جمع بندی حیطه ی اثر گذاری طلسم و سحر

تب‌های اولیه

29 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

بدیع;983909 نوشت:
اما در این رابطه که آیا این طلسمات میتوانند به مومنین هم آسیب برسانند یا نه؟ چند نکته بیان میشود:
اين گونه نيست كه این علوم در عرف جامعه رواج پيدا كرده و هر مشكلي كه پيش مي آيد بتوان آن را مستند به این علوم دانست. از طرف ديگر اشخاصي هم كه به اين علوم آگاهي داشته باشند بسيار نادرند و حتی در برخی موارد شاید بتوان گفت که برخی از این علوم به طور کلی زائل شده و از بین رفته است.
این علوم مانند یک ابزار هستند که در صورتی که در دست انسان شروری قرار بگیرند میتوانند در مسیر شر مورد استفاده قرار بگیرند. همانطوری که یک چاقو میتواند به دست انسان شروری بیفتد و به وسیله آن جان بیگناهی را بگیرد.
همانطوری که ایمان و عمل صالح(صدقه، صله رحم و ... ) باعث در امان ماندن از بسیاری از بلاهای عادی و طبیعی میشود، میتواند در جلوگیری از گرفتار شدن به شرور و آسیب های خارق العاده و فراطبیعی نیز موثر باشد.
حرزها و دعاهایی که در منابع دینی برای دفع شر سحر و ... وارد شده است نشان از این دارد که در عین حالی که این شرور میتواند به مومنین نیز آسیب برساند اما راهکار مقابله با آن نیز وجود دارد و مومنین در برابر آنها بی دفاع نیستند. دعا میتواند از هر اتفاق شری جلوگیری کند و لو اینکه همه زمینه های آن فراهم شده باشد.
موفق باشید.

ممنون استاد عزیز بابت وقت و توجهتون
پس خلاصه این که روی انسان های مومن هم تاثیر داره ولی حیطه ی اثرش کم تر ه، درسته؟

بدیع;984358 نوشت:
وجه به این نکته که سحر با معجزه متفاوت است میتواند راهگشا باشد. تنها معجزه است که از اسباب پیروی نمی کند و وجه اعجاز آن هم همین است که استناد مستقیم آن به اراده و قدرت الهی را نشان دهد. اما سحر و طلسم تحت قوانین و اسباب اتفاق می افتد اگرچه این اسباب، علل عادی نیستند و میتوان آنها را اسباب خفیه نامید.

سلام
این علل خفیه با توجه به اینکه عادی نیستند احتمالا میتوانند از قدرت شیاطین جنی باشند؟

malij;984428 نوشت:
ممنون استاد عزیز بابت وقت و توجهتون
پس خلاصه این که روی انسان های مومن هم تاثیر داره ولی حیطه ی اثرش کم تر ه، درسته؟

سلام خواهش میکنم
بله برداشت من این است.

صمیمی;984433 نوشت:

سلام
این علل خفیه با توجه به اینکه عادی نیستند احتمالا میتوانند از قدرت شیاطین جنی باشند؟

سلام خدمت شما
بله تسخیر و به کارگیری نیروی شیاطین و اجنه و آموختن از آنها یکی از راه های سحر است.

صمیمی;984433 نوشت:
نوشته اصلی توسط بدیع
وجه به این نکته که سحر با معجزه متفاوت است میتواند راهگشا باشد. تنها معجزه است که از اسباب پیروی نمی کند و وجه اعجاز آن هم همین است که استناد مستقیم آن به اراده و قدرت الهی را نشان دهد. اما سحر و طلسم تحت قوانین و اسباب اتفاق می افتد اگرچه این اسباب، علل عادی نیستند و میتوان آنها را اسباب خفیه نامید.
سلام
این علل خفیه با توجه به اینکه عادی نیستند احتمالا میتوانند از قدرت شیاطین جنی باشند؟

