
چون عشق الهی جز به طی صادقانه مراحل بندگی صورت نمی بندد لذا این گوهر گرانقدر را جز به اهلش نمی دهد و برای غیر اهلش مطرح نمی سازد
والله الموفق
[/]

با سلام

قبلا مفصل در اين موضوع بحث كرديم نتيجه اينكه بعضي كلمات در قران نيامده اند و دليلي هم ندارد كه همه كلمات در قرآن بيايند اما در روايات مثلا در اصول كافي آمده كه :

علي بن إبراهيم، عن محمد بن عيسى، عن يونس، عن عمرو بن جميع، عن أبي عبدالله عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: أفضل الناس من عشق العبادة، فعانقها وأحبها بقلبه وباشرها بجسده وتفرغ لها، فهو لا يبالي على ما أصبح من الدنيا، على عسر أم على يسر.

ودر روضه الواعظين :

قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) . ان الجنة لاشوق إلى سلمان من سلمان إلى الجنة وان الجنة
لاعشق لسلمان من سلمان إلى الجنة .

وعلل شيخ صدوق :
حدثنا محمد بن على ماجيلويه رضى الله عنه قال: حدثنا عمي محمد بن أبى القاسم عن محمد بن علي الكوفي عن محمدبن سنان عن المفضل بن عمرقال: سألت أبا عبدالله جعفر بن محمد الصادق " ع " عن العشق فقال قلوب خلت من ذكر الله فاذاقها الله حب غيره.

و اهل سنت هم حديثي ضعيف دارند :

قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ "مَنْ عَشِقَ فَعَفَّ وَكَتَمَ ثُمَّ مَاتَ مَاتَ شَهِيدًا"

عَن حُذَيْفَة بن الْيَمَان أَن رَسُول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم َ قَالَ (اقْرَءُوا الْقُرْآن بِلُحُونِ الْعَرَب وَأَصْوَاتهَا وَإِيَّاكُم وَلُحُون أهل الْعِشْق وَالْفِسْق وَأهل الْكِتَابَيْنِ وَسَيَأْتِي قوم يرجعُونَ بِالْقُرْآنِ تَرْجِيع الْغناء وَالنوح لَا يُجَاوز حَنَاجِرهمْ قُلُوبهم مَفْتُونَة وَقُلُوب من يُعجبهُ شَأْنهمْ)

يقول الله عز وجل: "إذا كان الغالب على العبد الاشتغال بي جعلت بغيته ولذته في ذكري، فإذا جعلت بغيته ولذته في ذكري عشقني وعشقته فإذا عشقني وعشقته رفعت الحجاب فيما بيني وبينه، وصيرت ذلك تغالبا عليه، لا يسهو إذا سها الناس، أولئك

عن الحسن قال: كان شاب على عهد عمر بن الخطاب يلازم المسجد والعبادة، فعشقته جارية فأتته في خلوة، فكلمته فحدث نفسه بذلك، فشهق شهقة فغشي عليه، فجاء عم له فحمله إلى بيته، فلما أفاق قال يا عم انطلق إلى عمر فأقرئه مني السلام، وقل ما جزاء من خاف مقام ربه؟ فانطلق عمه فأخبر عمر، وقد شهق الفتى شهقة أخرى فمات منها، فوقف عليه عمر، فقال: لك جنتان لك جنتان.

عجب !!!!

