جمع بندی حکمت آفرینش موجودات ماقبل تاریخ، دایناسورها و ...

تب‌های اولیه

74 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

شعیب;1008889 نوشت:
محل اشکال همان قسمت آخر پست قبلی شما بود که انتظار دارید خدا در این مورد که تدریجی بودن جزء ذات آن است نیز کن فیکون کند

دوست عزیز من که چندین بار تکرار کردم. خیر فعلا در این باب بنده نظر شما را پذیرفتم! قبول کردیم که منظور خدا از روز دوره است. قبول کردیم تدریج جز قابلیت قابل است و ربطی به خالقیت خالق ندارد.
ولی بالاخره این تدریج در خلقت که جز ذات ماده است چرا این همه با هم فرق میکند!!!!
آیا شما باور میکنید که ذات تدریجی خلقت کره زمین چیزی در حدود چندین میلیارد برابر بیشتر از ذات تدریجی خلقت ماده کهکشانهاست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟
ماده که همان ماده است. کل ماده این کیهان از همین حدود صدتا عنصر ساخته شده . ماهیت عناصر هم دقیقا یکی است. یعنی هیدروژنی که شما در کره زمین دارید با هیدروژنی که در خورشید یا هر ستاره دیگر دارید یا در فلان سیاره در کهکشان آندرومدا دارید، هیییییچ فرقی ندارد. اینها که دیگر جز بدیهیات است.

بنابراین تفاوت در تدریج آن هم به این میزان (که کره زمین اختلاف میلیاردی با بقیه کرات داشته باشد)

البته ما همه میدانیم که اگر دیدگاه بطلمیوسی به عالم داشته باشیم (دیدگاهی که مقارن با عصر رسول مکرم اسلام بوده) در آن صورت کره زمین در مرکز این عالم خواهد بود و همانگونه که به نظر میرسد بسیار بزرگتر از خورشید و ستارگان و ماه (که در طبقات آسمان قرار گرفته اند!) است لذا برای آفرینش این سیستم همان زمان شش روزه بین اینها به نسبت تقسیم شده و برای هر کدام هم زمان مناسبی در نظر گرفته شده. منظور هم دقیقا همون روز خودمان است!!!! و باور کنید خود حضرت رسول هم خبر نداشته که منظور از روز باید دوره باشد تا تناقضهای آشکار نهان بماند. به این سادگی همه چیز مشخص است!! ولی با همه این تفاسیر ما عرض میکنیم سلمنا! منظور همان است که شما میفرمایید. در آن صورت ما چگونه قائل به تفاوت ماده با همدیگر در صفت تدریج اش باشیم؟!

سلام

شعیب;1008299 نوشت:
شما از چرایی تفاوت بین تدریج خلقت عالم و کن فیکون پرسیدید جرابتان را عرض کردم که در عالم ماده تدریج ملحوظ است و حالا این که در هز ماده ای (به لحاظ جرم و چگالی آن) چقدر زمان می خواهد تا این خلقت رخ دهد دیگر کار دین نیست که توضیح دهد. (گر چه مراحل آن را در قرآن خدا بیان فرموده است)

این سنت و قانون طبیعی که شما لحاظ کردن آن را حتی برای پروردگار لازم میدانید و لزوم رعایت آن را آنقدر سازگار و واجب برای ممکن شدن جهان ماده میدانید که محلی برای خرده گیری دوستان در عدم سرعت در تحول کائنات و آفرینش موجودات و انسان نمی دانید! چرا در بحث معجزه که به یکباره ماه دو پاره میشود و یا سرد شدن آتش و یا طوفان نوح و یا نزول یکباره گوسفند قربانی بر ابراهیم رد الشمس و.... در این اعجازها اینچنین به یکباره عالم ماده دچار دگرگونی میشود و آب از آب تکان نمی خورد چرا برای وقوع اعجاز شرط تدریج را برای رعایت حال جهان ماده واجب نمی دانید؟

manmehdiam;1008135 نوشت:
بزرگوار اینها باعث تمسخر است...چه صیغه ای است که مومنان عزیز همیشه منتظر میمانند که حاصل دسترنج دانشمندان طبیعی را در آیات و روایات بیابند.
خوب لامصب!!! یک بار هم شما زودتر و قبل از اینکه این دانشمندان چیزی بیابند که قبلا در متون دینی بوده! شما بفرمایید کشفش کنید و به مراجع علمی ارائه دهید و دهان همگان را ببندید!

سلام وقت بخیر

خب نظریه جهان و جهان های موازی که امروز مطرح هست, آیا مارو به فکر فرو نمی برد که چطور 1400 سال پیش معصومین ع از جهان های مختلف با اسم های مختلف نام بردند ؟
حتی اینکه امروز نظریه جهان های موازی به تاثیر گذاشتن جهان ها روی هم اشاره داره که این جهان ها از دید ما پنهان هستند.

همین احادیث :

در خصال از امام صادق (ع) روایت آورده که فرمود: "خداى عز و جل دوازده هزار عالم آفریده که هر یک از آن عوالم از هفت آسمان و هفت زمین بزرگتر است و هیچیک از اهالى یک عالم به ذهنش نمى‏ رسد که خداى تعالى غیر عالم او عالمى دیگر نیز آفریده باشد."(خصال ج 2 ص 639 ح 14)

امام باقر (ع) :
خدا از وقتی که زمین را افرید, در آن هفت عالم آفرید که هیچ کدام از آنها از فرزندان آدم ع نبودند.
خداوند آنها را از روی زمین افرید و آنها را یکی پس از دیگری با عالمی که داشتند در زمین سکونت داد.
آنگاه خداوند آدم پدر بشر را افرید و فرزدان او را از او افرید. (الصدوق خصال ص 359)

اما باقر (ع) :
به جز این خورشید چهل خورشید است که فاصله هر خورشید تا خورشید دیگر چهل سال است.
بصائرالدرجات ص 313

هم وجود انسان های قبل از ادم ع رو اثبات میکنه.
هم کُرات دیگه.
هم جهان های دیگه.

متحیر;1009136 نوشت:
این سنت و قانون طبیعی که شما لحاظ کردن آن را حتی برای پروردگار لازم میدانید و لزوم رعایت آن را آنقدر سازگار و واجب برای ممکن شدن جهان ماده میدانید که محلی برای خرده گیری دوستان در عدم سرعت در تحول کائنات و آفرینش موجودات و انسان نمی دانید! چرا در بحث معجزه که به یکباره ماه دو پاره میشود و یا سرد شدن آتش و یا طوفان نوح و یا نزول یکباره گوسفند قربانی بر ابراهیم رد الشمس و.... در این اعجازها اینچنین به یکباره عالم ماده دچار دگرگونی میشود و آب از آب تکان نمی خورد چرا برای وقوع اعجاز شرط تدریج را برای رعایت حال جهان ماده واجب نمی دانید؟

با سلام
معجزه همان گونه که از نامش پیداست حالت اعجاز گونه و یر طبیعی دارد و یک نوع دخل و تصرف فوق العاده از سوی خدا در عالم ماده است در مورد نحوه اعجاز فلاسفه بحث هایی دارند که نظرهای متکثری دارند ولی وجه اشتراک بین آنها این است که اگر دخل و تصرفی هست در همین عالم ماده صورت گرفته است و زمان به عنوان یکی از مشخصه های ماده نه این که حذف شده باشد بلکه سرعت گرفته است. به عبارت دیگر در معجزات علت و معلول در نظام تکوین حذف نشده است بلکه از علل و عواملی استفاده شده است که مشهود بشر نیست. (در بحث بعد چهارم فیزیک می توانید این بحث را بیشتر و مفصل تر ببینید)

manmehdiam;1009104 نوشت:
آیا شما باور میکنید که ذات تدریجی خلقت کره زمین چیزی در حدود چندین میلیارد برابر بیشتر از ذات تدریجی خلقت ماده کهکشانهاست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟� �
ماده که همان ماده است. کل ماده این کیهان از همین حدود صدتا عنصر ساخته شده . ماهیت عناصر هم دقیقا یکی است. یعنی هیدروژنی که شما در کره زمین دارید با هیدروژنی که در خورشید یا هر ستاره دیگر دارید یا در فلان سیاره در کهکشان آندرومدا دارید، هیییییچ فرقی ندارد. اینها که دیگر جز بدیهیات است.
بنابراین تفاوت در تدریج آن هم به این میزان (که کره زمین اختلاف میلیاردی با بقیه کرات داشته باشد)

با سلام
اولا: با این تعبیری که شما درباره عدم تقدم و تاخر در شکل گیری زمین و آسمان دارید مقدم شدن شکل گیری آسمان بر زمین هم منتفی است و همه این ها یک دفعه و در جا باید شکل گرفته باشند!! و این حرف فسادش آشکار است. چرا که در شرایط متفاوت می تواند اجرام آسمانی در طول زمان شکل خود را بیابد مثلا توده ای که از یک ستاره بزرگ در عرض چند میلیون سال جدا شده در مدار خود قرار می گیرد و تا مدتی به صورت مذاب و بعد به صورت جامد شکل می گیرد و این تقدم تاخر طبیعی است و نفی آن نفی بدیهیات است.
ثانیا: قبلا توضیح دادم که بحث تقدم آفرینش آسمان ها بر زمین در قرآن کریم بارها تکرار شده است و آنجا که آفرینش زمین را ابتدا ذکر کرده است بعد آفرینش آسمان را ، اولا کمتر از آیاتی است که آفرینش آسمان را مقدم بر آفرینش زمین دانسته است و ثانیا توجیهاتی بر این تقدیم ذکر شده است که قبلا خدمتتان عرض کردم.
پس به نظر قرآن کریم آفرینش زمین پس از آفرینش آسمان ها بوده است و مراحل آن در قرآن آمده است که اگر مایل هستید در این رابطه بحث بیشتری داشته باشید می توانید تاپیکی با این موضوع احداث بفرمایید.

manmehdiam;1009104 نوشت:
بنابراین تفاوت در تدریج آن هم به این میزان (که کره زمین اختلاف میلیاردی با بقیه کرات داشته باشد)

البته ما همه میدانیم که اگر دیدگاه بطلمیوسی به عالم داشته باشیم (دیدگاهی که مقارن با عصر رسول مکرم اسلام بوده) در آن صورت کره زمین در مرکز این عالم خواهد بود و همانگونه که به نظر میرسد بسیار بزرگتر از خورشید و ستارگان و ماه (که در طبقات آسمان قرار گرفته اند!) است لذا برای آفرینش این سیستم همان زمان شش روزه بین اینها به نسبت تقسیم شده و برای هر کدام هم زمان مناسبی در نظر گرفته شده. منظور هم دقیقا همون روز خودمان است!!!!

