جمع بندی حکمت و عدالت خداوند در توزیع جغرافیایی و فیزیکی پیامبران و امامان

تب‌های اولیه

49 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
حکمت و عدالت خداوند در توزیع جغرافیایی و فیزیکی پیامبران و امامان

با سلام و احترام
طاعات و عبادت مورد قبول حق
از اول خلقت ادم 124000 پیامبر داشتیم و بعد از ان معصومین علیهم السلام
با توجه به حکمت و دانا و عادل بودن خداوند چطور میشود یکسری پیامبر که محدود به زمان و مکان هستند و نقاط خاصی از لحاظ جغرافیایی را پوشش میدهند فرستاده میشوند و مبلغ دین میشوند؟منظورم این هست که همه انسانها باید در همه زمانها از دین با خبر بشوند و از نزدیک پیامبران را ببیند دیگر....چطور و چرا؟!
یکم شاید بد منظور را رسونده باشم منظورم این هست ااذر و مقداد و سلمان و میثم اگر از نزدیک پیامبر ص و امیرالمومنین علیه السلام را لمس نمیکردند ایا بهه آن مقامات میرسیدند؟و همینطور کسانی که لمس نکردند آیا این امکان نداشت اباذر یا مقداد یا .....شوند؟

البته فقط سوال توی ذهنم هست و منظور خاصی ندارم و شیعه هستم
با تشکر

پاسخ کارشناس

با نام و یاد دوست




کارشناس بحث: استاد محراب

meisam_em;701050 نوشت:
البته فقط سوال توی ذهنم هست و منظور خاصی ندارم و شیعه هستم

با سلام
عرض ادب و احترام
خداوند به انسان قوه عاقله عطا فرموده است و انسان باید از این قوه استفاده نمایید
راه استفاده ازاین قوه عاقله سوال و جواب است
هر زمانی و هر مکانی هر سوالی به ذهنتان رسید ز اهل علم بدون هیچ واهمه ای بپرسید که راه نجات انسان در علم و دانایی اوست

meisam_em;701050 نوشت:
از اول خلقت ادم 124000 پیامبر داشتیم و بعد از ان معصومین علیهم السلام
با توجه به حکمت و دانا و عادل بودن خداوند چطور میشود یکسری پیامبر که محدود به زمان و مکان هستند و نقاط خاصی از لحاظ جغرافیایی را پوشش میدهند فرستاده میشوند و مبلغ دین میشوند؟منظورم این هست که همه انسانها باید در همه زمانها از دین با خبر بشوند

بزرگوار سوال شما عزیز دو جنبه دارد
یکی این که ای برای همه اقوام پیامبر ارسال شده است؟؟
دوم این که چراهمه انسانها به پیامبران دسترسی ندارند؟؟
که در ادامه به بررسی ان می پردازیم

یکی از اصول قطعی قرآن، بعثت انبیا در میان امت ها برای ایفای نقش هدایت و رهبری جامعه است. خداوند انسان را خلق و او را از نعمت های بی شماری از جمله نعمت عقل و اندیشه و خرد بهره مند ساخته است. و در ازای نعمت های فراوانی که به او عطا نموده تکالیفی نیز از او خواسته است، گر چه این تکالیف نیز به نوبه خود از بزر گ ترین نعمت های الاهی اند.
لازمه تکلیف این است که از طرف خداوند پیامبرانی برای ابلاغ وظایف و دستورات به سوی انسان فرستاده شده باشند و الا تکلیف معنا ندارد.

قرآن کریم در آیات مختلف می فرماید هر جا که مردمی زندگی می کرده اند، از سوی خداوند پیامبرانی برای هدایت آنها فرستاده شده است. البته در قرآن مجید فقط نام تعداد محدودی از آنها آمده است. چنانچه خود قرآن می فرماید: "و پیامبرانى که سرگذشت آنها را پیش از این، براى تو باز گفته‏ایم و پیامبرانى که سرگذشت آنها را بیان نکرده‏ایم ..." (1) این که هر قوم و امتی دارای دین بوده اند مورد تائید دین شناسان هم هست.

سنت خداوند بر این بوده است که در میان هر گروه و قومی شخصی را برای هدایت آنها برانگیزاند. چنان که در قرآن کریم می فرماید: "به تحقیق که میان هر امتی رسولی برانگیخته و مبعوث کردیم..." (2) این مضمون در آیات دیگری از قرآن کریم نیز رسیده است (3) پس مسلم است هر کجای جهان که اقوامی زندگی می کرده اند پیامبرانی هم برای هدایتشان مبعو ث شده اند اما در آیات قرآن و در روایات ائمه نام همه آنان ذکر نشده است. اجمالا در بعضی از روایات ما آمده است که خداوند 124000 برای هدایت مردم فرستاده است. (4)

قرآن مجید تنها از 25 تن از انبیای الاهی نام برده است. شاید به همین تعداد و یا کمتر در روایات آمده باشد. این تعداد اندک کجا و "124000که در روایات به عنوان عدد انبیا آمده است کجا؟ این قرآن است که در یک جا می فرماید: "ما داستان بعضی از پیامبران را نقل کردیم و داستان بعضی دیگر را نقل نکردیم" (5)

در جای دیگر بیان می دارد: "ما پیش از تو رسولانى فرستادیم سرگذشت گروهى از آنان را براى تو بازگفته، و گروهى را براى تو بازگو نکرده‏ایم..." (6) و همه اینها می تواند موید این گفته دین شناسان باشد که در بین همه اقوام، دینی وجود داشته است.

پی نوشت:
1- غافر، 78.
2-نحل، 36.

3-فاطر، 24؛ اسراء، 15؛ طه، 134.
4-بحارالأنوار، ج 11 ، ص 21.َ قال الطبرسی (ره) روی عن علی ع أنه قال بعث الله نبیا أسود لم یقص علینا قصته و اختلف الأخبار فی عدد الأنبیاء فروی فی بعضها أن عددهم مائة ألف و أربعة و عشرون ألفا و فی بعضها أن عددهم ثمانیة آلاف نبی أربعة آلاف من بنی إسرائیل و أربعة آلاف من غیرهم بِآیَةٍ أی بمعجزة و دلالة...
5-نساء،164 .
6-غافر ، 78. "وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ ...".

meisam_em;701050 نوشت:
منظورم این هست که همه انسانها باید در همه زمانها از دین با خبر بشوند

با سلام
عرض ادب و احترام
این مطلب گذشت که خداوند برای همه اقوام و ملل بشری در هر نکته از عالم پیامبر فرستاده است و عقل و نقل هم ان را تایید می کند

meisam_em;701050 نوشت:
و از نزدیک پیامبران را ببیند دیگر....چطور و چرا؟!

این که چرا همه نتوانسته اند از نزدکی پیامبران را ببینند

1-خب برای خیلی ها امکان چنین مساله ای نیست بعد مصافت و دوری راه و پیری و کودک وبیماری و ......مشکلات زندگانی مردم و ...همه و همه مانع از ملاقات تک تک انسانها با پیامبر است

2- پیامبر چنین فرصتی نداشتند چون پیامبران باید به تبلیغ مردم مشغول می بودند و مردم را هدایت می کردند و مسایل حکومتی و تشریح دین و بیان احکام و عقاید و ......وظیفه پیامبران است نه ملاقات با تک تک مردم.

3-تاریخ شاهد است و گواهی می هد که بسیاری از انسانهایی که پیامبران را دیده اند و از نزدیک ایشان را ملاقات کرده اند به حرف پیامبران کوش نداده اند و با ایشان به مخالفت پرداخته اند مثال حضرت نوح

4- پیامبران برای هدایت مردم شهر به شهر و کوچه به کوچه به دنبال مردم بودند برای هدایت ایشان این مردم بودند که از پیامبران فراری بودند

5-رسالت پیامبران ابلاغ وحی الهی به مردم است و ایشان این عمل را انجام می دهند دیدار پیامبران برای رسیدن به قوانین الهی است تا به سعادت برسند این مساله با ندیدن پیامبران هم میسر است.

6-انسان ها با انجام قوانین الهی و رعایت حکم دین به تعالی می رسند چه بسا انسانهایی که از بستکان پیامبر چون زن و فرزند وعمو .....پیامبران بودند ولی با تکذیب پیامبران قدم در گمراهی گذاستند

meisam_em;701050 نوشت:
یکم شاید بد منظور را رسونده باشم منظورم این هست ااذر و مقداد و سلمان و میثم اگر از نزدیک پیامبر ص و امیرالمومنین علیه السلام را لمس نمیکردند ایا بهه آن مقامات میرسیدند؟و همینطور کسانی که لمس نکردند آیا این امکان نداشت اباذر یا مقداد یا .....شوند؟


با سلام
عرض ادب و احترام

این که ملاقات با معصوم و عصاره خلقت و بهترین مخلوق الهی و عالی ترین انسان و خلیفه و جانشین الهی توفیقی است که شامل کمتر انسانی شده است
ولی باید این را نیز مد نظر داشت که صرف ملاقات با پیامبرن و امامان نمی تواند حجتی بر رسیدن به عالی ترین مقامات باشد
همچنان که به گواهی تاریخ بسیار بودند انسانهایی که هم عصر پیامبران بودند ولی با پیامبران به مخالفت پرداخته و در مقابل ایشان می ایستادند
بس صرف هم عصر بودن و هم زمان بودن با پیامبران نمی تواند دلیل بر طی مراتب عالی انسانی باشد

مهم عبد و بنده خدا بودن است و مهم اطاعت از اوامر الهی کردن و در مسیر خدا بودن است
از طرفی از نظر عقلی هم قابل تصور نیست که همه انسانها در عصر واحدی به دنیا ایند
نکته بعدی این که چه بس روایاتی داریم که پیامبر فرموده اند کسانی که فلان عمل را انجام دهند در بهشت در فلان رتبه و جایگاه خواهند بود

خداوند در قران چنین می فرماید
قرآن مى‏فرماید: " وَ مَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا »، کسى که خدا و پیامبر را اطاعت کند (در روز رستاخیز) همنشین کسانى ‏خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آنها تمام کرده(و آنها عبارتند) از: پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان و آن‏ها رفیقان خوبى هستند(1)

این آیه با صراحت بیان میکند که : کسانى که در عمل از خدا و پیامبرش اطاعت کنند و واجبات الهى را انجام دهند و از محرّمات دورى کنند، سعادتمند هستند.

و در قیامت و بهشت همنشین پیامبران الهى خواهند بود یعنی سعادت دنیا و آخرتشان تأمین خواهد شد.در شأن نزول این آیه آمده است: یکى از صحابه پیامبر(ص) به نام "ثوبان" که نسبت به حضرت محبت و علاقه شدیدى داشت، روزى با حال پریشان خدمت ایشان رسید، بر حضرت محمد(ص) از سبب ناراحتى او پرسید،

عرض کرد: زمانى که از شما دور مى‏شوم و شما را نمى‏بینم، ناراحت مى‏شوم. امروز در این فکر فرو رفته بودم که فرداى قیامت اگر اهل بهشت باشم، مسلّماً در مقام و جایگاه شما نخواهم بود، بنابراین شما را هرگز نخواهم دید، اما اگر اهل بهشت نباشم تکلیفم روشن است بنابر این در هر حال از درک حضور شما محروم خواهم شد. با این حال چرا افسرده نباشم. در این حال آیه بالا نازل شد و به این گونه اشخاص بشارت داد که افراد مطیع پروردگار، در بهشت همنشین پیامبران و بزرگان خدا خواهند بود. (2)

نتیجه این که هم عصر و هم زمان بود با پیامبر هرچند توفیق بزرگی است ولی شرط انسان بودن و به مراتب عالی رسیدن در اطاعت خدا بودن است و بس.
رستگارى حقیقى و همنشینى با پیامبر اسلام (ص) براى هر کسى میسر است و هر فرد حتى بى سواد و روستایى مى‏تواند به این مقام برسد، فقط یک شرط دارد و آن با تقوا شدن است.

پی نوشت:
1-نساء، آیه 69.
2-تفسیر نمونه، ج 3، ص 459.

جمع بندی

سوال
حکمت و عدالت خداوند در توزیع جغرافیایی و فیزیکی پیامبران و امامان

پاسخ

بزرگوار سوال شما عزیز دو جنبه دارد
یکی این که ایا خدا برای همه اقوام پیامبر ارسال کرده است؟؟
دوم این که چراهمه انسانها به پیامبران دسترسی ندارند؟؟
که در ادامه به بررسی ان می پردازیم

یکی از اصول قطعی قرآن، بعثت انبیا در میان امت ها برای ایفای نقش هدایت و رهبری جامعه است. خداوند انسان را خلق و او را از نعمت های بی شماری از جمله نعمت عقل و اندیشه و خرد بهره مند ساخته است. و در ازای نعمت های فراوانی که به او عطا نموده تکالیفی نیز از او خواسته است، گر چه این تکالیف نیز به نوبه خود از بزر گ ترین نعمت های الاهی اند.
لازمه تکلیف این است که از طرف خداوند پیامبرانی برای ابلاغ وظایف و دستورات به سوی انسان فرستاده شده باشند و الا تکلیف معنا ندارد.

قرآن کریم در آیات مختلف می فرماید هر جا که مردمی زندگی می کرده اند، از سوی خداوند پیامبرانی برای هدایت آنها فرستاده شده است. البته در قرآن مجید فقط نام تعداد محدودی از آنها آمده است. چنانچه خود قرآن می فرماید: "و پیامبرانى که سرگذشت آنها را پیش از این، براى تو باز گفته‏ایم و پیامبرانى که سرگذشت آنها را بیان نکرده‏ایم ..." (1) این که هر قوم و امتی دارای دین بوده اند مورد تائید دین شناسان هم هست.

سنت خداوند بر این بوده است که در میان هر گروه و قومی شخصی را برای هدایت آنها برانگیزاند. چنان که در قرآن کریم می فرماید: "به تحقیق که میان هر امتی رسولی برانگیخته و مبعوث کردیم..." (2) این مضمون در آیات دیگری از قرآن کریم نیز رسیده است (3) پس مسلم است هر کجای جهان که اقوامی زندگی می کرده اند پیامبرانی هم برای هدایتشان مبعو ث شده اند اما در آیات قرآن و در روایات ائمه نام همه آنان ذکر نشده است. اجمالا در بعضی از روایات ما آمده است که خداوند 124000 برای هدایت مردم فرستاده است. (4)

قرآن مجید تنها از 25 تن از انبیای الاهی نام برده است. شاید به همین تعداد و یا کمتر در روایات آمده باشد. این تعداد اندک کجا و "124000که در روایات به عنوان عدد انبیا آمده است کجا؟ این قرآن است که در یک جا می فرماید: "ما داستان بعضی از پیامبران را نقل کردیم و داستان بعضی دیگر را نقل نکردیم" (5)

در جای دیگر بیان می دارد: "ما پیش از تو رسولانى فرستادیم سرگذشت گروهى از آنان را براى تو بازگفته، و گروهى را براى تو بازگو نکرده‏ایم..." (6) و همه اینها می تواند موید این گفته دین شناسان باشد که در بین همه اقوام، دینی وجود داشته است.

این که چرا همه نتوانسته اند از نزدکی پیامبران را ببینند

1-خب برای خیلی ها امکان چنین مساله ای نیست بعد مصافت و دوری راه و پیری و کودک وبیماری و ......مشکلات زندگانی مردم و ...همه و همه مانع از ملاقات تک تک انسانها با پیامبر است

2- پیامبر چنین فرصتی نداشتند چون پیامبران باید به تبلیغ مردم مشغول می بودند و مردم را هدایت می کردند و مسایل حکومتی و تشریح دین و بیان احکام و عقاید و ......وظیفه پیامبران است نه ملاقات با تک تک مردم.

3-تاریخ شاهد است و گواهی می هد که بسیاری از انسانهایی که پیامبران را دیده اند و از نزدیک ایشان را ملاقات کرده اند به حرف پیامبران کوش نداده اند و با ایشان به مخالفت پرداخته اند مثال حضرت نوح

4- پیامبران برای هدایت مردم شهر به شهر و کوچه به کوچه به دنبال مردم بودند برای هدایت ایشان این مردم بودند که از پیامبران فراری بودند

5-رسالت پیامبران ابلاغ وحی الهی به مردم است و ایشان این عمل را انجام می دهند دیدار پیامبران برای رسیدن به قوانین الهی است تا به سعادت برسند این مساله با ندیدن پیامبران هم میسر است.

6-انسان ها با انجام قوانین الهی و رعایت حکم دین به تعالی می رسند چه بسا انسانهایی که از بستکان پیامبر چون زن و فرزند وعمو .....پیامبران بودند ولی با تکذیب پیامبران قدم در گمراهی گذاستند

این که ملاقات با معصوم و عصاره خلقت و بهترین مخلوق الهی و عالی ترین انسان و خلیفه و جانشین الهی توفیقی است که شامل کمتر انسانی شده است
ولی باید این را نیز مد نظر داشت که صرف ملاقات با پیامبرن و امامان نمی تواند حجتی بر رسیدن به عالی ترین مقامات باشد
همچنان که به گواهی تاریخ بسیار بودند انسانهایی که هم عصر پیامبران بودند ولی با پیامبران به مخالفت پرداخته و در مقابل ایشان می ایستادند
بس صرف هم عصر بودن و هم زمان بودن با پیامبران نمی تواند دلیل بر طی مراتب عالی انسانی باشد

مهم عبد و بنده خدا بودن است و مهم اطاعت از اوامر الهی کردن و در مسیر خدا بودن است
از طرفی از نظر عقلی هم قابل تصور نیست که همه انسانها در عصر واحدی به دنیا ایند
نکته بعدی این که چه بس روایاتی داریم که پیامبر فرموده اند کسانی که فلان عمل را انجام دهند در بهشت در فلان رتبه و جایگاه خواهند بود

خداوند در قران چنین می فرماید
قرآن مى‏فرماید: " وَ مَن یُطِعِ اللّهَ وَالرَّسُولَ فَأُوْلَـئِكَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللّهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاء وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَـئِكَ رَفِیقًا »، کسى که خدا و پیامبر را اطاعت کند (در روز رستاخیز) همنشین کسانى ‏خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آنها تمام کرده(و آنها عبارتند) از: پیامبران و صدّیقان و شهدا و صالحان و آن‏ها رفیقان خوبى هستند(7)

این آیه با صراحت بیان میکند که : کسانى که در عمل از خدا و پیامبرش اطاعت کنند و واجبات الهى را انجام دهند و از محرّمات دورى کنند، سعادتمند هستند.

