حکم اسلام در مورد بی خدایان

تب‌های اولیه

120 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
حکم اسلام در مورد بی خدایان

با سلام

معمولا قرآن وقتی حرف از کفر میزند روی سخنش با مردم عربستان زمان خودش هست که مشرک هستند. آیا خدا در قرآن در جایی در مورد بیخدایان حکمی داده است؟ اگر بله شماره سوره و آیه بدهید.

با تشکر

برچسب: 

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد عمار

با سلام
مصادیق آیات تنها مردم عربستان نیستند و همگی انسان ها در هر زمان و در هر کشوری را شامل می شود. فقط امروزه باید تابع نظر مراجع بود و با توجه به شرایط آنها جزئیات را دقیق بیان می کنند.
لذا همه آیات کفار برای بیخدایان هم شامل می شود.
موفق باشید

عمار;600350 نوشت:
لذا همه آیات کفار برای بیخدایان هم شامل می شود.

جالبه قرآنی که قراره برای تمامی زمانها باشه بطور خاص راجع به گروهی خاص نظر نداده است!

m@hdi;599962 نوشت:
با سلام

معمولا قرآن وقتی حرف از کفر میزند روی سخنش با مردم عربستان زمان خودش هست که مشرک هستند. آیا خدا در قرآن در جایی در مورد بیخدایان حکمی داده است؟ اگر بله شماره سوره و آیه بدهید.

با تشکر

جناب ام آلفا اچ دی آی (ای کاش اسمت را به شکلی می نوشتی که با مهدی اشتباه گرفته نشود) از جهت جدال احسن پرسیدی خدا در قرآن چنین حکمی داده، دیگه؟ چون تا جایی که می شناسیمت از بیخدایان فحاش به قرآن و حضرت رسول و حتی سایر معصومین هستی.(قابل توجه مدیران اجرایی و تدوینی: این قسمت را نوشتم که ایشان خیال نکنند بچه مسلمانها، هالو هستند و نمی دانند با کی طرف هستند. به طور کامل ربط به موضوع داشته و نباید حذف شود.) باری شما اگر می خواهی جوابهای ما را به چالش بکشی، در همینجا به چالش بکش و یک چیزی نپرس و ببر آنطرف بگو مسلمانها بلد نیستند جواب بدهند. اندیشه های سخیف بیخدایی آنقدر پوک و درون تهی هستند که مجبورند با دست دراز کردن به سوی شبهات مسیحیت علیه اسلام، مسلمان نبودنشان را توجیه کنند و با دست دراز کردن شبهات اسلام علیه مسیحیت، مسیحی نبودن خودشان را.

منظورت از حکم مشخص نیست که حکم دنیوی بیخدا را مد نظر داری یا حکم اخروی آنرا. اگر منظورت از حکم اخروی است، که باید عرض کنیم که یک بیخدا، در بیش از یکی از این دو حال نمی تواند باشد: یا می توانسته بفهمد خدایی هست یا نمی توانسته بفهمد:

الف)اگر می توانسته بفهمد، با توجه به اینکه هر کس به آیینی غیر از اسلام باشد از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است(آل عمران:85) منجر به جهنمی شدن او خواهد شد.

ب)اگر نمی توانسته بفهمد، با توجه به اینکه خدا از هر کسی در حد توانایی او انتظار دارد(بقره:286) کفر او، که یا ناشی از عدم دسترسی اش به منابع مناسب بوده یا ناشی از ضعف فکر خودش و نه ناشی از غرض و مرضی که بعضیها دارند، منجر به زیانش نخواهد شد و انتظار نمی رود که به جهنم برود.

اما اگر منظورت حکم دنیوی بیخدا بودن است؛ قرآن فرموده یا ایّها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولوالامر منکم(نساء:59) و از این مجرا راه استخراج احکام مختلف را روشن ساخته است و رسول و اولوالامری که همپایه با رسول است، باید روشن سازند که حکم بیخدا چیست و با توجه به اینکه امور نقلی رسیده از پیامبر و ائمه، تفتیش عقیده و مجازات به جرم داشتن عقیده ای خاص را نپذیرفته اند، می شود گفت که به صرف بیخدا بودن، کسی مجازات نمی شود و فقط باید در صورتی که تحت سیطرۀ حکومت اسلامی است، مالیات جزیه را نیز مثل دیگران بپردازد، زیرا جزیه به دلیل اهل کتاب بودن اهل جزیه نیست، بلکه به دلیل این است که مسلمان نیستند ولی تحت حمایت حکومت اسلامی هستند و حکومت اسلامی نیز در قبالشان وظیفه دارد.(همان وظیفه ای که به شدت تحریفش می کنید، و احتمالاً در پستهای آیندۀ خودت خواهند دید.)

اما اگر می بینید که شما و بزرگان خردستیزتان، معتقدید که مسلمین بیخدایان را محکوم به مرگ می دانند، به این دلیل است که شما اسلامستیزان، عادت به دروغبافی و تهمت و افترا دارید. وقتی قیمین فکریتان از کسروی و دشتی گرفته تا انصاری و شفا، یک رودۀ راست در شکم ندارند و جمله به جمله دروغ و نیرنگ به کار می برند، همین می شود که اسلام را با اوهامتان می شناسید. ای کاش دمی از اقیانوس دروغها و عقده گشائیهای این اراذل سر بر می آوردید و حقیقت را آنگونه که هست می دیدید.

اگر می بینید که برخی مرتدین محکوم به اعدام می شوند، به دلیل عقیده اشان و حتی ابراز عقیده اشان نیست، بلکه به این خاطر است که مثل شما دروغ و تهمت به اسلام را در گوش افراد ناآگاه جار می زنند، و مثل شما و دوستانتان چپ و راست به مقدسات اسلام فحاشی می کنند و خون به دل مسلمین می کنند و در عین مظلومنمایی، از سوزاندن دل مسلمانان لذت می برند. و گرنه من در سربازیم پیش آمده که مدتی طولانی هم به اجبار با یک همخدمتی بیخدا همنشین شده ام، و در تمام این مدت از من چیزی جز نیکی ندیده و رفتار خوب من باعث شده که او هم به مقدسات من احترام بگذارد

به هر حال، بنده نفرت دشمنان پیامبرم را در دل دارم، و نمی توانم با یکی از دشمنان قسم خوردۀ حضرتش به بحث بنشینم، سایر دوستان هستند و جوابت را خواهند داد. فقط امیدوارم این جواب من حذف نشود.

m@hdi;600563 نوشت:
جالبه قرآنی که قراره برای تمامی زمانها باشه بطور خاص راجع به گروهی خاص نظر نداده است!

سلام آقا مهدی ...
ببین ... کسی نمیتونه وجود خدا رو رد کنه ...
هزارا دلیل وجود داره که آدم در وجود داشتن یا نداشتن خدا شک میکنه ...
به نظره من به احتمال بسیار بالایی خدا وجود داره ...

من یه دلیل برات میارم ... شاید کمی اطمینان پیدا کردی ...
یک بستنی رو که همچین نظم خاصی نداره ... یک ربع بزار بیرون از فریزر ... ببین چه بلایی به سرش میاد .
یک آتش رو بهش اکسیژن یا مواد سوختنی نرسون ... کمتر از 10 ثانیه خاموش میشه .

ما داریم در درون دنیایی زندگی میکنیم که همه جاش سراسر مشگل و ایراد هستش ...
ولی یک نیرو و انرژی داره به این ها جان میده ... سرتاپا نگهشون داشته ... و خصوصیت و ذات و شخصیتشون رو حفظ کرده ...
این دنیا خیلی سست تر از این هست که بخواد خودش رو پاهای خودش وای سه ...
و من فکر میکنم با احتمال بسیار بالایی خدا وجود داره ...

از طرفی قران هم یک متن عادی نیست ...
اشاره به نوک انگشت انسان و اینکه اثر انگشت انسان یکتاست .
اشاره به اینکه بجز چهارپایان خلقتی نو برای جابه جایی انسان ها ایجاد میکنه .
اشاره به اینکه عصب های چشایی درد پوست انسان بر رویه پوست هستند و در صورتی که پوست انسان بسوزد دیگر احساس درد نمیکند
مثلا همیکنه در قرآن اومده انسان را از خاک خلقت کردیم ... کدوم انسان به ذهنش میرسه بگه انسان را از خاک خلقت کردیم ....

ما 12 تا امام داشتیم ... یازده تاشون شهید شدند و دوازدهمی هم قرار هست که ظهور کنند و در نهایت شهید میشن ...
حتی یک کدومشون به مرگ عادی فوت نشدند ...

نمیتونیم رویه همه این چیزها چشمامون رو ببندیم و بگیم خدایی وجود نداره .

مسلمان ایرانی;600585 نوشت:
جناب ام آلفا اچ دی آی (ای کاش اسمت را به شکلی می نوشتی که با مهدی اشتباه گرفته نشود) از جهت جدال احسن پرسیدی خدا در قرآن چنین حکمی داده، دیگه؟ چون تا جایی که می شناسیمت از بیخدایان فحاش به قرآن و حضرت رسول و حتی سایر معصومین هستی.

اسم من مهدی هست حالا مثل این هکرها یک حرفش رو یه جور دیگه نوشتم پس اشتباه نگرفتی اسم من مهدی هست. منظورتان را از "جدال احسن" نفهمیدم لطفا واضح تر سخن بگویید. بنده هدفم از زدن این تاپیک جدال نبوده بلکه سخنی از یک بی دین شنیدم (که از نظر من محترم است چرا که ملاک من تقوا نیست بلکه انسانیت است) گفتم بیام از عالمان دینی بپرسم ببینم راست میگه یا نه. کجا دیدی که من فحاشی کنم؟! اینجا گفتن حقیقتم جواز نداره حالا من بیام فحاشی کنم که چی بشه؟! مگه با فحاشی کردن من که به دنبال تغییر نظر دیگران هستم (که فکر کنم در اینجا جرمه!) میتونم به نتیجه ای برسم؟!

مسلمان ایرانی;600585 نوشت:
باری شما اگر می خواهی جوابهای ما را به چالش بکشی، در همینجا به چالش بکش و یک چیزی نپرس و ببر آنطرف بگو مسلمانها بلد نیستند جواب بدهند. اندیشه های سخیف بیخدایی آنقدر پوک و درون تهی هستند که مجبورند با دست دراز کردن به سوی شبهات مسیحیت علیه اسلام، مسلمان نبودنشان را توجیه کنند و با دست دراز کردن شبهات اسلام علیه مسیحیت، مسیحی نبودن خودشان را.

این نظر شماست و قابل احترام اما اگه من همینجا بنویسم که این ادیان هستند که پوک و درون تهی هستند خود شما میگویید که داری فحاشی میکنی اما من نه حرف شما را فحاشی میدانم نه حرف خودم را چون ملاکم حقوق بشر است نه علمای ادیان که وقتی که از قدرت دور هستند حرف از حقوق بشر در دینشان میزنند و وقتی که در قدرت هستند اجازه نفس کشیدن به مخالف را نمیدهند!

مسلمان ایرانی;600585 نوشت:
منظورت از حکم مشخص نیست که حکم دنیوی بیخدا را مد نظر داری یا حکم اخروی آنرا. اگر منظورت از حکم اخروی است، که باید عرض کنیم که یک بیخدا، در بیش از یکی از این دو حال نمی تواند باشد: یا می توانسته بفهمد خدایی هست یا نمی توانسته بفهمد:

الف)اگر می توانسته بفهمد، با توجه به اینکه هر کس به آیینی غیر از اسلام باشد از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است(آل عمران:85) منجر به جهنمی شدن او خواهد شد.

ب)اگر نمی توانسته بفهمد، با توجه به اینکه خدا از هر کسی در حد توانایی او انتظار دارد(بقره:286) کفر او، که یا ناشی از عدم دسترسی اش به منابع مناسب بوده یا ناشی از ضعف فکر خودش و نه ناشی از غرض و مرضی که بعضیها دارند، منجر به زیانش نخواهد شد و انتظار نمی رود که به جهنم برود.

پس اگر اهل کتاب باشیم هم به جهنم میرویم! قرآن گفته که جزو زیانکاران خواهند بود نه جهنمیان. در نظر داشته باشید همین که جایگاه کسی در بهشت از کسی دیگر کمتر باشد خود نوعی زیان است. بهتر است سنجیده تر سخن بگویید چون با گفتن این حرفها برادران دینیتان به شما میگویند افراطی!

مسلمان ایرانی;600585 نوشت:
اما اگر منظورت حکم دنیوی بیخدا بودن است؛ قرآن فرموده یا ایّها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولوالامر منکم(نساء:59) و از این مجرا راه استخراج احکام مختلف را روشن ساخته است و رسول و اولوالامری که همپایه با رسول است، باید روشن سازند که حکم بیخدا چیست و با توجه به اینکه امور نقلی رسیده از پیامبر و ائمه، تفتیش عقیده و مجازات به جرم داشتن عقیده ای خاص را نپذیرفته اند، می شود گفت که به صرف بیخدا بودن، کسی مجازات نمی شود و فقط باید در صورتی که تحت سیطرۀ حکومت اسلامی است، مالیات جزیه را نیز مثل دیگران بپردازد، زیرا جزیه به دلیل اهل کتاب بودن اهل جزیه نیست، بلکه به دلیل این است که مسلمان نیستند ولی تحت حمایت حکومت اسلامی هستند و حکومت اسلامی نیز در قبالشان وظیفه دارد.(همان وظیفه ای که به شدت تحریفش می کنید، و احتمالاً در پستهای آیندۀ خودت خواهند دید.)

ظاهرا دین جدیدی آمده که بنده از آن بیخبرم چون تا آنجایی که علمای اسلام گفته اند جزیه باری هست بر دوش اهل کتاب.

مسلمان ایرانی;600585 نوشت:
اما اگر می بینید که شما و بزرگان خردستیزتان، معتقدید که مسلمین بیخدایان را محکوم به مرگ می دانند، به این دلیل است که شما اسلامستیزان، عادت به دروغبافی و تهمت و افترا دارید. وقتی قیمین فکریتان از کسروی و دشتی گرفته تا انصاری و شفا، یک رودۀ راست در شکم ندارند و جمله به جمله دروغ و نیرنگ به کار می برند، همین می شود که اسلام را با اوهامتان می شناسید. ای کاش دمی از اقیانوس دروغها و عقده گشائیهای این اراذل سر بر می آوردید و حقیقت را آنگونه که هست می دیدید.

شما به بزرگان از نظر بنده چکار دارید؟! خوب است که بنده به پیامبر اسلام بگویم خردستیز؟! یا بگویم دروغگو و نیرنگ باز؟! یا بگویم روده راست در شکمش نیست؟! اگر بگویم همین شما این را علم میکنید که طرف داره فحاشی میکنه اما این حق را از خودتان نمیگیرید که به دیگران توهین کنید.