وقت بخیر

نظرات علما و کارشناسان ممکنه یکی یا متفاوت باشه با هم.

منتها بنده تمام این عالم اجسام و کُرات و کهکشان ها و بیگ بنگ رو جز "" زمین "" و به نام زمین و دنیای اجسام میدونم. اصلا به اعتقاد بنده اینجا اسمی از خلقت آسمان ها نداریم. اینجا همه "" زمین "" هستند.
و ما در عالم دنیا و عالم اجسام هستیم.
طبق آیات قران بالای سره ما 7 آسمان خلق شده. پس ما کجا هستیم ؟ با خود ما که میشود 8 آسمان !!! این عالم بر با احاطه دارد و ما درون آن هستیم - ماه مریخ زمین کهکشان ها و و و.
پس به لحاظ مقامی, بالای سره ما 7 آسمان وجود دارد.
و دنیای ما جز اسمان ها نیست.

مثل همین که تمام مردم جهان اگر در مریخ یک شیئی از دستشون بیافته, نمیگند افتاد روی مریخ, بلکه میگن افتاد رو زمین.
و این بدیهیه که این کُرات همه یکی هستند و جز عالم اجسام و همه "" زمین "" هستند.

بله ممکنه گاهی به محل زندگی ما زمین بگوید قران و گاهی همه در مقابل آسمان ها, به کل دنیای اجسام زمین بگوید.

خداوند ارزشی برای این دنیای اجسام قائل نیست که بخواهد به آن نظر کند.
((پیامبر خدا (ص) فرموده است: خداوند سبحان و متعال از هنگامی که عالم اجسام را آفرید به آن ننگریسته است.))

در نتیجه ما جز آسمان ها نیستیم و دنیای اجسام و نَفس های ما در آسمان اول قرار دارد که جسم های مارو در این دنیای مرئی اجسام مدیریت میکند.
در همین عالم زمین , ما زمین های 7 گانه داریم و از دید ما پنهان هستند و اسمان نیستند.

==================================

در این قسمت هم :

ثُمَّ اسْتَوي‏ إِلَي السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً

ممکن است کسی که این را می‌خواند گمان برد که ثمّ بر پس از آن دلالت دارد؛ یعنی: اینکه زمین را آفرید و روزی‌هایش را در آن معیّن نمود... سپس به آسمان پرداخت...
ولی در حقیقت بر چنین مطلبی دلالت ندارد, بلکه ثمّ در اینجا به مفهوم توبیخ و سرزنش با عطف به مضمون کلی آیه است و به طور خاص بر آفرینش زمین دلالت ندارد.
یعنی معطوف به مفهوم توبیخ در آیات قبل است :

قُلْ أَإِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذي خَلَقَ الْأَرْضَ....
بگو: آيا این شما هستید که به آن کس که زمين را در دو روز آفريده است کفر می‌ورزید...؟؟

پس معنای آیه در اینجا اینطور است:

ثُمَّ اسْتَوي‏ إِلَي السَّماءِ...
سپس آیا او همان نیست که به آسمان پرداخت...پس چگونه به او کافر می‌شوید؟
اگر زمین پیش از آن خلق شده بود، معنای اینکه آن را دوباره بیافریند چیست ﴿ائْتِيا طَوْعاً أَوْ کرهاً﴾ (خواه يا ناخواه بياييد)؟

بلکه در اینجا منظور، توضیح مطلب به شکلی دیگر و از جهتی دیگر است
قُلْ أَإِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذي خَلَقَ الْأَرْضَ....
بگو: آيا این شما هستید که به آن کس که زمين را در دو روز آفريده است کفر می‌ورزید...؟؟
نعمت‌هایی را که خداوند تمام کرده به تفصیل بیان داشته است و در این آیات ﴿ثُمَّ اسْتَوي‏ إِلَي السَّماءِ....﴾ (سپس به آسمان پرداخت....) بیانی برای چگونگی و کیفیت آفرینش وجود دارد.

متحیر;1009017 نوشت:
سلام یوری گرامی

باز تکرار میکنم اعتبار یک مطلب، به اعتبار خود کلام هست نه اعتبار گوینده
مشک آنست که ببوید نه آنکه عطار بگوید.

با سلام و احترام به شما و عذرخواهی به خاطر تاخیر
نکته این است که یکی از دانشمندان برجسته رشته خود دارد توصیف قران از شکل گیری بافت و استخوان را با یافته های علمی رشته خود تطبیق می دهد

خب الان اینکه اعتبار به کلام است نه گوینده یعنی چی؟ یعنی دقیقا چی باید رخ بده که شما فکر کنید گفته های ایشان اعتبار ندارد.
اولا توصیفات قران کلی است و فرمول فیزیکی نیست که بگوییم این تطبیق ایراد دارد. بله یک زمانی دانشمند دیگری به این تطبیق نقد دارد کما اینکه در پست اول هم به آن اشاره کردم، ولی این ربطی به بحث ما ندارد. اولا نقد او دلیل بر رد موضوع ندارد و دوما در علم هم اساسا این جنس نقدها فراوان هست و کسی اصالت علم را زیر سوال نمیبرد

متحیر;1009017 نوشت:

بله برای تحکیم ایمان یک دیندار شاید به کار بیایید ولی برای جذب یک مخاطب غیر دینی چنانچه مطلب خلاف واقعی نشر پیدا کند بیشتر اثر دفع دارد تا جذب

من توصیفات یک دانشمند برجسته را آوردم، کما اینکه دیگران هم اساسا تطبیق ایشان را از بیخ و بن زیر سوال نبرده‌اند
متحیر;1009017 نوشت:
[=Arial]
خوشبختانه هیچکدام از ف ی ل ت ر ش ک ن ها که داشتم برای دست یابی به یوتیوب مؤثر نبود به برگرفته های آن در آپارات بسنده کردم
آقای Keith Leon Moore در دهه [=sans-serif]هشتاد[/] میلادی در دانشگاه عبدالعزیز به همکاری مشغول بوده و یک سخنرانی در مورد تطبیق جنین شناسی با قرآن ارائه کرده و در آن اظهار شگفتی از بعضی مطابقت ها کرده که احتمالا ویدیو مورد نظر شما مربوط به همین زمان هست اگرچه وی مسلمان نشده البته صحت مطالب این سخنرانی توسط آقای Paul Zachary Myers که یک بیولوژیست هستند مورد انتقاد قرار گرفته بعدها در سال 2002 جناب Keith Leon Moore در مصاحبه با مجله وال استریت ژورنال این سخنرانی را کتمان نکرده ولی گفته این مربوط ده یا یازده سال قبل هست زمانی که با قرآن مطالعه میکردم او هیچگاه مسلمان نشده و تنها اظهار میدارد محمد پیامبر خداست
[/]

بله اینها را خودم هم می‌دانستم و با علم به اینها آن مطالب را نوشتم،
خب چه نتیجه ای میخواهید بگیرید؟
ایمان افراد ربطی به دانش آنها ندارد، وگرنه دانشمندان یا باید همه با ایمان بودند یا بی دین
متحیر;1009017 نوشت:

بسیار از همکاران اینجانب با درجه دکترا و فوق تخصص هم که انصافا در کار خود هم متبحر هستند و همینکه صاحب نظر هستند مؤمن و دیندار هستند
والبته به عکس آن افراد و همکاران متخصصی با عقاید ضد دینی هستند و ایشان هم نه اینکه کم نیستند شاید بسیار بیشتر هم باشند
صد البته نظرات ایشان را در زمینه های تخصصی خودشان میپذیرم و به مشورت ایشان اهمیت میدهم ولی من نظرات ایشان را چه له و چه علیه دین وقتی برایم ارزش دارند که مستند و مستدل باشند
به هر حال وقتی صحبت از علمی و عقلی بودن دین میشود باید آن مطلب را بررسی علمی کرد نه اینکه به راویان سخن توجه داشت
موفق باشید

بله من هم همین را می‌گوییم
راویان سخن هم دانشمندان همان عرصه هستند. یعنی سخنانشان قابل اعتماد تر است.

