جمع بندی حماء مسنون

تب‌های اولیه

13 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال
حماء مسنون

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ

«الحجر/26»

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ

«الحجر/28»

قَالَ لَمْ أَكُنْ لِأَسْجُدَ لِبَشَرٍ خَلَقْتَهُ مِنْ صَلْصَالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ

«الحجر/33»

سلام

در این ایات سوره مبارکه الحجر خداوند اشاره میفرماید که انسان را از صلصال و حماء مسنون افریده این لغات چه معنی میدهد ؟

برچسب: 

با نام و یاد دوست


کارشناس بحث: استاد میقات

[="Tahoma"][="3"]با سلام و درود

«صلصال» در لغت به معنای گِل خشکیده آمده است. (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج ‏6، ص 270)

گِل خشكى است كه صدا می دهد، زيرا "صلصل" در اصل صدا كردن است. (مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏6، ص 515؛ قاموس قرآن، ج ‏4، ص 146)

«صلصال» آن گل خالص آميخته به خاک است كه چون بخشكد (وقت دست زدن) صدا می دهد و چون آن را بپزند فخّار گويند. (الصحاح، جوهری، ج 5، ص 1745، واژه صلل)

در نهج البلاغه آمده: «وَ أَصْلَدَهَا حَتَّى صَلْصَلَتْ» يعنى او را محكم كرد تا خشك شد و یا به عبارتی خشكاندن را ادامه داد تا سخت شد. (نهج البلاغه، خطبه اول، صفات خلقت آدم)

«حمإ» در لغت به معنای گِل سیاه، گِل سیاه بد بو (لجن سیاه بد بو)،گِل مایل به سیاهی و گِلی که به سیاهی تغییر کرده، آمده است. (مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏6، ص 515؛ مجمع البحرين، ج ‏1، ص 107؛ المفردات في غريب القرآن، ص: 259؛ قاموس قرآن، ج ‏2، ص 171)

«مسنون» به معنای ریخته شده، متغیَر، خالص و هموار شدن، آمیخته یا مصوّر آمده است. (مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏6، ص 515؛ قاموس قرآن، ج ‏3، ص 343؛ المفردات في غريب القرآن، ص 429؛ التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج ‏5، ص 240)

در نهج البلاغه آمده: «سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّى خَلَصَتْ»؛ آب بر آن افزود تا گلى خالص و آماده شد. (نهج البلاغه، خطبه اول، صفات خلقت آدم)[/][/]

[="Tahoma"][="3"]در نهج البلاغه در باره آفرینش آدم عليه السلام این گونه آمده است:

«ثُمَّ جَمَعَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَزْنِ اَلْأَرْضِ وَ سَهْلِهَا وَ عَذْبِهَا وَ سَبَخِهَا تُرْبَةً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّى خَلَصَتْ وَ لاَطَهَا بِالْبَلَّةِ حَتَّى لَزَبَتْ فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَةً ذَاتَ أَحْنَاءٍ وَ وُصُولٍ وَ أَعْضَاءٍ وَ فُصُولٍ أَجْمَدَهَا حَتَّى اِسْتَمْسَكَتْ وَ أَصْلَدَهَا حَتَّى صَلْصَلَتْ لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ وَ أَمَدٍ مَعْلُومٍ ثُمَّ نَفَخَ فِيهَا مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ إِنْسَاناً...»

