جمع بندی حقوق و وظایف زن امروزی

تب‌های اولیه

69 پستها / 0 جدید
آخرین ارسال

با سلام و احترام

کیمیای دانش;981071 نوشت:
آیا اصلا این که کسی را به زور مجبور به ادامه زندگی کنی خودش کار منطقی است ؟!!
آیا چنین زندگی نتیجه خوبی خواهد داشت ؟
اگر نتیجه این اجبار جو متشنج و حتی خیانت و قتل باشه چه کسی جوابگو خواهد بود ؟

یکی از دلایلی که این تاپیک رو زدم خوندن تیتر خبری به این مضمون بود زنی که درخواست طلاق از نوع عسر و حرجی داشت و رد شده بود به دست شوهرش کشته شد . و خیلی حوادث وحشتناک دیگه جالبه مثلا در این مورد حتی پزشک قانونی عدم ثبات روحی شوهر و ضرب و جرح زن را تائید کرده بود ولی قاضی اون را از مصادیق عسر و حرج نشمرده بود !!!
نگین استثنا بوده چون اگه سرچ کنید از این جور مواد خیلی زیاده .

مطمئنا زندگی اجباری سرانجام خوبی نداره و حتی ممکنه عواقبی وحشتناک تر از خاتمه اون زندگی داشته باشه .

ببینید آنچه مهم است این است که اسلام اجازه طلاق زن در صورت وجود عُسر و حرج را داده است؛ اما هر قانونی اگر درست اجرا نشود ناکارآمد جلوه خواهد نمود این از قانون نیست، از اجرای آن است!
مثلا اسلام که مجازات دزد را با شرایطش تعیین نموده خب طبیعتا اجرای این قانون در گرو قضاوت عادلانه و بررسی شرایط است، این دیگر دست اسلام نیست، دست اجراست.

آنچه که شما فرموده اید در خصوص مصداقی که در اخبار خوانده اید:

کیمیای دانش;981071 نوشت:
زنی که درخواست طلاق از نوع عسر و حرجی داشت و رد شده بود... حتی پزشک قانونی عدم ثبات روحی شوهر و ضرب و جرح زن را تائید کرده بود ولی قاضی اون را از مصادیق عسر و حرج نشمرده بود !!!

خب اولا چنین اخباری خیلی قابل اعتماد نیست، چرا که ما واقعا نمیدانیم قاضی این پرونده با چه قرائن و ادله ای روبرو بوده است و پزشکی قانونی در چه سطحی ان مطلب را تأیید کرده است، و در دادگاه بین زن و شوهر چه سخنانی رد و بدل شده است.
و ثانیا بر فرض صحت این خبر خب قاضی اینجا اشتباه کرده، کسی که سلامت روانی ندشاته و زن را کتک بزند وحتی خوف قتل زن وجود داشته باشد قطعا اسلام حکم به طلاق میدهد.

کیمیای دانش;981074 نوشت:
چند بار عرض کردم خدمتتون قاعده نفی عسر و حرج در اسلام دقیقا به تطابق احکام با عرف برمی گرده .

حتی مصادیق عسر و حرج بین دو تا زن خیلی می تونه فرق کنه با این که هر دو تا زن هستن . ممکنه یه زنی حتی از کتک زدن همسرش ناراحت نشه !! ولی یه زن دیگه حتی یه کلمه تند یا لحن بد شوهرش براش خیلی آزار دهنده باشه این جا ملاک نظر قاضی یا شخص دیگه ای نیست . مهم نظر اون زنه حالا منطقی یا غیر منطقی که قراره به اون زندگی ادامه بده.

بله قطعا مصادیق عُسر و حرج در زمان های مختلف تفاوت خواهد کرد من هم قبول دارم، منتهی :
اولا این ربطی به تفاوت خودِ زن و مرد ندارد؛ اینکه عسر و حرج در زمان ها مختلف تفاوت دارد با یکسان ماندن روحیات زن و مرد سازگاری دارد.
ثانیا: این عُسر و حرج درست است که با گذشت زمان ها فرق می کند منتهی عُسر و حرجِ شخصی ملاک نیست، بلکه آنچه که در نگاه عُرف مردم و عقلای امروز عسر و حرج تلقی میشود. مثلا در گذشته خب مردم با هیزم خانه هایشان را گرم میکرده اند، و اگر این کار را نمیکرده اند موجب عسر و حرج میشد؛ اما اگر امروز مردی بخواهد همین کار را بکند و به جای بخاری و شوفاژ و مانند آن بخواهد با هیزم خانه اش را گرم کند خب این میتواند مقدمه تحقق عسر و حرج شود(خیلی روی مثال پافشاری نمیکنم، فقط برا اینکه منظورم روشن شود عرض کرده ام)
اینکه زنی خیلی به نگهداری سگ علاقمند است و در نگاه او ترک این کار عسر و حرج محسوب میشود؛ این ملاک نیست، باید این عسر و حرج در نگاه عقلای جامعه هم عسر و حرج محسوب شود.

کیمیای دانش;981074 نوشت:
چرا شوهر می تونه حتی به دلایل خیلی غیر منطقی و حتی بی دلیل همسرش رو طلاق بده ؟ آیا این جا دیگه نظر و مصلحت زن و بچه ها مطرح نیست ؟!

سابقا عرض کردم این به تفاوت روحیات زن و مرد برمیگردد:

اولا: عواطف و احساسات در خانم ها پررنگ تر است؛ لذا معمولا میبینیم که گاهی تصمیم گیری هایی از سر احساات می گیرند چه در ازدواج و چه در طلاق، به همین خاطر اسلام برای تصمیم گیری ایشان در ازدواج و طلاق یک ناظر تعیین کرده است اما این تصمیم گیری های احساساتی در آقایان کمتر است.

