حکمت وحیانی یا فلسفه‌ی یونانی؟

تب‌های اولیه

36 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

سفیر;143497 نوشت:
كل‌ ما لم‌ يخرج‌ من‌ هذا البيت‌ فهو باطل ـ هر آنچه‌ [علم‌ و معرفت‌ و حكمت‌] از خاندان‌ وحي‌: بيرون‌ نيامده‌ باشد، باطل‌ و گمراهي‌ است‌. 15. من‌ دان‌ الله‌ بغير سماع‌ من‌ صادق‌ الزمه‌ الله‌ التيه‌ يوم‌ القيامة ـ هر كس‌ براساس‌ چيزي‌ كه‌ از امام‌ معصومي‌ عليه السلام اخذ نكرده‌ باشد، دين‌ورزي‌ نمايد، خداوند او را روز قيامت‌ سرگردان‌ و هلاك‌ خواهد نمود. الامام‌ الصادق عليه السلام: 16. يغدو الناس‌ علي‌ ثلاثة اصناف‌: عالم‌ ومتعلم‌، وغثاء، فنحن‌ العلماء، وشيعتنا المتعلمون‌، وسائر الناس‌ غثاء ـ مردم‌ سه‌ دسته‌اند: دانا، دانش‌پژوه‌ و خس‌ و خاشاك‌؛ پس‌ دانايان‌ ما هستيم‌، دانش‌ پژوهان‌ شيعيان‌ ما و باقي‌ مردم‌ خس‌ و خاشاكند.

سلام
این حدیث شریف و امثال این حدیث که دلالت بر انحصار علم و حکمت در خاندان نبی اکرم ص می کند به معنای میزان و معیار بودن آنست و نه نفی سایر علمها و حکمتها چه اینکه موارد متعددی از علم و حکمت قطعی است که از خانه اهل بیت خارج نشده است :
1- تمام کتب آسمانی گذشته که حاوی وحی الهی هستند ( به لحاظ اصل کتب همچنانکه منظور از روایت اصل کلام معصوم است نه صرف نقل آن در کتب )
2- تمام علوم تجربی که مطابقت آن با واقع در حیات ظاهری انسان روشن است از قبیل ریاضی و هندسه و پزشکی وووو
با توجه به وجود چنین حکمتهایی که در حیات ظاهری و باطنی انسانها دخیل بوده و هستند و از خانه اهل بیت خارج نشده پس منظور از روایت میزان و معیار بودن کلام ایشان است و گرنه تخصیص به اکثر مستهجن پیش می آید .
و اما روایاتی که حضرات به امثال ابوذر و کمیل توصیه می کنند دلیلش روشن است چه اینکه ایشان به منبع آسمانی علم یعنی اهل بیت مباشره دسترسی داشتند اما امروز ما نه با اهل بیت بلکه با کلام منقول از ایشان سر وکار داریم .
دیگر اینکه بر اساس خود روایات ائمه ع ، ایشان احادیث سری برای خواص اصحاب خود داشته اند که جز تعداد انگشت شماری به ما نرسیده است پس آنچه در دست است حاوی تمام مراتب علم اهل بیت نیست .
و اما جمع منظقی بین این دو دسته روایت آنستکه :
اگر انسان با خود اهل بیت سر و کار داشته باشد در اخذ علم و حکمت می تواند به ایشان اکتفا کند اما با نبود ایشان ما هر کلامی را حتی کلام منقول از ایشان را با قرآن و روایات و دلیل قطعی عقلی می سنجیم .
و اما فلسفه بعنوان تلاش منسجم حجت درونی انسان برای کشف حقایق حاوی اصول قطعی است که حتی تکیه گاه شرع در القاء حقایق هم هست و علاوه بر میزان بودن در رد افکار منحرف الحادی می تواند معیار مستقل در سنجش نقل ظنی باشد
چه اینکه احادیث نقل هستند نه عین کلام ( با همه آن مشکلاتی که در روایات می شناسیم و مصلحتا ذکر نمی کنیم ) فلذا تمام فقهای شیعه نیز دلیل قطعی عقلی را حجت می دانند و از جمله چهار منبع احکام می شمرند .
موفق در واقع نگری و پرهیز از اخباری گری منسوخ