ببینید از این دست مثالها زیاد است، مثلا سخنرانی عبدالسلام هنگامی که جایزه نوبل رو می‌گیره رو گوش کنید آیات قران رو میخونه و اظهار شگفتی می‌کنه
سپاس

شعیب;1009172 نوشت:
اولا: با این تعبیری که شما درباره عدم تقدم و تاخر در شکل گیری زمین و آسمان دارید مقدم شدن شکل گیری آسمان بر زمین هم منتفی است و همه این ها یک دفعه و در جا باید شکل گرفته باشند!! و این حرف فسادش آشکار است. چرا که در شرایط متفاوت می تواند اجرام آسمانی در طول زمان شکل خود را بیابد مثلا توده ای که از یک ستاره بزرگ در عرض چند میلیون سال جدا شده در مدار خود قرار می گیرد و تا مدتی به صورت مذاب و بعد به صورت جامد شکل می گیرد و این تقدم تاخر طبیعی است و نفی آن نفی بدیهیات است.
ثانیا: قبلا توضیح دادم که بحث تقدم آفرینش آسمان ها بر زمین در قرآن کریم بارها تکرار شده است و آنجا که آفرینش زمین را ابتدا ذکر کرده است بعد آفرینش آسمان را ، اولا کمتر از آیاتی است که آفرینش آسمان را مقدم بر آفرینش زمین دانسته است و ثانیا توجیهاتی بر این تقدیم ذکر شده است که قبلا خدمتتان عرض کردم.
پس به نظر قرآن کریم آفرینش زمین پس از آفرینش آسمان ها بوده است و مراحل آن در قرآن آمده است که اگر مایل هستید در این رابطه بحث بیشتری داشته باشید می توانید تاپیکی با این موضوع احداث بفرمایید.

بزرگوار شما چرا خارج از موضوع بحث صحبت میفرمایید؟!
اولا اینکه ستارگان بعد از آفرینش (به ضعم شما) توده باشند بعد میلیونها سال مذاب باشند بعد مدار پیدا کنند ...اینها که جز مرحله آفرینش نیست! آفرینش یا خلقت یعنی اول هیچ بوده بعد هست شده. یعنی اول هیچ چیز نبوده بعد از مدتی (که این مدت همان تدریج مورد بحث است) چیزی ایجاد شده.

اصلا بحث تاخر و تقدم آسمان نیست. صحبت سر تدریج در آفرینش است که شما آفرینش شش روزه (یا همان شش مرجله یا شش دوره) را به آن تاویل میکنید.

لطفا یک بار دیگر عرایض مخلص را با دقت کافی ملاحظه کنید و بفرمایید که آیا تدریج (مدت زمان آفرینش کائنات) برای همه مواد جهان میتواند متغیر باشد ؟ یعنی میشود که خداوند یک کیلوگرم زمین را در یک میلیارد ثانیه خلق کند ولی برای آفرینش یک کیلوگرم ماده سایر کهکشانها به یک ثانیه نیاز باشد!
چگونه این تدریج که مربوط به ماده است و ماده هم ماهیت یگانه دارد با هم فرق کرده؟

سلام

یوری;1009260 نوشت:
نکته این است که یکی از دانشمندان برجسته رشته خود دارد توصیف قران از شکل گیری بافت و استخوان را با یافته های علمی رشته خود تطبیق می دهد

دوست عزیز جناب شعیب در پست 44 اشاره به مقاله ای
نقل قول:
بنده این مطلب را از مقاله استاد محقق دکتر مودب به نام «قرآن از نگاه دانشمندان غربی» در مجله تخصصی قرآن پژوهی خاورشناسان - شماره 6 نقل کردم
کردند که آقای دانشگر و مؤدب آن را گردآورده بودند
در اعتراض من به نویسندگان مقاله فوق از دکتر مؤدب پاسخی دستگیرم نشد و لی جناب دانشگر گفتند چنین نقل قولهایی با گستردگی فراوان در فضای اینترنت منتشر هست و منشأ بیشتر آنان مجله مسجد لندن در انگلستان و یا مرکز اعجاز قرآن و سنت مکه در عربستان هست پس شک به وجود چنین منابعی نباید کرد ولی ایشان گفتند مقاله ای در نقد مقاله بالا منتشر کردند و در آن چرایی و پشت پرده وجود چنین نقل قولهایی که بعضی از اساس کذب هستند و بعضی مثل همین سخنرانی آقای مور معتبر هستند را توضیح دادند که آدرس آن را در ذیل می آورم
https://www.academia.edu/37994872/Behind_the_Scenes_A_Review_of_Western_Figure_s_Supportive_Comments_regarding_the_Qur%C4%81n

باز تکرار میکنم مطلب جناب مور از لحاظ علمی قابل دفاع نیست در جستجوهای اینترنتی مطلب برایتان کاملا روشن میشود ولی باز دلخواه شماست که کدام مطلب را برگزینید .

یوری;1009260 نوشت:
بله من هم همین را می‌گوییم

خوشحالم که شما هم همین مطلب را میگویید
از یک متخصص فقط نظر تخصصی خود را باید جویا شد
ولی دلیلی بر غیر قابل نقد بودن نظر ایشان نیست این نظرات را بیشتر باید مورد توجه قرار داد ولی وحی منزل نیستند. بنابر اهمیت؛ باید و باید، چند باره آنها را سنجید. اساس پیشرفت علم همین هست.
خواستم همین یک جمله را در پاسخ شما بنگارم ولی بنابر احترام شما حیفم آمد مطالب بالا را حذف کنم
موفق باشید

متحیر;1009456 نوشت:

باز تکرار میکنم مطلب جناب مور از لحاظ علمی قابل دفاع نیست در جستجوهای اینترنتی مطلب برایتان کاملا روشن میشود ولی باز دلخواه شماست که کدام مطلب را برگزینید .

با سلام و احترام
اگر این جستجوها را لینکش را بگذارید که ممنونتان میشوم.
من با جمله های با این شکل criticism of the Keith.L.Moore's claims about Quran

چیزی پیدا نکردم.
بله هستند کسانی که نقد کرده اند جناب ال مور را که خودم اشاره کردم در پست اول و شما هم اسم PZ.Myers را آوردید.
جناب میرز کلن آتییست هستند(البته این نکته منفی در بحث من و شما نیست) و نه تنها با دین بلکه کلن با هر نوع دخالت موجود هوشمند در آفرینش مخالفند، که این بماند در جای خود قابل نقد هست.
جناب PS Myers در یک وبلاگی که خودشان نوشتند در یک پاراگراف آمده اند گفتند که تطبیق جناب ال مور درست نیست و با حالت سوالی نوشته آیا مطالب قران را می‌توان به عنوان منبع علومی اینچنینی دانست؟ که آن را در کرده است. ولی کار جناب ال مور این نبوده و فقط آمده است مطالب قران را تطبیق داده است و نقد جناب میرز در این است که نمیتوان به قران به عنوان یک منبع اطلاعات جزیی نگاه کرد. که البته قران هم ادعای تشریح جزئیات را ندارد و کلی به مطالبی از این دست در غالب ادبی اشاره کرده است.

البته اینها که من نوشتم حالت مودبانه حرفهای میرز است، جناب میرز ابتدا میگوید که جناب مور کلی دانشمند خوبی است و کلی کتاب مرجع دارد و در آخر میگوید که او یک احمق است

[=&amp]Dr. Keith L. Moore, of the University of Toronto. He's the author or co-author on several widely used textbooks in anatomy and embryology — and they are good and useful books! — but he's also an idiot.
[/]
https://scienceblogs.com/pharyngula/2010/11/03/islamic-apologetics-in-the-int[=&amp]

[/]

اینگونه حرف زدن خیلی جالب نیست برای یک دانشمند و اینکه یک دانشمند مرتبه بالاتر از خود را اینچنین خطاب کردن.
بهتر بود به بهتر بود با ایشان مکاتبه می‌کرد و نقدشان را به ایشان می‌گفت.
البته در سایتشان به نقدهای دیگری هم ارجاع داده است که البته به مقاله ی جناب مور نیست. در همان نقدها هم معتقدم خیلی از آنها با زبان تمثیلی و رازآلود قران آشنا نیستند و درک درستی از محتوای قران ندارد.

البته در تطبیق دادن انسان باید هم علمش کافی باشد در آن زمینه و هم با زبان قران آشنا باشد و این کار هر کسی نیست و ممکن است کسی آیه ای از قران را به اشتباه تطبیق دهد به خاطر کم اطلاعی اش

متحیر;1009456 نوشت:

خوشحالم که شما هم همین مطلب را میگویید
از یک متخصص فقط نظر تخصصی خود را باید جویا شد
ولی دلیلی بر غیر قابل نقد بودن نظر ایشان نیست این نظرات را بیشتر باید مورد توجه قرار داد ولی وحی منزل نیستند. بنابر اهمیت؛ باید و باید، چند باره آنها را سنجید. اساس پیشرفت علم همین هست.
خواستم همین یک جمله را در پاسخ شما بنگارم ولی بنابر احترام شما حیفم آمد مطالب بالا را حذف کنم
موفق باشید

ببینید بحث من این است که اینطور نیست که هیچ دانشمندی نیست که زمینه تخصصی خودش را با قران تطبیق بدهد. من مخالف چنین جزم اندیشی هستم.
سپاس

سلام

یوری;1009497 نوشت:
اگر این جستجوها را لینکش را بگذارید که ممنونتان میشوم.

در همان مقاله انتقادی جناب دانشگر بندهای 38 تا 50 اشاره به مطالب جناب مور و مراجعات ایشان به قرآن دارد
و برای مطابقت آن با علم بهتر است به جنین شناسی لانگمن مراجعه کنید

یوری;1009497 نوشت:
نمیتوان به قران به عنوان یک منبع اطلاعات جزیی نگاه کرد. که البته قران هم ادعای تشریح جزئیات را ندارد و کلی به مطالبی از این دست در غالب ادبی اشاره کرده است.

یوری;1009497 نوشت:
البته در تطبیق دادن انسان باید هم علمش کافی باشد در آن زمینه و هم با زبان قران آشنا باشد و این کار هر کسی نیست و ممکن است کسی آیه ای از قران را به اشتباه تطبیق دهد به خاطر کم اطلاعی اش

یوری;1009497 نوشت:
معتقدم خیلی از آنها با زبان تمثیلی و رازآلود قران آشنا نیستند و درک درستی از محتوای قران ندارد.