ثانیا: مرد در صورتی که حق طلاق نداشته باشد و مجبور به زندگی شود با توجه به برتری جسمانی که دارد در حق زن ظلم می کند، نمیشود او را وادار به زندگی با زنی کرد که او را نمیخواهد! و اصلا خود زن هم زیر بار زندگی با شوهری که او را دوست ندارد نمیرود چون نگاه زن به شوهر به عنوان تکیه گاه عاطفی است.
اما در مقابل، اولا اینکه زن معمولا نمیتواند به شوهرش ظلم کند؛ و ثانیا مرد بر خلاف زن نیاز به تکیه گاه عاطفی ندارد، و میتواند در کنار زنی زندگی کند که آن زن مایل به ادامه زندگی نیست؛ و با مهربانی میتواند قلب زن را همراه سازد.

ثالثا: اگر مشکل ادامه دار شد و شدت پیدا کرد و به جدایی و طلاق عاطفی منجر شد خب اینجا می تواند مصداق عسر و حرج باشد.

رابعا: اگر زنی خیلی بر این پافشاری دارد که حق طلاق داشته باشد میتواند شرط کند.

Infinity;981208 نوشت:
کشور ما هم سرمایه داره منتهی جای دانشگاه پژوهشگاه مختص حوزه است و... وگرنه ماهم کم نابغه نداریم

در اینکه زنان هم میتوانند از نظر مدارج علمی بالا رفته و قله های علمی را فتح کنند شکی وجود ندارد؛ اما خواهش می کنم منطقی نقد کنید، اجازه ندهید احساسات مدیریت انتخاب کلمات را از عقل و منطق بگیرند...!

سلام

با این قسمت حرفتون موافقم نیستم که فرمودین زن رو میشه مجبور به زندگی کرد یکی از تفاوت های زن امروزی اینه که اگر نخوان اصلا مثل گذشته بساز نیستن و نمیشه زن های امروزی را مجبور به ادامه زندگی کرد چه برسه به تمکین !
و چرا زن ناسازگار هم می تونه واقعا زندگی رو برای مرد جهنم کنه . درسته قدرت بدنی زنان کمتر از مردانه ولی قدرت کلامی شون بیشتر . و در هنگام عصبانیت همان طور که قدرت بدنی مرد بیشتر میشه قدرت کلامی زن هم بیشتر میشه و زخم زبان چه بسا دردناک تر از زخم های دیگه باشه !
این وسط واقعا ادامه زندگی در این جهنم به نفع بچه ها هست ؟!!
شاید یکی از دلایل دادن حق طلاق انحصاری به مرد سازگاری و گذشت بیش از حد زنان قدیم بوده که الان اصلا این طوری نیست .

به نظر من وقتی اختلافات به حدی می رسه که واقعا یکی از دو طرف چه زن و چه مرد یا هر دو به هیچ روی حاضر به ادامه زندگی نیست یک روانشناس مجرب خیلی بهتر از یه قاضی می تونه مشکلات را ریشه یابی کنه. , راهکار بده و در نهایت ببینه واقعا ادامه این زندگی به نفع کل خانواده است یا قطع آن .

" "دادن حق انحصاری طلاق به مرد به راحتی و بدون طی مراحل کارشناسی و مشاوره خانوادگی و از آن طرف سخت گرفتن خیلی زیاد در دادن حق طلاق به زن.
امروزه نه تنها ظلم در حق زن بلکه ظلم در حق بچه هایی است که در این خانواده زندگی می کنند . ""

البته واقعا امیده که خانواده ها با خوبی و خوشی و سلامت و سعادت کنار هم زندگی کنن ولی نمیشه این موارد مهم را نادیده گرفت .

دختران فوتسالیست کشور با حداقل امکانات و با حفظ حجاب اسلامی قهرمان آسیا شدن :)>-=d> آفرین به غیرت و تلاششون

یکی از وظایف زن مسلمان امروزی همینه
شکوفا کردن استعدادها و توانایی هایش در عرصه های مختلف

کیمیای دانش;981321 نوشت:
با این قسمت حرفتون موافقم نیستم که فرمودین زن رو میشه مجبور به زندگی کرد

من هرگز نگفتم زن را میتوان به ادامه زندگی مجبور کرد؛ عرض کردم بهانه های از سر احساسات دلیل خوبی برای طلاق نیست، و تا جایی که بشود اسلام میخواهد مانع چنین طلاق هایی شود؛ اما اگر همین بهانه کار را به جایی رساند که اختلافات شدت پیدا کرد و عملا زندگی ناممکن شد خب قضیه فرق خواهد کرد.

منظور ما از ادامه زندگی در جایی است که زن ومرد اختلاف جزئی دارند که زن به خاطر آن احساساتی شده و طلاق میخواهد! خب این با گذشت زمان ممکن است حل شود، اما اگر زن حق طلاق داشته باشد مشکل ساز خواهد شد.
مثلا شما ببینید قطعا مهر مادر نسبت به فرزندان بیشتر است یا حدقال بروز و نمود بیشتری دارد؛ اما من از شما میپرسم مادرها بیشتر بچه هایشان را نفرین میکنند یا پدرها؟

احساسات واقعا در خانم ها قوی تر بوده وتصمیمات هیجانی آنها واقعا بیشتر است؛ خصوصا در گذشته دور که طلاق نیاز به محضر رفتن و اینها نداشت و مرد همانجا درجا میتوانست زنش را طلاق دهد؛ شما فرض کنید اگر زنان حق طلاق میداشتند! در همان زمان پیغمبر(ص) آمار طلاق به امار کنونی میرسید!
اما امروزه خب مرد هم بخواهد طلاق بدهد به راحتی گذشته نیست و باید نظر مشاوره و اینها باشد.