با سلام
امام صادق (علیه السلام) میفرمایند: سحر، انواعي دارد: 1. يك نوع آن مانند طبابت است، چنانكه پزشكان براي هر دردي دوا و دارو دارند، ساحران هم براي هر سلامتي آفتي و براي هر عافيتي بلايي دارند. 2. تردستي و چشم بندي. 3. تسخير نمودن جنّ و شياطين.(1)
پی نوشت:
(1) بحارالانوار، ج60، ص21.

malij;984428 نوشت:
پس خلاصه این که روی انسان های مومن هم تاثیر داره ولی حیطه ی اثرش کم تر ه، درسته؟

در این باره به بیانات تفسیری علامه طباطبایی (ره) در ذیل سوره مبارکه فلق نگاهی بیندازیم:
بحث روايتى [چند روايت حاكى از نزول" معوذتين" بعد از بيمار شدن پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) بر اثر سحر يك يهودى‏]
در الدر المنثور است كه عبد بن حميد، از زيد بن اسلم روايت كرده كه گفت: مردى يهودى رسول خدا (ص) را جادو كرد، و در نتيجه آن حضرت بيمار شد، جبرئيل بر او نازل گشته دو سوره معوذتين را آورد و گفت: مردى يهودى تو را سحر كرده و سحر مذكور در فلان چاه است، رسول خدا (ص) على (ع) را فرستاد آن سحر را آوردند، دستور داد گره‏ هاى آن را باز نموده، براى هر گره يك آيه بخواند، على (ع) هر گرهى را باز می كرد يك آيه را می ‏خواند، به محضى كه گره‏ ها باز و اين دو سوره تمام شد، رسول خدا (ص) برخاست، گويا پاى‏بندى از پايش باز شده باشد.
مؤلف: و از كتاب" طب الأئمه" نقل شده كه به سند خود از محمد بن سنان از مفضل از امام صادق (ع) نظير اين معنا را روايت كرده. و در اين معنا روايات بسيارى از طرق اهل سنت با مختصر اختلافى وارد شده، و در بسيارى از آنها آمده كه زبير و عمار را هم با على (ع) فرستاد، و در آن كتاب رواياتى ديگر نيز از طرق ائمه اهل بيت (ع) نقل شده.
و به اين دسته روايات اشكالى كرده‏ اند، و آن اين است كه اين روايات با مصونيت رسول خدا (ص) از تاثير سحر نمی سازد، و چگونه سحر ساحران در آن جناب مؤثر می شده با اينكه قرآن كريم مسحور شدن آن جناب را انكار نموده، فرموده:" وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا".
ليكن اين اشكال وارد نيست، براى اينكه منظور مشركين از اينكه آن جناب را مسحور بخوانند، اين بوده كه آن جناب بى عقل و ديوانه است، آيه شريفه هم اين معنا را رد می كند، و اما تاثير سحر در اينكه مرضى در بدن آن جناب پديد آيد، و يا اثر ديگرى نظير آن را داشته باشد، هيچ دليلى بر مصونيت آن جناب از چنين تاثيرى در دست نيست.(1)
پی نوشت:
(1) ترجمه الميزان، ج‏20، ص: 682 و 683

آنچه پذیرش آن سخت است و با عدالت خداوند سازگار نیست این است که خطری مومن را تهدید کند بدون اینکه سلاح و دفاع مورد نیاز را در اختیار داشته باشد. اما در صورتی که حرز و ذکر و دفع او به دست خودش باشد مشکلی پیش نمی آید.

پرسش: آیا ممکن است کسی یک مومن را طلسم کند و به این وسیله به او آسیب زند و یا مومنین از سحر و طلسم در امان هستند؟