با چنین دیدی و مجاز دانستن چنین تلورانسی در مطابقت مطالب با بیانات علمی نه تنها قرآن بلکه در بیشتر نوشته ها و بیانات میتوان مطابقت های فراوان و شگفت آور استخراج کرد

موفق باشید

manmehdiam;1009380 نوشت:
بزرگوار شما چرا خارج از موضوع بحث صحبت میفرمایید؟!
اولا اینکه ستارگان بعد از آفرینش (به ضعم شما) توده باشند بعد میلیونها سال مذاب باشند بعد مدار پیدا کنند ...اینها که جز مرحله آفرینش نیست! آفرینش یا خلقت یعنی اول هیچ بوده بعد هست شده. یعنی اول هیچ چیز نبوده بعد از مدتی (که این مدت همان تدریج مورد بحث است) چیزی ایجاد شده.

با سلام
عالم ماده تدریجی الحصول است یعنی اگر یک سیب می خواهد سیب شود باید از قوه خارچ شده و به فعلیت برسد حرکت یک دانه سیب و تبدیل آن به درخت و عملیات مختلف در ریشه و ساقه و برگ های آن و شکوفه سیب و تبدیل آن در طول 4- هفته به یک میوه کال سیب و مراحل بعدی تا تبدیل آن به یک سیب قرمز که قابل خوردن باشد همه این ها مراحل آفرینش سیب است و اینگونه نیست که خدا به یکباره از نیست خلق کند و در یک لحظه سیبی بر درخت سیب نمایان شود و بگویند خدا سیب را خلق کرد.
خلقت در عالم ماده اینگونه است ؛ تدریجی و خروج گام به گام از قوه به فعل .
سیب در لحظه ای که به قول کشاورزان می رسد و قابل خوردن می شود سیب خلق شده و تمام آن مراحل قبل مقدمات تشکیل سیب بوده است.

manmehdiam;1009380 نوشت:
لطفا یک بار دیگر عرایض مخلص را با دقت کافی ملاحظه کنید و بفرمایید که آیا تدریج (مدت زمان آفرینش کائنات) برای همه مواد جهان میتواند متغیر باشد ؟ یعنی میشود که خداوند یک کیلوگرم زمین را در یک میلیارد ثانیه خلق کند ولی برای آفرینش یک کیلوگرم ماده سایر کهکشانها به یک ثانیه نیاز باشد!
چگونه این تدریج که مربوط به ماده است و ماده هم ماهیت یگانه دارد با هم فرق کرده؟

برای این که مثال های کهکشانی و آفرینش های میلیارد سالی برای ما ملموس تر باشد به مثال های زمینی توجه بفرمایید تا علت این اختلاف زمان آفرینش برایتان روشن شود.
شما یک هسته خرما درون خاک قرار می دهید و آن را آبیاری می کنید تا زمانی که ثمر دهد چقدر طول می کشد ؟؟
یک هسته زرد آلو چقدر؟؟
هسته هندوانه و خربزه چقدر؟؟
یک دانه گندم چقدر؟؟

اگر تفاوت به ثمر نشستن این هسته ها و دانه ها را در نظر بگیرید می توانید به اختلاف زمان شکل گیری اجزای مختلف کهکشان ها و ... نیز پی ببرید.

متحیر;1009673 نوشت:
سلام

در همان مقاله انتقادی جناب دانشگر بندهای 38 تا 50 اشاره به مطالب جناب مور و مراجعات ایشان به قرآن دارد.


با سلام و احترام
جناب متحیر منظورتان این مقاله است؟
02.09Behind the Scenes:
A Review of Western Figures’ Supportive
Comments regarding the Qur’ān1
من نقدی بر نظرات جناب ال مور ندیدم در این مقاله.
فقط مدعی بود کسی به نام عبدل قاسم معتقد است که جناب ال مور به خاطر پول این حرفها را زده است.این قابل رد است، زیرا پزشک و دانشمند معروفی چون کیث مور نیاز مالی ندارد که بخواهد این کار را بکند و نکته مهمتر اینکه کسی با چنین سطحی اعتبار علمی خود را به خاطر پول زیر سوال نمی برد.
متحیر;1009673 نوشت:

و برای مطابقت آن با علم بهتر است به جنین شناسی لانگمن مراجعه کنید

من متخصص این امور نیستم، و به حرفهای جناب ال مور به عنوان یک متخصص اعتماد می‌کنم تا زمانی که کذبش برایم محرز شود از طریقی.

متحیر;1009673 نوشت:

با چنین دیدی و مجاز دانستن چنین تلورانسی در مطابقت مطالب با بیانات علمی نه تنها قرآن بلکه در بیشتر نوشته ها و بیانات میتوان مطابقت های فراوان و شگفت آور استخراج کرد

موفق باشید

با شما موافقم. اما به نظرم این هم نسبی است و در برخی این تطبیق طبیعی تر است در برخی نه.
با این حال هدف بحثم با شما این بود که هستند دانشمندان طراز اولی که قران را
سازگار با علم می بینند(حداقل آن حوزه خودشان).

جناب متحیر فکر کنم در این مورد هر دو با نظرات دیگری آشنا شدیم و من دیگر ادامه نمی دهم.
سپاس از شما

شعیب;1009767 نوشت:
اگر تفاوت به ثمر نشستن این هسته ها و دانه ها را در نظر بگیرید می توانید به اختلاف زمان شکل گیری اجزای مختلف کهکشان ها و ... نیز پی ببرید.

برادر بزرگوار شما چرا در موضوع صحبت نمیفرمایید؟ ما مگر بحثمان بر سر وضعیت حال زمین است؟ ما داریم مستند به آیات قرآن نحوه خلقت زمین و آسمان (یا هفت طبقه زمین و آسمان) که به وضوح در قرآن ذکر شده صحبت میکنیم.
میفرماید: خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یوْمَینِ

شما بفرمایید فعل خلق آیا فعل ماضی نیست؟ یا این هم تعبیری دارد که به زمان آینده هم دلالت داشته باشد. شما یک ترجمه بیاورید که خلق را به جز «خلق کرد» معنی کند.
صحبت از گذشته است. زمانی که خداوند خواسته کائنات را خلق کند. صحبت از خلق سیب و خرما نیست بزرگوار!

لطفا و خواهشا! پست های حقیر را با دقت بخوانید و اگر خلاف این است که عرض کرده ام بفرمایید.

manmehdiam;1009948 نوشت:
برادر بزرگوار شما چرا در موضوع صحبت نمیفرمایید؟ ما مگر بحثمان بر سر وضعیت حال زمین است؟ ما داریم مستند به آیات قرآن نحوه خلقت زمین و آسمان (یا هفت طبقه زمین و آسمان) که به وضوح در قرآن ذکر شده صحبت میکنیم.
میفرماید: خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یوْمَینِ

شما بفرمایید فعل خلق آیا فعل ماضی نیست؟ یا این هم تعبیری دارد که به زمان آینده هم دلالت داشته باشد. شما یک ترجمه بیاورید که خلق را به جز «خلق کرد» معنی کند.
صحبت از گذشته است. زمانی که خداوند خواسته کائنات را خلق کند. صحبت از خلق سیب و خرما نیست بزرگوار!

لطفا و خواهشا! پست های حقیر را با دقت بخوانید و اگر خلاف این است که عرض کرده ام بفرمایید.


با سلام
سیب و خرما و هسته آنها مثالی بود برای تقریب ذهن بیان شد و وجه شبه آن در ماده بودن و سیر زمانی آنها است قرار نیست همه عالم ماده یک دفعه (دفعتا) آفریده شود گر چه ایجاد آن دفعی است اما تکون و خلق آن تدریجی است وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
در این خلق تدریجی هر چقدر که جهات تکثر در ماده بیشتر شود بنا بر آن جهت کثرت زمان تحقق نیز متفاوت خواهد شد.
برای همین می بینیم خلقت آسمان و زمین و کهکشان ها از نظر زمان با هم متفاوت است.

شعیب;1010133 نوشت:
سیب و خرما و هسته آنها مثالی بود برای تقریب ذهن بیان شد و وجه شبه آن در ماده بودن و سیر زمانی آنها است قرار نیست همه عالم ماده یک دفعه (دفعتا) آفریده شود گر چه ایجاد آن دفعی است اما تکون و خلق آن تدریجی است وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ
در این خلق تدریجی هر چقدر که جهات تکثر در ماده بیشتر شود بنا بر آن جهت کثرت زمان تحقق نیز متفاوت خواهد شد.

متاسفانه علی رغم خواهش مخلص شما همچنان پست های قبلی را ملاحظه نکردید و یا دقت نفرمودید. بنده چندبار تکرار کردم که نظریه شما برای خلقت تدریجی را پذیرفتم. ملاحظه بفرمایید اینها را پذیرفتیم:
1-ماده به خاطر قابلیت خودش برای خلق شدن و آفریده شدن نیاز به تدریج یا زمان دارد و خلق دفعتا غیر ممکن است و امر خدا بر غیرممکن تعلق نمیگیرد بنابراین عالم و کائنات به تدریج خلق شده اند.
2- منظور از یوم در قرآن دوره زمانی است. در قرآن آفرینش زمین در دو روز و آفرینش آسمان هم در دو روز صورت گرفته است. بنابراین خلقت زمین در دو دوره زمانی (یا دو پاره از زمان ) و خلقت آسمان(سماوات) هم در دو دوره زمانی خلق شده است ( نتیجه میگیریم که دوره زمانی هر مقدار که در نظر گرفته شود لذا خلقت زمین و سماوات به طور مساوی و هر کدام در دو دوره زمانی خلق شده اند ، مستند به آیات قرآن)
3- در جهان یک نوع ماده بیشتر نداریم. ماده یک ذات بیشتر ندارد و تدریج هم جز ذات ماده است . لذا بدیهی است که یک نوع تدریج برای هر نوع ماده انتخابی از این جهان بیشتر نداریم لذا مثلا در ازل باریتعالی که امر به خلقت کردند اگر مثلا یک کیلوگرم از ماده زمین در 1ثانیه خلق بشود (تدریج مورد نیاز برای یک کیلوگرم ماده زمین 1ثانیه باشد) برای خلقت یک کیلوگرم از ماده خورشید (یا زحل یا ستاره قطبی یا ماه یا ....هرچه که در این جهان است) هم همان 1ثانیه خلق خواهد شد.
مجدد عرایض پستهای قبل را لطفا با دقت بخوانید:

manmehdiam;1008136 نوشت:
و ما هم همانجا عرض کردیم که اگر چنین است پس یعنی شما میتوانید برای تولید عالم نرخ تعیین کنید. نرخ تولید یا خلقت عالم را میتوانید تعیین کنید.
وقتی میگویید تدریج یعنی از زمان سخن میگویید. وقتی میگویید خلقت تدریجی یعنی جرم در بعد زمان ایجاد شده یا خلق شده. یعنی میگویید مثلا این عالم با سرعت یک میلیون تن در ثانیه ایجاد شده...یا مثلا دو میلیارد تن در ثانیه ایجاد شده....
غیر از این است؟

manmehdiam;1008471 نوشت:
میفرمایید اینکه چقدر زمان میخواهد تا این خلقت رخ دهد کار دین نیست. من هم نخواستم دین این را محاسبه کند. مساله این است که هرچه باشد بالاخره یک عدد است. با کم و زیادی یا مقدار این عدد کاری نداریم. ولی این عدد بالاخره صفر نیست. چون اگر صفر بود یعنی خلقت دفعتاً رخ داده. وقتی که صفر نیست شما هر عددی که میخواهید در نظر بگیرید در موضع شما از این نظر اشکالی پیش نمی اید.
اشکال زمانی رخ میدهد که شما وقتی یک عددی بالای صفر برای این نرخ در نظر بگیرید باید همین قابلیت خلق ماده را که امری ثابت است، در خلقت شش دوره ای عالم توجیه کنید.
جرم را به این دلیل انتخاب کردم که اصلی ترین خاصیت ماده است. به عبارتی جرم با ماده یکی است. جرم را تعریف میکنیم مقدار ماده ای که جسم دارد. پس انتخاب قابل قبولی است.
حال با توجه به آیات قرآن بنابر فرمایشات شما خلقت 6روزه را 6دوره در نظر میگیریم. بالاخره این دوره چیزی نیست جز پاره ای از زمان. ما با میزان این دوره هرچقدر است کاری نداریم. ولی بالاخره یک مقدار فرضی ثابت است. مثلا فرض کنید یک ثانیه - یا 60ثانیه یا 1000000سال. فرقی نمیکند. بالاخره پاره ثابتی از زمان است.
مثلا اگر خداوند این دنیا را با سرعت 2تن در ثانیه ایجاد کرده است . شما میفرمایید که خلقت 2تن در ثانیه جز ذات ماده است که خلقتش با این نرخ امکان پذیر است؟ و مثلا نمیشد که خدا با سرعت 1.5تن بر ثانیه این جهان را خلق کند. و مثلا بفرمایید که ذات ماده و قابلیت ماده اجازه خلقت به غیر از سرعت 2تن بر ثانیه را نمیدهد. غیر این است؟ آیا اشکالی تا اینجا وارد است؟

manmehdiam;1008738 نوشت:
ولی اگر قبول دارید که خلقت تدریجی جز قابلیتهای ماده است. و ما یک نوع ماده بیشتر در عالم نداریم (جز بدیهیات فلسفه و علم است) آنگاه بوضوح هیچ توجیهی برای نحوه خلقت کائنات که در قرآن آمده است نمیتوان یافت. چرا که باید سرعت خلقت ماده یا همان خاصیت تدریج که میفرمایید باید یک قابلیت و خاصیت ثابت در ماده باشد . در آن صورت باید دوره هایی که برای خلقت مقادیر ماده جهان مورد نیاز است، با هم نسبت درستی داشته باشند.
به عبارت دیگر باید زمان مورد نیاز برای خلقت هر ماده متناسب با مقدار آن ماده یا جرمی که دارد باشد.
یعنی مثلا اگر برای زمین دو دوره زمانی لازم باشد، می بایست برای خلق کهکشان راه شیری چیزی در حدود چند میلیارد دوره لازم باشد . برای کل صد میلیارد کهکشان که .....

ملاحظه بفرمایید که : جرم کره زمین (ارض) نزدیک به 10به توان 25 کیلوگرم است (جلو عدد1 به تعداد 25صفر قرار دهید)
و جرم کل گیتی (سماوات) نزدیک به 10به توان 54 کیلوگرم است (جلو 1 به تعداد 54صفر بگذارید!)

وقتی که ماهیت ماده ،یگانه است ولی اختلاف میان میزان ماده یا جرم ماده برای ارض و سماوات بسیار بسیار زیاد است چگونه تدریج لازم برای هردو با هم مساوی و برابر دو روز (یا دو دوره) بیان شده است؟

برای اینکه میزان اختلاف اندکی روشن شود، اگر فرض بفرمایید که منظور از دوره زمانی یا یوم 1ثانیه باشد. (هر فرض دیگری هم میتوانید بکنید فرقی نمیکند) آنگاه اگر زمین در دو ثانیه (یومین یا دو روز یا دو دوره) خلق شده باشد آنگاه باید سماوات 29^10*2 ثانیه (یا دوره یا یوم!) خلق شده باشد که میشود 21^10 سال !!!!!!
یعنی باید خلقت سماوات نسبت به زمین میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد برابر بیشتر از زمین تدریج بخواهد!

نتیجه گیری اینکه اگر در قرآن ذکر شده است که خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یوْمَینِ برای اینکه محاسبات درست دربیاید باید برای سماوات میفرمود: خلق السماوات فی بیلیارد بیلیارد بیلیارد بیلیارد یوماً (!!)

در ادامه پست قبل کارشناس محترم توجه بفرمایند که وقتی خداوند فرمود «خلق السماوات و الارض فی سته الایام » یعنی کار خلقت طی این 6روز تمام شده است. بعبارتی خلقت زمین و آسمان کامل شده و تمام شده و هر آنچه که امروز ما مشاهده میکنیم خلق شده است. هرچند بعد از آن این خلقت (زمین و آسمان) بارها و بارها تحول و تتطور نموده باشد . زمانهای تحول ربطی به زمان خلقت یا تدریج مورد نیاز برای خلقت ندارد.

manmehdiam;1010223 نوشت:
ملاحظه بفرمایید اینها را پذیرفتیم:

manmehdiam;1010223 نوشت:
بنابراین خلقت زمین در دو دوره زمانی (یا دو پاره از زمان ) و خلقت آسمان(سماوات) هم در دو دوره زمانی خلق شده است ( نتیجه میگیریم که دوره زمانی هر مقدار که در نظر گرفته شود لذا خلقت زمین و سماوات به طور مساوی و هر کدام در دو دوره زمانی خلق شده اند ، مستند به آیات قرآن)

ماده قضی با خلق تفاوت دارد و معنی تحکیم کردن و محکم کردن آسمانها را دارد بله اگر گفته بود فخلق سبع سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ این بیان شما صحیح بود .
آیات را با هم مرور می کنیم:
اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَکُم مِّن دُونِهِ مِن وَلِیٍّ وَلَا شَفِیعٍ أَفَلَا تَتَذَکَّرُونَ
قُلْ أَئِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی کُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ

اگر در آیات دقت بفرمایید برای سبع سماوات واژه "قضی" و برای ارض واژه "خلق" به کار برده است. خلق زمین 2 روز و قضی آسمان ها 2 روز طول کشیده است و این دو با هم متفاوت است.

پس نمی توان از ایات استفاده کرد که در شش روز زمین و تقدیرات ..خلق شده و در دو روز آسمانها که بگوییم مجموع آن می شود 8 روز که با دیگر آیات تناقض داشته باشد از طرف دیگر آیه دهم ( و جَعَلَ فیها رَوَاسِیَ ...)هم در مورد خلقت زمین نیست بلکه در مورد استوار کردن کوه ها و تقدیر کردن اوقات هست که این مرحله بعد از خلقت صورت گرفته . تنها چیزی که می توان گفت در آیات شریفه سوره فصلت تصریح به آن شده در دو روز خلق شدن زمین هست .اما در مورد اینکه آسمانها در چند روز خلق شده اند هیچ بیانی در این آیات نیامده . پس تنها می توان می توان گفت خلقت زمین دوروز بوده اما اینکه آسمانها در چند روز بوده را دلیلی از قرآن نداریم که چند روز بوده . پس قرآن دو چیز را تصریح نموده :زمین به تنهایی در دو روز خلق شده و مجموع زمین و آسمانها در شش روز.

manmehdiam;1010223 نوشت:
در جهان یک نوع ماده بیشتر نداریم. ماده یک ذات بیشتر ندارد و تدریج هم جز ذات ماده است . لذا بدیهی است که یک نوع تدریج برای هر نوع ماده انتخابی از این جهان بیشتر نداریم لذا مثلا در ازل باریتعالی که امر به خلقت کردند اگر مثلا یک کیلوگرم از ماده زمین در 1ثانیه خلق بشود (تدریج مورد نیاز برای یک کیلوگرم ماده زمین 1ثانیه باشد) برای خلقت یک کیلوگرم از ماده خورشید (یا زحل یا ستاره قطبی یا ماه یا ....هرچه که در این جهان است) هم همان 1ثانیه خلق خواهد شد.

بنده هم تقاضا دارم پست های ارسالی را به دقت بخوانید، جواب این سوال شما را قبلا داده ام:
شعیب;1010133 نوشت:
در این خلق تدریجی هر چقدر که جهات تکثر در ماده بیشتر شود بنا بر آن جهت کثرت زمان تحقق نیز متفاوت خواهد شد.
برای همین می بینیم خلقت آسمان و زمین و کهکشان ها از نظر زمان با هم متفاوت است.

