حقیقت دین را چه علمی بیان می کند؟؟؟؟(مهم)

تب‌های اولیه

25 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال


واقعا دین چیست؟

فقط مجموعه ای از احکام و قواعد فقهی است؟

فقط شامل کلیاتی است که با اصول فلسفی و کلامی قابل استنباط است؟

یا . . .

آنچه که از متون و منابع دینی اسلامی استنباط می شود این است که دین فقط به یک جنبه انسان اختصاص ندارد تا بتوان گفت که یک علم خاص عهده دار فهم دین است.

بلکه دین اسلام دارای چند بعد است؛ بعد فردی، بعد اجتماعی

و علاوه بر این هم عهده دار تربیت جسمی انسان شده است و هم تربیت روحی افراد یک جامعه

کدام علم است که بتواند حقیقت این دین را برای ما بیان کند؟

همانگونه که میدانید یکی از بهترین تقسیم بندی هایی که در مورد دین اسلام و معارف اسلامی شده است این تقسیم بندی است:

تعالیم اسلام به سه قسمت تقسیم شده اند:

1- اصول و اعتقادات
2- احکام و تکالیف ( فردی و اجتماعی )
3- اخلاقیات ( آنچه که باید باشیم )

در مورد قسمت اول علم کلام و فلسفه یاریگر ما خواهند بود
در مورد قسمت دوم علم فقه
و در مورد قسمت سوم هم متون دینی معتبر


نکته مهم:
منابع فهم دین اسلام بر طبق عقیده شیعه عبارتد از:

الف) قرآن
ب) سنت ( شامل گفتار ، نوشتار و افعال شخص معصوم علیه السلام)
ج) عقل
د) اجماع ( در صورتی که بتوان با آن به قول معصوم علیه السلام برسیم )


از طرفی برای فهم هریک از اینها باید به چند علم مسلط بود

مثلا برای فهم قرآن باید به علوم لغت عربی ، علم معانی، بیان ، بدیع ، تفسیر ، حدیث و ... وارد بود

و همینطور سایر منابع دینی

بنابراین برای فهم دین نمی توان فقط با اتکا به یک یا دو علم به پیش برویم؛ قطعا به مجموعه علوم نیاز داریم

ملتمس دعا

یا علی:Gol:

علامه حلی;211540 نوشت:
اما منظور ایشان از حقایق دین نامفهوم است

منظور بنده از حقایق دین همان رسیدن به یقینی است که خداوند متعال فرمود وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُ- و یا راه رسیدن به يَأَيَّتهَُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُ(27)ارْجِعِى إِلىَ‏ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً(28)فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى(29)وَ ادْخُلىِ جَنَّتىِ(30) است.

سادات;211275 نوشت:
منظورتون رو متوجه نشدم. بیشتر توضیح بدهید.

یعنی به چه وسیله ای (علمی) می توان به جائی رسید که خداوند از این شراب به ما هم بنوشاند چون در حدیثی دیدم که امام صادق علیه السلام در مورد این آیه فرموده بودند که (مضمون حدیث) این شراب افراد را از غیر خدا جدا می کند.

سادات;211509 نوشت:
نجم;211281 نوشت:

با سلام. در دین حقایق زیادی نهفته است. حقیقت یکتایی خدا-حقیقت عبادت- حقیقت آخرت- حقیقت رسالت- حقیقت امامت و ...

خدا پیامبران و قرآن و ائمه را فرستاد تا بشر سرگردان نشه.

اگر قرار به سرگردانی بشر بود که باید همه ما با این همه علوم در دنیا سرگردان می شدیم. به همه این حقیقت ها باید رسید و نهایت اونها کمال انسان است و کمال رسیدن به قرب و رضای خداوند است.