پاسخ: قبل از پاسخ به این سوال ابتدا به تعریف طلسم از منظر صاحب تفسیر المیزان میپردازیم. علامه طباطبائي (ره) در اين باره مي نویسد: علم هيميا (طلسمات) علمي است كه در تركيب قواي عالم بالا با عناصر عالم پائين بحث مي كند تا از اين راه به تأثيرهاي عجيبي دست يابد، چون كواكب و اوضاع آسماني با حوادث (مادي) زميني ارتباط دارند. همانطورى كه عناصر و مركبات و كيفيات طبيعى آنها اينطورند، پس اگر اشكال و يا بگو آن نقشه آسمانى كه مناسب با حادثه‏ اى از حوادث است، با صورت و شكل مادى آن حادثه تركيب شود، آن حادثه پديد می آيد، مثلا اگر بتوانيم در اين علم بان شكل آسمانى كه مناسب با مردن فلان شخص، يا زنده ماندنش و يا باقى ماندن فلان چيز مناسب است، با شكل و صورت خود اين نامبرده‏ ها تركيب شود، منظور ما حاصل ميشود يعنى مي ميرد، و دومى زنده مي ماند، و سومى بقاء می يابد، و اين معناى طلسم است.(1)

اما در این رابطه که آیا طلسمات که یکی از انواع سحر هستند، میتوانند به مومنین هم آسیب برسانند یا نه؟ به بیانات تفسیری علامه طباطبایی (ره) در ذیل سوره مبارکه فلق نگاهی بیندازیم:
بحث روايتى {چند روايت حاكى از نزول" معوذتين" بعد از بيمار شدن پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله و سلم) بر اثر سحر يك يهودى‏}
در الدر المنثور است كه عبد بن حميد، از زيد بن اسلم روايت كرده كه گفت: مردى يهودى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را جادو كرد، و در نتيجه آن حضرت بيمار شد، جبرئيل بر او نازل گشته دو سوره معوذتين را آورد و گفت: مردى يهودى تو را سحر كرده و سحر مذكور در فلان چاه است، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) على (علیه السلام) را فرستاد آن سحر را آوردند، دستور داد گره‏ هاى آن را باز نموده، براى هر گره يك آيه بخواند، على (علیه السلام) هر گرهى را باز می كرد يك آيه را می ‏خواند، به محضى كه گره‏ ها باز و اين دو سوره تمام شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برخاست، گويا پاى‏بندى از پايش باز شده باشد.

مؤلف: و از كتاب" طب الأئمه" نقل شده كه به سند خود از محمد بن سنان از مفضل از امام صادق (علیه السلام) نظير اين معنا را روايت كرده. و در اين معنا روايات بسيارى از طرق اهل سنت با مختصر اختلافى وارد شده، و در بسيارى از آنها آمده كه زبير و عمار را هم با على (علیه السلام) فرستاد، و در آن كتاب رواياتى ديگر نيز از طرق ائمه اهل بيت (علیه السلام) نقل شده.

و به اين دسته روايات اشكالى كرده‏ اند، و آن اين است كه اين روايات با مصونيت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از تاثير سحر نمی سازد، و چگونه سحر ساحران در آن جناب مؤثر می شده با اينكه قرآن كريم مسحور شدن آن جناب را انكار نموده، فرموده:" وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلًا".

ليكن اين اشكال وارد نيست، براى اينكه منظور مشركين از اينكه آن جناب را مسحور بخوانند، اين بوده كه آن جناب بى عقل و ديوانه است، آيه شريفه هم اين معنا را رد می كند، و اما تاثير سحر در اينكه مرضى در بدن آن جناب پديد آيد، و يا اثر ديگرى نظير آن را داشته باشد، هيچ دليلى بر مصونيت آن جناب از چنين تاثيرى در دست نيست.(2)

بنابراین هر انسانی از جمله مومنین میتوانند در معرض سحر و طلسم قرار بگیرند. اما همانطوری که ایمان و عمل صالح(صدقه، صله رحم و ... ) باعث در امان ماندن از بسیاری از بلاهای عادی و طبیعی میشود، میتواند در جلوگیری از گرفتار شدن به شرور و آسیب های خارق العاده و فراطبیعی نیز موثر باشد. بنابراین ایمان در کمتر مبتلا شده به این امور قطعا موثر است.