کیمیای دانش;981321 نوشت:
البته واقعا امیده که خانواده ها با خوبی و خوشی و سلامت و سعادت کنار هم زندگی کنن


بله درست است؛ ان شاالله که به جای جریان های جنسیتی و اختلاف افکنی بین جنسیت ها و اینها اخلاق و منش جایگزین شود و اصلا بین همسران چنین دیدگاه ها و رقابت هایی نباشد. زن و مرد واقعا خود را یک روح در دو بدن بدانند که شریک یک زندگی هستند

کیمیای دانش;981437 نوشت:
دختران فوتسالیست کشور با حداقل امکانات و با حفظ حجاب اسلامی قهرمان آسیا شدن :)>-=d> آفرین به غیرت و تلاششون

یکی از وظایف زن مسلمان امروزی همینه
شکوفا کردن استعدادها و توانایی هایش در عرصه های مختلف

با سلام و عرض ادب و احترام

واقعا این افراد شان و منزلت واقعی یک زن مسلمان رو به همه دنیا نشون دادن !!!!!!!!!!!!!!

همه مادران و دختران این سرزمین می تونن از این افراد الگو بگیرن و کلاً شوهر و بچه و پدر و ادر رو بزارن کنار و وقتشون رو صرف دنبال توپ افتادن بکنن!!!!

دنبال توپ افتادن و مشهور شدن فوق العاده هوش و استعداد بالایی می خواد !!!!!

آیا نمی بینید که خانم ها و آقایون سوپر استار ها چقدر باهوشن که تونستن سوپر استار بشن !!!!!

در ضمن شهرت نتایج فوق العاده ای هم در رشد و تعالی انسان داره !!!!!!

با عرض سلام و احترام

بله جواب خیلی از سوال هاتون بله است و اصلا جای تعجب نداره نمی دونم چرا تعجب کردین ؟!!!

واقعا دنبال کردن یه ورزش حرفه ای و قهرمانی در سطحی که کشورهای دیگه امکانات و تجهیزات خیلی بیشتری دارن نه تنها هوش و استعداد خیلی بالایی می خواد بلکه غیرت و تلاش خیلی زیادی هم می خواد . قهرمانی شون به عنوان یک زن ایرانی مسلمان هم باعث افتخار ایران و هم باعث افتخار زن مسلمانه . و این پیام خیلی مهم که حجاب مانع موفقیت نیست . و بسیار الگوی خوبی برای دختران مسلمان دیگه می تونن باشن .

ورزش نه تنها مغایرتی با دیگر فعالیت های بانوان نداره بلکه می تونه خیلی هم به سلامتی بانوان کمک کنه .

سوپر استارهایی که فقط تیپ و قیافه دارن الگو خوبی نیستن ولی چرا افرادی مثل اصغر فرهادی , شهاب حسینی و ... که به خاطر هنرشون در جهان شناخته و مشهور شدن قطعا باعث افتخارن .

کیمیای دانش;981539 نوشت:
ورزش نه تنها مغایرتی با دیگر فعالیت های بانوان نداره بلکه می تونه خیلی هم به سلامتی بانوان کمک کنه

درسته اما باید دقت کرد که خود ورزش موضوعیت داره، و اینکه نباید اصالت پیدا کنه؛ یعنی ورزش یک ابزار برای شاد زیستن و موفقیت در عرصه های مهم تر زندگی هست، نباید گمان کنیم اصل ورزش است.
که البته میدانم در این خصوص با هم اختلافی نداریم، برای تذکر عرض کردم.

کیمیای دانش;981539 نوشت:
با عرض سلام و احترام

بله جواب خیلی از سوال هاتون بله است و اصلا جای تعجب نداره نمی دونم چرا تعجب کردین ؟!!!

واقعا دنبال کردن یه ورزش حرفه ای و قهرمانی در سطحی که کشورهای دیگه امکانات و تجهیزات خیلی بیشتری دارن نه تنها هوش و استعداد خیلی بالایی می خواد بلکه غیرت و تلاش خیلی زیادی هم می خواد . قهرمانی شون به عنوان یک زن ایرانی مسلمان هم باعث افتخار ایران و هم باعث افتخار زن مسلمانه . و این پیام خیلی مهم که حجاب مانع موفقیت نیست . و بسیار الگوی خوبی برای دختران مسلمان دیگه می تونن باشن .

ورزش نه تنها مغایرتی با دیگر فعالیت های بانوان نداره بلکه می تونه خیلی هم به سلامتی بانوان کمک کنه .

سوپر استارهایی که فقط تیپ و قیافه دارن الگو خوبی نیستن ولی چرا افرادی مثل اصغر فرهادی , شهاب حسینی و ... که به خاطر هنرشون در جهان شناخته و مشهور شدن قطعا باعث افتخارن .

با سلام و عرض ادب

ورزش بسیار مفید هست ، هیچ شخصی منکر این موضوع نیست

اما قهرمانی در سطح بین المللی نیازمند کنار گذاشتن کامل زندگی معمول انسانی هست (چه زن چه مرد)

آیا شخصی که برای کسب قهرمانی

از زندگی ساقط می شه ، به رژیم های مضر برای بدن رو میاره ، دستش می شکنه ، پاش می شکنه یا حتی باعث مرگ خودش می شه !

به دنبال تندرستی هست یا کسب شهرت !؟؟؟؟!!!

به کسانی هم که برای کسب شهرت و پول حاضر شدن شرف و انسانیت خودشون رو به یه دشمن بفروشن کاری ندارم

سلام

به نظر من هر کسی یا تیمی یا حرکتی که باعث بشه اسم کشورمون در دنیا مطرح بشه و پرچم کشورمون بالا بره باعث افتخاره .