و در قیامت و بهشت همنشین پیامبران الهى خواهند بود یعنی سعادت دنیا و آخرتشان تأمین خواهد شد.در شأن نزول این آیه آمده است: یکى از صحابه پیامبر(ص) به نام "ثوبان" که نسبت به حضرت محبت و علاقه شدیدى داشت، روزى با حال پریشان خدمت ایشان رسید، بر حضرت محمد(ص) از سبب ناراحتى او پرسید،

عرض کرد: زمانى که از شما دور مى‏شوم و شما را نمى‏بینم، ناراحت مى‏شوم. امروز در این فکر فرو رفته بودم که فرداى قیامت اگر اهل بهشت باشم، مسلّماً در مقام و جایگاه شما نخواهم بود، بنابراین شما را هرگز نخواهم دید، اما اگر اهل بهشت نباشم تکلیفم روشن است بنابر این در هر حال از درک حضور شما محروم خواهم شد. با این حال چرا افسرده نباشم. در این حال آیه بالا نازل شد و به این گونه اشخاص بشارت داد که افراد مطیع پروردگار، در بهشت همنشین پیامبران و بزرگان خدا خواهند بود. (8)

نتیجه این که هم عصر و هم زمان بود با پیامبر هرچند توفیق بزرگی است ولی شرط انسان بودن و به مراتب عالی رسیدن در اطاعت خدا بودن است و بس.
رستگارى حقیقى و همنشینى با پیامبر اسلام (ص) براى هر کسى میسر است و هر فرد حتى بى سواد و روستایى مى‏تواند به این مقام برسد، فقط یک شرط دارد و آن با تقوا شدن است.

پی نوشت:
1- غافر، 78.
2-نحل، 36.
3-فاطر، 24؛ اسراء، 15؛ طه، 134.
4-بحارالأنوار، ج 11 ، ص 21.َ قال الطبرسی (ره) روی عن علی ع أنه قال بعث الله نبیا أسود لم یقص علینا قصته و اختلف الأخبار فی عدد الأنبیاء فروی فی بعضها أن عددهم مائة ألف و أربعة و عشرون ألفا و فی بعضها أن عددهم ثمانیة آلاف نبی أربعة آلاف من بنی إسرائیل و أربعة آلاف من غیرهم بِآیَةٍ أی بمعجزة و دلالة...
5-نساء،164 .
6-غافر ، 78. "وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلاً مِنْ قَبْلِکَ مِنْهُمْ مَنْ قَصَصْنا عَلَیْکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ ...".
7-
نساء، آیه 69.
8-تفسیر نمونه، ج 3، ص 459.

[="Verdana"][="Black"]IMAGE(<a href="http://img7.ir/view/s2/hEKP8" class="bb-url" rel="nofollow"><img src="http://s2.img7.ir/hEKP8.gif" alt="" class="bb-image" /></a>)

محدوده ی فعالیت و زندگی پیامبران بزرگ در نقشه بالا مشخص شده ، قسمتی از خاورمیانه !

اگر خدا عادل باشد ، و نیز اگر انسان ها به هدایت او نیاز داشته باشند ، باید توزیع پیامبران بزرگ و صاحب شریعت به طور عادلانه در سراسر جهان اتفاق می افتاد !

حال که چنین نیست دو نتیجه می توان گرفت :

1 - خدا عادل نیست .

2 - پیامبران در ادعای خود صادق نبوده اند و به عبارت بهتر به هدایت الهی نیازی نبوده .

اگر اشکال گرفته شود که « احتمال دارد » از میان آن 124000 پیامبر برخی در شرق و غرب عالم حضور داشته اند ، و لذا عدالت خداوند زیر سوال نمی رود ،

جواب اینست که به جز این 5 پیامبر ، بقیه پیامبران صاحب شریعت نبوده اند و به قولی وظیفه شان صرفا تبلیغ شریعت پیامبران سابق بوده است . و از آنجا که همه ی پیامبران صاحب شریعت در همین محدوده بسیار کوچک حضور داشته اند ، نمی توان تصور کرد که سایر پیامبران تبلیغی جائی جز همین محدود اقامت داشته اند !

از طرف دیگر فرض کنیم که پیامبران تبلیغی در نقاطی دیگر از زمین حضور داشته اند ، در اینصورت برخی از آنان باید صاحبان شریعت برای همان اقوام شرق و غرب باشند که این مسئله انحصار پیامبران صاحب شریعت در پنج تن را نقض می کند .[/][/]

به نام خدا.

Dahim Darni;720532 نوشت:
IMAGE(<a href="http://img7.ir/view/s2/hEKP8" class="bb-url" rel="nofollow"><img src="http://s2.img7.ir/hEKP8.gif" alt="" class="bb-image" /></a>)

محدوده ی فعالیت و زندگی پیامبران بزرگ در نقشه بالا مشخص شده ، قسمتی از خاورمیانه !

اگر خدا عادل باشد ، و نیز اگر انسان ها به هدایت او نیاز داشته باشند ، باید توزیع پیامبران بزرگ و صاحب شریعت به طور عادلانه در سراسر جهان اتفاق می افتاد !

حال که چنین نیست دو نتیجه می توان گرفت :

1 - خدا عادل نیست .

2 - پیامبران در ادعای خود صادق نبوده اند و به عبارت بهتر به هدایت الهی نیازی نبوده .

اگر اشکال گرفته شود که « احتمال دارد » از میان آن 124000 پیامبر برخی در شرق و غرب عالم حضور داشته اند ، و لذا عدالت خداوند زیر سوال نمی رود ،

جواب اینست که به جز این 5 پیامبر ، بقیه پیامبران صاحب شریعت نبوده اند و به قولی وظیفه شان صرفا تبلیغ شریعت پیامبران سابق بوده است . و از آنجا که همه ی پیامبران صاحب شریعت در همین محدوده بسیار کوچک حضور داشته اند ،

نمی توان تصور کرد که سایر پیامبران تبلیغی جائی جز همین محدود اقامت داشته اند !

از طرف دیگر فرض کنیم که پیامبران تبلیغی در نقاطی دیگر از زمین حضور داشته اند ، در اینصورت برخی از آنان باید صاحبان شریعت برای همان اقوام شرق و غرب باشند که این مسئله انحصار پیامبران صاحب شریعت در پنج تن را نقض می کند .

چرا نمیتوان تصور کرد؟

مگر پیام پیامبر اسلام(ص)، پیام حضرت مسیح(ع)، پیام حضرت موسی(ع) و پیام حضرات ابراهیم(ع) و نوح(ع) در طول زمان به اقصی نقاط دنیا نرسید؟ چرا میفرمایید چیزی که صورت گرفته، قابل تصور هم نیست حتی؟

ستایشگر :Gol:

[="Black"]بسم رب الحیدر

سلام و ادب

محراب;713057 نوشت:
پاسخ

عذر میخوام اما اصلا قانع کننده نبود
آیا در تمام زمانها در تمام مناطق جهان هستی فرد و یا هر چیزی که به سادگی اسلام رو بشناساند وجود داشته و داره؟
اگه خیر پس چطور بی عدالتی و نامهربانی نیست نسبت به کسانی که به اسلام دست نیافتند
بحث من مجازات و قیامت و تکلیف و این حرفها نیست بحث لذت بندگی و عبادت و رشد و کمال و ... هست
از بحث پیامبران هم که بگذریم در زمانهای بعد از پیامبران و در مقایسه با موقعیتهای جغرافیایی که اسلام ناشناخته است با سرزمینهایی مثل ایران نیز اینگونه بوده[/]

ستایشگر نوشت:
مگر پیام پیامبر اسلام(ص)، پیام حضرت مسیح(ع)، پیام حضرت موسی(ع) و پیام حضرات ابراهیم(ع) و نوح(ع) در طول زمان به اقصی نقاط دنیا نرسید؟ چرا میفرمایید چیزی که صورت گرفته، قابل تصور هم نیست حتی؟

1 - در زمانی که محمد در حجاز ، عیسی در فلسطین ، ابراهیم در عراق و موسی در مصر بودند ، آن چینی یا هندی ساکن آمریکا از کجا و به کدام طریق پیام وی را دریافت کرده ؟!

اگر دریافت کرده اند به ما هم نشان دهید ، اگر دریافت نکرده اند که عدالت خدا زیر سوال می رود ، مگر آنکه بگوئیم آن چینی یا بومی ساکن آمریکا آنقدر مترقی و پیشرفته بوده اند که نیاز به شریعت الهی نداشته اند !!!

اصلا چینی و هندی به کنار ، پیامبر صاحب شریعت در همین ایران خودمان که بوده ؟! تعلیماتش کو ؟! شریعت و کتابش کجاست ؟!

--------------

اما راجع به رسیدن پیام خدمتتان عرض کنم که پیام محمد در حال حاضر کدام است ؟! آنکه شیعه می گوید ؟! یا آنکه حنفی و شافعی می گویند ؟!

و اصولا پیام محمد چیست ؟! قرآن ؟! بر فرض قرآن امروز همانی باشد که محمد قرن ها قبل گفته ، آیا قرآن برای فهم پیام محمد کافیست ؟!

اگر کافی نیست پس به چه رجوع کنیم ؟! حدیث ؟! از کجا بفهمیم از بین چندصد هزار حدیث کدام درست است ؟! رجوع کنیم به علم رجال و درایه ؟! این علوم قطعی اند ؟!

اگر شناخت حدیث درست قطعی نیست که همین طور هم هست ، ما دل به احتمالاتی ببنیدم که 1400 سال پیش گفته شده ؟! آیا نه این است که همین امروز از یک خبر ، 200 جور قرائت و تفسیر و بعضا نقل قول بیرون می آید ؟!

این از پیام محمد ، پیام موسی و عیسی چه ؟! آنرا که دیگر خودتان می گوئید تحریف شده !!!!

Dahim Darni;720532 نوشت:
محدوده ی فعالیت و زندگی پیامبران بزرگ در نقشه بالا مشخص شده ، قسمتی از خاورمیانه !

اگر خدا عادل باشد ، و نیز اگر انسان ها به هدایت او نیاز داشته باشند ، باید توزیع پیامبران بزرگ و صاحب شریعت به طور عادلانه در سراسر جهان اتفاق می افتاد !


با سلام. به یک نکته دقت شود! پیامبران برای باید حرف خدا را به مردم زمین ابلاغ می کردند نه این که به هر منطقه جغرافیایی می رفتند! توضیح: طبق یک ادعای مشهور ـ که البته برای این ادعا شواهد و قرائن بسیار است ـ مخاطب حضرت نوح علیه السلام همه بشر بود و ایشان پیام شان را به همه مردم آن روزگار رساندند. حال اگر منطقه زندگی ایشان و همه مردم آن روز زمین در خاور میانه باشد و خارج از آن منطقه نباشند. باز ایشان مؤظف هستند به چین و قطب شمال و غیره سفر کنند؟! مسلما پاسخ منفی است؛ پس نفس زندگی نکردن و سفر نداشتن به دیگر مناطق زمین وقتی ایراد دارد که در آن نواحی کسی زندگی کند. و پذیرش این نکته برای زمان حضرت آدم (ع) تا زمان حضرت نوح(ع) با چالش روبرو است. چند نکته دیگر هم مد نظر است که در ادامه خواهد آمد. :Gol:

خواهشا دوستانی که سوالاتی در ذهنشون هست مودبانه و با آرامش بپرسند و شبیه شبهه افکن ها سوال پراکنی نکنند
اگر هدفتان واقعا رسیدن به پاسخ هست با آرامش سوالتان را بپرسید حتی میتونید از طریق پست خصوصی کارشناس سوالتونو بپرسید تا بقیه ی دوستان هم دچار شبهه نشوند چون طرز ارائه ی سوال شما خیلی بد هست.
از کارشناسان محترم درخواست میکنم نظارت بیشتری داشته باشند و یا سوالات رو به سرعت پاسخ دهند و اگر فرصت نمیکنند ، اجازه ی طرح سوال رو ندهند تا فرصتی باز شود و بعد آروم آروم سوالات طرح بشه یا هرچی صلاح میدونن

به نام خدا.

Dahim Darni;720984 نوشت:
1 - در زمانی که محمد در حجاز ، عیسی در فلسطین ، ابراهیم در عراق و موسی در مصر بودند ، آن چینی یا هندی ساکن آمریکا از کجا و به کدام طریق پیام وی را دریافت کرده ؟!

اگر دریافت کرده اند به ما هم نشان دهید ، اگر دریافت نکرده اند که عدالت خدا زیر سوال می رود ، مگر آنکه بگوئیم آن چینی یا بومی ساکن آمریکا آنقدر مترقی و پیشرفته بوده اند که نیاز به شریعت الهی نداشته اند !!!

اصلا چینی و هندی به کنار ، پیامبر صاحب شریعت در همین ایران خودمان که بوده ؟! تعلیماتش کو ؟! شریعت و کتابش کجاست ؟!

چرا میفرمایید لازمه ی عدالت خدا اینه که کلیه ی نفرات نوع بشر به صورت آنی از شریعت با خبر بشن؟ مگر معنی عدالت و مساوات یکی هست؟
چرا میفرمایید "مگر آنکه بگوئیم آن چینی یا بومی ساکن آمریکا آنقدر مترقی و پیشرفته بوده اند که نیاز به شریعت الهی نداشته اند"؟ آیا احتمال دیگری رو نمیشه در نظر گرفت؟ مثلا اینکه آمادگی پذیرش شریعت الهی رو نداشتند؟
و آیا خدا جایی گفته "اونی که چیزی رو میدونه و اونی که نمیدونه در نظر من یکسانند"؟

Dahim Darni;720984 نوشت:

اما راجع به رسیدن پیام خدمتتان عرض کنم که پیام محمد در حال حاضر کدام است ؟! آنکه شیعه می گوید ؟! یا آنکه حنفی و شافعی می گویند ؟!

و اصولا پیام محمد چیست ؟! قرآن ؟! بر فرض قرآن امروز همانی باشد که محمد قرن ها قبل گفته ، آیا قرآن برای فهم پیام محمد کافیست ؟!

اگر کافی نیست پس به چه رجوع کنیم ؟! حدیث ؟! از کجا بفهمیم از بین چندصد هزار حدیث کدام درست است ؟! رجوع کنیم به علم رجال و درایه ؟! این علوم قطعی اند ؟!

اگر شناخت حدیث درست قطعی نیست که همین طور هم هست ، ما دل به احتمالاتی ببنیدم که 1400 سال پیش گفته شده ؟! آیا نه این است که همین امروز از یک خبر ، 200 جور قرائت و تفسیر و بعضا نقل قول بیرون می آید ؟!

این از پیام محمد ، پیام موسی و عیسی چه ؟! آنرا که دیگر خودتان می گوئید تحریف شده !!!!

اینکه پیام پیامبر خدا (ص) یا پیام دیگر انبیاء (ع) چیست و از کجا بفهمیم، بحث متفاوت و جداست. به گوش شما رسید که شخصی به نام محمد (ص) ، 1400 سال پیش در حجاز پیدا شد و گفت من پیامبر خدا هستم و خدا میگه این و میگه اون، رسید یا نه؟ اینکه موسی نامی در میان بنی اسرائیل اومد، اینکه عیسی نامی در میان اهل فلسطین آمد به گوش شما رسید یا نه؟ پس صدای اونها به گوش شما رسیده ( بعد از هزاران سال! ) دیگه این شمایی که میتونی دست بذاری رو گوشت بگی "نه! من حوصله ی گشتن و فهمیدن اینکه راست میگه یا نه رو ندارم" یا اینکه بری بگردی و حقیقت رو پیدا کنی. ( اعم از اینکه بری و بگردی و به این نظر برسی که حرفشون راست بوده یا اینکه بری و بگردی و به این نظر برسی که حرفشون راست نبوده )

ستایشگر :Gol:

Dahim Darni;720532 نوشت:
اگر اشکال گرفته شود که « احتمال دارد » از میان آن 124000 پیامبر برخی در شرق و غرب عالم حضور داشته اند ، و لذا عدالت خداوند زیر سوال نمی رود ،

جواب اینست که به جز این 5 پیامبر ، بقیه پیامبران صاحب شریعت نبوده اند و به قولی وظیفه شان صرفا تبلیغ شریعت پیامبران سابق بوده است .

مبنای این حرف این است که تنها 5 پیامبر دارای شریعت بوده اند. این که تنها همین پیامبران صاحب شریعت بوده اند یک نظر مشهور است که البته مخالفین جدی هم دارد. مثلاً برخی قائل حضرت یعقوب دارای شریعت بوده اند(الأمثل، ج7، ص281 ؛ حسین بن بدرالدین زیدی مذهب در ینابیع النصیحه، ص324 ؛ ابن حزم آندلسی سنی مذهب در الفصل فی الملل و الأهواء، ج1، ص119) یا برخی قائل به شریعت داشتن حضرت یوسف (ع) بودند(تنزیه الأنبیاء عما نسب الیهم حثاله الأغنیاء، ص125) و یا حضرت سیلیمان (ع) و حضرت داوود (ع) صاحب دین و شریعت بوده اند(بحار الأنوار، ج14، ص133) و یا استرآبادی فقیه و متکلم شیعی قرن سیزدهم قائل به شریعت داشتن حضرت آدم (ع) است(البراهین القاطعة، ج3، ص48) همین رای را سید مرتضی در الذخیره فی علم الکلام دارند(ص358) از استاد ربانی گلپایگانی(استاد مشهور عقائد و علم کلام) شنیدم: هر پیامبری دارای شریعت و دین بود و این که گفته می شود تنها پنج پیامبر واجد دین بوده اند حرفی فاقد دلیل است.

Dahim Darni;720532 نوشت:
و از آنجا که همه ی پیامبران صاحب شریعت در همین محدوده بسیار کوچک حضور داشته اند ، نمی توان تصور کرد که سایر پیامبران تبلیغی جائی جز همین محدود اقامت داشته اند !
من خیلی این ایراد را متوجه نشدم.:Gig::Ghamgin: [کمی گیج و ناراحتم از عدم فهم فرمایش تان] اگه درست متوجه شده باشم، مطلب این است: پیامبر تبلیغی باید در کنار پیامبر صاحب شریعت باشد که دین را از او بگیرد و بیاموزد و سپس به دیگران یاد بدهد. اگه ایراد این باشد باز چنین ضرورتی وجود ندارد؛ چون می شود پیامبری تبلیغی، دین دیگر پیامبر را بیان کند و با وحی یا الهام از دین آن پیامبر آگاه شود. طبق نظر مشهور که پیامبران صاحب شریعت محدود به پنج نفر هستند حضرت لوط (ع) و حضرت زکریا (ع) مبلغ دین حضرت ابراهیم(ع) و حضرت موسی(ع) بوده اند که علی رغم فاصله زیاد مابین زندگی حضرت لوط(ع) با حضرت ابراهیم(ع) احکام دین ایشان را تبلیغ می کردند و متناسب با آن منطقه احکام مورد نیاز قوم لوط را بیان می کردند. و یا حضرت زکریا(ع) پس از سال ها و قرن ها از فوت حضرت موسی(ع) با کمک وحی و الهام از تحریفات مطلع می شدند و ضروریات زمان را برای قوم بنی اسرائیل بیان می کردند. و یا در شریعت پیامبر اسلام (ص) ایشان پس از بیان کلیت دین برای حضرت علی (ع) ایشان را به عنوان مبلغ خودشان به یمن فرستادند و ایشان همان کار ابلاغ پیام را انجام دادند یعنی علی رغم این که نبی نبودند همان کار پیامبران تبلیغی را انجام دادند.:Gol:

^سعید^;721065 نوشت:
تا بقیه ی دوستان هم دچار شبهه نشوند

اینها دقیقا همین را می خواهند! می خواهند شبهه ایجاد کنند

-------------------

اگر به همان نقشه کذایی مراجعه کنید می بینید که پیامبران صاحب شریعت تقریبا در میانه دنیا! به رسالت مبعوث شدند

اگر امکاناتی که امروزه در اختیار بشر است (مانند هواپیما) را به کناری بگذاریم، برای انسان های هزاران سال پیش، اگر می خواستید پیامی را به همه برسانید، بهتر بود در کدام قسمت زمین قرار می گرفتید؟

کاملا منطقی است که پیامبران صاحب شریعت در چهارراه جهان قدیم به رسالت برسند

یعنی در گذرگاه و محل ارتباط سه قاره دنیای قدیم

اگر پیامبر صاحب شریعت مثلا در شبه جزیره کره یا آفریقای جنوبی مبعوث میشد اصلا منطقی بود؟

Dahim Darni;720984 نوشت:
اما راجع به رسیدن پیام خدمتتان عرض کنم که پیام محمد در حال حاضر کدام است ؟! آنکه شیعه می گوید ؟! یا آنکه حنفی و شافعی می گویند ؟!