توضیح بیشتر این که : چون ماده در طول خلقت دارای جهات متعددی می شود ادامه مسیر خلق در هر کدام از این جهات موجب کثرت در خلقت و تفاوت در حیثیات و زمان خلق می شود.
یکی از دلایل ما برای مخلوق بودن ماده از سوی خدا همین وجود ظرفیت های تحققی و وجود استعدادهای متعدد در ماده است مثلا دانه گندم با دانه ذرت از نظر قوه و استعداد متفاوت است و این تفاوت در استعداد موجب تکثر در فعلیات می شود.
به قول فلاسفه جوهری را که حامل «استعداد» یا «امکان تبدیل شدن» است و پذیرای صورت‌های متعدد می‌باشد «مادّه» یا «هیولی» می‌نامند. این مادّه در همۀ تبدیل و تبدّل‌های یک نوع، وجود دارد. در حقیقت، مادّه خودش هیچ فعلیّتی ندارد و همۀ فعلیّتش به این است که پذیرای صورت‌های متفاوت است.

manmehdiam;1010223 نوشت:
ملاحظه بفرمایید که : جرم کره زمین (ارض) نزدیک به 10به توان 25 کیلوگرم است (جلو عدد1 به تعداد 25صفر قرار دهید)
و جرم کل گیتی (سماوات) نزدیک به 10به توان 54 کیلوگرم است (جلو 1 به تعداد 54صفر بگذارید!)

حتما می دانید این اعداد و ارقام درباره جرم گیتی کاملا فرضی و غیر واقعی است در زمانی که هر روز کهکشان های جدیدی کشف می شود بیان این اعداد و ارقام جالب نیست.

manmehdiam;1010223 نوشت:
وقتی که ماهیت ماده ،یگانه است ولی اختلاف میان میزان ماده یا جرم ماده برای ارض و سماوات بسیار بسیار زیاد است چگونه تدریج لازم برای هردو با هم مساوی و برابر دو روز (یا دو دوره) بیان شده است؟

چند خط بالاتر توضیح دادم.

manmehdiam;1010223 نوشت:
برای اینکه میزان اختلاف اندکی روشن شود، اگر فرض بفرمایید که منظور از دوره زمانی یا یوم 1ثانیه باشد. (هر فرض دیگری هم میتوانید بکنید فرقی نمیکند) آنگاه اگر زمین در دو ثانیه (یومین یا دو روز یا دو دوره) خلق شده باشد آنگاه باید سماوات 29^10*2 ثانیه (یا دوره یا یوم!) خلق شده باشد که میشود 21^10 سال !!!!!!
یعنی باید خلقت سماوات نسبت به زمین میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد برابر بیشتر از زمین تدریج بخواهد!

چند خط بالاتر توضیح دادم
علاوه بر این که اگر قبول کردیم منظور از یوم دوره باشد مساوی بودن این دوره ها با هم را نتیجه نمی دهد یعنی وقتی که می گوید آسمان در دو مرحله و زمین در دو مرحله اولا این که در مورد زمین خلق است و در مورد آسمان قضی است و ثانیا خلق دو مرحله زمین با قضای دو مرحله آسمان از نظر زمانی یکی نیستند فقط قرآن می فرماید در دو مرحله !! ولی نمی گوید این دو مرحله چقدر طول می کشد پس از این آیات مساوی بودن زمان این دو مرحله استفاده نمی شود و حتی استفاده نمی شود که دو مرحله ای که برای خلقت زمین هم به یومین نام برده شده است با هم مساوی باشد می تواند یکی از این دو مرحله کوتاه تر و دیگری بلند تر باشد.

manmehdiam;1010223 نوشت:
نتیجه گیری اینکه اگر در قرآن ذکر شده است که خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یوْمَینِ برای اینکه محاسبات درست دربیاید باید برای سماوات میفرمود: خلق السماوات فی بیلیارد بیلیارد بیلیارد بیلیارد یوماً (!!)

پس بنا بر نکاتی که قبلا بیان شد این نتیجه گیری هم باطل است.

manmehdiam;1010226 نوشت:
در ادامه پست قبل کارشناس محترم توجه بفرمایند که وقتی خداوند فرمود «خلق السماوات و الارض فی سته الایام » یعنی کار خلقت طی این 6روز تمام شده است. بعبارتی خلقت زمین و آسمان کامل شده و تمام شده و هر آنچه که امروز ما مشاهده میکنیم خلق شده است. هرچند بعد از آن این خلقت (زمین و آسمان) بارها و بارها تحول و تتطور نموده باشد . زمانهای تحول ربطی به زمان خلقت یا تدریج مورد نیاز برای خلقت ندارد.

همان طور که بیان شد در خلقت ماده تدریج نهفته است و خلقت آسمان و زمین (مادی) تا زمان برچیده شدن این عالم ادامه دارد خداوند می فرماید: "کل یوم هو فی شان"
برای این که در این مورد بهتر مطلب مشخص شود می توانید به نظریه حرکت جوهری ملا صدرا مراجعه بفرمایید.

با سلام

شعیب;1010637 نوشت:
پس نمی توان از ایات استفاده کرد که در شش روز زمین و تقدیرات ..خلق شده و در دو روز آسمانها که بگوییم مجموع آن می شود 8 روز که با دیگر آیات تناقض داشته باشد از طرف دیگر آیه دهم ( و جَعَلَ فیها رَوَاسِیَ ...)هم در مورد خلقت زمین نیست بلکه در مورد استوار کردن کوه ها و تقدیر کردن اوقات هست که این مرحله بعد از خلقت صورت گرفته . تنها چیزی که می توان گفت در آیات شریفه سوره فصلت تصریح به آن شده در دو روز خلق شدن زمین هست .اما در مورد اینکه آسمانها در چند روز خلق شده اند هیچ بیانی در این آیات نیامده . پس تنها می توان می توان گفت خلقت زمین دوروز بوده اما اینکه آسمانها در چند روز بوده را دلیلی از قرآن نداریم که چند روز بوده . پس قرآن دو چیز را تصریح نموده :زمین به تنهایی در دو روز خلق شده و مجموع زمین و آسمانها در شش روز.

بزرگوار شما همچنان در فضای شبهات قبلی که بیان میدارد مجموع روزهای خلقت با تناقض دارد و یکجا 6 روز و جمع آن 8 روز میشود مانده اید! عرض کردم که در آن موارد سلمنا! ما پذیرفتیم.
و اما فرمودید دوره های خلقت سماوات مشخص نیست که دو روز باشد. باز هم فرمایش شما را میپذیریم . اینکه مجموع زمین و آسمان در شش روز خلق شده که تصریح دارد. اینکه زمین در دو روز خلق شده هم که تصریح دارد. پس نهایتا میتوان گفت که آسمانها در چهار روز خلق شده. فرقی در استدلال مخلص نمیکند. اختلافی که مخلص عرض میکنم نسبت بین 1 و 100000000000000000000000000000 است!!!! نه نسبت بین 2 و 4! یا نسبت بین 2 و 2

شعیب;1010637 نوشت:
توضیح بیشتر این که : چون ماده در طول خلقت دارای جهات متعددی می شود ادامه مسیر خلق در هر کدام از این جهات موجب کثرت در خلقت و تفاوت در حیثیات و زمان خلق می شود.
یکی از دلایل ما برای مخلوق بودن ماده از سوی خدا همین وجود ظرفیت های تحققی و وجود استعدادهای متعدد در ماده است مثلا دانه گندم با دانه ذرت از نظر قوه و استعداد متفاوت است و این تفاوت در استعداد موجب تکثر در فعلیات می شود.
به قول فلاسفه جوهری را که حامل «استعداد» یا «امکان تبدیل شدن» است و پذیرای صورت‌های متعدد می‌باشد «مادّه» یا «هیولی» می‌نامند. این مادّه در همۀ تبدیل و تبدّل‌های یک نوع، وجود دارد. در حقیقت، مادّه خودش هیچ فعلیّتی ندارد و همۀ فعلیّتش به این است که پذیرای صورت‌های متفاوت است.

آیات خلقت کاملا تصریح دارد. بجز آنکه یوم را چه معنی کنیم ولی برای فعل خلق تصریح خلقت کائنات در ازل است. قبلا هم عرض کردم اینکه ماده زمین و سماوات بعد از خلقت هزاران هزار استعدادش را به فعلیت برساند و هزاران هزار تبدیل و تبدل کند ربطی به خلقت اولیه ندارد.

کاملا روشن و واضح است که خداوند از نحوه خلقتش در گذشته و در ازل صحبت میکند. شما تمامی تفاسیر و تمامی ترجمه هایی که در باب آیات خلقت در قرآن (و حتی بقیه کتابهای مقدس) آمده است را ملاحظه کنید و اگر یک جا فعل خلق را در معنای ماضی به کار نبرده بود بفرمایید بنده حق را به شما بدهم.

شعیب;1010637 نوشت:
حتما می دانید این اعداد و ارقام درباره جرم گیتی کاملا فرضی و غیر واقعی است در زمانی که هر روز کهکشان های جدیدی کشف می شود بیان این اعداد و ارقام جالب نیست.

بزرگوارجرم زمین که مشخص است و ثابت. اما جرم مربوط به کائنات که میلیاردها میلیارد برابر زمین است فقط مربوط به جهان مرئی است. بنابراین هرچقدر محدوده دیده ما نسبت به گیتی بیشتر شود بر جرم کائنات در رابطه ای که عرض کردم افزوده میشود. بنابراین هرچه اجرام جدید مشاهده شود نسبت گفته شده را تشدید میکند . این که دیگر بدیهی است و انتظار نداشتم این را بفرمایید.

