جمع بندی خدا ما رو برای تماشای خوشی های مردم آفرید! دلمو به چی خوش کنم؟

تب‌های اولیه

73 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

ترگل;987763 نوشت:

تا حالا فقط من به جز همکارای دیگه که هرکدوم سعی کردن قدمی بردارن، 6_7مورد رو برای ایشون درنظر گرفتم ولی با وجود شرایط خوبشون (به نظر من لااقل )یکی به پدر کارگرش گیر میده که در شانشون نیس،یکی به سن کمش (حالا جالبه برای اون دختر یه پسر 30 ساله بره میدن ولی 20 نه)
یکی به رسمی نبودنش،یکی به منطقه زندگی شون و ....
هیشکی نمیگه این فقط یه جوون مومنه که سعی داره به گناه نیفته و مث همه هم سناش نرفته دنبال به قولی جوونی کردن، همت کرده از 14 رو پای خودش وایستاده و الانم خرج خودشو تحصیلشو درمیاره و غیرت داره و میتونه از پس زندگیش بربیاد
ولی با این وجود انقدر جواب منفی شنیده که گفت دیگه خسته شدم و نمیخوام...
نمیدونم
وفتی اینها رو میبینم واقعا میبینم هیچ تقصیری در مجردی شون نداشتن و ندارن، در حالیکه از هر حیثی تکمیلن!

سلام و عرض ادب

به نظرم آدم هر جایی نباید بره خواستگاری

چون باعث می شه آدم از پیدا کردن کیس مناسب نا امید بشه

قبل از خواستگاری به نظرم باید همه جوانب سنجیده بشه
و خواسته های دختر و پسر به هم گفته بشه
و بعد برای خواستگاری اقدام بشه

سوال:
دختری 30ساله هستم و چند بار واسم فرصت ازدواج پیش اومد که هر سه مورد کلاهبردار بودن و بعد ماهها جدا شدن و رفتن بدون پیگیری و من ضربه ی روانی بدی خورد.
الان دیگه دوره ی پاکی نیست دوره ی اینه که منه دختر لباسمو از تنم در بیارم و عکس و فیلممو تو شبکه های اجتماعی بگذارم... دوره ی اینه که با فلانی و ... بلند شم برم کافی شاپ و رستوران و سفره خونه... همین هفته پیش یه پسری برگشت بهم گفت تو عقب مونده و تو خونه نشینی که با من نمیای رستوران شام بخوریم ..
دختر بدی نیستم مانتویی و شیک پوش. کمی آرایش و اجتماعی و خونگرم و زیبا به گفته دیگران.اما هر کی میاد میگه قصدم دوستی است

حالامدتیه که از همجنس های خودم متنفرم تا جایی که حالم از بعضیا بهم میخوره . مثلا وقتی میبینم فلانی شوهر کرده میگم قیافشو شبیه کفگیره ببین چه شانسی داره، یا یکی بیست سالشه بارداره میگم چه هولی
خدایی خیلی متنفرم تا جایی که خود ارضایی میکنم اولا عذاب وجدان داشتم الان لج میکنم و حق خودم میدونم میگم به جهنم.
این زندگی هیچی نداره نه تفریحی ، نه مسافرتی ، نه شغلی، نه دوستی، نه مادر خوش اخلاقی، نه خبر خوبی


پاسخ:
با سلام و احترام
قطعا نیاز به ازدواج مثل هر نیاز طبیعی دیگر باید مورد پاسخگویی قرار گیرد و اگر به هر دلیلی این اتفاق به موقع نیفتد ممکن است عوارضی ایجاد نماید. لذا شرایط شما از این جهت قابل درک است و امیدواریم هر چه زودتر نیمه گمشده خود را بیابید.

در خصوص مطالبی که در سوالتان گفتید باید عرض کنم آنچه شما بیش از هر چیز به آن نیاز دارید صبر و شکیبایی است. شما تازه سه تا خواستگار داشتید که مناسب نبودند؛ در حالی که برخی افراد بعضا با ده ها خواستگار و خواستگاری رفتن موفق به ازدوج نمی شوند. اینکه این اتفاق نمی افتد به هیچ وجه به دلیل وجود مشکل در طرفین نیست؛ بلکه مثل دو پازلی است که باید آنقدر گشت تا نیمه گمشده آن را پیدا کرد. لذا بدون اینکه ذره ای ناامید و ناراحت شوید تمام تلاش خود را برای فراهم کردن ازدواج به کار بندید و در کنار آن از خداوند و اهل بیت علیهم السلام بخواهید در این مسیر به شما کمک کنند.