و اصولا پیام محمد چیست ؟! قرآن ؟! بر فرض قرآن امروز همانی باشد که محمد قرن ها قبل گفته ، آیا قرآن برای فهم پیام محمد کافیست ؟!

اگر کافی نیست پس به چه رجوع کنیم ؟! حدیث ؟! از کجا بفهمیم از بین چندصد هزار حدیث کدام درست است ؟! رجوع کنیم به علم رجال و درایه ؟! این علوم قطعی اند ؟!


این که پیام پیامبر (ص) ما نزد شیعه است یا سنی حنفی یا سنی شافعی یا مالکی و حنبلی در بحث امامت ثابت می شود. پس قابل اثبات است البته به شرط بحث در امامت. این که پیام حضرت محمد (ص) چیست؟! مجموعه قضایایی است درباره عقائد، اخلاق و فقه که رئوس همه آنها به طور قطعی معلوم است و مسلم است. در زمینه عقائد و اصول دین که یقین داریم عقائد به دست مان رسیده است درباب فقه به یقین کلیات فقه به دست ما رسیده است و همین طور علم اخلاق با که مباحث اختلافی اش بسیار کم و جزئی است. آنچه که به طور قطعی به ما نرسیده است اموری جزئی است که درباره آن ها معذوریم. اما چرا نرسیده است؟! ایراد در عدالت خداست یا در بندگان؟! پاسخ را ان شاء الله در ادامه ذکر می کنم.

قرآن فعلی همان قرآن عصر پیامبر (ص) است؛ زیرا دارای تواتر است و تواتر مورد قبول همه عقلاست. این حکم مسلم علم منطق است چه در نزد متفکران اسلامی وچه غیر آنان. در کلیات فقه و اخلاق هم تواتر است به علاوه که در زمینه اخلاق علاوه بر احادیث متواتر اخلاق ـ مثل مذمت غیبت و دنیاگرایی و ... ـ حکم عقل عملی و وجدان و فطرت انسانی نافذ و مقبول است. اما توضیح متواتر: .... [در ادامه]

سلام
بر فرض عدالت خدا در تقسیم پیامبر علیهم السلام رو بپذیریم
که البته محل بحث زیاد داره
مثلا در فاصله حضرت عیسی ع و پیامبر اسلام ص هیچ پیامبری نبوده خب مردمان شرق آسیا یا جنوب افریقا و ... دقیقا باید چی کار می کردن؟
یا چرا از هیچ پیامبری هیچ فرقه یا گروهی بجا نمونده؟ مثلا چرا اسم ی پیامبر هندی در تاریخ بشر ثبت نشده

اینکه 14 معصوم همه از ی خاندان و در فاصله زمانی 0 یعنی پی در پی بودن محل اشکال نیست؟
بقیه جهان هیچ حقی نداشتن؟
الان مثلا اعراب خیلی قدر اهل بیت رو دونستن؟
بر کدوم مبنای عقلی این تقسیم انجام شده که به فاصله 600 سال هیچ پیامبری نمیاد
یهو ی پیامبر میاد بعد 12 امام که مقامشون از همه انبیا قبلی بالاتره !!!

آیا خدای اسلام فقط خدای خاور میانه هست؟
آیا خدای اسلام از وجود قاره های دیگه و ملل دیگه بی خبر هست؟!

سلام

چند تا سوال داشتم از دوستی که نقشه ی جهان رو تو پستشون گذاشتند و منطقه ی بعثت انبیا رو مشخص کردند:
آیا از ابتدای بعثت انبیا یعنی زمان حضرت آدم تا زمان حضرت خاتم جهان چنین گستردگی و پراکندگیی داشته؟؟
آیا جمعیت کره ی زمین هم مثل الان زیاد و پراکنده بوده؟؟
آیا بشر برای رسیدن به سعادت حتما نیازمند پیامبر دارای شریعت هست؟؟
:Gig:

Anoushiravan;721180 نوشت:
اگر به همان نقشه کذایی مراجعه کنید می بینید که پیامبران صاحب شریعت تقریبا در میانه دنیا! به رسالت مبعوث شدن

سلام
دوست عزیز زمین گرد هست وسط ندارد!
Anoushiravan;721180 نوشت:
کاملا منطقی است که پیامبران صاحب شریعت در چهارراه جهان قدیم به رسالت برسند

حرف شما قابل قبول نیست چون هیچ کدوم از این به اصطلاح جهار راه استفاده نکردن
پیامبر اسلام ص چه استفاده مهمی کرد؟ آیا به مردم هند پیام داد؟ به مردم ژاپن پیام داد؟ به مردم جنوب افریقا پیام داد؟به سرخ پوستان آمریکا پیام داد؟
به چه کسی اعلام کرد من پیامبرم بهم ایمان بیارید؟
ی نکته ای هم بگم به نظر مهم نیست پیامبر صاحب شریعت کجا باشه چرا؟
چون هدف هدایته ی پیامبر معمولی هم سوالات شرعی رو جواب میده هم تربیت اخلاقی میکنه و بشر رو به هدفش می رسونه نیاز نیست طرف حتما صاحب شریعت باشه
از نظر هدایت چه فرقی برای مردم داره؟
ولی اصل بحث این هست که اصلا کسی نیومده برای هدایت سایر نقاط ی سند بر وجود ی نبی در ژاپن بیارید
بابا اینا مورخ داشتن تاریخشون به صورت کلی ثبت شده اگر یک (که البته کمه) یا چند نبی در طول تاریخ داشتیم بالاخره ی اسمی حداقل می موند نمیموند؟
تازه خود کارشناسای دینی میگن بین پیامبر اسلام و پیامبر مسیحیت کسی نیومده یعنی جایی مثل ژاپن حداقل 2000 ساله پیامبر نیومده!!!

چرا در علم منطق خبر متواتر مدرک یقینی است و چرا همه به آن معتقدند؟! ابتدا به این سؤالات دقت کنید! آیا سلسله هخامنشیان یک سلسله از پادشاهان واقعی است یا یک داستان است؟ آیا حافظ و سعدی و شکسپیر وجود داشته اند؟ پاسخ به تمام این سؤالات این است که آنان وجود داشته اند و واقعیت هستند نه خیال پردازی. هیچ کسی نمی گوید: من با چشمان خودم آنان را ندیده ام پس وجودشان را قبول نمی کنم. چرا کسی در وجود آنان تردید نمی کند؟! چون از آنان اثری باقی مانده است؟! مثل تخت جمشید، بوستان، دیوان حافظ، هملت و یا کمدی اشتباهات به جا مانده است؟! این جا شکاک می تواند بگوید: از کجا که تخت جمشید اثر سلسله اشکانی یا سلسله الف یا ب یا ج نباشد و همه به شما دروغ گفته اند که از هخامنشیان است و یا شاید کمدی اشتباهات اثر شمس الدین محمد شیرازی(حافظ) باشد نه ویلیام شکسپیر و یا دیوان حافظ در واقع متعلق به خواجوی عراقی یا شاعری دیگر است و همه به شما دروغ گفته اند. پاسخ شکاک واضح است: ... [در ادامه]

اما پاسخ شکاک چیست؟ ممکن نیست که همه به ما دروغ بگویند و دروغشان هم دقیقاً هم باشد. چطور ممکن است منابع تاریخی قرن نهم که برخی در شیراز و برخی در سمرقند و بخارا نوشته شده اند و برخی در نیشابور و اصفهان همه و همه یک دروغ را نقل کنند و با این که همدیگر را ندیده اند و امکان تبانی و هماهنگی نداشته اند دقیقاً دروغشان عین هم باشد و خبر از انسانی خیالی به نام خواجه محمد مشهور به حافظ شیرازی بدهند؟! به همین سبب است که کسی در وجود حافظ و این که دیوان فعلی اثز اوست شکی ندارد. درباره قرآن هم مطلب به همین قرار است چطور می شود کسانی در مصر قرآنی بنویسند که از پیامبر (ص) نباشد و کسانی هم در خراسان قرآنی به دروغ بنویسند که از ایشان نباشد و به قول شما تحریف شده باشد و کسی هم در عراق و عربستان و قم و بغداد قرآنی بنویسد که از پیامبر(ص) نباشد و حاصل ذهن خودش باشد و از قضا همه این قرآن های دروغین عین هم باشند؟!! و عین هم تحریف کرده اند با آن که میانشان صدها یا هزارها کیلومتر راه بوده است و امکان هماهنگی نداشته اند؟!!

جوجه اردک زشت;721261 نوشت:
ولی اصل بحث این هست که اصلا کسی نیومده برای هدایت سایر نقاط ی سند بر وجود ی نبی در ژاپن بیارید
بابا اینا مورخ داشتن تاریخشون به صورت کلی ثبت شده اگر یک (که البته کمه) یا چند نبی در طول تاریخ داشتیم بالاخره ی اسمی حداقل می موند نمیموند؟

طبق روایاتی که کارشناس گفتند ما انسان ها 124 هزار پیامبر داشته ایم که تنها اسم سی ـ چهل نفرشان در قرآن و روایات آمده است. یعنی از احوال و محل زندگی بیش 123800 پیامبر بی خبریم. شما چه دلیلی دارید که در چین و ژاپن پیامبری نرفته باشند؟! از کجا معلوم که آنان پبامبر نداشته اند؟! به قول مرحوم علامه بلاغی(ره) تنها کسی می تواند چنین ادعائی کند که یا خدا باشد و یا پیامبری باشد که علم غیبی دارد و از همه حوادث دیگر سرزمین ها به طور کاملا ریز خبر دارد.

جوجه اردک زشت;721261 نوشت:
تازه خود کارشناسای دینی میگن بین پیامبر اسلام و پیامبر مسیحیت کسی نیومده یعنی جایی مثل ژاپن حداقل 2000 ساله پیامبر نیومده!!!

در هدایت گری اصلا لازم نیست پیامبر در نزد مردم باشد بلکه کافی است که دعوت و پیام او نزد مردم باقی باشد. همین که اساس و لب و جوهره هدایتش به مردمی برسد کافی است هر چند که خودش در میان مردم نباشد. طبق نظر کارشناسان دینی دین حضرت ابراهیم (ع) نسل به نسل توسط اوصیاء و جانشینان او باقی بود و پیام هدایتش تا زمان حضرت رسول اکرم(ص) در میان مردم باقی بود و آخرین اوصیاء و مبلغان دینش حضرات عبدالمطلب و ابوطالب بودند(آیت الله سید عبدالحسین طیب در اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج11، ص48). شواهد تاریخی هم حاکی از مقام بالای آن دو بزرگوار است. کما اینکه هرگز بت نپرستیدند، هرگز مرتکب فحشاء و گناهان زشت نشدند، از همان اول تولد حضرت رسول اکرم(ص) خبر از پیامبری او داشتند و یا جریان لشکر ابرهه و دعای جناب عبد المطلب و یا پیدا کردن سرچشمه چاه زمزم توسط جناب عبدالمطلب که سالها بود که خشکیده شده بود و یا فهمیدن صدای فرشته ای که به ابوطالب گفت: نام مولدت [حضرت علی (ع)] را علی قرار بده!

جوجه اردک زشت;721261 نوشت:
تازه خود کارشناسای دینی میگن بین پیامبر اسلام و پیامبر مسیحیت کسی نیومده یعنی جایی مثل ژاپن حداقل 2000 ساله پیامبر نیومده!!!
آیه شش از سوره یس دلیل بر این است که پیام هدایت الهی به مردم و پدران مشرکین رسیده بود: «لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُون : این تنزیلی است برای آن که انذار بدهی به قومی آن انذاری که به پدرانشان داده شد و در غفلت هستند.» بعضی آیه را به این صورت ترجمه کردند که به قومی انذار دهی که پدرانشان انذار داده نشده اند و در غفلت هستند. این ترجمه مخالف بعضی از روایات و همین آیات است؛ زیرا غفلت وقتی صدق می کند که شخصی توجه به حقیقت نکند اگر با فقدان پیامبری به حقیقت علم نداشت باشد جاهل است نه غافل به علاوه در آیه بعد می فرماید عذاب بر اکثر آنان محقق و حتمی شده است. انی در حالی است که خدا به کسی عذاب می دهد که پیامبری فرستاده است و اتمام حجت کرده[ما کنا معذبین حتی ...] پس ترجمه اول صحیح است که مطابق تفسیر اطیب البیان و نور و ...

جوجه اردک زشت;721249 نوشت:
یهو یه پیامبر میاد بعد 12 امام

یه پیامبر بعد از 12 امام؟! :Gig:

جوجه اردک زشت;721261 نوشت:
دوست عزیز زمین گرد هست وسط ندارد!

دوست عزیز قبلش گفتم اگر دنیای امروز را ملاک نگیریم! دنیای قدیم از نظر مردمان آن دوره فقط شامل آسیا و آفریقا و اروپا بوده است

راه های دریایی برای پیمودن اقیانوس اطلس و آرام کشف نشده بود

جوجه اردک زشت;721261 نوشت:
حرف شما قابل قبول نیست چون هیچ کدوم از این به اصطلاح جهار راه استفاده نکردن
پیامبر اسلام ص چه استفاده مهمی کرد؟ آیا به مردم هند پیام داد؟ به مردم ژاپن پیام داد؟ به مردم جنوب افریقا پیام داد؟به سرخ پوستان آمریکا پیام داد؟
به چه کسی اعلام کرد من پیامبرم بهم ایمان بیارید؟
ی نکته ای هم بگم به نظر مهم نیست پیامبر صاحب شریعت کجا باشه چرا؟
چون هدف هدایته ی پیامبر معمولی هم سوالات شرعی رو جواب میده هم تربیت اخلاقی میکنه و بشر رو به هدفش می رسونه نیاز نیست طرف حتما صاحب شریعت باشه
از نظر هدایت چه فرقی برای مردم داره؟
ولی اصل بحث این هست که اصلا کسی نیومده برای هدایت سایر نقاط ی سند بر وجود ی نبی در ژاپن بیارید
بابا اینا مورخ داشتن تاریخشون به صورت کلی ثبت شده اگر یک (که البته کمه) یا چند نبی در طول تاریخ داشتیم بالاخره ی اسمی حداقل می موند نمیموند؟
تازه خود کارشناسای دینی میگن بین پیامبر اسلام و پیامبر مسیحیت کسی نیومده یعنی جایی مثل ژاپن حداقل 2000 ساله پیامبر نیومده!!!

اگر در این 2000 سال برای ژاپن پیامبری نیامده، برای ایران و چین و اروپا و آفریقا هم نیامده. چون لازم نبوده! ارتباطات انسانی بسیار گسترش یافته بود و پیام پیامبران به اقصی نقاط دنیا می رسید

ثانیا چطور می گویید استفاده نکردند؟ مگر خود پیامبر باید شخصا برای هر کوره دهاتی پیام بدهد؟ مهم این است که با قرارگرفتن در چهارراه دنیای قدیم، انتشار و گسترش دین به سهولت انجام می شد چه توسط مبلغین، چه کاروان های تجاری و ...

جوجه اردک زشت;721261 نوشت:
ولی اصل بحث این هست که اصلا کسی نیومده برای هدایت سایر نقاط ی سند بر وجود ی نبی در ژاپن بیارید
بابا اینا مورخ داشتن تاریخشون به صورت کلی ثبت شده اگر یک (که البته کمه) یا چند نبی در طول تاریخ داشتیم بالاخره ی اسمی حداقل می موند نمیموند؟

این بندگان خدا اگر پیامبری پیامبری رو قبول می کردند که بر آیین شینتو نمی مردند! مگر کاهنان بت های بابل اسم پیامبران رو می آوردند که کاهنان معابد ژاپن (همون ها که در ژاپن کار نوشتن رو انجام میدادند) اسامی اون ها رو بیارند؟

اما این که می فرمایید چرا نام انبیاء اون ها در کتاب ها نیومده، مگر نام حضرت موسی علیه السلام در تاریخ اومده؟ (سوای نوشته های مذهبی عرض می کنم)

ما در مرکز جهان قدیم و در سرچشمه تمدن و علم و دانش دنیای قدیم (همین خاورمیانه) میبینیم که اسم پیامبران صاحب شریعت هم در تاریخ نیست! چه برسه به انبیای معمولی...