مسلمان ایرانی;600585 نوشت:
اگر می بینید که برخی مرتدین محکوم به اعدام می شوند، به دلیل عقیده اشان و حتی ابراز عقیده اشان نیست، بلکه به این خاطر است که مثل شما دروغ و تهمت به اسلام را در گوش افراد ناآگاه جار می زنند، و مثل شما و دوستانتان چپ و راست به مقدسات اسلام فحاشی می کنند و خون به دل مسلمین می کنند و در عین مظلومنمایی، از سوزاندن دل مسلمانان لذت می برند. و گرنه من در سربازیم پیش آمده که مدتی طولانی هم به اجبار با یک همخدمتی بیخدا همنشین شده ام، و در تمام این مدت از من چیزی جز نیکی ندیده و رفتار خوب من باعث شده که او هم به مقدسات من احترام بگذارد

کی گفته مرتد اگر ابراز عقیده کند هم اعدام نمیشود؟! بله انقدر زیاد شده اند که مجبورید اینگونه ژست متمدن بودن بگیرید چون نمیشود مرتدین را عملا کشت ولی بدانید که علمای اسلام نظر دیگری دارند و مرتد در صورتی که مرتد بودن خودش را علنی کند اعدام خواهد شد. از نظر شما هرگونه نقدی دروغ و تهمت به اسلام است بخاطر همین هم یک کتاب در نقد شیعه هم در کشور چاپ نمیشود چه برسه به اسلام!

مسلمان ایرانی;600585 نوشت:
به هر حال، بنده نفرت دشمنان پیامبرم را در دل دارم، و نمی توانم با یکی از دشمنان قسم خوردۀ حضرتش به بحث بنشینم، سایر دوستان هستند و جوابت را خواهند داد. فقط امیدوارم این جواب من حذف نشود.

بله شما تا گردن ما را نزنید راضی نمیشوید به هر حال اینجا داخل کشور اسلامی هست و شما و همفکرانتان هر بلایی که بخواید میتوانید سر من و امثال من بیاورید وقتی که میروید شورای حقوق بشر آنجا یک روباه را میفرستید تا ژست متمدن بودن بگیرید ولی در داخل ....

به هر حال سخنان شما جواب من نبود و اسلام مدعی در قرآنش دیدش انقدر محدود است که پیامبرش فقط مشرکین اطراف خود را میبیند!

الهه خشم;600605 نوشت:
سلام آقا مهدی ...
ببین ... کسی نمیتونه وجود خدا رو رد کنه ...
هزارا دلیل وجود داره که آدم در وجود داشتن یا نداشتن خدا شک میکنه ...
به نظره من به احتمال بسیار بالایی خدا وجود داره ...

من یه دلیل برات میارم ... شاید کمی اطمینان پیدا کردی ...
یک بستنی رو که همچین نظم خاصی نداره ... یک ربع بزار بیرون از فریزر ... ببین چه بلایی به سرش میاد .
یک آتش رو بهش اکسیژن یا مواد سوختنی نرسون ... کمتر از 10 ثانیه خاموش میشه .

ما داریم در درون دنیایی زندگی میکنیم که همه جاش سراسر مشگل و ایراد هستش ...
ولی یک نیرو و انرژی داره به این ها جان میده ... سرتاپا نگهشون داشته ... و خصوصیت و ذات و شخصیتشون رو حفظ کرده ...
این دنیا خیلی سست تر از این هست که بخواد خودش رو پاهای خودش وای سه ...
و من فکر میکنم با احتمال بسیار بالایی خدا وجود داره ...

از طرفی قران هم یک متن عادی نیست ...
اشاره به نوک انگشت انسان و اینکه اثر انگشت انسان یکتاست .
اشاره به اینکه بجز چهارپایان خلقتی نو برای جابه جایی انسان ها ایجاد میکنه .
اشاره به اینکه عصب های چشایی درد پوست انسان بر رویه پوست هستند و در صورتی که پوست انسان بسوزد دیگر احساس درد نمیکند
مثلا همیکنه در قرآن اومده انسان را از خاک خلقت کردیم ... کدوم انسان به ذهنش میرسه بگه انسان را از خاک خلقت کردیم ....

ما 12 تا امام داشتیم ... یازده تاشون شهید شدند و دوازدهمی هم قرار هست که ظهور کنند و در نهایت شهید میشن ...
حتی یک کدومشون به مرگ عادی فوت نشدند ...

نمیتونیم رویه همه این چیزها چشمامون رو ببندیم و بگیم خدایی وجود نداره .

ظاهرا که شما معقول تر از جناب مسلمان ایرانی هستید امیدوارم باطنا هم همینطور باشه. بنده بحثی راجع به عدم وجود خدا نکردم بلکه ملاک من خدای ادیان است. خدا بصورت یک کل نه میتوان قاطعانه گفت هست نه میتوان قاطعانه گفت نیست و همیشه در مورد وجودش یا حتی تعدادش بحث بوده و هست. قرآن را هم من کتابی عادی نمیبینم همانطور که محمد را نویسنده ای عادی نمیبینم. قرآن با وجود همه ایراداتی که از نظر من دارد نویسنده اش از نظر من از حافظ که به قول بسیاری لسان الغیب هست در جایگاهی بالاتر قرار دارد همانطور که خود حافظ هم گفته:

ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ .......... به قرآنی که اندر سینه داری

تنها نتیجه ای که بنده از محمد و قرآنش گرفتم شک بود. اما اینها محل بحث من در این تاپیک نیست. محل بحث من این است که چرا کتابی که قرار است برای همه جای دنیا برای همه آدمها برای همه اعصار باشد دیدش انقدر محدود است؟! فقط مشرکان اطراف پیامبرش را میبیند و بجز یهودیت و مسیحیت و زرتشتی گری بقیه دیدگاه ها مثل همین بیخدایی را نمیبیند؟! اینها محل بحث من هست.

m@hdi;599962 نوشت:
معمولا قرآن وقتی حرف از کفر میزند روی سخنش با مردم عربستان زمان خودش هست که مشرک هستند. آیا خدا در قرآن در جایی در مورد بیخدایان حکمی داده است؟ اگر بله شماره سوره و آیه بدهید.

m@hdi;600615 نوشت:
به هر حال سخنان شما جواب من نبود و اسلام مدعی در قرآنش دیدش انقدر محدود است که پیامبرش فقط مشرکین اطراف خود را میبیند!

فراوان حکم در مورد تمام افراد غیر مسلمان داده شده یعنی هر فرقه ای که دین اسلام نداشته باشد خواه مسیحی یا یهودی یا بهایی یا بودایی یا کافر و به قول شما بیخدا و ... باشد آمده است.

فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿الأنعام: ١٢٥﴾
آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام، گشاده می سازد؛ و آن کس را که بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آنچنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا برود؛ این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد!

أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُولَٰئِكَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿الزمر: ٢٢﴾
آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟!) وای بر آنان که قلبهایی سخت در برابر ذکر خدا دارند! آنها در گمراهی آشکاری هستند!

وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿آل‌عمران: ٨٥﴾
و هر کس جز اسلام ، آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است.

ملاصدرا;600641 نوشت:
فراوان حکم در مورد تمام افراد غیر مسلمان داده شده یعنی هر فرقه ای که دین اسلام نداشته باشد خواه مسیحی یا یهودی یا بهایی یا بودایی یا کافر و به قول شما بیخدا و ... باشد آمده است.

فَمَن يُرِدِ اللَّهُ أَن يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَن يُرِدْ أَن يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَٰلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿الأنعام: ١٢٥﴾
آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه‌اش را برای (پذیرش) اسلام، گشاده می سازد؛ و آن کس را که بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سینه‌اش را آنچنان تنگ می‌کند که گویا می‌خواهد به آسمان بالا برود؛ این گونه خداوند پلیدی را بر افرادی که ایمان نمی‌آورند قرار می‌دهد!

أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَىٰ نُورٍ مِّن رَّبِّهِ فَوَيْلٌ لِّلْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُم مِّن ذِكْرِ اللَّهِ أُولَٰئِكَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿الزمر: ٢٢﴾
آیا کسی که خدا سینه‌اش را برای اسلام گشاده است و بر فراز مرکبی از نور الهی قرار گرفته (همچون کوردلان گمراه است؟!) وای بر آنان که قلبهایی سخت در برابر ذکر خدا دارند! آنها در گمراهی آشکاری هستند!

وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ ﴿آل‌عمران: ٨٥﴾
و هر کس جز اسلام ، آیینی برای خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد؛ و او در آخرت، از زیانکاران است.

باشه آقای خوشحال بهشت دربست در اختیار شما و همفکرانتان فقط جواب ما را از قرآن بدهید.

m@hdi;600651 نوشت:
باشه آقای خوشحال بهشت دربست در اختیار شما و همفکرانتان فقط جواب ما را از قرآن بدهید.

مگر بنده از تورات جواب شما را دادم؟!!!!!
اینها آیات قرآن بود و شامل هر کسی که دینی غیر از اسلام بپذیرد می شود و کافر ملحد (همان بیخدای شما) هم جز افرادی است که دینی غیر از اسلام دارد که این پاسخ به سوال شماست.

ملاصدرا;600654 نوشت:

مگر بنده از تورات جواب شما را دادم؟!!!!!
اینها آیات قرآن بود و شامل هر کسی که دینی غیر از اسلام بپذیرد می شود و کافر ملحد (همان بیخدای شما) هم جز افرادی است که دینی غیر از اسلام دارد که این پاسخ به سوال شماست.

بیخیال برادر. کسی که حتی نمی داند جدال احسن یعنی چه، حتی نمی داند زیانکار در آخرت یعنی چه، کسی حتی نمی داند که نمی داند، اصلاً جای بحث نداره. بحث کردن با اینها مراء است. حالا شما انتظار داری وقتی از قرآن براش آیه میاری نگه از قرآن دلیل بیار؟! من با اینها زیاد بحث کردم، آخر بحث هم همیشه کم میارن و فحاشی می کنن، اینجا اگر فحاشی نمیکنه به خاطر اینه که میخواد اخراج نشه و مثلاً در دل مؤمنین ایجاد شبهه کنه! دیگه خبر نداره که اون مؤمنی که با شبهات آبکی اینها به جمعشون بپیونده، رو ما حاضریم با پست پیشتاز به جمعشون بفرستیم.

ملاصدرا;600654 نوشت:
مگر بنده از تورات جواب شما را دادم؟!!!!!
اینها آیات قرآن بود و شامل هر کسی که دینی غیر از اسلام بپذیرد می شود و کافر ملحد (همان بیخدای شما) هم جز افرادی است که دینی غیر از اسلام دارد که این پاسخ به سوال شماست.

مسلمان ایرانی;600659 نوشت:
بیخیال برادر. کسی که حتی نمی داند جدال احسن یعنی چه، حتی نمی داند زیانکار در آخرت یعنی چه، کسی حتی نمی داند که نمی داند، اصلاً جای بحث نداره. بحث کردن با اینها مراء است. حالا شما انتظار داری وقتی از قرآن براش آیه میاری نگه از قرآن دلیل بیار؟! من با اینها زیاد بحث کردم، آخر بحث هم همیشه کم میارن و فحاشی می کنن، اینجا اگر فحاشی نمیکنه به خاطر اینه که میخواد اخراج نشه و مثلاً در دل مؤمنین ایجاد شبهه کنه! دیگه خبر نداره که اون مؤمنی که با شبهات آبکی اینها به جمعشون بپیونده، رو ما حاضریم با پست پیشتاز به جمعشون بفرستیم.

پاسختان ایراداتی دارد که قبلا گفتم و واضح نیست. منتظر نظر کارشناس میمانم.

m@hdi;600637 نوشت:
محل بحث من این است که چرا کتابی که قرار است برای همه جای دنیا برای همه آدمها برای همه اعصار باشد دیدش انقدر محدود است؟! فقط مشرکان اطراف پیامبرش را میبیند و بجز یهودیت و مسیحیت و زرتشتی گری بقیه دیدگاه ها مثل همین بیخدایی را نمیبیند؟! اینها محل بحث من هست.

با سلام
چه محدویتی؟ یعنی چی بیخدایان را نمی بیند؟ خدا باید چکار میکرد در قرآن؟

خواهشا در موضوع تاپیک بحث شود تا مجبور به حذف پست نشویم.

عمار;600826 نوشت:
چه محدویتی؟ یعنی چی بیخدایان را نمی بیند؟ خدا باید چکار میکرد در قرآن؟

اگر خدایی باشد و آن خدا هم الله باشد انتظار دارم که در قرآنش که برای همه جای دنیا و همه آدمها و همه اعصار نوشته شده است بطور "واضح" احکامی در مورد دیدگاه های مختلف داده شده باشد اما اینطور نیست و مثلا در مورد همین بیخدایی هیچ جای قرآن سخن "واضحی" در مورد این دیدگاه داده نشده! دوستان دیگر مثل جناب "مسلمان ایرانی" و "ملاصدرا" هم مشکل را از بیخ حل کرده اند و گفته اند براساس آیه 85 سوره آل عمران خدا کارش را راحت کرده است و گفته هرکسی دینی بجز اسلام را انتخاب کند میرود جهنم! اول به بنده بگویید این تفسیر از آیه 85 سوره آل عمران صحیح است و اگر هم صحیح باشد سوالاتی دیگر پیش میاید که بماند اما سوال من حداقل در مورد حکم دنیوی بیخداها پابرجا میماند که جناب "مسلمان ایرانی" گفته اند پرداخت جزیه هست که البته این هم در قرآن نیامده ولی اگر حرف ایشان صحیح است بفرمایید. نکته دیگر هم این است که جناب "مسلمان ایرانی" گفته اند مرتد میتواند ابراز عقیده کند در این مورد هم بخاطر تنویر افکار عمومی نظر واقعی اسلام را بگویید تا روشن شوند.

در این تاپیک بطور مفصل مورد بحث واقع شده

http://www.askdin.com/thread44432.html

m@hdi;600923 نوشت:
اگر خدایی باشد و آن خدا هم الله باشد انتظار دارم که در قرآنش که برای همه جای دنیا و همه آدمها و همه اعصار نوشته شده است بطور "واضح" احکامی در مورد دیدگاه های مختلف داده شده باشد اما اینطور نیست و مثلا در مورد همین بیخدایی هیچ جای قرآن سخن "واضحی" در مورد این دیدگاه داده نشده!