در مورد ورزش حرفه ای هم مربی تغذیه و فیزیوتراپیست و ... همراه تیم هست . بعد هم هر کسی یه هدفی در زندگی داره که بستگی به روحیات و شخصیت فرد داره. حالا ورزشی , هنری , خانوادگی , علمی و ... تا وقتی اون هدف مغایر ارزش های دینی , شرعی , انسانی و اجتماعی نیست قابل احترامه و از بی هدفی بهتره .

با عرض سلام و احترام

یه سوال

چه طور یک دختر نه سال حق انتخاب سرپرست خودش رو داره یا خودش می تونه تعیین کنه حق حضانتش به عهده چه کسی باشه در حالی که یک پسر تا 15 سالگی همچین امکان و اختیاری رو نداره اون وقت همین دختر اجازه ازدواج یا طلاقش نباید دست خودش باشه یعنی وقتی بزرگ میشه عقلش کمتر از نه سالگیش می رسه ؟!!

کیمیای دانش;982062 نوشت:
با عرض سلام و احترام

یه سوال

چه طور یک دختر نه سال حق انتخاب سرپرست خودش رو داره یا خودش می تونه تعیین کنه حق حضانتش به عهده چه کسی باشه در حالی که یک پسر تا 15 سالگی همچین امکان و اختیاری رو نداره اون وقت همین دختر اجازه ازدواج یا طلاقش نباید دست خودش باشه یعنی وقتی بزرگ میشه عقلش کمتر از نه سالگیش می رسه ؟!!

با سلام و عرض ادب

خواهر گرامی

بحث بر شروطی است که در ابتدای قرار داد توسط طرفین پذیرفته شده

زن می تونه در ابتدا این شرط رو نپذیره

اجباری برای پذیرش این شرط توسط زن نیست ...

شروحیل;982078 نوشت:
با سلام و عرض ادب

خواهر گرامی

بحث بر شروطی است که در ابتدای قرار داد توسط طرفین پذیرفته شده

زن می تونه در ابتدا این شرط رو نپذیره

اجباری برای پذیرش این شرط توسط زن نیست ...

سلام

جدای از بحث شروط ضمن عقد , که اون هم حالت عادی که مثلا شرط حق طلاق وجود نداره که زن بخواد بپذیره یا نپذیره , این شرطی که باید ضمن عقد گذاشته بشه که معمولا اول ازدواج رسم نیست بیاین در مورد شرط مثلا حق طلاق صحبت کنن .
به نظر من عادلانه است که این شرط به صورت چاپی در عقدنامه باشه . حالا امضا بشه یا نشه با توافق طرفین است .

اما جدای همه این بحث ها برام سوال پیش اومده این که میگن زن احساساتی است و مثلا ازدواج یا طلاقش باید با نظارت و اجازه باشه پس چه طور در بحث حضانت که بحث حساسی است از نظر قانون و شرع دختر نه ساله به اون درک و فهمی رسیده که بتونه به تنهایی تصمیم بگیره چی به صلاحشه در حالی که پسر تا پانزده سالگی همچین اختیاری نداره .

کیمیای دانش;982122 نوشت:
سلام

جدای از بحث شروط ضمن عقد , که اون هم حالت عادی که مثلا شرط حق طلاق وجود نداره که زن بخواد بپذیره یا نپذیره , این شرطی که باید ضمن عقد گذاشته بشه که معمولا اول ازدواج رسم نیست بیاین در مورد شرط مثلا حق طلاق صحبت کنن .
به نظر من عادلانه است که این شرط به صورت چاپی در عقدنامه باشه . حالا امضا بشه یا نشه با توافق طرفین است .

اما جدای همه این بحث ها برام سوال پیش اومده این که میگن زن احساساتی است و مثلا ازدواج یا طلاقش باید با نظارت و اجازه باشه پس چه طور در بحث حضانت که بحث حساسی است از نظر قانون و شرع دختر نه ساله به اون درک و فهمی رسیده که بتونه به تنهایی تصمیم بگیره چی به صلاحشه در حالی که پسر تا پانزده سالگی همچین اختیاری نداره .

با سلام و عرض ادب

خواهر گرامی

عقد نامه اون همه صفحه داره برای نوشتن شروط ضمن عقد

چه شرط طلاق باشه چه هر شرط دیگه ای

خوب آقایون هم می گن چرا باید شرط تعدد زوجین با اجازه همسر اول در عقد نامه باشه؟

این ها مسائل حکومتی هست و ربطی به اصل ازدواج نداره

وگرنه دو نفر بین هم دیگه هم می تونن عقد کنن و شروط بزارن و مکتوبش کنن (بدون مراجعه به دفتر خونه)

-----------------------------------------------------------------------------------------------

بحث مکلف شدن و بلوغ با هم متفاوت هست

یه پسر ( در شرایط یکسان ) در نه سالگی به همون قدرت تفکری می رسه که یه دختر 9 ساله می رسه ، شاید هم بیشتر

اما پسر مسئولیت هایی بیشتری در اجتماع باید بپذیره و سیستم تناسل بقاء اون هم در سنین بالاتر به کار می افته

به همین خاطر در سنین بالاتری مکلف می شه

و گرنه از لحاظ بلوغ فکری تفاوت خاصی نیست (در شرایط یکسان)

--------------------------------------------------------------------------------------------------

