جمع بندی خدای انتقام گیر

تب‌های اولیه

21 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

صادق;370794 نوشت:
با سلام وتقدیر از توجه شما به درک معارف وحیانی .باید گفت اگر دقت شود پاسخ شما در خود همان آیه اشاره شده وآن این که بدلیل روحیه ی ظالمانه آن مردم خداوند بر خی خوراکی ها را بر آنها از نظر شرعی حرام نمود ه تا از این طریق تربیت شونداز اینرو مفسرین در این باره گفته اند :
در آيات گذشته به چند نمونه از خلافكارى‏هاى يهود اشاره شد، در آيات فوق نيز پس از ذكر چند قسمت ديگر از اعمال ناشايست آنها، كيفرهايى را كه بر اثر اين اعمال در دنيا و آخرت دامان آنها را گرفته و مى‏گيرد، بيان ميدارد:
نخست مى‏فرمايد:" به خاطر ظلم و ستمى كه يهود كردند، و به خاطر باز داشتن مردم از راه خدا، قسمتى از چيزهايى كه پاك و پاكيزه بود، بر آنها تحريم كرديم، و آنان را از استفاده كردن از آن محروم ساختيم":
(فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيراً).(1)
و نيز بخاطر اينكه" رباخوارى ميكردند با اينكه از آن نهى شده بودند، و همچنين اموال مردم را بنا حق ميخوردند، همه اينها سبب شد كه گرفتار آن محروميت شوند" (وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ وَ أَكْلِهِمْ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ).(2)
گذشته از اين كيفر دنيوى، ما آنها را به كيفرهاى اخروى گرفتار خواهيم ساخت" و براى كافران آنها عذاب دردناكى آماده كرده‏ايم":
(وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً) (3)در اينجا به این نكته بايد توجه داشت که
در مجموع باید توجه داشت منظور از تحريم طيبات بر آنهاتنبیه آنان به خاطر ظلم و ستم شان بوده است .(4)
پاورقی :
1. سوره نسا ء آیه 160
2. همان

سلام

و تشکر از پاسختون
ولی بزرگوار منظو ر منو درست متوجه نشدین من نگفتم چرا و به چه دلیل خداوند انها رو مجازات کرد
بلکه سوال این این است
چرا خداوند انتقام احساسی گرفت ؟
چرا انتقام رو به سنت همیشه جاری واگذار نکرد ؟
و بطور مقطعی و غیر سنتی انتقام گرفت
اینجا است که شبهه احساس در خدا ایجاد می شود
یعنی خدای احساساتی

با تشکر

بی نظیر;371060 نوشت:
سلام

اتفاقا بر عکس سخن شما نسبت دادن سنتهای تکوینی به سنت و قانون الهی معقول تر از سنتهای تشریعی است
چون سنتهای تکوینی که همان قوانین حاکم بر جهان هستی است را می شود تصور کرد که خداوند نظام هستی را بر مبنای این قوانین
بنا نهاده و حب و بغض و انتقام و کلا احساس در ان دخالت ندارد و بر همه بطور یکسان اجرا می شود

اما سنت تشریعی یا همان وحی را وقتی دقت کنیم دیگر از اون یگانگی اجرا خبری نیست
یعنی از انم استنباط نمی شود که ایت یک سنت الهی است
بلکه استنباط می شود این یک مجازات مقطعی برای یک گروه خاص بوده است
که نمی شود اسم اون رو دیگر سنت گذاشت

بلکه باید گفت یک تصمیم در یک مورد خاص

حال زمانی این تصمیم در مورد خاص را می توان سنت نامید
که این قانون در همه جوامع و در کل نظام هستی اجرا شود
ایا این مجازات حرام شدن بعضی از چیزهایی که قبلا حلال بوده است واقعا یک قانون و سنت جهان شمول است ؟
اگر هست پس می توان گفت احساس در ان دخالت نداشته است


