خرید و فروش غرری و ابطال معامله

تب‌های اولیه

23 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
خرید و فروش غرری و ابطال معامله

با سلام و احترام و تشکر از استاد نور بابت جواب پرسش قبلی

بعد از دیدن این استفتا مطالعه زیادی درباره غرر در معامله و بطلان معامله به جهت غرری بودن آن کردم ولی علت پاسخ حضرت آقای آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره) را از جواب این استفتا نفهمیدم. با تماس به دفتر مرجع تقلیدم گفتند ایشان برداشتشان از این سوال صحیح نبوده و در قراردادها و قولنامه های رسمی و قانونی شهری و کشوری این موضوع موجود است. اگر این شرط صحیح نباشد یعنی همه معاملتشان باطل است و غرری؟ امکان دارد ؟ خود شما اگر بخواین آپارتمان بخرید مگر املاک نمیرید برای ثبت قانونی و بعد محضر و... ؟
چون خودم مورد ابتلا بودم چند وقت پیش لطفا توضیح دهید جواب ایشان چرا به این شکل بوده در صورتی که در تمامی قولنامه های رسمی و قانونی کشور مبلغی به عنوان حق فسخ در قرارداد قرار میگیرد. نمونه قراداد ارسال میشود.
*لازم به ذکر است ما مبلغی به عنوان خسارت و یا فسخ قرارداد نوشتیم ولی هر دومعامله ( هم فروش آپارتمانمان که 20 میلیون نوشتیم توضیح عکس 1 که 40 میلیون برای خانه ای است که خودم خریدم - به خوبی و خوشی تمام شد با رضایت طرفین و در اصل غرری برای فروشنده یا خریدار حاصل نشد و الان من به عنوان خریدار خانه راضی هستم هرچند در قرارداد 40 میلیون در صورت اینکه مالک به دلایل مشخص شده نتواند سند بزند. ولی سند زدن و مشکلی پیش نیومد. ولی ایشان که نوشته اند معامله غرری میشود و باعث بطلان معامله میشود من را نگران کرده چون در این خانه نماز میخوانم و اگر معامله ام باطل باشد قطعا نماز من هم باطل میشود و از این جهت مطالعه بسیاری درباره غرر و مصادیق آن کردم ولی این موردی که در استفتا هست را متوجه نشدم چون واقعا غرر نیست. از اساتید میخواهم راهنماییم کنند. هرسه عکسی را که فرستادم قرارداد رسمی و قانونی اتحادیه هستش و من یا شخص دیگری در نوشتن آن دخیل نیستیم. تشکر

(هر سوالی بود بگید کامل توضیح بدم)

[h=4]سؤال 1058 جامع المسائل :منزلى فروخته شده است و معين شده كه تا وقت تنظيم سند (وقت خاصى معين نشده) هريك از طرفين نخواست، 50 هزار تومان به طرف ديگر بدهد، آيا چنين شرطى صحيح و لازم الوفا است؟
جواب: شرط مجهول كه مدت آن معين نشده، غررى است و غرر آن به اصل بيع سرايت كرده و موجب بطلان آن مى شود. علاوه حق فسخ در صورتى ثابت است كه تحت يكى از موارد مذكوره در توضيح المسائل مسأله 2186 تا 2203 باشد و ظاهراً مورد سؤال از آن موارد نيست.[/h][h=4][/h]

با نام و یاد دوست





کارشناس بحث: استاد اسراء

صلوات بر پیامبر محمد;915376 نوشت:
بعد از دیدن این استفتا مطالعه زیادی درباره غرر در معامله و بطلان معامله به جهت غرری بودن آن کردم ولی علت پاسخ حضرت آقای آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره) را از جواب این استفتا نفهمیدم. با تماس به دفتر مرجع تقلیدم گفتند ایشان برداشتشان از این سوال صحیح نبوده و در قراردادها و قولنامه های رسمی و قانونی شهری و کشوری این موضوع موجود است. اگر این شرط صحیح نباشد یعنی همه معاملتشان باطل است و غرری؟ امکان دارد ؟ خود شما اگر بخواین آپارتمان بخرید مگر املاک نمیرید برای ثبت قانونی و بعد محضر و... ؟
چون خودم مورد ابتلا بودم چند وقت پیش لطفا توضیح دهید جواب ایشان چرا به این شکل بوده در صورتی که در تمامی قولنامه های رسمی و قانونی کشور مبلغی به عنوان حق فسخ در قرارداد قرار میگیرد. نمونه قراداد ارسال میشود.