بحث حضانت هم یه بحث حکومتی هست

چون در فقه اسلامی مبحث به گونه دیگه ای هست

[=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]فقهای پیشین، دو نظریه متفاوت دارند:[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]الف) گروهی پایان حضانت طفل پسر را هفت سالگی و طفل دختر را نه سالگی می دانند.[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]ب) گروه دیگر، حضانت مادر را تا رسیدن طفل به سنّ بلوغ دانسته اند و در این زمینه بین پسر و دختر، تفاوتی قائل نیستند.[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]حال به طرح و نقد این آرا می پردازیم:[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]شیخ صدوق براساس نقل علاّمه حلّی4 عقیده دارد که حق حضانت به طور مطلق تا زمانی که مادر، شوهر نکرده، با وی است و مستند رأی خود را نیز این روایت دانسته است: «سألت أبا عبداللّه(ع) عن رجل طلّق امرأته و بینهما ولد، أیّهما أحقّ به؟ قال: المرأة ما لم تتزوّج»5؛ یعنی از امام صادق(ع) سوال کردم که اگر مردی زنش را طلاق دهد و دارای فرزند نیز باشند، کدام یک حق حضانت دارد؟ امام فرمودند: تا زمانی که زن، شوهر نکرده، مقدّم بر پدر است.[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]شیخ طوسی، بر این نظر است که کودک، چه پسر باشد یا دختر، تا زمانی که به سنّ تمییز(که حدود هفت یا هشت سالگی است) نرسیده است، در اختیار مادر خواهد بود و وی در این مورد، مقدّم بر پدر است، ولی در باره پسر، پس از رسیدن به سن تمییز، تا زمان بلوغ، در اختیار پدر قرار می گیرد، امّا در باره دختر، باید گفت که تا موقعی که مادر، شوهر نکرده است، حق حضانت وی ادامه خواهد داشت.6[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]شیخ، مستند رأی خود را روایاتی دانسته که از اصحاب امامیه نقل شده است. 7 همین دانشمند در نوشته دیگری، با تأیید مطلب یاد شده، دلیل خود را اجماع فقهای امامیه و روایات معصومین ذکر کرده است.8[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]ابن ادریس حلّی(ت 598 ه. ق) به این نظریه شیخ طوسی شدیداً اعتراض می کند و آن را منطبق با مبانی فقهای عامه می داند و به مستندات وی نیز به تندی انتقاد کرده، می گوید: وی دلیل خود را اجماع فقها و روایات امامیه دانسته، در حالی که این حرف، مضحک است! کدام اجماع و کدام روایت بر این مبنا صادر شده است؟ بلکه روایت امامیه صریحاً بر خلاف نظر اوست.9[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]علاّمه حلّی که این گونه نقد کردن را از ابن ادریس بر نمی تابد، گفتار وی را حاکی از جهل او دانسته و وی را به بی اطلاعی از اجماع و روایات متّهم می کند و با تردید، بیان می کند که چه بسا این مسئله در زمان شیخ طوسی، اجماعی بوده و فقهای هم عصر وی نیز بدان فتوا داده باشند و در حدّ خود از اعتباری شایسته برخوردار بوده است و برای تأیید این برداشت، خود نیز فتاوای صدوق و ابن جنید را که در نظرش از فقهای معتبرند، ذکر کرده، روایات بیان شده توسط شیخ را نیز قابل اعتنا می داند.10[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]سید محمد عاملی(ت 1009 ه. ق) نیز که از انتقاد ابن ادریس به تنگ آمده، با تأیید نظریه علاّمه حلّی، شایسته می داند که کاش ابن ادریس، تنها اصل مسئله را مطرح می کرد و از خود، چیزی بدان نمی افزود.11[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]ابن جنید اسکافی(ت381 ه. ق) که معاصر شیخ صدوق است و پیش از شیخ طوسی می زیسته، می نویسد:[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]حق حضانت مادر نسبت به فرزند پسر، تا هفت سالگی ادامه دارد و پس از آن نیز اگر رشد عقلی پیدا نکرد، همچنان در حضانت مادرش باقی است، ولی نسبت به دختر، تا مادرش شوهر نکرده، حق حضانت وی ادامه خواهد داشت.12[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]ابن برّاج طرابلسی(ت481 ه. ق) که از چهره های مهم فقهای امامیه است، می گوید:[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]اگر زنی از شوهرش جدا شده و فرزندی نیز از او دارد که رشید و ممیز نیست، همچنان در حضانت مادر باقی است و اگر به مرحله رشد رسید، چنانچه پسر است، تا هفت سالگی و اگر دختر است، تا نه سالگی ادامه می یابد و برخی در باره دختر، آن را تا سنّ بلوغ گفته اند، مگر آنکه مادر، شوهر کند، که به واسطه ازدواج، حق حضانت نسبت به دختر یا پسر ساقط می گردد.

[/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important] مرحوم آیة اللّه خویی بر خلاف قول مشهور می گوید: «اولی آن است که حضانت فرزند(چه دختر و چه پسر) تا هفت سالگی به مادر واگذار شود».[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]مکتبهای حقوقی اهل سنت دراینکه تا هفت سالگی حضانت اطفال با مادر است، اتفاق نظر دارند، ولی در باره پس از هفت سالگی، عقاید گوناگونی ابراز کرده اند.[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]حنفی ها حضانت پسر را هفت یا نه سالگی دانسته و در باره دختر، آن را تا نه سالگی یا حدوث عادت ماهیانه دانسته اند.[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]مالکی ها پسر را تا سن بلوغ شرعی و دختر را تا زمان ازدواج، در حضانت مادر می دانند.[/][/][=Tahoma][=IranSans !important][/][/][/][=IranSans][=tahoma][=IranSans !important]شافعی ها سن خاصی را ملاک حضانت ندانسته اند، بلکه پایان آن را ممیّز شدن طفل می دانند و برآنند که در این هنگام، خود حق انتخاب دارد که نزد کدام یک از والدین به سر برد.[/][/][/]

کیمیای دانش;982062 نوشت:
چه طور یک دختر نه سال حق انتخاب سرپرست خودش رو داره یا خودش می تونه تعیین کنه حق حضانتش به عهده چه کسی باشه در حالی که یک پسر تا 15 سالگی همچین امکان و اختیاری رو نداره اون وقت همین دختر اجازه ازدواج یا طلاقش نباید دست خودش باشه یعنی وقتی بزرگ میشه عقلش کمتر از نه سالگیش می رسه ؟!!