سلام
سنتهای تشریعی ناظر بر سنتهای تکوینی است چه اینکه ظرف تحقق هردو آنها نیز یکسان و همان عالم خارج و تکوین است لذا از این جهت تفاوتی نیست الا اینکه سنتهای تکوینی اغلب بدون اطلاع و تنبیه صورت می گیرد مثل سیل و زلزله که خواسته و نخواسته دامنگیر ملتها و امتهایی می شود بدون اینکه در ظاهر هشداری نسبت به آن باشد
اما این ویژگی در سنتهای تشریعی هست که با اطلاع قبلی و هشدار صورت می گیرد .
لذا تنبیه تشریعی امتهای عصیانگر تفاوتی با تنبیه تکوینی آنها ندارد و اگر قرار بر احساسی بودن باشد باید هردو احساسی باشد
البته لازم به تذکر است که احساسی بودن یک فعل به معنای واکنش ناشی از تاثر روحی صرف است و این اساسا در مورد ذات خدای متعال معنا ندارد بلکه اگر تنبیه تشریعی صورت می گیرد حکیمانه و برای دور ساختن بندگان از عصیانگری و عواقب دردناک آن است بلکه چه بسا بتوان گفت که
امثال این تنبیهات کفاره عصیان است که اگر چنین در نظر بگیریم نوعی سبقت لطف از سوی خداست زیرا اگر قرار بودن آن امت عقوبت عصیانش را در اخرت ببیند بسیار سخت تر و سنگین تر می بود

بی نظیر;371060 نوشت:
بزرگوار من فکر می کنم در این گفتار شما خدا رو شبیه انسان تصور کردین
که برای انجام هرکاری انگیزه داره و بعد تصمیم می گیره
ولی از نظر حقیر نمی توان برای خدا انگیزه و تصمیم تعریف کرد

از بیانات شرعی چنین بدست می آید که خدای تعالی را در امورش شوون مختلفی است که به حسب برخی شوون می توان امثال این تعابیر را به او نسبت داد مثلا خدای متعال در قرآن می فرماید : فلما اسفونا انتقمنا منهم و اغرقناهم اجمعین (زخرف 55) وقتی فرعونیان ما را متاسف ساختند از آنها انتقام گرفتیم و همه را غرق ساختیم .
اگر به ضمایر این ایه قرآنی توجه کنیم می بینیم که بجای ضمیر متکلم وحده ( من) از ضمیر متکلم مع الغیر ( ما ) استفاده می کند و این نشان ددهنده آنست که در نسبت دادن امثال این امور به خدای متعال حضور مظاهری از او نیز لحاظ شده است که اتفاقا بخاطر حضور این مظاهر ( مانند فرشتگان یا انبیاء و اولیاء) این نسبت را به خدای متعال امکان پذیر می کند . به عبارت دیگر تاثیرپذیری مظاهر حق در شوون اینسوی آنها موجب امکان نسبت این حالات به خدای متعال می شود . در بیان ساده مثلا: چون موسی ع متاسف گردید خدا متاسف گردیده و انتقام گرفت . لذا فرمود ما را متاسف کردند .
و البته قبلا هم گفتیم که شوون مظاهر نوری حق تعالی مثل وجود مقدس انبیاء و اولیاء بواسطه قرب و نزدیکی شان به او تعالی قابل نسبت به وی نیز می باشد کما اینکه خود فرمود : و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی
والله الموفق

میقات;370989 نوشت:
گرفتن و محروم کردن از یکسری نعمت ها، خودش یک نوع تنبیه است.

البته توجه داشته باشید که این محروم کردن، محروم کردن از ضروریات و نیازهای لازم و ضروری غذایی نبوده است ولی در هر صورت محدودیت و محرومیت در آن بوده است؛ مانند همان داستان گاو بنی اسرائیل که بر اثر ظلمی که مرتکب شده بودند، خداوند بر آنها سخت گیری فرمود و گاو خاصی را با ویژگی های خاص، برای آنها تعیین فرمود. این هم به نوعی محدودیت و در فشار قرار دادن آنها بود.

در این جا نیز بنابر نظر مشهور مفسران، آن چه بر آنها حلال بود و سپس حرام شد، همان است که در آیه ذیل اشاره شده است:

«وَ عَلَى الَّذينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذي ظُفُرٍ وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما إِلاَّ ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوايا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ»
و بر يهوديان، هر حيوان ناخن ‏دار [حيواناتى كه سم يكپارچه دارند] را حرام كرديم و از گاو و گوسفند، پيه و چربيشان را بر آنان تحريم نموديم مگر چربيهايى كه بر پشت آنها قرار دارد، و يا در دو طرف پهلو ها، و يا آنها كه با استخوان آميخته است اين را بخاطر ستمى كه مى‏ كردند به آنها كيفر داديم و ما راست مى ‏گوييم. (انعام، 146)