به نکارت زیر نیز توجه کنید:

1- اینکه ممکن است گاهی اوقات افراد بی حجاب با ایمانی ضعیف نسبت به دختران مومن و مذهبی زودتر ازدواج کنند درست است؛ منتها اولا این قضیه کلیت ندارد و چه بسا در مناطقی دختران محجبه به مراتب راحت تر و زودتر ازدواج می کنند ثانیا هیچ وقت ظاهر قضایا را نبینید چراکه خیلی از ازدواج هایی که به قول شما با دوستی و ارتباط های قبل از ازدواج شکل می گیرد از درون تهی و خالی است ثالثا فلسفه و هدف از خلقت ما انسان ها خیلی فراتر از مسئله ازدواج است. به عبارتی یک فرد مومن و معتفد هدف خلقت انسان توسط خدا را صرفا ازدواج و پول و کار و ... نمی داند؛ بلکه ایمان و اخلاق و عبودیت را رکن این مسئله دانسته و تمام گفتار و کردار خود را با ان مطابق می سازد. چنین انسانی که رضایت خدا برایش در اولویت قرار گرفت دیگر حاضر به ازدواج به هر قیمتی (بی حجالبی، تن فروشی، بی قیدی و بی دینی، خیانت و ...) نمی شود. باید خیلی مواظب باشید چون شیاطین همه جا در کمین شما هستند. آنها که دختران مومن و معتقد را عقب مانده خطاب می کنند خود شیطانی انسان نما هستند که برای رسیدن به خواسته های شومشان از زبان شیطان سخن می گویند. آنها که از عکس های بد حجاب و بی حجاب دختران تعریف و تمجید می کنند سلامت روانی و دینی ندارند و تنها به دنبال رسیدن به خواسته های نفسانی خودشان هستند.

2- بدبینی و حسادت از ویژگی هایی است که در بیشتر افراد وجود دارد منتها عده ای توان مدیریت و هدایت آن را دارند و برخی مغلوب آن می شوند. اینکه شما نسبت به افرادی که ازدواج کرده اند چنین احساسی دارید یا نسبت به هم جنس خود احساس تنفر پیدا کرده اید ناشی از وجود بدبینی و حسادت است که در شرایط فعلی زندگی شما تقویت شده است. پیشنهاد می کنم در این زمینه از اساتید اخلاق کمک بگیرید.

3- قطعا حرف اول و آخر را خداوند متعال می زند و تا زمانی که او نخواهد برگ درختی بر زمین نمی افتد منتها در کنار این مسئله به انسان ها عقل و اختیار هم داده تا با اراده خود زمینه برخی خوبی ها را فراهم کرده و از بدی ها اجتناب کنند. اساسا اگر چنین کاری صورت نمی گرفت و انسان مختار نبود آخرت و پاداش و جزا هم بی معنا بود. لذا همه ما باید در مسئله ازدواج سعی کنیم موانع را شناخته و پس از رفع آنها شرایط را فراهم کنیم. حضور پررنگ در اجتماع و فعالیت های مدنی و فرهنگی و دینی، تقویت ارتباط با افراد سرشناس و دارای وجهه در محیط، تقویت نقاط مثبت و کم کردن نقایص، ارتقای سطح علمی، دینی و اخلاقی و ... از جمله مواردی که به فراهم کردن شرایط ازدواج و پیدا شدن خواستگار مناسب کمک می کند.

4- لذت های زندگی ساختنی است. افکار و اعتقادات ماست که زیبایی ها را می سازد. نوع نگاه ما به زندگی و اطرافیانمان تاثیر بسزایی در میزان رضایت مندی از زندگی دارد. معمولا افرادی که ایمان ضعیفی دارند به دلیل نداشتن پشتوانه دینی و اعتقادی بیشتر احساس پوچی و بیهودگی می کنند. لذا اگر می خواهید از تمام لحاظ زندگی خود لذت ببرید باید ایمان خود را تقویت کنید. آن موقع دیگر نگاه شما به زندگی تغییر خواهد کرد و خیلی از مسائلی که الان از آن رنج می برید رفع و وجوع خواهد شد.

5- مدد جستن از خداوند و اهل بیت علیهم السلام در همه حال ضروری است و در وقت ازدواج ضروری تر. گاهی اوقات موانعی وجود دارد که خود توان حذف آن را نداریم و یا اساسا نمی دانیم آن مانع چیست. در این شرایط توکل و توسل کلید حل مشکلات است. از این بالاتر اینکه تا زمانی که خداوند در تمام لحظات زندگی ما حاضر نباشد و او را در کنار خود احساس نکنیم نه تنها زندگی موفقی نخواهیم داشت بلکه از زندگی نیز لذت نخواهیم برد. لذا خوشبتی را باید در خدامحوری و خداشناسی پیگیری نمود.