سلام
جناب سادات گرامی ! بنده فکر می کنم شما بین حقیقت و علم خلط مبحث کردید! درست است که علوم بسیار بلکه ممکن است بی شمار باشد اما آیاحقیقت هم این چنین است یا یک حقیقت بیشتر نداریم؟

نجم;212188 نوشت:
سادات;211509 نوشت:

سلام
جناب سادات گرامی ! بنده فکر می کنم شما بین حقیقت و علم خلط مبحث کردید! درست است که علوم بسیار بلکه ممکن است بی شمار باشد اما آیاحقیقت هم این چنین است یا یک حقیقت بیشتر نداریم؟

سلام. خلط مطلب نكردم. همه اينهايي كه گفتم حقيقتند اما نهايت همه اين حقيقت ها خداست. اگر اينها حقيقت نباشند چطور مي توان به حقيقت مطلق رسيد؟

ذکر یونسیه;212170 نوشت:
یعنی به چه وسیله ای (علمی) می توان به جائی رسید که خداوند از این شراب به ما هم بنوشاند چون در حدیثی دیدم که امام صادق علیه السلام در مورد این آیه فرموده بودند که (مضمون حدیث) این شراب افراد را از غیر خدا جدا می کند.

نوشيدن اين شراب فقط معرفت مي خواهد. علم اون هم خود شناسي و خدا شناسي هست.

سادات;212349 نوشت:
نوشيدن اين شراب فقط معرفت مي خواهد. علم اون هم خود شناسي و خدا شناسي هست.

در صورت امکان لطفا بیشتر توضیح بدید که استفاده بهتری ببریم.ممنون:Gol:

ذکر یونسیه;212358 نوشت:
در صورت امکان لطفا بیشتر توضیح بدید که استفاده بهتری ببریم.ممنون:gol:

سلام.

يك نمونه عيني و واقعي معرفتي بود كه ياران امام حسين(ع) نسبت به خدا و امام(ع) پيدا كردند. نتيجش چي شد؟

در شب عاشورا امام از بين دو انگشت جايگاهشون رو نشون داد با اينكه در اين عالم تشنه بودند اما مي ديدند در بهشت حوريان بهشتي با جام هايي از شراب ناب اونها را سيراب مي كنند . اينجا ديگه تشنگي براشون معني نداشت.

البته همه ما نمي توانيم جايگاه خود را ببينيم و ياران امام استثنا بودن اما معرفت اينجاست كه جايگاهت رو نبيني اما اون قدر ايمان داشته باشي كه نديده تسليم بشي اينجاست كه شايسته شرابا طهورا هستي و خداوند به تو مژده مي دهد . پس شرابا طهورا را به هر كسي نمي دهند فقط به اهل دل و معرفت.

بیان علامه طباطبائی در تفسیر المیزان:
" وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً"- خدايشان شرابى به ايشان نوشانيد كه طهور بود، يعنى در پاكى به حد نهايت بود، شرابى بود كه هيچ قذارت و پليدى را باقى نمى‏ گذاشت، و يكى از قذارتهاى درونى آدمى غفلت از خداى سبحان، و بى‏ توجهى به اوست، پس ابرار كه اين شراب طهور را نوشيدند محجوب از پروردگارشان نيستند، و لذا آنان مى ‏توانستند خدا را حمد بگويند، هم چنان كه قرآن فرموده:" وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ" «1»، و ما در تفسير سوره حمد گفتيم: حمد وصفى است كه جز بندگان خالص خدا صلاحيت آن را ندارند، چون خود خداى تعالى فرموده:" سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ"
خداى تعالى در جمله" وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ" همه واسطه‏ ها را حذف كرده، و نوشاندن به ايشان را مستقيما به خودش نسبت داده، و اين از همه نعمت‏هايى كه در بهشت به ايشان داده افضل است، و چه بسا يكى از نعمت‏هايى باشد كه به حكم آيه" لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ" خواست خود بشر بدان نمى‏ رسد.

تفسیر بیان السعادة:
وَ حُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً شرابى كه آنان را از هر چيزى كه به آنان منسوب است از قبيل اموال و افعال و اوصاف و ذوات پاك مى‏ كند تا آنجا كه جز محبوبشان چيزى باقى نمى ‏ماند و در نتيجه لذّت آنان خالص گشته و به چيزى آميخته نمى‏ شود و در خبرى آمده است:آنان را از هر چيزى جز خدا پاك مى‏ سازد.

موضوع قفل شده است