سلام

ممنون از جوابتون
ولی پاسخ من را ندادید بزرگوار

من منظورم این نیست که چرا خدا انها را تنبیه یا مجازات کرد
بلکه منظورم بیشتر طریق اعمال مجازات است
چرا این طریقه که مجازات که شبهه احساسی بودن را مطرح می کند خداوند اعمال کرد ؟

شاید دو پست زیر را اگر بخوانید بیشتر متوجه منظورم بشوید

حامد;370779 نوشت:
اما جایی که پای تشریع الهی باشد این نسبت صریحتر است چه اینکه شاید کسی نداند یا برایش حل نشود که سنتهای تکوین هم سنت و قانون الهی است اما قانون وحیانی را هر باورمندی می داند که از سوی اوست لذا اگر خدای متعال بخاطر مخالفت آگاهانه سنتی از سنتهای خودش را جاری کند ( که جنبه تنبیهی و تکمیلی دارد ) به معنای برخورد احساسی نیست .
در مثال میتوان گفت که ممکن است شکل دو برخورد یکسان باشد اما با توجه به انگیزه انجام دهنده ها و آثارش عناوین متفاوتی بیابد مثل اینکه دو نفر در کنار هم نماز بخوانند اما یکی به انگیزه محبت و اطاعت حق تعالی و یکی به انگیزه تمسخر یا ریا . خوب هرچند ظاهر کار یکی است اما ماهیتا دوچیزند .
لذا هرچند ظاهر وقایع بیرونی در انتقام الهی هم چه بسا شبیه انتقام افراد عادی باشد اما انگیزه مقصد و آثار آندو بسیار متفاوت است
والله الموفق

بی نظیر;371060 نوشت:
اتفاقا بر عکس سخن شما نسبت دادن سنتهای تکوینی به سنت و قانون الهی معقول تر از سنتهای تشریعی است
چون سنتهای تکوینی که همان قوانین حاکم بر جهان هستی است را می شود تصور کرد که خداوند نظام هستی را بر مبنای این قوانین
بنا نهاده و حب و بغض و انتقام و کلا احساس در ان دخالت ندارد و بر همه بطور یکسان اجرا می شود

اما سنت تشریعی یا همان وحی را وقتی دقت کنیم دیگر از اون یگانگی اجرا خبری نیست
یعنی از انم استنباط نمی شود که ایت یک سنت الهی است
بلکه استنباط می شود این یک مجازات مقطعی برای یک گروه خاص بوده است
که نمی شود اسم اون رو دیگر سنت گذاشت

بلکه باید گفت یک تصمیم در یک مورد خاص

حال زمانی این تصمیم در مورد خاص را می توان سنت نامید
که این قانون در همه جوامع و در کل نظام هستی اجرا شود
ایا این مجازات حرام شدن بعضی از چیزهایی که قبلا حلال بوده است واقعا یک قانون و سنت جهان شمول است ؟
اگر هست پس می توان گفت احساس در ان دخالت نداشته است

با تشکر

حامد;371199 نوشت:
سلام
سنتهای تشریعی ناظر بر سنتهای تکوینی است چه اینکه ظرف تحقق هردو آنها نیز یکسان و همان عالم خارج و تکوین است لذا از این جهت تفاوتی نیست الا اینکه سنتهای تکوینی اغلب بدون اطلاع و تنبیه صورت می گیرد مثل سیل و زلزله که خواسته و نخواسته دامنگیر ملتها و امتهایی می شود بدون اینکه در ظاهر هشداری نسبت به آن باشد
اما این ویژگی در سنتهای تشریعی هست که با اطلاع قبلی و هشدار صورت می گیرد .
لذا تنبیه تشریعی امتهای عصیانگر تفاوتی با تنبیه تکوینی آنها ندارد و اگر قرار بر احساسی بودن باشد باید هردو احساسی باشد
البته لازم به تذکر است که احساسی بودن یک فعل به معنای واکنش ناشی از تاثر روحی صرف است و این اساسا در مورد ذات خدای متعال معنا ندارد بلکه اگر تنبیه تشریعی صورت می گیرد حکیمانه و برای دور ساختن بندگان از عصیانگری و عواقب دردناک آن است بلکه چه بسا بتوان گفت که امثال این تنبیهات کفاره عصیان است که اگر چنین در نظر بگیریم نوعی سبقت لطف از سوی خداست زیرا اگر قرار بودن آن امت عقوبت عصیانش را در اخرت ببیند بسیار سخت تر و سنگین تر می بود