سرکار خانم کیمیای دانش بین این دو مسئله تفاوت وجود دارد

اینجا انتخاب بین پدر ومادر است، هیچ طرف مفسده ای ندارد؛ پیش پدر باشد یا مادر هر دو خیرخواه او هستند، پس بهتر است خودش انتخاب کند پیش کدام راحت تر است...
اما بحث ازدواج بحث شروع یک زندگی است که یک طرفش سعادت و طرف دیگر آن بدبختی است، عوارض تصمیم گیری های احساساتی در اینجا خیلی زیاد است!

علاوه بر اینکه در بحث حضانت، دختر میتواند به راحتی از تصمیم خود برگردد و از نزد مادر به نزد پدر برود یا بالعکس! اما در ازدواج و طلاق اینچنین نیست!


و ثالثا اصلا بحث کم شدن عقل نیست، بحث احساسات است، کسی نمیگوید عقل زن بعد از بلوغ کم میشود! این احساسات برای ازدواج و طلاق نیازمند ناظر است.
بله اگر دختر قبل از 9 سالگی خودش میتوانست ازدواج کند و بعد از 9 سالگی نیازمند اجازه میشود اینجا میگفتیم عقلش کم شده! در حالی که این اجازه برای تمام سنین او وجود دارد.

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات

نه در بحث حضانت فقط بین مادر و پدر نیست حتی دختر می تونه یکی از محارم دیگه خودش هم انتخاب کنه و حتی همین حق به پسر تا 15 سالگی ندادند .

در موضوع احساسات سن و تجربه نقش بیشتری نسبت به جنسیت داره بله یه دختر بیست ساله ممکنه احساساتی تصمیم بگیره ولی به نظر شما یه پسر بیست ساله منطقی تصمیم می گیره ؟!! ( بدون در نظر گرفتن مواردد استثنا )

با سلام و احترام
بنده هم قبولی طاعات و عبادات شما را از خداوند منان خواستارم

کیمیای دانش;983060 نوشت:
نه در بحث حضانت فقط بین مادر و پدر نیست حتی دختر می تونه یکی از محارم دیگه خودش هم انتخاب کنه و حتی همین حق به پسر تا 15 سالگی ندادند .

در موضوع احساسات سن و تجربه نقش بیشتری نسبت به جنسیت داره بله یه دختر بیست ساله ممکنه احساساتی تصمیم بگیره ولی به نظر شما یه پسر بیست ساله منطقی تصمیم می گیره ؟!! ( بدون در نظر گرفتن مواردد استثنا )

فرقی نمی کند حضانت پدر و مادر باشد یا سایر محارم! عرض من این است که حضانت از اساس با ازدواج متفاوت است.

ببینید در این خصوص سه نکته عرض می کنم:

اولا هیچ نهی ای وجود ندارد که پسر برای ازدواج و طلاقش هرگز مشورت نگیرد! بلکه برعکس این هم مورد توصیه و تأکید است. در حقیقت این امر برای پسر مورد تأکید و برای دختر واجب است.

دوم: از حیث آسیب دیدن، در ازدواج صحبت از یک عُلقه ای است که هرگز به این راحتی ها اسلام حاضر به گسسته شدن آن نیست و در صورت انتخاب اشتباه چه به لحاظ جسمی و چه از نظر روانی بیشترین کسی که آسیب می بیند دختر است.

سوم: قوی تر بودن عاطفه در دختران مسئله ای است که قابل انکار نیست، و این مجال فریب خوردن را تقویت می کند.
بزرگترین گواه آن هم فرجام دوستی های دختر و پسر است که دور از نگاه خانواده ها و بدون اجازه آنهاست.
دوستی های دختر و پسر نماد جامعه ای است که روابط و ازدواج بی نیاز از اجازه پدر باشد.

آمار به راحتی نشان میدهد که در این دوستی های دختر و پسر بیشترین کسی که ضربه میخورد و آسیب می بیند دختران هستند حتی در جایی که دختر سنش بالاتر از پس بوده است، من خودم با چند مورد برخورد داشته ام، و عجیب تر آنکه سراغ دارم موردی که خانمی که سال ها متأها بوده و شوهرش از دست داده بود با شنیدن جملات یک پسر به او دلبسته شده بود که با هر عقل و منطقی حساب می کردیم سخنان آن پسر بوی صداقت نمیداد!

باور کنید اسلام دشمنی با زنان و دختران ندارد، اینکه اجازه دیگری را شرط کرده است برای مصلحت خود ایشان است؛ دختر موجود لطیف و عاطفی است، نگاهش در دوستی و ازدواج همین نگاه است؛ واقعا از روی صداقت اعتماد می کند، جنس پسر را نمی شناسد به همن خاطر اسلام میگوید برای ازدواج اول اجازه پدر لازم است. اما اگر ازدواج اول به مانعی برخورد کرد برای سایر ازدواج ها دیگر اجازه پدر لازم نیست چون اکنون دیگر جنس مخالف را شناخته است.