ضمن عرض سلام و ادب

اینکه فرمودید از دفتر سوال کردید و پاسخ داده اند که استفتاء مذکور به شماره ی 1058 خطا بوده و ناشی از اشتباه در برداشت بوده صحیح نیست یعنی اگر دفتر هم چنین پاسخی داده باشد درست نیست.
شاهد روشن این مطلب نیز مساله ی قبلی ان است یعنی سوال 1057که صریحا شکل صحیح واقولی را مطرح میکنند و ان را صحیح و مشروع میدانند؛توجه بفرمایید:
سؤال 1057: در قولنامه‌هاى عادى، بين متعاملين مرسوم است مبلغى بابت حق فسخ معامله شرط مى‌كنند:
الف) آيا قرار دادن اين شرط در معامله صحيح است؟
ب) هر كدام از طرفين معامله اگر معامله را به هم زد، آيا طرف ديگر مى‌تواند مبلغ حق فسخ را از ديگرى مطالبه و اخذ كند و براى او شرعا حلال مى‌باشد؟
ج) اينگونه قولنامه‌ها كه معمولا قبل از معاملات رسمى و قانونى انجام مى‌گيرد، جنبه شرعى دارد و طرفين ملزم به رعايت آن هستند؟

جواب:
الف- اگر شرط مذكور به معناى ثبوت حق فسخ با پرداختن مبلغ معين باشد و

مدت نيز معلومباشد، چنين شرطى مشروع و لازم الوفا است.
ب- با توجه به جواب قسمت الف، مى‌تواند مبلغ را بگيرد و حلال است.
ج: ظاهرا قولنامه بر دو نوع است:
1- متعاملين معامله را به نحو شرعى و به طور قطعى انجام مى‌دهند و چون تنظيم سند رسمى در هنگام معامله مقدور نيست، لذا يادداشتى به نام قولنامه مى‌نويسند. كه اين صورت شرعيت دارد و متعاملين ملزم به رعايت آن هستند.
2- گاهى مورد معامله را گفتگو مى‌كنند بدون اينكه شرعا معامله را انجام دهند و اين گفتگو را به عنوان قولنامه مى‌نويسند تا در وقت تنظيم سند معامله را طبق قولنامه انجام دهند. كه در اين صورت اصل قولنامه خلاف شرع نيست، ولى طرفين ملزم به رعايت آن نيستند و مى‌توانند قولنامه را ناديده گرفته و از معامله صرف نظر كنند.

لنكرانى، محمد فاضل موحدى، جامع المسائل (فارسى - فاضل) ج‌1، ص: 263
، دو جلد، انتشارات امير قلم، قم - ايران، يازدهم، ه‍ ق


دقت کنید فرق مساله 1057که در ان معامله صحیح دانسته شده و مساله 1058 که مساله را باطل اعلام کرده اند در چیست؟
در اولی مدتی که در ان حق فسخ قرار داده شده معلوم است
اما در دومی که (در ضمن مساله 1058گفته شده) مدت فسخ معلوم نیست (تا وقت تنظیم سند یک مدت نامعلومی است ) و اگر مدت فسخ معلوم نباشد این منجر میشود به نامعلوم بودن ثمن واگر ثمن نامعلوم باشد معامله غرری میشود و معامله ی غرری باطل است.
بله اگر این جمله ی «تا وقت تنظیم سند » در ذهن طرفین به یک زمان معینی انصراف داشته باشد مثلا تا یک ماه یا دو ماه دیگر در واقع منجر به معین بودن زمان فسخ شده و غرری نیست و در این فرض معامله صحیح است.

صلوات بر پیامبر محمد;915376 نوشت:
*لازم به ذکر است ما مبلغی به عنوان خسارت و یا فسخ قرارداد نوشتیم ولی هر دومعامله ( هم فروش آپارتمانمان که 20 میلیون نوشتیم توضیح عکس 1 که 40 میلیون برای خانه ای است که خودم خریدم - به خوبی و خوشی تمام شد با رضایت طرفین و در اصل غرری برای فروشنده یا خریدار حاصل نشد و الان من به عنوان خریدار خانه راضی هستم هرچند در قرارداد 40 میلیون در صورت اینکه مالک به دلایل مشخص شده نتواند سند بزند. ولی سند زدن و مشکلی پیش نیومد. ولی ایشان که نوشته اند معامله غرری میشود و باعث بطلان معامله میشود من را نگران کرده چون در این خانه نماز میخوانم و اگر معامله ام باطل باشد قطعا نماز من هم باطل میشود و از این جهت مطالعه بسیاری درباره غرر و مصادیق آن کردم ولی این موردی که در استفتا هست را متوجه نشدم چون واقعا غرر نیست. از اساتید میخواهم راهنماییم کنند. هرسه عکسی را که فرستادم قرارداد رسمی و قانونی اتحادیه هستش و من یا شخص دیگری در نوشتن آن دخیل نیستیم. تشکر

(هر سوالی بود بگید کامل توضیح بدم)


با توجه به توضیحات شما ، ظاهرا معامله بدون تحقق تاخیر ختم بخیر شده است
بر این اساس ، در اینگونه معاملات که تراضی و رضایت طرفینی هست،بطوری که متعاملین اگر بفهمند معامله باطل است باز هم هر کدام راضی به تصرف طرف مقابل در مالی که به او فروخته شده و نزدش بوده باشند، تصرفاتشان در ان اموال جایز و مشروع بوده و اقلا برداشت اباحه ی تصرف از این وضعیت قطعی است . بعبارت دیگر چون طرفین راضی هستند ولو بخاطر باطل بودن معامله مالکیت هم نقل و انتقال نیافته باشد با این حال تصرفاتشان در ان مال صحیح و جایز است مثلا عنوان نماز در مکان غصبی بر نماز در ان منزل مورد معامله صدق نمیکند و استفاده ی هر کدام از مالی که نزدش است جایز است.

