جمع بندی خدا زنده است؟

تب‌های اولیه

17 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
خدا زنده است؟

width: 700 align: center

[TD="align: center"]با نام و یاد دوست

[/TD]

[TD="align: center"][/TD]


کارشناس بحث: استاد قول سدید

[TD][/TD]

مخاطب;996145 نوشت:
ثابت کنید خدا زنده است؟

با سلام و عرض ادب و آرزوي توفيق روزافزون.
برای پاسخ به پرسش مذکور، توجه شما را به این نکات جلب می کنیم:

صفت «حی» و «حیات» از صفاتی است که مشترک بین واجب و ممکن است؛ یعنی صفت «حی» هم در مورد خداوند به کار می‌رود و هم در مورد مخلوقات. حقیقت «حیات» هنوز برای بشر ناشناخته و مجهول است.

از این جهت حکیمان در تبیین حقیقت حیات فقط به تبیین لوازم و ملزومات آن می‌پردازند؛ مثلا می‌گویند: هر موجودی که دارای علم و قدرت است به او «حی» گفته می‌شود.

حکیمان تصریح می‌کنند منظور این نیست که علم و قدرت همان حیات است؛ بلکه علم و قدرت از لوازم حیات است؛ زیرا در برخی موارد علم وجود ندارد، ولی حیات هست [شاید منظورشان حیات نباتی است که در آن‌جا علم نیست ولی حیات است]. یا در برخی موارد قدرت بر فعل نیست ولی حیات هست.[مانند موجودی قادر بر حرکت نیست، ولی هنوز نمرده است و حیات دارد].

اما در مورد دلیل توصیف خداوند به حی و حیات؛ حکیمان چنین می‌گویند: هنگامی که به ممکنات از آن جهت که دارای علم و قدرت هستند، می‌توان «حی» و «حیات» نسبت داد، با این‌که علم و قدرت آنها محدود و امری بیرون از ذات آنها است، پس در مورد خداوند که علم و قدرت او عین ذات او و بی‌پایان است، به طریق اولی می‌توان نسبت داد. حیات خداوند به این معنا است که خداوند به گونه‌ای است که دارای علم و قدرت است، علم او به چیزی برخاسته از ذات او است و قدرت او که همان مبدئیت اوست، نیز از ذات او چشمه می‌گیرد.(1)

پی نوشت:
1. طباطبایی، محمد حسین، النهایة الحکمة، مؤسسة النشر الاسلامی، صص 306-307.

اگر نسبت به این پاسخ، ابهام یا اشکالی داشتید، بفرمایید تا در اسرع وقت پاسخگو باشم.

همچنین اگر منظور دیگری دارید، آن را توضیح داده تا متناسب با آن گفتگو را ادامه دهیم.

در پناه حق تعالی پیروز و موفق باشید.

باسمه الحیّ

سلام علیکم

مخاطب;996145 نوشت:
ثابت کنید خدا زنده است؟

اولا حیات عین ذات خداوند است نه عارض بر آن لذا آمیخته به مرگ و نیستی نیست.

ثانیا معطی حیات به موجودات خداوند است و معطی شیء نمی تواند فاقد شیء باشد.

ثالثا حیات همه ی موجودات از خداوند و هستی آنها قائم به اوست در حالیکه حیات خداوند از خود او و ناشی از ذات حضرتش

و حیاتی حقیقی است پس جز ذات حق همه محکوم به فنا و نیستی و خداوند حیّ لایموت است.

حبیبه;996538 نوشت:
جز ذات حق همه محکوم به فنا و نیستی (هستند)

سلام و عرض ادب
سرکار حبیبه البته قبلاً هم از برخی کارشناسان این را پرسیده‌ام (شاید از خود شما هم) ولی هر بار که این جمله تکرار می‌شود گویی پاسخی هم که به من داده شده نقض می‌شود!
سوالم این است که از یک طرف گفته می‌شود جایگاه انسان‌های بهشتی، در بهشت ابدی است. و همچنین برخی از جهنمی‌ها
اما از آن طرف گفته می‌شود همهء موجودات (از جمله انسان‌ها) محکوم به فنا و نیستی هستند!
لطفاً این تناقض را توضیح بفرمائید

مخاطب;996145 نوشت:
ثابت کنید خدا زنده است؟

سلام

تعاریف متعددی میتوان برای حیات و زندگی بیان داشت
اما به نظرم بهترین تعریف این است که بگوییم
هر چیزی که آگاهی و علم دارد را میتوان زنده نامید.
با این تعریف اگر ثابت شود که خداوند آگاهی دارد و عالم است میتوان او را زنده نامید.
انسان موجودی آگاه است پس زنده است.
البته ناگفته نماند که شما میتوانید برای آگاهی درجاتی قائل شوید.
و درجه و نوع خاصی از آگاهی و علم را به معنای حیات بدانید.
مثلا ممکن است بگویید گیاه خود آگاهی ندارد
یا مثلا گربه خود اگاهی ندارد
اما انسان خود اگاهی دارد...