شعیب;1010637 نوشت:
اگر قبول کردیم منظور از یوم دوره باشد مساوی بودن این دوره ها با هم را نتیجه نمی دهد

بسیار خوب. یعنی میفرمایید خداوند فرموده خلق الارض فی یومین . بعد منظور خدا به جای دو روز (درست تر ش میشود روزان) دوره بوده و اتفاقا منظور خدا از یومین دو دوره ای بوده که زمین خلق شده و اگر این دو دوره اندازه دو ثانیه بوده ولی آنجا که که فرموده خلق السماوات و الارض فی سته الایام. از این شش روز دو روزی که مربوط به زمین است همان دو ثانیه بوده ولی 4روز بعدی میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد ثانیه است؟؟؟!!!!!!
اگر چنین است ، آنگاه مخلص با شما دیگر کاری ندارم و باریتعالی را بابت اینهمه گنگ گویی باید خطاب قرار دهم!

سوای مباحث فوق خلقت تدریجی تناقضات ذاتی دیگری هم دارد (که بدیهی هم به نظر میرسد):
ماده و زمان مقارن و ملازم هم هستند. زمان به عنوان خاصیت ماده تعریف میشود. لذا خلقت ماده و خلقت زمان مقارن و ملازم هم هستند.
تدریج به معنای گذر زمان است. تدریج یعنی پاره ای از زمان. بنابراین باید زمان خلق شده باشد تا بتوانیم از پاره ای از زمان یا تدریج صحبت کنیم.

حال تناقض:
خلقت زمین (خلقت ماده) تدریجی بوده است. و یا خلقت زمین در دو دوره بوده و تدریج مورد نیاز برای خلقت زمین دو دوره یا دو پاره زمانی بوده است.
تا قبل از خلقت زمین (ماده) سخن گفتن از زمان مهمل است. زیرا خود زمان مقارن خلقت زمین خلق شده است. پس تا قبل از خلقت زمین زمانی هم خلق نشده است. و زمان بعد از خلقت کامل زمین خلق شده.
یعنی در حالی که زمان خلق نشده بود برای خلقت زمین مورد نیاز بوده است!

manmehdiam;1010676 نوشت:
بزرگوار شما همچنان در فضای شبهات قبلی که بیان میدارد مجموع روزهای خلقت با تناقض دارد و یکجا 6 روز و جمع آن 8 روز میشود مانده اید! عرض کردم که در آن موارد سلمنا! ما پذیرفتیم.
و اما فرمودید دوره های خلقت سماوات مشخص نیست که دو روز باشد. باز هم فرمایش شما را میپذیریم . اینکه مجموع زمین و آسمان در شش روز خلق شده که تصریح دارد. اینکه زمین در دو روز خلق شده هم که تصریح دارد. پس نهایتا میتوان گفت که آسمانها در چهار روز خلق شده. فرقی در استدلال مخلص نمیکند. اختلافی که مخلص عرض میکنم نسبت بین 1 و 100000000000000000000000000000 است!!!! نه نسبت بین 2 و 4! یا نسبت بین 2 و 2

شعیب;1010637 نوشت:
خلق دو مرحله زمین با قضای دو مرحله آسمان از نظر زمانی یکی نیستند فقط قرآن می فرماید در دو مرحله !! ولی نمی گوید این دو مرحله چقدر طول می کشد پس از این آیات مساوی بودن زمان این دو مرحله استفاده نمی شود و حتی استفاده نمی شود که دو مرحله ای که برای خلقت زمین هم به یومین نام برده شده است با هم مساوی باشد می تواند یکی از این دو مرحله کوتاه تر و دیگری بلند تر باشد.

manmehdiam;1010676 نوشت:
آیات خلقت کاملا تصریح دارد. بجز آنکه یوم را چه معنی کنیم ولی برای فعل خلق تصریح خلقت کائنات در ازل است. قبلا هم عرض کردم اینکه ماده زمین و سماوات بعد از خلقت هزاران هزار استعدادش را به فعلیت برساند و هزاران هزار تبدیل و تبدل کند ربطی به خلقت اولیه ندارد.

این تصور شما اشتباه است اگر تصور شما درست بشود اشکال شما نیز رفع خواهد شد
در اکثر امور مادی کون و فساد (تغییر و تبدیل و تکمیل) بعد از ایجاد امر طبیعی است مثالی می زنم که بحث روشن تر شود وقتی که می گویند فلانی یک باغ درست کرده است کاشت درختان و مرز بندی زمین آن و کشیدن جوی های آب برای آبیاری درختان ساخت یک باغ را معنا می دهد و می گویند باغ تکمیل شد اما در ادامه این باغ رشد می کند نمو می کند تغییر می کند اصلاح می شود و میوه می دهد میوه های آن می ریزند و به کودی برای درختان تبدیل می شوند و .... همه این فرایند ها بعد از ایجاد اولیه باغ است.

manmehdiam;1010676 نوشت:
کاملا روشن و واضح است که خداوند از نحوه خلقتش در گذشته و در ازل صحبت میکند. شما تمامی تفاسیر و تمامی ترجمه هایی که در باب آیات خلقت در قرآن (و حتی بقیه کتابهای مقدس) آمده است را ملاحظه کنید و اگر یک جا فعل خلق را در معنای ماضی به کار نبرده بود بفرمایید بنده حق را به شما بدهم.

بالا توضیح دادم.
علاوه بر آن ، یک بحثی در فلسفه هست که آیا عالم ماده یکجا خلق شده است یا نه؟؟ فلاسفه می گویند از آنجا که زمان از ابعاد عالم مده است قبل و بعد از عالم ماده زمان معنا نداشته و در ظرف ماده است که زمان معنا پیدا می کند پس یکجا عالم ماده با تمام شئون و عوارضش خلق شده و در درون عالم ماده این زمان مندی لحاظ می شود و از بیرون عالم ماده (عالم مجردات) که به عالم ماده نگاه می کنید یکجا و در یک ظرف واقع است. پس نسبت به خدا خلق عالم یکجا انجام شده است (چون برای خدا زمان مطرح نیست و اول تا آخر آفرینش یکجا در نزد او حاضر است) اما به نسبت کا که عالم ماده هستیم هر جزء عالم ماده باید نسبت به اجزای دیگر آن در جای خود قرار بگیرد و واقع شود.و تا جزء قبلی نیامده باشد جزء بعدی نمی آید(زمان مندی)
مثالی دیگر می زنم برای تقریب ذهن: یک قطاری را فرض کنید که از پشت یک دیوار بلندی در حال عبور است ما پشت دیوار از روزنه ای به آن قطار نگاه می کنیم در هنگام رد شدن قطار؛ ما فقط یک واگن را می بینیم که رد می شود و تا این واگن رد نشود واگن بعدی نمی آید. اما اگر کسی بر روی دیوار قرار بگیرد از اول تا آخر قطار را یکجا می بیند و آن را یکجا می یابد.
نسبت عالم ماده به خدا و عالم مجردات نیز همین گونه است (یک ظرف در بسته را در نظر بگیرید که در آن فعل و انفعالاتی در حال شکل گیری است)
برای همین می بینید که هر کجا خدا از خلقت عالم سخن می گوید به صیغه ماضی سخن می گوید و حتی درباره قیامت هم و وقایع آن به صیغه ماضی سخن می گوید.

manmehdiam;1010676 نوشت:
بزرگوارجرم زمین که مشخص است و ثابت. اما جرم مربوط به کائنات که میلیاردها میلیارد برابر زمین است فقط مربوط به جهان مرئی است. بنابراین هرچقدر محدوده دیده ما نسبت به گیتی بیشتر شود بر جرم کائنات در رابطه ای که عرض کردم افزوده میشود. بنابراین هرچه اجرام جدید مشاهده شود نسبت گفته شده را تشدید میکند . این که دیگر بدیهی است و انتظار نداشتم این را بفرمایید.

تذکری بود برای این که مغفول واقع نشود.

manmehdiam;1010676 نوشت:
بسیار خوب. یعنی میفرمایید خداوند فرموده خلق الارض فی یومین . بعد منظور خدا به جای دو روز (درست تر ش میشود روزان) دوره بوده و اتفاقا منظور خدا از یومین دو دوره ای بوده که زمین خلق شده و اگر این دو دوره اندازه دو ثانیه بوده ولی آنجا که که فرموده خلق السماوات و الارض فی سته الایام. از این شش روز دو روزی که مربوط به زمین است همان دو ثانیه بوده ولی 4روز بعدی میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد میلیارد ثانیه است؟؟؟!!!!!!
اگر چنین است ، آنگاه مخلص با شما دیگر کاری ندارم و باریتعالی را بابت اینهمه گنگ گویی باید خطاب قرار دهم!

موضوع این قدر که شما پیچیده فهمیده اید پیچیده نیست.
منظوراز "یوم"؛ دوره است و این که خدا می فرماید چند روز یعنی چند دوره.
اما طول هر کدام از این دوره ها چقدر بوده است در آیات بیان نشده است.