با سلام و احترام

بله سرموقع ختم بخیر شده هر دو معامله آپارتمان و در هر دو قرارداد ریالی طرفین از هم خسارت و... نگرفتند. فقط یه عددی در قرارداد تعیین شد طبق روال عرفی و قانونی.

غرر :

1- کلمه غرر از غَرَّ وَ غُرُور (به ضم غين) و غِرَّة به معنای فريب دادن و تطميع به باطل است . .«غَرَّ فُلانٌ فُلاناً وَ غَرّاً و غُروراً وَ غِرَّةً: خَدَعَهُ وَ اطْمَعَهُ بِالْباطِلِ» وَ غَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا جاثيه: 35.زندگى دنيا شما را فريفت. وَ غَرَّتْكُمُ الْأَمانِيُّ حديد: 14. آرزوهاى باطل شما را فريفت.(غَرور): (بفتح غين) فريب دهنده.راغب گفته: غرور هر آن چيزى است كه انسان را فريب دهد از مال، جاه، شهوت و شيطان گاهى آنرا شيطان تفسير كرده‏اند كه اخبث‏فريبكاران استفَلا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ لقمان: 33. زندگى دنيا شما را فريب ندهد و شيطان شما را بخدا جرى نكند.در اقرب الموارد گويد: « (ما غَرَّكَ) بِفُلانٍ» يعنى چطور بر او جرئت كردى؟ غرور بفتح اول سه بار در قرآن آمده و مراد از آن شيطان يا هر فريبنده است وَ لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ فاطر: 5.وَ غَرَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ حديد: 14.قاموس قرآن ، سید علی اکبر قرشی ، ماده غ رربه طور خلاصه می توان گفت که غرر (به فتح اول و دوم) واژه اى است عربى و داراى معانى گوناگون : در لغت به معنای غفلت و خطر و فزیب و خدعه و ... و بعضی آن را جهل و جهل توام با خطر بکار می برند . در برخى از فرهنگ هاى لغت فارسى، غرر به معناى «هلاكت» «خطر» و «فریب خوردن» آمده است.شهید اول در كتاب «قواعد»، غرر را چنین تعریف كرده است: غرر در لغت چیزى است كه ظاهرى محبوب و پسندیده و باطنى ناپسند داشته باشد.

سلام استاد اسرا. عیدتون مبارک

توضیحات نفرمودید؟ ممنون میشم سرفرصت پاسخ بدید. تشکر

اسراء;915610 نوشت:
ضمن عرض سلام و ادب

اینکه فرمودید از دفتر سوال کردید و پاسخ داده اند که استفتاء مذکور به شماره ی 1058 خطا بوده و ناشی از اشتباه در برداشت بوده صحیح نیست یعنی اگر دفتر هم چنین پاسخی داده باشد درست نیست.
شاهد روشن این مطلب نیز مساله ی قبلی ان است یعنی سوال 1057که صریحا شکل صحیح واقولی را مطرح میکنند و ان را صحیح و مشروع میدانند؛توجه بفرمایید:
سؤال 1057: در قولنامه‌هاى عادى، بين متعاملين مرسوم است مبلغى بابت حق فسخ معامله شرط مى‌كنند:
الف) آيا قرار دادن اين شرط در معامله صحيح است؟
ب) هر كدام از طرفين معامله اگر معامله را به هم زد، آيا طرف ديگر مى‌تواند مبلغ حق فسخ را از ديگرى مطالبه و اخذ كند و براى او شرعا حلال مى‌باشد؟
ج) اينگونه قولنامه‌ها كه معمولا قبل از معاملات رسمى و قانونى انجام مى‌گيرد، جنبه شرعى دارد و طرفين ملزم به رعايت آن هستند؟

جواب:
الف- اگر شرط مذكور به معناى ثبوت حق فسخ با پرداختن مبلغ معين باشد و مدت نيز معلومباشد، چنين شرطى مشروع و لازم الوفا است.
ب- با توجه به جواب قسمت الف، مى‌تواند مبلغ را بگيرد و حلال است.
ج: ظاهرا قولنامه بر دو نوع است:
1- متعاملين معامله را به نحو شرعى و به طور قطعى انجام مى‌دهند و چون تنظيم سند رسمى در هنگام معامله مقدور نيست، لذا يادداشتى به نام قولنامه مى‌نويسند. كه اين صورت شرعيت دارد و متعاملين ملزم به رعايت آن هستند.
2- گاهى مورد معامله را گفتگو مى‌كنند بدون اينكه شرعا معامله را انجام دهند و اين گفتگو را به عنوان قولنامه مى‌نويسند تا در وقت تنظيم سند معامله را طبق قولنامه انجام دهند. كه در اين صورت اصل قولنامه خلاف شرع نيست، ولى طرفين ملزم به رعايت آن نيستند و مى‌توانند قولنامه را ناديده گرفته و از معامله صرف نظر كنند.