سلام و تشکر

ببخشید من نفهمیدم منظور شما از سنت تشریعی چیست ؟ ایا هرکجا رفتاری غیر از سنت تکوینی از خدا دیدیم اسمشو
می زارین سنت تشریعی ؟ مثل همین موردی که من عنوان کردم

اگر یک رفتار یا عملکرد سنت است که باید جهان شمول باشد نه مقطعی و برای گروه خاصی
حالا شما چرا این موارد رو اسمشو گذاشتین سنت تشریعی ؟

[="Tahoma"][="3"]

بی نظیر;371574 نوشت:
سلام
بلکه منظورم بیشتر طریق اعمال مجازات است
چرا این طریقه که مجازات که شبهه احساسی بودن را مطرح می کند خداوند اعمال کرد ؟

با سلام و درود

چه بسا خوراکی ها برای بنی اسرائیل از اهمیت زیادی برخوردار بوده، و ایجاد محدودیت برای آن ها در این زمینه، تاثیر گذارتر بوده است، لذا خداوند این روش را انتخاب فرموده است.

و چه بسا مصلحت آن ها در این بوده که آن غذاها برایشان حلال باشند و حلال هم بوده اند، ولی آن ها با ارتکاب معاصی و نافرمانی، موجب شدند که آن مصلحت از بین برود و لذا بر آن ها حرام شد.

و چه بسا رباخواری و نیز رشوه خواری (اکل مال به باطل)، که در آیه بعد تصریح شده اند، از جرم های عمده آن ها بوده اند، یعنی آن ها حرام خدا را بر خود حلال کرده بودند، لذا به همین مناسبت خداوند متعال نیز برای جریمه نمودن آن ها، برخی چیزها که بر آن ها حلال بود را حرام فرمود.[/][/]

میقات;371850 نوشت:
چه بسا خوراکی ها برای بنی اسرائیل از اهمیت زیادی برخوردار بوده، و ایجاد محدودیت برای آن ها در این زمینه، تاثیر گذارتر بوده است، لذا خداوند این روش را انتخاب فرموده است.

سلام و تشکر از پاسخ گویی

بزرگوار شرمنده از اینکه باید بگم متوجه منظور من از سوال نشده اید شاید من هم خوب طرح نکردم
من منظورم این نیست که چرا خدا این تنبیهات و و برای چه اعمال کرد
مورد نظر من روش اعمال مجازات است
مثلا ببینید یک روش اعمال مجازات این است که می گویند اگر حاکم سر زمینی فاسد باشد در ان سرزمین خشکسالی
می شود و این یک سنت برای همه سرزمینها است و دیگر تصمیم خداوند در ان دخالتی ندارد
در حالی که در این تنبیه مورد نظر می بینیم خداوند تنبیهی مقطعی و موردی در نظر می گیرد
البته تو قران از این دست زیاد است
سوال من این است این قبیل تنبیهات و تصمیمات ایا در تضاد با ذات لایتغیر الهی نیست ؟

بی نظیر;371668 نوشت:
سلام و تشکر

ببخشید من نفهمیدم منظور شما از سنت تشریعی چیست ؟ ایا هرکجا رفتاری غیر از سنت تکوینی از خدا دیدیم اسمشو
می زارین سنت تشریعی ؟ مثل همین موردی که من عنوان کردم

اگر یک رفتار یا عملکرد سنت است که باید جهان شمول باشد نه مقطعی و برای گروه خاصی
حالا شما چرا این موارد رو اسمشو گذاشتین سنت تشریعی ؟


سلام
سنتهای تشریعی آن سنتهایی است که ناظر به تشریعات الهی است بگونه ای که اگر تشریع نبود چه بسا آن سنتها هم در تکوین بدان نحو مذکور در شریعت ، محقق نمی شد مثلا سنت عقوبت ملتهایی که ترک امر به معروف و نهی از منکر می کنند که اگر فرمان امر بمعروف نبود چه بسا واقع نمی شد اما چون فرمان تشریعی برای این وظیفه آمد سنتی هم به بدنبال داشت . البته این نکته هم قابل تذکر است که سنتهای تشریعی نیز مبتنی بر سنتهای تکوینی است اما از آنجا که خدا و جهانی که از او جدا نیست بی اختیار و بی اراده نیست وقتی اراده الهی در قالب تشریع مطرح می شود ممکن است سنتی تکوینی تقویت یا تضعیف شود .
و اما جهانشمولی سنتهای تشریعی منوط به دایره این سنتهاست . مثلا همین سنت عقوبت تارکان امر بمعروف در دایره جامعه دینی است که موظف به امر بمعروف شدند و دلیلی ندارد ملت و امتی که متدین به دین الهی نیستند به این سنت عقوبت شوند بلکه سنتهای دیگری بر آنها حاکم است . پس جهانشمولی در مورد سنتهای تشریعی مشروط است .
والله الموفق