به نظرم اصل شبهه باطله
چند مطلب به ذهنم میرسه

1- مگر 5 پیامبر صاحب شریعت نسبت به عمر بشر چقدر زندگی کرده اند ؟ چه فرقی بین مردم خاور میانه و آمریکا و ژاپن در دوره فترت پیامبران است ؟ غیر از این است که همگی به نقل قول ها ایمان آوردند ؟
مثلا برای ما که 1400 سال بعد از پیامبر هستیم چه فرقی میکند که پیامبر ص در کجا مبعوث شده باشند ؟ ما که ندیدیم . و فقط به قرآن ایمان آوردیم. پس چه فرقی دارد قرآن در مکه نازل شد یا مدینه یا توکیو یا واشنگتن ؟ ما به اصل قرآن ایمان آوردیم

2- فرض کنید 5 پیامبر در 5 قاره مبعوث میشدند ؟ در دوره هرکدام 4 قاره دیگر چه میکردند ؟ و اصلا در همان قاره آیا همه مردم میتوانستند ایشان را ببینند ؟ اصلا امکان عقلی دارد ؟
اصولا نسبت تعداد کسانی که پیامبران را از نزدیک دیده اند با کل جمعیت بشر تاکنون چقدر است ؟
پس یعنی به بقیه بشر ظلم شده است ؟
پس چرا الان مسیحیت 2 میلیارد پیرو دارد ؟ آنهم در دورترین نقاط از محل بعثت حضرت عیسی ع
و آنهم نه فقط الان بلکه 1000 سال قبل هم پیرو داشت .
چرا اسلام 1.3 میلیارد نفر پیرو دارد ؟ مگر الان همه پیامبر را دیده اند ؟
پس اصلا نیازی به دیدن ایشان نیست که بگوییم در آن زمان به بقیه ظلم شده .
مگر هرکس از نزدیک دید ایمان آورد ؟

اینجور شبهه ها فقط جهت ایجاد تشویش در افراد سست ایمان هست و طرف سوال کننده به هیچ وجه دنبال پاسخ نیست

Anoushiravan;721320 نوشت:
دوست عزیز قبلش گفتم اگر دنیای امروز را ملاک نگیریم! دنیای قدیم از نظر مردمان آن دوره فقط شامل آسیا و آفریقا و اروپا بوده است

دوست من شما در مورد خدا داری صحبت میکنی خدا نمیدونه زمین گرده؟
Anoushiravan;721320 نوشت:
چون لازم نبوده! ارتباطات انسانی بسیار گسترش یافته بود و پیام پیامبران به اقصی نقاط دنیا می رسید

ارتباطات انسانی صد ساله سریع شده 2000 سال پیش اینطوری نبود
Anoushiravan;721320 نوشت:
مگر خود پیامبر باید شخصا برای هر کوره دهاتی پیام بدهد؟

گرامی ! ژاپن هند آفریقا آمریکا چین و ... کوره دهات نیستن
Anoushiravan;721320 نوشت:
چه توسط مبلغین، چه کاروان های تجاری

مبلغ کدوم فرقه؟ مبلغ ها فرقه فرقه هستند خود نبی باید باشه یا فرد مورد تاییدش

Anoushiravan;721320 نوشت:
گر نام حضرت موسی علیه السلام در تاریخ اومده؟ (سوای نوشته های مذهبی عرض می کنم)

بله دوست عزیز در نوشته جات قوم یهود آمده مگر اینکه بفرمایید چون مورخ یهودی هست تاریخ به حساب نمیاد
Anoushiravan;721320 نوشت:
ما در مرکز جهان قدیم و در سرچشمه تمدن و علم و دانش دنیای قدیم (همین خاورمیانه) میبینیم که اسم پیامبران صاحب شریعت هم در تاریخ نیست! چه برسه به انبیای معمولی

طبیعیه نیاز نیست اسم کل پیامبر رسیده باشه و بحث اینه فردی که مثلا در هند هست و حضرت مسیح رو درک نکرده ولی هم زمان با او زندگی میکرده به چه کسی باید ایمان میورده
در تاریخ هند باستان نام کسی ثبت نشده به عناون نبی خوب اون فرد با توجه محدودیت های اون زمان در انتقال اطلاعات
وهمین طور زبان مختلف وفاصله چند هزار کیلومتری و همین طور احتمالا فقر فرهنگی و مالی که باعث میشده صبح تا شب کار کنه و فرصت تفکر نداشته باشه باید ب کی ایمان میورده؟
این ی مثاله ولی مثل این مثال زیاده میشه زد و باهاش پوچ بودن ادعا های اربابان ادیان رو ثابت کرد

شروین;721324 نوشت:
مثلا برای ما که 1400 سال بعد از پیامبر هستیم چه فرقی میکند که پیامبر ص در کجا مبعوث شده باشند ؟ ما که ندیدیم . و فقط به قرآن ایمان آوردیم. پس چه فرقی دارد قرآن در مکه نازل شد یا مدینه یا توکیو یا واشنگتن ؟ ما به اصل قرآن ایمان آوردیم

فرقش اینکه اگر شما بجای ایران که مورد حمله مسلمونا واقع شد درژاپن بودید الان مسلمان نبودید این خیلی فرق واضحی هست
شما نرفتی کلی تحقییق کنی و با اسلام آشنا شی شما مسلمون زاده بودی و به طور طبیعی با اسلام آشنا شدی
مشکل زبان نداشتی بهترین متکلمین و کتاب ها در زبان خودت موجود بودند
شروین;721324 نوشت:
پس اصلا نیازی به دیدن ایشان نیست که بگوییم در آن زمان به بقیه ظلم شده

هدف دیدن قیافه پیامبر نیست! پیام باید درست به مردم برسه همین افرادی که گفتید مسلمونن چند فرقه هستند؟ برای چی چند فرقه شدن؟
هدایت ناقص بهشون رسیده والبته برخی علمای فرقه ها متعصب بودن و منافع شخصی رو در نظر گرفتن و ...

جوجه اردک زشت;721509 نوشت:
دوست من شما در مورد خدا داری صحبت میکنی خدا نمیدونه زمین گرده؟

خدا میدونه گرده. اما مردم که نمیدونستن. در ضمن قاره آمریکا کشف نشده بود و امکان مسافرت دریایی میان بخش های بزرگی از عالم فراهم نبود. عمده راه ارتباطی از طریق خشکی ها بوده

جوجه اردک زشت;721509 نوشت:
ارتباطات انسانی صد ساله سریع شده 2000 سال پیش اینطوری نبود

نبود؟ پس چطور در چین کلیساهای بسیار قدیمی هست؟ چطور در آفریقا و اروپا هست؟

جوجه اردک زشت;721509 نوشت:
گرامی ! ژاپن هند آفریقا آمریکا چین و ... کوره دهات نیستن

آمریکا که اصلا کشف نشده بود. ژاپن و آفریقای جنوبی و اروپای شمالی و مناطقی مانند این ها، به دلیل دور بودن از بخش متمدن دنیای اون روز، کمتر در مدنیت پیشرفت داشتند (در مقایسه با خاور میانه)

جوجه اردک زشت;721509 نوشت:
مبلغ کدوم فرقه؟ مبلغ ها فرقه فرقه هستند خود نبی باید باشه یا فرد مورد تاییدش

هزاران سال پیش بله. اما از یک زمانی به بعد به دلیل توانا شدن علمای دینی، نیاز به انبیای معمولی! از بین رفت

جوجه اردک زشت;721509 نوشت:
بله دوست عزیز در نوشته جات قوم یهود آمده مگر اینکه بفرمایید چون مورخ یهودی هست تاریخ به حساب نمیاد

بجث سر یهودی بودن مورخ نیست. سر این هست که غیر از تورات، در سایر کتاب های تاریخی اون عصر نامی از موسی علیه السلام نیست.

جوجه اردک زشت;721509 نوشت:
طبیعیه نیاز نیست اسم کل پیامبر رسیده باشه و بحث اینه فردی که مثلا در هند هست و حضرت مسیح رو درک نکرده ولی هم زمان با او زندگی میکرده به چه کسی باید ایمان میورده
در تاریخ هند باستان نام کسی ثبت نشده به عناون نبی خوب اون فرد با توجه محدودیت های اون زمان در انتقال اطلاعات
وهمین طور زبان مختلف وفاصله چند هزار کیلومتری و همین طور احتمالا فقر فرهنگی و مالی که باعث میشده صبح تا شب کار کنه و فرصت تفکر نداشته باشه باید ب کی ایمان میورده؟
این ی مثاله ولی مثل این مثال زیاده میشه زد و باهاش پوچ بودن ادعا های اربابان ادیان رو ثابت کرد

من در مورد انبیای معمولی (که دارای شریعت نیستند) صحبت نمی کنم. در مورد انبیای صاحب شریعتی مانند موسی علیه السلام، در تاریخ های مکتوب همین منطقه خودمون اسمی نیست چه برسه به سایر پیامبران

طبیعی هست که اون کاهن ژاپنی یا هندی یا بابلی یا ... اسم کسانی رو که با بت ها مبارزه می کردند و در واقع دشمنان اصلی اون ها بودند رو نیارند

حتی در مورد شخصیت های تاریخی مانند کوروش که دیگه نمیتونستند نفیش کنند، سعی کردند اون رو تابع خدای خودشون و بت پرست نشون بدن. در حالی که تورات نظری کاملا مخالف داره

پست بسیار مهم: تاریخ پیامبران بر اساس مدارک

دانش‌شناسی
در این پست بنده سعی می‌کنم استدلال طولانی عقلی یا استدلال صرفا عقلی نکنم و فقط تاریخ را بررسی کنم.
ع 110;721270 نوشت:
چرا در علم منطق خبر متواتر مدرک یقینی است و چرا همه به آن معتقدند؟! ابتدا به این سؤالات دقت کنید! آیا سلسله هخامنشیان یک سلسله از پادشاهان واقعی است یا یک داستان است؟ آیا حافظ و سعدی و شکسپیر وجود داشته اند؟ پاسخ به تمام این سؤالات این است که آنان وجود داشته اند و واقعیت هستند نه خیال پردازی. هیچ کسی نمی گوید: من با چشمان خودم آنان را ندیده ام پس وجودشان را قبول نمی کنم. چرا کسی در وجود آنان تردید نمی کند؟! چون از آنان اثری باقی مانده است؟! مثل تخت جمشید، بوستان، دیوان حافظ، هملت و یا کمدی اشتباهات به جا مانده است؟! این جا شکاک می تواند بگوید: از کجا که تخت جمشید اثر سلسله اشکانی یا سلسله الف یا ب یا ج نباشد و همه به شما دروغ گفته اند که از هخامنشیان است و یا شاید کمدی اشتباهات اثر شمس الدین محمد شیرازی(حافظ) باشد نه ویلیام شکسپیر و یا دیوان حافظ در واقع متعلق به خواجوی عراقی یا شاعری دیگر است و همه به شما دروغ گفته اند. پاسخ شکاک واضح است: ... [در ادامه]

بنده تواتر را دلیل محکمی می‌دانم. اما اگر منبع دو خبر یکسان باشند دیگر خبر متواتر نیست. مثلا نمی‌توان گفت چون سومر و آکد و تورات یهود و کتاب مقدس مسیحیان داستان نوح را نقل کرده‌اند این داستان متواتر است. زیرا تحلیل متون معلوم می‌کند. داستان‌های‌ آکدی و داستان‌های سفر پیدایش 1 در تورات از داستان‌های سومری کپی شده‌اند. مسیحیان هم قبول دارند داستان نوح کتاب مقدس عینا از تورات کپی شده است. شما کدام خبر از پیامبران قبل از اسلام را متواتر می‌خوانید؟
ع 110;721270 نوشت:
اما پاسخ شکاک چیست؟ ممکن نیست که همه به ما دروغ بگویند و دروغشان هم دقیقاً هم باشد. چطور ممکن است منابع تاریخی قرن نهم که برخی در شیراز و برخی در سمرقند و بخارا نوشته شده اند و برخی در نیشابور و اصفهان همه و همه یک دروغ را نقل کنند و با این که همدیگر را ندیده اند و امکان تبانی و هماهنگی نداشته اند دقیقاً دروغشان عین هم باشد و خبر از انسانی خیالی به نام خواجه محمد مشهور به حافظ شیرازی بدهند؟! به همین سبب است که کسی در وجود حافظ و این که دیوان فعلی اثز اوست شکی ندارد. درباره قرآن هم مطلب به همین قرار است چطور می شود کسانی در مصر قرآنی بنویسند که از پیامبر (ص) نباشد و کسانی هم در خراسان قرآنی به دروغ بنویسند که از ایشان نباشد و به قول شما تحریف شده باشد و کسی هم در عراق و عربستان و قم و بغداد قرآنی بنویسد که از پیامبر(ص) نباشد و حاصل ذهن خودش باشد و از قضا همه این قرآن های دروغین عین هم باشند؟!! و عین هم تحریف کرده اند با آن که میانشان صدها یا هزارها کیلومتر راه بوده است و امکان هماهنگی نداشته اند؟!!

بنده در این پست شکاکیت
را در حداقل نگه می‌دارم.

آیات و روایات

محراب;702553 نوشت:
اجمالا در بعضی از روایات ما آمده است که خداوند 124000 برای هدایت مردم فرستاده است. (4)

meisam_em;701050 نوشت:
از اول خلقت ادم 124000 پیامبر داشتیم

محراب;702553 نوشت:
قرآن مجید تنها از 25 تن از انبیای الاهی نام برده است. شاید به همین تعداد و یا کمتر در روایات آمده باشد. این تعداد اندک کجا و "124000که در روایات به عنوان عدد انبیا آمده است کجا؟

ع 110;721270 نوشت:
طبق روایاتی که کارشناس گفتند ما انسان ها 124 هزار پیامبر داشته ایم که تنها اسم سی ـ چهل نفرشان در قرآن و روایات آمده است. یعنی از احوال و محل زندگی بیش 123800 پیامبر بی خبریم. شما چه دلیلی دارید که در چین و ژاپن پیامبری نرفته باشند؟! از کجا معلوم که آنان پبامبر نداشته اند؟!

جواب محکم
خیر. در اسلام 124000 نبی داشتیم. نبی یعنی کسانی که از خدا خبردار شده‌اند، اما مامور تبلیغ و هدایت مردم نبوده‌اند.
تعداد رسولان در اسلام 313 نفر است. رسولان کسانی هستند که دین پیامبر صاحب شریعت را تبلیغ می‌کنند.

محراب;702553 نوشت:
چنان که در قرآن کریم می فرماید: "به تحقیق که میان هر امتی رسولی برانگیخته و مبعوث کردیم..." (2) این مضمون در آیات دیگری از قرآن کریم نیز رسیده است (3) پس مسلم است هر کجای جهان که اقوامی زندگی می کرده اند پیامبرانی هم برای هدایتشان مبعو ث شده اند اما در آیات قرآن و در روایات ائمه نام همه آنان ذکر نشده است.

جز 25 پیامبری که در خاور میانه آمده‌اند 288 پیامبر دیگر برای بقیه‌ی جهان می‌ماند که برای هدایت بشر در سراسر زمین در طول ده‌ها یا صدها هزارسال اصلا کافی نیست.
محراب;702553 نوشت:
قرآن مجید تنها از 25 تن از انبیای الاهی نام برده است. شاید به همین تعداد و یا کمتر در روایات آمده باشد... این قرآن است که در یک جا می فرماید: "ما داستان بعضی از پیامبران را نقل کردیم و داستان بعضی دیگر را نقل نکردیم" (5)..
در جای دیگر بیان می دارد: "ما پیش از تو رسولانى فرستادیم سرگذشت گروهى از آنان را براى تو بازگفته، و گروهى را براى تو بازگو نکرده‏ایم..." (6)

از آنجا که همه‌ی داستان‌های قرآن از پیامبران خاورمیانه است می‌توان از خواندن خود قرآن نتیجه گرفت که نویسنده‌ی این کتاب خدا نیست. زیرا از جهان خارج از خاورمیانه خبر ندارد. وگرنه داستان پیامبران چین و اروپا و افریقا و آمریکا را هم نقل می‌کرد تا با آمدن اسلام به آن نواحی مردم به حقانیت اسلام و علم خدا پی ببرند و برایشان حجتی شود که ایمان بیاورند.
ع 110;721290 نوشت:
«لِتُنْذِرَ قَوْماً ما أُنْذِرَ آباؤُهُمْ فَهُمْ غافِلُون : این تنزیلی است برای آن که انذار بدهی به قومی آن انذاری که به پدرانشان داده شد و در غفلت هستند.»

:khaneh: این که مای موصوله نیست. این مای نافیه است.
نگفته لتنذر قوما مما انذر آبائهم (تا بترساند قومی را از آنچه پدرانشان را ترسانده بودند)
گفته لتنذر قوما ما انذر آبائهم (تا بترساند قومی را که پدرانشان را نترسانده بودند)
شما آیه را برعکس معنی کردید. البته اشتباه شما نیست. بنده دیده‌ام در ترجمه‌های ضعیف قرآن این اشتباه رخ دهد. اما ترجمه‌های معتبر این اشتباه را ندارند.

شواهد

محراب;702553 نوشت:
تاریخ شاهد است و گواهی می هد که بسیاری از انسانهایی که پیامبران را دیده اند و از نزدیک ایشان را ملاقات کرده اند به حرف پیامبران کوش نداده اند و با ایشان به مخالفت پرداخته اند مثال حضرت نوح

خیر. تاریخ چنین گواهی نمی‌دهد. داستان نوح از اسناد سومری، آکدی، دو سند یهودی و یک سند قرآنی بدست ما رسیده. اما ادعای نبوت نوح فقط در قرآن آمده. پیامن مشترک دیگری نیز در این پنج داستان نیست.
ع 110;721023 نوشت:
طبق یک ادعای مشهور ـ که البته برای این ادعا شواهد و قرائن بسیار است ـ مخاطب حضرت نوح علیه السلام همه بشر بود و ایشان پیام شان را به همه مردم آن روزگار رساندند.