لنكرانى، محمد فاضل موحدى، جامع المسائل (فارسى - فاضل) ج‌1، ص: 263
، دو جلد، انتشارات امير قلم، قم - ايران، يازدهم، ه‍ ق

دقت کنید فرق مساله 1057که در ان معامله صحیح دانسته شده و مساله 1058 که مساله را باطل اعلام کرده اند در چیست؟
در اولی مدتی که در ان حق فسخ قرار داده شده معلوم است
اما در دومی که (در ضمن مساله 1058گفته شده) مدت فسخ معلوم نیست (تا وقت تنظیم سند یک مدت نامعلومی است ) و اگر مدت فسخ معلوم نباشد این منجر میشود به نامعلوم بودن ثمن واگر ثمن نامعلوم باشد معامله غرری میشود و معامله ی غرری باطل است.
بله اگر این جمله ی «تا وقت تنظیم سند » در ذهن طرفین به یک زمان معینی انصراف داشته باشد مثلا تا یک ماه یا دو ماه دیگر در واقع منجر به معین بودن زمان فسخ شده و غرری نیست و در این فرض معامله صحیح است.


باسلام و احترام و عرض تبریک سال نو
1.درباره جواب سوال اولتان ایشان نوشتند فسخ به شرطی صحیح است که در مدت معین و مبلغ معین باشد. در هیچ قولنامه ی قانونی این نکته رعایت نشده و نمیشود (منظور مدت معین). عکس 1 ماده 2-5 رو ببنید . یه شرط واقعا عالی نوشته شده ولی مدت خاصی تعیین نشده. در عکس دو هم مدت رعایت شده هم مبلغ. به ازای هر روز تاخیر 50 تومان خسارت. عکس 1 قرارداد فروش هست عکس 2 قرارداد اجاره. نظر شما چیست ؟
2.درباره اباحه ی تصرف توضیحی میدهید؟ و اینکه بنده نمیتونم و روم نمیشه برم به ایشان بگم معامله باطل بوده و در عین باطل بودن معامله رضایت بدیم در مال هم تصرف کنیم. مورد اول چون کسی که خانه مان را خریده فرد مذهبی هستش مورد دوم چون از کسی که خانه خریدم انسان رند و آب زیرکاهی میباشد.
3. آیا به نظر شما معامله صحیح بوده ؟ و من دیگر تفحص نکنم؟ قطعا غرری نبوده است ؟

صلوات بر پیامبر محمد;916029 نوشت:
اسلام و احترام و عرض تبریک سال نو
1.درباره جواب سوال اولتان ایشان نوشتند فسخ به شرطی صحیح است که در مدت معین و مبلغ معین باشد. در هیچ قولنامه ی قانونی این نکته رعایت نشده و نمیشود (منظور مدت معین). عکس 1 ماده 2-5 رو ببنید . یه شرط واقعا عالی نوشته شده ولی مدت خاصی تعیین نشده. در عکس دو هم مدت رعایت شده هم مبلغ. به ازای هر روز تاخیر 50 تومان خسارت. عکس 1 قرارداد فروش هست عکس 2 قرارداد اجاره. نظر شما چیست ؟
2.درباره اباحه ی تصرف توضیحی میدهید؟ و اینکه بنده نمیتونم و روم نمیشه برم به ایشان بگم معامله باطل بوده و در عین باطل بودن معامله رضایت بدیم در مال هم تصرف کنیم. مورد اول چون کسی که خانه مان را خریده فرد مذهبی هستش مورد دوم چون از کسی که خانه خریدم انسان رند و آب زیرکاهی میباشد.
3. آیا به نظر شما معامله صحیح بوده ؟ و من دیگر تفحص نکنم؟ قطعا غرری نبوده است ؟

اینکه معین بودن محدوده ی زمانی فسخ در هیچ معامله ای مراعات نمیشود دلیل بر صحیح بودن ان نیست
اباحه ی تصرف یعنی : تصرف و استفاده از ان را برای طرف مقابل مباح نموده است یعنی راضی است که طرف مقابلش از ان استفاده کند

اسراء;916148 نوشت:
اینکه معین بودن محدوده ی زمانی فسخ در هیچ معامله ای مراعات نمیشود دلیل بر صحیح بودن ان نیست
اباحه ی تصرف یعنی : تصرف و استفاده از ان را برای طرف مقابل مباح نموده است یعنی راضی است که طرف مقابلش از ان استفاده کند

سلام مجدد
پاسخ سوال 3 پست قبلی را لطف بفرمایید. و به نظرم اصلا اون بند به محدوده ی فسخ اشاره نمیکند. دقیق مطالعه کنید متوجه میشوید

با توجه به جواب شما این قسمت آن / اما در دومی که (در ضمن مساله 1058گفته شده) مدت فسخ معلوم نیست (تا وقت تنظیم سند یک مدت نامعلومی است ) و اگر مدت فسخ معلوم نباشد این منجر میشود به نامعلوم بودن ثمن واگر ثمن نامعلوم باشد معامله غرری میشود و معامله ی غرری باطل است.
بله اگر این جمله ی «تا وقت تنظیم سند » در ذهن طرفین به یک زمان معینی انصراف داشته باشد مثلا تا یک ماه یا دو ماه دیگر در واقع منجر به معین بودن زمان فسخ شده و غرری نیست و در این فرض معامله صحیح است./