8732- عن ابن عباس قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: خيار أمتي الذين يعفون إذا أتاهم الله من البلاء شيئا، قالوا: يا رسول الله وأي بلاء هو؟ قال: العشق. الديلمي.
779 - حَدَّثَنَا حَمَّادُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو دَاوُدَ الطَّيَالِسِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو وَكِيعٍ , عَنْ أَيُّوبَ بْنِ عَائِذٍ، عَنِ الشَّعْبِيِّ قَالَ: الْمَشْغُوفُ: الْمُحِبُّ , وَالْمَشْغُوفُ: الْمَجْنُونُ قَالَ أَبُو بَكْرٍ: كَانَ الشَّعْبِيُّ ذَهَبَ إِلَى أَنَّ الْمَشْغُوفَ هُوَ الْعَاشِقُ الْهَائِمُ , إِذَا كَانَ الْعِشْقُ يُؤَدِّي إِلَى الْجُنُونِ وَزَوَالِ الْعَقْلِ , فَسَمَّاهُ بِهِ عَلَى طَرِيقِ الِاسْتِعَارَةِ , كَمَا تُسَمِّي الْعَرَبُ الْمَطَرَ سَمَاءً , وَقَالَ الشَّاعِرُ:
[البحر الوافر]
إِذَا سَقَطَ السَّمَاءُ بِأَرْضٍ قَوْمٍ ... رَعَيْنَاهُ وَإِنْ كَانُوا غِضَابَا
فَاسْتَعَارُوا اسْمَ السَّمَاءِ فِي مَوْضِعِ الْمَطَرِ إِذَا كَانَ الْمَطَرُ يَأْتِي مِنَ السَّمَاءِ. وَقَالَ بَعْضُ الْحُكَمَاءِ: الْعِشْقُ جُنُونٌ , فَالْعِشْقُ أَلْوَانٌ كَمَا الْجُنُونُ أَلْوَانٌ

خيار أمتى الذى يعفون إذا أتاهم الله من البلاء شيئا قالوا وأى بلاء قال هو العشق (الديلمى عن ابن عباس)

- يقول الله إذا كان الغالب على العبد الاشتغال بى جعلت نعيمه ولذته فى ذكرى فإذا جعلت نعيمه ولذته فى ذكرى عشقنى وعشقته فإذا عشقنى وعشقته رفعت الحجاب فيما بينى وبينه وصيرت ذلك مغالبا عليه لا يسهو إذا سها الناس أولئك كلامهم كلام الأنبياء أولئك الأبطال حقا أولئك الذين إذا أردت بأهل الأرض عقوبة وعذابا ذكرتهم فصرفت ذلك عنهم (أبو نعيم فى الحلية عن الحسن مرسلاً)

21488 - حدثنا عبد الله حدثني أبي ثنا عبد الرزاق ثنا محمد بن راشد عن مكحول عن رجل عن أبي ذر قال : دخل على رسول الله صلى الله عليه و سلم رجل يقال له عكاف بن بشر التميمي فقال له النبي صلى الله عليه و سلم يا عكاف هل لك من زوجة قال لا قال ولا جارية قال ولا جارية قال وأنت موسر بخير قال وأنا موسر بخير قال أنت إذا من إخوان الشياطين لو كنت في النصارى كنت من رهبانهم ان سنتنا النكاح شراركم عزابكم وأراذل موتاكم عزابكم أبا لشيطان تمرسون ما للشيطان من سلاح أبلغ في الصالحين من النساء ألا المتزوجون أولئك المطهرون المبرؤون من الخنا ويحك يا عكاف انهن صواحب أيوب وداود ويوسف وكرسف فقال له بشر بن عطية ومن كرسف يا رسول الله قال رجل كان يعبد الله بساحل من سواحل البحر ثلاث مائة عام يصوم النهار ويقوم الليل ثم أنه كفر بالله العظيم في سبب امرأة عشقها وترك ما كان عليه من عبادة الله عز و جل ثم استدرك الله ببعض ما كان منه فتاب عليه ويحك يا عكاف تزوج وإلا فأنت من المذبذبين قال زوجني يا رسول الله قال قد زوجتك كريمة بنت كلثوم الحميري

خلاصه اينكه كلمه عشق از گياه عشقه گرفته شده كه بدور معشوقش (ميزبانش ) ميپيچد و او را هلاك ميكند !‌

بعلت اينكه غالبا عشق با عقل در تضاد است و باعث غلبه احساسات بر عقول ميگردد در زبان ائمه عليهم السلام عموما ذم شده است .