سوال:
حکمت خلق موجودات و حیوانات زنده قبل از انسان چیست؟ مگر هدف اصلی آفرینش جهان برای برای انسان نیست؟ خلق این موجودات چه فایده برای کمال انسان دارد؟؟چرا خدا خلقت را با آفرینش بشر شروع نکرد و قبل از ملیاردها موجود دیگر خلق کرد؟ (در حد یک دانش آموز راهنمایی جواب دهید)

جواب:
قرآن کریم وجود همه موجودات در عالم را معطوف به وجود انسان می داند قرآن می فرماید: «هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا» او کسی است که هر آنچه در زمین است را برای شما خلق کرد.(1) در آیه دیگر حتی همه آنچه را که خدا خلق کرده مسخر انسان می داند: «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً مِنْهُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون» او آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است، همه را از سوى خودش مسخّر شما ساخته، در این نشانه‌‏هایى است براى کسانى که اندیشه می‌کنند. (2)

بنابراین همه موجودات حتی موجودات ما قبل تاریخ نیز برای انسان آفریده شده اند. اما چگونه؟
بحث خود را با یک مثال پی می گیرم:
کشاورزی برای این که گندم به دست بیاورد؛ یک سری مقدماتی فراهم می کند. اول کمی کار می کند تا پول به دست بیاورد. (مثلا هیزم جمع می کند و مدت ها هیزم فروشی می کند) با پول های خود زمینی خریداری می کند. زمین را چند نوبت آبیاری می کند. (حتی قبل از این که گندمی در زمین روییده باشد) آنگاه به آن کود می دهد و زمین را زیر و رو می کند. یک مدت زمین را رها می کند تا فصل کشت گندم برسد. کمی گندم در زمین می پاشد؛ آنگاه مدتی به آن رسیدگی می کند و .... تا آن که گندم به ثمر بنشیند.
همان طور که می بینید؛ همه این کارها مقدمه کشت گندم است و اگر کسی به طریقه کشت گندم و مقدمات آن آگاه نباشد، در هر مرحله از کار اعتراض می کند؛ که مثلاً چرا زمین را خراب می کند؟ و چرا بی دلیل زمین را شخم می زند؟ چرا قبل از آن که گندم در زمین باشد زمین را آبیاری کرد؟ و هزاران چرای دیگر.

در خلقت انسان نیز همین طور است؛ همه چیز برای انسان است. اما این انسان در بستری باید زندگی کند که خیلی از مقدمات فراهم شده باشد تا برای رشد و کمال انسان مانعی از طرف خالق حکیم نباشد.

فهم اينكه هر كدام از مخلوقات، چه غايت و هدفي دارند، كار آساني نيست؛ چون انسان زماني مي تواند اين مطلب را تمام و كمال بفهمد كه، به تمام عالم خلقت علم داشته باشد و چنين علمي تنها براي خدا و انسان كامل است. لذا ما تنها به اندازه علم اندك خودمان مي توانيم به هدف و غايت برخي از موجودات پي ببريم. آن هم به برخي از غايات و اهداف آنها نه بر همه آنها.

براي مثال: ما مي دانيم كه درخت فوايد زيادي دارد؛ مثل توليد اكسيژن، محكم نمودن خاك زمين و جلوگيري از رانش زمين و ... يا مي دانيم كه برخي حشرات مثل زنبور و پروانه و ... براي گرده افشاني گلها لازم است و ... دايناسورها نيز از اين قاعده مستثني نيستند؛ آنها نيز مثل ديگر موجودات زنده مثل فيل و موش و پشه و قورباغه در اين عالم طبيعت نقشي داشته اند كه با تمام شدن نقششان، از بين رفته اند؛ كما اينكه ميليونها موجود ديگر نيز قبل از دايناسورها و بعد از آنها نقش خود را در بستر سازی برای احن المخلوقین (انسان) بازی کرده اند و منقرض شده اند.

همه موجودات طبيعت، ‌در واقع مثل اجزاء يك پيكرند. همان طور كه قلب و كليه و چشم و ناخن و مو و پوست و ... هر كدام نقشي در بدن دارند، موجودات عالم نيز هر كدام نقشي در عالم دارند و همان طور كه برخي از اجزاء بدن به مرور زمان بايد از بين بروند، برخي از موجودات عالم نيز بايد بعد از ايفاي نقش خود در طبيعت از بين بروند و موجودات تازه اي جاي آنها را بگيرند. مثلا نوزاد شيرخوار اجزاء خاصي در دهانش دارد كه در بزرگسالي آن اجزاء‌ از بين مي روند. همين طور شكل استخوان بندي نوزاد و نحوه اتصالات مفاصل در او با بزرگسالان متفاوت است. وجود اين امور براي نوزاد مفيد است؛ اما در بزرگسالي اين اجزاء عوض مي شوند و جاي آنها را اجزاء ديگري مي گيرند؛ يا بچه قورباغه آبشش و دم دارد كه در بزرگي هر دو از بين مي روند يا لارو حشراتي مثل پروانه، پاهاي زياد و شكل كرم مانند و دندانهايي برنده دارند كه؛ پس ازدگرديسي از بين مي روند و اعضاي جديدي جاي آنها را مي گيرند و همه اينها هدفدار و حكيمانه است ؛ و قدري حكمت در آنها واضح است كه انسان از ديدن آنها – مثلا در فيلم هاي مستند – شگفت زده مي شود؛ در اندازه كلان عالم نيز چنين است.

طبيعت مثل يك موجود زنده بزرگي است كه موجودات زنده و غير زنده به منزله اعضاي آن هستند و اين اعضا به واسطه نوع خاصي از تركيب به نام تركيب اكوسيستمي به هم مربوطند ؛ و مثل اعضا و اجزاء موجودات زنده اين اعضا نيز دائما در حال تعوض و تبديلند .بنابراين در طبيعت هر موجودي تا مدت معيني بقاء دارد و آن گاه كه نقش او در عالم تمام شد،‌ طبق قوانين حاكم بر عالم از بين مي رود. دايناسورها نيز در زمان خود نقشي در بقاء طبيعت داشته اند و اگر آن زمان دايناسورها نبودند چه بسا الان نيز طبيعتي به اين شكل وجود نمي داشت كما اينكه الان هر موجودي نقشي در حفظ طبيعت دارد. مثلا اگر مار نبود موشها طغيان نسل پيدا مي كردند و اگر موشها نبود بسياري از حشرات طغيان نسل پيدا مي كردند لذا هر موجودي بايد در جاي خود باشد تا اكوسيستم هاي طبيعت پابرجا بماند تا در نهايت كل طبيعت حفظ شود.

خداوند در قرآن فرموده است :«خَلَقَ لَکُم»(3) ، برای شما آفرید، این کلمه "برای شما " شامل همه نیازهای مادی و معنوی است، نیاز مادی موجودات فعلی به گذشته بیان شد؛ اما نیاز معنوی:حداقل دو نیاز معنوی را در اینجا اشاره می کنیم:

نیاز اول: زیاد شدن علم و آگاهی بشر با تحقیق یا شبیه سازی اسکلت و سنگواره موجودات ما قبل تاریخ.
چرا اسکلت و سنگواره آنها با هزینه هائی گزاف در معرض تحقیق دانشمندان و تماشای عموم در موزه ها قرار می گیرد؟
جز اینکه به دانش و آگاهی بشر افزوده شود و آن را برای حفظ سلامتی خود مستقیم و غیر مستقیم به کار گیرد؟!

نیاز دوم: یکی دیگر از آن نیازهای معنوی پی بردن به قدرت لایزال الهی است؛ اگر موجودات میکروسکوپی واقع در زیر یخهای قطب جنوب هیچ خاصیت مادی نداشته و فقط انسان را به قدرت خداوند آگاه کند کافی است که به آنها نیز گفته شود: «خَلَقَ لَکُم» (4)، همچنین است آگاهی از فسیل های باقی مانده از جانداران ما قبل تاریخ.

وقتی انسان مطلع می شود آنها چه مقدار وزن و هیکل داشته و روزانه چه مقدار گوشت و گیاه می خورند، بیشتر به عظمت خداوند پی می برد؛ و بخاطر اینکه خداوند مهربان در زمان حاضر برای حفظ جان بشر چنین حیوانات عظیم و خونخواری را منقرض ساخته شکر خدا می کند، آیا پی بردن به عظمت خدا و شکر مهربانیِ او نمودن، به نفع بشر نیست؟

شاید کسی سوال کند: نسبتِ طولِ زمانِ خلقت آدم تا کنون -که حدود 5 هزار سال یا هفت هزار سال گفته اند- به عمر زمین -که بیش از 14 میلیارد سال تخمین زده اند- خیلی نا متناسب است یعنی این همه خدا مقدمه سازی کرده برای این چند هزار سال؟
جواب می دهیم : اولاً قرار نیست که عمر زندگی انسانِ روی زمین، در همین چند هزار سال تمام شود! ثانیا: همه عقلای عالم برای یک کار بسیار مهم مقدمات زیادی را تدارک می بینند؛ به عنوان مثال: شما یک دانه سیب می خورید این یک سیب از زمانی که این سیب از کالی به قرمزی و پختگی می گراید و به آن یک سیب قابل خوردن اطلاق می شود 5 -10 روز است شما برای این که یک سیب داشته باشید و این سیب به ثمر بنشیند (5 الی 10 روز) حد اقل 10 سال زحمت درخت میوه را می کشید. این رقم در درختانی مثل خرما تا 30 سال هم ادامه دارد حالا شما نسبت گیری کنید . این تازه برای یک امر معمولی و یک خوراک انسان است .
شما در روییدن یک دانه گندم اگر دقت کنید؛ به قول شاعر: «ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری»(5) چه مقدمات طولانی برای به بار نشستن یک دانه گندم! حال چه برسد به انسان که خداوند در خلقت انسان به خود تبریک گفت « ... فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحسَنُ الخالِقينَ» (6)
گاهی یک امر آنقدر مهم است که است که مقدمه آن هر قدر هم که طولانی باشد اشکالی به آن وارد نخواهد بود.
از آن گذشته این همه نفت و گاز و انرژی های فسیلی که بشر امروزه از ان استفاده می کند محصول زندگی چند ملیون ساله موجودات زنده روی زمین است. چه کسی جز انسان می تواند از این منابع استفاده کند؟

پی نوشت:
1- بقره: 29.
2- جاثیه: 13.
3- بقره: 29.
4- همان.
5- گلستان سعدی، دیباچه.
6- مومنون: 12.

موضوع قفل شده است