در عکس 2 مورد 15-6 و 18-6 صحیح است چون به ازای هر روز تاخیر ( مدت معین) مبلغ 50000 تومان خسارت در نظر گرفته شده است. درست میگم ؟
و در عکس 1 بند 2-5 اصلا مرتبط با این سوال و استفتا نیست و صحیح است .بند 5-6 هم که به ازای هر روز تاخیر مبلغی معیت تعیین شده است. چون سوال آمده منزلى فروخته شده است و معين شده كه تا وقت تنظيم سند (وقت خاصى معين نشده) هريك از طرفين نخواست، 50 هزار تومان به طرف ديگر بدهد، آيا چنين شرطى صحيح و لازم الوفا است؟
جواب: شرط مجهول كه مدت آن معين نشده، غررى است و غرر آن به اصل بيع سرايت كرده و موجب بطلان آن مى شود.
در صورتی که این یک بند گفته شده در عکس 1 مرتبط با این استفتا نیست و در اصل به نظرم عنوان کردنش از جانب من صحیح نبوده است. منظورم بند 2-5 هستش. چون نوشته در صورتی که معلوم گردد و.... بقیه توضیحات. چون ممکنه بعد از استعلام گرفتن و... ببینیم مورد معامله قابل سند زدن نیست و خریدار متضرر بشه و ...

صلوات بر پیامبر محمد;916029 نوشت:
درباره جواب سوال اولتان ایشان نوشتند فسخ به شرطی صحیح است که در مدت معین و مبلغ معین باشد. در هیچ قولنامه ی قانونی این نکته رعایت نشده و نمیشود (منظور مدت معین). عکس 1 ماده 2-5 رو ببنید . یه شرط واقعا عالی نوشته شده ولی مدت خاصی تعیین نشده. در عکس دو هم مدت رعایت شده هم مبلغ. به ازای هر روز تاخیر 50 تومان خسارت. عکس 1 قرارداد فروش هست عکس 2 قرارداد اجاره. نظر شما چیست ؟

لطفا متن ماده ی 5-2 را بنویسید زیرا عکس متاسفانه دیده نمیشود
متشکرم

سلام. بله . میفرستم خدمتتون ولی یک استفتا عالی از حضرت آیت الله بهجت پیدا کردم در سایتشون میزارم که ببینید . من باز هم معتقدم جواب آیت الله العظمی فاضل صحیح نبوده چون جهل در ثمن معنی ندارد. [=&amp]مورد معامله و ثمن آن می‌بایست[/][=&amp]معلوم و معین باشند یعنی ضروری است که مقدار، وصف و جنس مورد معامله یا ارزش ثمن معلوم و معین[/][=&amp] باشد. حال اگر شرطی گذارده شود که به [/][=&amp]واسطه مجهول بودن شرط، بطور مثال میزان عوضین نیز مجهول گردد این شرط مبطل و مفسد عقد می‌باشد[/][=&amp] مانند آنکه فروشنده در معامله 1000 کیلو گندم شرط کند که حق برداشت یک سطل از گندم‌ها را داشته باشد ولیکن حجم سطل نامعلوم و اساساً برای یک طرف یا دو طرف معامله گنجایش و ظرفیت سطل مجهول باشد که در حالت چون حجم این سطل نامعلوم و مجهول است این جهل، به مورد معامله نیز سرایت خواهد نمود و موجب مجهول ماندن مقدار مورد معامله خواهد شد و در نتیجه معامله به لحاظ نامعلوم بودن مقدار مبیع باطل می‌گردد[/]
جهل در مدت زمان فقط یا همان شرط مجهولی که باعث مجهول نشدن ثمن نشود چرا باید باعث بطلان شدن معامله بشود؟ بله اگر ثمن مجهول باشد مثل اسبی که فرار کرده صحیح است. یا در فقه شرطهایی داریم که در عینی که حرام است باعث باطل بودن معامله نمیشود. مانند: [=&amp]شرطی که نامشروع باشد
[/]
[=&amp]هر شرطی که با قانون مغایر باشد، نامشروع بوده و باطل است (الممنوع شرعاً کالممنوع عقلاً) به عبارت دیگر شرطی نامشروع است که مخالف شرع یا عقل یا قانون باشد و شرطی که انجام آن غیر مشروع است در عالم حقوق انجامش غیر مقدور بوده و مشروط له آن از حمایت قانونی برخوردار نمی‌باشد مانند اینکه در معامله یکدستگاه اتومبیل فروشنده شرط نمایند که خریدار یک نفر را به قتل برساند که چون این شرط نا مشروع و غیر قانونی است شرط باطل است [/][=&amp]ولیکن عقد صحیح می‌باشد[/][=&amp] علم و جهل طرفین یا یکی از آنها به نامشروع بودن شرط نیز تاثیری در این امر نمی‌نماید.[/]شما یک خانه بخواین بخرید میرید میبینید سند و مستندات داره متراژ و... همه چیز معلوم هست. حال یه همچین شرط یا شرطهایی طبیعتا در زمانی که همه چیز مشخص است و خریدار و فروشنده راضی هستند و... باعث بطلان معامله نمیشود. چرا چون هرچند برفرض شرط مجهول باشد ولی نه باعث مجهول شدن ثمن شده است و نه موجب غرری شدن معامله. با هیچ عقل سلیمی نمیشود معنی جواب حضرت آقای فاضل را فهمید شما بروید در مکاسب و... جستجو کنید اگر موردی پیدا کردید که همچین چیزی باعث غرر شود به من بگویید. قراردادی که من فرستادم قانونی هست و در کل کشور اجرا میشه اگر هم غرری باشه که نیست به گردن همه کسانی هست که این بند رو اضافه کردند و من نمیتوانم به دلخواه این شرط را از قرارداد حذف کنم. در ثانی این متن توسط یک تیم خبره متخصص به فقه و وکالت نوشته شده و کار اشخاص عادی نیست.
مثال واضح متاسفانه چند روز پیش هیئت بودم یک روحانی از نوع کم سواد در منبر رسول خدا گفت کسی که مرجع تقلید ندارد تمام اعمالش باطل است و متاسفانه این موضوع دهن به دهن چرخیده و بعضی باورشان شده ولی 5 سال پیش به مرکز پاسخگویی ملی زنگ زدم یک روحانی عالم و آگاه گفتند اعمالی مثل نماز و روزه و... مجزی هستند و اگر کسی مرجع نداشته باشد ولی مطابق عرف مردم و نمازگزاران و مسلمانان انجام دهد مورد قبول خداوند است چون همه به یک شکل نماز میخوانند و اختلاف خاصی در آن نیست ولی در مسائل اختلافی و تخصصی(حد. دیات. دیون. خمس و...) رجوع به یک مرجع تقلید واجب است و اگر کاری انجام داد بدون تقلید و بعدا مرجعی انتخاب کرد آن کار تخصصی مطابق با نظر مرجع خودشان بود عملشان صحیح و در غیر اینصورت باطل است. ) این دو توضیح باهم خیلی فرق دارن ولی متاسفانه هنوزم بعضی از روحانیان عزیز تفاوت این دو مسئله مهم رو نمیدونند و باعث دلسردی بعضی مردم میشوند.)