جناب طارق! بنا شد بر سر الفاظ مناقشه نكنيم. من تعريفم را از فلسفه گفتم و تكرار مي كنم منظور همين فلسفه موجوده با تمام شاخه هاش كه ما مدعي هستيم در مسائل ذكر شده مخالف يا وحي و برهان هست.
و گفتم اين مكتب حق ندارد خود را مساوي عقل بداند و مخالفان خود را بي عقل بنامد. فلسفه مكتبي ست كه ادعاي تعقل دارد و در اين جهت مثل كلام و...است.
بايد مصداقي و روي گزاره هاي مورد اختلاف فلسفه و كلام بحث كرد. وقتی ما می گوییم خواجه فیلسوف نیست بلکه متکلم است یعنی در اصلی ترین عقایدش مخالف با اصلی ترین عقاید فلاسفه است. اینکه می گوییم فلاسفه یعنی یک مکتب با نتایج خاص مثل قدم عالم و سنخیت خدا و خلق و وقتی می گوییم متکلمین یعنی یک مکتب با نتایج خاص مثل تباین ذاتی خالق و مخلوق و حدوث عالم و...
بحث در خلأ فايده اي ندارد. اينكه شما تعريفي از فلسفه مي كنيد كه نتايج تاريخي اين مكتب آن را تأييد نمي كند و بعد بپرسيد كه آيا شما با اين مخالفيد يا نه بيشتر به فرار از بحث مي ماند تا مباحثه علمي.
بنده به صراحت ادعایم را گفتم و تکرار می کنم: فلسفه موجود و عرفان در تمام شاخه هایش در مورد مسائل اصلی معارفی همچون حدوث و قدم عالم، توحید، خلقت و ...مبتنی بر موهومات است نه برهان و تعقل. ادعای تعقل و حقیقت گرایی دارد اما نتایج کارش خلاف این ادعاست.
پس بیایید بر سر مصادیق بحث کنیم یعنی مساله ای چون حدوث عالم یا خلقت یا وحدت وجود را جلو بکشیم و بحث کنیم.
همان تاپیک " خلقت یا صدور و تجلی" یا " سر الاسرار..." مناسب است.

در سر الاسرار منتظرم جناب سید جواب سوالم را بدهند.
و در تاپیک "خلقت..." حاضرم بحث را با کسی که تمام مباحث را از اول بخواند ـ برای پرهیز از تکرار ـ ادامه دهم.
شاید هم تاپیک جدیدی تاسیس شود با بحثی جدید: مثلا مساله نامتناهی بودن خدا!

سفیر;143818 نوشت:
در سر الاسرار منتظرم جناب سید جواب سوالم را بدهند. و در تاپیک "خلقت..." حاضرم بحث را با کسی که تمام مباحث را از اول بخواند ـ برای پرهیز از تکرار ـ ادامه دهم. شاید هم تاپیک جدیدی تاسیس شود با بحثی جدید: مثلا مساله نامتناهی بودن خدا!

سلام
یا علی یکی از همان مباحث مهمی که شما می فرمایید جناب طوسی در آن با فلاسفه مخالفت کرده را بیاوردید بحث کنیم
موفق باشید

سفیر;143472 نوشت:
چرا هر گاه سخن از اختلاف فقها و متکلمين با فلاسفه و حکما وبه تعبير بهتر دين و فلسفه در ميان مي‌آيد، مدافعين فلسفه بلا فاصله دامنه سخن را به دفاع از عقل و برهان و اصالت داشتن و راهگشا بودن آن مي‌کشانند؟ آيا واقعا سبب اختلاف مسائل اين دو گروه همان ارزش دادن ايشان به عقل و برهان، و نفي ارزش آن از جانب مخالفان ايشان است؟! آيا واقعا متکلمين و فقها در معارف اعتقادي بر اساس برهان و عقل استدلال نمي‌کنند؟! و براي اثبات دعاوي خود که غالبا نقطه نقيض مطالب فلسفي مي‌باشد، روش غير عقلي و غير برهاني برگزيده اند؟!

سلام
برای اینکه شما فکر می کنید دلیل و برهان عقلی ، شرقی و غربی و ایرانی و عربی دارد . برای اینکه فکر می کنید اندیشه انسان در شرق معصوم و در غرب مخطی است . برای اینکه فکر می کنید اندیشه صحیح وقف کسی است که عنوان اسلام و ایمان دارد . در حالیکه واقعیت امر اینستکه اندیشه و تفکر مال انسان بما هو انسان است نه انسان بما هو شرقی یا غربی یا مسلمان و مسیحی .
البته از ذکر این واقعیت هم نمی توان صرفنظر کرد که اغلب اندیشه ها بصورت جهت دار جریان می یابند و این هم طبیعی است چه اینکه انسان برای آغاز اندیشه از مایه های فکری و اندیشه ای جامعه خود آغاز می کند اما این به معنای وابستگی همه اندیشه ها به تفکر اجتماع نیست چه اینکه اتفاقا اغلب اندیشه های فلسفی با اندیشه های معمول جوامع متفاوت است . بر این مبنا اندیشه ای سالمتر است که بدون تاثیر پذیری از تفکر و اندیشه رایج جامعه و صرفا با تکیه بر حقایق بدیهی عالم آغاز شود . البته هیچ انسانی در مسیر اندیشه فلسفی خود مصون نیست با این حال نمی توان همه ره آوردهای این اندیشه را هم رد کرد چه اینکه ادیان الهی هم هم بطور خالص و سره در اختیار انسانها نیست و حجاب فهم نیز میان افراد و متن دینی وجود دارد در عین حال تمسک به آن در حد میسور و منضبط لازم است .
موفق در تامل

من نیومدم پاسخ بدم
اومده بودم که یه سری چیزای مفید یاد بگیرم
ولی متاسفانه بعضی ها تو این سایت معارفی رو که یاد گرفتن چماق کردن برای کوبیدن تو سر دیگران بابا اگرم هرکی اشتباه می کنه مودب باهاش برخورد کنید

موضوع قفل شده است