با سلام و احترام جناب m@hdi

میشه بپرسم تا حالا چقدر واقعا تحقیق کردین؟... برای تحقیق فقط پرسیدن کافی نیست چقدر مطالعه داشتین؟ تا حالا کلاسای تفسیر قرآن رفتین؟ اصلا تا حالا یک دور معنای قرآن رو فقط خوندین؟

اگه قرار بود قرآن اینی که شما می فرمایید بود که قرآن باید چندین جلد می بود،قرآن کتاب علمی یا فقهی یا ... نیست قرآن کتاب راهنما هست هرچند که به طور کلی راجع به همه ی مسائل دیگه توش صحبت شده،و خود خدا در قرآن گفتن که پیامبر جز وحی سخنی نمی گن، پس اون چیزایی که شما توقع دارین باید برید تو سخن معصومین دنبالش بگردید و خود معصومین هم در زمان غیبت اون رو به ولی فقیه و مراجع سپردند

در ضمن باز هم تو خود قرآن اومده که اگه کسی واقعا دنبال راه درست و حقیقت باشه ما اون رو بهش نشون می دیم

پرسیدن و شک کردن هیچ اشکالی نداره ولی من حس می کنم شما دچار یجور وسواس فکری شدید، وسواسم فقط کار شیطان هست، شما از همون خدایی که نمی دونید واقعا هست یا نه و هیچ دلیلی برای ردش نمی تونید پیدا کنید کمک بخواید که نه تنها زبانتون بلکه دلتون هم دنبال حقیقت باشه اون وقت خیلی راحت تر می تونید حقیقت رو بپذیرید

Ṃᾄʀẓἷἔ;600937 نوشت:
با سلام و احترام جناب m@hdi

میشه بپرسم تا حالا چقدر واقعا تحقیق کردین؟... برای تحقیق فقط پرسیدن کافی نیست چقدر مطالعه داشتین؟ تا حالا کلاسای تفسیر قرآن رفتین؟ اصلا تا حالا یک دور معنای قرآن رو فقط خوندین؟

اگه قرار بود قرآن اینی که شما می فرمایید بود که قرآن باید چندین جلد می بود،قرآن کتاب علمی یا فقهی یا ... نیست قرآن کتاب راهنما هست هرچند که به طور کلی راجع به همه ی مسائل دیگه توش صحبت شده،و خود خدا در قرآن گفتن که پیامبر جز وحی سخنی نمی گن، پس اون چیزایی که شما توقع دارین باید برید تو سخن معصومین دنبالش بگردید و خود معصومین هم در زمان غیبت اون رو به ولی فقیه و مراجع سپردند

در ضمن باز هم تو خود قرآن اومده که اگه کسی واقعا دنبال راه درست و حقیقت باشه ما اون رو بهش نشون می دیم

پرسیدن و شک کردن هیچ اشکالی نداره ولی من حس می کنم شما دچار یجور وسواس فکری شدید، وسواسم فقط کار شیطان هست، شما از همون خدایی که نمی دونید واقعا هست یا نه و هیچ دلیلی برای ردش نمی تونید پیدا کنید کمک بخواید که نه تنها زبانتون بلکه دلتون هم دنبال حقیقت باشه اون وقت خیلی راحت تر می تونید حقیقت رو بپذیرید

با سلام

در این پست جواب داده ام:

http://www.askdin.com/thread44949.html#post600915

m@hdi;600915 نوشت:
شبهات من در چندین جبهه وجود دارد چه در مورد دین (بطور دقیقتر اسلام) و چه در مورد الله و حتی در مورد خود پیامبر که در مورد همه آنها تاپیک زده و به اندازه کافی بحث کرده ام و البته هنوز هم بحث میکنم چه با کسانی که مومن و مسلمان هستند چه با کسانی که بی دین و بیخدا هستند و دلایل هر 2 طرف را شنیده ام اما برای اعتقاد به هر 2 دیدگاه (چه ایمان به اسلام و چه ایمان به بی دینی و بیخدایی) دلایلی دارم.

مثلا میخواهم بگویم که مومن هستم و مسلمان اما با خودم میگویم با این ایراداتی که اسلام دارد چه کار کنم؟! میخواهم بگویم بی دین هستم و بیخدا اما با خودم میگویم با این دلایلی که بر صحت خدایی بودن اسلام دارم چه کار کنم؟! به اندازه کافی هم بحث کرده ام و بحث کردن چندین ماهه و روزانه چند ساعت فکر کنم کافی باشه چون وقتی به اطرافم نگاه میکنم (چه مومنین چه ملحدین) میبینم که اگر من صدها ساعت برای فهمیدن حقیقت مطالعات داشته ام عمده مومنین و ملحدین شاید حتی 10 ساعت هم برای رسیدن به دیدگاهشان مطالعه نکرده اند!

به همین دلیل هست که من شک را انتخاب کرده ام که برعکس آیت الله مطهری که گفته اند خانه خوبی برای ماندن نیست بنده نظر ولتر برایم منطقی تر است و حداقل چیزی که از این صدها ساعت مطالعاتی که داشته ام به آن رسیدم این است که "مطمئنا" ایمان نمیتواند صحیح باشد چون اگر دلایلی بر حقانیت اسلام هست متقابلا دلایلی بر رد حقانیت اسلام هست و من حرف هر 2 طرف را شنیده ام و هر 2 طرف بعضا حرفهای منطقیی زده اند که نمیشود رد کرد.

حالا در قرآن در مورد جایگاه شکاکان آیه ای آمده است؟

خب چه جوابی دادید؟

لطفا میزان تحقیقاتتون رو بگید ، به طور کلی فقط می گید، تا حالا چه کتابایی خوندین؟چه سخنرانی هایی گوش دادید؟تفسیر قرآن رفتید؟معنی قرآن رو خوندین؟

حرفای من رو راجع به معصومین قبول دارید؟

حفظ حرمت کاربران ديگر وظیفه همگانی بوده از این رو در صورت مشاهده هر گونه تمسخر، اعتراض، توهین و بي احترامي به كاربران، از سوی مديران یا مسئولان سايت، و یا سایر کاربران دیگر ، محدویت ایجاد خواهد شد.

m@hdi;600783 نوشت:
پاسختان ایراداتی دارد که قبلا گفتم و واضح نیست. منتظر نظر کارشناس میمانم.


چند سال پیش یکی از دوستانت و حتی شاید خودت، در چت روم مرکز ملی پاسخگویی و سایر اتاقهای اسلامی، می آمد و سؤالاتی می پرسید، و مثلاً وقتی از وجود خدا سؤال می کرد و ما از برهان صدیقین و امکان و وجوب، برایش دلیل می آوردیم، می گفت من اینها را نمی فهمم، و بعد می رفت جاهای دیگر و می گفت این مسلمانها نمی توانند جواب من را بدهند!! حالا شده قصه شما. دلایل به این واضحی برایت آوردیم، و می گویی واضح نیست. بعد هم می گویی جواب نگرفتم.

خب قبل از طرح یک شبهه باید مقدمات درک پاسخش را نیز کسب کنی. گفتیم که بیخدا دو حال دارد، یا می توانسته بفهمد که خدا هست یا نمی توانسته بفهمد:

حالتی که نمی توانسته اند بفهمند که خدایی هست که دیگر خیلی روشن است: قرآن آشکارا فرموده که خدا از هر کسی در حدّ توانش انتظار دارد. خب این کجایش ابهام دارد؟ وقتی فرد توانایی رسیدن به حقیقت را نداشته باشد، خدا هم انتظار رسیدنش به حقیقت را ندارد و لذا لایق مجازاتی نیست.

اما در مورد کسانی که می توانند بفهمند که حق چیست و آنرا انکار می کنند، از آنها انتظار ایمان می رود و مصداق آیات بسیاری می شوند. فقط یک نمونه که تکلیف این افراد را در آخرت روشن می کند:

الذين كفروا وكذبوا بآياتنا اوليك اصحاب النار خالدين فيها(سورۀ تغابن، آیۀ 10) یعنی کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنها اصحاب آتش هستند، در آن جاودانند.

حالا دقت کن:

نفرموده کسانی که مشرک شدند
نفرموده کسانی که مسیحی و یهودی شدند
نفرموده کسانی که زرتشتی شدند

بلکه فرموده کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، که این فرمایش بیشترین تطبیق را بر بیخدایان دارد. ما برای تطبیق این آیه بر مسیحیان و زرتشتیان و یهودیانی که مسلمان نشده اند، ممکن است مشکل داشته باشیم، ولی برای تطبیقش بر شما بیخداها، هیچ مشکلی نداریم، زیرا هم به کافر بودن خویش می بالید و هم آیات خدا را تکذیب می کنید.

دیگه از این واضحتر چی میخوای که بهت ارائه بدهیم؟

m@hdi;600923 نوشت:
نکته دیگر هم این است که جناب "مسلمان ایرانی" گفته اند مرتد میتواند ابراز عقیده کند در این مورد هم بخاطر تنویر افکار عمومی نظر واقعی اسلام را بگویید تا روشن شوند.

خب شما از هر آخوندی می خواهی بپرس که این حرف من راست است یا دروغ، جناب عمار هم استاد ما هستند و خواهند فرمود: آیا غیر از این است که اسلام می گوید که مخالفان اسلام، از هر مسلکی، بیایند و حرفشان را بزنند و ما هم باشیم و جواب بدهیم و بعد مردم خودشان تصمیم بگیرند؟ آیا غیر از این است که کافر می تواند با مسلمان در کمال آزادی مناظره کند و به خاطر مناظره، گزندی نمی توان به او زد؟ آیا غیر از این است که تبلیغ کفر، وقتی ایراد دارد که در گوش عوام باشد و کارشناس مسلمانی نباشد که جواب شبهات را بدهد؟

اینها را بپرس، اگر گفتند نه و درست نیست، اونوقت من می پذیرم اشتباه کردم. بله، هر ابراز عقیده ای ایراد ندارد، و لو اینکه عقیده ای ابراز می شود، 100% ضد ما باشد. حرف اسلام این است که کفر حرفش را بزند و ما هم جوابش را بدهیم و کفر یک تنه به قاضی نرود. این را از هر استادی خواستی بپرس.

پی نوشت:

قابل توجه دوستان مسلمان:

قرآن می فرماید: محمد رسول الله والذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم(سورۀ فتح، آیه 29) یعنی محمد پیامبر خداست و کسانی که با او هستند، با کافران سختگیر و با یکدیگر مهربانند

در زیارت عاشورا نیز خطاب به امام حسین می گوییم: اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عادٰاکُمْ یعنی من در صلح هستم با کسی که با شما در صلح است و در جنگ هستم با کسی که با شما در جنگ است و دوست هستم با کسی که با شما دوست است و دشمنم با کسی که با شما دشمن است.

پس اگر به رفتار من با کسی که به کفرش می بالد و با مقدسات اسلام دشمنی و جنگ دارد و به آنها در جای دیگر فحاشی کرده است، مشکلی دارید، با قرآن و زیارت عاشورا مشکل دارید و نه با من؛ بروید مشکلتان را با اینها حل کنید. هیچ جای قرآن نیامده که با دشمنان خدا و رسول خدا، مهربان باشید. حتی قول لین در مورد فرعون مربوط به زمانی بود که فرعون از طاغیان بود و نه از اعداءالله و کفار: اذهبا الی فرعون انّه طغی فقولا له قولاً لیّنا(طه:44-43) یعنی به سوی فرعون بروید که او به سرکشی برخاسته، پس با او سخنی نرم گویید... و هنوز پیام موسی را دریافت نکرده بود که کفر بورزد و کافر شود، و گرنه بعد می بینیم که خدا فرعون را پس از کفرش مجازات کرد و قرآن می فرماید که او از جهنمیان است.

اینها دشمنی کامل خویش با خدا و اسلام را خودشان هم قبول دارند. پس بر من خرده ای نگیرید. اگر ایشان فقط ناباور بود، من با او مشکلی نداشتم، ولی ایشان توهینگر به مقدسات مسلمین و خود مسلمین است.
.

باسلام خداقوت

کاربران محترم پستها خارج از موضوع نباشد.
بحث و گل کل منجر به بسته شدن تایپک و طبق قانون با کاربران خاطی برخورد خواهد شد.

m@hdi;600923 نوشت:
اگر خدایی باشد و آن خدا هم الله باشد انتظار دارم که در قرآنش که برای همه جای دنیا و همه آدمها و همه اعصار نوشته شده است بطور "واضح" احکامی در مورد دیدگاه های مختلف داده شده باشد اما اینطور نیست و مثلا در مورد همین بیخدایی هیچ جای قرآن سخن "واضحی" در مورد این دیدگاه داده نشده!

با سلام و ادب
دوست عزیز این شما نیستید که برای خدا تعیین و تکلیف کنید که مثلا در قرآن باید چه چیزی ذکر می شد و چه چیزی نه و ... بلکه وقتی فهمیدیم خدا حکیم است خود بهتر می داند چه مواردی رو ذکر کند.
در ثانی شما چقدر در قرآن و تفاسیر آن تامل و تدبر داشتید که می گویید چیزی ذکر نشده؟ و ظاهرا فراموش کردید که مفسر واقعی قرآن و قرآن ناطقی هم هست که این نکات توسط آنها تبین شده است.
کسی که بیخدا باشد کافر است و کافر یعنی هر کس خدا، یکتایی خدا، نبوت، معاد یا فرعی اعتقادی را که ضروری دین بوده و منجر به انکار مبدأ یا معاد گردد، را معتقد نباشد یا منکر باشد، کافر است.(1)
در این مورد هم که تا دلتون بخواد آیات قرآنی هست و سرچ کنید همه آیات به راحتی مشخص می شود.

1. توضیح المسائل مراجع، تهیه و تنظیم سید محمد حسن بنی هاشمی، پانزدهم، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1386 ش، ج 1، ص76. (در همین تعریف فقهی نیز تفاوت هایی وجود دارد که در رساله ها آمده است).

m@hdi;600923 نوشت:
براساس آیه 85 سوره آل عمران خدا کارش را راحت کرده است و گفته هرکسی دینی بجز اسلام را انتخاب کند میرود جهنم! اول به بنده بگویید این تفسیر از آیه 85 سوره آل عمران صحیح است و اگر هم صحیح باشد سوالاتی دیگر پیش میاید که بماند

این موضوع مرتبط با این تاپیک نیست هر چند ظاهرا قبلا هم بحث شده است.

مسلمان ایرانی;600585 نوشت:
جناب ام آلفا اچ دی آی (ای کاش اسمت را به شکلی می نوشتی که با مهدی اشتباه گرفته نشود) از جهت جدال احسن پرسیدی خدا در قرآن چنین حکمی داده، دیگه؟ چون تا جایی که می شناسیمت از بیخدایان فحاش به قرآن و حضرت رسول و حتی سایر معصومین هستی.(قابل توجه مدیران اجرایی و تدوینی: این قسمت را نوشتم که ایشان خیال نکنند بچه مسلمانها، هالو هستند و نمی دانند با کی طرف هستند. به طور کامل ربط به موضوع داشته و نباید حذف شود.) باری شما اگر می خواهی جوابهای ما را به چالش بکشی، در همینجا به چالش بکش و یک چیزی نپرس و ببر آنطرف بگو مسلمانها بلد نیستند جواب بدهند. اندیشه های سخیف بیخدایی آنقدر پوک و درون تهی هستند که مجبورند با دست دراز کردن به سوی شبهات مسیحیت علیه اسلام، مسلمان نبودنشان را توجیه کنند و با دست دراز کردن شبهات اسلام علیه مسیحیت، مسیحی نبودن خودشان را.

منظورت از حکم مشخص نیست که حکم دنیوی بیخدا را مد نظر داری یا حکم اخروی آنرا. اگر منظورت از حکم اخروی است، که باید عرض کنیم که یک بیخدا، در بیش از یکی از این دو حال نمی تواند باشد: یا می توانسته بفهمد خدایی هست یا نمی توانسته بفهمد:

الف)اگر می توانسته بفهمد، با توجه به اینکه هر کس به آیینی غیر از اسلام باشد از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است(آل عمران:85) منجر به جهنمی شدن او خواهد شد.

ب)اگر نمی توانسته بفهمد، با توجه به اینکه خدا از هر کسی در حد توانایی او انتظار دارد(بقره:286) کفر او، که یا ناشی از عدم دسترسی اش به منابع مناسب بوده یا ناشی از ضعف فکر خودش و نه ناشی از غرض و مرضی که بعضیها دارند، منجر به زیانش نخواهد شد و انتظار نمی رود که به جهنم برود.