و من عشق شيئا أعشي بصره و امرض قلبه » . هر كس كه چيزي را دوست دارد چشمش را معيوب و دلش را مريض مي كند . ( نهج البلاغه ، خطبه 107 )

مولاى پرهيزكاران ! بنابراين عشق ها و محبتهاى مجازى و انحرافى قطعا انسان را به انحراف مى كشانند و قدم به قدم او را از واقعيتهاى جامعه دور مى سازد چنين است ؟
فقال عليه السلام : ... و من عشق شيئا اعشى بصره و امرض قلبه فهو ينظر بعين غير صحيحه و يسمع باذن غير سميعه قد خرقت الشهوات عقله و امانت الدنيا قلبه و ولهت عليها نفسه فهو عبد لها و لمن فى يده شى ء منها حيثما زالت زال اليها و حيثما اقبلت اقيل عليها لا ينزجر من الله يزاجر و لا يتعظ منه بواعظ ... . (159)
حضرت فرمودند: (بله كاملا همين طور است عشقهاى مادى و غير الهى قدم نهادن در مسير انحراف است زيرا) هر كه عاشق چيزى شد بر چشمش ‍ پرده مى افكند و دلش را بيمار مى سازد در اين صورت او با چشم بيمارگونه مى نگرد و با گوش ناشنوا مى شنود ميل به شهوترانى عقلش را از كار انداخته و علاقه به دنيا دلش را مى رانده ؛ خود را شيفته دنيا ساخته و چون بنده اى ذليل تسليم دنيا و دنياداران گشته ، گام در جاى پاى دنيا و شهوات نهاده و با آن حركت مى كند نه به هشدارهاى خداوند گوش نموده و نه به پندهاى او توجه خواهد كرد.

حامد;426381 نوشت:
سلام
برای چشیدن محبت الهی پاکی دل و معرفت ضروری است نه چشیدن عشق زمینی و مراتبی که شما می فرمایید مراحل پاکی و معرفت است

سلام
من خیلی جاها قبلا خونده بودم که عشق زمینی مقدمه عشق الهیست و حرفم بر مبنای خوانده هام بود
البته عشقزمینی دامنه وسیعی داره و محدود به عشق بین دو جنس مخالف نیست
مثلا عشق به فرزند یا عشق به همسر

قسمتی از مقاله ای که درباره عشق و عرفان اسلامی بود را که به عشق مجازی مقدمه عشق حقیقی
می پردازد را اینجا می اورم

و- آثار عشق مجازی:
چنان‌كه گفتیم، عشق در غیر معشوق حقیقی عشق مجازی است. و عشقهای مجازی، كه نمونه عمده آن عشق به زیباییها و زیبارویان است، در نظام هستی یك امر ضروری و ذاتی است. اما ببینیم این موضوع، یعنی عشق مجازی، چه نقش و اثری می‌تواند داشته باشد. عرفا برای عشق مجازی آثار زیر را مطرح می‌كنند:


1- عشق یك بشارت است:
از آنجا كه انسان موجودی است با تركیب مادی و معنوی، با نیمی از فرشته و نیمی از حیوان، طبعاً وجودش تحت تأثیر گرایشهای متضاد و مختلفی خواهد بود:

جان گشاید سوی بالا بالها
در زده تن در زمین چنگالها

در اینجاست كه اگر نشانه‌هایی از عشق به كمال و جمال در او مشاهده شود، بشارتی است از حركت او به سوی كمال و بریدنش از جهان ماده. از اینجاست كه عرفا در عشق به زیبارویان، عفت را مطرح می‌كنند. یعنی عشقی كه در آن به تعبیر ابن‌سینا شمایل معشوق حاكم باشد نه سلطه شهوت.(24)
و لذا عرفا توجه به زیباییها را می‌ستایند و بی‌توجهی نسبت به آنها را نكوهش می‌كنند. چنان‌كه شیخ بهایی می‌گوید:

كل من لم یعشق الوجه الحسن
قرّب الجلّ الیه و الرّسن!
یعنی هر كس را نباشد عشق یار
بهر او پالان و افساری بیار!(25)

2- عشق به عنوان یك رهبر و راهنما:
از آنجا كه ادراكها، لذتها و عشقها نسبت به مراتب وجود از لحاظ كمال و نقص متفاوتند لذا هر مرتبه‌ای از وجود، به نخستین مرتبه بالاتر از خویش بهتر و بیشتر متوجه شده و طالب آن مرتبه می‌شود و پس از وصول به آن مرتبه طالب و عاشق مرتبه بعدی می‌گردد. و همین‌طور در مدارج و مراتب كمال به سوی معشوق حقیقی پیش رفته، به آن مقصد اعلی و كمال مطلق نزدیكتر می‌شود و از این لحاظ است كه گفته‌اند: «المجاز قنطرة الحقیقة.»(26)