و اما استفتا مهم از آیت الله بهجت (ره) :

عدم سرايت بطلان شرط به بيع
842. اگر حدود شرط در ضمن بيع يا معاملات ديگر مشخّص نباشد، موجب غرر بوده و شرط باطل مى شود؟ آيا غرر، به معامله هم سرايت مى كند يا خير؟ و آيا فرقى بين بيع و غير آن است يا نه؟
ج. جهالت در شرط، دليل بر بطلان در مطلق معاملات نيست و در خصوص بيع و مثل آن نيز سرايت جهالت از شرط به آن، بنابر موارد، مختلف است و اگر شرط مربوط به ثمن و مثمن و خصوصيات نباشد، جهل در آن مضرّ نيست.

استفتا مهمی دیگر از آیت الله بهجت (ره)

شرط پرداخت بخشى از ثمن هنگام تنظيم سند
846. اگر در هنگام بيع قرار شود قسمتى از ثمن در وقت تنظيم سند پرداخت شود، آيا ضررى به صحّت بيع مى زند؟
ج. ضرر به صحت بيع نمى زند، اگرچه زمان آن مجهول باشد كه جهالت شرط، ضرر ندارد، زيرا جهل به زمان است نه به زمانى، و زمان آن هم يك حدّ متعارفى دارد، مگر اين كه به حدّى طول بكشد كه معلّق بماند كه شايد موجب خيار فسخ شود.

سلام مجدد ساعت 5 صبحه ولی برای پیدا کردن جواب هنوز خسته نیستم.

پاسخ منطقیه حضرت آقا درباره غرر در معامله : قسمتی که قرمز کردم در اصل جواب سوال این 10 روزی بود که به دنبالش میگشتم. ان شاءالله خداوند با دعای شما عزیزان من را عاقبت به خیر بگرداند و به من و همه مومنین خیر و برکت و عافیت عنایت فرماید.

شخصی باغ خود را به اين شرط که تا وقتی که زنده است منافع آن متعلّق به خود او باشد، به فرد ديگری فروخته است، آيا اين بيع با شرط مذکور صحيح است؟


جواب:فروش مبيع به نحوی که برای مدّتی مسلوب المنفعة باشد اشکال ندارد به شرطی که ماليّت شرعی و عرفی داشته و قابل انتفاع باشد، هرچند بعد از پايان مدّتی که منفعت آن استثنا شده است. ولی اگر استثنای منافع تا مدّتی نامعيّن، منجر به جهل به ثَمن يا مُثمن شود، بيعبه علت غرر باطل است.

( همین موضوع مهمه منجر به جهل در ثمن یا مثمن بشود پس اگر جهل منجر به این موضوع نشه بیع باطل نیست) درسته اساتید محترم؟

پی نوشت: آیت الله خامنه ای، اجوبة الاستفتائات، احکام خرید و فروش، شروط ضمن عقد، س1532

اسراء;916408 نوشت:
لطفا متن ماده ی 5-2 را بنویسید زیرا عکس متاسفانه دیده نمیشود
متشکرم

با سلام و احترام
ماده ی 2-5
در صورتیکه معلوم گردد مورد معامله به علتی غیر از عامل قوه قاهره مانند رهن. مصادره. عملیات اجرایی دادگستری یا اجرای اسناد رسمی . مستحق للغیر و غصبی بوده و قانونا قابل انتقال به خریدار نمیباشد و یا بعد از استعلام شهرداری ملک مورد معامله در مسیر بلوار یا طرحهای مختلف آموزشی . بهداشتی و... قرار داشته باشد. فروشنده موظف است علاوه بر استرداد ثمن معامله مبلغ 40 میلیون تومان بابت خسارات وارده به خریدار پرداخت نماید.