[="Tahoma"][="3"]

بی نظیر;373085 نوشت:
سلام و تشکر از پاسخ گویی

بزرگوار شرمنده از اینکه باید بگم متوجه منظور من از سوال نشده اید شاید من هم خوب طرح نکردم
من منظورم این نیست که چرا خدا این تنبیهات و و برای چه اعمال کرد
مورد نظر من روش اعمال مجازات است

مواردی که بنده اشاره کردم، ناظر به علت عذاب نیست بلکه اشاره به تناسب عذاب دارد[/][/]

حامد;373221 نوشت:
سلام
سنتهای تشریعی آن سنتهایی است که ناظر به تشریعات الهی است بگونه ای که اگر تشریع نبود چه بسا آن سنتها هم در تکوین بدان نحو مذکور در شریعت ، محقق نمی شد مثلا سنت عقوبت ملتهایی که ترک امر به معروف و نهی از منکر می کنند که اگر فرمان امر بمعروف نبود چه بسا واقع نمی شد اما چون فرمان تشریعی برای این وظیفه آمد سنتی هم به بدنبال داشت . البته این نکته هم قابل تذکر است که سنتهای تشریعی نیز مبتنی بر سنتهای تکوینی است اما از آنجا که خدا و جهانی که از او جدا نیست بی اختیار و بی اراده نیست وقتی اراده الهی در قالب تشریع مطرح می شود ممکن است سنتی تکوینی تقویت یا تضعیف شود .
و اما جهانشمولی سنتهای تشریعی منوط به دایره این سنتهاست . مثلا همین سنت عقوبت تارکان امر بمعروف در دایره جامعه دینی است که موظف به امر بمعروف شدند و دلیلی ندارد ملت و امتی که متدین به دین الهی نیستند به این سنت عقوبت شوند بلکه سنتهای دیگری بر آنها حاکم است . پس جهانشمولی در مورد سنتهای تشریعی مشروط است .
والله الموفق

سلام

تاپیک جدیدی را شروع کردم در خصوص رفتار خداوند در جهان هستی
که انشاالله انجا از نظرات شما استفاده خواهیم کرد
با تشکر

پرسش:
در آیه 160 سوره نسا می فرماید: بخاطر ظلمی که از یهود صادر شد و بخاطر جلوگیری بسیار انها از راه خدا، بخشی از چیزهای پاکیزه را که بر انها حلال بود حرام کردیم.
حال سوال این است: آیا خداوند انتقام می گیرد؟

پاسخ:
«فَبِظُلْمٍ مِّنَ الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا عَلَيهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَن سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا»؛ بخاطر ظلمى كه از يهود صادر شد، و (نيز) بخاطر جلوگيرى بسيار آنها از راه خدا، بخشى از چيزهاى پاكيزه را كه بر آنها حلال بود، حرام كرديم.(1)
با سلام و درود
این که خداوند انتقام گیرنده و صاحب انتقام است، بله همین طور است:
«وَ اللَّهُ عَزيزٌ ذُو انْتِقامٍ»؛ و خداوند (براى كيفرِ بدكاران و كافران لجوج،) توانا و صاحب انتقام است.‏(2)
ولی باید توجه داشت که از نظر لغوی انتقام، انکار کار بد است که یکی از مصادیق آن انکار، مجازات کردن بدکاران است.(3)
توجه: مراد از انتقام در عرف امروز با معنای انتقام گرفتن خداوند، فرق دارد.
امروزه در مواردی که در اثر خلافکاری یا اشتباه، ضرری از کسی به دیگری وارد شود، آن شخص متضرر، به خاطر گذشت نداشتن و بدون توجه به مصلحت عفو و بخشش، اقدام به عمل متقابل می کند تا با وارد کردن ضرر به طرف مقابل، غضب و خشم خود را فرو نشانده و موجب آرام شدن دل شود، و این ناشی از تأثر خاطر از حالات روانى و خود كم بينى است.
اين قطعا پسنديده ‏نيست زيرا انسان در بسيارى از موارد بايد عفو و گذشت را بر مقابله به مثل مقدم بدارد؛ در ثانی اعمال بندگان هیچ ضرری برای خداوند متعال ندارد تا خداوند بخواهد در صدد ضرر متقابل بر آید؛ شأن خداوند اجلّ از این است.
ولى انتقام، در اصطلاح قرآنی، به معنى كيفر دادن گناهكار و مجازات بدکار، در برابر گناه و كارهاى زشت و بديهايش، متناسب و بر طبق گناه و عمل بدش است.(4)
ضمنا روشن است كه مجازات گناهكاران ظالم و ستمگر، نه تنها كار پسنديده ‏اى است بلكه چشم پوشی كردن از آنها، مخالف عدالت و حكمت است.
در این آیه شریفه (5) نیز بنی اسرائیل با آن همه آیات و معجزاتی که دیدند، ادامه دادن بر بهانه جویی و بیراهه رفتن، ظلم و ستمی بزرگ بود که خداوند متعال به کیفر این گناهشان، برخی خوراکی هایی که بر آن ها حلال بود را بر آن ها حرام کرد.