بله. این ادعا بسیار مشهور است و بارها توسط مسیحیان و مسلمانان مطرح شده. اما تمام شواهد بر خلاف آن هستند.
ستایشگر;702553 نوشت:
مگر پیام پیامبر اسلام(ص)، پیام حضرت مسیح(ع)، پیام حضرت موسی(ع) و پیام حضرات ابراهیم(ع) و نوح(ع) در طول زمان به اقصی نقاط دنیا نرسید؟ چرا میفرمایید چیزی که صورت گرفته، قابل تصور هم نیست حتی؟

دوست عزیز. پیام نوح تا کنون به هیچ کجای جهان نرسیده است. داستان ابراهیم هم از دو طریق نقل شده: تورات و قرآن. در این دو نیز پیام مشترکی دیده نمی‌شود. خصوصا پیام توحید.
ستایشگر;702553 نوشت:
به گوش شما رسید که ... موسی نامی در میان بنی اسرائیل اومد، اینکه عیسی نامی در میان اهل فلسطین آمد به گوش شما رسید یا نه؟ دیگه این شمایی که میتونی دست بذاری رو گوشت بگی "نه! من حوصله ی گشتن و فهمیدن اینکه راست میگه یا نه رو ندارم" یا اینکه بری بگردی و حقیقت رو پیدا کنی. ( اعم از اینکه بری و بگردی و به این نظر برسی که حرفشون راست بوده یا اینکه بری و بگردی و به این نظر برسی که حرفشون راست نبوده)

بنده جستجو کرده‌ام. بر اساس شواهد:
  1. نوح که عرض شد. در داستان اصلی انلیل خدای خدایان تصمیم به نابودی زمین با سیل می‌گیرد که پسرش انکی خدای شیطنت با مامور کردن آتراهاسیس به بردن جفت جفت حیوانات به یک کشتی عظیم نقشه‌ی او را به هم می‌زند. آتراهاسیس در مقابل از انلیل عمر جاودانه می‌گیرد. داستان فوق به افسانه‌ی گیل‌گمش راه‌یافته، با تغییر نام خدایان در نسخه‌ی آکدی آمده و عینا در تورات نقل شده. نسخه‌ای سوری و پرمبالغه نیز دوباره در جای دیگری از تورات آمده. هر دو نسخه در کتاب مقدس مسیحیان هست. نسخه‌ی قرآن بسیار متفاوت است (در بالا عرض شد). هارون یحیی و BBC Noah the Real Story این احتمال را تقویت کرده‌اند که نوح پادشاهی از شوروپاک و اور بوده که در پی طغیان فرات در اثر سیل و بارش با دامهایش به یک کشتی پناه برده و به خلیج فارس رانده می‌شود از سلطنتش خلع می‌گردد.
  2. روایات ابراهیم در تورات یعنی تبلیغ در بابل، هجرت به کنعان، تقسیم زمین، نه تنها دقیقا همان کاری است که اشعیای دوم و کاهنانش به انگیزه‌ی رهبری یهود در بابل و تصاحب زمین‌ها در یهودیه هنگام بازگشت از بابل انجام دادند، بلکه مشخص شده این یهودیان داستان‌ای بابلی مانند نبرد مردوک با تایمت، آفرینش جهان در شش روز و هبوط آدم از باغ عدن را نیز از داستان‌های بابلی کپی کرده اند. این‌ها بزرگ‌ترین تحریف کنندگان تورات نیز هستند.
  3. داستان به آتش افکندن ابراهیم را در تورات نیافتم. البته جایی ادعا شده بود این جزو داستان‌های یهودیان برای کودکان است. اما گفته بود فقط جنبه «آموزنده» در حد بابانوئل داشته.
  4. طفلی که در سبد به رود انداخته شد تا از کشتار اطفال نجات یابد و توسط آکی=آسیه نجات یافت و به عنوان شاهزاده بزرگ شد سارگان از آکاد است، نه موسی.
  5. قبل از موسی کسانی که بر فراز کوه قوانین و الواحی دریافت کردند مانو از هند، مینوس از روم، میسی از مصر هستند. میسی=موسی.
  6. بارها عرض شد که کتاب تثنیه و آنچه از موسی در باب یکتاپرستی در آن نقل می‌شود نوشته‌های هاکایا، کاهن اعظم پادشاه یوشعا است. این کتاب نوشته شده تا دستاویزی باشد برای قتل عام مخالفانش به بهانه‌ی شرک.
  7. داستان تولد و مرگ عیسی نه تنها قبلا در مورد اوسیریس، میترا و دایونایسیس نقل شده که ریشه‌های ستاره‌شناختی آن نیز در ابتدای مستند Zeitgeist خلاصه شده. البته چهار نفر از مورخین زمان عیسی به معلمی دوره‌گرد و پرطرفدار اشاره می‌کنند، ولی اشاره به معجزات عیسی فقط در یک روایت آمده که تمام مورخین آن را جعلی می‌دانند.
  8. سخنان عیسی نیز بسیار کم و کوتاه هستند و اصلا شامل آنچه مسلمانان ادعا می‌کند نیست. پیام او پیام محبت و همدردی و مهربانی است، نه درخواست پرستش و گواهی به خدا و توحید.
نتیجه:در مورد داستان نوح و ابراهیم و موسی و عیسی خود داستان‌ها یا حقیقت ندارند یا با انگیزه‌های معلوم به شدت تغییر کرده‌اند.
پیام نوح اصلا به دست ما نرسیده.
پیام ابراهیم و اشعیا چه در تورات و چه در قرآن در واقع پیام کاهنان یهودی بابل است.
پیام موسی پیام یوشعا است.
پیام عیسی ابتدا پیام مسیحیان یهودی (معادل مهدویان مسلمان) بود و اکنون پیام پولس و انجیل یوحنا است.

مدارک از:
[1] کتاب تاریخچه‌ی خدا اثر کارن آرمسترانگ. رایگان نگاه گنید به: مقاله، مستند، کلیپ، کسانی که آن را خوانده اند
[2] مستند Zeitgeist
Anoushiravan;721320 نوشت:
مگر نام حضرت موسی علیه السلام در تاریخ اومده؟

موسی یعنی از آب گرفته شده. این نامی جعلی برای سارگان، پادشاه آکاد است. همانطور که در شماره 4 و 5 در مصر هرگز موسایی وجود نداشته.
Anoushiravan;721320 نوشت:
ما در مرکز جهان قدیم و در سرچشمه تمدن و علم و دانش دنیای قدیم (همین خاورمیانه) میبینیم که اسم پیامبران صاحب شریعت هم در تاریخ نیست! چه برسه به انبیای معمولی...

اسم عیسی در تاریخ هست. نوح و ابراهیم و موسی نیز افسانه‌های بنی‌اسرائیل هستند.
ع 110;721287 نوشت:
طبق نظر کارشناسان دینی دین حضرت ابراهیم (ع) نسل به نسل توسط اوصیاء و جانشینان او باقی بود و پیام هدایتش تا زمان حضرت رسول اکرم(ص) در میان مردم باقی بود و آخرین اوصیاء و مبلغان دینش حضرات عبدالمطلب و ابوطالب بودند(آیت الله سید عبدالحسین طیب در اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج11، ص48).

هاجر و اسماعیل به صحرای سینا تبعید شدند. اما حنیفیان صحرا و چشمه و کوهی که در این داستان آمده بعدها با صحرا و چشمه و کوهی در حجاز مطابقت دادند و داستان ساخت کعبه توسط ابراهیم را ترویج دادند.
محراب;702553 نوشت:
این که هر قوم و امتی دارای دین بوده اند مورد تائید دین شناسان هم هست...
سنت خداوند بر این بوده است که در میان هر گروه و قومی شخصی را برای هدایت آنها برانگیزاند...
همه اینها می تواند موید این گفته دین شناسان باشد که در بین همه اقوام، دینی وجود داشته است.

برای درک اشکال استدلال فوق نگاهی به ادیان جهان می‌اندازیم:

  1. آفریقایی‌ها در عصر جادو مانده بودند و بجز بعضی اقوام که اجدادشان را می‌پرستیدند، کسی دین نداشت
  2. سرخپوستان، مایاها و ازتک‌ها توتمیست و جادوگر بودند و همه انسان قربانی می‌کردند.
  3. چینی‌ها و سایر آسیایی‌ها اجدادشان را می‌پرستیدند.
  4. هندوها چندخداپرست هستند. ضمنا خدایان هندو یک عده ابرقهرمان انسان‌نما هستند. خدای یکتا هم ندارند. سه خدایی هستند: برهما خالق، ویشنو نگهدارنده و شیوا نابودگر جهان است.
  5. برهماییان از بین سه خدا فقط برهما را می‌پرستند ولی پیامبر ندارند. آیین‌شان فلسفی است و از 3500 تا 2500 سال پیش در حال توسعه بوده. هدف آن هم تشکیل و نگهداری جامعه طبقاتی بوده نه هدایت.
  6. بودائیت در اصلاح برهمادیت وجود خدا را زیر سوال برده است و به جای پیروی به تعقل دعوت می‌کند. فقط بودائیت چرخ الماس است که پیروی از دالای لاما را تبلیغ می‌کند. او معادل خداست، نه پیامبر. با این حال اطاعت او واجب نیست.
  7. ادیان غربی یونان، مقدونیه، روم، نروژ و ... نیز چندخداپرست بوده‌اند و خانواده‌ای از خدایان جهان را خلق کرده بودند و بر سرنوشت بشر حکم می‌راندند. ایم خدایان دعوت نداشتند و ایمان به آنها ضروری نبوده و کفر به آنها هم جرم نبوده. فقط مردم بسیار از آنها می‌ترسیدند و برای پیش‌برد امورشان آنها را می‌پرستیدند. در این ادیان هدایت و سعادتی در کار نیست و انسان پس از مرگ به جهان زیر زمین می‌رود که جهان مردگان است و اجساد در آن زندگی بدی دارند. خاک می‌خورند. کرم‌ها و موذیان به جانشان می‌افتند و دچار عذاب‌ها و مصائب زیادی هستند.
  8. تمام پیامبران بین 3200 تا 1400 سال پیش در خاور میانه برای یهودیت و اسلام آمده‌اند.
  9. اغلب پیامبران یهودیت قبل از اشعیای دوم آمده‌اند. آنها مبلغ یکتاپرستی بوده‌اند، نه یکتاباوری.
محراب;702553 نوشت:
خداوند برای همه اقوام و ملل بشری در هر نکته از عالم پیامبر فرستاده است.

خیر. بر اساس شواهد فوق دین شناسان فقط یهودیت و اسلام را دارای پیامبر می‌دانند.
ع 110;721172 نوشت:
برخی قائل حضرت یعقوب دارای شریعت بوده اند(الأمثل، ج7، ص281 ؛ حسین بن بدرالدین زیدی مذهب در ینابیع النصیحه، ص324 ؛ ابن حزم آندلسی سنی مذهب در الفصل فی الملل و الأهواء، ج1، ص119) یا برخی قائل به شریعت داشتن حضرت یوسف (ع) بودند(تنزیه الأنبیاء عما نسب الیهم حثاله الأغنیاء، ص125) و یا حضرت سیلیمان (ع) و حضرت داوود (ع) صاحب دین و شریعت بوده اند(بحار الأنوار، ج14، ص133) و یا استرآبادی فقیه و متکلم شیعی قرن سیزدهم قائل به شریعت داشتن حضرت آدم (ع) است(البراهین القاطعة، ج3، ص48) همین رای را سید مرتضی در الذخیره فی علم الکلام دارند(ص358)

1. ادعای شریعت داشتن آدم کاملا اسلامی است.
2. این‌ها همه در خاور میانه بوده‌اند.
3. داستان یعقوب در تورات را بخوانید. همین الان که تورات دوبار توسط بت‌پرستان تحریف شده، داستان یهود سرشار از شرک است.
4. ادعای شریعت داشتن یعقوب ادعای بنی‌اسرائیل است. آنها آدم و نوح و خصوصا ابراهیم را دارای شریعت نمی‌دانند.

با سلام و ادب
حتی در حال حاضر هم قبایل دور افتاده و بدوی بسیاری در آفریقا و یا در جنگلهای آمازون هم دیده میشود که تقریبا هیچ ارتباطی با دنیای متمدن نداشته و ندارند و حتی پای مسیونرهای مسیحی که در قرن 19 و 20 زیاد بودند به این مناطق نرسیده است در این قبایل حتی آدمخواری نیز گزارش شده است بت پرستی و آیین های جادوگری که بسیار دیده میشود.حال سوال که در ذهن می آید اینست که ایا با عدل خداوندی این سازگار است در مناطق خاورمیانه ما خاستگاه چندین دین الهی ببینیم و در مناطقی مثل مناطقی که اشاره شد وضعیت این باشد.

Anoushiravan;721579 نوشت:
خدا میدونه گرده. اما مردم که نمیدونستن. در ضمن قاره آمریکا کشف نشده بود و امکان مسافرت دریایی میان بخش های بزرگی از عالم فراهم نبود. عمده راه ارتباطی از طریق خشکی ها بوده

اصل بحث سر چی بود؟ شما گفتید ادیان در مرکز نقشه اومدن بنده گفتم خدا دین رو فرستاده و میدونه زمین گرد هست بنابرین به وسط نقشه فرستادن معنی نداره

Anoushiravan;721579 نوشت:
پس چطور در چین کلیساهای بسیار قدیمی هست؟ چطور در آفریقا و اروپا هست؟

کدوم کلیسا ها نام ببرید و قدمتشون رو بگید(حرف بدون سند ارزشی نداره)
Anoushiravan;721579 نوشت:
آمریکا که اصلا کشف نشده بود

انسان ها کشف نکرده بودن خدا که میفهمید اونجا آدم هست 2000 سال کسی رو اون طرف مبعوث نکرده چرا؟
Anoushiravan;721579 نوشت:
ژاپن و آفریقای جنوبی و اروپای شمالی و مناطقی مانند این ها، به دلیل دور بودن از بخش متمدن دنیای اون روز، کمتر در مدنیت پیشرفت داشتند (در مقایسه با خاور میانه)

والا عربستان که اون موقع(زمان بعثت) بیابان گرد بودن اکثرا تمدنی ندیدیم ما منظورتون کدام زمان هست؟
Anoushiravan;721579 نوشت:
دلیل توانا شدن علمای دینی، نیاز به انبیای معمولی!

کدوم علما از کدوم فرقه اسلامی؟ حرف علمای اسلام یکی نیست که بتونن جانشین پیامبر بشن در ضمن سوادشم ندارن
Anoushiravan;721579 نوشت:
بجث سر یهودی بودن مورخ نیست. سر این هست که غیر از تورات، در سایر کتاب های تاریخی اون عصر نامی از موسی علیه السلام نیست.

دوست عزیز یکم مطالعه کنید بعد نظر بدید اسم پیامبر اسلام غیر قر/ان توسط مورخین مسلمان در کتب تاریخی اومده مشابهش برای حضرت موسی اتفاق افتاده
یعنی مورخین یهودی در کتبشون آوردن جدای تورات
Anoushiravan;721579 نوشت:
ن در مورد انبیای معمولی (که دارای شریعت نیستند) صحبت نمی کنم. در مورد انبیای صاحب شریعتی مانند موسی علیه السلام، در تاریخ های مکتوب همین منطقه خودمون اسمی نیست چه برسه به سایر پیامبران

ببینید هدف بودن نام پیغبر نیست هدف هدایته! ما میگیم اگر قرار حجت تموم بشه خوبچرا به یکی نبی رسیده به یکی نرسیده؟
اینکه میگیم نبی باید اسمش بمونه که مردم بدونن به کی رجوع کنن وقتی میگیم مردم در فاصله زمانی عیسی ع و پیامبر ص باید به کی رجوع کنن شما چی میگید؟
من میگم خوب باید نبی باشه اسمی از خودشو و دینش مونده باشه که مردم رجوع کنند بحث اینه شما میگید کاهنان پاک کردن خوب خدا دوتا دیگه میفرستاد مگه چیزی ازش کم میشد
جدای از اینکه ی شما ادعایی کردی که نمیتونی از نظر تاریخی ثابت کنی فقط تهمت زدید که ی عده خیانت کردن(به نظرم بحث خیلی واضح هست نمیدونم چرا بی جهت مقاومت می کنید؟:Gig:)

armandaneshjoo;721759 نوشت:
زیرا از جهان خارج از خاورمیانه خبر ندارد. وگرنه داستان پیامبران چین و اروپا و افریقا و آمریکا را هم نقل می‌کرد تا با آمدن اسلام به آن نواحی مردم به حقانیت اسلام و علم خدا پی ببرند و برایشان حجتی شود که ایمان بیاورند

درسته تازه بحث دیگه ای
چرا خدا 313 رسول فرستاد خوب تعدادش رو بیشتر میکرد چیزی ازش کم میشد؟
میرشکاک;721867 نوشت:
حتی در حال حاضر هم قبایل دور افتاده و بدوی بسیاری در آفریقا و یا در جنگلهای آمازون هم دیده میشود که تقریبا هیچ ارتباطی با دنیای متمدن نداشته و ندارند و حتی پای مسیونرهای مسیحی که در قرن 19 و 20 زیاد بودند به این مناطق نرسیده است در این قبایل حتی آدمخواری نیز گزارش شده است بت پرستی و آیین های جادوگری که بسیار دیده میشود.حال سوال که در ذهن می آید اینست که ایا با عدل خداوندی این سازگار است در مناطق خاورمیانه ما خاستگاه چندین دین الهی ببینیم و در مناطقی مثل مناطقی که اشاره شد وضعیت این باشد.

فقط ی نتیچه میشه گرفت ادعا های اسلام و میسیحا و یهود باطل هست ...

armandaneshjoo;721759 نوشت:
نوح و ابراهیم و موسی نیز افسانه‌های بنی‌اسرائیل هستند.

armandaneshjoo;721759 نوشت:
هاجر و اسماعیل به صحرای سینا تبعید شدند.

سلام

در نقل قول اول فرموده اید ابراهیم افسانه است
ولی در نقل قول دوم از وجود هاجر و اسماعیل و تبعید انها گفته اید

این دو نقل قول که از شما کرده ام با هم در وجود حقیقت داشتن و یا نداشتن در تناقض است

در ضمن موسی اگر افسانه است پس پیروان او از کجا امده اند ؟

جوجه اردک زشت;721888 نوشت:
درسته تازه بحث دیگه ای. چرا خدا 313 رسول فرستاد؟

ابتدا باید یادآور شوم تفاوت نبی و رسول مورد توافق یهودیت و مسیحیت و اسلام است:
خصوصا تاکید می‌کنم که پیامبران بنی اسرائیل اغلب نبی بودند. با این مقدمه، از دید تاریخی قرآن از 28 پیامبر=رسول نام می‌برد. مجموع انبیا در آیین یهود، مسیحیت، اسلام و بهائیت نیز مجموعا 93 نفر است:
باور به 313 رسول، از روایات استخراج شده و احتمالا برای تقدس بخشیدن به جنگ بدر است. در روایات دیگری آمده که تعداد یاران امام زمان نیز 313 نفر خواهد بود. در جنگ بدر سپاه مسلمانان 313 نفر بود. جنگ بدر در واقع یک عملیات بزرگ راهزنی بود و به تقدس نیاز داشت؛ تقدسی که پایه‌ی حکم جهاد شد. مسلمانان به انواعی از تقدس و تاثیر برای اعداد پایبندند که در یهودیت ریشه دارد و آن هم از ستاره‌شناسی جادویی می‌آید. مثلا این که یهودیان می‌خواهند تعداد پیامبران اولیه را به زور به 12 تا کاهش دهند یا مسیحیان می‌خواهند حواریون عیسی را به 12 تا کاهش دهند، یا این که حضرت محمد 12 وصی از اهل بیتش تعیین کرد ناشی از تاثیر و تقدسی است که مردم برای خورشید و 12 ماه و 12 صورت فلکی نماینده‌ی آن ماه‌ها در سرنوشت خود و تدبیر جهان قائل بوده‌اند. در این مورد بنده خیلی حرف دارم که به تاپیک مرتبط نیست.

**گلشن**;721896 نوشت:
در نقل قول اول فرموده اید ابراهیم افسانه است. ولی در نقل قول دوم از وجود هاجر و اسماعیل و تبعید انها گفته اید. این دو نقل قول که از شما کرده ام با هم در وجود حقیقت داشتن و یا نداشتن در تناقض است.

چه خوب شد این سوال را مطرح کردید. افسانه به معنای دروغ نیست. به معنای داستانی بدون مدرک یا خلاف تجربه است که مورخین امکان آن را رد می‌کنند اما بسیاری از مردم آن را باور دارند. بنابرین افسانه‌ها احتمالا نسخه‌های اغراق شده‌ی داستان‌های واقعی هستند.
1. در مورد نوح عرض شد:پیامبری نوح افسانه است، زیرا فقط در قرآن آمده، ولی با توجه به داستان‌های قبلی، آتراهاسیس احتمالا حاکم ثروتمند جایی اطراف شوروپاک یا اور بوده.
طوفان جهانی نوح یک افسانه است و احتمالا طوفانی که در شوروپاک آمده واقعی است.
این که نوح از همه‌ی گونه‌های جانداران یک جفت به کشتی برده افسانه است و احتمالا او با طغیان فرات ترسیده و به با خانواده و دام‌هایش به کشتی پناه برده. دام‌هایی که به او اجازه دادند پس از طوفان زندگی خود را احیا کند.
طول و عرض و مشخصات کشتی نوح افسانه است. احتمالا آتراهاسیس کشتی بزرگی داشته که باعث نجاتش شده.