*این مبایعه نامه به استناد ماده 343 و 352 قانون تجارت تنظیم گردیده است.

صلوات بر پیامبر محمد;916592 نوشت:
پاسخ منطقیه حضرت آقا درباره غرر در معامله : قسمتی که قرمز کردم در اصل جواب سوال این 10 روزی بود که به دنبالش میگشتم. .... ولی اگر استثنای منافع تا مدّتی نامعيّن، منجر به جهل به ثَمن يا مُثمن شود، بيعبه علت غرر باطل است.

( همین موضوع مهمه منجر به جهل در ثمن یا مثمن بشود پس اگر جهل منجر به این موضوع نشه بیع باطل نیست) درسته اساتید محترم؟

این نکته را که حقیر در اولین پاسخ در این تاپیک خدمت حضرتعالی عرض کردم :ملاحظه بفرمایید:
اسراء;915610 نوشت:
و اگر مدت فسخ معلوم نباشد این منجر میشود به نامعلوم بودن ثمن واگر ثمن نامعلوم باشد معامله غرری میشود و معامله ی غرری باطل است.

صلوات بر پیامبر محمد;916653 نوشت:
. فروشنده موظف است علاوه بر استرداد ثمن معامله مبلغ 40 میلیون تومان بابت خسارات وارده به خریدار پرداخت نماید.

اگر مبلغ تعیین شده به عنوان خسارت، منصفانه باشد جایز است.

اسراء;915610 نوشت:
با توجه به توضیحات شما ، ظاهرا معامله بدون تحقق تاخیر ختم بخیر شده است
بر این اساس ،
در اینگونه معاملات که تراضی و رضایت طرفینی هست،بطوری که متعاملین اگر بفهمند معامله باطل است باز هم هر کدام راضی به تصرف طرف مقابل در مالی که به او فروخته شده و نزدش بوده باشند، تصرفاتشان در ان اموال جایز و مشروع بوده و اقلا برداشت اباحه ی تصرف از این وضعیت قطعی است . بعبارت دیگر چون طرفین راضی هستند ولو بخاطر باطل بودن معامله مالکیت هم نقل و انتقال نیافته باشد با این حال تصرفاتشان در ان مال صحیح و جایز است مثلا عنوان نماز در مکان غصبی بر نماز در ان منزل مورد معامله صدق نمیکند و استفاده ی هر کدام از مالی که نزدش است جایز است.

با سلام و احترام مجدد حدمت استاد اسرا
قسمتهای قرمز یعنی من لازم نیست برم به کسی که آپارتمان رو بهشان فروختیم و به شخصی که آپارتمان رو ازشون خریدیم حرفی بزنم؟ نوشتید اگر بفهمند معامله باطل است. نه اینکه من برم بهشون بگم با توجه به اینکه معامله مان باطل بوده حق تصرف بهم بدیم.
من از توضیحات شما اینگونه برداشت میکنم لازم نیست برم و به این دو نفر حرفی بزنم... همینکه نوشتید اگر بفهمند راضی هستند کفایت میکند. هرچند که خب نمیفهمند چیزی چون هر دو معامله با خوبی و خوشی ختم بخیر شده. و طبق گفته شما لازم نیست برم بهشون حرفی بزنم. درسته ؟

عرض ادب و سلام
این که عرض کردم چون رضایت طرفین هست جای نگرانی نیست در پاسخ به نگرانی شما از باطل بودن عباداتتان بود:

صلوات بر پیامبر محمد;915376 نوشت:
ولی ایشان که نوشته اند معامله غرری میشود و باعث بطلان معامله میشود من را نگران کرده چون در این خانه نماز میخوانم و اگر معامله ام باطل باشد قطعا نماز من هم باطل میشود و از این جهت مطالعه بسیاری درباره غرر و مصادیق آن کردم

پس اگر به هر دلیلی متوجه باطل بودن معامله خود شده اید :اولا با توجه به توضیحاتی که عرض کردم نگران عباداتتان نباشید اما در مورد اصل معامله باید بروید و ان را تصحیح کنید تا از فوائد و نتایج مالکیت ان بهره برید و دچار عواقب مالک نبودن نشوید (مثلا در صورت گران شدن منزل یا فوت کردن مالک اصلی و به ارث رسیدن ان مشکلات عدیده ای پیش می اید)

صلوات بر پیامبر محمد;916592 نوشت:
پس اگر جهل منجر به این موضوع نشه بیع باطل نیست) درسته اساتید محترم؟

معمولا جهل منجر به غرر میشود و اصلا معنای غرر ورود در یک معامله ی ریسک گونه است که انتها و حد و مرز ان معین نیست. بعبارت دیگر معنای غرر از همان جهل منشعب میشود.