اما اگر منظورت حکم دنیوی بیخدا بودن است؛ قرآن فرموده یا ایّها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولوالامر منکم(نساء:59) و از این مجرا راه استخراج احکام مختلف را روشن ساخته است و رسول و اولوالامری که همپایه با رسول است، باید روشن سازند که حکم بیخدا چیست و با توجه به اینکه امور نقلی رسیده از پیامبر و ائمه، تفتیش عقیده و مجازات به جرم داشتن عقیده ای خاص را نپذیرفته اند، می شود گفت که به صرف بیخدا بودن، کسی مجازات نمی شود و فقط باید در صورتی که تحت سیطرۀ حکومت اسلامی است، مالیات جزیه را نیز مثل دیگران بپردازد، زیرا جزیه به دلیل اهل کتاب بودن اهل جزیه نیست، بلکه به دلیل این است که مسلمان نیستند ولی تحت حمایت حکومت اسلامی هستند و حکومت اسلامی نیز در قبالشان وظیفه دارد.(همان وظیفه ای که به شدت تحریفش می کنید، و احتمالاً در پستهای آیندۀ خودت خواهند دید.)

اما اگر می بینید که شما و بزرگان خردستیزتان، معتقدید که مسلمین بیخدایان را محکوم به مرگ می دانند، به این دلیل است که شما اسلامستیزان، عادت به دروغبافی و تهمت و افترا دارید. وقتی قیمین فکریتان از کسروی و دشتی گرفته تا انصاری و شفا، یک رودۀ راست در شکم ندارند و جمله به جمله دروغ و نیرنگ به کار می برند، همین می شود که اسلام را با اوهامتان می شناسید. ای کاش دمی از اقیانوس دروغها و عقده گشائیهای این اراذل سر بر می آوردید و حقیقت را آنگونه که هست می دیدید.

اگر می بینید که برخی مرتدین محکوم به اعدام می شوند، به دلیل عقیده اشان و حتی ابراز عقیده اشان نیست، بلکه به این خاطر است که مثل شما دروغ و تهمت به اسلام را در گوش افراد ناآگاه جار می زنند، و مثل شما و دوستانتان چپ و راست به مقدسات اسلام فحاشی می کنند و خون به دل مسلمین می کنند و در عین مظلومنمایی، از سوزاندن دل مسلمانان لذت می برند. و گرنه من در سربازیم پیش آمده که مدتی طولانی هم به اجبار با یک همخدمتی بیخدا همنشین شده ام، و در تمام این مدت از من چیزی جز نیکی ندیده و رفتار خوب من باعث شده که او هم به مقدسات من احترام بگذارد

به هر حال، بنده نفرت دشمنان پیامبرم را در دل دارم، و نمی توانم با یکی از دشمنان قسم خوردۀ حضرتش به بحث بنشینم، سایر دوستان هستند و جوابت را خواهند داد. فقط امیدوارم این جواب من حذف نشود.



سلام

لطفا نظر مرجع تقلیدتان را درباره اشداء علی الکفار بودن در بحث و مناظره (مجازی و غیر مجازی) با بیخدایان شبهه افکن برای ما بیاورید.

از مسوولین تقاضا دارم این پست را پاک نکنند چون 100 درصد مرتبط با بحث است

عمار;601209 نوشت:
دوست عزیز این شما نیستید که برای خدا تعیین و تکلیف کنید که مثلا در قرآن باید چه چیزی ذکر می شد و چه چیزی نه و ... بلکه وقتی فهمیدیم خدا حکیم است خود بهتر می داند چه مواردی رو ذکر کند.
در ثانی شما چقدر در قرآن و تفاسیر آن تامل و تدبر داشتید که می گویید چیزی ذکر نشده؟ و ظاهرا فراموش کردید که مفسر واقعی قرآن و قرآن ناطقی هم هست که این نکات توسط آنها تبین شده است.
کسی که بیخدا باشد کافر است و کافر یعنی هر کس خدا، یکتایی خدا، نبوت، معاد یا فرعی اعتقادی را که ضروری دین بوده و منجر به انکار مبدأ یا معاد گردد، را معتقد نباشد یا منکر باشد، کافر است.(1)
در این مورد هم که تا دلتون بخواد آیات قرآنی هست و سرچ کنید همه آیات به راحتی مشخص می شود.

از صحبت های شما میشود اینطور نتیجه گرفت که الله در قرآنش حکمی مختص بیخدایان نداده و حرف اون کسانی که این شبهه را در من ایجاد کردند که قرآن کار محمد است صحیح است چرا که اگر خدا کتابی جامع داده باشد بایستی در این زمینه هم صحبت میکرد.

عمار;601209 نوشت:
این موضوع مرتبط با این تاپیک نیست هر چند ظاهرا قبلا هم بحث شده است.

ظاهرا نمیخواهید وارد بحث با این دوستان ارزشیتان بشوید و با اینکه میدانید حرفشان غلط است جوابشان را نمیدهید! میترسید تکفیرتان کنند؟!

m@hdi;601249 نوشت:
از صحبت های شما میشود اینطور نتیجه گرفت که الله در قرآنش حکمی مختص بیخدایان نداده و حرف اون کسانی که این شبهه را در من ایجاد کردند که قرآن کار محمد است صحیح است چرا که اگر خدا کتابی جامع داده باشد بایستی در این زمینه هم صحبت میکرد.

ظاهرا نمیخواهید وارد بحث با این دوستان ارزشیتان بشوید و با اینکه میدانید حرفشان غلط است جوابشان را نمیدهید! میترسید تکفیرتان کنند؟!


باسلام
خود شما در مورد الله محمد قران چه نظری دارید ?
کاری به نظر اونجایی که شبه ایجاد کردن ندارم.

مسلمان ایرانی;601001 نوشت:
قابل توجه دوستان مسلمان:

قرآن می فرماید: محمد رسول الله والذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم(سورۀ فتح، آیه 29) یعنی محمد پیامبر خداست و کسانی که با او هستند، با کافران سختگیر و با یکدیگر مهربانند

در زیارت عاشورا نیز خطاب به امام حسین می گوییم: اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عادٰاکُمْ یعنی من در صلح هستم با کسی که با شما در صلح است و در جنگ هستم با کسی که با شما در جنگ است و دوست هستم با کسی که با شما دوست است و دشمنم با کسی که با شما دشمن است.

پس اگر به رفتار من با کسی که به کفرش می بالد و با مقدسات اسلام دشمنی و جنگ دارد و به آنها در جای دیگر فحاشی کرده است، مشکلی دارید، با قرآن و زیارت عاشورا مشکل دارید و نه با من؛ بروید مشکلتان را با اینها حل کنید. هیچ جای قرآن نیامده که با دشمنان خدا و رسول خدا، مهربان باشید. حتی قول لین در مورد فرعون مربوط به زمانی بود که فرعون از طاغیان بود و نه از اعداءالله و کفار: اذهبا الی فرعون انّه طغی فقولا له قولاً لیّنا(طه:44-43) یعنی به سوی فرعون بروید که او به سرکشی برخاسته، پس با او سخنی نرم گویید... و هنوز پیام موسی را دریافت نکرده بود که کفر بورزد و کافر شود، و گرنه بعد می بینیم که خدا فرعون را پس از کفرش مجازات کرد و قرآن می فرماید که او از جهنمیان است.

اینها دشمنی کامل خویش با خدا و اسلام را خودشان هم قبول دارند. پس بر من خرده ای نگیرید. اگر ایشان فقط ناباور بود، من با او مشکلی نداشتم، ولی ایشان توهینگر به مقدسات مسلمین و خود مسلمین است.

من فکر میکردم این پست را هم مسوولی که پستهای ما رو پاک کرده زحمت کشیده پاک کرده. گویا از نظر ایشان هم فتوای جناب مسلمان ایرانی صحیح است. پس از ایشان هم درخواست دارم فتوای مرجع تقلیدشان را در باره اشداء علی الکفار بودن در بحث و مناظره با بیخدایان برایمان بیاورند. همچنین درباره ی جنگ داشتن با آنها در بحث و مناظرات به استناد از زیارت عاشورا.

مسلمان ایرانی;601001 نوشت:
چند سال پیش یکی از دوستانت و حتی شاید خودت، در چت روم مرکز ملی پاسخگویی و سایر اتاقهای اسلامی، می آمد و سؤالاتی می پرسید، و مثلاً وقتی از وجود خدا سؤال می کرد و ما از برهان صدیقین و امکان و وجوب، برایش دلیل می آوردیم، می گفت من اینها را نمی فهمم، و بعد می رفت جاهای دیگر و می گفت این مسلمانها نمی توانند جواب من را بدهند!! حالا شده قصه شما. دلایل به این واضحی برایت آوردیم، و می گویی واضح نیست. بعد هم می گویی جواب نگرفتم.

خب قبل از طرح یک شبهه باید مقدمات درک پاسخش را نیز کسب کنی. گفتیم که بیخدا دو حال دارد، یا می توانسته بفهمد که خدا هست یا نمی توانسته بفهمد:

حالتی که نمی توانسته اند بفهمند که خدایی هست که دیگر خیلی روشن است: قرآن آشکارا فرموده که خدا از هر کسی در حدّ توانش انتظار دارد. خب این کجایش ابهام دارد؟ وقتی فرد توانایی رسیدن به حقیقت را نداشته باشد، خدا هم انتظار رسیدنش به حقیقت را ندارد و لذا لایق مجازاتی نیست.

اما در مورد کسانی که می توانند بفهمند که حق چیست و آنرا انکار می کنند، از آنها انتظار ایمان می رود و مصداق آیات بسیاری می شوند. فقط یک نمونه که تکلیف این افراد را در آخرت روشن می کند:

الذين كفروا وكذبوا بآياتنا اوليك اصحاب النار خالدين فيها(سورۀ تغابن، آیۀ 10) یعنی کسانی که کفر ورزیدند و آیات ما را تکذیب کردند، آنها اصحاب آتش هستند، در آن جاودانند.

حالا دقت کن:

نفرموده کسانی که مشرک شدند
نفرموده کسانی که مسیحی و یهودی شدند
نفرموده کسانی که زرتشتی شدند

بلکه فرموده کسانی که کافر شدند و آیات ما را تکذیب کردند، که این فرمایش بیشترین تطبیق را بر بیخدایان دارد. ما برای تطبیق این آیه بر مسیحیان و زرتشتیان و یهودیانی که مسلمان نشده اند، ممکن است مشکل داشته باشیم، ولی برای تطبیقش بر شما بیخداها، هیچ مشکلی نداریم، زیرا هم به کافر بودن خویش می بالید و هم آیات خدا را تکذیب می کنید.

دیگه از این واضحتر چی میخوای که بهت ارائه بدهیم؟

هنوز هم حکم واضحی در مورد بیخدایان نیامده. خدا حتی "یک" جا هم در قرآن بطور "واضح" در مورد بیخدایان صحبت نکرده است. کفر خودش چند حالت دارد:

1-کفر به قرآن و اعتقاد به یهودیت یا مسیحیت یا زرتشتی گری.
2-کفر به قرآن و اعتقاد به آیینهایی غیر از 3 آیین گفته شده.
3-کفر به قرآن و بی دینی.
4-کفر به قرآن و بیخدایی.

و هر مورد نیازمند حکم خاصی است که الله ساخته و پرداخته محمد فکرش بخوبی کار نمیکرده و فقط مشرکین و اهل کتاب اطراف خودش را میدیده!

مسلمان ایرانی;601001 نوشت:
خب شما از هر آخوندی می خواهی بپرس که این حرف من راست است یا دروغ، جناب عمار هم استاد ما هستند و خواهند فرمود: آیا غیر از این است که اسلام می گوید که مخالفان اسلام، از هر مسلکی، بیایند و حرفشان را بزنند و ما هم باشیم و جواب بدهیم و بعد مردم خودشان تصمیم بگیرند؟ آیا غیر از این است که کافر می تواند با مسلمان در کمال آزادی مناظره کند و به خاطر مناظره، گزندی نمی توان به او زد؟ آیا غیر از این است که تبلیغ کفر، وقتی ایراد دارد که در گوش عوام باشد و کارشناس مسلمانی نباشد که جواب شبهات را بدهد؟

اینها را بپرس، اگر گفتند نه و درست نیست، اونوقت من می پذیرم اشتباه کردم. بله، هر ابراز عقیده ای ایراد ندارد، و لو اینکه عقیده ای ابراز می شود، 100% ضد ما باشد. حرف اسلام این است که کفر حرفش را بزند و ما هم جوابش را بدهیم و کفر یک تنه به قاضی نرود. این را از هر استادی خواستی بپرس.

مرتد به صرف اینکه ابراز عقیده کند کشته خواهد شد این را همه کارشناسان سایت میدانند:

http://www.askdin.com/thread44508.html#post593921

جناب مسلم کارشناس سایت:

نقل قول:
همچنین، اسلام با حکم مذکور راه توطئه، و سوء استفاده را بسته است، تا برخی مانند یهودیان صدر اسلام نیایند و صبح مسلمان شوند و شب هنگام، برای به تردید انداختن مسلمانان، دسته جمعی از دین برگردند:
«وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذي أُنْزِلَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون‏» (آل عمران-72)
و جمعى از اهل كتاب (از يهود) گفتند: « (برويد در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ايمان بياوريد و در پايان روز، كافر شويد (و باز گرديد)! شايد آنها (از آيين خود) بازگردند!

همین آیه 72 سوره آل عمران بود که بعد از آن حکم ارتداد را محمد صادر کرد و ابراز آن را برابر دانست با مرگ برای جلوگیری از به قول خودش فتنه!

مسلمان ایرانی;601001 نوشت:
پی نوشت:

قابل توجه دوستان مسلمان:

قرآن می فرماید: محمد رسول الله والذين معه اشداء علي الكفار رحماء بينهم(سورۀ فتح، آیه 29) یعنی محمد پیامبر خداست و کسانی که با او هستند، با کافران سختگیر و با یکدیگر مهربانند

در زیارت عاشورا نیز خطاب به امام حسین می گوییم: اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عادٰاکُمْ یعنی من در صلح هستم با کسی که با شما در صلح است و در جنگ هستم با کسی که با شما در جنگ است و دوست هستم با کسی که با شما دوست است و دشمنم با کسی که با شما دشمن است.

پس اگر به رفتار من با کسی که به کفرش می بالد و با مقدسات اسلام دشمنی و جنگ دارد و به آنها در جای دیگر فحاشی کرده است، مشکلی دارید، با قرآن و زیارت عاشورا مشکل دارید و نه با من؛ بروید مشکلتان را با اینها حل کنید. هیچ جای قرآن نیامده که با دشمنان خدا و رسول خدا، مهربان باشید. حتی قول لین در مورد فرعون مربوط به زمانی بود که فرعون از طاغیان بود و نه از اعداءالله و کفار: اذهبا الی فرعون انّه طغی فقولا له قولاً لیّنا(طه:44-43) یعنی به سوی فرعون بروید که او به سرکشی برخاسته، پس با او سخنی نرم گویید... و هنوز پیام موسی را دریافت نکرده بود که کفر بورزد و کافر شود، و گرنه بعد می بینیم که خدا فرعون را پس از کفرش مجازات کرد و قرآن می فرماید که او از جهنمیان است.

اینها دشمنی کامل خویش با خدا و اسلام را خودشان هم قبول دارند. پس بر من خرده ای نگیرید. اگر ایشان فقط ناباور بود، من با او مشکلی نداشتم، ولی ایشان توهینگر به مقدسات مسلمین و خود مسلمین است.