2. در مورد ابراهیم عرض شد:تبلیغ یکتاپرستی در بابل توسط ابراهیم افسانه است، اما بعید نیست پیامبران یهود در آنجا به چنین کاری دست زده باشند.
عرض شد به آتش افکندن ابراهیم افسانه است، اما تحت فشار بودن یهود و پیامبرانشان در تبلیغ و پرت شدن آنها به آتش اصلا بعید نیست. خصوصا که در داستان‌ها خود یهودیان در دعواهای اعتقادی در بابل یکدیگر را می‌سوزاندند. خیلی در این مورد حرف دارم
عرض شد، هجرت ابراهیم به کنعان، دریافت زمین‌های کنعان از خدا برای یهود، روش او در تقسیم زمین‌‌ها کنعان افسانه است. اما نسل کاهنان بنی‌اسرائیل دقیقا این کارها را انجام دادند. آنها وقتی به یهودیه برگشتند با ساخت این داستان‌ها زمین‌های ساکنان یهود را به زور از آنها گرفتند. همین آیات اکنون هم برای توجیه جامعه‌ی یهودیان برای اشغال فلسطین و اردن به کار می‌رود. بله. یهودیان اردن را هم ارث پدری خود می‌دانند!

خلاصه این که داستان 4600 سال پیش ابراهیم در واقع داستان 2600 سال پیش خود یهودیان است که فقط شخص اول آن عوض شده. اما اولا ابرام و آذر نام‌هایی بابلی نیست و دوما ابراهیم قبل از تبعید بنی‌اسرائیل به بابل در تورات بوده. وگرنه یهودیان تبعیدی نمی‌توانستند با جعل داستان در مورد او، یهودیان بومی یهودیه را از آنجا بیرون کنند.
3. بنده وجود موسی را تایید نمی‌کنم.داستان او ترکیبی از داستان بزرگان دیگر تاریخ است. مانند سارگان، خود یهوه و قانون‌آورانی چون مانو، مینوس، میسی. بنی‌اسرائیل با فرهنگ اسطوره‌ای‌ درخشان و قدرتمندشان این داستان‌ها را به سود خود مصادره کرده‌اند. فرهنگی چنان قوی که امروز نیز نیمی از جهان را گرفته است و تنها رقیبش فرهنگ اسطوره‌ای-فلسفی شرق است.
آنچه اصالت دارد داستان‌های معجزاتی است که پیروان یهوه با انگیزه‌های مشخص‌شان به موسی نسبت داده اند
و سخنرانی‌هایش در کوه طور که پادشاه یوشعا با جعل کتاب تثنیه به او نسبت داد.
و در نهایت داستان گوساله‌ی سامری که هم در تمایلات یهوه‌پرستان ریشه دارد، هم در افسانه‌های مصری

حتی ده فرمان نیز اصالت ندارد و ظاهرا از کتاب مردگان مصر کپی شده.

4. با وجود افسانه‌های زیادی که تولد، زندگی، معجزات و مرگ عیسی را پوشانده وجود او، شغلش، محل زندگی‌اش ناصره، تعمیدش، دوره‌گردی اش، عقلش، سبک کاملا خاص تبلیغی اش (خصوصا داستان‌های شوک آورش)، تفاوت سبکش با سبک عقلای کلبیون که مکتب فلسفی زمان او بود، سفرهایش و اشارات تاریخی به او احتمالا واقعیت پررنگی در تاریخ داشته. عیسی‌ای که می‌شناسیم اگرچه مانند موسی ترکیبی از چند خدا، قهرمان کلیشه‌ای و شخصیت‌های اسطوره ایست، اما بر خلاف موسی هر گاه این ها را کنار بگذاریم به یک عیسای تاریخی می‌رسیم.

در پایان بعید نیست نوح، ابراهیم یا حتی شاید عیسی اصلا وجود نداشته باشند. اما من این احتمال را کنار می‌گذارم. زیرا در اول پست عرض کردم:

نقل قول:
بنده در این پست شکاکیت را در حداقل نگه می‌دارم.

ضمنا فرمودید:
**گلشن**;721896 نوشت:
موسی اگر افسانه است پس پیروان او از کجا امده اند؟

یهودیت دین نیست. به معنی پیروی از موسی نیست. یهودی یعنی ساکن یهودیه. بگذارید توضیح دهم.
  1. یکی بود، یکی نبود! 3200 سال پیش کشوری به نام اسرائیل وجود داشت که 12 سبط در آن زندگی می‌کردند و خود را از نسل 12 پسر یعقوب=اسرائیل می‌دانستند. 10 سبط از آنها متحد بودند.
  2. اما اکثریتی از سبط یهودا و سبط بنیامین در جنوب اسرائیل در کشوری مستقل و بزرگ و ثروتمند و قدرتمند و متصل به دریا به نام یهودیه زندگی می‌کردند. آنها تبلیغ می‌کردند که یهودیان قوم برترند، یعنی بر اسرائیلیان برتری دارند.
  3. اهداف انقلابی و تندروی‌های ساکنان یهودیه اجازه‌ی ظهور پیشگویان=پیامبران و پادشاهان تندرویی را می‌داد که یهوه خدای جنگ را می‌پرستیدند و از خدایان دیگر بیزار بودند. این‌ها اولین یکتاپرستان تاریخ هستند. داستان آنها بیشتر حجم تورات را به خود اختصاص داده. متاسفانه پیروان یهوه فقط یکی از دو حزب قدرتمند بنی اسرائیل بودند. پیروان خدای جنگ (یهوه) در یهودیه و پیروان خدای صلح (بعل و عشیره) در اسرائیل پرطرفدارتر بودند.
  4. پادشاهان یهودیه از نژادپرستی یهودیان و جنگ با اسرائیل برای رسیدن به قدرت استفاده می‌کردند. لذا گرایش به خدای جنگ برای آنها طبیعی بود. اما به جنگ طلبی مردم هم نیاز داشتند. متاسفانه بنی‌اسرائیل صلح طلب بودند.
  5. بنابرین پادشاهان یهودیه با دولت خونخوار آشور متحد شدند و حتی بسیاری از سنت‌های جنگ آشور را تقدس بخشیده و وارد کتاب خود کردند. سنت‌هایی چنان خشن که حتی خود یهودیان نیز نپذیرفتند و در تمام طول تاریخ مایه‌ی شرم‌ساری آنها بوده. خشونت اسرائیل امروز ناشی از این سنت‌های آشوری است.
  6. این کار به پیشگویان فرصت داد به اسرائیل بروند و پیش‌گویی کنند که آشور حمله خواهد کرد و اگر بنی اسرائیل پرستش خدایان صلح را کنار نگذارند و به خدای جنگ روی نیاورند آشور آنها را نابود خواهد کرد. البته آنها ادعا می‌کردند این پیش‌گویی های بدیهی را از یهوه، خدای جنگ می‌گیرند.
  7. در زمان صلح کسی به آنها محل نمی‌گذاشت و حتی آنها را آزار می‌داد. این منبع داستان‌های قرآن در مورد تکذیب پیامبران گذشته است.
  8. اما زمانی که آشور حملاتش به اسرائیل را آغاز کرد کسب و کار پیش‌گویان گرفت! آنها حتی ادعا می‌کردند یهوه با آنها در تماس است و پیام‌هایی به آنها می‌دهد تا برای پیروزی و دستیابی به حکومت عظیم و قوی اجرا کنند. اینجا بود که پیشگویان به پیامبران تبدیل شدند. دستاویز پیامبران یهوه برای اثبات قدرت او ترویج این ادعا بود که سبطیان=نوادگان پس از یوسف به اسارت و بردگی قبطیان=Egyptians=مصریان در آمدند و یهوه با عذاب‌هایی که بر آنها نازل کرد بنی‌اسرائیل را نجات داد. این از داستان موسی
  9. کسی که بهتر از همه این شرایط را درک کرد و از آن استفاده کرد پادشاه یوشعا بود. او با رسیدن به قدرت سخنان زیادی از قول موسی در کتابی کاملا مجزا به نام تثنیه جعل کرد که همه در کوه طور خطاب به بنی‌اسرائیل بودند. کیفیت نگارش این کتاب به گرد پای سوره‌ی بقره هم نمی‌رسد. اما او به مخالفانش فرصت انتقاد نداد و تمامی پیروان خدایان صلح را به نام موسی و یکتاپرستی قتل عام کرد. این هم از پیامبری و سخنان موسی. البته اگر نبود ترس از تهدید حمله‌ی آشور، او هرگز فرصت چنین کاری را نمی‌یافت

با حفظ جایگاه حزقیال، موسای واقعی یوشعا است. یهود امروز هم پیرو او هستند.

**گلشن**;721896 نوشت:
در نقل قول دوم از وجود هاجر و اسماعیل و تبعید انها گفته اید

بنده فقط داستان تورات و قرآن و اسناد جغرافیایی در مورد هاجر و اسماعیل را تطبیق دادم. البته من که هنوز حرفی در این مورد نزدم. بحث هاجرگرایی مفصل است.

جوجه اردک زشت;721886 نوشت:
اصل بحث سر چی بود؟ شما گفتید ادیان در مرکز نقشه اومدن بنده گفتم خدا دین رو فرستاده و میدونه زمین گرد هست بنابرین به وسط نقشه فرستادن معنی نداره

اصل بحث در مورد مکان رسالت پیامبران صاحب شریعت بود. همونطور که قبلا گفتم در دنیای قدیم، جهان از ژاپن در شرق شروع میشد و به مراکش در غرب ختم میشد. چون راه های دریایی شناخته شده نبود و ارتباطات از طریق راه های زمینی صورت میگرفت. . منطقی هست که اگر قرار باشه پیامبری با رسالت جهانی مبعوث بشه، این اتفاق در جایی بیفته که به چهارگوشه عالم آن زمان دسترسی داشته باشه. خاور میانه بهترین مکان برای این امر هست.

جوجه اردک زشت;721886 نوشت:
کدوم کلیسا ها نام ببرید و قدمتشون رو بگید(حرف بدون سند ارزشی نداره)

مسیحیت در چین حدود 1400 سال قدمت داره. حتی پادشاهان ساسانی از ساخت کلیسا در چین حمایت می کردند.
برای اطلاعات بیشتر
https://en.wikipedia.org/wiki/Christianity_in_China

جوجه اردک زشت;721886 نوشت:
انسان ها کشف نکرده بودن خدا که میفهمید اونجا آدم هست 2000 سال کسی رو اون طرف مبعوث نکرده چرا؟

خدا هیچ جای دیگه ای هم مبعوث نکرده. نه اینور و نه اونور.

اما این به اون معنی نیست که پیام اسلام به سرخپوستان نرسیده

به عنوان مثال

سايروس گوردون در كتاب 'پيش از كلمب' گزارشي ارايه مي دهد كه در آن سكه هاي پيدا شده در منطقه جنوب درياي كاراييب را چنين توصيف مي كند: در حوالي ساحل ونزوئلا گنجينه اي از سكه هاي مديترانه و تعداد زيادي شبه سكه پيدا شد كه بي ترديد نمي تواند مجموعه اي از مسكوكات يك سكه شناس باشد، بلكه ذخيره اي از نقدينه است. تقريبا همه آنها، سكه هايي رومي از دوران حكومت اوگوستوس تا قرن چهارم ميلادي است. اما دو فقره از اين سكه ها عربي، و متعلق به قرن هشتم ميلادي است.

كريستف كلمب در نامه هاي خود در اكتبر 1492 مي نويسد: زماني كه كشتي در نزديكي شمال شرقي كوبا به گل نشست يك مسجد در بالاي يك كوه زيبا را ديدم. همچنين خرابه هاي مساجد و مناره ها با كتيبه هاي از آيات قرآن در كوبا، مكزيك، تگزاس و نوادا كشف شده است.

برای اطلاعات بیشتر به اینــــــــــــــــــــــــجا مراجعه کنید

(متاسفانه در حال نوشتن مقاله ای علمی هستم و فرصت ندارم تا میزان صحت این مطالب رو تایید کنم)

جوجه اردک زشت;721886 نوشت:
والا عربستان که اون موقع(زمان بعثت) بیابان گرد بودن اکثرا تمدنی ندیدیم ما منظورتون کدام زمان هست؟

بحثمون در مورد خاور میانه هست که حتی غربی ها هم به عنوان مهد تمدن بشری قبولش دارن!

جوجه اردک زشت;721886 نوشت:
کدوم علما از کدوم فرقه اسلامی؟ حرف علمای اسلام یکی نیست که بتونن جانشین پیامبر بشن در ضمن سوادشم ندارن

از نظر ما قضیه روشنه. اگر از نظر شما روشن نیست، به کارشناسان سایت مراجعه بفرمایید

جوجه اردک زشت;721886 نوشت:
دوست عزیز یکم مطالعه کنید بعد نظر بدید اسم پیامبر اسلام غیر قر/ان توسط مورخین مسلمان در کتب تاریخی اومده مشابهش برای حضرت موسی اتفاق افتاده
یعنی مورخین یهودی در کتبشون آوردن جدای تورات

در مورد حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم علاوه بر منابع مسلمانان، کتاب های غیر مسلمانان هم موجوده. اما در مورد حضرت موسی به غیر از مطالب یهودیان در تاریخ اثری نیست. یا در مورد حضرت ابراهیم و ...

armandaneshjoo;721759 نوشت:
خیر. در اسلام 124000 نبی داشتیم. نبی یعنی کسانی که از خدا خبردار شده‌اند، اما مامور تبلیغ و هدایت مردم نبوده‌اند.
تعداد رسولان در اسلام 313 نفر است. رسولان کسانی هستند که دین پیامبر صاحب شریعت را تبلیغ می‌کنند.

تعریفتان اشتباه است

نبی ، عام است خواه صاحب کتاب باشد یا نباشد، و رسول خاص است ، آنکه صاحب کتاب باشد. (غیاث اللغات از شرح نصاب )

مثلا خداوند در آیه 213 سوره بقره می فرماید "فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ"..... "پس خدا پيامبران (نبیین) بشارت دهنده و ترساننده را، بفرستاد" که تعریف شما را نفی می کند

armandaneshjoo;721759 نوشت:
جز 25 پیامبری که در خاور میانه آمده‌اند 288 پیامبر دیگر برای بقیه‌ی جهان می‌ماند که برای هدایت بشر در سراسر زمین در طول ده‌ها یا صدها هزارسال اصلا کافی نیست.

وقتی بطلان سخن اولتان معلوم شد، این مطلب هم باطل می شود.

armandaneshjoo;721759 نوشت:
از آنجا که همه‌ی داستان‌های قرآن از پیامبران خاورمیانه است می‌توان از خواندن خود قرآن نتیجه گرفت که نویسنده‌ی این کتاب خدا نیست. زیرا از جهان خارج از خاورمیانه خبر ندارد. وگرنه داستان پیامبران چین و اروپا و افریقا و آمریکا را هم نقل می‌کرد تا با آمدن اسلام به آن نواحی مردم به حقانیت اسلام و علم خدا پی ببرند و برایشان حجتی شود که ایمان بیاورند.

همه از خاورمیانه نیست! مثلا در مورد ادریس احتمال اروپایی بودنش هم می رود

لقمان هم افریقایی بوده است!

پست بسیار دقیق

Anoushiravan;721944 نوشت:
تعریفتان اشتباه است. نبی ، عام است خواه صاحب کتاب باشد یا نباشد، و رسول خاص است ، آنکه صاحب کتاب باشد. (غیاث اللغات از شرح نصاب ) مثلا خداوند در آیه 213 سوره بقره می فرماید "فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ"..... "پس خدا پيامبران (نبیین) بشارت دهنده و ترساننده را، بفرستاد" که تعریف شما را نفی می کند

آفرین که با مطالعه حرف می‌زنید. امیدوارم راجع به جواب بنده هم مطالعه کنید و ببینید ادعای بنده محکم‌تر است یا ادعای غیاث اللغات.

منابع
تعریف رسول و نبی اصلا مختص به اسلام نیست و لغاتی دیرینه با معنای محکم و با ریشه در یهودیت و مسیحیت و زبان‌های عبری و سریانی و عربی است. این لغات تا دلتان بخواهد با معنی متمایز در تورات و انجیل آمده اند:
نبي = נביא (که نبی خوانده می‌شود) را در تورات را ببینید:
http://www.blueletterbible.org/lang/lexicon/lexicon.cfm?Strongs=H5030&t=KJV
همچنین نبی = προφήτης (که prophētēs خوانده می‌شود) = Prophet در کتاب مقدس را ببینید:
http://www.blueletterbible.org/lang/lexicon/lexicon.cfm?Strongs=G4396&t=KJV
اکنون שליח (که شالاح خوانده می‌شود را در تورات ببینید:
http://www.blueletterbible.org/lang/lexicon/lexicon.cfm?Strongs=H7971&t=KJV
سپس ἀπόστολος (که آپوستلوس خوانده می‌شود) = Apostle = حواری را در کتاب مقدس ببینید:
http://www.blueletterbible.org/lang/lexicon/lexicon.cfm?Strongs=G652&t=KJV
البته اطلاح دیگری را هم نباید از یاد برد و آن ملکه است که برابر رسول است و در تورات و انجیل برای اشاره به پیامبران به کار می‌رود. این سنت در اسلام از بین نرفته و فرشتگان به آن جهت ملائک خوانده می‌شوند که از طرف خدا رسالت دارند کارهایی را انجام دهند.
ملک = נביא (که ملکه خوانده می‌شود) را در تورات ببینید:
http://www.blueletterbible.org/lang/lexicon/lexicon.cfm?Strongs=H4397&t=KJV
رسول = ἄγγελος (که آنگلوس خوانده می‌شود) = Messenger = پیامبر را در کتاب مقدس ببینید. آنگلوس یعنی Angle یعنی فرشته.
http://www.blueletterbible.org/lang/lexicon/lexicon.cfm?Strongs=G32&t=KJV
در مورد آمار قرآن می‌توانید از طریق این منبع تحقیق کنید:

لغت شناسی
هم در عربی و هم در عبری (زبان بنی‌اسرائیل و تورات) لغت نبی با جمع نبیون و انبیا به معنی پیشگو یا prophet یا خبرگیرنده است. این لغت از ریشه‌ی عربی نبأ به معنی خبر می‌آید. حتی سوره‌ای به این نام در قرآن هست. منظور از نبأ در کتب انبیا بنی اسرائیل و قرآن وحی است و منظور ازنبی کسی است که وحی دریافت کند. این اسم 75 بار در قرآن به همین معنی آمده. لغت نبوه هم 5 بار به همین معنی در قرآن آمده.
شکل سریانی رسول الله s̲h̲eliḥeh d-allāhā است که تا دلتان بخواهد در پیش‌گویی‌های سنت توماس تا دلتان بخواهد استفاده شده است. فعل ارسال به شکل s̲h̲eliḥeh و s̲h̲alaḥ نیز در مورد انبیاء بنی‌اسرائیل که ناگهان تصمیم به تبلغی و دعوت می‌گرفتند استفاده شده.
لغت رسول و رسل و مرسَل به پیامبر یا حواری اشاره دارد و بیش از 300 بار استفاده شده است. لغت رسالت هم 10 بار آمده است. جمع این دو گاه حتی به عنوان پایه‌‌ای عددشناسی برای ادعای 313 رسول در معجزات عددی قرآن به کار می‌رود. کاربرد لغت رسول در قرآن نیز در مواردی است که کسی از طریق وحی ماموریتی دریافت کند. حتی مورچه‌ای که جلوی سپاه سلیمان بود رسول تلقی شده. او که کتاب و شریعت نداشته!
مزیت سایت آمار قرآن این است که به شما اجازه می‌دهد با خواندن آیاتی که در آنها لغات نبی و رسول آمده از صحت ادعای بنده در مورد قرآن مطمئن شوید.