پرسش
با توجه به اینکه امروزه بسیاری از خانم ها در کنار کار خانه، در بیرون از خانه هم اشتغال داشته و پا به پای مردها کار می کنند چرا نباید از حقوق مساوی بهره مند باشند؟ حالا که وظایف برابر شده نباید حقوق هم برابر باشد؟
علاوه بر اینکه همین حقوق فعلی هم در عمل بی معناست، چرا که زن باید برای گرفتن مهریه اثبات کند مرد استطاعت دارد، برای گرفتن نفقه باید اثبات کند تمکین کرده، برای گرفتن اجرت المثل باید اثبات کند قصد تبرع نداشته! اما حقوق مرد به راحتی در دسترس اوست.


پاسخ

برای پاسخ به این سوال به دو نکته توجه بفرمایید:

نکته اول:
سوال شما از دو بخش تشکیل شده که باید به صورت مستقل به آنها پاسخ داده شود:

پاسخ به بخش اول
باید توجه بفرمایید که علت تفاوت احکام اسلام این نیست که چون زنان در خانه کار میکنند و مردها در بیرون از خانه بنابراین حقشان با مردها متفاوت باشد؛ تا بگویید خب زنها هم امروزه وارد کارهای خارج از خانه شده اند!
لازمه ی آنچه شما می فرمایید این است که اسلام به دنبال تشویق زنان خانه دار به ورود به مشاغل خارج از خانه باشد، به همین خاطر تا زمانی که در خانه بنشینند حقوقشان کمتر خواهد بود!! در حالی که هرگز اسلام چنین نگاهی ندارد! به همین خاطر اتفاقا از ورود های غیر ضروری بانوان و خلط بین زن و مرد و مانند آن نهی کرده است.

حقیقت این است که زن و مرد دو جنس از انسان با ویژگی های متفاوت هستند، و وظایف و حقوقی که در اسلام برایشان تعریف شده متناسب با این استعدادها و توانایی هاست، و از آنجا که این استعدادها و توانایی ها قابل تغییر نبوده و مربوط به طبیعت زن و مرد است، اسلام هم اصلا تمایلی به تغییر وظایف ایشان ندارد؛ چرا که از آنجا که این وظایف متناسب با طبیعت زن و مرد است، نمیتوان با تغییر وظایف انسان ها حقوق ایشان را تغییر داد! و در صورت چنین تغییری وظایفی را بر عهده ایشان گذارده ایم که با توان و استعداد آنها سنخیتی ندارد!

به عبارت دیگر این تفاوت احکام و وظایف ناظر به تفاوت استعدادها و توانایی های زن و مرد است، نه سلیقه ای و قراردادی تا بتوان به راحتی آن را تغییر داد! تغییر منطقی این احکام و وظایف در گرو تغییر هویت زن و مرد است، یعنی باید خود زن و مرد را تغییر داد تا بتوان این احکام را هم تغییر داد.
اینکه ما با ترویج اشتغال زنان در خارج از خانه دنبال حقوق مساوی باشیم نه تنها زن و مرد را به حقوق مساوی نمی رساند بلکه کار را خراب تر می کند، چون این دو عضو را در غیر موضع خودشان قرار داده ایم.

چنین رویکردی آسیب ها و مفاسد متعددی خواهد داشت؛ آسیب هایی چون:

- اشغال فضای کسب و کار و بیکاری نیرویی که تأمین معیشت خانواده را بر عهده دارد.
- کاهش آمار ازدواج به خاطر پایین آمدن آمار اشتغال مردان و توانایی تشکیل خانواده
- بالارفتن آمار طلاق به خاطر ناتوانی بانوان شاغل در انجام وظائف خانه داری، همسرداری و تربیت فرزندان
- بالارفتن فاصله طبقاتی بین خانواده هایی که مردشان هم بیکار و خانواده هایی که زن و مرد شاغل هستند!
- کاهش توان فرزند آوری، طبیعتا مادران شاغل به خاطر تعارض دروان بارداری و بچه داری در دوران نوزادی با اشتغالشان از بچه دار شدن ابا خواهند داشت.
- کاهش توجه عاطفی و تربیتی به فرزندان، با توجه به نبود مادر در زمان کار، وخستگی مادر پس از کار
- کاهش سطح ارتباط عاطفی همسران با توجه به اشتغال هر دو، و کمبود وقتی که برای یکدیگر خوهند گذاشت.
- کاهش سطح کیفیت خانه داری در ابعاد گسترده خودش
- بالارفتن آمار آسیب های اجتماعی(ناشی از عدم ازدواج پسران، خانه نشین شدن دختران، عدم تمرکز بر تربیت فرزندان و...) که موجب مفاسد اجتماعی بسیاری خواهد شد.
- افزایش امار خانه سالمندان
- استفاده ابزاری از زنان و آسیب های اجتماعی

زنان متأهل به خاطر دغدغه های اشتغال، فرزندان خود را به مهدهای کودک می سپارند! بچه هایی که به جای آغوش پر مهر مادر در مهد کودک بزرگ شده و عاطفه مادری را مانند فرزندانی که مادرشان خانه دار است را تجربه نگرده، و خستگی های مادر از اشتغال را بعد از آمدن به خانه دیده اند، طبیعتا اینها هم مهر و محبت مادر و فرزندی کمتری خواهند داشت و هنگام بزرگ شدن پدر و مادر را به خانه سالمندان می گذارند!!
چه زیبا می فرمایند آیت الله جوادی آملی که: از وقتی مهدهای کودک ما افزایش یافت، خانه های سالمندان نیز افزایش یافت!!