سپس خداوند بزرگ، خاكى از قسمت هاى گوناگون زمين، از قسمتهاى سخت و نرم، شور و شيرين، گرد آورد، آب بر آن افزود تا گلى خالص و آماده شد، و با افزودن رطوبت، چسبناک گرديد، كه از آن، اندامى شايسته، و عضوهايى جدا و به يكديگر پيوسته آفريد، آن را خشكانيد تا محكم شد، خشكاندن را ادامه داد تا سخت شد، و تا زمانى معين، و سرانجامى مشخص، اندام انسان كامل گرديد، آنگاه از روحى كه آفريد در آن دميد تا به صورت انسانى زنده درآمد. (نهج البلاغه، ترجمه دشتی، خطبه 1)[/][/]

هُوَ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُیوخًا وَمِنْكُمْ مَنْ یتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ«غافر/67»
او همان کسی است که شما را از خاکی آفرید سپس از نطفه‏ای آنگاه از علقه‏ای و بعد شما را [به صورت] کودکی برمی‏آورد تا به کمال قوت خود برسید و تا سالمند شوید و از میان شما کسی است که مرگ پیش‏رس می‏یابد و تا [بالاخره] به مدتی که مقرر است برسید و امید که در اندیشه فرو روید

سلام

در این این ایه و همچنین ایه 5 سوره مبارکه حج خداوند اشاره میفرماید که انسان را از خاک و سپس نطفه افریده بنظر میرسد که خلائی بزرگ در بین خاک و نطفه وجود دارد ایا فکر نمیکنید صلصال که خاک مخلوط یا لجن است و حماء که سیاهی یادر واقع گرمی است و همچنین مسنون که از سنت ریشه گرفته و نظم و روش یا رویه را میرساند این خلع را پر میکند ؟

[="Tahoma"][="3"]

فتا 1;582894 نوشت:

... خداوند اشاره میفرماید که انسان را از خاک و سپس نطفه افریده بنظر میرسد که خلعی بزرگ در بین خاک و نطفه وجود دارد ایا فکر نمیکنید صلصال که خاک مخلوط ایا لجن است و حماء که سیاهی یادر واقع گرمی است و همچنین مسنون که از سنت ریشه گرفته و نظم و روش یا رویه را میرساند این خلع را پر میکند ؟

با سلام و درود

لطفا در باره اصل این خلع، و هدف، اهمیت و کیفیت آن، توضیح بیش تری بفرمایید تا منظورتان روشن تر فهم شود.[/][/]

میقات;582991 نوشت:
با سلام و درود

لطفا در باره اصل این خلع، و هدف، اهمیت و کیفیت آن، توضیح بیش تری بفرمایید تا منظورتان روشن تر فهم شود.

سلام

خاک یک عنصر بسیار ساده است و نطفه یک پدیده بسیار پیچیده یعنی خاک را در همه جا حتی روی سایر کرات میتوان یافت ولی نطفه به یک پدید اورنده بسیار باهوش و محیط مناسب نیاز دارد یعنی انسان امروز با اینهمه علم و فناوری که در اختیار دارد هنوز قادر نشده انرا ایجاد یا خلق نماید .

وقتی خداوند میفرماید ما انسان را از خاک افریدیم یعنی از هیچ نیست بلکه عنصر اولیه خاک را دارد و این خاک برای رسیدن به نطفه راهی را طی نموده است که جای ان در بین خاک و نطفه خالیست .

[="Tahoma"][="3"]

فتا 1;582894 نوشت:
هُوَ الَّذِی خَلَقَكُمْ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ یخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُیوخًا وَمِنْكُمْ مَنْ یتَوَفَّى مِنْ قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ«غافر/67»
او همان کسی است که شما را از خاکی آفرید سپس از نطفه‏ای آنگاه از علقه‏ای و بعد شما را [به صورت] کودکی برمی‏آورد تا به کمال قوت خود برسید و تا سالمند شوید و از میان شما کسی است که مرگ پیش‏رس می‏یابد و تا [بالاخره] به مدتی که مقرر است برسید و امید که در اندیشه فرو روید

سلام

در این این ایه و همچنین ایه 5 سوره مبارکه حج خداوند اشاره میفرماید که انسان را از خاک و سپس نطفه افریده بنظر میرسد که خلائی بزرگ در بین خاک و نطفه وجود دارد ایا فکر نمیکنید صلصال که خاک مخلوط یا لجن است و حماء که سیاهی یادر واقع گرمی است و همچنین مسنون که از سنت ریشه گرفته و نظم و روش یا رویه را میرساند این خلع را پر میکند ؟

با سلام و درود

این که چه مدت و چه زمان در این بین، فاصله بوده، روشن نیست ولی لزوما به معنای فاصله زیاد نیست و می تواند ناظر به همان فاصله های کوتاه باشد، مانند فاصله زمانی که بین نطفه و علقه و مضغه و ... آمده است، (حج، 5).