نتیجه
بنده ادعایی کردم.
شما با مراجعه به لغت‌نامه و یک آیه از قرآن آن را رد کردید. آفرین که با مدرک صحبت می‌کنید.
بنده در پاسخ با ریشه شناسی دقیق و آوردن تمام موارد استفاده از این لغات در تورات و انجیل و قرآن به طور تحقیقی و دقیق ادعای شما را رد کردم.
اکنون اگر بر ادعای خود پافشاری دارید با ذکر تعداد بیشتری از مدارک به بحث ادامه دهیم.

راستی لقمان طبیب اهل مصر بوده یا آفریقای جنوبی؟ ادریس اهل ترکیه بوده یا انگلستان؟

شما در ابتدا فرموده اید

armandaneshjoo;721759 نوشت:
در اسلام 124000 نبی داشتیم. نبی یعنی کسانی که از خدا خبردار شده‌اند، اما مامور تبلیغ و هدایت مردم نبوده‌اند.
تعداد رسولان در اسلام 313 نفر است. رسولان کسانی هستند که دین پیامبر صاحب شریعت را تبلیغ می‌کنند.

خوب پس ملاک ما در اینجا اسلام است نه یهودیت و ...

ممکن است این لغت در زبان های دیگر معانی دیگری هم داشته باشد مانند واژه "دیو" در فارسی امروز و فارسی قدیم و سانسکریت، در حالی که همه از یک خانواده هستند

اما ما در اینجا درباره مفهوم این واژه در اسلام صحبت می کنیم

بر اساس قران شریف همانگونه که قبلا گفتم: آیه 213 سوره بقره می فرماید "فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ"..... "پس خدا پيامبران (نبیین) بشارت دهنده و ترساننده را، بفرستاد" که تعریف شما را نفی می کند

شما گفته اید در اسلام نبی مامور به تبلیغ نیست، اما من آیه ای را آورده ام که به وضوح سخن شما را نفی کرده است

پس سایر مطالب شما در مورد 124000 پیامبر باطل می باشد مگر این که خلافش را اثبات کنید

[="Tahoma"][="Navy"]

meisam_em;701050 نوشت:
با سلام و احترام
طاعات و عبادت مورد قبول حق
از اول خلقت ادم 124000 پیامبر داشتیم و بعد از ان معصومین علیهم السلام
با توجه به حکمت و دانا و عادل بودن خداوند چطور میشود یکسری پیامبر که محدود به زمان و مکان هستند و نقاط خاصی از لحاظ جغرافیایی را پوشش میدهند فرستاده میشوند و مبلغ دین میشوند؟منظورم این هست که همه انسانها باید در همه زمانها از دین با خبر بشوند و از نزدیک پیامبران را ببیند دیگر....چطور و چرا؟!
یکم شاید بد منظور را رسونده باشم منظورم این هست ااذر و مقداد و سلمان و میثم اگر از نزدیک پیامبر ص و امیرالمومنین علیه السلام را لمس نمیکردند ایا بهه آن مقامات میرسیدند؟و همینطور کسانی که لمس نکردند آیا این امکان نداشت اباذر یا مقداد یا .....شوند؟

سلام
ظرفیتها تعیین کننده بهره مندی هاست
این را هم نسبت به افراد و هم جوامع می توان قائل بود
لذا هرچیزی در هر زمانی پاسخگوی نیازهای ایجاد شده در آن زمان است و چه بسا این نیاز و استعداد استمرار داشته باشد
ظهور اسلام نشان دهنده وجود ظرفیت در منطقه غرب آسیا برای دریافت آخرین مکتب وحیانی است
به حسب افراد هم همینطور
امروز هم صاحبان استعداد از آنجا که باید روزی معنویشان را بگیرند می گیرند
هو الله الذی خلق کل شی ثم هدی
یا علیم[/][/]

armandaneshjoo;721759 نوشت:
پست بسیار مهم: تاریخ پیامبران بر اساس مدارک

دانش‌شناسی
در این پست بنده سعی می‌کنم استدلال طولانی عقلی یا استدلال صرفا عقلی نکنم و فقط تاریخ را بررسی کنم.

بنده تواتر را دلیل محکمی می‌دانم. اما اگر منبع دو خبر یکسان باشند دیگر خبر متواتر نیست. مثلا نمی‌توان گفت چون سومر و آکد و تورات یهود و کتاب مقدس مسیحیان داستان نوح را نقل کرده‌اند این داستان متواتر است. زیرا تحلیل متون معلوم می‌کند. داستان‌های‌ آکدی و داستان‌های سفر پیدایش 1 در تورات از داستان‌های سومری کپی شده‌اند. مسیحیان هم قبول دارند داستان نوح کتاب مقدس عینا از تورات کپی شده است. شما کدام خبر از پیامبران قبل از اسلام را متواتر می‌خوانید؟

بنده در این پست شکاکیت
را در حداقل نگه می‌دارم.


آیات و روایات

[=115][=112][=115][=112]
جواب محکم
خیر. در اسلام 124000 نبی داشتیم. نبی یعنی کسانی که از خدا خبردار شده‌اند، اما مامور تبلیغ و هدایت مردم نبوده‌اند.
تعداد رسولان در اسلام 313 نفر است. رسولان کسانی هستند که دین پیامبر صاحب شریعت را تبلیغ می‌کنند.

جز 25 پیامبری که در خاور میانه آمده‌اند 288 پیامبر دیگر برای بقیه‌ی جهان می‌ماند که برای هدایت بشر در سراسر زمین در طول ده‌ها یا صدها هزارسال اصلا کافی نیست.

از آنجا که همه‌ی داستان‌های قرآن از پیامبران خاورمیانه است می‌توان از خواندن خود قرآن نتیجه گرفت که نویسنده‌ی این کتاب خدا نیست. زیرا از جهان خارج از خاورمیانه خبر ندارد. وگرنه داستان پیامبران چین و اروپا و افریقا و آمریکا را هم نقل می‌کرد تا با آمدن اسلام به آن نواحی مردم به حقانیت اسلام و علم خدا پی ببرند و برایشان حجتی شود که ایمان بیاورند.

:khaneh: این که مای موصوله نیست. این مای نافیه است.
نگفته لتنذر قوما مما انذر آبائهم (تا بترساند قومی را از آنچه پدرانشان را ترسانده بودند)
گفته لتنذر قوما ما انذر آبائهم (تا بترساند قومی را که پدرانشان را نترسانده بودند)
شما آیه را برعکس معنی کردید. البته اشتباه شما نیست. بنده دیده‌ام در ترجمه‌های ضعیف قرآن این اشتباه رخ دهد. اما ترجمه‌های معتبر این اشتباه را ندارند.

شواهد

خیر. تاریخ چنین گواهی نمی‌دهد. داستان نوح از اسناد سومری، آکدی، دو سند یهودی و یک سند قرآنی بدست ما رسیده. اما ادعای نبوت نوح فقط در قرآن آمده. پیامن مشترک دیگری نیز در این پنج داستان نیست.

بله. این ادعا بسیار مشهور است و بارها توسط مسیحیان و مسلمانان مطرح شده. اما تمام شواهد بر خلاف آن هستند.

دوست عزیز. پیام نوح تا کنون به هیچ کجای جهان نرسیده است. داستان ابراهیم هم از دو طریق نقل شده: تورات و قرآن. در این دو نیز پیام مشترکی دیده نمی‌شود. خصوصا پیام توحید.

بنده جستجو کرده‌ام. بر اساس شواهد:

  1. نوح که عرض شد. در داستان اصلی انلیل خدای خدایان تصمیم به نابودی زمین با سیل می‌گیرد که پسرش انکی خدای شیطنت با مامور کردن آتراهاسیس به بردن جفت جفت حیوانات به یک کشتی عظیم نقشه‌ی او را به هم می‌زند. آتراهاسیس در مقابل از انلیل عمر جاودانه می‌گیرد. داستان فوق به افسانه‌ی گیل‌گمش راه‌یافته، با تغییر نام خدایان در نسخه‌ی آکدی آمده و عینا در تورات نقل شده. نسخه‌ای سوری و پرمبالغه نیز دوباره در جای دیگری از تورات آمده. هر دو نسخه در کتاب مقدس مسیحیان هست. نسخه‌ی قرآن بسیار متفاوت است (در بالا عرض شد). هارون یحیی و BBC Noah the Real Story این احتمال را تقویت کرده‌اند که نوح پادشاهی از شوروپاک و اور بوده که در پی طغیان فرات در اثر سیل و بارش با دامهایش به یک کشتی پناه برده و به خلیج فارس رانده می‌شود از سلطنتش خلع می‌گردد.
  2. روایات ابراهیم در تورات یعنی تبلیغ در بابل، هجرت به کنعان، تقسیم زمین، نه تنها دقیقا همان کاری است که اشعیای دوم و کاهنانش به انگیزه‌ی رهبری یهود در بابل و تصاحب زمین‌ها در یهودیه هنگام بازگشت از بابل انجام دادند، بلکه مشخص شده این یهودیان داستان‌ای بابلی مانند نبرد مردوک با تایمت، آفرینش جهان در شش روز و هبوط آدم از باغ عدن را نیز از داستان‌های بابلی کپی کرده اند. این‌ها بزرگ‌ترین تحریف کنندگان تورات نیز هستند.
  3. داستان به آتش افکندن ابراهیم را در تورات نیافتم. البته جایی ادعا شده بود این جزو داستان‌های یهودیان برای کودکان است. اما گفته بود فقط جنبه «آموزنده» در حد بابانوئل داشته.
  4. طفلی که در سبد به رود انداخته شد تا از کشتار اطفال نجات یابد و توسط آکی=آسیه نجات یافت و به عنوان شاهزاده بزرگ شد سارگان از آکاد است، نه موسی.
  5. قبل از موسی کسانی که بر فراز کوه قوانین و الواحی دریافت کردند مانو از هند، مینوس از روم، میسی از مصر هستند. میسی=موسی.
  6. بارها عرض شد که کتاب تثنیه و آنچه از موسی در باب یکتاپرستی در آن نقل می‌شود نوشته‌های هاکایا، کاهن اعظم پادشاه یوشعا است. این کتاب نوشته شده تا دستاویزی باشد برای قتل عام مخالفانش به بهانه‌ی شرک.
  7. داستان تولد و مرگ عیسی نه تنها قبلا در مورد اوسیریس، میترا و دایونایسیس نقل شده که ریشه‌های ستاره‌شناختی آن نیز در ابتدای مستند Zeitgeist خلاصه شده. البته چهار نفر از مورخین زمان عیسی به معلمی دوره‌گرد و پرطرفدار اشاره می‌کنند، ولی اشاره به معجزات عیسی فقط در یک روایت آمده که تمام مورخین آن را جعلی می‌دانند.
  8. سخنان عیسی نیز بسیار کم و کوتاه هستند و اصلا شامل آنچه مسلمانان ادعا می‌کند نیست. پیام او پیام محبت و همدردی و مهربانی است، نه درخواست پرستش و گواهی به خدا و توحید.
نتیجه:در مورد داستان نوح و ابراهیم و موسی و عیسی خود داستان‌ها یا حقیقت ندارند یا با انگیزه‌های معلوم به شدت تغییر کرده‌اند.
پیام نوح اصلا به دست ما نرسیده.
پیام ابراهیم و اشعیا چه در تورات و چه در قرآن در واقع پیام کاهنان یهودی بابل است.
پیام موسی پیام یوشعا است.
پیام عیسی ابتدا پیام مسیحیان یهودی (معادل مهدویان مسلمان) بود و اکنون پیام پولس و انجیل یوحنا است.

مدارک از:
[1] کتاب تاریخچه‌ی خدا اثر کارن آرمسترانگ. رایگان نگاه گنید به: مقاله، مستند، کلیپ، کسانی که آن را خوانده اند
[2] مستند Zeitgeist

موسی یعنی از آب گرفته شده. این نامی جعلی برای سارگان، پادشاه آکاد است. همانطور که در شماره 4 و 5 در مصر هرگز موسایی وجود نداشته.

اسم عیسی در تاریخ هست. نوح و ابراهیم و موسی نیز افسانه‌های بنی‌اسرائیل هستند.

هاجر و اسماعیل به صحرای سینا تبعید شدند. اما حنیفیان صحرا و چشمه و کوهی که در این داستان آمده بعدها با صحرا و چشمه و کوهی در حجاز مطابقت دادند و داستان ساخت کعبه توسط ابراهیم را ترویج دادند.

برای درک اشکال استدلال فوق نگاهی به ادیان جهان می‌اندازیم:

  1. آفریقایی‌ها در عصر جادو مانده بودند و بجز بعضی اقوام که اجدادشان را می‌پرستیدند، کسی دین نداشت
  2. سرخپوستان، مایاها و ازتک‌ها توتمیست و جادوگر بودند و همه انسان قربانی می‌کردند.
  3. چینی‌ها و سایر آسیایی‌ها اجدادشان را می‌پرستیدند.
  4. هندوها چندخداپرست هستند. ضمنا خدایان هندو یک عده ابرقهرمان انسان‌نما هستند. خدای یکتا هم ندارند. سه خدایی هستند: برهما خالق، ویشنو نگهدارنده و شیوا نابودگر جهان است.
  5. برهماییان از بین سه خدا فقط برهما را می‌پرستند ولی پیامبر ندارند. آیین‌شان فلسفی است و از 3500 تا 2500 سال پیش در حال توسعه بوده. هدف آن هم تشکیل و نگهداری جامعه طبقاتی بوده نه هدایت.
  6. بودائیت در اصلاح برهمادیت وجود خدا را زیر سوال برده است و به جای پیروی به تعقل دعوت می‌کند. فقط بودائیت چرخ الماس است که پیروی از دالای لاما را تبلیغ می‌کند. او معادل خداست، نه پیامبر. با این حال اطاعت او واجب نیست.
  7. ادیان غربی یونان، مقدونیه، روم، نروژ و ... نیز چندخداپرست بوده‌اند و خانواده‌ای از خدایان جهان را خلق کرده بودند و بر سرنوشت بشر حکم می‌راندند. ایم خدایان دعوت نداشتند و ایمان به آنها ضروری نبوده و کفر به آنها هم جرم نبوده. فقط مردم بسیار از آنها می‌ترسیدند و برای پیش‌برد امورشان آنها را می‌پرستیدند. در این ادیان هدایت و سعادتی در کار نیست و انسان پس از مرگ به جهان زیر زمین می‌رود که جهان مردگان است و اجساد در آن زندگی بدی دارند. خاک می‌خورند. کرم‌ها و موذیان به جانشان می‌افتند و دچار عذاب‌ها و مصائب زیادی هستند.
  8. تمام پیامبران بین 3200 تا 1400 سال پیش در خاور میانه برای یهودیت و اسلام آمده‌اند.
  9. اغلب پیامبران یهودیت قبل از اشعیای دوم آمده‌اند. آنها مبلغ یکتاپرستی بوده‌اند، نه یکتاباوری.

خیر. بر اساس شواهد فوق دین شناسان فقط یهودیت و اسلام را دارای پیامبر می‌دانند.

1. ادعای شریعت داشتن آدم کاملا اسلامی است.
2. این‌ها همه در خاور میانه بوده‌اند.
3. داستان یعقوب در تورات را بخوانید. همین الان که تورات دوبار توسط بت‌پرستان تحریف شده، داستان یهود سرشار از شرک است.
4. ادعای شریعت داشتن یعقوب ادعای بنی‌اسرائیل است. آنها آدم و نوح و خصوصا ابراهیم را دارای شریعت نمی‌دانند.

خیلی جالب است که شما تمام شرایع الهی را که بیش از 90 در صد مردم زمین به آنها عقیده و باور دارند با استناد به یک کتاب و یک مستند ردّ کردید

کار بسیار عالمانه ای کردید در تمام عمرم پژوهشی در حوزه ادیان با این وسعت و دقت ندیده بودم!!!!!!!

توجهتان را به قسمتی از کتاب سیمای محمد(ص) این نویسنده جلب می کنم:

فصل دوم: محمد يك انسان الهى است محمد(ص) در چهل سالگى به رسالت مبعوث شد. فلسفه بعثت، نجات انسان جاهلى جزيره‏‎ًْالعرب و پس از آن نجات همة انسانهاى جاهلى آن عصر و عصرهاى بعدى بود. او در يك دوره پانزده ساله به خودسازى پرداخت و آن‌گاه رسالت عظيم هدايت انسانها را پذيرفت. حوادثى كه بر پيامبر گذشت، در كتب تاريخى معتبرى گرد آمده است كه نويسندگان آن عبارت‌اند از: محمد بن اسحاق (وفات 146.ش/767.م)، محمد بن عمرالواقدى (وفات 199.ش/820.م)، محمد بن سعد (وفات 224.ش/845.م) و ابوجعفر طبرى (وفات 302.ش/923.م). آثار اين چهار نفر، به‏رغم ايرادهايي، از امتيازات فراواني برخوردار است و لذا براى آگاهى از تاريخ صدر اسلام و تفسير حوادث آن مقطع، از منابع باارزشى محسوب مي‌شوند. ابزار اصلى پيامبر براى هدايت و نجات انسانها قرآن بود. قرآن كتابى است كه آيات آن متناسب با حوادثى كه روى مى‏دادند و براى گره‌گشايى آنها نازل شده‏ است. البته فضيلتهاى اخلاقى پيامبر هم در كشاندن اعراب جاهلى به مسير تمدنى جديد مؤثر بود. در واقع، محمد(ص) آخرين حلقه مسيرى است كه انبيا براى ساخت مدينه فاضله و جامعه مطلوب الهى گشوده‏ اند.

همینطور به توضیح ایشان در باره انگیزه تالیف کتاب مذکور:

ــ در برابر مخالفت يك كنگره اسلامى انگليسى، شيوخ عربستان و علماى الازهر با فتواى آيت‌الله خمينى(ره)، معرفى دنياى اسلام به خونخوارى، متعصب دانستن اسلام و مسلمانان و ارائه چهره وحشتناك از سيماى محمد(ص) واكنشى صورت نمى‏گيرد، در حالى كه محمد(ص) يكى از انوار تاريخ بشريت است؛ 2ــ غيرمنصفانه است كه اقدام چند مسلمان افراطى را به آيين پيامبر اسلام(ص) نسبت دهيم و دين او را دين ترور، قتل و وحشت بناميم.