ما مخالف اشتغال زنان نیستیم، اما شأن و هویت زن در گرو اشتغال نیست؛ باید شأن زن خانه دار و سنگینی باری که بر دوش اوست حفظ شود؛ تلاشی او واقعا کمتر از تلاش مرد نیست؛ دست هایی هستند که زن را تشویق به هویت یابی در جامعه و و اشتغال در خارج از خانه میکنند و او را وادار میسازند مسئولیتی دو برابر مرد به دوش بگیرد؛ این واقعا ظلم به زن هست که هم خارج از خانه کار کند و هم داخل خانه به کارهای خانه رسیدگی کند؛ نباید یک اشتباه را با اشتباه دیگری جبران کرد!
فقط خدا میداند کار زنان خانه دار چقدر ارزشمند است!ارزش کارشان کمتر از آن خانمی نیست که مثلا در بانک پول مردم را میگیرد و به حسابشان واریز میکند. این دو کار نه از نظر ارزش قابل مقایسه هستند، نه از نظر سختی، و نه از نظر اجر اخروی!

بله یک وقت زنی معلم است، پزشک است، وکیل زنان است، آزمایشگاه زنان و صدها مسئله دیگر است خب اینها اگرچه در خانه لطمه میخورند اما بالاخره کارهایشان اهمیت بیشتری دارد، اما اینکه یک خانم فروشندگی یک مغازه را بر عهده بگیرد و صبح ساعت 8 بیاید در مغازه را باز کند و تی بکشد واقعا چه ضرورتی دارد؟ آیا همین خانم اگر صبح زود صبحانه را آماده کند، با همسر و فرزندانش صبحانه بخورد و آنها را راهی کار و مدرسه شان کند، بعد کتاب های علمی، روانشناسی و یا رمان بخواند، ورزش کند، خانه را مرتب کند، و غذا را برای ظهر آماده کند کارش کمتر ارزش دارد؟

بنابراین تشویق به اشتغال زنان و وانمود کردن به اینکه شأن و هویت زن در کار و اشتغال خارج از خانه است اشتباهی است که نباید با اشتباه دیگری آن را جبران کرد.

بخش دوم سوال
اما در مورد حقوق زن که می فرمایید در گرو اثبات است باید عرض کنم اینطور که می فرمایید نیست:
مهریه به گردن مرد است چه استطاعت داشته باشد و چه نداشته باشد، آنچه که در گرو اثبات است مربوط به نحوه پرداخت آن است؛ یعنی اگر مردی گفت نمیتوانم یک جا پرداخت کنم در آن صورت به صورت اقساطی وادار به پرداخت میشود و اگر زن مدعی است که پول دارد و نمیخواهد یکجا بدهد میتواند اثبات کند. اینطور نیست که کسی بگوید اگر مردی توان پرداخت ندارد دیگر لازم نیست مهریه را بپردازد!

در مورد نفقه هم اتفاقا بر عکس است، مرد اگر بخواهد نفقه ندهد باید اثبات کند که زن تمیکن نکرده، وگرنه اصل بر تمکین و پرداخت نفقه است.در مورد اجرت المثل هم همینطور، اصل بر این است که تبرعی نبوده؛ یعنی باز هم مرد است که باید اثبات کند همسرش تبرعی این کارها را انجام میداده.

علاوه بر اینکه این احکام، خطوط قرمز حداقلی است که برای زن و شوهرهای ناسازگار تعیین شده، اسلام هرگز خواستار این نیست که این احکام با همین حدود در جامعه اجرا شود و زن ومرد حقوقشان را بر سر هم بکوبند! آنچه اسلام در حیطه اخلاق بیان می کند خواستار خانواده ای است که اصلا زن و مرد یک روح در دو بدن باشند، اصلا بینشان دوگانگی نباشد که سخن از نفقه و مانند آن پیش بیاید، همانطور که ما در عموم خانواده های امروزی میبینیم که زن و شوهر با هم راحت زندگی میکنند و تمام درآمدشان را با هم خرج میکنند و اصلا نفقه و مهریه و اجرت امثل و حق خروج از منزل و حق تمکین و مانند آن بین آنها مطرح نیست؛ خیلی بالاتر از این حقوق به یکدیگر احترام می گذارند.

در مورد سایر حقوق زن هم قضیه اینچنین است! مثلا همین دیه که نصف بودن آن مورد اعتراض برخی خانم ها قرار گرفته در حقیقت به نفع زن است! چون آن کسی که مُرده که برایش فرقی نمیکند که دیه اش چقدر باشد! آن کسی که دیه را می گیرد برایش مهم است که چقدر دیه می گیرد. مرد از فوت همسرش نصف مبلغی را می گیرد که یک زن از فوت شوهرش دیه می گیرد! خب حالا شما بگویید این حکم به نفع کیست؟

یا در مورد حق طلاق خب این به تفاوت روحیات زن و مرد برمیگردد، عواطف و احساسات در خانم ها پررنگ تر است؛ لذا معمولا میبینیم که گاهی تصمیم گیری هایی از سر احساسات می گیرند چه در ازدواج و چه در طلاق، به همین خاطر اسلام نمیگوید زن حق طلاق ندارد، فقط می گوید یک ناظر باید درخواست این خانم را بررسی کند تا در صورتی که درخواست منطقی و به جا باشد به زن حق طلاق داده میشود، اینکه زن حق طلاق نداشته باشد مربوط به درخواست هایی است که توجیه منطقی ندارند.
چون بالاخره در یک خانواده همه حق دارند، بچه ها هم حیاتشان در گرو بقاء این خانوده است، نباید با مسائل ساده از هم پاشیده شود.
اما در هر صورت اگر مشکل ادامه دار شد و شدت پیدا کرد و به جدایی و طلاق عاطفی منجر شد خب اینجا می تواند مصداق عسر و حرج باشد. همچنین اگر زنی خیلی بر این پافشاری دارد که حق طلاق داشته باشد اسلام شرط ضمن عقد آن را به رسمیت می شناسد، یعنی زن میتواند در هنگام عقد شرط کند که حق طلاق داشته باشد.

موضوع قفل شده است