لذا مانعى ندارد كه اشاره به فاصله‏ هايى باشد كه در ميان مراحل آفرينش آدم از خاک و سپس گل خشک و سپس دميدن روح الهى وجود داشته است.

از طرفی در خصوص این فاصله و نیز مدت زمان و کیفیت مرحله «صلصال»، «حمإ» و «مسنون» در قرآن و روایات توضیحی نیامده است تا بتوان آن را به قرآن و شارع نسبت داد و در این زمینه با اطمینان سخن گفت.[/][/]

میقات;584420 نوشت:
با سلام و درود

این که چه مدت و چه زمان در این بین، فاصله بوده، روشن نیست ولی لزوما به معنای فاصله زیاد نیست و می تواند ناظر به همان فاصله های کوتاه باشد، مانند فاصله زمانی که بین نطفه و علقه و مضغه و ... آمده است، (حج، 5).

لذا مانعى ندارد كه اشاره به فاصله‏ هايى باشد كه در ميان مراحل آفرينش آدم از خاک و سپس گل خشک و سپس دميدن روح الهى وجود داشته است.

از طرفی در خصوص این فاصله و نیز مدت زمان و کیفیت مرحله «صلصال»، «حمإ» و «مسنون» در قرآن و روایات توضیحی نیامده است تا بتوان آن را به قرآن و شارع نسبت داد و در این زمینه با اطمینان سخن گفت.

سلام

البته منظور بنده از فاصله زیاد فاصله زمانی نیست بلکه فاصله بعدی است یعنی یکی مشخص میکند که انسان منشاء خاکی دارد و ازهیچ به وجود نیامده و دیگری منشاء علمی دارد که نشان میدهد که خالق برای خلقت این موجود چه میزان علمی عمل نموده یعنی در حالی که به نوعی تکامل را نشان میدهد ولی تسلیم وجود بدون خالق نمیشود .

ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِی دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَینَا طَائِعِینَ«فصلت/11»
سپس آهنگ [آفرینش] آسمان کرد و آن بخاری بود پس به آن و به زمین فرمود خواه یا ناخواه بیایید آن دو گفتند فرمان‏پذیر آمدیم

اگر به این ایه دقت شود طوع از تکامل تدریجی میگوید ولی کره از تکامل متکی بر خالق است یعنی اسمان و زمین بدون اتکاء بر خدا اینگونه به وجود نیامده اند یعنی ممکن است بگوئیم خاک تدریجاً ممکن است به اشکال مختلف در بیاید ولی نطفه بدون خالق هرگز ممکن نیست به وجود امده باشد .

فتا 1;584562 نوشت:
سلام

البته منظور بنده از فاصله زیاد فاصله زمانی نیست بلکه فاصله بعدی است یعنی یکی مشخص میکند که انسان منشاء خاکی دارد و ازهیچ به وجود نیامده و دیگری منشاء علمی دارد که نشان میدهد که خالق برای خلقت این موجود چه میزان علمی عمل نموده یعنی در حالی که به نوعی تکامل را نشان میدهد ولی تسلیم وجود بدون خالق نمیشود .

ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ وَهِی دُخَانٌ فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْضِ ائْتِیا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا قَالَتَا أَتَینَا طَائِعِینَ«فصلت/11»
سپس آهنگ [آفرینش] آسمان کرد و آن بخاری بود پس به آن و به زمین فرمود خواه یا ناخواه بیایید آن دو گفتند فرمان‏پذیر آمدیم

اگر به این ایه دقت شود طوع از تکامل تدریجی میگوید ولی کره از تکامل متکی بر خالق است یعنی اسمان و زمین بدون اتکاء بر خدا اینگونه به وجود نیامده اند یعنی ممکن است بگوئیم خاک تدریجاً ممکن است به اشکال مختلف در بیاید ولی نطفه بدون خالق هرگز ممکن نیست به وجود امده باشد .

با سلام و درود

باید توجه داشت که علم توانسته اعجاب خلقت انسان از نطفه را تاحدودی اطلاع رسانی کرده و به ما بفهماند، ولی این منافات با اعجاب خلقت از خاک نیست و چه بسا شگفتی خلقت از خاک، بیش از خلقت از نطفه باشد.

به بیان دیگر اگر علم بر روی خلقت از خاک، بیش تر تمرکز می کرد، چه بسا اعجاب آن برای ما بیش تر روشن شده بود.

در هر حال، این موارد بیش از این که پشتوانه قرآنی یا روایی داشته باشد، برداشت های ذوقی است که البته می توان آن ها را به صورت احتمال مطرح نمود و منافاتی هم با آیات قرآن نداشته باشد.

امیدوارم منظورتان را درست متوجه شده باشم.

میقات;585479 نوشت:
با سلام و درود

باید توجه داشت که علم توانسته اعجاب خلقت انسان از نطفه را تاحدودی اطلاع رسانی کرده و به ما بفهماند، ولی این منافات با اعجاب خلقت از خاک نیست و چه بسا شگفتی خلقت از خاک، بیش از خلقت از نطفه باشد.

به بیان دیگر اگر علم بر روی خلقت از خاک، بیش تر تمرکز می کرد، چه بسا اعجاب آن برای ما بیش تر روشن شده بود.

در هر حال، این موارد بیش از این که پشتوانه قرآنی یا روایی داشته باشد، برداشت های ذوقی است که البته می توان آن ها را به صورت احتمال مطرح نمود و منافاتی هم با آیات قرآن نداشته باشد.

امیدوارم منظورتان را درست متوجه شده باشم.

سلام

البته اینکه بگوئیم خداوند انسان را از خاک خشک افریده شاید درست نباشد چون در ایه 30 الانبیاء میفرماید ما هر چیز زنده ای را از اب افریدم و در مورد ادم نیز اشاره به گل و صلصال یا گل مخلوط اشاره میفرماید .

اما اینکه بگوئیم انسان به یکباره افریده شده یا بتدریج باید توجه داشته باشیم که زمان یک بعد نسبی است و خداوند در ایات دیگر اشاره دارد که یک سال نزد خداوند مانند هزار بلکه هزاران سال نزد ماست یعنی هیچ منافاتی ندارد که خداوند میفرماید شو و میشود و این برای ما ممکن است هزاران سال بطول انجامیده باشد در مورد باز سازی خر عزیر نیز مراحل باز سازی مرحله به مرحله میباشد البته اینها ممکن است پشوانه روائی نداشته باشد اما بر مبنای تفکر در ایات است و فکر هم نمیکنم با ایات دیگر تناقضی داشته باشد .

[="Tahoma"][="3"]

فتا 1;585511 نوشت:
سلام

البته اینکه بگوئیم خداوند انسان را از خاک خشک افریده شاید درست نباشد چون در ایه 30 الانبیاء میفرماید ما هر چیز زنده ای را از اب افریدم و در مورد ادم نیز اشاره به گل و صلصال یا گل مخلوط اشاره میفرماید .