من کجا توهین کرده ام که شما میگویید "ایشان توهینگر به مقدسات مسلمین و خود مسلمین است"؟! شما هم دارید به حکم دینتان عمل میکنید و با نهایت نفرت پست میدهید من در این زمینه بحثی ندارم این چهره واقعی شما مسلمین است چون ملاکتان انسانیت نیست.

اللیل والنهار;601260 نوشت:
باسلام
خود شما در مورد الله محمد قران چه نظری دارید ?
کاری به نظر اونجایی که شبه ایجاد کردن ندارم.

با سلام

نظر من راجع به الله و محمد و قرآن کامل نیست و هنوز در حالت شک به سر میبرم.

m@hdi;601315 نوشت:
با سلام

نظر من راجع به الله و محمد و قرآن کامل نیست و هنوز در حالت شک به سر میبرم.

باسلام
کاری به کامل بودن با نبودنش ندارم
بدون مطرح کردن شبه خودتون پاسخ رو بدهید.
تعریف شما از
الله
محمد
قرآن

چرا این سوال رو میپرسم
یه مثال میزنم
پسر خاله یه کار اشتباهی کرده بود خالم بهش گفته برو از بابات معذرت خواهی کن بگو بابا معذرت میخوام
اونم رفت گریه کرده گفته من معذرت میخوام
دیدن این ول کن نیست گریه میکنه میگه من معذرت میخوام.
یعنی چی !
اینکه این بچه تعریفی از معذرت تو ذهنش نبوده فکر کرده معذرت خوراکی چیزی هست و مامانم گفته برو از بابات بگیر
پس اول باید توضیحی از کار اشتباه و معذرت خواهی در سطح فهم این بچه بهش داد
بعد خودش به این میرسه که معذرت خواهی کنه

m@hdi;601312 نوشت:
هنوز هم حکم واضحی در مورد بیخدایان نیامده. خدا حتی "یک" جا هم در قرآن بطور "واضح" در مورد بیخدایان صحبت نکرده است. کفر خودش چند حالت دارد:

1-کفر به قرآن و اعتقاد به یهودیت یا مسیحیت یا زرتشتی گری.
2-کفر به قرآن و اعتقاد به آیینهایی غیر از 3 آیین گفته شده.
3-کفر به قرآن و بی دینی.
4-کفر به قرآن و بیخدایی.

و هر مورد نیازمند حکم خاصی است که الله ساخته و پرداخته محمد فکرش بخوبی کار نمیکرده و فقط مشرکین و اهل کتاب اطراف خودش را میدیده!


برعکس، کسی که فکرش کار نمی کند، خودت هستی که وقتی یک حکم کلی داده شد، درک نمی کنی که بر تمام تقسیماتی کردی، قابل تطبیق است. کفر ورزیدن و تکذیب آیات خدا، چه همراه با اعتقاد به یکی از ادیان پیشین باشد و چه همراه با انکار دین و اعتقاد به خدا، و چه همراه با بیخدایی باشد، در تمام این حالتها، فرد کفر ورزیده و آیات را تکذیب کرده است، و مجازاتش خلود در آتش است.

وقتی بگویند «اگر کسی گروگانگیری کند، مجازات x بر او اجرا می شود» آنگاه فرقی نمی کند که سارقی بوده که برای فرار از پلیس کسی را گروگان گرفته یا گروگانگیری را با هدف کسب پول از خانوادۀ گروگان انجام داده است، در هر دو حال مجازات x بر او جاری است. اینجا هیچ حقوقدانی نمی تواند بگوید قانون ابهام دارد، بلکه قانون صراحت کامل دارد.

حالا دوستان دقت کنند که اگر دقیقاً حکمی برای انکار خدا هم آمده بود، آنگاه ایشان میگفت چرا مجازات بیخدای مثبت و منفی تفکیک نشده است؟

پس حکم واضح است، و بر هر بیخدا، بیدین و هر دیندار نامسلمانی که علیرغم امکان دست یافتن به حقانیت اسلام، آنرا انکار کرده باشد، قابل تطبیق است.


m@hdi;601312 نوشت:

مرتد به صرف اینکه ابراز عقیده کند کشته خواهد شد این را همه کارشناسان سایت میدانند:

http://www.askdin.com/thread44508.html#post593921

جناب مسلم کارشناس سایت:

نقل قول:

همچنین، اسلام با حکم مذکور راه توطئه، و سوء استفاده را بسته است، تا برخی مانند یهودیان صدر اسلام نیایند و صبح مسلمان شوند و شب هنگام، برای به تردید انداختن مسلمانان، دسته جمعی از دین برگردند:
«وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذي أُنْزِلَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون‏» (آل عمران-72)
و جمعى از اهل كتاب (از يهود) گفتند: « (برويد در ظاهر) به آنچه بر مؤمنان نازل شده، در آغاز روز ايمان بياوريد و در پايان روز، كافر شويد (و باز گرديد)! شايد آنها (از آيين خود) بازگردند!

همین آیه 72 سوره آل عمران بود که بعد از آن حکم ارتداد را محمد صادر کرد و ابراز آن را برابر دانست با مرگ برای جلوگیری از به قول خودش فتنه!

نخیر، حرف اساتید را درست متوجه نمی شوی، و گاهی اساتید بحث را به طور کامل باز نمی کنند و سوء برداشت می کنی. یک بحث کامل در مورد مجازات ارتداد، از سوی مدیر علمی انجمن کلام عقاید، جناب استاد صدیق، به شرح ذیل است:

نقل قول:
قتل مرتد نیاز به شرایط و ضوابط زیادی دارد:

اول: این شخص باید مرتد فطری باشد یعنی قبل از بلوغ یکی از والدینش مسلمان بوده باشند و خودش نیز قبل از ارتداد در حالی که بالغ بوده و توان فکر کردن داشته مسلمان بوده و سپس مرتد شده است.[5]

دوم: باید متوجه لوازم حرفش باشد و با علم و قصد اعلام ارتداد کرده باشد.[6]

سوم: قتل مرتد مخصوص مردان است و شامل زنان نمیشود.[7]

چهارم: ارتداد او از روی تحقیق نباشد. یعنی اگر شخصی بنابر تحقیق و بررسی به این نتیجه رسید که مثلا دین اسلام، خوب نیست و از اسلام برگشت، این شخص از نظر حقوقی به قتل نمیرسد. البته باید شرایط تحقیق را رعایت کرده باشد و ناشی از کج فهمی و تحت تأثیر شرایط و احساسات و عواطف نباشد: بله مثلا استاد جوادی آملی در تفسیر تسنیم ج12 ص183 در ذیل آیه شریفه لا اکراه فی الدین بیان میکنند: اگر ديگران از ارتداد او با خبر شدند و معلوم شد كه ارتداد او بر اثر پژوهش و تحقيق بود كه متأسّفانه به كژراهه رفت و واقعاً مصداق شاكّ متفحّص است، در اين حال نيز حكم فقهي، يعني حدّ معهود، درباره او جاري نمي‏شود، زيرا حدود در موضع شبهه جاري نخواهد شد، چنان كه صدوقِ از حضرت رسول اكرم‏ صلي الله عليه و آله و سلم نقل كرد: «ادرأوا الحدود بالشبهات ولا شفاعة ولاكفالة ولا يمين في حدٍّ»(ـ من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 74؛ وسائل الشيعه، ج 28، ص 47.)

پنجم: باید ارتداد خود راعلنی کرده باشد تا جرم او جنبه اجتماعی پیدا کند. بنابراین اگر کسی از دین برگشته باشد ولی ارتداد خود را جار نزند و اعتقاد جدیدش را در بوق و کرنا نکند، اعدام نمیشود.[8]

ششم: شخص مرتد باید به ضروری دین بودن آنچه انکار می نماید علم داشته باشد. [9]

هفتم: ارتدادش را باید با کلام و الفاظ بیان کند. بنابراین اگر ضروریات مذهب را در عمل و فعل ترک کرده باشد، حکم مرتد شامل او نمیشود.[10] اگر انکار فعلی او مستلزم اهانت و مسخره کردن ضروری دین باشد نیز همین حکم را دارد و در غیر این صورت نه.[11]

هشتم: شرایط کلی تکلیف را داشته باشد. یعنی شخص در صورت وجود شرایط بالا در صورتی حکم ارتداد را دارد که درحال ارتداد بالغ بوده، عاقل بوده و ارتدادش از روی اختیار باشد.[12]

بنابراین با توجه به این شرایط و ضوابط مشخص میشود که عقوبتی که برای مرتد بیان شده، مصادیق بسیار نادر و کمی پیدا میکند. ولی بااین حال، سوال مورد نظر شما باز هم جای دارد و میتوان پرسید که با توجه به اکراهی نبودن ایمان پس چرا این شخص که شرایط و ضوابط مورد نظر را دارد، به قتل میرسد و احکام خاصی را می یابد.

با توجه به مطالبی که در ابتدای این پست بیان شد، جواب این سوال نیز مشخص میشود. این شخص با توجه به این مشخصات، جرمش جنبه عمومی و اجتماعی پیدا کرده و خودش مانعی بر سر تبلیغ دین و ایمان مردم شده است و اعلام دشمنی با خدا و رسولش نموده است. این دیگر بحث اعتقاد شخصی و خصوصی این فرد نیست بلکه مقابل ایمان جامعه و سایر مردم شده است و گفتیم که ایه مورد نظر مربوط به ایمان و عقیده شخصی یا مربوط به آزادی تفکر است و اگر بی اعتقادی او جنبه عمومی بیابد از دایره ایه خارج است.

البته فلسفه این قیود و شروط را خود خداوند می داند که این احکام را وضع نموده است. عقل ما از درک علت این احکام ناتوان است. عللی نیز که ذکر شده یا در روایات به عنوان فلسفه و علل الاحکام ذکر شده، تنها به یک جنبه آن نظر دارد و جنبه های دیگری نیز ممکن است داشته باشد که به هر دلیلی بیان نشده است. البته درست است که احکام الهی تابع مصالح و مفاسد است اما مصالح و مفاسد منحصر در مفاسد و مصالح خود ان عمل نیست بلکه گاه در صرف خود این امر و نهی و ناشی از تعبد به ان است. یعنی گاه خداوند برخی از دستورات را صرفا برای اینکه تعبد بنده اش مشخص شود صادر میکند. این نیز به این دلیل است که ما ابتدا موظف هستیم در مورد اصول دین خود تحقیق کنیم و با حفظ شرایط و اصول روش تحقیق، اصولی که عقلی هستند مانند وجود خدا و صفات او، اصل ارسال نبوت و انزال کتاب و نیز بهشت و جهنم به عنوان محل تحقق پاداش و جزا، در مابقی فروع عقائد و احکام به مباحث درون دینی اکتفا کنیم هرچند فلسفه آنها را ندانیم. زیرا وقتی به خدایی ایمان اوردیم که حکیم است و صادق و عادل، به برنامه ای که او فرستاده نیز ایمان می آوریم و به کسانی که او به عنوان هدایت گر معرفی کرده و سخنان آنان اعتماد میکنیم. نهایتا باید از سند و دلالت آن موارد بحث کنیم نه از اینکه مصالح تک تک سخنان ایشان را بخواهیم بفهمیم که نه شدنی است و نه فایده دارد.

[5] . موسوعه الفقه الاسلامی ج 8 ص 380

[6] . القواعد ج3 ص 573

[7] . وسائل الشيعه، ج 18ص 612.

[8] . الکافی فی الفقه ص 311؛ مجله فقه اهل بیت، ج5 و 6، ص 283

[9] . مجمع الفائده ج 3 ص 199

[10] . مجمع الفائده ج 13 ص 334

[11] . الدروس ج 2 ص 51

[12] . الشرایع، ج 4 ص 183

آدرس مطلب: http://www.askdin.com/thread28968-5.html#post389570

پس روشن است، که مرتد به صرف ابراز عقیده، اعدام نمی شود، و شرایط زیادتری لازم است. بعلاوۀ اینکه در فقه شیعه، زن مرتد اعدام نمی گردد.

m@hdi;601312 نوشت:

من کجا توهین کرده ام که شما میگویید "ایشان توهینگر به مقدسات مسلمین و خود مسلمین است"؟! شما هم دارید به حکم دینتان عمل میکنید و با نهایت نفرت پست میدهید من در این زمینه بحثی ندارم این چهره واقعی شما مسلمین است چون ملاکتان انسانیت نیست.

میخوای لینک بدم به سایتهای اسلامستیز؟ خب برخلاف قوانینه، ولی در همین پست اخیر که در جواب من نوشته ای، گفته ای: «هر مورد نیازمند حکم خاصی است که الله ساخته و پرداخته محمد فکرش بخوبی کار نمیکرده» و توهین آشکار کرده ای، و اینکه بگویند کسی فکرش به خوبی کار نمی کرده در هر قاموسی توهین است که ما هم توهینت را به خودت بازگرداندیم. حال دیگران قضاوت کنند که این فرد در جمع خودمانی خودشان چه توهیناتی را بر مقدسات اسلام روا می دارد.

مسلمان ایرانی;601502 نوشت:
برعکس، کسی که فکرش کار نمی کند، خودت هستی که وقتی یک حکم کلی داده شد، درک نمی کنی که بر تمام تقسیماتی کردی، قابل تطبیق است. کفر ورزیدن و تکذیب آیات خدا، چه همراه با اعتقاد به یکی از ادیان پیشین باشد و چه همراه با انکار دین و اعتقاد به خدا، و چه همراه با بیخدایی باشد، در تمام این حالتها، فرد کفر ورزیده و آیات را تکذیب کرده است، و مجازاتش خلود در آتش است.

وقتی بگویند «اگر کسی گروگانگیری کند، مجازات x بر او اجرا می شود» آنگاه فرقی نمی کند که سارقی بوده که برای فرار از پلیس کسی را گروگان گرفته یا گروگانگیری را با هدف کسب پول از خانوادۀ گروگان انجام داده است، در هر دو حال مجازات x بر او جاری است. اینجا هیچ حقوقدانی نمی تواند بگوید قانون ابهام دارد، بلکه قانون صراحت کامل دارد.

حالا دوستان دقت کنند که اگر دقیقاً حکمی برای انکار خدا هم آمده بود، آنگاه ایشان میگفت چرا مجازات بیخدای مثبت و منفی تفکیک نشده است؟

پس حکم واضح است، و بر هر بیخدا، بیدین و هر دیندار نامسلمانی که علیرغم امکان دست یافتن به حقانیت اسلام، آنرا انکار کرده باشد، قابل تطبیق است.

من که تابحال از هیچ آخوندی در هیچ مجلسی از تلویزیون هم همینطور و همچنین در این سایت از هیچ کارشناسی نشنیدم که بگوید یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان به جهنم میروند! این اولین بار است که دارم چنین چیزی میشنوم. کارشناس هم که خودش رو به خواب زده که با افراطیونی مثل شما درگیر نشود!

حالا خودت بشین فکر کن اون اروپایی یا آمریکایی مسیحی که زندگی 100 برابر سالمتری از برخی مسلمین دارد که این برخی در ایران در اکثریت هستند باید بره جهنم اونوقت حاج آقا فلان منش که از روی ریا بانی هیئت میشود و 1000 جور کلاهبرداری کرده مثلا در بدترین حالت مدتی میره جهنم بعد میاد بهشت ولی یک مسیحی باید تا ابد در جهنم بماند! فکر نمیکنم حرفم رو بفهمی چون کلا تعطیلش کردی!