این در باره منبعتان و نویسنده ی مذکور،مطالب را طوری نقل کرده اید که گویی ایشان تمام شرایع الهی را ردّ می کند!

اما در مورد مطالبی که به نقل از ایشان در باره ی ادیان ابراهیمی و نوح علیه السلام بیان کردید احتیاج به فرصت و مطالعه و تحقیق کافی دارم.

تحقیقی همه جانبه مستند به منابع اصیل و فراوان.

armandaneshjoo;721759 نوشت:
اغلب پیامبران یهودیت قبل از اشعیای دوم آمده‌اند. آنها مبلغ یکتاپرستی بوده‌اند، نه یکتاباوری.

یکتا پرستی منوط به یکتا باوری است.

Dahim Darni;720984 نوشت:
در زمانی که محمد [ص] در حجاز ، عیسی [ع] در فلسطین ، ابراهیم[ع] در عراق و موسی [ع] در مصر بودند ، آن چینی یا هندی ساکن آمریکا از کجا و به کدام طریق پیام وی را دریافت کرده ؟!
نکته: هر امتی پیامبری داشته است «و ان من امة الا خلا فیها نذیرٌ : هیچ امتی نبود مگر این انذار دهنده ای داشت[فاطر، 24]» اما پاسخ به سؤال: ظاهراً حضرت نوح (ع) پیامبری جهانی بوده اند ولی همان طور که گفته ام: آن موقع مردم جهان نزدیک او بودند و مانند امروز در تمام زمین پراکنده نشده بودند. حضرات موسی(ع) و عیسی (ع) پیامبر اختصاصی قوم بنی اسرائیل بودند نه تمام جهان. دیگر نقاط جهان از پیامبر خودشان استفاده می کردند. اما حضرت ابراهیم(ع) نمی دانیم که جهانی بوده اند یا خیر. به فرض جهانی بودن آئین شان هیچ دلیلی نداریم که در امم جهان پیامبر تبلیغی آئینش را به گوش دیگران نمی رساند. کما این که حضرت لوط (ع) پیامبر و نماینده تبلیغی او در میان قوم لوط بودند. پس این اشکال تنها درباره حضرت محمد (ص) جدی می شود. که درباره ایشان پاسخش این است: سنت خداوند بر توسعه تدریجی ادیان است! توضیح این مطلب را در تاپیک «آیا نبوت به سرخ پوستها هم رسیده است؟» خواهم داد. در صورت تمایل مراجعه کنید.

armandaneshjoo;721759 نوشت:
بنده تواتر را دلیل محکمی می‌دانم. اما اگر منبع دو خبر یکسان باشند دیگر خبر متواتر نیست.

با سلام. بله در این صورت خبر متواتر نخواهد بود ولی این ربطی به قرآن و تواتر آن ندارد ما بحث مان در خبر متواتر بود نه آنچه که شما فرمودید. لطفا خروج از بحث و محل نزاع نشود!

armandaneshjoo;721759 نوشت:
خیر. در اسلام 124000 نبی داشتیم. نبی یعنی کسانی که از خدا خبردار شده‌اند، اما مامور تبلیغ و هدایت مردم نبوده‌اند.
تعداد رسولان در اسلام 313 نفر است. رسولان کسانی هستند که دین پیامبر صاحب شریعت را تبلیغ می‌کنند.
لطفا برای این نحوه تعریف از نبی و رسول دلیل بیان کنید. از نظر علامه طباطبائی (ره) هر دو برای هدایت آمده اند ولی در مخالفت رسولان عذاب دنیوی است. به فرض که تعریفتان درست باشد و تنها 313 نفر مامور تبلیغ باشند. باز به ادعای این که خبر هدایت این 313 نفر در عالم منتشر شده است ضرری نمی رساند. کما این که خواهد آمد تبلیغ یک پیامبر مثل حضرت نوح (ع) به تمام عالم رسیده بود.

armandaneshjoo;721759 نوشت:
از آنجا که همه‌ی داستان‌های قرآن از پیامبران خاورمیانه است می‌توان از خواندن خود قرآن نتیجه گرفت که نویسنده‌ی این کتاب خدا نیست. زیرا از جهان خارج از خاورمیانه خبر ندارد. وگرنه داستان پیامبران چین و اروپا و افریقا و آمریکا را هم نقل می‌کرد
ملاک حقانیت قرآن خبر دادن از همه عالم نیست بلکه معجزه داشتن آن است.

armandaneshjoo;721759 نوشت:
این که مای موصوله نیست. این مای نافیه است. نگفته لتنذر قوما مما انذر آبائهم (تا بترساند قومی را از آنچه پدرانشان را ترسانده بودند) گفته لتنذر قوما ما انذر آبائهم (تا بترساند قومی را که پدرانشان را نترسانده بودند)
اتفاقاً من و تمام آدرس های مذکور از آن مفسرین برای این بود که بگوییم: مای موصوله است و نه نافیه. اما دلیل اول بر این مطلب: منطق ترجمه در هر متنی توجه به قرائن گوینده و دیگر سخنانش است. طبق آیه24 از سوره فاطر هر امتی پیامبری داشته است. اگر طبق نظر شما مای نافیه باشد بین این دو آیه تناقض خواهد بود و طبق ترجمه من هیچ تناقضی نخواهد بود. دلیل دوم در آیه بعد از آن (یس،7) است: در آیه بعد می فرماید و عذاب شامل حال آنان شد. این در حالی است که قرآن می فرماید: ما هرگز عذابی نفرستادیم مگر آنکه پیش از آن پیامبری فرستادیم(اسراء،15) اما طبق ترجمه شما عذاب نازل شده است و پیامبری هم فرستاده نشده است. لطفاً برای ترجمه اتان دلیلی بگویید به علاوه که باید دلائل من را رد کنید تا نظرتان پذیرفته شود.

armandaneshjoo;721759 نوشت:
بله. این ادعا بسیار مشهور است و بارها توسط مسیحیان و مسلمانان مطرح شده. اما تمام شواهد بر خلاف آن هستند.
اگر حضرت نوح (ع) پیامبر جهانی نبوده اند و دعوت شان به همه عالم نرسیده بود پس چرا عذاب ایشان تمام عالم را گرفت؟! این سازگار با عدل الهی نخواهد بود. در نظر داشته باشید که بحث نبوت متوقف بر عدل است! در ضمن خوشحال می شوم شواهد ادعاء شده را بشنوم

armandaneshjoo;721759 نوشت:
دوست عزیز. پیام نوح تا کنون به هیچ کجای جهان نرسیده است. داستان ابراهیم هم از دو طریق نقل شده: تورات و قرآن.
میشه دلیلی برای این ادعاء ذکر کنید!

armandaneshjoo;721759 نوشت:
هاجر و اسماعیل به صحرای سینا تبعید شدند. اما حنیفیان صحرا و چشمه و کوهی که در این داستان آمده بعدها با صحرا و چشمه و کوهی در حجاز مطابقت دادند و داستان ساخت کعبه توسط ابراهیم را ترویج دادند.
اولا قرآن دلیل این رسیدن است اگر قرآن را قبول ندارید باید همه این بحث ها را کنار بگذاریم و در آسمانی بودن آن بحث کنیم البته در موضوع جدید. این مباحث منطبق بر قرآن است. ثانیا به فرض که هم یهود و هم مسیحیان و هم قرآن اشتباه گفته باشند[معاذ الله] باز ادعای شما که به این جا نرسیده اند ثابت نمی شود. آقایان در بحث علمی ادعاء فاقد اعتبار است. این مطلب از بدیهیات علم منطق است. لطفا به مسلمات منطق و معرفت شناسی ـ شرقی و غربی ـ وفادار باشید! به فرض که آنان نرسیده اند چه دلیلی دارید که از طریق دیگران به پدران حضرت رسول نرسیده باشند. به علاوه از مسلمات تاریخ است که عرب حجاز به دو تیره: حضرت اسماعیل و یعرب بن قحطان می رسد و اجداد پیامبر (ص) اسماعیلی بودند و آن حضرت مجاور مکه شدند. شما برای انکار مسلمات تاریخ دلیل بیاورید و ادعای صرف را کنار بگذارید!

armandaneshjoo;721759 نوشت:
. ادعای شریعت داشتن آدم کاملا اسلامی است.
2. این‌ها همه در خاور میانه بوده‌اند.
3. داستان یعقوب در تورات را بخوانید. همین الان که تورات دوبار توسط بت‌پرستان تحریف شده، داستان یهود سرشار از شرک است.
4. ادعای شریعت داشتن یعقوب ادعای بنی‌اسرائیل است. آنها آدم و نوح و خصوصا ابراهیم را دارای شریعت نمی‌دانند.
میشه ربط این حرفها را با مطلب من مشخص کنید! با این مطلب چه می خواهید بگویید!

پرسش
با توجه به حکمت خداوند چطور میشود یکسری پیامبر که محدود به زمان و مکان هستند و نقاط خاصی از لحاظ جغرافیایی را پوشش میدهند فرستاده شده و مبلغ دین میشوند؟
چه بسا اشخاص دیگری هم اگر مثل اباذر و مقداد و سلمان و میثم از نزدیک پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امیرالمومنین (علیه السلام) را دیده بودند به آن مقامات میرسیدند.


پاسخ

برای پاسخ به این سوال باید به چند نکته توجه بفرمایید:

نکته اول: محدودیت عقل انسان

عقل گستره فهم محدودی دارد، یعنی تنها ضرورت اصل نبوت را درک می کند، اما قضاوت بیش از این مقدار اطلاعات جامع و گسترده ای را می طلبد که جز در اختیار خالق بشر نیست؛ چرا که انسان نه شناخت جامعی از نبوت و شرائط آن دارد، و نه اطلاعات جامعی از شرائط و اقتضائات زمان و مکان؛ مثلا ممکن است کسی بگوید اگر چندتا پیامبر دیگر می بود که از اروپا و آمریکا و آفریقا هم تبلیغ اسلام را شروع می کردند خیلی خوب بود، اسلام زودتر در جهان پخش می شد، اما عقل در نگاه دقیق تر با کمی فکر می فهمد که این امر موجب میشد اسلام از بیخ و بن کنده شود، چون وقتی یک دین از چند منبع صادر شود، در جایی که این اسلام ها به هم می رسند چند اسلام خواهد بود که نه پیامبر مشترک دارند، نه تاریخ مشترک دارند، نه جغرافیای مشترک دارند، و نه اعتقادات مشترک چون بالاخره اعتقادات با تغییراتی روبرو خواهد شد؛ الان با این که اسلام در یک منطقه ظهور یافته و یک پیامبر دارد و یک تاریخ و یک جغرافیا، این همه فرقه به وجود امده، وای به روزی که با چند پیامبر و در چند منطقه!! امروزه اگرچه بین فرقه ها اختلاف است اما راه کشف حقیقت بسیار آسان تر است، چون فقط باید یک کتاب آسمانی خوانده شود، یک تاریخ مطالعه شود، یک جغرافیا بررسی شود.
پس می بینید که عقل بر خلاف اصل ضرورت انبیاء ، در خصوص کم و کیف آن به راحتی نمی تواند ابراز نظر کند، چون اینقدر حواشی و احتمالات دارد که از توان عقل خارج است.

بنابراین عقل در این امور متکی به نقل است، نقل هم به ما می‌گوید تمام امت ها در طول عمر خود بالاخره پیامبرانی داشته اند:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولا»؛ ما در هر امتى رسولى برانگيختيم‏.(1)
آنچه که سخن نقل را تأیید می کند این است که رگه هایی از تعالیم دینی در همه ادیان حتی هندوئیسم و بودیسم و جینیسم و حتی ادیان بومی سرخ پوستان دیده می شود. اعتقاد به منجی جهانی در آخرالزمان در میان همه ادیان، که حتی به گفته دکتر برنارد باربر که در سال 1890 برای تحقیق بین بومیان آمریکا می رود حتی در بین سرخ پوستان بومی آمریکا نیز رواج داشته است؛ یا این که انسان در نگاه بودیسم و جینیسم از دو بعد مادی و مجرد تشکیل شده که گرایش به بُعد مادی موجب زمین گیر شدن حقیقت معنوی انسان و بازماندن از تکامل او می‌شود؛ یعنی مایه بدبختی انسان و مانع سعادت او را دلبستگی و وابستگی به ماده میدانند که از آن به «کارما» یا «کارمه» تعبیر می کنند.(2)

یا وحدت وجود در بین عرفای اسلامی که به دلیل شباهت آن با منابع اصیل هندوئیسم حتی برخی مدعی شده اند از هندوئیسم وارد اسلام شده است و سایر شباهت‌ها که این سخن قرآن کریم را تأیید می‌کند، و نشان می دهد تعالیم آسمانی در میان همه امت ها وجود داشته که به مرور زمان با خرافات و اوهام خلط گردیده است.
لذا با توجه به محدودیت درک انسان، قرآن کریم می‌فرماید:

«اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ»؛ خداوند آگاه تر است كه رسالت خويش را كجا قرار دهد.(3)
پس در وهله اول عقل می گوید اگرچه من نمی دانم چرا این انبیاء با این پراکندگی جغرافیایی منتشر شده اند، اما حکیمانه بودن آن را می پذیرم، چرا که خدای حکیمی را اثبات کرده ام و صدور انبیاء فعل اوست که متصف به حکمت است، اما من به حکمت آن از تمام جهات دسترسی ندارم.

نکته دوم: محدودیت اطلاعات تاریخی انسان
مطابق آنچه که نقل به ما می‌گوید حدود 124000 پیامبر در طول تاریخ آمده اند(4) که فقط نام بیست و شش نفر از آنها با صراحت در قرآن آمده است، یعنی اگر تعداد انبیاء دقیقا 124000 نفر باشد، نام حدود 123974 نفر از آنها در قرآن کریم نیامده، و اطلاعات چندانی از آنها در دست نیست، خب بالاخره اینها در یک جایی مبعوث شده اند، اینکه ما خبری از ایشان نداریم دلیل نمی شود که اصلا نیامده اند یا همه در خاورمیانه آمده باشند.

مثلا اگر در اینترنت جستجو کرده و پیامبران مدفون در ایران را تحقیق ومطالعه نمایید، با نام بیش از 30 پیامبر روبرو می شوید که در ایران دفن شده اند که قطعا تعداد انبیاء در ایران بیشتر از این تعداد است، چرا که معمولا بعد از گذشت چند هزار سال نام و نشانی از پیامبران تبلیغی(5) باقی نمی‌ماند.

این محال نیست که افراد معصومی در اقصی نقاط دنیا در هزاران سال پیش و در میان امت های کوچک مبعوث شده باشند، و خبری از آنها به ما نرسیده باشد؛ چرا که هر چه ما به عقب بر می گردیم با تمدن های کوچکتر روبرو میشویم لذا عیبی ندارد که انبیائی بوده اند که بر اقوام کوچکی مبعوث شده اند و امروزه نام و نشانی از آنها باقی نمانده است.وجود اصول تمدن انسانی و رگه هایی از تعالیم دینی و اصول مسلم اخلاقی و انسانی که در میان اقوام مختلف مشاهده میشود این احتمال وجود انبیاء الهی را تقویت میکند.

نکته سوم: موضوعیت نداشتن دیدن انبیا
نکته دیگری که ذکر آن لازم است این است که آنچه که به عنوان خالق حکیم بر خداوند ضرورت دارد این است که پیام خودش را به بشر برساند، اما لازم نیست لزوما مردم آن آورنده پیام را ببینند، وگرنه خداوند می بایست برای هر محله ای، بلکه برای هر خانواده ای در طول زمان ها تا به امروز، و در آینده تا قیامت یک پیامبر می فرستاد!

برای رشد و تکامل باید به این تعالیم عمل کرد، نه اینکه پیامبر و ائمه را دید، ما امروز شاهد عرفایی چون آیت الله قاضی(ره)، امام خمینی(ره) و آیت الله بهجت(ره) و مانند ایشان هستیم در حالی که فقط تعالیم انبیاء به ایشان رسیده است، و در مقابل داریم کسانی را که خود اهل بیت(علیهم السلام) را دیدند، و بلکه به عنوان همسر همواره همدم ایشان بودند اما بویی از هدایت نبردند.
بنابراین بخشی از هدایت پذیری به عهده خود مردم است که برای یافتن حق حتی اگر مهاجرت لازم است مهاجرت کنند، همانطور که سلمان مهاجرت کرد.

نکته چهارم: شرط بی عدالتی، توقعات یکسان، علی رغم اختلاف در امکانات
در خصوص عدالت در تکلیف و حسابرسی باید دقت کنید که بی عدالتی در جایی است که خداوند از کسانی که پیامبر و ائمه را دیده اند و کسانی که ندیده اند توقع یکسانی داشته باشد، در حالی که این طور نیست، همان‌طور که می‌فرماید:
«جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ في‏ ما آتاكُم‏»؛ اگر خدا مى‏خواست، همه شما را امت واحدى قرار مى‏داد ولى خدا مى‏خواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد.(6)

به همین خاطر مردمی که در آخرالزمان بدون دیدن امام زمانشان به آن حضرت پایبند و معتقد باقی بمانند به طور ویژه ستایش شده اند،(7) چرا که ایمان آوردن به امامی که دیده نشده است، بسیار سخت تر از امامی است که در دسترس است و می شود ابهامات را مستقیما با او در میان گذاشت و پاسخ گرفت!

البته در مقابل گناه کسانی که امام و نبی را ببیننند و به او ایمان نیاورند هم بسیار بزرگتر از کسانی است که به امامی که ندیده اند ایمان نیاورده اند، بنابراین وظیفه ما با حضور امام بسیار دشوارتر خواهد بود و توقعی که خداوند پس از ظهور حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه) از ما خواهد داشت، غیر از توقعی است که در دوران غیبت از ما دارد، این توقع شدت خواهد یافت.
________________________________
1. نحل:36/16.
2. ساتیش چاندرا چاترجی و درندراموهان داتا، ترجمه فرناز ناظر زاده کرمانی، معرفی مکتبهای فلسفی هند، مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1384ش، قم، ص242.
3. انعام:124/6.
4. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج11، ص30.
5. دو نوع نبوّت وجود دارد: نبوّت تشريعى و نبوّت تبليغى. پيامبران تشريعى كه عددشان بسيار اندك است صاحب قانون و شريعت بوده‏اند، ولى پيامبران تبليغى كارشان تعليم و تبليغ و ارشاد مردم به تعليمات پيامبر صاحب شریعت بوده است‏. (مطهری، مجموعه آثار، ج3، ص173)
6. مائده:48/5.
7. ر.ک: مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار إحياء التراث العربي‏، چاپ دوم، 1403ق، بیروت، ج52، ص122 روایات باب 22 در فضیلت انتظار فرج.

موضوع قفل شده است