اسراء;917076 نوشت:
عرض ادب و سلام
این که عرض کردم چون رضایت طرفین هست جای نگرانی نیست در پاسخ به نگرانی شما از باطل بودن عباداتتان بود:

پس اگر به هر دلیلی متوجه باطل بودن معامله خود شده اید :اولا با توجه به توضیحاتی که عرض کردم نگران عباداتتان نباشید اما در مورد اصل معامله باید بروید و ان را تصحیح کنید تا از فوائد و نتایج مالکیت ان بهره برید و دچار عواقب مالک نبودن نشوید (مثلا در صورت گران شدن منزل یا فوت کردن مالک اصلی و به ارث رسیدن ان مشکلات عدیده ای پیش می اید)

با سلام
نخیر به نتیجه باطل بودن معامله نرسیدم و خانه ای که خریدم با رضایت بودم و به صورت قانونا و ثبتا کاملا به نام من شده است و در اصل معامله کلا تمام شده است. منظورتان از مشکلات عدیده چیست؟ خود مالک تمام کارهای انتقال مالکیت را انجام دادند و سند تک برگی به نام خود بنده آمد.

با سلام
نه بنده مثال جهل در معامله را بالاتر توضیح داه ام اگر دقیق بخوانید. و هر شرطی که باعث جهل بشه دلیل بر جهل در عوضین نیست. همانند نظر حضرت آقا. چون مبایعه نامه یک آپارتمان 4صفحه هست و ریز و درست همه مسائل آپارتمانی که خریداری میکنید کاملا قانونی و درست در آن نوشته شده پس جای جهلی باقی نمی ماند.

به نقل از ویکی فقه :

در مورد شرط مجهول از سوی فقها نظرهای مختلفی ارائه گردیده که به اختصار بیان می‌گردد:

← دیدگاه اول
علت بطلان شرط مجهول آن است که شرط تعهدی ضمنی است که همانند عقد، مفاد آن مورد توافق متعهد و متعهد له قرار می‌گیرد و با قصد و رضای دو طرف ایجاد می‌شود و از این لحاظ واجد خصوصیات عقود است؛ لذا شرط صحیح باید دارای شرایط صحت معاملات نیز باشد. بنابراین با مبهم بودن مورد تعهد، یکی از ارکان صحت شرط مفقود است و در نتیجه شرط باطل است. به علاوه شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین می‌شود، عقد را باطل می‌کند؛ زیرا معلوم بودن عوضین از شرایط صحت عقد است و جهل به هر یک از عوضین موجب بطلان عقد خواهد شد.

← دیدگاه دوم
دسته‌ای دیگر از فقها شرط مجهول را مطلقا باطل و مبطل دانسته، میان موردی که جهل به شرط موجب جهل به عوضین بشود با صورتی که موجب جهل به عوضین نشود تفاوتی قائل نیستند. آنان در مورد شرطی که جهل به آن باعث جهل به عوضین نمی‌شود معتقدند که در این فرض هم عقد باطل است؛ زیرا به عقیده آنان شرط ضمن عقد موجب تقیید عقد می‌شود، یعنی رضای طرفین عقد، مقید به شرط است و بنا بر این با انتفای قید، مقید نیز منتفی خواهد شد. به علاوه، گفته‌اند که شرط همواره در ثمن مؤثر است (للشرط قسط من الثمن) و در نتیجه، هر گونه جهالت در شرط، باعث فساد عقد خواهد شد.

← دیدگاه سوم
نظریۀ دیگر این است که چنانچه جهالت شرط به عوضین سرایت نکند، شرط فاسد است، ولی عقد باطل نمی‌شود و در این مورد به دلایلی استناد کرده‌اند؛ از جمله آنکه شرط ضمن عقد، عهد مستقلی است که در ضمن عقد اصلی درج شده است و در حقیقت، طرفین عقد با انعقاد آن، دو عهد را به عهده می‌گیرند؛ یکی عقد و دیگری عهد ضمن آنکه همان مفاد شرط است. بنابراین، فاسد و بی اثر شدن یکی از دو عهد، نمی‌تواند موجب فساد و بی اثر شدن دیگری شود.

← دیدگاه چهارم
بر طبق نظر دیگر اصولا شرط مجهولی که موجب جهل به عوضین نباشد، فاسد نیست. پیروان این نظریه می‌گویند: آنچه مسلما به موجب ادله شرعی مورد نهی و منع قرار گرفته فقط بیع غرری است (نهی النبی عن بیع الغرر) و تعمیم و توسعه منع غرر به سایر موارد فاقد دلیل شرعی است. بنابراین شرطی که ضمن عقد بیع ملحوظ گردد و جهل به آن موجب جهل به عوضین شود، هم فاسد است و هم مفسد، زیرا بیع را غرری می‌سازد و در نتیجه مشمول ادله منع غرر می‌گردد، ولی در سایر موارد دلیلی بر بطلان وجود ندارد. [۵]
باری چنانچه شرط مزبور به علت جهل غیر قابل اجرا باشد، به علت غیر مقدور بودن باطل است و برای مشروط له خیار فسخ ایجاد می‌گردد و اگر با توجه به اوضاع و احوال شرط مزبور قابل تفسیر باشد، نافذ و لازم الاجر است.

صلوات بر پیامبر محمد;917930 نوشت:
با سلام
نخیر به نتیجه باطل بودن معامله نرسیدم و خانه ای که خریدم با رضایت بودم و به صورت قانونا و ثبتا کاملا به نام من شده است و در اصل معامله کلا تمام شده است. منظورتان از مشکلات عدیده چیست؟ خود مالک تمام کارهای انتقال مالکیت را انجام دادند و سند تک برگی به نام خود بنده آمد.

همیشه سرفراز و موفق باشید
و اخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین
موضوع قفل شده است