مسلمان ایرانی;601502 نوشت:
پس روشن است، که مرتد به صرف ابراز عقیده، اعدام نمی شود، و شرایط زیادتری لازم است. بعلاوۀ اینکه در فقه شیعه، زن مرتد اعدام نمی گردد.

حداقلش اینه که اگر عقیده اش را تبلیغ کند اعدام میشود. این رو که قبول دارید؟! حالا چطور است که یک مسیحی در غرب میتواند مسلمان شود و عقیده اش را ترویج دهد و اگر نتواند این کار را انجام دهد امثال شما داد و هوارتان بلند میشود اما یک مسلمان اگر مسیحی شود و بخواهد عقیده اش را ترویج دهد اعدام میشود؟! باز هم فکر نمیکنم حرفم را بفهمی!

مسلمان ایرانی;601502 نوشت:
میخوای لینک بدم به سایتهای اسلامستیز؟ خب برخلاف قوانینه، ولی در همین پست اخیر که در جواب من نوشته ای، گفته ای: «هر مورد نیازمند حکم خاصی است که الله ساخته و پرداخته محمد فکرش بخوبی کار نمیکرده» و توهین آشکار کرده ای، و اینکه بگویند کسی فکرش به خوبی کار نمی کرده در هر قاموسی توهین است که ما هم توهینت را به خودت بازگرداندیم. حال دیگران قضاوت کنند که این فرد در جمع خودمانی خودشان چه توهیناتی را بر مقدسات اسلام روا می دارد.

به بنده غیر مستقیم گفتند ابله و مسئولین سایت سکوت کردند توهین نبود اما اینکه من گفتم محمد فکرش خوب کار نمیکرده شده توهین؟! اینکه من در جمع خودمانی خودم چه میگویم به شما ربطی نداره همانطور که شما در جمع خودمانی خودتان چه میگویید به من ربطی نداره.

قرار بود تا آمدن کارشناس من جوابی به این پست ندهم، ولی حالا که اجازه داده شد جواب بدهم، همینجا پاسخ رو قرار می دهم:

پست اخیرت سراسر فرافکنی بوده، و به جای پذیرش اینکه جوابت را گرفته ای، فقط سعی کردی با درج مطالب جدید که ربطی هم به اصل موضوع تاپیک ندارد، از پذیرش حقیقت خودداری کنی.

m@hdi;601524 نوشت:
من که تابحال از هیچ آخوندی در هیچ مجلسی از تلویزیون هم همینطور و همچنین در این سایت از هیچ کارشناسی نشنیدم که بگوید یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان به جهنم میروند! این اولین بار است که دارم چنین چیزی میشنوم. کارشناس هم که خودش رو به خواب زده که با افراطیونی مثل شما درگیر نشود!

حالا خودت بشین فکر کن اون اروپایی یا آمریکایی مسیحی که زندگی 100 برابر سالمتری از برخی مسلمین دارد که این برخی در ایران در اکثریت هستند باید بره جهنم اونوقت حاج آقا فلان منش که از روی ریا بانی هیئت میشود و 1000 جور کلاهبرداری کرده مثلا در بدترین حالت مدتی میره جهنم بعد میاد بهشت ولی یک مسیحی باید تا ابد در جهنم بماند! فکر نمیکنم حرفم رو بفهمی چون کلا تعطیلش کردی!

پس دیگه مسئله بر سر ابهام قرآن نیست و مشکل بر سر نشنیدن شما و استبعادیه که در کار می بینی!

اولاً ما هرگز نگفتیم که به صرف یک عقیده، از بیخدایی گرفته تا مسیحیت، کسی الزاماً به جهنم میره، بلکه گفتیم طبق آیه 286 سورۀ بقره، خدا از هر کسی در حدّ توانش انتظار داره و اگر فرد واقعاً نمی تونسته به حقانیت اسلام پی ببره، کافر محسوب نمیشه و محکوم به جهنم نمیشه. اما اگر میتونسته به حقانیت اسلام پی ببره، ازش انتظار میره که مسلمون بشه و اگر مسلمون نشه به جهنم میره و اینو از هر آخوندی بپرسی بهت میگه! پس شما خودت در خیال افراطی بودن من هستی.
اما هر گناه عوارضی داره، عوارض کلاهبرداری خلود در آتش نیست، این حاج آقای مثالت، هر چند کلاهبردار ولی دیگه در برابر بزرگترین حقیقت ایستادگی نکرده ولی اون کافر در برابر بزرگترین حقیقت ایستادگی کرده. سؤالت در مورد قرآنه و لذا ما باید با فرهنگ اسلامی بهت جواب بدیم که خدا قانونگذار هستی هست و اون تعیین میکنه یک جرم چه مجازاتی داره. در مورد مجازاتهای دنیا هم میتونی بگی یک دزد خونه ده نفر رو خالی کرده و دهها نفر رو از نون خوردن انداخته ولی مدت زندان رفتنش کمتر از مدت زندان رفتن کسیه که یک جنایت مرتکب شده و مثلا یک دزدی ناموفق مسلحانه داشته، ولی خب در دنیا تابع قوانین پارلمانها هستیم. خب خدا هم قانونگذار کلّ هستی است. اگر روی خدا بحث داری باید در تاپیک دیگری بحث کنی، ما قرآن را بعد از پذیرش مالکیت کامل خدا پذیرفتیم.

ثانیاً نشنیدنت دلیلی بر نبودن نیست. حالا انگار خیلی اهل مطالعه و پژوهش هستی که باید حتماً تا الان شنیده باشی! خوبه که حتی وقتی از جدال احسن صحبت کردیم، حتی معنی جدال احسن رو ندونستی و در برابرش موضعگیری کردی.

ثالثاً سالمتر بودن زندگی غربیها از ما مسلمانان هم، از خیالات شماهاست و به بحث ربطی نداره، و گرنه خیلی خوب میتونم جواب بدم به این خیالات.

رابعاً نفهمیدنی هم اگر باشه از جانب خودته، که بحث رو منحرف میکنی. حرفی رو ده بار زده ایم و هنوز در سوءبرداشت خودتی.

m@hdi;601524 نوشت:

حداقلش اینه که اگر عقیده اش را تبلیغ کند اعدام میشود. این رو که قبول دارید؟! حالا چطور است که یک مسیحی در غرب میتواند مسلمان شود و عقیده اش را ترویج دهد و اگر نتواند این کار را انجام دهد امثال شما داد و هوارتان بلند میشود اما یک مسلمان اگر مسیحی شود و بخواهد عقیده اش را ترویج دهد اعدام میشود؟! باز هم فکر نمیکنم حرفم را بفهمی!

طبق اون شرایطی که از استاد صدیق با ذکر مدارک در بالا ذکر شد، حتی در صورت تبلیغ هم، الزاماً اعدام نمیشه. البته باز هم نفهمیدنی اگر باشه از جانب خودته، چرا که ما با سند حرف زدیم و در مقابل فقط ادعا از طرفت دریافت می کنیم.

اما در غرب، اگر آزادی در دین هست، به این خاطره که دین اهمیتی ندارد و هیچ تأثیری در زندگی اجتماعی و سیاسی مردم نمیتونه داشته باشه. آیا می توانیم هولوکاست را هم نقد کنیم؟ آیا می توانیم یهودیان را نقد کنیم؟ آیا می توانیم به عنوان یک عقیدۀ شخصی اعتقاد داشته باشیم که اسرائیل باید نابود شود؟ نقد خدا، آری؛ نقد یهودیت، آری؛ نقد یهودی هرگز! خب غرب هم خطوط قرمز خودش را دارد و در صورت عبور از آنها زندانی می شویم، و اگر اعداممان نمی کنند، خب قاتلین سریالی را هم اعدام نمی کنند، این دیگر به خاطر آزاد اندیشی آنها نیست، بلکه به خاطر قواعد غرب در نفی اعدام است.

اما چیزی که مسلّمه اینه که این حرفها ربطی به حکم قرآن در مورد بیخدایان نداره.

m@hdi;601524 نوشت:

به بنده غیر مستقیم گفتند ابله و مسئولین سایت سکوت کردند توهین نبود اما اینکه من گفتم محمد فکرش خوب کار نمیکرده شده توهین؟! اینکه من در جمع خودمانی خودم چه میگویم به شما ربطی نداره همانطور که شما در جمع خودمانی خودتان چه میگویید به من ربطی نداره.

خب خودت هم به طور مستقیم بهش گفتی سبک مغز و مسئولین سایت سکوت کردند. اگر توهینی کرده که جوابشو دادی، دیگه حق نداری به مقدسات او توهین کنی، همونطور که ما هم به جای خودت به پدر و مادرت حرفی نمی زنیم.

اما این ربط نداشتن همیشه وضعیت معکوس داره، یعنی شماها حق دارید بیاید مسائل داخل هیئات ما، لباس و ظاهر ما، و حتی طرز حرف زدن ما رو به سخره بگیرید، ولی بعد نوبت خودتون که میشه به ما ربطی نداره. اتفاقاً ربط داره و ما باید ببینیم که با کی طرف هستیم. بیخدا داریم تا بیخدا، یه بیخدا میشه اون آیدی شیطان و یه بیخدا میشه آقای کوروش ایراندوست؛ واقعاً عقل سلیم میپذیره که با این دو نفر یکجور رفتار کنیم؟

m@hdi;601312 نوشت:
هنوز هم حکم واضحی در مورد بیخدایان نیامده. خدا حتی "یک" جا هم در قرآن بطور "واضح" در مورد بیخدایان صحبت نکرده است. کفر خودش چند حالت دارد:

1-کفر به قرآن و اعتقاد به یهودیت یا مسیحیت یا زرتشتی گری.
2-کفر به قرآن و اعتقاد به آیینهایی غیر از 3 آیین گفته شده.
3-کفر به قرآن و بی دینی.
4-کفر به قرآن و بیخدایی.

و هر مورد نیازمند حکم خاصی است که الله ساخته و پرداخته محمد فکرش بخوبی کار نمیکرده و فقط مشرکین و اهل کتاب اطراف خودش را میدیده!

به نام خداوند بخشایشگر و مهربان

سلام به شما

صرف اینکه سوتفاهمی پیش نیاد بگم که لحن من الان تند نیست پس بد برداشت نکنید لطفا! (بدی چت همینه که نمیشه فهمید لحن طرف مقابل چطوریه و همین ممکنه تصور غلطی از فرد مقابل درون شخص شکل بده)

من فکر کنم شما هنوز از یه جهت تصورتون نسبت به قرآن غلطه .

m@hdi;601249 نوشت:
از صحبت های شما میشود اینطور نتیجه گرفت که الله در قرآنش حکمی مختص بیخدایان نداده و حرف اون کسانی که این شبهه را در من ایجاد کردند که قرآن کار محمد است صحیح است چرا که اگر خدا کتابی جامع داده باشد بایستی در این زمینه هم صحبت میکرد.

طبق گفته های یکی از استادانم ، قرآن کتاب جامع نیست. قرآن یک کتاب کامل هست. بین جامع و کامل فرق هست. یعنی اینکه اگر بخواین در یک کتاب جامع دنبال همه چیز به طور ریز نکته ها باشین ، قرآن اینطوری نیست.

و حالا میپردازم به کفر و بیخدایی . ببینید یک چیزی هست شما دیدت رو به طرز ناجوری کوچیک کردی توی این قضیه و در یک مسئله ای که روشن و واضح هست ، گیر کردی. بذار از روی یک مثال توضیح بدم :

شما فرض کن یک سنگی بر روی یک جایی گذاشته شده. یک نفر طی یک ساعتی میاد و میگه ، این سنگ ، تنها سنگ با ارزش و قیمتی در این منطقه هست که جنسش از فلان چیز هست. افرادی این وسط ، میرن و به دنبال سنگ های دیگه میگردن و میان و میگیرن دستشون و میگن ، نه اون فرد دروغگو هست ، و این سنگ هایی که ما در دست داریم با ارزش تر از دیگریه . (همه این ادعا رو نسبت به هم میکنن)

این وسط افراد به چند دسته تقسیم میشن. من سه تاش که مورد بحثمونه و مهمه رو میگم:

1- یک سری افراد که به نفر اول گرایش پیدا میکنن و به سمت سنگ با ارزش میرن.
2- افرادی به سمت دیگر کسانیکه سنگ های دیگه آوردن گرایش پیدا میکنن.
3- کسانی هم کلا میگن هیچ کدومشون اصلا با ارزش نیستن.

تشابه دو سری اول در این هست که در اول ، سنگ با ارزش رو تکذیب کردن و بعد به سمت چیز دیگه ای رفتن . به سمت یک مفهوم جدید . یک معنای جدید. خداوند هم یک چیز روحانی و معنوی هست و با این حالات قابل درکه.

در بحث سینما هم هست که میگه حتی اگر در یک فیلمی مفهومی نباشه ، همین نبودن مفهوم ، خودش یک معنی و مفهوم هست. پس تکذیب کنندگان سنگ با ارزش ، به سمت معنی دیگری رفتن (دیگر سنگ ها) - (هیچ کدام از سنگ ها) و ... ، پس در هرصورت تفکر و گرایش به معنای اصلی منحرف شده و چیز دیگری جایگزین شده.

با این مثال میتونم نتیجه بگیرم که هدف اصلی ، بخش اول قضیه (تکذیب) هست و رویه ای که بعد از اون در پیش گرفته میشه هر چی هم باشه ، غیر از سنگ با ارزشه و این انحرافه .

دوست دارم نظر شمارو بدونم .
*************

فقط یک چیز رو لحاظ کنین لطفا ، شما که میبینین اینجا بالاخره انجمن مذهبیه ، بعضی ها خیلی حساسن و کلا مسائل عقیدتی حساسیت زیادی به بار میاره ، برای اینکه بخواین با مردم وارد بحث بشین بالاخره برای اینکه بحث شکل بگیره ، کلام و صحبت ها باید شبیه به هم بشن تا بحث به دعوا کشیده نشه اینطوری دو طرف حرف هم دیگه رو میفهمن و بحث به آرومی به جلو میره تا به یه نتیجه ای برسه.

و در خطاب با افراد دیگر ، شما هم مدارا کنین و همکلام باشین تا بحث شکل بگیره . با جنگ و تندخویی بحث کردن بی فایده هست. هیچ وقت هم از شروع کنندگان نباشین . همیشه حالت تندی باید تدافعی باشه و تهاجمی بودنش درست نیست.

Kamran;601527 نوشت:
طبق گفته های یکی از استادانم ، قرآن کتاب جامع نیست. قرآن یک کتاب کامل هست. بین جامع و کامل فرق هست. یعنی اینکه اگر بخواین در یک کتاب جامع دنبال همه چیز به طور ریز نکته ها باشین ، قرآن اینطوری نیست.

و حالا میپردازم به کفر و بیخدایی . ببینید یک چیزی هست شما دیدت رو به طرز ناجوری کوچیک کردی توی این قضیه و در یک مسئله ای که روشن و واضح هست ، گیر کردی. بذار از روی یک مثال توضیح بدم :

شما فرض کن یک سنگی بر روی یک جایی گذاشته شده. یک نفر طی یک ساعتی میاد و میگه ، این سنگ ، تنها سنگ با ارزش و قیمتی در این منطقه هست که جنسش از فلان چیز هست. افرادی این وسط ، میرن و به دنبال سنگ های دیگه میگردن و میان و میگیرن دستشون و میگن ، نه اون فرد دروغگو هست ، و این سنگ هایی که ما در دست داریم با ارزش تر از دیگریه . (همه این ادعا رو نسبت به هم میکنن)

این وسط افراد به چند دسته تقسیم میشن. من سه تاش که مورد بحثمونه و مهمه رو میگم:

1- یک سری افراد که به نفر اول گرایش پیدا میکنن و به سمت سنگ با ارزش میرن.
2- افرادی به سمت دیگر کسانیکه سنگ های دیگه آوردن گرایش پیدا میکنن.
3- کسانی هم کلا میگن هیچ کدومشون اصلا با ارزش نیستن.