این مطلب ممکن است اشکالاتی را به ذهن بیاورد که با این وجود چرا خداوند این امکان را به ساحر داده است که بتواند به بهترین بندگان خدا یعنی اهل ایمان آسیب بزند؟ در پاسخ به این اشکال به نکاتی چند اشاره میکنیم:

این علوم مانند یک ابزار هستند که در صورتی که در دست انسان شروری قرار بگیرند میتوانند در مسیر شر مورد استفاده قرار بگیرند. همانطوری که یک چاقو میتواند به دست انسان شروری بیفتد و به وسیله آن جان بیگناهی را بگیرد. اینکه کسی بتواند از این علوم در مقاصد شوم استفاده ابزاری کند به معنای رضایت و یا خواست خدا نیست. در قرآن و روایات سخت ترین مذمت ها و عقوبت ها برای ساحر ذکر شده است. همانطوری که برای قاتل، کافر و .... ذکر شده است.

خداوند متعال میفرماید: وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ. ولى هيچگاه (ساحرین) بدون خواست خدا، نمى‏توانند به كسى ضرر برسانند.(3) علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه مینویسد: اين جمله دفع آن توهمى است كه به ذهن هر كسى می دود، و آن اين است كه مگر ساحران ميتوانند با سحر خود امر صنع و تكوين را بر هم زده، از تقدير الهى پيشى گرفته، امر خدا را باطل سازند؟ در جواب و دفع اين توهم می فرمايد: نه، خود سحر از قدر خداست، و به همين جهت اثر نمی كند مگر باذن خدا، پس ساحران نمی ‏توانند خدا را بستوه بياورند.(4)

حرزها و دعاهایی که در منابع دینی برای دفع شر سحر و ... وارد شده است نشان از این دارد که در عین حالی که این شرور میتواند به مومنین نیز آسیب برساند اما راهکار مقابله با آن نیز وجود دارد و مومنین در برابر آنها بی دفاع نیستند. دعا میتواند از هر اتفاق شری جلوگیری کند و لو اینکه همه زمینه های آن فراهم شده باشد. آنچه پذیرش آن سخت است و با عدالت خداوند سازگار نیست این است که خطری مومن را تهدید کند بدون اینکه سلاح و دفاع مورد نیاز را در اختیار داشته باشد. اما در صورتی که حرز و ذکر و دفع او به دست خودش باشد مشکلی پیش نمی آید.

نکته آخر:
اين گونه نيست كه این علوم در عرف جامعه رواج پيدا كرده و هر مشكلي كه پيش مي آيد بتوان آن را مستند به این علوم دانست. از طرف ديگر اشخاصي هم كه به اين علوم آگاهي داشته باشند بسيار نادرند و حتی در برخی موارد شاید بتوان گفت که برخی از این علوم به طور کلی زائل شده و از بین رفته است. بنابراین واقعیت داشتن سحر نباید باعث شود که هر اتفاقی که علت و سببی برای آن پیدا نکردیم را به امور ماورائی و سحر منتسب کنیم. واقعیت این است که یک مکانیسم دفاعی به نام فرافکنی در انسان وجود دارد. وقتی انسان با مشکلات روبرو میشود علاوه بر تحمل اصل مشکلات باید تلخی پذیرش مسئولیت این مشکلات و اعتراف به تقصیر خود را نیز تحمل کند. فرافکنی به او کمک میکند از این تلخی بکاهد و در بیرون از خود به دنبال مقصر بگردد. سحر به عنوان دم دست ترین و کم هزینه ترین مقصری است که میتوان مشکلات را به گردن آن انداخت. در حالی که با بررسی بیشتر و واقع بینی میتوان اسباب عادی این مشکلات را پیدا کرد.

پی نوشت ها:

  1. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه تفسير الميزان، دفتر انتشارات جامعه مدرسين قم، 1374ش، ج1، ص367.
  2. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه تفسير الميزان، دفتر انتشارات جامعه مدرسين قم، 1374ش، ج‏20، ص 682 و 683.
  3. سوره بقره(2)، آیه 102.
  4. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه تفسير الميزان، دفتر انتشارات جامعه مدرسين قم، 1374ش، ج1، ص355.
موضوع قفل شده است