گرفتن یکسری نعمت ها و محروم کردن از آن ها، خودش یک نوع تنبیه است.
البته توجه داشته باشید که این محروم کردن، محروم کردن از ضروریات و نیازهای لازم و ضروری غذایی نبوده است ولی در هر صورت محدودیت و محرومیت در آن بوده است؛ مانند همان داستان گاو بنی اسرائیل که بر اثر ظلمی که مرتکب شده بودند، خداوند بر آن ها سخت گیری فرمود و گاو خاصی را با ویژگی های خاص، برای آن ها تعیین فرمود. این هم به نوعی محدودیت و در فشار قرار دادن آن ها بود.

در این جا نیز بنابر نظر مشهور مفسران، آن چه بر آن ها حلال بود و سپس حرام شد، همان است که در آیه ذیل اشاره شده است:
«وَ عَلَى الَّذينَ هادُوا حَرَّمْنا كُلَّ ذي ظُفُرٍ وَ مِنَ الْبَقَرِ وَ الْغَنَمِ حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ شُحُومَهُما إِلاَّ ما حَمَلَتْ ظُهُورُهُما أَوِ الْحَوايا أَوْ مَا اخْتَلَطَ بِعَظْمٍ ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِبَغْيِهِمْ وَ إِنَّا لَصادِقُونَ»؛ و بر يهوديان، هر حيوان ناخن ‏دار [حيواناتى كه سم يكپارچه دارند] را حرام كرديم و از گاو و گوسفند، پيه و چربيشان را بر آنان تحريم نموديم مگر چربيهايى كه بر پشت آنها قرار دارد، و يا در دو طرف پهلو ها، و يا آنها كه با استخوان آميخته است اين را بخاطر ستمى كه مى‏ كردند به آنها كيفر داديم و ما راست مى ‏گوييم.(6)

چه بسا خوراکی ها برای بنی اسرائیل از اهمیت زیادی برخوردار بوده، و ایجاد محدودیت برای آن ها در این زمینه، تاثیر گذارتر بوده است، لذا خداوند این روش را انتخاب فرموده است.
و چه بسا مصلحت آن ها در این بوده که آن غذاها برایشان حلال باشند و حلال هم بوده اند، ولی آن ها با ارتکاب معاصی و نافرمانی، موجب شدند که آن مصلحت از بین برود و لذا بر آن ها حرام شد.
و چه بسا رباخواری و نیز رشوه خواری (اکل مال به باطل)، که در آیه بعد تصریح شده اند، از جرم های عمده آن ها بوده اند، یعنی آن ها حرام خدا را بر خود حلال کرده بودند، لذا به همین مناسبت خداوند متعال نیز برای جریمه نمودن آن ها، برخی چیزها که بر آن ها حلال بود را حرام فرمود.

________________

  1. نساء، 160.
  2. آل عمران، 4.
  3. ر.ک: المفردات في غريب القرآن، ص 822، واژه نقم؛ قاموس قرآن، ج ‏7، ص 105.
  4. ر.ک: مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏2، ص 697؛ ترجمه الميزان، ج ‏3، ص 12؛ تفسير نمونه، ج ‏2، ص 421.
  5. نساء، 160.
  6. انعام، 146.
موضوع قفل شده است