اما اینکه بگوئیم انسان به یکباره افریده شده یا بتدریج باید توجه داشته باشیم که زمان یک بعد نسبی است و خداوند در ایات دیگر اشاره دارد که یک سال نزد خداوند مانند هزار بلکه هزاران سال نزد ماست یعنی هیچ منافاتی ندارد که خداوند میفرماید شو و میشود و این برای ما ممکن است هزاران سال بطول انجامیده باشد در مورد باز سازی خر عزیر نیز مراحل باز سازی مرحله به مرحله میباشد البته اینها ممکن است پشوانه روائی نداشته باشد اما بر مبنای تفکر در ایات است و فکر هم نمیکنم با ایات دیگر تناقضی داشته باشد .

با سلام و درود

در گِل (مخلوط آب و خاک) که خلقت آدم از آن بوده، آب هم بوده لذا با آیه 30 سوره انبیاء منافاتی ندارد و کسی که می گوید گِل خشک، اشاره به مراحل بعد دارد یعنی ابتدا گل بوده و سپس خشک شده است.

صاحب مجمع البیان چنین می آورد:

اصل آدم از خاک بوده، چون قرآن مى فرمايد: «خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ» (آدم را از خاک خلق كرد)
چيزى كه هست خاک مذكور را گل كرد، هم چنان كه فرموده: «وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ» (تو آدم را از گل آفريدى)
آن گاه آن گل را گذاشت تا متعفن شد، هم چنان كه فرموده: «مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ» (آدمى را از گل گنديده خلق كردم)
آن گاه آن گل را گذاشت تا خشک شد: «مِنْ صَلْصال‏» (از گل خشكيده)

بنا بر اين، تناقضى در اين تعبيرهاى مختلف قرآن نيست، زيرا حالات مختلف مبدأ خلقت آدمى را بيان مى ‏كند.(مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏6، ص 516)

در مورد مطلبتان در باره یکباره خلق شدن یا به تدریج، موافقم.[/][/]

سؤال:
مقصود از «حمأ مسنون» چیست؟

پاسخ:

«صلصال» در لغت به معنای گِل خشکیده آمده است. (1)
گِل خشكى است كه صدا می‌دهد؛ زيرا «صلصل» در اصل صدا كردن است. (2)
«صلصال» آن گل خالص آميخته به خاک است كه چون بخشكد (وقت دست زدن) صدا می‌دهد و چون آن را بپزند فخّار گويند. (3)
در نهج البلاغه آمده: «وَ أَصْلَدَهَا حَتَّى صَلْصَلَتْ» يعنى او را محكم كرد تا خشک شد و یا به عبارتی خشكاندن را ادامه داد تا سخت شد. (4)
«حمإ» در لغت به معنای گِل سیاه، گِل سیاه بدبو (لجن سیاه بد بو)،گِل مایل به سیاهی و گِلی که به سیاهی تغییر کرده، آمده است. (5)
«مسنون» به معنای ریخته شده، متغیَر، خالص و هموار شدن، آمیخته یا مصوّر آمده است. (6)
در نهج البلاغه آمده: «سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّى خَلَصَتْ»؛ آب بر آن افزود تا گلى خالص و آماده شد. (7)
و نیز در نهج البلاغه درباره آفرینش آدم (عليه السلام) این گونه آمده است: «ثُمَّ جَمَعَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَزْنِ اَلْأَرْضِ وَ سَهْلِهَا وَ عَذْبِهَا وَ سَبَخِهَا تُرْبَةً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّى خَلَصَتْ وَ لاَطَهَا بِالْبَلَّةِ حَتَّى لَزَبَتْ فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَةً ذَاتَ أَحْنَاءٍ وَ وُصُولٍ وَ أَعْضَاءٍ وَ فُصُولٍ أَجْمَدَهَا حَتَّى اِسْتَمْسَكَتْ وَ أَصْلَدَهَا حَتَّى صَلْصَلَتْ لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ وَ أَمَدٍ مَعْلُومٍ ثُمَّ نَفَخَ فِيهَا مِنْ رُوحِهِ فَمَثُلَتْ إِنْسَاناً...»؛ سپس خداوند بزرگ، خاكى از قسمت‌هاى گوناگون زمين، از قسمت‌هاى سخت و نرم، شور و شيرين، گرد آورد، آب بر آن افزود تا گلى خالص و آماده شد، و با افزودن رطوبت، چسبناک گرديد، كه از آن، اندامى شايسته و عضوهايى جدا و به يكديگر پيوسته آفريد، آن را خشكانيد تا محكم شد، خشكاندن را ادامه داد تا سخت شد، و تا زمانى معين، و سرانجامى مشخص، اندام انسان كامل گرديد، آن گاه از روحى كه آفريد در آن دميد تا به صورت انسانى زنده درآمد. (8)
مطلب دیگر؛ باید توجه داشت که علم توانسته اعجاب خلقت انسان از نطفه را تاحدودی اطلاع رسانی کرده و به ما بفهماند؛ ولی این منافات با اعجاب خلقت از خاک نیست و چه بسا شگفتی خلقت از خاک، بیش از خلقت از نطفه باشد. به بیان دیگر اگر علم بر روی خلقت از خاک، بیش‌تر تمرکز می‌کرد، چه بسا اعجاب آن برای ما بیش‌تر روشن شده بود.
در هر حال، این موارد بیش از این که پشتوانه قرآنی یا روایی داشته باشد، برداشت‌های ذوقی است که البته می‌توان آن‌ها را به صورت احتمال مطرح نمود و منافاتی هم با آیات قرآن نداشته باشد.
در گِل (مخلوط آب و خاک) که خلقت آدم از آن بوده، آب هم بوده لذا با آیه 30 سوره انبیاء منافاتی ندارد و کسی که می‌گوید گِل خشک، اشاره به مراحل بعد دارد یعنی ابتدا گل بوده و سپس خشک شده است.
صاحب مجمع البیان چنین می‌آورد: اصل آدم از خاک بوده، چون قرآن مى‌فرمايد: «خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ» (آدم را از خاک خلق كرد)
چيزى كه هست خاک مذكور را گل كرد، هم چنان كه فرموده: «وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ» (تو آدم را از گل آفريدى)
آن گاه آن گل را گذاشت تا متعفن شد، هم چنان كه فرموده: «مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ» (آدمى را از گل گنديده خلق كردم)
آن گاه آن گل را گذاشت تا خشک شد: «مِنْ صَلْصال‏» (از گل خشكيده)
بنا بر اين، تناقضى در اين تعبيرهاى مختلف قرآن نيست؛ زيرا حالات مختلف مبدأ خلقت آدمى را بيان مى‌كند. (9)

منابع:
1. مصطفوی، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏6، ص 270.
2. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، نرم‌ افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏6، ص 515؛ قرشی، سید علی اکبرف قاموس قرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏4، ص 146.
3. جوهری، اسماعیل، الصحاح، تحقيق أحمد عبد الغفور العطار، دارالعلم للملايين، چاپ چهارم، 1407 ق، ج 5، ص 1745، واژه صلل.
4. موسوی، سید رضی، نهج البلاغه، خطبه اول، صفات خلقت آدم.
5. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏6، ص 515؛ طریحی، فخر الدین، مجمع البحرين، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ج ‏1، ص 107؛ راغب اصفهانی، حسین، مفردات الفاظ القرآن، نرم افزار جامع التفاسیر نور، ص 259؛ قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ‏2، ص 171.
6. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏6، ص 515؛ قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ‏3، ص 343؛ راغب اصفهانی، حسین، مفردات الفاظ القرآن، ص 429؛ مصطفوی، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج ‏5، ص 240.
7. موسوی، سید رضی، نهج البلاغه، خطبه اول، صفات خلقت آدم.
8. موسوی، سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، خطبه 1.
9. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‏6، ص 516.

موضوع قفل شده است