به هر حال هر تعریفی که از آگاهی بدهید بر اساس همان تعریف باید به حی بود خدا پی ببرید.

بنده نظر حکیمان را شنیدم و باور نکردم [-x

نظر خوده بنده این است :

خدایی که مرگ و زندگی رو آفریده ، چطور میتواند بمیرد ؟

به نظرم منظور از حی بودن خداوند این است که ذاتش با مرگ و نیستی سازگار نیست .

ول کن میگن حیات عین ذات خداست نمیدونم احد عین ذات خداست ، علم عین ذات خداست .

من نمیدونم چطور ذات بسیطی هست این همه وجود های مختلف توش جمع شده.

Reza-D;996547 نوشت:
نوشته اصلی توسط حبیبه
جز ذات حق همه محکوم به فنا و نیستی (هستند)
سلام و عرض ادب
سرکار حبیبه البته قبلاً هم از برخی کارشناسان این را پرسیده‌ام (شاید از خود شما هم) ولی هر بار که این جمله تکرار می‌شود گویی پاسخی هم که به من داده شده نقض می‌شود!
سوالم این است که از یک طرف گفته می‌شود جایگاه انسان‌های بهشتی، در بهشت ابدی است. و همچنین برخی از جهنمی‌ها
اما از آن طرف گفته می‌شود همهء موجودات (از جمله انسان‌ها) محکوم به فنا و نیستی هستند!
لطفاً این تناقض را توضیح بفرمائید

سلام و عرض ادب

لطفا این مطلب را در تاپیک دیگر دنبال بفرمایید.

سلام و عرض ادب

به من بیاموز;996605 نوشت:
بنده نظر حکیمان را شنیدم و باور نکردم

نظر خوده بنده این است :

خدایی که مرگ و زندگی رو آفریده ، چطور میتواند بمیرد ؟

به نظرم منظور از حی بودن خداوند این است که ذاتش با مرگ و نیستی سازگار نیست .

تا به این جای بحث، اختلافی میان نظر شما و حکیمان نیست.

به من بیاموز;996605 نوشت:
ول کن میگن حیات عین ذات خداست نمیدونم احد عین ذات خداست ، علم عین ذات خداست .
من نمیدونم چطور ذات بسیطی هست این همه وجود های مختلف توش جمع شده.

قطعا این اوصاف مفهوما متمایز از همدیگرند اما آیا لازم است مصداقا هم متمایز از یکدیگر باشند و در نتیجه به کثرت در ذات موصوف بینجامند؟

پاسخ حکیمان این است که چون خداوند بسیط است باید به گونه ای متصف به این اوصاف بشود که بساطتش محفوظ بماند.

به همین جهت، می گویند این اوصاف عین همدیگر و عین ذات هستند. منظورشان این است که ذات الهی به گونه ای است که اگر قرار باشد صفت علم را از او انتزاع کنیم، می توانیم؛ اگر قرار باشد صفت قدرت را از او انتزاع کنیم، می توانیم ... اما این بدین معنا نیست که ذات الهی به گونه ای است که صفت علم و قدرت بر او عارض شوند.

شبیه به این مطلب گاهی در مورد انسان نیز رخ می دهد. مثلا من هم واحد هستم و هم موجود. اوصاف واحد و وجود مفاهیم مختلفی دارند اما اینطور نیست که من چیزی باشم که دو چیز دیگر (وجود و وحدت) بر من عارض شوند بلکه چنین است که من حقیقتی هستم که هم میتوان از من وجود را انتزاع کرد و هم وحدت را.

بهتر است تفصیل این مطلب در این تاپیک که درباره اثبات حی بودن خداوند است پیگیری نشود و در تاپیک دیگر با عنوان «نحوه اتصاف الهی به اوصاف» دنبال شود.

من کارشناس نیستم ولی شاید این مثال کمکی کنه.
شما تو ذهن خودتون یه کودکی رو تجسم کنید با تمام خصوصیات و جزئیات و حیات.این خودش به نوعی یه خلق کوچیک محسوب میشه اما نه مثل خلق خدا که از هیچ، موجودی رو می آفرینه.به نظرتون کودکی که شما خلق کردین داره به این فکر میکنه که خالقش مرده یا زندهست؟ اما نمیدونه که هستی و زندگی اون کودک وصل به حیات و وجود شما هستش اگه لحظه ای شما به اون کودک فکر نکنید یا به موضوع دیگه فکر کنید از بین میره.

موضوع قفل شده است