3- عشق مجازی عامل تمرین برای تحمل زحمات عشق:
به اقرار همه عرفا، عشق با مشكلات و رنج و درد طاقت‌فرسایی همراه است كه سراپا آتش است و آتش‌افروز. بسا مردان كه در نیمه راه سلوك، به خاطر همین مشقات و دشواریها، از راه وامانده و به مقصد نرسیده‌اند. تصویری از این مشكلات را در سفر مرغان در «منطق‌الطیر» عطار می‌توان مشاهده كرد. از این روی، عرفا عشق مجازی را یك تمرین برای تحمل عشق حقیقی می‌دانند. چنان‌كه اشتغال انبیا به شغل شبانی تمرینی بود برای تحمل مسئولیتهای بزرگتر. عین‌القضات می‌گوید:
«عشق لیلی را یك چندی از نهاد مجنون مركبی ساختند تا پخته عشق لیلی شود، آنگاه بار كشیدن عشق الله را قبول توان كردن.»(27)


مقاله از دکتر یحیی یثربی

. . «مشارق‌الدّراری»، شرح تائیه ابن‌فارض، اثر: فرغانی، چاپ انجمن فلسفه، ص107.
24. «اشارات و تنبیهات»، نمط نهم.
25. «نان و حلوا»، اثر شیخ بهایی.
26. مجاز پلی است برای عبور به حقیقت.
27. «تمهیدات»، ص105.


موفق باشید

خیر البریه;426384 نوشت:
قبلا مفصل در اين موضوع بحث كرديم نتيجه اينكه بعضي كلمات در قران نيامده اند و دليلي هم ندارد كه همه كلمات در قرآن بيايند

سلام

پس نتیجه اینکه قران درباره این موضوع یعنی عشق سکوت کرده
نه تعریف کرده نه مذمت نه گناه شمرده نه صواب و نه جرم

خیر البریه;426384 نوشت:
بعلت اينكه غالبا عشق با عقل در تضاد است و باعث غلبه احساسات بر عقول ميگردد در زبان ائمه عليهم السلام عموما ذم شده است .

و من عشق شيئا أعشي بصره و امرض قلبه » . هر كس كه چيزي را دوست دارد چشمش را معيوب و دلش را مريض مي كند . ( نهج البلاغه ، خطبه 107 )

مولاى پرهيزكاران ! بنابراين عشق ها و محبتهاى مجازى و انحرافى قطعا انسان را به انحراف مى كشانند و قدم به قدم او را از واقعيتهاى جامعه دور مى سازد چنين است ؟
فقال عليه السلام : ... و من عشق شيئا اعشى بصره و امرض قلبه فهو ينظر بعين غير صحيحه و يسمع باذن غير سميعه قد خرقت الشهوات عقله و امانت الدنيا قلبه و ولهت عليها نفسه فهو عبد لها و لمن فى يده شى ء منها حيثما زالت زال اليها و حيثما اقبلت اقيل عليها لا ينزجر من الله يزاجر و لا يتعظ منه بواعظ ... . (159)
حضرت فرمودند: (بله كاملا همين طور است عشقهاى مادى و غير الهى قدم نهادن در مسير انحراف است زيرا) هر كه عاشق چيزى شد بر چشمش ‍ پرده مى افكند و دلش را بيمار مى سازد در اين صورت او با چشم بيمارگونه مى نگرد و با گوش ناشنوا مى شنود ميل به شهوترانى عقلش را از كار انداخته و علاقه به دنيا دلش را مى رانده ؛ خود را شيفته دنيا ساخته و چون بنده اى ذليل تسليم دنيا و دنياداران گشته ، گام در جاى پاى دنيا و شهوات نهاده و با آن حركت مى كند نه به هشدارهاى خداوند گوش نموده و نه به پندهاى او توجه خواهد كرد.

و روایات هم ان را مذمت کرده اند

ممنون بزرگوار من جوابمو از مطالب شما گرفتم

موفق باشید

موضوع قفل شده است