اینکه از جانب دستگاه ها و مسئولین و حتی تک تک افراد جامعه کم کاری وجود داره مورد قبول همه و حتی خود مسئولینه؛ چرا که تا رسیدن به وضعیت ایده آل هنوز خیلی فاصله وجود داره. البته دور از انصاف هم هست که بگیم هیچ کاری صورت نمیگیره؛ چون افراد زیادی هستند که بسیار دغدغه مند بوده و از هیچ کاری برای خدمت به مردم دریغ نمی کنن.
حتی در دستگاه های دولتی و غیر دولتی هم کارهای زیادی صورت می گیره که خیلی از اونها تا زمانی که تعطیل نشه دیده نمیشه! با این حال این بحث ما ناظر به این بخش نیست. اون چیزی که ما باید در اینجا در موردش صحبت کنیم اینه که در حال حاضر با تمام شرایط موجود چه از لحاظ اجتماعی و چه فردی، بهترین راهکار ممکن برای افرادی که مشکل مشابه شما رو دارن چیه که در پاسخ اولیه مفصل گفته شد.

خواهشی که از شما دارم اینه که پاسخ داده شده رو با دقت بخونید و بهش فکر کنید و عمل. من تمام صحبت های شما رو تک تک خوندم و می دونم که شرایط سختی دارید؛ اما معتقدم بخش قابل توجهی از این سختی ناشی از نوع نگاه شما به زندگی است. همه ما بر اساس یک ایدئولوژی خاصی زندگی می کنیم و اساسا اهدافی رو برای زندگیتمون ترسیم می کنیم و بر اساس همون اهداف تلاش می کنیم، ارتباط می گیریم، کار می کنیم، درس می خونیم، فکر می کنیم، شاد می شیم، ناراحت می شیم و ... . برای همینه که تاکید من روی این مسئله بود که اولین قدم بررسی این ایدئولوژی و اصلاح نواقص اونه. امام حسین (علیه السلام) و عمر بن سعد هر دو به جنگ رفتن اما اون چیزی که اونها رو از هم متمایز می کنه اهدافشونه. اون چیزی هم که اونها رو خوشحال یا ناراحت می کنه باز هم هدف هایی است که داشته اند.
پس این قدم اوله نه تنها قدم که برخی کاربران به این مسئله ایراد گرفتن و گفتن دیگه زمان دعا و توکل و توسل گذشته. دقیقا وجه افتراق شما با چنین اشخاصی همینه که زندگی شما بر پایه خدا و آخرت بنا شده ولی اون افراد به تنها چیزی که فکر نمی کنن این مسئله است. مثل خیلی از لائیک ها که هدفشون تنها مادیاته و برای رسیدن به او از هیچ تلاشی هم دریغ نمی کنن و بعضا موفق هم هستند. اینکه یکی از دوستان گفت باید تکلیف خودمون رو روشن کنیم کاملا درسته. اگر ما برای خدا و آخرت زندگی می کنیم همونطور که شما هم گفتید به معنای ترک دنیا نیست ولی دیگه کسی که هدفش آخرته دنیا براش میشه وسیله و ابزار نه هدف. مشکل زمانی است که دنیا هدف قرار بگیرد.

قدم بعدی هم به کارگیری عقل و منطق در فراهم کردن شرایط و رفع موانع ازدواجه که هم در پاسخ خدمت شما عرض شد و هم دوستان نکات خوبی اشاره کردند. البته نکته قابل توجه در این بحث اینه که اساسا بیان راهکارها و عمل کردن به اونها به معنای این نیست که خیلی زود و قطعی به نتیجه می رسه. اینها راهکارهایی است که بر اساس تجربه به دست اومده و عقل میگه برای رسیدن به هدف باید ازش بهره برد منتها ممکنه گاهی اوقات دیر نتیجه بده و یا اصلا نتیجه نده. ناقص بودن عقل بشر و پیچیده بودم حواث عالمه که باعث میشه ما در همه کارها به توکل و توسل محتاج باشیم. البته قطعا توکل و توسل برای افرادی مثل شماست که به این مسئله اعتقاد دارند وگرنه ممکنه برخی اون رو باور نداشته باشن که طبیعتا نتیجه هم نمی گیرن. لذا اینکه گفته می شه دوره این حرف ها گذشته مختص به برخی افراد خاصه و عمومیت نداره.

بنابراین اولین رکن سبک زندگی، ایدئولوژی و اهدافی است که فرد برای خودش ترسیم می کنه و بعد باید مطابق او از عقل استفاده کرد. شیوه فکر و زندگی و منش و رفتار کسی که مادی گراست با کسی که زندگی توحیدی و الهی داره کاملا از هم متفاوته.

موضوع قفل شده است