تشابه دو سری اول در این هست که در اول ، سنگ با ارزش رو تکذیب کردن و بعد به سمت چیز دیگه ای رفتن . به سمت یک مفهوم جدید . یک معنای جدید. خداوند هم یک چیز روحانی و معنوی هست و با این حالات قابل درکه.

در بحث سینما هم هست که میگه حتی اگر در یک فیلمی مفهومی نباشه ، همین نبودن مفهوم ، خودش یک معنی و مفهوم هست. پس تکذیب کنندگان سنگ با ارزش ، به سمت معنی دیگری رفتن (دیگر سنگ ها) - (هیچ کدام از سنگ ها) و ... ، پس در هرصورت تفکر و گرایش به معنای اصلی منحرف شده و چیز دیگری جایگزین شده.

با این مثال میتونم نتیجه بگیرم که هدف اصلی ، بخش اول قضیه (تکذیب) هست و رویه ای که بعد از اون در پیش گرفته میشه هر چی هم باشه ، غیر از سنگ با ارزشه و این انحرافه .

دوست دارم نظر شمارو بدونم .

با سلام

مثالتان بحث را واضح نمیکند هیچ، پیچیده ترش هم کرده! لطفا واضح تر سخن بگویید.

[="Navy"][="3"]علاوه بر آیاتی که آوریدم و تنها اشکالی که داشتید این بود که از قرآن دلیل بیاورید! این هم آیات دیگر که شامل منکرین خدا و معاد می شود

قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُم‌ بِالاخْسَرِينَ أَعْمَـٰلاً * الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي‌ الْحَيَو'ةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا .
أُولَـٰئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِـَايَـٰتِ رَبِّهِمْ وَ لِقَآئِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَـٰلُهُمْ فَلَا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيَـٰمَةِ وَزْنًا .
ذَ'لِكَ جَزَآؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَ اتَّخَذُوٓا ءَايَـٰتِي‌ وَ رُسُلِي‌ هُزُوًا .
ذَٰلِكَ جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِمَا كَفَرُوا وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَرُسُلِي هُزُوًا
سوره کهف آیات 103 به بعد

بگو: «آیا به شما خبر دهیم که زیانکارترین (مردم) در کارها، چه کسانی هستند؟
آنها که تلاشهایشان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده؛ با این حال، می‌پندارند کار نیک انجام می‌دهند!»
آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان و لقای او کافر شدند؛ به همین جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت، میزانی برای آنها برپا نخواهیم کرد!
(آری،) این گونه است! کیفرشان دوزخ است، بخاطر آنکه کافر شدند، و آیات من و پیامبرانم را به سخریه گرفتند![/][/]

ملاصدرا;601551 نوشت:
آنها کسانی هستند که به آیات پروردگارشان و لقای او کافر شدند

کافر شدن به آیات پروردگاری که الله باشد یعنی نامسلمانی و اگر الله نباشد که میشود بی دینی و لقای او یعنی معاد و بی اعتقادی به معاد هم میتواند در غالب بی دینی باشد هم بی خدایی! قرآن واضح سخن نگفته مثل خیلی جاهای دیگر.

m@hdi;601315 نوشت:
با سلام

نظر من راجع به الله و محمد و قرآن کامل نیست و هنوز در حالت شک به سر میبرم.


اللیل والنهار;601368 نوشت:

باسلام
کاری به کامل بودن با نبودنش ندارم
بدون مطرح کردن شبه خودتون پاسخ رو بدهید.
تعریف شما از
الله
محمد
قرآن

چرا این سوال رو میپرسم
یه مثال میزنم
پسر خاله یه کار اشتباهی کرده بود خالم بهش گفته برو از بابات معذرت خواهی کن بگو بابا معذرت میخوام
اونم رفت گریه کرده گفته من معذرت میخوام
دیدن این ول کن نیست گریه میکنه میگه من معذرت میخوام.
یعنی چی !
اینکه این بچه تعریفی از معذرت تو ذهنش نبوده فکر کرده معذرت خوراکی چیزی هست و مامانم گفته برو از بابات بگیر
پس اول باید توضیحی از کار اشتباه و معذرت خواهی در سطح فهم این بچه بهش داد
بعد خودش به این میرسه که معذرت خواهی کنه


باسلام پاسخ پیام رو ندادید

m@hdi;601549 نوشت:
با سلام

مثالتان بحث را واضح نمیکند هیچ، پیچیده ترش هم کرده! لطفا واضح تر سخن بگویید.

خب بگذارید از این طریق نشون بدم

شما فرض کنید ، فردی به نام فانوس میاد و میگه این تنها سنگ قیمتی این منطقه هست.

دو نفر دیگه پیدا میشن به نام های میز و پنجره که با مکر و یا دروغ یا هر حیله ی دیگه مقابلش می ایستن و میگن ، نه این دروغ میگه ، میز و پنجره میگن این سنگ های که ما پیدا کردیم قیمتی هستن .

مردم هم اونجا هستن ، یک سری باور میکنن که فانوس درست میگه . یک سری باور میکنن که میز و پنجره درست میگه . یک سری هم میگن که نه همشون چرت میگن و میگه همه در اشتباهن و اصلا این منطقه سنگ با ارزشی نداره.

خب ، اگر ما بخوایم مبنی رو بر این قرار بدیم که فانوس این جا ، کسی هست که داره واقعا راست میگه . هر فردی که به سمت تفکر دیگه ای رفته ، منحرف شده. یعنی در اول مسیر انحراف ، اول راستین بودن فانوس و سنگش رو تکذیب کرده و بعد یا به سمت میز و پنجره رفته یا به سمت یک مفهوم دیگه مثل باور نداشتن به هیچ کدومشون.

پس نتیجه میگیرم که (از اونجا که قرآن یک کتاب کامل هست ، یعنی در بحث خودش که راهنمائه کامله اما یک کتاب جامع در زمینه ها نیست) کلمه ی کافر به کسانی که تکذیب میکنن نسبت داده میشه. و این کفر هم خب درجاتی داره یعنی صرف اینکه بگیم کلمه ی کفر کافی نیست. چون شروع زمینه ی فکری دیگر ، تکذیبه و این عمل بین همگان (بت پرستان ، بی خدایان ، ضدخداها و...) مشترکه . یحتمل مرتبه اش فرق بکنه که اون مربوط هست به رویه ای که پیش میگیره.

اما در هر صورت تکذیب کرده و مسیری غیر از مسیر اصلی رو پیش گرفته.

از روی مثالم بگم که در هر صورت ، فانوس رو تکذیب کرده و تفکر و معانی ای غیر از اون رو دنبال میکنه . (این اصل اشتراک بین همه ی اون مواردی هست که گفتم و مهم هم همین اصله)

امیدوارم که واضح شده باشه.

ـ «إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا یُنادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِنْ مَقْتِكُمْ أَنْفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِیمانِ فَتَكْفُرُونَ (غافر، 10)
كسانى را كه كافر شدند روز قیامت صدا مى‏زنند كه عداوت و خشم خداوند نسبت به شما از عداوت و خشم خودتان نسبت به خودتان بیشتر است، چرا كه بسوى ایمان دعوت مى‏شدید، ولى انكار مى‏كردید!

ـ «إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ ثُمَّ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ» (محمد، 34)
كسانى كه كافر شدند و (مردم را) از راه خدا بازداشتند سپس در حال كفر از دنیا رفتند، خدا هرگز آنها را نخواهد بخشید.

کافری که حجت بر او تمام بوده ولی از روی عناد و لجاجت ایمان نیاورده مشمول عذاب الهی می شود.

ـ «إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعینَ» (بقره ، 161)
كسانى كه كافر شدند، و در حالِ كفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود.

ـ «إِنَّ الَّذینَ كَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْ‏ءُ الْأَرْضِ ذَهَباً وَ لَوِ افْتَدى‏ بِهِ أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرینَ» (آل عمران ، 91)
كسانى كه كافر شدند و در حال كفر از دنیا رفتند، اگر چه روى زمین پر از طلا باشد، و آن را بعنوان فدیه (و كفّاره اعمال بد خویش) بپردازند، هرگز از هیچ یك آنها قبول نخواهد شد و براى آنان، مجازاتِ دردناك است و یاورانى ندارند.

ـ «هُوَ الَّذی جَعَلَكُمْ خَلائِفَ فِی الْأَرْضِ فَمَنْ كَفَرَ فَعَلَیْهِ كُفْرُهُ وَ لا یَزیدُ الْكافِرینَ كُفْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ إِلاَّ مَقْتاً وَ لا یَزیدُ الْكافِرینَ كُفْرُهُمْ إِلاَّ خَساراً» (فاطر ، 39)
اوست كه شما را جانشینانى در زمین قرار داد هر كس كافر شود، كفر او به زیان خودش خواهد بود، و كافران را كفرشان جز خشم و غضب در نزد پروردگار چیزى نمى‏افزاید، و (نیز) كفرشان جز زیان و خسران چیزى بر آنها اضافه نمى‏كند!

چنین نیست که خداوند در مورد کسانی که أحیانا دسترسی به پیامبران نداشته اند، هیچ حجت تامی نداشته باشد.

ـ « أَ وَ لَمْ یَرَ الَّذینَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ أَ فَلا یُؤْمِنُونَ» (انبیاء ، 30)
آیا كافران ندیدند كه آسمانها و زمین به هم پیوسته بودند، و ما آنها را از یكدیگر باز كردیم و هر چیز زنده‏اى را از آب قرار دادیم؟! آیا ایمان نمى‏آورند؟!
مستضعف: (كم عقل، نادان، كسیكه در رأى و تصمیم گیرى ناتوان باشد)

مستضعفانی که به کافران اعتماد نموده و از آنها پیروی کرده اند:

ـ «وَ إِذْ یَتَحاجُّونَ فِی النَّارِ فَیَقُولُ الضُّعَفاءُ لِلَّذینَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعاً فَهَلْ أَنْتُمْ مُغْنُونَ عَنَّا نَصیباً مِنَ النَّارِ» (غافر،47)
به خاطر بیاور هنگامى را كه در آتش دوزخ با هم محاجّه مى‏كنند ضعیفان به

مستكبران مى‏گویند: «ما پیرو شما بودیم، آیا شما (امروز) سهمى از آتش را بجاى ما پذیرا مى‏شوید؟!»

ـ «وَ قالَ الَّذینَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهذَا الْقُرْآنِ وَ لا بِالَّذی بَیْنَ یَدَیْهِ وَ لَوْ تَرى‏ إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ یَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلى‏ بَعْضٍ الْقَوْلَ یَقُولُ الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذینَ اسْتَكْبَرُوا لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنینَ» (سبأ، 31)
كافران گفتند: «ما هرگز به این قرآن و كتابهاى دیگرى كه پیش از آن بوده ایمان نخواهیم آورد!» اگر ببینى هنگامى كه این ستمگران در پیشگاه پروردگارشان (براى حساب و جزا) نگه داشته شده‏اند در حالى كه هر كدام گناه خود را به گردن دیگرى مى‏اندازد (از وضع آنها تعجّب مى‏كنى)! مستضعفان به مستكبران مى‏گویند: «اگر شما نبودید ما مؤمن بودیم!»

ـ «قالَ الَّذینَ اسْتَكْبَرُوا لِلَّذینَ اسْتُضْعِفُوا أَ نَحْنُ صَدَدْناكُمْ عَنِ الْهُدى‏ بَعْدَ إِذْ جاءَكُمْ بَلْ كُنْتُمْ مُجْرِمینَ» (سبأ، 32)
(امّا) مستكبران به مستضعفان پاسخ مى‏دهند: «آیا ما شما را از هدایت بازداشتیم بعد از آنكه به سراغ شما آمد (و آن را بخوبى دریافتید)؟! بلكه شما خود مجرم بودید!»
ـ «وَ قالَ الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذینَ اسْتَكْبَرُوا بَلْ مَكْرُ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ إِذْ تَأْمُرُونَنا أَنْ نَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ نَجْعَلَ لَهُ أَنْداداً وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ جَعَلْنَا الْأَغْلالَ فی‏ أَعْناقِ الَّذینَ كَفَرُوا هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كانُوا یَعْمَلُونَ» (سبأ، 33)
و مستضعفان به مستكبران مى‏گویند: «وسوسه‏هاى فریبكارانه شما در شب و روز (مایه گمراهى ما شد)، هنگامى كه به ما دستور مى‏دادید كه به خداوند كافر شویم و همتایانى براى او قرار دهیم!» و آنان هنگامى كه عذاب (الهى) را مى‏بینند پشیمانى خود را پنهان مى‏كنند (تا بیشتر رسوا نشوند)! و ما غل و زنجیرها در گردن كافران مى نهیم آیا جز آنچه عمل مى‏كردند به آنها جزا داده مى‏شود؟!
مستضعف: (كم عقل، نادان، كسیكه در رأى و تصمیم گیرى ناتوان باشد)

مستضعفانی که هیچ چاره ای نداشته و مجبور بودند در میان کفار بمانند:

ـ «إِلاَّ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یَسْتَطیعُونَ حیلَةً وَ لا یَهْتَدُونَ سَبیلاً» (نساء، 98)
مگر آن دسته از مردان و زنان و كودكانى كه براستى تحت فشار قرار گرفته‏اند (و حقیقتاً مستضعفند) نه چاره‏اى دارند، و نه راهى (براى نجات از آن محیط آلوده) مى‏یابند.

اللیل والنهار;601556 نوشت:
کاری به کامل بودن با نبودنش ندارم
بدون مطرح کردن شبه خودتون پاسخ رو بدهید.
تعریف شما از
الله
محمد
قرآن

مثالتان که واضح نبود اما تعریف من این است:

الله=خدای اسلام
محمد=پیامبر اسلام
قرآن=کتاب اصلی مسلمین

«فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِینَ فَلَمْ یَكُ یَنْفَعُهُمْ إِیمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا» (غافر، 84و85)

هنگامى كه عذاب (شدید) ما را دیدند گفتند: هم اكنون به خداوند یگانه ایمان آوردیم و به معبودهایى كه همتاى او مى‏شمردیم كافر شدیم‏. امّا هنگامى كه عذاب ما را مشاهده كردند، ایمانشان براى آنها سودى نداشت! این سنّت خداوند است كه همواره در میان بندگانش اجرا شده، و آنجا كافران زیانكار شدند.

* «یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّكَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً»(انعام، 158)

آیا جز این انتظار دارند كه فرشتگان (مرگ) به سراغشان آیند، یا خداوند (خودش) به سوى آنها بیاید، یا بعضى از آیات پروردگارت (و نشانه‏هاى رستاخیز)؟! اما آن روز كه بعضى از آیات پروردگارت تحقّق پذیرد، ایمان‏آوردن افرادى كه قبلًا ایمان نیاورده‏اند، یا در ایمانشان عمل نیكى انجام نداده‏اند، سودى به حالشان نخواهد داشت! بگو: « (اكنون كه شما چنین انتظارات نادرستى دارید،) انتظار بكشید ما هم انتظار (كیفر شما را) مى‏كشیم!

Kamran;601558 نوشت:
خب بگذارید از این طریق نشون بدم

شما فرض کنید ، فردی به نام فانوس میاد و میگه این تنها سنگ قیمتی این منطقه هست.

دو نفر دیگه پیدا میشن به نام های میز و پنجره که با مکر و یا دروغ یا هر حیله ی دیگه مقابلش می ایستن و میگن ، نه این دروغ میگه ، میز و پنجره میگن این سنگ های که ما پیدا کردیم قیمتی هستن .

مردم هم اونجا هستن ، یک سری باور میکنن که فانوس درست میگه . یک سری باور میکنن که میز و پنجره درست میگه . یک سری هم میگن که نه همشون چرت میگن و میگه همه در اشتباهن و اصلا این منطقه سنگ با ارزشی نداره.

خب ، اگر ما بخوایم مبنی رو بر این قرار بدیم که فانوس این جا ، کسی هست که داره واقعا راست میگه . هر فردی که به سمت تفکر دیگه ای رفته ، منحرف شده. یعنی در اول مسیر انحراف ، اول راستین بودن فانوس و سنگش رو تکذیب کرده و بعد یا به سمت میز و پنجره رفته یا به سمت یک مفهوم دیگه مثل باور نداشتن به هیچ کدومشون.

پس نتیجه میگیرم که (از اونجا که قرآن یک کتاب کامل هست ، یعنی در بحث خودش که راهنمائه کامله اما یک کتاب جامع در زمینه ها نیست) کلمه ی کافر به کسانی که تکذیب میکنن نسبت داده میشه. و این کفر هم خب درجاتی داره یعنی صرف اینکه بگیم کلمه ی کفر کافی نیست. چون شروع زمینه ی فکری دیگر ، تکذیبه و این عمل بین همگان (بت پرستان ، بی خدایان ، ضدخداها و...) مشترکه . یحتمل مرتبه اش فرق بکنه که اون مربوط هست به رویه ای که پیش میگیره.

اما در هر صورت تکذیب کرده و مسیری غیر از مسیر اصلی رو پیش گرفته.

از روی مثالم بگم که در هر صورت ، فانوس رو تکذیب کرده و تفکر و معانی ای غیر از اون رو دنبال میکنه . (این اصل اشتراک بین همه ی اون مواردی هست که گفتم و مهم هم همین اصله)

امیدوارم که واضح شده باشه.

فرقی نمیکنه! نیاز به مثال زدن نبود! شما همان حرف های جناب "مسلمان ایرانی" و "ملاصدرا" را میزنید و مشکل را از ریشه حل میکنید و میگید ناباوران به این آیین (یعنی اسلام) همگی جهنمی هستند و اگر هم فرقی بین آنها باشد به ما مربوط نیست ما همشان را به جهنم میاندازیم! اینطور که به من اسلام را از بچگی یاد داده اند چه معلم دینیها چه آخوندها یادم نمیاد هیچکدومشون گفته باشند که نامسلمانان همگی جهنمی هستند و در آن جاودانند و همیشه یک فرقی بین یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان با بقیه گذاشته اند اما شما میگویید فرقی نیست و من هم از کارشناس خواستم که جواب بدهند اما خودشان را به خواب زده اند و جواب نمیدهند یا میگویند در راستای تاپیک نیست در حالی که هست و در صورتی که من بفهمم که نامسلمانان بدون تفاوت همگی جهنمی هستند جوابم را گرفته ام هرچند که این خود اسلام را غیر منطقی تر میکند اما به منزله پایان بحث برای من است.

m@hdi;601563 نوشت:
مثالتان که واضح نبود اما تعریف من این است:

الله=خدای اسلام
محمد=پیامبر اسلام
قرآن=کتاب اصلی مسلمین


خب شما چی مسلمانی ?

اللیل والنهار;601568 نوشت:
خب شما چی مسلمانی ?

دادگاه تفتیش عقاید راه انداختید؟! مسلمان بودن یا نبودن من چه فرقی به حال شما دارد؟! من همانطور که گفتم شکاکم.

m@hdi;601570 نوشت:
دادگاه تفتیش عقاید راه انداختید؟! مسلمان بودن یا نبودن من چه فرقی به حال شما دارد؟! من همانطور که گفتم شکاکم.

ازشما سوالی پرسیده میشود
قبل از پاسخ باید اطلاعی از خود سوال کننده داشت
آیا دادن پاسخ به یک مسیحی یا یک مسلمان یکی هست حال آنها به خدا و پیامبران اعتقاد دارند
تا چه برسد به کسی که
هیچ اعتقادی به خدا حضرت محمد(صلوات الله علیه و اله مسلم ) و قرآن ندارد.


m@hdi;601566 نوشت:
فرقی نمیکنه! نیاز به مثال زدن نبود! شما همان حرف های جناب "مسلمان ایرانی" و "ملاصدرا" را میزنید و مشکل را از ریشه حل میکنید و میگید ناباوران به این آیین (یعنی اسلام) همگی جهنمی هستند و اگر هم فرقی بین آنها باشد به ما مربوط نیست ما همشان را به جهنم میاندازیم! اینطور که به من اسلام را از بچگی یاد داده اند چه معلم دینیها چه آخوندها یادم نمیاد هیچکدومشون گفته باشند که نامسلمانان همگی جهنمی هستند و در آن جاودانند و همیشه یک فرقی بین یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان با بقیه گذاشته اند اما شما میگویید فرقی نیست و من هم از کارشناس خواستم که جواب بدهند اما خودشان را به خواب زده اند و جواب نمیدهند یا میگویند در راستای تاپیک نیست در صورتی که من بفهمم که نامسلمانان بدون تفاوت همگی جهنمی هستند جوابم را گرفته ام هرچند که این خود اسلام را غیر منطقی تر میکند اما به منزله پایان بحث برای من است.

آقای عزیز ، من کی این رو گفتم :Nishkhand:

من اشاره ای به جهنمی بودن یا نبودن نکردم. صرفا یاد اور این شدم که هر کسی که منبع اصلی رو تکذیب کنه و جایگزینی براش قائل بشه ، این جایگزین هر چی هم که باشه ، باز یک وجه مشترک بین همشون هست ، اون هم تکذیبه. و از این یه نظر ، در یک راستا قرار میگیرن و مسیری که پیش میگیرن مسیر انحرافی هست.

این سنگ هارو به نام اسلام ومسیحیت و ... تعبیر نکنین. این مثالی بسیار کلی تر و فراتر از نام ادیان بود. شما فرض کنین فانوس راه خداست (به هر شیوه ای) و دیگران انحراف.

وگرنه من شخصا در یکی از نماز هام از خدا خواستم که به دوستم که به خدا اعتقاد نداره و شده جلوی من فحش هم داده بهش ، کمک کنه و من خوشحالی رو در چهرش ببینم. یحتمل به صلاح بوده و چنین چیزی دیدم ؛ خوشحالی رو در چهره ی دوستم دیدم. پس این یعنی که حتی همون افرادی که به خدا دشنام میدن هم مورد رحمت قرار میگیرن و اگر ذره ای ، گوشه ای از دلشون پذیرای راه خدای واحد باشه ، خدا بهشون راهنمایی میده.

وگرنه من هرگز نمیتونم تعیین تکلیف بکنم که جهنمی هستن یا نه. در حدی نیستم که بخوام اینو بگم، مشخص کردن این مسئله کاریه که خدا میتونه انجام بده نه منی که هنوز هیچ اشرافی بر زندگی خودم ندارم و در زمان و سرعت محدود گنجانیده شدم و در محدودیت قرار دارم !

ببینید اینکه میگین مشکل از ریشه . نگاه شما نسبت به قران به عنوان یک کتاب جامع هست در صورتی که قرآن یک کتاب کامل هستش در زمینه ی خودش. من صرفا میگم نا باوران به خدا ، دین رو کار ندارم . خدارو میگم ، دچار انحراف شدن (نه اینکه جهنمی هستن) و اگر دلشون پذیرای عظمت خدا باشه ، حتما خدا سر موقع به وقتشون میاد و به سمت خودش میبرتشون.

Kamran;601578 نوشت:
آقای عزیز ، من کی این رو گفتم

من اشاره ای به جهنمی بودن یا نبودن نکردم. صرفا یاد اور این شدم که هر کسی که منبع اصلی رو تکذیب کنه و جایگزینی براش قائل بشه ، این جایگزین هر چی هم که باشه ، باز یک وجه مشترک بین همشون هست ، اون هم تکذیبه. و از این یه نظر ، در یک راستا قرار میگیرن و مسیری که پیش میگیرن مسیر انحرافی هست.

این سنگ هارو به نام اسلام ومسیحیت و ... تعبیر نکنین. این مثالی بسیار کلی تر و فراتر از نام ادیان بود. شما فرض کنین فانوس راه خداست (به هر شیوه ای) و دیگران انحراف.

وگرنه من شخصا در یکی از نماز هام از خدا خواستم که به دوستم که به خدا اعتقاد نداره و شده جلوی من فحش هم داده بهش ، کمک کنه و من خوشحالی رو در چهرش ببینم. یحتمل به صلاح بوده و چنین چیزی دیدم ؛ خوشحالی رو در چهره ی دوستم دیدم. پس این یعنی که حتی همون افرادی که به خدا دشنام میدن هم مورد رحمت قرار میگیرن و اگر ذره ای ، گوشه ای از دلشون پذیرای راه خدای واحد باشه ، خدا بهشون راهنمایی میده.

وگرنه من هرگز نمیتونم تعیین تکلیف بکنم که جهنمی هستن یا نه. در حدی نیستم که بخوام اینو بگم، مشخص کردن این مسئله کاریه که خدا میتونه انجام بده نه منی که هنوز هیچ اشرافی بر زندگی خودم ندارم و در زمان و سرعت محدود گنجانیده شدم و در محدودیت قرار دارم !

ببینید اینکه میگین مشکل از ریشه . نگاه شما نسبت به قران به عنوان یک کتاب جامع هست در صورتی که قرآن یک کتاب کامل هستش در زمینه ی خودش. من صرفا میگم نا باوران به خدا ، دین رو کار ندارم . خدارو میگم ، دچار انحراف شدن (نه اینکه جهنمی هستن) و اگر دلشون پذیرای عظمت خدا باشه ، حتما خدا سر موقع به وقتشون میاد و به سمت خودش میبرتشون.

پس اگر فرقی بین این تکذیب کنندگان هست باید خدا این فرق رو بیان کنه اگر بخواد قرآن کتابی کامل باشه.

من جهت تنویر افکار عمومی منظورم رو بطور کامل میرسونم. منظور من از اینکه میگویم خدا حکمی راجع به بی خدایان نداده پس قرآن کتاب کاملی نیست این هست که خدا اگر قرآنش قراره تا ابد راهنمای بشریت باشه باید مثلا بدین شکل منظورش رو بدون ابهام بیان میکرد:

مثلا:

کسانی که مشرک هستند فلان
کسانی که به خدا ایمان نیاورده اند فلان
کسانی که به اسلام ایمان نیاوردند و اهل کتاب بودند فلان
کسانی که به اسلام ایمان نیاوردند و اهل کتاب نبودند فلان

حال برخی میگویند خدا مشکل رو از ریشه حل کرده و گفته که اگر مسلمان نیستید به کنار از اینکه چه عقیده ای دارید همگی میروید جهنم اگر کارشناس بیاد و این حرف رو تایید کنه من دیگه بحثی ندارم.

m@hdi;601580 نوشت:
پس اگر فرقی بین این تکذیب کنندگان هست باید خدا این فرق رو بیان کنه اگر بخواد قرآن کتابی کامل باشه.

اگر منظور شما از بیان این فرق ، در حالت معنوی قضیه باشه ، من حق میدم که جزئیات بیان نشه چون از نظر جنس موجودی ، قطعا پس از مرگ، با الان خودمون فرق خواهیم داشت و درک ها و احساس ها یحتمل متفاوت خواهند بود بنابراین بیان جزئیات در اینجا تقریبا یک کار بیهوده ای میشه چون ممکنه احساساتی بیان بشه که انسان نتونه درکش کنه و این بیشتر یک جنبه ی گمراه کننده یا گیج کننده به قرآن میبخشه .

اما اگر منظور شما از حالت مادی قضیه و دنیوی باشه که فرقش واضحه ، عقل ، احساس ، مثلا من با این دوستمون که مثالش رو زدم ، هیچ حس جهنمی نسبت بهش ندارم . با اینکه در مسائلی دلم به حال اشتباهاتش میسوزه اما اینکه حس کنم و با عقلم نتیجه بگیرم که این فرد از دوزخیان هست ، نمیتونم به این نتیجه برسم.

فرض مثال دو شب پیش اتفاقی خاص برای من افتاد که شاید بتونم بگم ذره ای از غم خدا یا عظمتش (دقیق نمیتونم بگم) رو حس کردم و نتونستم تحمل کنم و از شدت سنگینی منو به زانو و سجده در آورد. این عظمت رو حس کردم . بنابر همین فکر میکنم که صرف اینکه بر اساس یک کلام و بدون شناخت از طرف مقابل ، حکم قطعی صادر بشه از طرف یک انسان ، میتونه در اون حکم اشتباهات زیادی وارد باشه (اگر از دید خدایی به قضیه نگاه کنیم.)

یکی از دلایل محکم اینه که خداوند میگه کسانیکه گناه میکنن ، خطا میکنن . این گناه و خطا مربوط به این نیست که چه دینی دارن . مربوط به اینه که رفتارشون چطوریه. ممکنه یک فرد مسلمان زاده باشه و ده بار سفر مکه رفته باشه و یک یتیم خانه رو هم پول بده ، اما در یک جایی یا جای هایی خطا هایی سنگینی مرتکب بشه و ممکنه همون خطا هارو هم یک فرد که مسلمان نیست مرتکب بشه.

و ملاک خداوند ایمان ، کار نیک و کار بد هست. ملاک اسم و نام دین و عقیده نیست. برای همینه که به طور کلی یک اسم میذاره : مومن - کافر .

m@hdi;601582 نوشت:
من جهت تنویر افکار عمومی منظورم رو بطور کامل میرسونم. منظور من از اینکه میگویم خدا حکمی راجع به بی خدایان نداده پس قرآن کتاب کاملی نیست این هست که خدا اگر قرآنش قراره تا ابد راهنمای بشریت باشه باید مثلا بدین شکل منظورش رو بدون ابهام بیان میکرد:

مثلا:

کسانی که مشرک هستند فلان
کسانی که به خدا ایمان نیاورده اند فلان
کسانی که به اسلام ایمان نیاوردند و اهل کتاب بودند فلان
کسانی که به اسلام ایمان نیاوردند و اهل کتاب نبودند فلان

حال برخی میگویند خدا مشکل رو از ریشه حل کرده و گفته که اگر مسلمان نیستید به کنار از اینکه چه عقیده ای دارید همگی میروید جهنم اگر کارشناس بیاد و این حرف رو تایید کنه من دیگه بحثی ندارم.

یعنی دقیقا خود کلمه بی خدایان.
عجب

موضوع قفل شده است